مختار گرامی مسئول این سایت انسان شریف و مبارزی با پروسه سالها مبارزه است که به دلایل امنیتی عجالتا برای عموم خود را معرفی نمی کند ولی در فرصتی این کار را خواهد کرد. معرفی سایت در دریچه به دلیل شناخت من از ایشان است بادرود
چه سایت غم انگیزی! بر زمینه ای سیاه و با سوژه هایی چون اعتیاد و فحشا و اعدام و شکنجه و .. درست است که در ایران همه اینها هست اما این همه ایران نیست . شادی و امید و مهر و دوستی وجوانی و طراوت و اندیشه های نو موضوعاتی هستند بسیار مهم در بطن زندگی ما ایرانی ها که متا سفانه در این سایت جایی ندارند. تنها از دردها نوشتن دست آخر چیزی شبیه به سایتهای مجاهدین می شود که در نهایت همه را خسته و نا امید می راند. در زندگی بقول خود شما جناب یغمایی" ..شادی و غم به یکدگرند ..ودر پی هم روند و شوند نهان و پدید"
در پایان جناب یغمایی ضمن تشکر از شما که در طول ماهها اجازه دادید بخش مهمی از نظرات حقیر در دریچه منتشر شود از آنجا که احساس می کنم این روزها دیگر اما بسیار سیاسی و گزینشی در زمینه سانسور و یا عدم سانسور نظرات عمل می کنید و به نوعی احساس می کنم که نظرات خوانندگان بعنوان یک ابزار در تنظیم رابطه شما با رهبری مجاهدین بکار می رود و از آنجا که بکار گیری چنین شیوه هایی را درست نمی دانم و علاقه ای هم به آلت دست بودن ندارم با شما و دوستان دیگر در دریچه خدا حافظی می کنم. پیروز باشید با احترام فرهاد
موفق باشی و بدرود فرهاد عزیز در رابطه با کامنتها مساله تنظیم رابطه با رهبری و... نیست مساله توهین شخصی نکردن است ودر محتوای شما میتوانید درست نقد کنید و هر چه میخواهید بنویسید در هر حال هر طور که میخواهید موفق باشید
جناب یغمایی عزیز متاسفانه مقوله توهین همانطور که عرض کردم بسته به میزان دوری ونز دیکی تان با رهبری مجاهدین مفهمومش تغییر میکند.مثلا وقتی شما دو سه ماه پیش در شعری از اُقّ تان گرفتن از سیاست های مسعود رجوی نوشتید توهین محسوب نمی شد اما اگر امروز در نظری بنده می نویسم که از بی رحمی ورفتارهای غیر انسانی مریم رجوی فی ام گرفته شما آنرا بعنوان توهین سانسور می کنید. می بینید جناب یغمایی که در هر دو مورد یک چیز را به فاصله چند ماه هم شما و هم حقیر نوشته ایم اما چه چیز موجب می شود که آنروز شعر شما توهین محسوب نشود ولی امروز کامنت بنده توهین محسوب شود؟ هیچ چیز جز اینکه احتمالا تنها امروز معنی نسبی توهین در ذهن شما تغییر کرده باشد که به نظر بنده سیاسی این نسبی بودن تنها و تنها می تواند تابع تنظیم رابطه شما با رهبری مجاهدین باشد. جناب یغمایی عزیز این شل کل سفت کن ها در رابطه با نشر یا عدم نشر کامنت ها را بنده مدتی است در دریچه احساس کرده ام و پیشتر نیز در این رابطه نظری خطاب به شما نوشتم. به نظر بنده بهتر این می بود که شما نظرات همه رابه استثنای فحش های ناموسی و از این دست منتشر کنید چرا که آبروی شریعت به اینقدر نرود. اجازه بدهید جناب یغمایی که خیلی خودمانی و بدون تعارف از شما بپرسم که راستی از چه می هراسید نازنین؟ بالاتر از سیاهی هم مگر رنگی هست؟ رهبری مجاهدین که بارها خود شما را مزدور اطلاعات و از هضم رابع آن گذشته خطاب کرده ..