مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

ه‍.ش. ۱۳۹۵ مهر ۲۷, سه‌شنبه

بیست وشش,گفتگوونوشته. ایرج مصداقی


 *نامه‌ی شریرانه‌ی نماینده‌ی مریم رجوی به «کانون دوستداران فرهنگ ایران» در واشنگتن ایرج مصداقی
 *خامنه‌ای‌ و قاری قرآن فاسد، خمینی و روحانیت فاسد 
 *از فوتبال و حرمت عاشورا تا تلاش رئیسی برای جانشینی خامنه‌ای و اهمیت دادخواهی از نگاه ایرج مصداقی(فیلم)
 *مسابقه‌ی فوتبال در روز تاسوعا، بمبگذاری در «حرم امام رضا» در روز عاشور
ا
*از فوتبال و حرمت عاشورا تا تلاش رئیسی برای جانشینی خامنه‌ای و اهمیت دادخواهی

*بیاید تصور کنیم....


*با نحوه‌ی کارکرد دستگاه اطلاعاتی و امنیتی در فضای مجازی آشنا شویم
*فیروز محوی یا «دزد ناشی» کمیسیون خارجه‌ شورای ملی مقاومت!
*از اعلام فاجعه فوتبال در شب تاسوعا تا یهودستیزی 


*(جدید)مشارکت «فرقه‌ی رجوی» در زمینه‌سازی قتل «فراز» و «رها» ایرج مصداقی
حذف احمدی نژاد ، هراس خامنه‌ای از دو قطبی شدن انتخابات و رابطه‌ جنگ نیابتی برای ظهور امام زمان

*«فراز» و «رها» جدیدترین قربانیان «قتل‌های زنجیره‌ای»

 از امپریالیسم ستیزی خامنه‌ای و دلایل آن تا جنگ‌آفرینی خمینی و سپاه پاسداران واپوزیسیون سازی رژیم  
 *محسنی اژه‌ای همچنان محرمانه حکم قتل صادر می‌کند 

*از عذرخواهی مرتضوی و اعتلای جنبش دادخواهی تا خروج مجاهدین از عراق به مثابه‌ آغاز یک پایان-

*رازینی قاتلی که به جنایاتش «افتخار» می‌کند
 *پورمحمدی جنایتکاری که شب‌ها راحت می‌خوابد 
 **آمار واقعی زندانیان قتل‌عام‌شده در تابستان ۶۷ و جعلیات پیرامون گور دسته‌جمعی  

 از امار کشتار 67 تا پشت پرده مصاحبه با بلندیان معاون پور محمدی
* فیلم کامل گفتگوی ایرج مصداقی با معاون مصطفی پورمحمدی در ژاپن

*توضیحی چند در مورد گفتگوی مهدی خزعلی با صدای آمریکا
*از هراس رفسنجانی برای آینده نظام بعد از مرگ خامنه‌‌ای تا موضع‌گیری پورمحمدی در مورد کشتار67

از روابط روسیه با نظام اهریمن تا اثرات انتشار نوار منتظری و اوضاع امروز 

۱۷۳ نظر:

ناشناس گفت...

سلام آقای مصداقی
شما در مصاحبه با تلویزیون میهن یک جایی اشاره دارید به ۷ نفری که آیت‌الله منتظری در فایل صوتی خود به آن اشاره می‌کنند و می گویید منظور سران هیئت موتلفه هستند که در زندان مسئولیت داشتند (مضمون گفته شما این بود)
خواهش میکنم بگویید دقیقاً کجای نوار (فایل صوتی) در کدام دقیقه ایشان صحبت از ۷ نفر کرده اند؟
من چند بار آن را گوش کردم چنین چیزی نبود. لطفاً راهنمایی کنید. باتشکر. سلمان

ناشناس گفت...

با درود و احترام
آقای مصداقی در گفتگو با تلویزیون من و تو ، در پاسخ به مصاحبه گر، که در مورد هفت نفر (به نقل از فایل صوتی آیه الله منتظری) پرسید، توضیح دادند. اما بنده هرچه آن فایل را گوش میکنم در مورد ۷ نفر هیچ صحبتی نمیشود. از کجا این مطلب در مصاحبه گفته شد؟ در کدام قسمت و دقیقه، آقای منتظری صحبت از هفت نفر کردند؟ لطفا پاسخ دهید.
با تشکر از شما و خسته نباشید. غلامعلی

بایرام گفت...

درود بر شما در شرایط کنونی باید با تمام نیرو این رژیم خون و جنایت را افشا کرد پس از سی و هفت سال جنایت فریاد مظلومان رسا شده است موفق باشید

ناشناس گفت...

