مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۶ خرداد ۱۶, سه‌شنبه

با مشکل پیامبران چه باید کرد اسماعیل وفا یغمائی

میدانم همین اول عده ای میگویند :مشکل مگر مشکل پیامبران است؟ هزار مشکل داریم که ربطی به پیامبران ندارد! راست میگویند.ولی من میخواهم یک مساله ساده را مطرح کنم. کمی در ذهن با آن بازی کنید و بیندیشید. شاید بد نباشد. شاید چیزکی در این کنکاش بیابید.

۱۲ نظر:

ناشناس گفت...

مطلب شما رو در سایت پژواک ایران خوندم. بسیار خوشحالم که منطق و عقل رو جایگزین احساسات و اطاعت کورکورانه از قوانین و تدریسات مذهبی‌ کرده این. به نظر من، سوال منطقی‌ بعدی که شما باید بپرسین اینه: اگر به سخنان پیامبران اعتمادی نیست، پس شما چگونه به وجود نیروی جهانگیری به نام خدا پی‌ بردین؟ مگر نه‌ اینکه ایمان به خدا، که از بچگی‌ تو گوش همه ما خوانده شده، در درجه اول پیش شرطش آگاهی‌ به وجود خدا هست؟ خوب، خدا چگونه وجود خودش رو به شما باید نشون بده؟ اگر پیام آوری از سمت ایشون نباشه، شما از کجا می‌فهمین که اصلا خدا هست؟ حتا اگر به این حرف ساده هم بسنده کنیم که هر آفریده شده‌ای یک آفریدگار داره، چرا فقط یک خدا؟ چرا مثل یونانیان قدیم به انبوهی از خدایان نباید اعتقاد داشت؟

میبینی‌ مشکل آخوندا با فکر کردن چیه؟ وقتی‌ که کسی‌ شروع میکنه از عقلش استفاده کنه همه چرت و پرتهایی که قرنهاست به خورد ما دادن میره زیر سوال. و این چه قدر (برای اونها) خطرناکه!

کاکا توقیف

esmail گفت...

دوست عزیز
سلام
اولا من مسئله خدا و لاخدا را مساله شخصی میدانم. هرکس هر طور میخواهد و میفهمد در این زم
ینه انتخابش را بکند. مسئله پیچیده تر از این حرفهاست.
برای ادراک خدا نیازی به کسی به نظر من نیست.اگر خودش نمیتواند خودش را اثبات کند کار پیامبران بیهوده است.
مقوله معرفت معنوی یا هر اسمی میخواهید رویش بگذارید مقوله ای نیست که مذهب داعیه دارش باشد.
در پایان بحث مفصل است من نظر خودم را در رابطه با یک مشکل جدی نوشتم مشکلی که بیشتر در عرصه حکومت خود را نشان میدهد و مشکل تنها بر سر ملا نیست کل دستگاه معیوب است صدها سال است و الان وقت دانستن چون بهایش با نابودی صدها هزار ایرانی پرداخته شده
با تشکر

ناشناس گفت...

