دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

روی تصویر کلیک کنید

روی تصویر کلیک کنید
از این وبگاه پر بار و وزین و در راستای شناخت هویت ملی خود دیدن کنیم

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۳ اردیبهشت ۲۳, سه‌شنبه

پوزش از شاعر و نویسنده ارجمند آقای محمد علی اصفهانی

پوزش از شاعر و نویسنده ارجمند آقای محمد علی اصفهانی
سالها قبل در خدود هشت سال قبل،در یازده آبانماه سال 1386در فضای سیاسی آن روزگار در بر آشفتن از یکی از نوشته های آقای محمد علی اصفهانی شاعر و نویسنده پر مایه شورنده بر ارتجاع   که سالهاست پناهنده سیاسی است و رنجهای فراوان را بر خود هموار کرده است، یاداشتی نوشتم. این یاداشت که در آن هنگام میپنداشتم درست و در دفاع از حق و حقیقتی است، نادرست و ناحق و ناروا بود وباعث رنجش خاطر فراوان این مرد بزرگوار گردید. میدانم محمد علی اصفهانی بخوبی از فرهنگ گذشت و بخشش با خبر است و به این فرهنگ متصل، صمیمانه از او عذر میخواهم و امیدوارم گذشت او،پس از سی و چند سال تحمل رنج و آوارگی و تحمل جور شیخان خونریز، و در مقامی که بخش اعظم عمر من و او سپری شده است،  باعث آرامش من، و عذر خواهی صمیمانه من باعث سبکباری خاطر او گردد.
با احترام
اسماعیل وفا یغمائی
دوازده ماه می 2014 میلادی
22 اردیبهشت 1393خورشیدی 

۸۳ نظر:

فرهاد مهدوی گفت...

اسماعیل عزیز سلام، چه اقدام بجا و چه کار زیبایی کردی. همین است و چاره یی جز این نیست که هر جا دریافتیم که باید برگشت، برگردیم.
پیروز باشی و سرفراز.
قربانت
فرهاد مهدوی

ناشناس گفت...

پوزش خواستن و اقرار بە یک حقیقت ، شرافت وشهامتی می خواهد کە اگر تمام خونریزان و مستبدان تاریخ ، فقط همین یک فضیلت را داشتند ، نه خونی می ریختند و نه استبدادی می ورزیدند . درود بر شما شاعر گرامی . باشد کە شمایان مروج چنین فرهنگ زیبایی باشید...

لقمان

حميد ع گفت...

درود بر شما آقای يقمايی درود بر شجاعت و شرف شما.
آی کاش رهبر عقيدتی هم در سال 64 (در حقيقت بايد گفت چند ماه بعد از خرداد 60 روشن بود که استراتژی ايشان شکست خورده) همين شجاعات و شرف را داشت که بگويد اشتباه کرده (بجای انقلاب ايديلوژيک وتاسيس رهبر عقيدتی=ولايت فقيه) ، شايد جلو از دست رفتن جان هزاران پيشتر گرفته ميشد و با استراتژی درست، تا حالا رژيم آخوند جانی سرنگون شده بود.

درود همچنين به آقای اصفهانی که آن زمان در جواب آقای يقمايی سکوت کرد و فقط با زبان حق و آتشين جواب رهبر ترسو و بی شرف را داد.

درسی برای ديگران که وقتی مواجه با فحاشی طرفداران نا آگاه رهبری انقلاب نوين!!! قرار ميگيرن بجای عمل متقابل فحاشی با تيزترين زبان
مسّول اصلی اين حکايت غم انگيز 37 ساله را در اپوزيشن آخوند افشاء می کنن.
يادتان باشد که ما هم خودمان زمانی، به درجات مختلف، جزؤ فحاشان به منتقدين رهبر بزرگ بوديم!!!

با درود دوباره با آقای يقمايی و اصفهانی.

حميد ع

حنیف حیدرنژاد گفت...

اسماعیل عزیز، صادقانه و صمیمانه. جزئیات را ما نمی دانیم و او می داند، اینکه به طور علنی از خود انتقاد کرده ای و از او پوزش می خواهی قدمی بزرگ و با ارزش است و به همین خاطر هم آموزنده.

ناشناس گفت...

درخت دوستی بنشان که کام دل ببار آرد
نهال دشمنی بر کن که رنج بیشمار آرد

جناب آقای یغمایی.
شما در زندگی سیاسی خود همواره صادقانه به آنچه که اعتقاد داشته اید عمل کرده اید.
اشتباهاتی هم داشته اید اما در هر جا که به آن پی برده اید شرافتمندانه و بی مهابا از نام و ننگ به آن اعتراف کرده اید و بخصوص آنجا که کسی را ازخویش رنجانده اید فروتنانه پوزش خواسته اید.
پوزش شما از شاعر نویسنده روزنامه نگار و مترجم ارجمند و شریف تبعیدی آقای محمد علی اصفهانی نشان از حد بالای انسانیت و مهر و مردم دوستی شماست و اینهمه زاییده تربیت و پرورش شما در فرهنگ غنی خانوادگی و میهنی شماست.
برای شما و برای هنرمند ارجمند آقای اصفهانی طول عمر و خلق آثار هنری باز هم بیشتری را آرزو دارم.
زنده باشید.
ناصر ک

م. روانشاد گفت...

درود بر هر دو شاعر مبارز و رنجکشیده که سالها و سالهاست با قلمشان در مقابل هر نوع ارتجاع ایستاده اند درود بر کسانی که شرف و شجاعت پذیرش اشتباهات خود را دارند و میدانند پوزش واقعی خواستن ارزششان را میافزاید.واقعا از این کار خوشحال شدم اسماعیل عزیز

ج. عبدی.لیل گفت...

بیا تا قدر یکدیگر بدانیم
که تا ناگه ز همدیگر ندانیم
شاعران مبشران انسانیت و صلح و صفا و تواضعند.درود بر شما وبه امید اینکه شعرهای زیبای هر دو قوت قلب همه میهن دوستان باشد

خسرو علیبانو گفت...

افتادگی آموز اگر طالب فیضی
هرگز نخورد آب زمینی که بلنداست
درود

هوادار سابق شورا گفت...

ای دوست به راه دوست جان باید داد
جان در ره دوست بی امان باید داد
تنها نه سخن نشان مردانگی است
یکمرتبه هم عمل نشان باید داد
پوریای ولی
شادشدم از این نوع برخورد
چقدر خوبست وقتی نفرت به دوستی تبدیل میشود

نوشاد احمدی مقدم گفت...

اولا درود و ثانیا میخوام بگم ایها الناس میرزاده عشقی و عارف قزوینی بیشتر رنج کشیده یا مخمد علی اصفهانی؟ نعمت آزرم و اسماعیل خوئی بیشتر آواره بوده یا ناصر خسرو؟ویکتور خارا بیشتر سرود انقلاب گفته یا اسماعیل یغمائی ای تف به نامردی کسانی که این شاعران مملکت ما را که این همه بدبختی میکشند و سالها مبارزه کرده و خاک غربت میخورند میگوید اطلاعاتی و مزدور واقعا خیلی بیشرفند

ناشناس گفت...

اسماعیل عزیز از زبان شما شنیده ام به اشتباه خویش چو واقف گشته ای از خودانتقاد کرده ای، حقاً شجاعانه خود را می کاوی واین کار جز بر قدر وصداقت شما نمی افزاید. چه درست گفته اند، دیکته نوشته نشده غلط ندارد، چنانکه نپذیرفتن اشتباه واماامتناع ازانتقادبه خود دیگر نه اشتباه که نخوت ست.
شاد باشید.
مختار

ناشناس گفت...




همین که نوشاداحمدی نوشته.

ویکتور خارا بیشتر سرود انقلاب گفته یا اسماعیل یغمائی؟

میرزاده عشقی و عارف قزوینی بیشتر رنج کشیده یا محمد علی اصفهانی؟

نعمت آزرم و اسماعیل خوئی بیشتر آواره بوده یا ناصر خسرو؟
وای بر حق پوشان

درویش

ایوب نظام آبادی گفت...

