شکافِ بینِ نسل ها، چرا؟ حنیف حیدرنژاد.بجز
رژیم جمهوری اسلامی و حاکمیت سیاسی کشور، گروههای سیاسی کشور نیز اغلب،
تاریخ و وقایع را مطابق میل خود دستکاری کرده و بیشتر در جهت منافع خود
تنظیم کرده و بیشتر به آن رنگ حماسی و تبلیغی می زنند. به طور خاص در مورد
سازمان مجاهدین خلق ایران. ادامهی مطلب...
دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

۴ نظر:
اﺯ ﺩﻳﺪ ﻣﻦ اﮔﺮﭼﻪ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﺑﺸﺮﻱ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻳﻜﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻩ, ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺑﻴﻦ ﻧﺴﻠﻬﺎ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺷﻴﻮﻩ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺑﺎ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﺑﻮﺩﻩ اﺳﺖ. ﺯﻣﺎﻧﻲ اﺭﺑﺎﺏ و ﺭﻋﻴﺘﻲ اﻧﻘﻼﺑﻲ ﺑﻮﺩ, ﺯﻣﺎﻧﻲ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺩاﺭﻱ, ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻣﺎﺭﻛﺴﻴﺴﻢ و ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻫﻢ اﺳﻼﻡ. ﻧﺴﻞ ﺟﺪﻳﺪ اﻳﺮاﻥ ﺣﺘﻲ اﮔﺮ ﻣﺠﺎﻫﺪﻳﻦ ﺭا ﻫﻢ ﺑﺸﻨﺎﺳﻨﺪ ﺑﺎ ﺭﻭﺷﻬﺎﻱ ﻣﺠﺎﻫﺪﻳﻦ ﻧﻤﻴﺘﻮاﻧﻨﺪ ﭼﻨﺪاﻥ ﻣﻮاﻓﻖ ﺑﺎﺷﻨﺪ . ﻣﺠﺎﻫﺪﻳﻦ و ﺭﻓﺘﺎﺭﺷﺎﻥ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﺯﻣﺎﻧﻲ اﺳﺖ اﻧﺠﻤﺎﺩ ﻓﻜﺮﻱ ﺩﺭ ﻏﺎﻟﺐ ﻳﻚ ﺣﺰﺏ و ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ اﻧﻘﻼﺑﻴﮕﺮﻱ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻣﻴﺸﺪ, ﻛﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺭا ﻫم ﻛﺮﺩ و ﻧﺘﺎﻳﺞ ﺧﻮﺩ ﺭا ﻫﻢ ﻧﺸﺎﻥ ﺩاﺩ. اﺯ اﻧﻘﻼﺏ ﺭﻭﺳﻴﻪ ﺗﺎ ﭼﻴﻦ و ﻳﻮﮔﺴﻼﻭﻱ و ﻛﻮﺑﺎ.
اﻟﺒﺘﻪ ﻣﻦ ﺷﺨﺼﺎ اﺯ ﻛﻮﺑﺎ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﺼﻔﻴﻪ ﻫﺎﻱ ﺩﺭﻭﻥ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ ﭼﻴﺰﻱ ﻧﺨﻮاﻧﺪﻡ. ﻭﻟﻲ ﻣﺤﺎﻛﻤﺎﺕ اﺳﺘﺎﻟﻴﻦ و ﭼﻴﻦ ﺭا ﺧﻮاﻧﺪﻩ اﻡ. اﻳﻨﻜﻪ ﺟﻮاﻥ اﻣﺮﻭﺯ اﻳﺮاﻧﻲ ﺑﺎ ﭼﻨﻴﻦ اﻧﺠﻤﺎﺩ ﻓﻜﺮﻱ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﻳﻞ ﻧﮕﺎﻩ ﻛﻨﺪ, ﺣﺪاﻗﻞ ﺩﺭ ﺩﻭﺭ و ﺑﺮ ﺧﻮﺩﻡ ﻧﺪﻳﺪﻡ. ﺩﻭﺭاﻥ ﺑﻴﺴﻮاﺩﻱ ﻫﻢ ﻛﻪ ﻧﻴﺴﺖ, ﺧﺸﻮﻧﺖ ﻫﻢ ﻃﺮﻓﺪاﺭ ﻧﺪاﺭﺩ. ﺻﺤﺒﺖ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺧﺮﺩ ﺟﻤﻌﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻫﻢ ﻓﻘﻄ ﻳﻜﻨﻔﺮ ﺣﺮﻑ ﻣﻴﺰﻧﺪ, ﺑﻘﻴﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﻫﻮﺭا ﺑﻜﺸﻨﺪ. ﺑﻌﻴﺪ ﻣﻴﺪاﻧﻢ ﻧﺴﻞ ﺟﻮاﻥ اﻳﺮاﻥ ﺑﺮاﻱ اﻳﻦ ﻃﺮﺯ ﻓﻜﺮ ﻋﻼﻗﻪ اﻱ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﻫﺪ. اﮔﺮ ﺣﺘﻲ اﻳﻦ اﻣﻜﺎﻥ ﺑﻮﺩ, ﺣﺪاﻗﻞ ﺩﺭ ﺧﺎﺭﺝ اﺯ اﻳﺮاﻥ اﻳﻦ ﺟﺬاﺑﻴﺖ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﻣﻴﺸﺪ, ﭼﻮﻥ ﺩﺳﺘﺮﺳﻲ ﺑﻪ ﻣﺠﺎﻫﺪﻳﻦ ﺁﺯاﺩ اﺳﺖ.
ﺑﻲ ﻃﺮﻑ
سلام: به عرض تو بی طرف می رسانم که آری ، وضع عوض شده و اختلاف بین نسلی که جانش را برای یک زندگی انسانی نه برای خود که برای دیگران می داد بانسل فعلی که تمام هم و غم و دل نگرانی اش این است که توپ چه کسی وارد تور چه کسی می شود ، زیاد شده . نسل امروز به دنبال حقیقت نیست و دیگر آن شور سابق را ندارد. نگاه کن که در چه گند و کثافتی دست و پا می زنند و نتیجه این نوع زندگی همان است که که دانشمندان می گویند که تا چند دهه دیگر زندگی بر روی زمین غیر ممکن خواهد. و این نتیجه همان سرمایه داری است که در حال حاضر ، دل جوانها و خیلی ها را برده. نسل قدیمی می گفت که فلسفه برای تغییر جهان است و نه تفسیر آن. در تاریخ و جغرافیا و جامعه شناسی نیز به دنبال این بود که به گند و کثافت سرمایه داری پایان بخشد. چیزی در آنها بیابد که به پایان جهالت و نابرابری بشارت دهد. اما حالا دیگر واژه های امپریالیسم، سوسیالیسم، جامعه بی طبقه و از این قبیل نشانه روشنفکری نیست و خریداری ندارد. بلکه بر عکس نشانه عقب ماندگی است . یادت هست که مذهب هم در گذشته متفاوت بود و دیدی که مسیح در بازار صرافان و طلا فروشها یک تنه بساط همه را به هم زد در فیلم آخرین وسوسه های مسیح؟ دین ما چه؟ نسل گذشته بر سر حرف خود می ایستاد و تن به واقعیت نمی داد ، درگیر می شد و از آرمانش نمی گذشت ولی حالا ببین که سوسیا لیزم یعنی کمک و ترحم به فقرا ، مذهب که نبایستی از مردم دفاع کند و بد جوری شخصی است. اصلا از مذهب نگو که استفراغمان می گیرد. همین مذهبی که به گل سرخی در دادگاه درس فداکاری و شجاعت و از خود گذشتگی می داد. آری ، باید فرزند زمان خود باشیم و در مدار سرمایه قرار بگیریم و در نابودی هر چه که بوی انسانیت می دهد و نابودی کره زمین شرکت کنیم.
