مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۵ مرداد ۲۷, چهارشنبه

اسماعیل وفا یغمائی. لبان تلخ تو

کنون که باده و پیمانه هر دو بر لب ماست
لبان تلخ تو مجموع شهد کندوهاست
بگو به شیخ برو با خدای خود که مرا
لب حبیب نشان وجود بار خداست
تو و خدای تو ومهر و مسجد منبر
که جان جهل وهرا س است وروح رنگ وریاست
من وتَورّق زیبائی نگارینی
که وحی مُنزّل واز اوسرای من چو «حرا»ست
به بوسه های لب و چشم و دست خود صدبار
اگر چه خوانده ام او را هنوز ناخواناست
به حج نرفته ام اما به لطف حق گاهی...ادامه غزل

۲۵ نظر:

ناشناس گفت...

شاعر!
باید بر این قلم بوسه زد
دست مریزاد شادم کردی
یک دوست

ناشناس گفت...

زیباست زیباست و زیباست.
بهنوش ابراهیم زاده

م.ح.فرانسه گفت...

شعری بسیار زیبا و با طنزی حافظ گونه . چند بار خواندم

ناشناس گفت...

واقعا افتضاح بعد از آن شعر که بخدا هم توهین شده بود این یکی نشان میدهد که چقدر از انقلاب و مبارزه فاصله گرفته ای و شعرهای فاسد میگوئی
ایرانی

ناشناس گفت...

بسيار زيبا، لذت بردم
ب حسينى

سهراب حمیدیان فرد گفت...

اول اینکه این خدیجه اگر نظر ندهد بهترست که بد جوری کمپلکس دارد دوم اینکه زیارت حج قبول انشالله همه حاجی شوند
به حج نرفته ام اما به لطف حق گاهی
میان «مروه» و«کوه صفا» مرا «مسعا»ست!
با درود به شاعر ارجمند

ناشناس گفت...

آقای یغمایی شما از این مضمون های تکراری که هزاربار نوشته ای خسته نمیشوی ؟ حداقل غزل هم باید درش کمی نو آوری باشد و حرف تازه ای داشته باشد . همه غزل های شما رونوشت هم دیگر است فقط بعضی کلمات را عوض کرده اید. آخر پدرمن پیمانه و باده و جام و این کلمات را که هفتصد سال پیش می گفتند . دیگر گفتن اش واقعا چه لطفی دارد که شما اینقدر اصرار برسرودن این پرت و پلا ها دارید . ؟ شما که اینقدر به شاملو ابراز احترام می کنید اگر این غزل ها را او می خواند درمورد شما چه میگفت ؟ غیراز همان چیزی که درمورد مهدی حمیدی شیرازی سروده بود ؟ تازه مهدی حمیدی شیرازی کجا و شما کجا ؟ پویا مهرآور

مرتضی اعتمادی گفت...

نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر
چوبشنوی سخن اهل حق مگو که خطاست:
اگر بگویم جان مادرت نرو سراغ حافظ
یک کمی فکر کن ببین حرف من بیجاست؟
هنوز دلت در کعبه و مدینه و مکّه ست
هنوز توی مخت یاد مروه و مسعاست
هنوز گند میزنی به ساغر و می و جام
وقتی محل باده خوری تو غار حراست
مزخرف است سرودت، مزخرف، ای یغما
معرب است ومکانش به منتهای ...لاست

esmail گفت...

دوستان
پویا مهر آور و مرتضا اعتمادی
سلام
ممنون از دقتتان و نظرتان
وسع بنده همین است میبخشید که ازارتان دادم . میدانید اسامی حدود چهارده هزار شاعر ایرانی ثبت شده است. دستتان باز است به سراغ بقیه بروید
موفق بلشید

ناشناس گفت...

تکرار اگر حقیقی باشه اشکال نداره
مثلا
مریم مهر تابان میبریمش به تهران
سی ساله داریم میگیم
یا
امسال سال آخر سرنگونیه
سی ساله تکرار میشه
خیلیم عالیه بایدم تکرار بشه شما چرا به تکراریات این شعر گیر دادی

نازنین گفت...

اقای یغمائی با سلام
من نمیفهمم چرا باید کامنتهای افرادی مثل مرتضی اعتمادی منتشر شوند این افراد که منظورشان شعر نیست میخواهند توهین کنند و بروند

کاکو شیرازی گفت...

اقا مرتضا
اون خلا از وقتی که آمریکائیا حمله کردن توسط یه نفر اشغال شده جا نداره. شما سر بزن ببین جا داره؟

احمد رضا.ص گفت...

کاکو شیرازی خیلی خوب گفت منم اضافه کنم این آقا مرتضا میتونه بره اونجا هم رهبرو ببینه هم سر قبر پدرش یه فاتحه ای اونجا بخونه که یه همچین پسری رو پس انداخت. ما هنوز کار پیدا نکردیم ومث ایوب نشستیم ببینیم کی چی مینویسه.سگم جد و اباد اونیه که فکر میکنه من سگم من فقط با ادمای بی پدر مادر خوشم نمیاد

فراری از دین گفت...