سلام: باور بفرمایید که از صمیم قلب عرض می کنم که در میان جداشدگان از مجاهدین به صداقت آقای اصفهانی ندیده ام. چرا؟ چون تمام اتهاماتی که به او زده اند می توانست به مانند دیگران بگوید که تمامی آنها دروغ است. ولی او این کار را نکرد و در بست تمامی آنها را پذیرفت و حتی در تایید آنها توضیحی را نیز به آن افزود.برای مثال اتهام پرداخت خمس و زکات از پول مجاهدین به آخوندها را پذیرفت و گفت این پس انداز من از پول مجاهدین بوده که به عنوان خمس و زکات به برادر مرحوم رضا اصفهانی در ایران می پرداختم که او اقدام کند . مابقی اتهامات را به دلیل طولانی شدن کامنت مطرح نمی کنم. تاکید می کنم که او خود گفته تمامی این اتهامات را می پذیرد.

ایوب نظام آبادی گفت...

سلام: من فقط حیرانم از اینکه که شماها چطور مسیر فکرتان به این شکل عجیب و غریب دگرگون می شود. من هیچگاه دچار چنین عارضه ای نشده ام و درک آن برای من سخت است. برای نمونه آقای صفهانی در مورد انقلاب ايدئولوژيك مجاهدين می فرماید که

موضعگيري نهايي من در باره اين انقلاب اين است: پاسخ به چنين ضرورتي، كاري بود كه تنها از مجاهدين برمي‌آمد و چون تنها از آنها برمي‌آمد، اگر آنرا نمي‌كردند ديگر شايسته رهبري انقلاب ايران نبودند، چرا كه در ميان خويش و انقلاب، خويش را برگزيده بودند و درست به همين دليل كه ميان خويش و انقلاب، انقلاب را انتخاب كردند، به خويش رسيدند...

احمد رضا. ص گفت...

دیشب خواب دیدم دیوار توالت روم خرابشده صبصبح کامنتای تورو خوندم تعبیر شد!کله گچ! اینا چه ربطی داره به اون.مزخرفات چیه.پول مجاهدین کدومه مگه اینا از ارث باباشون پول دار شدن اگه پولای صدام نیست وال مردم ایرانه در باره خمس و زکاتم بخود ادما مربوطه یکی اعتقاد مذهبی داره میره خمس میده یکی نمیده در ضمن مساله خاک تو اون سر احمقت کنن که اصلا معنی خیلی قشنگ این عذر خواهی رو نفهمیدی واقعا خاک تو سرت کنن.درود بر اصفهانی شاعر باشرف

ایوب نظام آبادی گفت...

سلام: نکته بسیار جالبی که ذهن من را به خود مشغول داشته این است که آقای اصفهانی رامی توان به عنوان پیشتاز منتقدان مجاهدین به حساب آورد ولی در این دعوای سال گذشته به هیچوجه شرکت نکرد و کاملا خود را کنار کشید تو گویی که با این پنج شش نفر موافق نیست.

قلی.ج گفت...

به این میگن یک منافق واقعی اقای ایوب .دلش نمیخواهد شرکت کند.تو دنبال چی هستی

داوود نروژ گفت...

چه زیباست غرور را زیر پا گذاشتن و طلب بخشش نمودن و چه زیباتر بخشیدن
درود و دست مریزاد

خدیجه آجیده گفت...

هر چند که من فکر میکنم عذر خواهی توفقط برای مطرح شدن است و اینکه اسمت سر زبا ن چندد نفر بیفتد و چه چه و به به کنند ولی با چیزهائی که در مورد مجاهدین مینویسی اگر یک عذر خواهی از خامنه ای هم بکنی میتوانی بر گردی ایران و اقلا همانجا بمیری و اینقدر هم ناله نکنی غربت سخت است.

ایوب نظام آبادی گفت...

سلام: قلی جان ، این نکته که آقای اصفهانی در این مجادله شرکت نکرده و البته مقالاتی در ارتباط با مسائل روز دارد که در سایت روشنگری چاپ می شود بسیار پر اهمیت است و معنی دار.

ایوب نظام آبادی گفت...

سلام: احمد رضا ، یادش به خیر هشت نه ماه پیش. چه نظم و نثری داشتی . چه تبحر بی نظیری در فحش دادن داشتی ! خدا بگم چه کار کند آن کس ویا کسانی را که این ذوق بی نظیر تو را کور کردند !در سی و دو کلمه بیست و پنج فحش! کار هر کسی نیست. با چند حرف ربط و اضافه تمامی آن فحشها را در کنار هم به طرز زیبایی می چیدی! یادش به خیر!

ناشناس گفت...


ایوب
تو آدم دروغگو و بی شرمی هستی!
ننگ به امثال تو و خدیجه مریدان آن آقا که همیشه با تف کینه و دروغ سر بالا می خواهید کبوتر سپید مهر و آزادگی راآلوده کنید!
واقعا حالم بهم خورد از اینهمه بی شرافتی
فرهاد

azadeh گفت...

به همين سادگی!يک اعتراف به اشتباه!چقدر شرفتمندانه!آخر چقدر ميخواهيم عمر کنيم؟ جبهه خلق را
متلاشی کنيم!بنفع کی!چه کسی سود ميبرد!فاشيست مذهبی حاکم!اين مرحم گذاری بيک انسان شريف و پاکدامن،شايد دری گشوده شود و زنگارها را بزدايم و باز هم حول شعارسرنگونی رژيم متحد شويم۰
سلام بشهدای خلق
سلام به آزادی
مرگ بر اصل ولايت فقيه

ایوب نظام آبادی گفت...

سلام: فرهاد ، من چه دروغی گفتم؟ باز برگشتی به اصل خود و گل واژه ها را به یکباره رها کردی و این وبلاگ را از عطر خود پر کردی. لااقل خردش کن. تو هم مثل اینکه حالت چندان خوش نیست . از یک طرف یک سازی می زنی و از طرف دیگر سازی دیگر. به نظر می رسد که در اینجا دو فرهاد داریم.

ایوب نظام آبادی گفت...


سلام: یک فرهاد کینه توز داریم و یک فرهاد داریم که در یکی از کامنت ها در جواب به نویسنده مقاله ای می گوید که خیلی بی جا کردی که مجاهدین را " انسانهای فلک زده" خطاب کردی که این صفت یک مشت گدای دوره گرد بدبخت کنار خیابان است و بکار بردن چنین صفتی برای مجاهدین ستمی است به این قهرمانان. و یا در جایی دیگر پژواک را جولانگاه عناصر مشکوک می داند. شاید دو فرهاد داریم و یا شاید یک فرهاد هست با دو شخصیت.

ناشناس گفت...

ایوب سلام و ز...
در جوابت بگویم که احتمالا در اینجا دو یا سه فرهاد داریم.
اما همیشه یادت باشد این فرهاد که پته آدمهای دروغگو و پر کینه ای مثل ترا به آب می دهد بنده هستم.

نوشته ای اصفهانی اتهامات مجاهدین را رد نکرد! آن اتهامات چه بود؟ اتهام اول نوشتند مزدور رژیم است! آخر جز یک مشت هوادار کودن سازمان چه کسی باور می کند که اصفهانی مزدور رژیم باشد؟
اتهام آخر هم این بود که گفتند طوری راه می رود که آزارش به مورچه های زیر پایش نرسد!
و البته در این میان یک مشت اتهامات مسخره و خنده دار دیگر هم زدند!
در میان ایرانیانی که اصفهانی را می شناسند کسی مگر عقلش در حد و حدود تو باشد که انتظار تکذیب در برابر این اتهامات داشته باشد.
این اتهامات فقط فقط می توانند عمه رهبر عقیدتی را راضی کنند.
ضمنا اصفهانی هیچگاه نگفت پول خمس و ذکات برای آخوندها در ایران فرستاده و بهمین دلیل هم هست که ترا آدم پست و دروغگوی رذلی می دانم
فرهاد

ناشناس گفت...

اروند گفت:
جناب ایوب میتوانی بگوئی که از اختلاف و انشقاق مخالفین رژیم چه سودی حاصل جناب و همفکرانت میشود که حتی دست دوستی دو شاعر و هنرمند میهنمان (علیرغم هرگونه نقاط قوت و ضعفی) را نمیتوانید برداشت کنید، گفته میشود سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن تاکتیک لنــــــــدنی هاست، چی شده که شما اینقدر ناراحت هستی که یا قطار کامنت توی ریل میچینی و ترافیک درست میکنی و یا کامیون دروغ و تهمت بار زده و به بازار میبری. این ره که تو و رفقایت میروید از سرزمین یخچالهای سیبری سر در خواهید آورد.
شاید دور نباشد که همۀ ایرانیان آزادیخواه یکبار دوباره، با صلح و صفا ـ دست در دست یکدیگر هیولای خون آشام جمهوری اسلامی را به مذبله دان بیندازند تا کور شوند همۀ بدخواهان اتحاد و دوستی آزادیخواهان ایران. درود و ستایش بر آقای اسماعیل وفا، صفای قدمت

دوست مشترک گفت...