ﻣﻦ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﺸﺪﻡ ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ اﻳﺪ! ﻧﺴﻞ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻛﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﻣﺠﺎﻫﺪﻳﻦ ﺧﻠﻖ ﻫﻢ ﺟﺰﻭ ﺁﻧﻬﺎﺳﺖ, ﭼﻪ ﺧﺪﻣﺖ ﻣﺸﺨﺼﻲ ﺑﻪ ﺑﺸﺮﻳﺖ ﻛﺮﺩﻩ اﺳﺖ? اﻳﻦ ﻛﻪ ﭼﻪ ﺁﺭﻣﺎﻧﻲ ﺩاﺭﺩ ﺭا ﺩﻳﮕﺮ ﻧﻤﻴﺘﻮان ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻛﺮﺩ ( ﺯﻣﺎﻧﻲ ﺳﺪ ﺑﺰﺭﮒ ﺯﻣﺎﻥ اﻣﭙﺮﻳﺎﻟﻴﺴﻢ ﺑﻮﺩ, اﻣﺮﻭﺯ ﺑﺎ ﻟﺤﺎﻑ ﻛﺮﺳﻲ ﺩﻡ ﺳﻨﺎﻱ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ﻣﻴﺨﻮاﺑﻨﺪ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ) ﺷﻤﺎ ﻛﻪ ﻣﻴﻔﺮﻣﺎﻳﻴﺪ " ﺩﺭ ﻣﺪاﺭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻗﺮاﺭ ﺑﮕﻴﺮﻳﻢ " ﻭﻗﺘﻲ ﺭﻫﺒﺮاﻥ ﺧﻮﺩ ﻧﻪ ﻓﻘﻄ ﺩﺭ ﻣﺪاﺭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺑﻠﻜﻪ ﻛﻢ ﻛﻢ ﺑﻪ ﻧﻮﻛﺮ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺷﺪﻩ اﻧﺪ, ﺷﻤﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﺭا ﺑﺎ ﮔﻠﺴﺮﺧﻲ و ﻏﻴﺮﻩ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﻧﻜﻨﻴﺪ. ﺩﻭﺭاﻧﻲ ﺑﻮﺩ ﺑﺮاﻱ ﺧﻮﺩﺵ. ﻭاﻗﻌﻴﺖ اﻳﻨﺴﺘﻜﻪ ﻓﻌﻼ ﺟﺎﻳﮕﺰﻳﻨﻲ ﻧﻴﺴﺖ اﮔﺮﭼﻪ ﻣﺸﻜﻞ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﻪ ﺟﺎﻱ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﻗﻲ اﺳﺖ. اﻳﻨﺒﺎﺭ ﺭاﻩ ﺣﻞ ﻓﻘﻄ اﺯ ﻟﻮﻟﻪ ﺗﻔﻨﮕﻚ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﻧﻤﻲ ﺁﻳﺪ, اﻳﻨﺒﺎﺭ اﻭﻝ ﺑﺎﻳﺪ ﻳﻚ ﺳﻴﺴﺘﻢ اﻗﺘﺼﺎﺩﻱ و ﺳﻴﺎﺳﻲ ﻣﻌﺮﻓﻲ ﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ و اﺭﺯﺵ ﺟﻨﮕﻴﺪﻥ ﺭا ﺩاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ و ﻭاﺿﻌﻴﻦ ﺁﻥ ﻫﻢ ﺣﺪاﻗﻞ ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻛﻪ ﮔﻨﺪ ﻧﺎﻣﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﺸﺎﻡ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ. ﺩﺭ ﺿﻤﻦ ﺳﺮ ﻫﺮ ﺣﺮﻑ ﺧﻮﺩ اﻳﺴﺘﺎﺩﻥ ﻫﻢ ﺩﻳﮕﺮ ﻃﺮﻓﺪاﺭ ﻧﺪاﺭﺩ, ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﻪ ﺑﻲ ﻣﻨﻂﻘﻲ ﺑﺮﺩاﺷﺖ ﻣﻴﺸﻮﺩ.
ﺑﻲ ﻃﺮﻑ
سلام: بی طرف، یکی تو بی طرفی یکی من و صادق که از او دیگر خبری نیست ومی گفتیم که بی طرفیم . معلوم نیست که اگر بی طرف نبودیم چه می شد؟ در این پاراگراف هم به طور کلی گفتم که در گذشته مردم آدم تر بودند و نسل گذشته به دنبال آرمان گرایی بود و می توانی به اسامی گروهای سیاسی رجوع کنی که مدام اشاره به برابری ، انسانیت و آرمان گرایی دارد به مانند فرقان و آرمان مستضعفین، راه کارگر ، رنجبران و از این قبیل. ولی حالا این حرفها مشتری ندارد و روشن است که نسل فعلی و نسل گذشته فاصله دوری از هم دارند.
ارسال یک نظر