از همه بیشتر این بیتها قشنگتر است و پر معنا
رسول اول عالم نبود جز «آدم»
چو خلق گشت خدا دید چیزکی نه بجاست!
نداشت باور، آدم خدای را، و زحق
به حق رسید ندا :کار در کف «حوا»ست
نبود «آدم»،زآغاز آدمی، وزعشق
به تارکش بنگر تاج بولبشر رخشاست
برقرار باشید اقای یغمائی

ناشناس گفت...

خانم پویا مهر آور شما از تیمارستان آزاد شدی؟ خبر نداشتم. بمن خبر میدادی
دوست تو

مرتضی اعتمادی گفت...

احمد رضا ص و نازنین خانم. بهتره پنبه رو از گوشتون بیرون بکشین و او عینک چرمی رو هم از جلوی چشماتون بر دارین .بعدش شروع کنین به فحش دادن. هرکی هرچی اینجا مینویسه فوری میچسبونیدش به رهبر عقیدتی و از این حرفای صدتا یک غاز. برگردین و اون سه چار سطر نصیحت من به یغما رو دوباره و درست و درمون بخونین تا بفهمین که من به او دارم چی میگم و شما چی فهمیدین؟ یعنی راستشو بخواهین شما اصلا چیزی نفهمیدین. ولی واسه این که شیر فهم بشین لب مطلبو بهتون میگم. یغما خودش فهمید که من بهش گفتم با آوردن اصطلاحات عربی و اسلامی و رفتن سراغ مکه و حج و ازین حرفا شعر رو خراب نکن. حالا شما دوتا از این چی فهمیدین؟ هیچی نفهمیدین!!1

فروزنده رحیمی گفت...

افرادی مثل خانم نازنین و آقای احمد رضا جز فحش دادن و توهین کاری ندارند.اقای اعتمادی نظرشون این هست که این شعرها کهنه است و ارزشی ندارد چرا عصبانی میشوید وهمنطور بد و بیراه به این و آن میگید. اقای اعتمادی حتی بنظر من از روی دلسوزی به اقای یغمائی نصیحت میکنند آنوقت شماها اینطور میکنید واقعا درست نیست

ابولی گفت...

اقای یغمائی فکر نمیکنید این آقا که نصیحتی کنمت! میگه همون جمشید خان کاسه لیس باشه چون اون همیشه شما راهمونطور که خودتون در مقاله کوشش کن نوشته بودید همیشه نصیحت میکرده حالا اسمشو عوض کرده باز نصیحت میکنه!!!

احمد رضا.ص گفت...

من اسلا به کسی بنام اعتمادی توهین نمیکنم من فقط به یک کره خر بی پدر مادری توهین میکنم کدر شعرش اینو نوشته برای یک شاعر مبارز و رنجدیده.....
نوز گند میزنی به ساغر و می و جام
وقتی محل باده خوری تو غار حراست
مزخرف است سرودت، مزخرف، ای یغما
معرب است ومکانش به منتهای ...لاست
حالا معلوم شد چرا علاقه داره اشعار آقای یغمائی سر قبر پدرش جا بگیره خیلی معذرت میخام

همین گفت...

یک سئوال از آقا اعتمادی
شما اصلا شعر میفهمی؟ گمان نکنم! شما شعر نمی فهمی ولی خیلی خوب علاقه داری شاعر را مورد حمله قرارش بدهی.

ناشناس گفت...

اسماعیل
علیرغم همه اختلاف عقیده ای که با تو دارم باید اعتراف کنم که این شعرت خیلی زیباست.

حسین ع

esmail گفت...

حسین . ع. گرامی
با سلام خدمت شما و ممنون
اختلاف عقیده مهم نیست و باید بجائی برسیم که علیرغم اختلاف نظر و عقیده شئونات هم را محترم بداریم.کسانی که میخواهند همه یک عقیده داشته باشند به کجا راه میبرند. فاشیسم . داعشیسم و سقوط
درود بر اختلاف عقیده
زنده باد اتحاد در عمل برای دموکراسی
با درود

ناشناس گفت...

ALI ALI MAN VA KANOMAM KANDIM VA VAGEHAN SAFA KARDIM
MOSA.HOMIRA
MOKLES SHAER AZIZEMAN

ناشناس گفت...

این ایرادهای بعضی ظاهرا ادیبانه و بعضی هم به خیال خودشان از زاویه انقلابی، همه ایرادهایی «بنی رجوی» هستند. بی ربط هستند. استعاره های مذهبی بکار رفته در شعر، نه نشانه پابندی و باور شاعر به آن بلکه برای نشان دادن ارزش و درجه آنچه امروز بر آن باور دارد، به کهنه پرستان به متشرعان و متحجران است. آن «ایرانی» هم به نظرم همان «ضرطه» ایست که دستش چون به گوشت نمی رسد می گوید بوی بد می دهد ولی در این نوع واکنشهای او، به خوبی می توان دریافت که یه جاهاییش می سوزد. این بیت شعر مخصوصا می تواند مثل سیخ داغی بر او فرو رفته باشد چون می داند که خطاب به او نیست: «گشای بند زگیسو! نگار من که مرا نجات زین همه غم رشته ای ز زلف شماست
شعر دوست

ثریا ریگی گفت...

بارها خوانده ام و باز هم زیباست و در هوای حافظ درود بر شماشاعر گرامی