ایوب یا همان صادق، یک نمونه روشن از ریاکاری و دروغگویی و پلشتی رهبر خودش، شیر همیشه بیدار است و از طرف دستگاه تبلیغاتی شعور باخته و تهی از شرف مجاهدین، مأمور به انجام وظیفه در این سایت است.
همین که عمل شرافتمندانه اسماعیل در اعتراف به اشتباه خود تا این اندازه صاحبان و اربابان ایوب را ناراحت کرده است دلیل خوبی است بر درستی عمل اسماعیل.
برای آن که بدانید آیا این فرستاده مأمور به خدمت، در باره اصفهانی و این که او اتهام های آن به قول خود اصفهانی «سفلگان» را قبول کرده یا نه، به مقالات زیر در سایت ققنوس او مراجعه کنید. به ترتیب تاریخ:

مردم! خودتان قضاوت کنيد ( ۲۲ آبان ۱۳۸۶ )

http://www.ghoghnoos.org/ap/pa/mardom.html

نقد ها را بوَد آيا که عياری گيرند؟ ( ۱۸ فروردين ۱۳۹۲)

http://www.ghoghnoos.org/ap/pa/naghd.html

در حاشيه ی بيانيه ی تفصيلی اخير شورا + يک سند (۱۸ تیر ۱۳۹۲)

http://www.ghoghnoos.org/ap/pa/hash.html

دوست مشترک

دوست مشترک گفت...

توصیه من این است که حداقل، مقاله
«در حاشيه ی بيانيه ی تفصيلی اخير شورا + يک سند» اصفهانی را از میان مقالاتی که در کامنت قبلی نام برده ام اسماعیل در «دریچه زرد» بگذارد.
چون، هم حاوی لینک های دیگری هم هست، و هم به موضوع بیانیه مسخره شورا علیه آقایان روحانی و قصیم و شکری و مصداقی و یغمایی و خود او را رسوا کرده، و خیلی مستند و محکم است:

http://www.ghoghnoos.org/ap/pa/hash.html

دوست مشترک

ناشناس گفت...

هاله
با سلام به اقای یغمائی و درود بخاطر پذیرش خطا اخر میدانید انتقاد کردن به خود شهامت و شجاعت میخواهد باور کنید بدون داشتن شهامت و شجاعت و جسارت نمی توان به خود و تصمیمات خود انتقاد کرد .ای کاش بعضی ها ذره ای از این شهامت و شجاعت و جسارت را میداشتند و اعمال خودشان را نقد میکردند .
اتقافا تفاوت ادم ها در همین جا است یکی میتواند خودش را نقد کند و مسیرش را تصحیح کند ولی هستند ادم هائی که نمی توانند .مثلا رهبر عقیدتی 33 سال است که بر اریکه فردیت وکیش شخصیت خودش میتازد ولی خم به ابرو نمی اورد چرا؟از چه می هراسد ؟
در پیشگاه همه ادیان و همه احزاب و همه مردم کسی که این جسارت را دارد همیشه برتر است بالاتر است پس نتیجه بگیریم یکی از شاخص های درستی انسانها یا مردمی بودن و انقلابی بودن هر فرد همین بحث انتقاد است اما چرا رهبر عقیدتی چنین نمی کند ؟
از دو حالت خارج نیست
یکم شهامت و جسارت و شجاعت انرا ندارد
دوم او هیچ اشتباهی نداشته و به مانند یک امام معصوم است که رابطه اش فقط با خداست
مثلا خمینی شارلاطان وقتی میخواست به جنگ پایان دهد گفت من جام زهر را مینوشم ولی نگفت که من اشتباه کردم که جنگ را ادامه دادم خمینی هیچگاه از انتقادات فردی خودش حرف نمی زد چرا ؟
رهبر عقیدتی 33 سال است اشتباه پشت اشتباه انجام داده اما حتی یک مورد نمی توانید پیدا کنید که او گفته باشد من اشتباه کردم چرا؟
پس اهای مردم شاخص درستی ادم ها شاخص انقلابی بودن افراد و جریانات انتقاد از خود و عمل خود است یعنی اینکه اگر من بخواهم نیروئی را به رهبری جنبش و بعنوان الترناتیو انتخاب کنم اول از همه و اول از همه و باز هم اول از همه و هزار بار اول از همه میپرسم ایا این الترناتیو انتقاد پذیر هست یا نه اگر هست نمونه نشانم دهید بگویئد تا من باور کنم و بعد انتخاب کنم
در ضمن دوست عزیز اقای ایوب نظام ابادی احساس من این است که شما در کامنت هایتان دارید نقش یک ترول را بازی میکنید میتوانید بروید در اینترنت معنی ترول و افرادی که اینکار را میکنند را در اینترنت بیابید ترول به معنی این نیست که فحش داده شود بلکه بعضی وقتها همچون دوست عزیز ایوب از دروازه ادب وارد شوند و بحث را منحرف کنند

م - ت اخلاقی گفت...

با درود،
یک ضرب المثل فرانسوی است که می گوید :
Il n'ya que les imbciles, qui ne changent pas d'avis.
یعنی:
فقط آدمهای نادان هستند که تغییر نظر نمی دهند.

ناشناس گفت...

لنین هم می گوید:
فقط مرده ها اشتباه نمی کنند.
فرهاد

ایوب نظام آبادی گفت...

سلام: نمی دانم به چه دلیل ولی به هر حال آقای اصفهانی به گروه شش نفره نپیوسته و امیدوارم که وارد این گروه نشود و برنامه شما نگیرد. و نیز جناب فرهاد ، حرف من این است که شما گیج می زنی. یعنی چه که در کامنتی از مجاهدین به عنوان مبارزینی یاد می کنی که اراده سترگ و روحیه مبارزه جویانه ای برای بر انداختن رژیم ملایان دارند که غیر قابل وصف است. بعد تمام اتهامات اینترلینکی را بر علیه آنها تکرار می کنی. فرهاد ، به راستی دیگر تفاوتی بین شماها و آدم های رژیم نیست. نگاهی به سایتهای وزارت بیانداز. چه تفاوتی بین شما و آنها است. فکر میکنم که یک عذر خواهی جانانه به همه آنها بدهکارید.

ایوب نظام آبادی گفت...

سلام: جناب اخلاقی ، اینکه آدم نظرش صدو هشتاد درجه تغییر کند اشکالی ندارد؟ اینکه آدم سالها در میان جمعی از خود گذشته بوده و ناگهان به همه آنها توهین کند و مثل جنابعالی بگوید که رجوی جماعتی کلفت و نوکر درست کرده که باقیمانده آن نوکر وکلفت ها در لیبرتی اند اشکالی ندارد؟ خدا می داند که اگر شماها دستگیر می شدید چه از آب در می آمدید. فرهاد به حرمت چند روزی که میلیشیا بوده و نیز جنابعالی به حرمت آن همه همراهی عملی با آنها بایستی مواظب حرف زدنتان باشید. شما سروش را مخاطب قرار می دهید و هی دکتر دکتر می کنید . آن آدمی که همین الان هم بر سر مواضع همان زمان خود است و کوتاه نیامده ولی نوبت به دوستان سابق خود بی احترامی را به نهایت رسانده و به قول مصداقی با هر بی سرو پایی همراهی می کنید.

ناشناس گفت...

ایوب
سلام و ز......
جواب ما را ندادی چرا؟
بد نبود اگر در برابر افشای دروغها و تهمت های معمولت کمی هم شرم می کردی!
ولی تو هم مثل بقیه دوستانت هیچوقت در پررویی و بی شرمی کم نمی آورید و باز هم طلبکارید.
شما هر گز از گذشته خودتان عبرت نمی گیرید. هنوز هم دروغ می بافید و تهمت می زنید و فکر می کنید با دروغ و با تهمت و نیرنگ می توانید به جایی برسید.

ده سال دیگر رهبر عقیدتی سر کار هفتاد و پنج ساله می شود و شماها هم به سن متوسط نزدیک به هفتاد سال می رسید اما هنوز هم فکر می کنید که با دروغ و تهمت دریدگی و بی شرمی نا جوانمردی و رذالت بدون حد و مرز می توانید رخت خود را از این ورطه بیرون بکشید.
پیر شدید و عمرتان دارد به آخر می رسد اما هنوز نفهمیده اید که مردمی که استیداد ولایت فقیه رژیم خمینی را نفی می کنند در واقع استبداد ولایت فقیه را در شکل رهبر عقیدتی هم نفی می کنند. ریا و دروغ و فساد و جهل و کینه را اگر در رژیم خمینی نمی پذیرند بالطبع آنرا از رهبر عقیدتی شما هم نمی پذیرند.
اما شما پیر و پاتالهای رو به فنا با ایدئولوژی قرون وسطی یتان هنوز اینرا نمی توانید درک کنید و هنوز فکر می کنید می توانید سر مردم ایران را مثل خمینی کلاه بگذارید.
فرهاد


ناشناس گفت...