طاهره
با سلام خدمت مصداقى عزيز درود بر شرف وشجاعت وحقيقت گوئيت به اميد پيروزى ملت ايران بر ظلم وستم

ناشناس گفت...

چرا کامنت من رو که از مصداقی در مورد مصاحبه با آوایی سوال کرده بودم رو انتشار نمیدی؟ میترسی که درست بودن کار مصداقی زیر سوال بره؟
مرتضی

دریچه زرد گفت...

مرتضی کامنتهای تو منتشر نمیشود چون تو مشکلت نقد نیست با مصداقی مشکل داری. میتوانی برای خودش بنویسی

ناشناس گفت...

من با خواندن مصاحبه با آوایی این سوالات به ذهنم رسید وگرنه من با کسی مشکلی ندارم. میتونی لطف کنی کجایید سوال من اشکالی داشت که تو به این نتیجه رسیدی؟ من مثل مصداقی در سوئد زندگی میکنم و حتی من همینطوری کسی رونمیدهم با یک تلفن به خانه ام راه نمیدهم.چه برسه به آوایی. اشکال این سوال من چیست؟
مرتضی

ناشناس گفت...

ممنون که کامنت قبلی رو گذاشتی. حالا سوال این است که چجوری کسی مثل آوایی که عنصر کار کشته و حرفه ای هست بدون چک کردن اینکه آیا این تلفن از خبرگزاری حوزه است یا نه و بدون چک کردن هویت شخص مصاحبه کننده که آیا واقعا از طرف خبرگزاری حوزه است تن به این مصاحبه داده است؟ من مثل مصداقی در سوئد زندگی میکنم و همینطوری کسی رو ناشناس با یک تلفن به خانه ام راه نمیدهم. این برای من سوال است.
مرتضی

esmail گفت...

عزیز. من نمیدانم چطور ولی به تلاش مصداقی ئ توانش باور دارم. مساله شما ایا این نیست که میخواهید مصداقی را به رژیم وصل کنید؟ نمیتوانید . این را اطمینان داشته باش
با درود

ناشناس گفت...

این به توان مصداقی ربطی ندارد. سوال اینجاست که به قول خود مصداقی عنصر حرفه ای و کار کشته ای مثل آوایی چطوری به این کار تن داده؟ بدون کنترل کردن؟ در این سوئد هم هیچکس تاکید میکنم هیچکس بدون کنترل کردن یک ناشناس رو با یک تلفن به منزل راه نمیدهد. چه برسه به کسانی که در موضع شغلی خاصی هستن. من نخواستیم مصداقی رو به رژیم بچسبانم بلکه شما این رو القا کردید. من فقط سوالی بود که بذهنم رسید. اگر کسی میتواند بدون های و هوی و شلوغکاری جواب دهد.
مرتضی

esmail گفت...

احتمالا مصداقی زبل تر از آوائی بوده.بیشتر از این را بنده بی خبرم میتوانی به خود آقای مصداقی مراجعه کنی با میل و تلفن در سوئد هم هستی دیگر مشکل چیست
فی امان الله

حمزه حمزه گفت...

درود بر مصداقی گفتگویش با بلندیان یک شاهکار است واقعا درود

مش باقر گفت...

حمزه جون ما نفهمیدیم این بلندیان کیه ؟؟؟

م.ح فرانسه گفت...

درود بر شما جناب مصداقی بنظر من هم یک شاهکار هست این گفتگو با آوائی باعث رو سیاهی کسانی که کوشش میکنند شما را وابسته نشان بدهند

ناشناس گفت...

سلام مرتضی. یعنی انتظار داری که آقای مصداقی تمام ترفند ها و تکنیک هایش در این رابطه را بر ملا کند؟ در کجای جهان یک خبرنگار چنین کاری می کند؟ این انتظار واقعی نیست. هر کسی که از این کارها می کند، یک سری تکنیک ها و روش ها دارد که عاقلانه نیست آنها را برملا کند. نتیجەی کار مهم است. از دید شما اگر کسی با آوایی مصاحبه کند، مشکوک است. اگر کسی نتواند با آوایی مصاحبه کند، بی عرضه است!!! یک سازی بزنید تا بقیه هم با همان ساز برقصند.
سهراب

بیاد رها گفت...