فرید
با سلام اقای یغمائی عزیز .در رابطه این مطلبتان خواستم چند نکته که به ذهنم میرسید را بگویم شاید که نتوانم بدرستی منظورم رابرسانم چرا که نه من یک نویسنده هستم و نه کسی که تحقیقات زیادی در این زمینه داشته باشد بهر حال مینوسم .
راستش اقای یغمائی من یک خداپرست هستم اما کمی متفاوت من نه نماز میخوانم و نه روزه میگیرم و نه ایت الکرسی میخوانم و نه اعتقادی به ولایت فقیه و یا رهبر عقیدتی به هیچ کدام اعتقادی ندارم انها را شرک مطلق میدانم .در ضمن من هم ابجو میخورم و هم شراب ناب .اما در کنار اینها بگویم من دزد نیستم دروغگو نیستم شارلاطان نیستم فریبکار نیستم هم به یهودی احترام میگذارم همه به مسیحی هم به گاوپرستان و هم به بودائیست ها و برایم اصلا مهم نیست که طرف مقابلم چه دینی دارد به اندازه پر یک مگس هم برایم ارزشی ندارد و اصلا مهم نیست من خدائی را میپرستم که مرا از دزدی تجاوز به حقوق دیگران و هر جرم و جنایتی دور نگه میدارد خدای من بسیار مهربان است او را دوست دارم هیچ کس مثل او به من نزدیک نیست من تمام راز و نیازم را با او در میان میگذارم او بسیار مهربان است من عاشق خدایم هستم خدائی که به من عشق می اموزد و نه نفرت خدائی که به من معرفت می اموزد و نه کینه و دشمنی من این خدا را دوست دارم خدای من مانع زندگی من نیست من حتی شراب هم که میخورم خدایم را کنار خود دارم او همراه من است با من کاری ندارد که من چگونه زندگی میکنم خدای من خدای شکنجه گر نیست خدای من تنها نیروئی است که همیشه با من است من عاشق این خدای مهربان هستم او خیلی مهربان است حتی اگر اشتباه هم بکنم خدای من مرا شکنجه نمی کند که چرا اشتباه کردی خلاصه کنم من این خدا را دوست دارم به این فکر نمی کنم که به بهشت میروم یا به جهنم به این فکر میکنم و همیشه به این فکر میکنم که خدای من از من یک چیز میخواهد که من انسان باشم همین .
اقای یغمائی عزیز چون من توانائی بحث ایدئولوزیک را ندارم خلاصه انچه می اندیشم را نوشتم ولی یک چیز را میدانم که ایدئولوزی هر کس مال خودش است به من هم ربطی ندارد ولی یک چیز به من ربط پیدا میکند انهم زمانی است که عده ای خود را نماینده خدا در زمین میدانند یکی خود را ولی فقیه و دیگری ولی عقیدتی میخواند هر دو اینها و هر انکه با همین محتوا ظهور کند جز فساد و تباهی جز همان شکنجه و کشتار نخواهد بود فرقی نمی کند اسمش چیست ولی فقیه یا ولی عقیدتی هر دو یکی هستند هر دو خدای شکنجه گر را میپرستند خدائی که خواهر و برادر را به جان هم می اندازد خدای انها خدای کینه و نفرت است خدای بیدادگری و ظلم و ستم است ما پشیزی برای این خدا و نماینده اش که اینان هستند قائل نیستیم .دور باد از میهن ما این جرثومه های فساد و تباهی که به نام اسلام فساد میکنند و قلب شان تیره و تار است .البته دیگرانی نیز هستند که خدایانشان نیز کمی متفاوتر است کسانی همچون استالین ها که حتی خود را نه نماینده خدا بلکه خود خدا میدانستند و هستند کسانی همچون این خدای خونریز در عصر ما .
نتیجه حکومت با ایدئولوزی یعنی فساد یعنی کشتار یعنی خونریزی یعنی زندان و شکنجه این است نتیجه حکومت ایدئولوزیک هر حکومت ایدئولوزیکی که بر سر کار بیاید نتیجه یکسان است هیچ تفاوتی هم نمی کند که خمینی باشد یا خامنه یا رجوی همه شان یکی هستند ابشخور یکیست .
اگر دلمان برای میهنمان میسوزد اگر دوست داریم مردم ازاد زندگی کنند و از زندگی لذت ببرند باید بدنبال ادمها و سازمان های غیر ایدئولزیک بود امیدوارم حکومت اینده ایران از گزند هر ایدئولزی بدور باشد چه خمینی چی ها چه رجوی چیها و هر ایدئولوزی دیگری ما ایرانی میخواهیم که هر کس دینش مال خودش باشد و حکومت مال مردم باشد .
از نظر من حتی یکساعت هم نباید گذاشت نیروی ایدئولزیک در ایران حکومت را بدست بگیرد چه برسد به یک روز یا شش ماه این .
نتیجه حکومت اینده باید از گزند تمام این ایدئولوزی ها بدور باشد همان پدیده ای که باعث شده کشور ما اینگونه تباه و نابود شود توسط افراد ایدئولوزیک باید میهنمان را از گرد و غبار ایدئولوزی پاک کنیم

esmail گفت...

درود بر تو فرید گرامی
من هم با شما کاملا موافقم
به امید آینده ای این چنین و نابودی تمام خرافات کهنه و نوین

ناشناس گفت...


آدم تا زمانی که در یک دستگاه ایدئولوژیک محاط شده است ، این چارچوبی را که شما مطرح میکنید درک و فهم نمیکند و هر چه هم که حدیث و روایت !؟ بیاورید مانند آب در هاون کوبیدن است ، مثل قوانین مکانیک که قوانین درون جوش را درک نمیکند . باید از این حصار جدا شد و آن را شکست . خارج شدن از این حصار بسیار بسیار سخت و دشوار است و فراتر از مرگ . برای همین تا زمانی که فردی در این شکلبندی متحجر زندگی میکند برایش ازدواج فلان پیامبر با دختر 9 ساله و اباطیل و افسانه هایی نظیر امام زمان و ولایت فقیه قابل توجیه است و تضاد و تناقضی با آن ندارد ، در حالی که یک فردی که جهان را از دریچه خرد و علم و عشق مینگرد امکان ندارد که به این خرافات تن در دهد .
ریشه های افراد و جریاناتی که هر انتقاد و نقدی را به آنها بشود با فحش و تهدید جواب میدهند باید در همین چارچوب مورد بررسی و کنکاش قرار داد . اگر چه گهگاه از علم و دانش نوین اجتماعی و مبارزاتی در توجیه و تئوریزه کردن دیدگاه خود استفاده میکنند ، یعنی پیچیدن گه و کثافت ایدئولوژیک در زرورق زیبا .