اسماعيل با وفا! ايکاش هر چه که ميدانی، در مورد هرکس بگو! بگو!که خلق بداند۰

ایوب نظام آبادی گفت...


سلام: فرهاد، من دروغ نگفتم. بیشتر مطالعه کن. خودت پیدا می کنی. علاوه بر این گفتی که مجاهدین به آقای اصفهانی اتهام مزدوری زده اند. من تا آنجا که دیده ام این ادعا درست نیست. آنچه می بینی از این دست است. برای مثال
..............كه از لابي مزدور آخوندها در اروپا و آمريكا تا امثال محمدعلي اصفهاني در سايت ققنوس و فاطمه رجبي درسايت رجانيوز...، همه با هم به يك ساز مي‌رقصند و شكل و محتوا و هدف سياسي‌شان عبارت است ............
حالا تو یک جمله بیاور که دال بر این باشد که به روشنی لفظ مزدور را به آن آقا زده باشند.

ایوب نظام آبادی گفت...


سلام: فرهاد ، روزی یکی از کامنت گذاران به نام زنده باد شاه گفت.درود بر فرهاد انسان میهن پرست و فهمیده.
اما من تو را به عنوان بی تربیت ترین کامنت گذار می دانم بدون شک. بطوری که کسی در کامنتی به آقای یغمایی گلایه کرد که آقا کارت به کجا کشیده که چنین کامنتی از یک آدم لات و لومپنی را نشر می دهی. اشاره من به کامنت مربوط به خانم خدیجه است. و حتی یکی از هم فکرانت به نام بایرام پای پدر و مادرت را به خاطر بی تربیتی ات وسط کشید و گفت که در بی تربیتی چیزی کم نداری. به جرات می توانم بگویم که اگر مسئولین سایت جلوی تو و امثال تو را نمی گرفتند در آخر کامنت ها آدم دچار تهوع می شد. با این حال به نظر من این سایت را به گند کشیده ای. به عنوان نمونه یکی از در فشانی های تو را در اینجا می آورم. می فرمایید که
خوب حالا این بابا یک گ..هی خورده تو چرا هضم شده آنرا آن را دوباره می جوی؟

م - ت اخلاقی گفت...

آقای ایوب نظام آبادی،
چندی پیش بطور محترمانه به اطّلاع شما رساندم که چنانکه راجع به مسئله یا موردی اشاره می کنید،حتما به منبع آن موضوع نیز اشاره فرمائید،امّا مثل اینکه شما را با این شیوه منطق میانه ای نیست.شما در نظر اخیرتان به 2 مورد که در زیر آورده شده،به اینجانب اشاره کرده اید که من چنین نظراتی را دارم :

1- رجوی جماعتی کلفت و نوکر درست کرده که باقیمانده آن نوکر وکلفت ها در لیبرتی اند.
2-شما سروش را مخاطب قرار می دهید و هی دکتر دکتر می کنید.

از شما درخواست دارم که بیان کنید این 2 مورد را از کجا بدست آورده اید وحتما به منبع یا منابع آنها اشاره فرمائید.
ضمنا شما در بخشی دیگر از نظرتان قلم فرسائی کرده اید که :

"خدا می داند که اگر شماها دستگیر می شدید چه از آب در می آمدید."

با توّجه به این جمله تان،چنین استباط می شود،که کمی نفرات ومسائل را قاطی کرده اید،چرا که اگر بخش کوتاهی از نوشته های اینجانب را با "حواس سرجا" مطالعه کرده باشید،حتما چنین جمله ای را نمی نوشتید.
برای نمونه شما را به نوشته زیر از اینجانب به آدرس زیر رجعت میدهم:
http://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-51879.html
امیدوارم این نوشته کوتاه باعث شود که من بعد قبل از هر نظر یا نوشته ای،لحظه ای هم شده،فکر کنید.
برایتان آرزوی سلامتی دارم

م. ح.جعفری گفت...

به شما چه مربوط که به گروه شش نفره نپیوسته. چرا بپیوندد. جناب اصفهانی خودش یک شخصیت مستقل و محترم است قرار نیست کسی برایش تکلیف تعیین کن آقای ایوب نظام ابادی

ناشناس گفت...

ایوب
بنده تمام عمرم از دروغ متنفر بوده ام و هرگز برای دروغگوهای پست به اندازه یک میکروب هم احترام قایل نبوده ام. حال می خواهد این دروغگو در لباس پیامبر باشد و یا با سبیل استالین و با ادعای انقلاب و آزادی .
اگر نشریه مجاهد آنروزها را پیدا کنی که می دانم حتما همین الان زیر دستت هست می توانی تیتر درشت " مزدور وزارت اطلاعات " را در ابتدای مقاله ای که سراپا تهمت و به علی اصفهانی بود را بیابی.
آن تیتر را نه تنها بنده بلکه بسیاری دیگر نیز بیاد دارند.
بله نوشته بودید "مزدور وزارت اطلاعات"
احتمالا خود آقای اصفهانی اگر این نوشته بنده را در دریچه مطالعه کند می تواند بر نوشته مهر تایید بزند.
اما تو نابکار علیرغم اینکه خودت بهتر از هر کسی می دانی که راست می نویسم باز هم با بی شرمی تمام منکر می شوی! چرا؟
چون شما در مکتب رهب عقیذتی تان آموخته اید که باید مثل اب خوردن دروغ بگویید. آموخته اید که برای رسیدن به هدف به هر رذالتی تن بدهید حتی با غیر انسانی ترین روشها .
یادتالن می اید که چطور نامه های خصوصی دوستان خودتان را از صندوق نامه خانه شان سرقت می کردید تا بعد در روز مبادا گرد آن افشاگری کنید .
شما از قانونمندی این جهان چیزی هیچ نیاموخته اید . جناب رهبر فکر می کرد که در کاخ رفیع دروغ روزی خود و بانو را بر گرده این خلق محروم جایگزین آخوندهای خونخوار می کند . کاش حالا می توانست کمی چشم از خواب غفلت باز کند و ببیند که چطور ستونهای آن کاخ یکی بعد از دیگری دارند فرو می ریزند.
وای بر آن ایدئولوژی که بنیادش بر دروغ و جهل باشد.
کاش می فهمید که جهان را نمی توان با دروغ تبین کرد.
وای بر امام حسینی که رهروش فریبکاری مثل رهبر تو باشد.
وای بر آن جامعه بی طبقه ای که خورده بورژوای دهاتی عقده ای غقب مانده بی ظرفیتی راهنما و پرچمدار رسیدن به آن باشد.
یک بیمار روانی که تنها از مرگ هستی می گیرد. از مرگ دیگران.
راستی که ایدئولوژی نفرت و کینه و مرگ با نسل اتقلاب چه کرد؟ وای بر شما ! با بهترین فرزندان این خلق چه کردید؟ همه را به باد دادید! وای بر شما که سه نسل را در پای عقده های حقیر خود شیفتگی و کیش شخصیت و جاه طلبی بلاهت بار خود با بی عرضه گی تمام بی مهابا به زیر تیغ جلادان فرستاید و بعد بر آن نام فدا نهادید.
وای بر آنکس که راضیه کرمانشاهی ها را در درد و بیماری و مرگ می خواهد و همسر خود را در گرانترین لباسهای جهان .
سنگدلی تا بکجا؟ چه تعداد از ساکنان لیبرتی باز باید مثل شهیدان اشرف بی دفاع به زیر تیغ جلاد بروند تا شما دست از حماقت خود بردارد؟

فرهاد

ناشناس گفت...

ایوب
باز در نهایت رذالت به بنده کامنتی در باره خدیجه فلان را نسبت داده ای!
برای افشای دروغگویی بی حد و حساب تو لازم است بگویم که بنده جنین کامنتی ننوشته ام ؟
واقعا شما بیمارید زیراهمیشه می خواهید فقط با اتکا با دروغ و دغل کارتان را پیش ببرید؟
اگرچنین نیست پس کامنت مورد ادعایت را همینجا بنویس !
فرهاد

ناشناس گفت...