جناب مصداقی عزیز دستتان درد نکند.
داستان تراژیک رها و فراز را خواندم.
براستی که باید اعتراف کنم که هنوز رجوی چیها را نشناخته ام. الان دبگر مطمئنم که در راس مجاهدین ذره ای صداقت وجود ندارد هر آنچه است تلاش برای کسب قدرت است.
شنیدن این داستان مو بر تن آدمی راست مبکند.
عزمتان را درود

بهمن گفت...

ماجرای دردناک رها و فراز بسیار غم انگیز و دلخراش است و جنایت مزدوران اطلاعاتی رژیم بسی تکان دهنده. اما تکاندهنده تر از جنایات رژیم آدمخوار ملایان, رفتار و عملکرد تفاله های لمپن و پست فطرت پرورش یافته در مکتب پوسیده و ارتجاعی مسعود و مریم است.واقعیت این است که خواندن پیامهای کثیف و ضد انسانی این جانوران مدعی مبارزه با ملایان, ابعاد تازه ای از عمق سقوط دستگاه پوسیده رهبری عقیدتی و حامیانش را برملا میکند. ابعادی که برای امثال من که سالیانی را نیز در میانشان بوده ام نیز ناشناخته بود. به نظر میرسد که فرهنگ کثیف و ضد انسانی حاکم بر نشستهای رسوای دیگ و قابلمه و طعمه و عملیات جاری, در این اوباش نهادینه شده است و به قول معروف : از کوزه همان تراود که در اوست. مشاهده این سقوط در افرادی که شاید اگر در مسیری درست و انسانی رهبری میشدند, میتوانستند در مسیر آزادی مردم ایران مفید واقع شوند نیز بسی غم انگیز و دردناک است.

ناشناس گفت...

آقای مصداقی می گوید " محمدحسین توتونچیان در آن واحد هم زیر نظر وزارت اطلاعات کار
میکند و هم فرقەی رجوی!" آقای مصداقی! این دو یکی هستند. فکر نکنید که برای دو جا مزدوری می کند. برای دو شعبه از یک سازمان مزدوری می کند. باد قدرت از هر جا که بوزد، ایشان دم چاپلوسی می جنباند. برایش هیچ چیز مهم نیست جز قدرت و پول و "تجدید فراش". خودش بدون "آقا بالا سر" نمی تواند زندگی کند، فکر می کند تمام مردم هم همینگونه اند. آیا در کسانیکه که از این فرقه حمایت می کنند کوچکترین شرافت انسانی مانده است؟ این ننگ بر تمام رذیلان و پست فطرتان.

سهراب

ناشناس گفت...

دوستان اگر چه می دانم این حرفها واضح است و اظهر من الشمس اما توجهتان را به نکاتی جلب می کنم :یکم : خواهش می کنم در مورد فرقه ها، ساختار آنها، اهداف و سرنوشتشان مطالعه کنید. اگر هر کسی هنوز کوچکترین توهمی در بارەی این جماعت دارد کافیست در مورد فرقه ها مطالعه کند.مسئلەی فرقه ها هرگز دشمنی با رژیم ها نیست. علیرغم شعارهای حداد و شداد، هیچ فرقه ای در طول تاریخ برای حکومت ها مشکل جدی به وجود نیاورده است. آنها با عملکردشان بیشترین خدمت را به رژیم ها کرده اند. آنها بیشترین انرژی را برای حذف و ترور شخصیتی مخالفین رژیم ها به کار برده اند. دوم : ماهیت فرقەی رجوی و رژیم یک چیز است. دو شعبه از یک سیستم ارتجاعی است. به حرفهای توتونچیان توجه کنید. بوی مشمئز کنندەی کثیف ترین و پست ترین طبقات ارتجاعی روحانیون حاکم از آنها به مشام می رسد. یعنی می شود آدم چندین سال در اروپا ساکن بوده باشد و اینگونه حرف بزند؟!؟ به رها می گوید خودم "آقا بالا سرت" می شوم!!! آیا اینها در اروپا روزنامه نمی خوانند؟ تلویزیون ندیده اند؟ با مردم سر و کار ندارند؟ با کسی حرف نزده اند؟ چرا هنوز مانند پست ترین اقشار پست ترین طبقات پست ترین محله های مرتجع ترین آدم های پنجاه سال پیش حرف می زنند؟ سوم : دوستان عزیز! ای کسانیکه واقعا و از سر درد و صداقت با رژیم مخالف هستید و دل در گرو ایران دارید . این فرقه در عمل تبدیل به یکی از جاده صاف کن های ارتجاع شده است. مجموعەی عملکردشان در این ٣٨ سال هم چیزی بیشتر از این نبود اما برای کسانیکه فکر می کردند :" به هر حال مبارزه می کنند" اکنون دیگر مثل روز عیان است که کسی که مخالف رژیم باشد، نمی تواند مخالف یکی از بالهای او (فرقەی رجوی) نباشد. بیایید دامن از ننگ این فرهنگ( اگر به آن آغشته شده ایم) بشوییم. این سرطان مهلک فرهنگ ارتجاعی را در وجود خود ریشه یابی کنیم.
سهراب

مش باقر گفت...

