ما منتقدیم ما حق داریم منتقد باشیم. ما مخالفیم . ما حق داریم مخالف باشیم.باید سخنان منتقدان و مخالفان و همرزمان را شنید.هیچکس کامل نیست واگر خود را کامل بپنداریم بدون آنکه حتی بخواهیم اندک اندک به سنگلاخ جباریت پای خواهیم گذاشت ولی متاسفانه تاپایان هرگز نه خواهیم فهمید و نه قبول خواهیم کرد که در چه تراژدی و فاجعه ای به بند کشیده شده ایم.دموکراسی حرف نیست یک فرهنگ است باید آنرا شناخت پذیرفت وبه آن عمل کرد. آنان که با کلماتی درشت و پر طنین از دموکراسی سخن میگویند ولی در جزئی ترین کارها دمادم دموکراسی را زیر پا میگذارند دروغ میگویند.مشکل اصلی تاریخ ما امیختگی مذهب و سیاست است. تمام کسانی که صادقانه حتی راه نجات را در حکومتی مذهبی یافتند یا ایدئولوزی برخاسته از مذهب را راهنمای عمل قرار دادند جز به کمک ارتجاع و تیره روزی مردم بر نخاستند. اینان در پایه ها از همان مردابی تغذیه میکردند و می کنند که ملایان حاکم میکنند. باید به مذهب به عنوان مسئله ای شخصی احترام گذاشت ولی باید سوداهای رنگین و مسموم برپائی حکومتی که مذهب ذر آن رسوخ داشته باشد را با تمام مدعیانش به زباله دان ریخت. برای درک این حقیقت باید تاریخ ایران و اسلام و بخصوص تشیع را شناخت.نور!نور باز هم نور بیشتر. پشت درهای کهنه و پوسیده متوقف نشویم. نترسیم! درها را بشکنیم و بگذاریم نورحقیقت و شناخت ما را از این همه کهنگی و ارتجاع بشوید. هرگز فراموش نکنیم که زندگی مادی ما سایه و باز آفریده اعتقادات و باورهای ماست. .

روی تصویر کلیک کنید

ه‍.ش. ۱۳۹۵ فروردین ۱۶, دوشنبه

نسل سوم مهاجرین، ستون پنجم داعش در اروپا فرامرز دادرس

آمار ها نشان می دهند که اسلام گرایان تندرو در سال 2015 میلادی ، نوزده (19)عملیات تروریستی خونبار در جهان انجام داده اند. عملیات تروریستی داعش در فرانسه و بلژیک ضعف دولت های این دو کشور را در مهار و مقابله با این گروه نشان داد. اغلب جوانانی که از اروپا به داعش پیوسته اند فرزندان کارگران مهاجر کشور های مسلمان شمال آفریقا می باشند که به نسل سوم مهاجرین معروف شده اند. جوانانی که تا پیش از ظهور داعش در رده اراذل و اوباش خرده پای محلات حومه شهر های بزرگ اروپا بودند. ادامه‌ی مطلب...

۱ نظر:

منیژه حبشی گفت...

دولتهای اروپائی هنوز هم چشمشان واقعیت ها را نمیبیند. من بیست و چند سال در فرانسه زندگی کرده ام. میدان ندادن به اعراب را در عمل دیده ام. حتی تحصیلکرده هایشان نمیتوانستند براحتی کار پیدا کنند. کسانی که به فرانسوی ها که استعمارگرانه در الجزایر حضور داشتند، خدمت بسیار هم کرده بودند(یا به بیانی دیگر به خاطر فرانسوی ها به کشور خودشان خیانت کرده بودند) و به pied noirs معروف بودند هم پس از دهها سال هنوز بسیاری زیر چادرها زندگی میکردند. هر آخر هفته جوانان آنها دهها اتومبیل را آتش میزدند و این امری روتین بود. ولی بجای درک مشکل و تلاش در جذب آنان، بخصوص نسل جوانشان، سیاست ایزولاسیون و نادیده گرفتن آنها ادامه داشت. من در آنجا دیدم که چقدر ما ایرانی ها کمتر از سایر کشورهای مسلمان، مسلمانیم!! جوانهای عرب که قیافه شان هم اصلا به مومن بودن نمیخورد، ماه رمضان که میشد روزه میگرفتند! اینها بنوعی از نظر من دنبال هویت خود بودند که نادیده گرفته شدنشان در آن جامعه بی هویتشان نکند. معلوم است در این خلاء هر نیروی مخالف دولتهای غربی برنده میدان خواهد بود.
من براحتی از آنها تحسین نسبت به احمدی نژاد میشنیدم! و حتی بعد از اینهمه سال نسبت به خود خمینی !
وضع خارجی ها در آلمان اندکی بهتر است اما همچنان جذب کامل نشده اند. بهترین کاری که دولتهای غربی میتوانستند بکنند که متاسفانه نشانی از آن نیست، ریشه یابی این اعمال تروریستی است. چه میشود که طالبان و القاعده و حال داعش میتوانند از جوانان بزرگ شده در غرب نیرو جذب کنند؟ بجای اینهمه صرف انرژی برای جنگ و کشتار عاقلانه تر نیست که ریشه را بیابند و درمان کنند؟