خداوند انشالله همه ما را رحمت کند و بیامرزد. ما بندگان هستیم و محتاج به عفو ورحمت الهی.
سیف الله

ناشناس گفت...

درود و سلام بر مجاهدین خلق ایران مبارزان راستین ازادی
درود درود درود
س.ف

ایوب نظام آبادی گفت...

سلام: با عذر خواهی از آقای اخلاقی. آقا من اسم شما و فرهاد را در کنار هم آورده ام و قول های این دو با هم قاطی شده. حال چرا این اتفاق افتاده ؟ منظور من از شما و جنابعالی همه شماها بود .نمی دانم شاید تفاوتی بین شماها باشد ولی در حال حاظر جبهه شما رایکی می بینم. من تفاوتی بین شما و فرهاد و رجب زاده ها نمی بینم. ماهیت تمامی حرفها یکی است. جمله مربوط به نوکر و کلفت از در فشانی های فرهاد است که بارها تکرار کرده.اگر شما بین خود و فرهاد تفاوتی می بینید من از شما عذر خواهی می کنم.

ایوب نظام آبادی گفت...


سلام: فرهاد ، برای من تعریف و یا بدگویی دیگران دو زار نمی ارزد و اصلا برای من مهم نیست که دیگران در مورد من چه فکر می کنند و در روابط کاری نیز اگر کسی به من توهین و یا از من تعریف کند بی تفاوت از کنار آن می گذرم. اما به هر حال نحوه حرف زدن ما نشان از تربیت و بی تربیتی ما دارد. کیفیت فحش های تو با فحش های احمد رضا و دیگران بسیار فرق دارد. احمد رضا می گوید ای کله گچ بیشعور ولی توبرای مثال خدیجه را مورد توهین های ناموسی قرار می دهی و یک بار هم لفظ جنده را به کار بردی که یکی از کامنت گذاران آقای یغمایی را سرزنش کرد. بایرام هم که گفت تو از بی تربیتی چیزی کم نداری به همین خاطر است.
این هم یکی از کامنت های پر بار تو.
خدیجه خانم آجنده
من نمی فهمم چرا تا شما هستید مهرتابان میره از قبرس .. میاره برای متینگش.
تازه شما از اون مال قبرسی ها یه چیزی سر داری.
فرهاد
این هم کامنتی از یکی از منتقدان دیگر
من واقعا نمیدانم چرا مسولین سایت اجازه میدهند افرادی مانند خدیجه اجنده بیایند» (کامنت از جهانگیر).
این هم اعتراض یکی از کامنت گذاران.
رهگذر
دستمریزاد اسماعیل خان. این قسمتی از یکی از کامنتهای دوستاتونه که تیغ سانسور شما ظاهرا کند شده بوده و سانسورش نکرده. واقعا کجا داری میری اسماعیل؟؟؟!!!

ناشناس گفت...

ایوب
بنده اسم خانم خدیجه را دقیقا ندانسته ام
در نظری چون در کامنتی بالاتر کسی بنام جهانگیر اسم را اینطور نوشته بود بنده هم نا خودآگاهی همان اسم را که دیده ام تکرار کرده و نوشته ام ولی هیچگاه ذهنم به کثیفی امثال تو نبوده است که با نوشتن خانم آجنده بجای خانم آجیده به چیز دیگری فکر کرده باشم.

شمامریدان آن رهبر بجای پاسخ دادن به سوالهای سیاسی درست مثل اسلاف ایدئولوژیکاتن آخوندها بسراغ مچ گیری اخلاقی از منتقدانتان می روید.
درست مثل آخوندها می خواهدی با تهمت اخلاقی و این مزخرفات مخالفانتان را از میدان بدر کنید.
بهر حال این ذهنیت آلوده و کثیف شما هم دست پرورده رهبر عقیدتی تان است و نمی تواند از ذهنیت رهبرتان متفاوت باشد.
وقتی رهبرعقیدتی بجای پرورش سیاسی و مبارزاتی یک عمر از شما گزارش فاکت جنسی بخواهد وقتی که تمامی هم و غمش فقط اعترافات جنسی شما ها و گزارش خوابهای جنسی تان باشد چرا باید حاصل انتقال آموزشهایش به شما بهتر از همین ذهنیات پلید در مغز سرکار باشد؟
بنده اگر به اشتیاه در نوشتن نام کسی بجای ن ی بنویسم ایراد زیادی ندارد و در نهایت با یک عذر خواهی حل می شود اما آیا آنکس که هزاران زوج را از هم جدا کرد و بنا به روایت بعضی اعضای شورای رهبری خودتان به زنها گردنبند طلا با عکس خودش هدیه کرده و بعد هم بنا به گفته همان اعضای شورای رهبری خودتان آنها را به عقد خودش در آورده و آن داستان هزار و یکشبی رقص رهایی را براه انداخته و باز هم به گفته همان اعضای شورای رهبری آنها با استناد به بانو بسیاری را به معراج می فرستاده و هنوز هم این رویات را تکذیب نکرده آیا با غذر خواهی خرش از آب خواهد گذشت؟
آیا مرید چنین رهبری صلاحیت دارد که به بنده تهمت اخلاقی بزند؟
آیا شماهایی که همین جناب م ت اخلاقی را در خیابان بخاطر یک بحث سیاسی مادر جنده خطاب می کنید صلایت اخلاقی دارید که بر اساس یک اشتباه ساده در نوشتن نام کسی به بنده ایراد اخلاقی بگیرید؟
حقا که شما مریدان آن اقا در دریدگی و پر رویی و پلشتی دست آخوندها را هم از پشت بسته اید؟
فرهاد

یک نفر گفت...

حالا اگر مجاهدین خلق ایران آن کلمه را آن هم در حق اصفهانی در نشریات و سایت هایشان نوشته باشند چه باید کرد؟
در باره اصفهانی (با عرض معذرت) نوشته بودند:
ای دیوثان شاعر!
و ای شاعران دیوث!
ای روزنامه نگاران جنده!

(حداکثر پاسخ اصفهانی، آن هم فقط به دو سه نفر از آن همه، کلمه قشنگ «توله سگ» بود. که بعد هم به خاطر توهینی که به توله سگ ها کرده بود از آن موجودات عزیز و دوست داشتنی رسماً و کتباً عذرخواهی کرد!

واقع بین گفت...

اقای یکنفر
میتوانی ادرس این مطلب را بدهی که کجا گفته بودند شاعران دیوث؟من فکر میکنم الکی داری میگی

یک نفر گفت...

آقای واقع بین!
آدرس نمی دهم، نام «سراینده» آن «شعر» را هم نمی نویسم. اما همان موقع خیلی سر و صدا کرد.
اگر نخوانده ای برو بخوان، یا از دوستانت بپرس. اگر خوانده ای هم که هیچ.
طرف، هنوز هم مشغول لجن پراکنی علیه این و آن است. این هم یک راهنمایی محض خاطر شما!

خود اصفهانی هم یکی دو جا به آن اشاره کرده است. این هم راهنمایی دوم، باز هم محض خاطر جنابعالی!

احمد رضا. ص گفت...

بد کاری میکنی آدرس نمیدهی مردم باید ان بی شرفی را که به شاعران مملکت دیوث و جنده میگه بشناسه.

یک نفر گفت...

پاسخ مؤدبانه و متین اصفهانی در همان سال به فحاشی ها و اتهام های مجاهدین را در مقاله زیر بخوانید، و به پیوند پاورقی آن هم مراجعه کنید، خودتان متوجه می شوید:
مَردُم! خودتان قضاوت کنيد
http://www.ghoghnoos.org/ap/pa/mardom.html

یک نفر گفت...

یکی از اشاره هایی که اصفهانی به این موضوع کرده است در سال ۱۳۸۶ :

دشنام هايی که ساده ترينشان «پفيوز» است و «ديّوث شاعر» و «شاعر ديّوث» و «جنده» (که نشان ذهنیّت گنديده ی اين جريان سياه ارتجاع، و تا ريشه و بن و بنيان خود آخوند و آخوند صفت، نسبت به روسپيان: قربانيان مظلوم و شریف جامعه ی ملّا زده ی ماست که من اين افتخار را ندارم که به آن مرحله از ايثار که آن بانوان برای تأمين زندگی کودکانشان و خانواده اشان به آن رسيده اند رسيده باشم)
نقل از:

اينان هراسشان يگانگی ماست!
http://www.ghoghnoos.org/ap/pa/yeganegi.html

صادق مهرگان گفت...