من که عجالتا توتونچی گیجه گرفتم از این ماجرا چه خبرهههههههههههههههههههههههههه دیوونه شدم والاه اصلن این ماجرا چی بوده که اینا اینقدر بهش بند کردن آدم خل میشه

ناشناس گفت...

من که دارم خل میشم از مطالبی که شیرین نریمان و فیلابی و خزایی طرح کردند. آدم می‌مونه چی بگه.

این زن مجاهد اون یکی پهلوون و اون یکی دیپلمات.

واقعاً خجالت نمی کشند؟

خخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

بایرام گفت...

با سلام خدمت آقای ایرج مصداقی و تشکر از این همه کوششها ولی این مقاله جدید شما بسیار بسیار تکاندهنده و سنگین میباشدبطوریکه انسان را مات و مبهوت میکند ایکاشکه شما در سه چهار شماره مفصل از اول تا پایان کار را مینوشتید و در پایان کار این اشخاص را که با ان شهیدان تماس گرفته اند معرفی میکردید که چرا اینقدر برایشان اهمیت داشته است تا خواننده میتوانست بهتر ماهیتهای این افراد را بشناسد و بداند راستی چه لجنزار عجیبی درست شده است و یک عده لات و لمپنهائی هستند که انسان درست نمی تواند باور بکند که اینطور مثل خود اخوندهای پست فطرت و کثافت برخورد میکنند امیدوارم در هر حال ماهیتهای این افراد هرچه بیشتر افشا بشود و از زحمات شما باید تشکر کرد و باید تف کرد یعنی خلط سینه را انداخت روی چهره های کثافتی که باعث شدند این دو جوان اینطور بدست گرگهای اطلاعات اخوند دریده شوند ای لعنت بر شماها باد که اینقدر بیرحم و فریبکار هستید

منیژه حبشی گفت...

وقتی بخش اول سرگذشت جانسوز فراز و رها را خواندم، در انتشار ( شِیر) آن در فیسبوک و در ایمیلی برای آقای مصداقی نوشتم که مانند کسی که ضربه ای بر سرش خورده باشد تا مدتی بعد گیج بودم. چون هرگز نتوانستم از میزان توحش و جنایتکاری این حکومت تصویر بسازم و همیشه کم آورده ام!
اما باید اعتراف کنم که حال با آکاهی از اینهمه رذالت و جنایتکاری و خیانت ارتجاع مغلوب ، فرقه کثیف رجوی، لغت هم کم آورده ام!

سیما.فرانسه گفت...

آیا اینها واقعی است؟؟؟؟ باورم نمیشود بخدا باورم نمیشود این همه رذالت

ناشناس گفت...

ساسان
جناب مصداقى با سلام.
دست شما درد نكند با اين افشا گرى جديدتان مو بر بدن انسان رأست ميشود از اين همه دنائت وپستى اين جانوران باور كردنى نيست ولى متاسفانه بايد باور كرد. حال بايد ديد كه اين سر سپردگان مالى باز هم حرفى براى دفاع از خود دارند؟ مخصوصاً پهلوان!!!!!!!ديپلمات!!!!!!!! وساير حقوق بگيران اين فرقه . در پايان درود بر شما وساير انسانهاى با شرف وبا وجدانى كه با استعفاى خود براى خودشان ابرو واعتبار بيشترى كسب كردند. زنده باد ازادى ووطن دوستى

ناشناس گفت...

اگر این نوشته‌ها در مورد تماس‌ها واقعیست که خودشان باید پاسخ گو باشند اما در یک مورد مطمئناً درست نمیباشد. شخصا یکی‌ از این افراد را به طور کامل می‌شناسم و این شخص دارای چنین ادبیاتی نیست. آیا ممکن است که کس یا کسانی‌ در دام وزارت اطلاعات افتاده و سر کار بوده اند؟ آینده‌ همه چیز را مشخص تر خواهد کرد.

به دنبال حقیقت

ناشناس گفت...