میلاد

ایوب نظام آبادی گفت...

سلام: اغلب در کامنتها و مقالات مشاهده می کنیم که حکومت های ایدئولوژیک بد هستند. می خواهند بگوید که جمهوری اسلامی و یا طرز تفکر مجاهدین ایدئولوژیک هستند و خوب نیستند و باید حکومتی بر سر کار آید که قرابتی با ایدئولوژی نداشته باشد. حال مسئله اینجاست که مگر می شود حکومتی را یافت که مبتنی بر ایدئولوژی نباشد؟ ایدئولوژی یعنی سیستمی از ایده ها و ایده آلها که مبنای یک نظام اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی را می سازند. خوب، بر این اساس، همه حکومتها و همین ادعا که ایدئولوژی بد است نیز مبتنی بر یک ایدئولوژی است.

ایوب نظام آبادی گفت...

سلام: در باره بحث اعتقاد به خدا هم اکنون از زاویه علمی به یک کشفی رسیده اند و آن این است که اعتقاد به نیرویی برتر و یا موجودات ماورایی ذاتی ذهن هست و یا به عبارتی در ذهن ما از پیش تعبیه شده است و ما را از آن گریزی نیست.به عبارت دیگر کسی که می گوید من به خدا اعتقاد دارم فکر می کند که کار خودش است اما در واقع به مانند زبان اول است که از پیش ذاتی ذهن ما و ژنتیک است و در مکانهای متفاوت به اشکال متفاوت بروز می کند.هر دو به مانند راه رفتن است که یاد گرفته نمی شود و دیر و یازود بروز می کند. Richard Dawkins مقالات و کتابهایی دارد در جنگ و جدل و نفی خدا و مذهب. ولی همین آدم در نهایت می گوید که من خودم یک آگنوستیک هستم یعنی که همین آدم که شهرت جهانی در این زمینه دارد نیز نمی تواند از چنگ خدا فرار کند.

ناشناس گفت...