البته این مهم نیست به نظر بنده وقتی رهبری سازمان یعنی همین مسعود و مریم رجوی با اشتباهات فاحش خود 52 نفر را بدست آدمکشان رژیم سپرده اند که البته با نمونه های دیگر در قتل عام های گذشته در اشرف همین راه را رفته اند آیا انصافا بی رحم خواندن آن خانم و آن آقا و توصیف رفتار آنها با صفت غیر انسانی در رابطه با مجاهدین گرفتار در عراق توهین است یا اینکه عینا یک موضعگیری سیاسی است. بهر حال بگذرم که شما خود سرما و گرما چشیده اید و مطمئنم که خیلی خوب می فهمید منظور بنده را. سخن کوتاه می کنم و رسیدن بهار را به شماو خانواده محترم پیشاپیش تبریک می گویم. برایتان طول عمر همراه با شادی آرزو دارم فرهاد
فرهاد گرامی با سلام و تبریک عید و آرزوی سلامت حرفهایتان از زاویه ای درست است ولی وقتی با یک سایت ادمی درگیر است وضع مقداری تفاوت میکند همانطور که شما نوشته ای اینان البته بر اساس خط رهبر نه تنها بارها فتوای مزدور بودن مرا صادر نموده و دو سه اطلاعیه رسمی و یک جزوه و دهها مقاله علیه من منتشر کرده اند بلکه همین الان روی سایت ایران افشاگر سه مطلب علیه من قرار دارد که ارزش جواب دادن ندارد. چیزی در من تغییر نکرده من آرد خود را بیخته و الک خود را در رابطه با رهبر بزرگوار بیخته و آویخته ام و متاسفانه در این رابطه به انتهای روشنی رسیده و ظلمات را دیده ام کوشش من درکامنتها این است که فضائی ایجاد شود که بجای شکل و فرد به ماده و محتوا پرداخته شود و این کار مشکلی است رها که بکنی دیگر باید منتظر محشر کبرا از دو طرف بود من هنوز امیدوارم کامنتها به فضائی راه ببرند که مساله حل کنند و نه آبی بر اتش عصبیتها بریزند در هر حال خرف بسیار است و می بخشید با درود
۹ نظر:
آقای یغمایی مسئول این سایت کی است؟
مختار گرامی
مسئول این سایت انسان شریف و مبارزی با پروسه سالها مبارزه است که به دلایل امنیتی عجالتا برای عموم خود را معرفی نمی کند ولی در فرصتی این کار را خواهد کرد. معرفی سایت در دریچه به دلیل شناخت من از ایشان است بادرود
چه سایت غم انگیزی! بر زمینه ای سیاه و با سوژه هایی چون اعتیاد و فحشا و اعدام و شکنجه و ..
درست است که در ایران همه اینها هست اما این همه ایران نیست .
شادی و امید و مهر و دوستی وجوانی و طراوت و اندیشه های نو موضوعاتی هستند بسیار مهم در بطن زندگی ما ایرانی ها که متا سفانه در این سایت جایی ندارند.
تنها از دردها نوشتن دست آخر چیزی شبیه به سایتهای مجاهدین می شود که در نهایت همه را خسته و نا امید می راند.
در زندگی بقول خود شما جناب یغمایی" ..شادی و غم به یکدگرند ..ودر پی هم روند و شوند نهان و پدید"
در پایان جناب یغمایی ضمن تشکر از شما که در طول ماهها اجازه دادید بخش مهمی از نظرات حقیر در دریچه منتشر شود از آنجا که احساس می کنم این روزها دیگر اما بسیار سیاسی و گزینشی در زمینه سانسور و یا عدم سانسور نظرات عمل می کنید و به نوعی احساس می کنم که نظرات خوانندگان بعنوان یک ابزار در تنظیم رابطه شما با رهبری مجاهدین بکار می رود و از آنجا که بکار گیری چنین شیوه هایی را درست نمی دانم و علاقه ای هم به آلت دست بودن ندارم با شما و دوستان دیگر در دریچه خدا حافظی می کنم.