سلام "به دنبال حقیقت" . حرفت درست نیست. برای این استدلال ساده : وقتی رهبر عقیدتی، رهبر انقلاب نوین ایران، شیر همیشه بیدار، تنها امید خلق های در زنجیر، رهبر شورای ملی مقاومت، از چنان ادبیاتی استفاده می کند و جامەی شرم و حیا را پاره می کند و می گوید در دین هیچ شرمی نیست، از بقیه چه انتظاری داری؟ متاسفانه هیچکدام را به درستی نشناخته ای.

سهراب

با ذهن باز در جستجوی حقیقت گفت...

دوست عزیز فرد مورد نظر شما میتواند تکذیب کند. منتظریم.

حمید ع گفت...

من هم شوکه شدم. من در مورد درستی یا غلط بودن کمپین در مورد کتابهای اقای مصداقی در داخل ایران نظری نمیتونم بدم چون از هیچ طرف ان اطلاعی ندارم، ولی شوکه شدن من از رفتار سازمان و شوراست. من دروغها و کلاهبرداری ها و دزدی ها و... سازمان از هواداران را دیدم و خاطرات شهود زندان و شکنجه و قتل هواداران و اعضا را خوانده ام و پرونده سازی برای منتقدین را دیدم و استفاده از توابان و مجاهدین ایران رفته و مزدور و همکار سعید امامی شده که خودشان را در اختیار رجوی گذاشتند را هم دیدیم!! ولی باز هم شوکه شدم.! اگر تاریخچه روشن اقای مصداقی و شرافت اثبات تشدش نبود به درست بودن نوشته شک میکردم. در مورد شورا میدونستم پول و مقام از رجوی گرفتن چشماشون را به خیلی چیزا می بندند ولی اینکه خودشان در کثافت کاری رجوی مستقیاما شرکت کنند؟؟ اخه اعضا سازمان در کنترل مطلق رهبری هستند و قابل درک است که دستورات را اجرا میکنند حتی اگر جان خودشان را از دست دهند و خودشان را به اتش بکشند و... ولی اعضای شورا زیر چنین کنترلی نبودند. مثل اینکه اخرین افرادی که هنوز رجوی نتوانسته بود شرافتشان را بطور کامل نابود کند اقایان روحانی و قسصیم بودند که جدا شدند. اخر چطور جان فرزندان مبارزین شهید اینطور برای اینها بی ارزش است و اینطور به بازی میگیرند؟ انهم برای سرکوب یک منتقد ضد رژیم؟ چطور خود در ساحل امن می نشینند و بطور برنامه ریزی شده طرح توطعه بر ضد یک منتقد میریزند و در این میان جان فعالین مخالف رژیم را به خطر میاندازند و تهدید میکنند؟ ایا منافع فرقه ای حتی مهم تر از ننگ نزدیک شدن به رژیم است؟ یعنی الویت اول مبارزه شما بر ضد اقای مصداقی است حتی اگر با رژیم در این زمینه متحد شوید؟ ماهیت مسعود خدابنده که روشن است خودتان به وسیله لابی تان چند سال پیش اسم او و زنش ان سینگلتون را در کنگره امریکا به عنوان مزدور رزیم ثبت کردید!!!!! حالا با او بر ضد مصداقی اتحاد میکنید؟ شرافتی برای شما مانده؟ ایا شما شورائی ها فرقی با رژیم در ماهیت ضد انسانی دارید؟ فرهنگ بکار گرفته شده شما در تماس با رها و فراز ، از ن و مرد شما !!!! چه فرقی با فرهنگ لاجوردی و شکنجه گران زندانهای رزیم دارد؟ چه فرقی با فرهنگ بکار گرفت شده در نوار لو رفته بازجوئی از زن سعید امامی داره؟ شما که با رژیم یکی هستید.! همه در مورد سازمان اشتباه کردیم و ماهیت ضد انسانی و ضد اخلاقی و حتی ضد ایرانی اینها را دست کم گرفتیم . حتی اقای مصداقی در پایان گزارش 92 اظهار امیدواری میکند که رجوی از خودش انتقاد کند به سئوالها پاسخ دهد و بدنبال تصحیح استراتژی و... !!! و خیلی ها با اینکه سالها قبل به ماهیت رجوی و سازما ن پی بردند و از ان جدا شدند در مقابل سازمان سکوت کردند و اجازه دادند سازمان چند نسل ازادی خواه و ضد رژیم را نابود کند. الان سازمان و شورا در کشورهای غربی هستند و نمی توانند پشت نیروی سرکوب استخبارات صدام پنهان بشوند. نباید سکوت کرد باید از قانون و عدالت در غرب استفاده کرد و اینها را مجبور به پاسخگوئی اعمالشان به ایرانیان، به افکار عمومی غرب و سیاستمداران و قانون و عدالت کرد.

esmail گفت...