فرهاد، شما با ایوب دعوا داری. مدام به مجاهدین دروغ می بندی و پرونده پاک خودت را قطور تر می کنی. به قول همین ایوب به احترام چند روزی که میلیشیا بودی بایستی مواظب رفتارت و گفتارت باشی. این چیزی را که از قول یکنفر نوشتی و به مجاهدین نسبت می هی ناجوانمردانه ست. چه درست چه غلط، ربطی به مجاهدین ندارد. خانمی که اصلا مجاهد نیست و دو دهه ست که از آنها جدا شده شعری گفته که ربطی به آقای اصفهانی ندارد و قسمتی از آن چنین ست.

درگورهای جمعی به خاک می سپردند
هیچکس ترا بیاد نمی آورد


و هیچکس فکر نمیکرد که باید
از شرافت زنانه !!!! تو دفاع کند!
****
واینک که چشم درچشم و چهره درچهره قاتلانت
و تعزیر گرانت
و شکنجه گرانت
ایستاده ای
وپرچم سرخ انتقام را دردست گرفته ای
همه عالم غمخوار تو گشته اند
شغالانی درحریم زباله دانی ها
شاعرانی دیوانه و ویرانه * در پستوهای تاریک سایت ها
خبرنگارانی با ناخن های مانیکور شده دراز
و دهان های بویناک درزیر ماسک عطرهای سوئدی
و انگشتان وقلمی آغشته به مدفوع سگ های سوئدی
این ها شده اند مدافع تو

*********
آهای ای جنده های خبرنگار
آهای ای شاعران دیوث روزگار*
آهای ای شغالان هرجایی سطل های زباله !
زنان سرزمین شرف
سبز جامگان سرخ سرفراز
آنها که ستاره سرخی را بر نقاب کلاه ارتشی شان
و آرمی از مسلسل و زیتون را
بربازوی کت نظامی شان
و سلاحی پراز فشنگ های انتقام را
که ترا توان دیدن آن نیست
بردوششان
حمل میکنند
نیازی به دفاع تو از شرافت زنانه شان !!! ندارند
آنها ضعیفه های تو نیستند
!ابلها مردا *
آنها زنان تانک و تفنگ و خمپاره و نارنجک اند

نیاز آنها شرافت زنانه نیست
آنها دوشیزگانی نگران آنچه تو فکر میکنی
و تنها چیزی از زنان است
که درمخیله غیرت مردانه تو می گنجد!!
نیستند
آنها تنها تفنگ ها و تانک هایشان را میخواهند
تا نشان دهند که شرافت چیست
وچگونه باید از شرافت لکه دار شده میهنی لگدمال شده
دفاع کرد
ای همه جنده های مطبوعاتی
ای همه شاعران دیوث
ودیوثان شاعر
آنها پرچم شرف خلقی درخون طپیده را دردست دارند
و پرچم انتقام سرخ زنانی غارت شده را
آنها مدافع روسپیان کوچک ،
عاطفه های تجاوز شده
وبردار رفته
و زهرا های به خون درغلتیده اند
آنها مدافع سرزمینی برسردار رفته اند
آه ای رفیق
دفاع ازتو کار من نیست
و ترا نیازی به دفاع من نیست
که تو خود مدافع آرزوها و رویا های منی


ناشناس گفت...

ایوب
خودمانیم اما لای آن داستان "مزدور اطلاعات " نامیدن اصفهانی در نشریه مجاهد را خوب در با روضه تهمت های اخلاقی به بنده به خیال خودت یواشکی درز گرفتی!
می بینی ؟ شما همین هستید! دروغ گوهای هتاکی که وقتی دمبتان هم به تله می افتد داد و فریاد برآرید که آی این بی تربیت حرف ناموسی به آن خانم زده!!!!
خوشبختانه اکثر ایرانی ها خوب فهمیده اند که رهبر عقیدتی بانو و شما مریدان حقیرش نه فقط هیچ در ارتجاع و ایدئولوژی کثیف جنسی تان از آخوندها کم ندارید که تازه یک چیزی هم سر دارید.
تو دوستانت با همین تهمت های اخلاقی سعی کردید مصداقی و آقای یغمایی را هم از میدان بدر کنید. مگر کم به ایندو تهمت اخلاقی زدید؟
مگر به فرمان رهبر و بانو آن مردک خل و چل پلید محمد اقبال بجای برخورد سیاسی با تهمت ناموسی خواهران خودش را فاحشه نخواند؟
مگر به م ت اخلاقی مادر جنده نگفتید؟
از اینسو اما راستی کدام منتقدی درباره موضوعات اخلاقی آقایان رهبر عقیذتی و طاهر زاده و خزایی و دیگر خورده ریزهایی که می دانید و می دانیم تا بحال چیزی نوشته است؟
هیچکدام! چرا؟ چون آنها نه فقط این فرهنگ را ندارند بلکه عمیقا هم با آن در ستیزند و اتفاقا ریشه اختلافاتشان هم با شما از جمله همین است که شما را در رذالت و دریدگی و دروغ و تهمت های اخلاقی زدن به مخالفان در ردیف همان آخوندها می دانند.
فرهاد

واقع بین گفت...



این هیچ ارتباط به مجاهدین ندارد مگر مسئول کارهای هر کسی که از جایش در میرود و زرت و پرتی میکند مجاهدینند بابا انصاف همه شعر هم این است اگر میخواهید بخونید

-
دفاع از تو کار من نیست رفیق!

آنگاه که در تاریکخانه اشباح
درتابوت ها
و در خانه های امن
خون دررگانت ضجه میکشید
و درد دراستخوانت متورم میشد
و فریاد درلبانت دلمه می بست
کسی ترا بیاد نمی آورد

وقتی پیکر غارت شده ات را
به پای چوبه دار می بردند
و نازکای گردنت را
وروشنایی چشمانت را
به گلوله می بستند
هیجکس ترا به خاطرنداشت

****
وقتی که جسم لهیده ات را
درگورهای جمعی به خاک می سپردند
هیچکس ترا بیاد نمی آورد

و هیچکس فکر نمیکرد که باید
از شرافت زنانه !!!! تو دفاع کند!
****
واینک که چشم درچشم و چهره درچهره قاتلانت
و تعزیر گرانت
و شکنجه گرانت
ایستاده ای
وپرچم سرخ انتقام را دردست گرفته ای
همه عالم غمخوار تو گشته اند
شغالانی درحریم زباله دانی ها
شاعرانی دیوانه و ویرانه * در پستوهای تاریک سایت ها
خبرنگارانی با ناخن های مانیکور شده دراز
و دهان های بویناک درزیر ماسک عطرهای سوئدی
و انگشتان وقلمی آغشته به مدفوع سگ های سوئدی
این ها شده اند مدافع تو

*********
آهای ای جنده های خبرنگار
آهای ای شاعران دیوث روزگار*
آهای ای شغالان هرجایی سطل های زباله !
زنان سرزمین شرف
سبز جامگان سرخ سرفراز
آنها که ستاره سرخی را بر نقاب کلاه ارتشی شان
و آرمی از مسلسل و زیتون را
بربازوی کت نظامی شان
و سلاحی پراز فشنگ های انتقام را
که ترا توان دیدن آن نیست
بردوششان
حمل میکنند
نیازی به دفاع تو از شرافت زنانه شان !!! ندارند
آنها ضعیفه های تو نیستند
!ابلها مردا *
آنها زنان تانک و تفنگ و خمپاره و نارنجک اند

نیاز آنها شرافت زنانه نیست
آنها دوشیزگانی نگران آنچه تو فکر میکنی
و تنها چیزی از زنان است
که درمخیله غیرت مردانه تو می گنجد!!
نیستند
آنها تنها تفنگ ها و تانک هایشان را میخواهند
تا نشان دهند که شرافت چیست
وچگونه باید از شرافت لکه دار شده میهنی لگدمال شده
دفاع کرد
ای همه جنده های مطبوعاتی
ای همه شاعران دیوث
ودیوثان شاعر
آنها پرچم شرف خلقی درخون طپیده را دردست دارند
و پرچم انتقام سرخ زنانی غارت شده را
آنها مدافع روسپیان کوچک ،
عاطفه های تجاوز شده
وبردار رفته
و زهرا های به خون درغلتیده اند
آنها مدافع سرزمینی برسردار رفته اند
آه ای رفیق
دفاع ازتو کار من نیست
و ترا نیازی به دفاع من نیست
که تو خود مدافع آرزوها و رویا های منی

ناشناس گفت...