پیروز باشید
با احترام
فرهاد
موفق باشی و بدرود فرهاد عزیز
در رابطه با کامنتها مساله تنظیم رابطه با رهبری و... نیست مساله توهین شخصی نکردن است ودر محتوای شما میتوانید درست نقد کنید و هر چه میخواهید بنویسید در هر حال هر طور که میخواهید موفق باشید
سلام و تبریک این سایت به نظر من سایت بسیار پر بار و خوبی است و برای دست اندر کارانش موفقیت آرزو میکنم
باز هم یک سایت ضد انقلابی دیگر علیه جنبش واقعی مقاومت بروید دنبال کارتان
باز یک چارپای نفهم دیگر که نه نظرش مثل ادمیزاد است نه اسمش که من نفهمیدم معنیش چیه آخه ونفورفور هم اسم آدمیزاده شبیه اسم اجنه میمونه بخدا
جناب یغمایی عزیز
متاسفانه مقوله توهین همانطور که عرض کردم بسته به میزان دوری ونز دیکی تان با رهبری مجاهدین مفهمومش تغییر میکند.مثلا وقتی شما دو سه ماه پیش در شعری از اُقّ تان گرفتن از سیاست های مسعود رجوی نوشتید توهین محسوب نمی شد اما اگر امروز در نظری بنده می نویسم که از بی رحمی ورفتارهای غیر انسانی مریم رجوی فی ام گرفته شما آنرا بعنوان توهین سانسور می کنید.
می بینید جناب یغمایی که در هر دو مورد یک چیز را به فاصله چند ماه هم شما و هم حقیر نوشته ایم اما چه چیز موجب می شود که آنروز شعر شما توهین محسوب نشود ولی امروز کامنت بنده توهین محسوب شود؟ هیچ چیز جز اینکه احتمالا تنها امروز معنی نسبی توهین در ذهن شما تغییر کرده باشد که به نظر بنده سیاسی این نسبی بودن تنها و تنها می تواند تابع تنظیم رابطه شما با رهبری مجاهدین باشد.
جناب یغمایی عزیز این شل کل سفت کن ها در رابطه با نشر یا عدم نشر کامنت ها را بنده مدتی است در دریچه احساس کرده ام و پیشتر نیز در این رابطه نظری خطاب به شما نوشتم.
به نظر بنده بهتر این می بود که شما نظرات همه رابه استثنای فحش های ناموسی و از این دست منتشر کنید چرا که آبروی شریعت به اینقدر نرود.
اجازه بدهید جناب یغمایی که خیلی خودمانی و بدون تعارف از شما بپرسم که راستی از چه می هراسید نازنین؟ بالاتر از سیاهی هم مگر رنگی هست؟ رهبری مجاهدین که بارها خود شما را مزدور اطلاعات و از هضم رابع آن گذشته خطاب کرده ..البته این مهم نیست به نظر بنده وقتی رهبری سازمان یعنی همین مسعود و مریم رجوی با اشتباهات فاحش خود 52 نفر را بدست آدمکشان رژیم سپرده اند که البته با نمونه های دیگر در قتل عام های گذشته در اشرف همین راه را رفته اند آیا انصافا بی رحم خواندن آن خانم و آن آقا و توصیف رفتار آنها با صفت غیر انسانی در رابطه با مجاهدین گرفتار در عراق توهین است یا اینکه عینا یک موضعگیری سیاسی است.
بهر حال بگذرم که شما خود سرما و گرما چشیده اید و مطمئنم که خیلی خوب می فهمید منظور بنده را.
سخن کوتاه می کنم و
رسیدن بهار را به شماو خانواده محترم پیشاپیش تبریک می گویم. برایتان طول عمر همراه با شادی آرزو دارم
فرهاد
فرهاد گرامی
با سلام و تبریک عید و آرزوی سلامت
حرفهایتان از زاویه ای درست است ولی وقتی با یک سایت ادمی درگیر است وضع مقداری تفاوت میکند
همانطور که شما نوشته ای اینان البته بر اساس خط رهبر نه تنها بارها فتوای مزدور بودن مرا صادر نموده و دو سه اطلاعیه رسمی و یک جزوه و دهها مقاله علیه من منتشر کرده اند بلکه همین الان روی سایت ایران افشاگر سه مطلب علیه من قرار دارد که ارزش جواب دادن ندارد.
چیزی در من تغییر نکرده من آرد خود را بیخته و الک خود را در رابطه با رهبر بزرگوار بیخته و آویخته ام و متاسفانه در این رابطه به انتهای روشنی رسیده و ظلمات را دیده ام کوشش من درکامنتها این است که فضائی ایجاد شود که بجای شکل و فرد به ماده و محتوا پرداخته شود و این کار مشکلی است رها که بکنی دیگر باید منتظر محشر کبرا از دو طرف بود من هنوز امیدوارم کامنتها به فضائی راه ببرند که مساله حل کنند و نه آبی بر اتش عصبیتها بریزند در هر حال خرف بسیار است و می بخشید
با درود
ارسال یک نظر