شهریار سلام
کامنتت به دلیل توهین به اشخاص و نه نام بردن از من قابل انتشار نیست
در باره آن شغل هم بنظرم کار و کاسبی پدر گرامی ات را بمن نسبت میدهی که نده خودت میتوانی این شغل را دنبال کنی
با احترام

ناشناس گفت...

سهيلا
ارزو دارم نميرم وزنده باشم وببينم در مقابل اين افشا گرى اقايان هزارخانى، حاج حمزه ،شيخى ،پاك نژاد، اوليا،وووووووووووووچه جوابى دارند بدهند ودليل همكارى اينها با اين به اصطلاح سازمان وشورا چيست؟ ايا چيزى غير از بد نامى است؟ ته مانده ابرو خودتان را نجات دهيد وباعث سرافكندگى وننگ فرزندان وبازماندگان خود نشويد. حال ما چشم به سايت تتونچيان وهمبستگى داريم ببينيم جوابى براى گفتين دارند؟ البته جواب متمدنانه نه فحش وبد وبى راه .

ناشناس گفت...

ایرج مصداقی واقعا به نقطه استیصال رسیده که این خزعبلات را بهم پیوسته.

من با چند تا از این افراد در فیسبوک دوست هستم (مثل آقای خزایی) و آیدی آنها در ۷-۸ سال گذشته عوض نشده. آقای خزایی همیشه از اسم Perviz Khazai نه تنها در فیسبوک بلکه در جاهای دیگر استفاده میکرده.

ولی از همه مضحک تر حمایت مسعود خدابنده از مجاهدین است که مرغ پخته و هضم شده را نیز بخنده در می آورد. اخه مسعود خدابنده و حمایت از مجاهدین؟ مسعود خدابنده و ضدیت با مصداقی؟ نوشته های "آقای مصداقی" و بقیه نوشته های پژواک در اینترلینک و بقیه سایت های وزارتی چاپ و دوباره و سه باره چاپ میشوند و هیچ وقت از "آقای مصداقی" کوتاه نمی آیند. حالا اینها شدند حامی مجاهدین و ضد مصداقی! عجب جوکی!

حسین

م.ح فرانسه گفت...

این افراد چرا اعلام نمیکنند که این حرفها دروغ است این خودش یک مساله است که بر سر مسئلهای به این مهمی همه سکوت کرده اند

دریچه زرد گفت...

هشتاد و سه کامنت که حاوی فحشهای چارواداری به مجاهدین و اقای مصداقی بود به سطل زباله ریخته شد . لطفا از دشنام دادن و الودن فضای ارتباطی و فرهنگی خوداری کنید با تشکر

ناشناس گفت...


درود بر آقای مصداقی
بخشی از واکنش مسعود خدابنده به این نوشته که زیر مقاله قبلی آقای مصداقی ("فراز" و "رها" جدیدترین قربانیان "قتل‌های زنجیره‌ای") در سایت گویا نوشته و در آدرس فیسبوکی که داده هم آورده است:

آقای ایرج مصداقی باز نوبت فحاشی هایش به بنده رسید...و این بار مطلبی چند صفحه ای تولید کرد و در بخشی از آن به "فعالیت بنده و حسین توتونچیان (از نفرات فرقه رجوی) و .....که " علیه ایشان گفته است.
این آقا همچنین عکسهایی از صحبتهای بنده با افرادی در فیسبوک (چت) منعکس فرموده...
اگر کسی دسترسی به ایشان دارد باطلاعش برساند که :

خیر. بنده، نه تابحال کسی بنام توتونچی دیده ام یا با چنین فردی صحبت کرده ام.

خیر، بنده تا بحال در مورد ایشان در فیسبوک یا جای دیگری با کسی صحبت نکرده ام. و در ورای اینها

خیر، بنده در تمام عمرم با چنین ادبیاتی که به من نسبت داده اید نه با کسی صحبت کرده ام، نه می کنم و نه خواهم کرد.

... عکس یک مکالمه فیسبوکی بین بنده و یک نفر بنام "رها" ... مشخصا جعلی است و هیچ ربطی به بنده ندارد (نه نوع نوشتار به نوشتار بنده می ماند و نه بنده اصلا با کسی بنام رها یا هر نام دیگری در مورد شخص ایرج مصداقی حرف زده ام....)
http://news.gooya.com/politics/archives/2016/09/218074.php#more
پایین مقاله . قسمت نظرات
https://www.facebook.com/photo.php?fbid=1095638590483864&set=a.320462801334784.70296.100001132002573&type=3
تورج

م. بدبخت گفت...