ایوب شارلاتان بازی بس است! همه می دانند که تو و صادق مهرگان یکی هستید! اتفاقا بنده با موجودات حقیری امثال تو دعوایی ندارم زیرا با فساد شماها باید از مبدا برخورد کرد! چرا که ماهی از سر گنده گردد نی ز دم.
اگر رهبر عقیدتی شما سنگدل نبود دروغگو نبود اگر ذره ای نسانیت داشت اگر قدرت طلب و خود خواه و دریده نبود مطمئنا شما ها هم امروز به این حد از وقاحت و فرومایگی نبودید !
ضمنا ما را ز چه می ترسانی؟ پرونده رهبر عقیدتی و بانو در به کشتن دادن بیهوده و مفت و مجانی فرزندان مردم ایران بسیار قطور تر است!
رهبری بیمار و خودشیفته ای که با بی صلاحیتی بی بدیلش همه زمینه ها را برای کشتار مجاهدین اشرف در بهترین شکل فراهم کرد و بعد تقصیر آنرا با نهایت لودگی و عفن اندیشه اش می خواست به گردن روحانی و قصیم بیندازد! پرونده رهبر شما در جنایت اشرف اگر سیاهتر از خامنه ای نباشد سپیدتر نیست!
فرهاد

ناشناس گفت...

ایوب
این نظر را بنده ننوشتم و تا بحال هم این شعر را نخوانده بودم اما فعلا با انتشار این "شعر" تصور می کنم که باز هم این پرونده رهبر عقیدتی و شما حقیران مرید اوست که قطور تر شد!
فرهاد

صادق مهرگان گفت...

فرهاد، امیدوارم که پای آقای اصفهانی را نتوانید به جمع یک به علاوه پنج باز کنید. نکته دیگر اینکه من مانده ام متحیر که تو اصلا در چه حال و وضعیت روانی هستی ؟ از یک طرف به مصداقی توهین می کنی و با همه در می افتی که مصداقی چنین ست و چنان ست و از یک طرف می نویسی تو دوستانت با همین تهمت های اخلاقی سعی کردید مصداقی و آقای یغمایی را هم از میدان بدر کنید. در این جمله از مصداقی دفاع می کنی. به جای فحاشی و عصبانیت بیا و به کار مصداقی بپرداز و آن را توضیح بده.

محمد گفت...

با سلام
درود بر یغمایی عزیز. هر روز صبورتر، شجاع تر و دوست داشتنی تر می شوید. آری برادر، هنرمند باید اینچنین باشد تا در دل مردم جای بگیرد. در این مسیر خداوند پشت و پناهتان باشد.

ناشناس گفت...


ریک نفر گفت...

من، «یک نفر» هستم، و « فرهاد» نیستم. اولاً.
اما «صادق» و «صادق مهرگان» همان «ایوب» و «ایوب نظام آبادی» است. ثانیاً.
دیدید که این مأمور مجاهدین، چه قشنگ آن «شعر» را یادش می آید و قسمت هایی از آن را هم می نویسد؟ ثالثاً.

اما ایوب یا صادق، این بار هم باز حقه بازی می کند و با وجودی که قسمت هایی از آن «شعر» را می نویسد و معلوم است که تمامش را همین حالا از توی آرشیو مجاهدین بیرون آورده است، انکار می کند که آن شعر با نام «دفاع از تو کار من نیست رفیق!» را آن «شاعر» محترم، علیه اصفهانی نوشته بود و جلو این فحش ها شماره گذاشته بود و در پاورقی هم در توضیح شماره نوشته بود (نقل به مضمون) «یک نفر دیگر هم بعد از این به لیست توله سگ های آقای اصفهانی اضافه شد.» (منظورش خودش بود اما هرگز این افتخار، نصیبش نشد.) رابعاً.

از همه بدتر و کثیف تر، او و سازمان مجاهدین نوشته بودند که منظور اصفهانی از این که نوشته است در صورت حمله به ایران، فرماندهان دولت مهاجم همان کاری که در عراق کردند را با دختران و دخترکان ایرانی خواهند کرد این است که (با عرض معذرت و شرمندگی) ...در اشرف به ... تجاوز می کنند. این هم خامساً.
(شرافت را می بینید؟ )

سر به سر من نگذارید که خامساً را همین طوری می توانم ادمه بدهم تا برسم به پنجاه و صد و دویست، و آبروریزی بیشتری برایتان به بار بیاید!
هرچه بیشتر این لجن را به هم بزنید تعفنش بیشتر مشام همه را آزار خواهد داد.
اسناد لازم هم موجود است و خود اصفهانی اگر یک روز لازم بداند با نشانی های دقیق منتشر خواهد کرد.
ماله کش ها فکر آن روز را بکنند و کمتر ماله بکشند و کمتر تحریک کنند.

صادق مهرگان گفت...

فرهاد، ایوب به تو نه فحش داده و نه تهمت اخلاقی زده. او فقط تا آنجایی که من دیدم گفته که بسیار بد دهنی. همین. گاهی تلاش می کنی که مودب باشی و روشنفکر جلوه کنی ولی ناگهان به اصل خود بر می گردی و سیل فحش ست که از دهانت در می آید. فرهاد ، رعایت نوعی سلامت کلام و تمیز نویسی رابایستی در نظر داشته باشی. گرچه می دانم که نمی توانی. کلمات رکیک و لومپنی که در کامنت های تو فراوان یافت می شود چه دردی از تو دوا میکند؟ تفاوت با ادب و بی ادب در استفاده و یا اجتناب از فحش و کلمات رکیک ست، وگرنه همه آنها را بلدند.

صادق مهرگان گفت...

فرهاد، ایرادی که کار شماها داشت و دارد این ست که میزان دروغ گویی در شما از حد گذشته. یکی همین داستان اقبال که مدام آن را تکرار می کنید و در کامنت بالا آورده ای. هیچ جمله ای را دال بر این نمی توانی بیاوری که آن اقا کلمه فاحشه را برای خواهر خود آورده باشد. باز تکرار می کنم همسویی با مجاهدین به هر میزان می بایستی قدری مردانگی و انسانیت به شما بیاموزد مگر که به رژیم کاملا وابسته شده باشید. اصلا همین ادعا در مورد آقای اقبال را مصداقی نیز در مقاله ای مطرح کرده و تو نیز مصداقی را کاملا رد می کنی. حال بیا زمانی را بگذار و بگو که کجای کار مصداقی و چه حرفی از او نشر اکاذیب ست.

دوستدار فاحشه ها گفت...

اولا فاحشه ها انسانند. ثانیا انکه به فاحشه ها توهین میکند نه شعور انسانی دارد نه سیاسی.ثالثا فاحشه ها مظلومند رابعا فاحشه ها قربانی اند آن احمق بیشعوری که به فاحشه ها توهین میکند خیلی بیشرف است

ناشناس گفت...

ایوب
زبون تر و مفلوک تر از تو کمتر کسی را دیده ام که در این سن و سال برای لقمه نانی مجبوری باشد یک گوشه اور بنشیند و از صبح تا شب ذروغ و تهمت بهم ببافد و تازه شب هم شب گزارش جیم رد کند بالا و صبح هم همینطور!
آخر مگر این زندگی زبونانه چقدر ارزش دارد که تو اینچنین خودت را مجبور کنی که برای رهبرت له له بزنی!
در باره مصداقی پرسیده ای؟
بنده هیچگاه ننوشتم مصداقی افسر اطلاعات است! یکبار هم تو ناجوانمردانه از قول من نوشتی مصداقی مزدور است که همانجا ترا سر جایت نشاندم و نوشتم حرف بیجا نزن!
بعد هم بنده ازادم که که هر طور که فکر می کنم بنویسم! اما مصداقی را با همه ایراداتی که به او می بینم هزار بار در مقایسه با رذل پستی مثل تو و امثال تو شریفتر می دانم.

فرهاد

ناشناس گفت...

ایوب
شما مریدان رهبر دغل کار خیلی خوب می دانید که توهینی بدتر از "مزدور رژیم و وزارت اطلاعات" خطاب کردن پناهندگان رنج کشیبده نیست! اما در حالی که خودتان کپی رژیم هستید هم در ایدئولوژی و هم در عمل با اینحال از یغمایی و قصیم تا روحانی و مصداقی و خواهران اقبال و اصفهانی و.. همه را با دهانهای کثیف و گندیده تان مزدور قلمداد کردید!
حتی تو در همین دریچه م ت اخلاقی و بنده را هم مزدور رژیم خواندی!
جالب است که شما مریدان آن وقیح خود شیفته بعد از اینهمه گ..خوری زیادی آمده اید و از تربیت بنده ایراد می گیری!
واقعا که در بی شرمی و دریدگی و وقاحت از آخوندها گوی سبقت ربوده اید!
فرهاد

ناشناس گفت...