فرید
دوست عزیز اقای ایوب نظام ابادی شاید تعریف ایدئولزی خیلی گسترده باشد در نتیجه به نظر می اید که بهتر است شفاف تر گفته شود .
من شفاف تر میگم هر کسی در این عالم یک چیزی را میپرستد یا به تعبیری دین یا مذهبی برای خودش دارد انکه هم مذهبی ندارد مثل کمونیست ها به ائین ایدئولوزیکی همچون لنین استالین مائو و امثالهم بعنوان طرز فکر و اندیشه نگاه میکند اخوندها هم همین هستند بدنبال ایدئولوزی که شامل دین و مذهب و امام و پیغمبر و ولی فقیه و و عده ای هم ولی عقیدتی برای رساندن مردم به جامعه بی طبقه توحیدی .همه اینها که برشمردم چه مذهبی و چه غیر مذهبی هدفشان رساندن مردم به بهشت موعود است .
من میگویم اقا جان بهشت و جهنم مال خودتان نیاز نیست ما را به بهشت ببرید هر انسانی خودش میداند به بهشت برود یا نرود من نمی خواهم به بهشت اخوندها وارد شوم من نمی خواهم به بهشت مجاهدین جامعه بی طبقه توحیدی وارد شوم من نمی خواهم به بهشت موعود لنین و استالین حکومت طبقه کارگری پرولتاریا برسم مگر زور است نمی خواهم دست از سر ما بردارید .
اقا جان تو اعتقاد داری باید به بهشت مارکسیست ها بروی خوب عزیز جان برو با مردم چه کار داری با حکومت چه کار داری یا تو یه مذهبی میخواهی مردم خدا پرست باشند و مردم را به بهشتی همراه باحوری های بهشتی ببری اقا جان ما نمی خواهیم به چنین بهشتی برویم یا تو که میخواهی جامعه بی طبقه توحیدی درست کنی ما ان جامعه بی طبقه شما را نمی خواهیم مگر زوره نمی خواهیم
عزیز دل برادر اقای ایوب عزیز تمام حرف این است که اقا هر کدام از اینها که بر شمردم میخواهند از طریق حکومت کردن به این اهداف برسند و حرف من این است اقا جان من وما این بهشت های شما را نمی خواهیم و تمام حرف این است که اینها با این تفکرات وقتی به حکومت میرسند ناچارند ادم بکشند ناچارند زندان و شکنجه گر درست کنند ناچاراند خفقان ایجاد کنند چون میخواهند به هدفشان برسند همین اخوندهای داخل ایران را نگاه کنید مگر انها نمی گویند ما میخواهیم با حکومت اسلامی مردم را به بهشت ببریم و و جامعه اسلامی درست کنیم همه شان همین هستند عزیزم .
حرف این است اقا دینت و ایئنت مال خودت حکومت و سیاست باید از اینگونه مزخرفات ایدئولوزیک پاک شود ایا این حرف ناحقی است ایا این حرف بدی است اقا ایوب .
مجاهدین خلق میخواهند مبارزه کنند با ملاها خوب بکنند مگر کسی جلویشان را گرفته حرف این است میخواهی مبارزه کنی بکن ولی نگو من مبارزه میکنم که حکومت بدست بگیرم .
کسانی یا افرادی یا سازمانی که هدفش برای مبارزه کسب حکومت است به اندازه دو 2 تا یک ریالی هم ارزش ندارد چون فردای کارش معلوم است چون او هم میخواهد ما را به ضرب و زور به بهشت ببرد ما نمی خواهیم به بهشت انها برویم .
نتیجه اقا ایوب تمام دست اندرکاران حکومت اینده ایران هر که هستند باید این اراجیف را کنار بگذارند و نکته مهم کسی که بدنبال سرنگونی است نمی اید گرو شش ماهه بگیرد که شش ماه حکومت دست رئیس جمهور ماست بعد تحویل مردم میدهیم .
راست میگید انقلابی واقعی هستید بگید ما مبارزه میکنیم همان روز سرنگونی هم حکومت رو میدیم دست مردم و هدفمان هم ازادی است و تمام .ولی متاسفانه هیچ گربه ای در راه خدا موش نمی گیرد

ناشناس گفت...

آقای نظام آبادی، ریچارد داوکینز یک دانشمند به تمام معنا هست. ایشون هیچ چیزی رو مطلقاً قبول نمیکنه بلکه همیشه یک روزنه میذاره که اگر از لحاظ عقلانی حرفی رو که الان بهش اعتقاد داره رو نفی میکنه بتونه قبول کنه. من شخصا به وجود خدا اعتقاد ندارم اما نمیتونم بگم خدا نیست. عملا میشه گفت که من هم به مثابه آ‌قای دأکینز تا به حال هیچ گونه دلیل قانع کننده‌ای که دال بر وجود خدا باشه پیدا نکرده ام. اما در عین حال چشم و گوشم هم بازه چون میدونم که تاریخ عملا نشون داده که اون چیزی که امروز ممکنه واقعیت مطلق باشه، ممکنه فردا لطیفه‌ای بیش نباشه.

کاکا توقیف

ناشناس گفت...

اسماعیل عزیز مانده ام که ترا چه شده است که اینگونه شلاق گرفته و به همه میتازی شخضا برایت داروی سکوت و بخوان بهوان بخوان را توصیه میکنم ادم که حتما نباید سیاسی باشد این حرفهای تو واقعا بی مایه است یعنی چیز جدیدی ندارد فیس بوک پراست بجای اینکه رجوی خدا یا هر کس دیگر را سرزنش کنی اول از خودت شروع کن شاید پاسخ را پیدا کنی برایت ارزوی صبر و سلامتی دارم
درویش

ناشناس گفت...

یکدفعه راحت بگو پیغمبر خودتی خدا هم خودتی هم مارو راحت کن هم خودتو. گیر کردی توی خدائیت و پیامبریت خودت. بگو بابا جان بگو خیال همه را راحت کن. این همون چیزکیه که میخواستی با خواندن مقاله ات بهش برسیم مگه نه؟ در ضمن فکر میکنم اگر به مسئله شیطان و ماهیت شیطان و عملکرد شیطان بپردازی مشکلات ذهنیت زودتر روشن میشه مارو هم از مالیخولیا هایت زودتر راحت میکنی.

مرحوم

esmail گفت...

جنابان مرحوم و درویش
با درود
ایکاش درد را میفهمیدید و مقاله ناچیز را
در ضمن همین پیامبرانی که امده اند برای هفت جد و ابا بشریت کافیست احتیاج به پیامبر جدیدی نیست
دست علی به همراهتان