ما ملت بدبختی هستیم این از زندانی سابقش این از مقاومتش این از محافظ سابقش که رفته مزدور شده این از اعضای شورایش این از شاعر و نویسنده مقاومتش همه افتاده ایم و توی سر هم میزنیم و انوقت اخوند پدر سگ بیشرف دارد حکومتش را میکند واقعا بدبختیم

ناشناس گفت...


ثریا
همواره عادت کرده ام برای ارزیابی یک پدیده وی را تعریف کنم ، وی را در ظرف خودش قرار دهم و سپس مختصاتش را بر شمارم. تا مدتها سازمان مجاهدین را به عنوان یک تشکل سیاسی مورد ارزیابی قرار می دادم ولی باید اعتراف کنم در آخر کار می دیدم که همواره کم می آورم . علت آن نیز این بود که چارچوبی که برای آن درنظر گرفته بودم در بنیادها اشتباه بود.
قرار دادن این سازمان به عنوان یک تشکل سیاسی ؛ یک اشتباه بنیادین بود. ولی در چارچوب یک فرقه و سکت تمام ارزیابی به یک نتیجه منطقی می رسید.
با تشکر فراوان از جناب آقای مصداقی به خاطر درج مطلب« مشارکت «فرقه‌ی رجوی» در زمینه‌سازی قتل «فراز»
که باعث شد یک اشانتیون کاملی از نحوه رفتار و گفتار این فرقه به دست دهد.
و از جانب دیگر اینکه این فرقه؛ تا چه حد مرز وقاحت را در نودردیده است.
برای فهم این مسئله ظااهرا ما نیز باید این مرز را رد کنیم تا آنرا را بفهیم. ولی افسوس که من شخصا چینن توانی را در خود احساس نمی کنم
تصاویر ارائه شده از جانب آقای مصداقی درارتباط با این فرقه؛ مرا بیش از پیش در ارزیابی های ام مبنی بر فرقه و سکت بودن این تشکل محکم تر کرد.
ولی چه تراژدی بزرگی است .
تااریخ سیاسی و اجتماعی ایران چقدر باید بها بپردازد که هم از شر ارتجاع غالب و مغلوب رهایی یابد

ناشناس گفت...

کسانی که در روابط درونی مجاهدین بوده اند به هیچ وجه از دیدن چنین ادبیاتی از جانب اعضای آن فرقه تعجب نمی کنند. مسئولین این فرقه به تأسی از مراد و رهبرشان، نه تنها استفاده از ادبیات منتذل و آخوندی، بلکه استفاده از هر چیزی را برای اهدافشان مجاز می دانستند. کسانی که در روابط درونی مجاهدین بوده اند و عملیات جاری و غسل هفتگی و دیگ و... را دیده اند می دانند که این نوع صحبت کردن و شارلاتان بازی چیز عجیب و غریبی نیست. بلکه یک از هزار آن چیزی است که در روابط سدازمان رخ می دهد.

سهراب

ناشناس گفت...

واقعا بايد همه اينها را به دليل خريت و نفهمي محاكمه كرد. در دنيايي كه همه به اسم مستعار مطلب مينويسند . و حتي خود مرحوم رها نفير هم از اسم مستعار استفاده ميكند و عكسش عكس يك طناب دار هست، انوقت اين افراد همگي، از صفحه فيس بوك خودشان هم به ان مرحوم پيشنهاد رشوه ميدهند، هم تهديد به جر دادن و كشتن ميكنند. واقعا من حالا فهميدم كه اينها اصلا مطالعه نميكنند و از دنيا بيخبر هستند، يعني اگر اين افراد فقط به قسمت نظرات همين سايت اقاي يغمايي هم نگاه ميكردند هم ياد ميگرفتند كه براي تهمت زدن و تهديد كردن از اسامي مستعار و جعلي استفاده كنند. و واقعا همه كارهاي اينها بي حساب و كتاب هست ، عليه آقاي يغمايي كه يك شخصيت شناخته شده اي هستند با اسم مستعار مطلب مينويسند اينقدر كه صداي افاي يغمايي درميايد، ولي براي مرحوم رها نفير كه ناشناس هست به اسم خودشان و با عكس و تفصيلات. همه اينها هم فقط به دليل ضربات گيج كننده اي هست كه اينها از اقاي يغمايي و افاي مصداقي و اقاي همنشين و خانم اقبال و اقاي حيدرنژاد و اقاي بهبهاني و اقاي روحاني و اقاي جمالي و خانم حبشي خورده اند. اينها اينقدر گيج شده اند كه حتي حساب ساده هم يادشان رفته است، نفر اول پيشنهاد بيست هزار دلار پول و ماهانه چندين هزار دلار به مرحوم رها نفير ميدهد ولي مرحوم رها نفير نمي پذيرد، انوقت نفر بعدي ميايد و پيشنهاد پنج هزار دلار به مرحوم رها نفير ميدهد، اينها اگر حتي سواد كلاس سوم ابتدايي داشتند ميفهميدند كه بيست هزار دلار خيلي بيشتر از پنج هزار دلار هست، ولي متاسفانه كساني كه حتي نمي فهمند بيست هزار دلار بيشتر از پنج هزار دلار هست ميخواهند در كشور ما حكومت كنند، حتي آخوندهاي بيسواد هم ميفهمند بيست هزار دلار از پنج هزار دلار بيشتر است.
اهل انديشه