ایوب فعلا که نزدیکتر از شما به رژیم چه در نظر و چه در عمل هنوز پیدا نشده است!
همان ایدئولوژی کثیف آخوندی که تماما بر گرد جنسیت است! همان روسری اجباری بر سر زن در بیرون و رقص رهایی در درون ... همان کینه و نفرت نسبت به مخالف همان سنگدلی همان مرگ پرستی!
بروید اقا جان بروید شرم کنید رهبر شما همزاد خمینی است! همان ولایت فقیه ! شرم کنید آقا جان! شما متحد استراتژیک رژیم هستید! بدون رژیم روزگار شما نمی گذرد و بدون شما روزگار رژیم نمی گذرد! دو قلو های بهم چسبیده اید و دو روی یک سکه اید!
به امید روزی که به همت مردم ما این سر زمین از لوث وجود آخوند و رهبر عقیدتی برای همیشه پاک شود!
فرهاد

ناشناس گفت...


ایوب
چقدر دقیق و بجا و درست نوشته بود ایرج شکری آنجا که گفته بود باید با پاشنه کفش توی پوزه شماها کوبید!
شما تنها شاسته همین هستید و نه بیشتر!
فرهاد

ناشناس گفت...

آقای یغمایی با تحیت و درود بر غیرت و شحاعتت. حالا که مردانگی کردی و پا پیش گذاشتی میخواستم خواهش کنم بعداز معذرتخواهی از آقای محمد اصفهانی از خدای سبحان و امام راحل و نیز حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای و همچنین ملت شریف حزب الله هم بخاطر این کجرویهای سالیان طلب مغفرت بکنید. بخدا راه صواب و صراط مستقیم همین است که بالاخره پیدا کردید و عاقبت بخیر شدید.
خداوند حامی همه مظلومین است .
غلام عباس واحدی - نجف آباد

ناشناس گفت...

مرگ بر منافقین کور دل
درود و نور حق بر شما باد
آفرین استاد یغمایی که اینچنین سزای این منافقین را کف دستشان میگذاری
دستت درد نکنه
واقعا به شما تحسین میگم برای این شجاعت که از آقای اصفهانی طلب بخشش کردی. بیا و از طرف برادر کوچکت که بدست این منافقین به بیراهه رفت و عاقبت هم توسط رجوی بقتل رسید از نظام و امام و مردم شهیدپرور استغفار کنید. والله غفور و رحیم و کریم
هادی شبستری : قم

ناشناس گفت...

آقای یغمایی میخواستم توجه ات را باین نکته جلب کنم که اصلن حواست نیست که مطالبی را که از زبان ناشناس میگویی آنقدر روشن و واضح است که نوشته خودت است که هر بچه کودکستانی هم آنرا میفهمد. داداش یک کمی حواست را جمع کن . مردم که خر نیستند. جرات داشته باش و همان حرفها را هم صراحتن بگو . چرا از زبان غیر!؟
غفور

Dr.Hamid Reza TAHERZADEH گفت...
این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.
ناشناس گفت...

استاد سلام میخواستم از شما تشکر کنم بابت عمل شحاعانه تون. ما که با شما یک دشمن مشترک بیشتر نداریم و ان هم این منافقین عوضی هستند که شما این روزها حسابی باتفاق سایر برادرانتان حاشان را جا میاورید. میخواستم از شما دعوت کنم که بقیه همکارانتان را هم که در سایت شما فعال هستند مثل آقای شکری و مصداقی و قسیم و اصفهانی و غیره را هم بهمین شیوه یک کاسه بکنید و جمیعا به ایران اسلامی عزیز تشریف بیاورین و از نزدیک ببینید که وضع جگونه است و خودتان بصدق عرایض بنده مقر خواهی شد. وسلام علی مت تبع الهدی
ناصرالدین

esmail گفت...
این نظر توسط نویسنده حذف شده است.
esmail گفت...

برادران!! شبستری غلام عباس ناصری و ناصر الدین. خاک ایران توتیای چشم من و ملت ایران سرور ممند ولی جمهوری اسلامی و ان موجودات مورد نظر را میتوانید در هنگام یبوست، لینت داده استفاده و استعمال بفرمائید. دعوا چیز دیگریست عزیزان!! در انجام رهنمود من موفق باشید

esmail گفت...
این نظر توسط نویسنده حذف شده است.
احمد رضا. ص گفت...
این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.
فروزنده رحیمی گفت...
این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.
ناشناس گفت...
این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.
خدیجه آجیده گفت...
این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.
esmail گفت...

اقای حمید رضا طاهر زاده در میلی برای من یاد آور شده حساب گوگلشان حک شده!و لاجرم این پیغام:
سماعیل واقعا دلم بحالت میسوزد! به چه روزی افتاده ای ای شاعر بدبخت درمانده. این چند صباح باقیمانده را در این افلاس و بدبختی برای مال دنیا گذراندن واقعا چه ارزشی داشت!؟ ای بیچاره بدیخت و درمانده واقعا رقت انگیز شدی!
ابوالقاسم -

او نفرستاده است. بنابراین خواسته است پیام و سایر کامنتهای مربوط به این پیام حذف شود که حذف میشود با امید به اینکه هکر حساب گوگل ایشان به شرم و عذاب وجدان دچار شده و دیگر از این کارها با اسم دیگران نکند

ناشناس گفت...

هاله
با سلام اقای یغمائی در قسمت کامنت ها رد پای عناصر سایبری سازمان رهبر عقیدتی به چشم میخورد کسی که نوشته از قم نجف اباد وو اینها عناصر سایبری ولایت فقیه عقیدتی هستند توجه داشته باشید انها از بیان پاسخ عاجزند و چهره واقعی شان را دارند نشان میدهند اگر کسی بدنبال چهره واقعی عناصر سازمان مجاهدین است باید در این لحظات انها را ببیند رهبر عقیدتی گفته بود اگر پیروز شدیم که همه را میبخشیم که نشد و در ادامه گفته بود و اگر شکست خوردیم ما میدانیم با بریدگان منظورش منتقدین و جدا شده ها بود چه خواهیم کرد فکر میکنم انها به نقطه ای خوبی نرسیده اند .
رهبر عقیدتی برای اینکه به بن بست مطلق رسیده و چون توان پاسخگوئی هم ندارد و از طرفی چون نمی تواند ظهور کند از عناصر مفلوک و وامانده برای در رفتن از پاسخگوئی استفاده میکند بعضا فحش میدهند بعضا تهدید میکنند و خلاصه بنظر می اید به جنون واقعی دارند میرسند .
یکی سم به زمین میکوبد یکی سر به دیوار میکوبد این ایوب نظام ابادی که در کامنت ها مودبانه مینوشت الان دارد خودش را نشان میدهد که چیکاره هست .
بنظرم نباید جواب مشتی خائن واقعی و بریده واقعی که سر همه انها هم خود رهبر بریده و خائنی است که مخفی شده را داد بگذارید سر به دیوار بکوبند و سم بر زمین بزنند .فقط باید دستشان را رو کرد و چهره واقعی انها را نشان داد تا ایران ازاد فردا گرفتار مشتی خائن و خود فروخته به صدام و همپالگی ها او نشوند اگر چه مردم بسیار هوشیار هستند و همانگونه که اخوند حرامزاده و ولایت فقیه را نفی میکنند ولایت این رهبر عقیدتی مفقود شده را هم نفی میکنند ولی برای ایران ازاد فردا باید همه چیز شفاف شود باید چادر ها و پرده ها را کنار زد تا مردم با چشمان باز ببینند و انتخاب کنند .
بهترین کار کنار زدن این حجاب است همین

حميد ع گفت...

عجب حکری بوده !!! به حساب گوگل ايشان کاری نداشته!!، به اين همه سايت ديگر کاری نداشته!! فقط اومده اينجا يک فحشی بده و پاش هم يک اسم ديگه بنويسه! عجب حکر ابلهی!!؟؟

به قول آقای شکری بايد با پاشنه کفش به پوزه اين مفت خورهای رهبری زد که در خارج امن نشستن از خون اسيرن در عراق ميخورن. به کمک اين بی شرفان هست که رهبری جنبش را به اينجا کشنده.

حميد ع