دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

افتاب خواهد دمید

افتاب خواهد دمید

مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

این است جهان ما در این لحظه

این است جهان ما در این لحظه
روی تابلو کلیک کنید

کرونا وزمین ما

کرونا وزمین ما
روی تصویر کلیک منید

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۴ اردیبهشت ۱۹, شنبه

در ستایش نسرین ستوده . اسماعیل وفا یغمائی


۱۰ نظر:

ناشناس گفت...

اگر خانم نسرین ستوده، همانند ارژنگ داودی از حقوق مجاهدین دفاع کند، آیا باز از خانم نسرین ستوده ستایش میکنی؟ اگر آری پس چرا هیچ وقت در وبلاگتان اسمی از ارژنگ داودی نیست؟ فقط یک مورد گذاشتید آن هم لینک به ویکی پدیا دادید.

زرشک پلو یادت نره!

دریچه زرد گفت...

عزیز حوصله داری؟ خانم ستوده عاقلتر از اینهاست و نیز آزاده تر که اینکار را بکند.همان خارجیهای ویلپنت کافی است نیازی به ستوده نیست. خداوند ارزنگ داوودی را هم حفظ کند . تو هم تا میتوانی بهانه بگیر بابا جان

ناشناس گفت...

بسیار زیبا و پر محتوا آقای یغمائی درود بر نسرین و درود بر شعر شما که همیشه در کنار مردم و میهن است
دوستدار همیشگی شماب. ترکمان

ناشناس گفت...

تو هنوز در ایستگاه ویلپنت گیر کرده ای؟ طوری میگویی « خداوند ارژنگ داوودی را هم حفظ کند » انگاری او یک آدم سفیه است و از قضا مانند نوریزاد بیرون بسر میبرد. عزیز موضع گیری کردن ابتدا باید از مواضع بالای انسانی برخوردار باشی، از آنجائیکه ایشان در زیر پرس و فشار رژیم نخواسته است بر علیه مجاهدین موضع گیری کند شما آنرا لایی ردش میکنی. حالا اگر او هم مانند نسرین ستوده بود شرط می بندم یکی از ستونهای دریچه زرد رو به او اختصاص میدادی!!
خیلی فرق دارد که کسی هوادار مجاهدین نباشد اما از مواضع انسانی از آنها دفاع کند، آنهم از درون لانه مارها! من به این انسان مباهات میکنم، نه دلیل دفاع از مجاهدین، بلکه بخاطر انسان بودنش. از این انسانها کم نداریم، خارج از کشوری اش هم داریم مانند هادی خرسندی.

زرشک

ناشناس گفت...

فامیل دور
با درود به خانم نسرین ستوده وشجاعتش و همچنین درود به یغمائی که فرق ها را تشخیص میدهد من ومیلیونها ایرانی یک تار موی گندیده نسرین ستوده را به هزار تای رئیس جمهور برگزیده مقاومت نمی دهیم نسرین ستوده و نسرین ستوده ها زیاد هستند در ایران میجنگند می خروشند و از حق برباده رفته ملتی دفاع میکنند اری بقول یغمائی زنانی که مردان باید از ان مردانگی یاد بگیرند و نه مثل زنانی که با پولهای باداورده صدام حسین برای خودشان در اروپا زندگی شان را میکنند حالشو میبرند و هز از چند گاهی هم نمایشات مزخرفی با اجاره مشتی مزدور اجنبی و دانشجوی لهستانی و اورگان افغان وبرای خودشان توپ در میکنند که رئیس جمهور مقاومت سخنرانی کرده اند خاک بر سر شان کنند که چشمهایشان کور است و نسرین را نمی بیند نسرین ستوده وو نسرین ستوده ها ستودنی هستند وبس مگر ما مغز خر خورده ایم نسرین ستوده را بگذاریم و رئیس جمهور انتخاب شده یک مشت بی وطن را انتخاب کنیم .

ناشناس گفت...


جناب یغمایی
اگر حمل بر جسارت نباشد حقیر هم با اجازه شما این رباعی را برای نسرین در اینجا می نویسم :

نسرین گل باغ خلق سرو چمن است
آزاده و رزمنده ی راه وطن است

مردانگی از غیرت او اوج گرفت
مغرور وطن ز نام این شیر زن است

آخر الشعرا

esmail گفت...

جناب اخر االشعرا
رباعی زیبائی است و شما هم در سرودن مشکل نداری پیشنهاد میکنم این رباعی را روی سایتهای حامی خانم ستوده بگذارید. البته خوبست نام خود را بنویسید چرا آخر الشعرا این شکسته نفسی است

ناشناس گفت...

جناب یغمایی

شما خیلی لطف دارید اما بنده در شاعری شاگردآخر و کوچک شما هم محسوب نمی شوم. همینکه اشعار مرا در دریچه زرد منتشر می کنید برایم مایه افتخار است.

مخلص شما
آخر الشعرا

esmail گفت...

دوست عزیز اخر الشعرا
من بدون تعارف گفتم حالا شما خودتان می دانید. این را همچنین بخاطر حمایت از این زن گرامی مبارز با هر وسیله نوشتم من رباعی خود را در چندین سایت حامی ایشان الصاق کردم با درود به شما و طبع توانایتان

David گفت...

رباعی بسیار زیبا! واقعا تمام رفتار و منش نسرین ستوده، برعکس "مهر تابان" کذایی، از جنس عاطفه و آزادگی، از جنس ایران و مردمان کوچه‌‌ها و شهرهای ایران، و از همه مهمتر از جنس خرد و دانایی و بدون هارت و پوت‌های خانمانسوز ولی‌ عقیدتی‌ و ذوبشدگان دم و دستگاهش است! هر چه ستوده تر باد!