ناشناس گفت...

حضرت حسین حق با شما اصلا perviz khazai از اول کرم داشته و به جای parviz اسم اش را گذاشته perviz.
شیرین نریمان و مسلم فیلابی که اسم‌شان تغییر نکرده. در مورد آن‌ها چی میگی؟

یزید

ناشناس گفت...

این ادبیات هیچ ارتباطی به اعضای شورای ملی مقاومت ندارد من فکر میکنم اقای مصداقی در یک دام افتاده و وسط راه این ها دستکاری شده است وقتی این ادبیات را میخوانم همه انگار با یک قلم نوشته شده اند واقعا به این توجه بکنید افتضاحات رهبر فراری درست ولی اینها را نمیشود قورت داد
فرهاد الف

ناشناس گفت...

دوستان محترم

چقدر تاسف انگیز است که رژیم - رژیم بی پدر و مادری که دشمن همه ماست، می‌آید و اینقدر راحت همه را فیلم می کند تا من به تو بتازم. تو به من.

یاداشتهای ثبت شده در به اصطلاح فیسبوک این و آن، اساساً جعلی است. بله جعلی است و اصلاً کار فیلابی و بقیه نیست. حتی آنچه به اسم مسعود خدابنده هم منتشر شده، خود او ننوشته است تا چه رسد به دیگران.
افسوس که همه ما با طناب این حکومت دو به هم زن و سراسر خدعه، ته چاه می‌رویم و باور هم نداریم.

دردمند

ناشناس گفت...

نكته بسيار عجيب ي هست كه افشاگري به اين مهمي را هيچ كس ظاهرا نمي خواهد به روي خودش بياورد، خبر به اين مهمي تنها سايتهايي كه متوجه اهميت اين خبر هستند و ان را منتشر كرده اند سايت پژواك ايران و سايت دريچه زرد هست و سايت ايران اينترلينك و تنها كساني كه ظاهرا خواهان اطلاعات بيشتر و بيشتر هستند خوانندگان سايت دريچه زرد، اميدوارم البته كه اقاي بهبهاني هم به اين خبر اهميت لازم را بدهند و با اقاي مصداقي مصاحبه چند ساعته اي ترتيب بدهند تا ما حرفهاي ايشان را بشنويم، البته خواندن اين افشاكري خيلي خوب بود ولي شنيدن اين افشاگريها از زبان خود ايشان لطف ديگري دارد
اهل انديشه

ناشناس گفت...

با سلام
من كه از علاقمندان خانواده مصداقي هستم فكر ميكنم ايشان بد نباشد يكي دو هفته وقت بگذارد و به نيويورك و ژنو و استراليا برود و حضورا براي سازمان ملل و حقوق بشر در مورد اين جنايت توضيح بدهد و همه را افشا كند، تا ما هم بتوانيم به ميان خانه ها و مردم ها ببريم
حجت عسكري

الف . ه. گوشه نشین گفت...

وقتی به عاطفه اقبال از زبان برادرش میگویند.....ه وقتی به مترجم پیرمرد بدبخت میگویند.....ی وقتی به اسماعیل وفا یغمائی از زبان زنش میگویند اطلاعاتی وقتی به دکتر کریم قصیم میگویند پول بگیر اطلاعات وقتی به دکتر روحانی میگویند مزدور وقتی به مهندس بازرگان و دکتر قاسملو میگویند خائن وقتی به ایه الله منتظری سالها میگویند ولی فقیه سفیه از فرهنگهای این فیسبوکهای این ادمها هیچ تعجبی نیست فرهنگ اینها همین است تازه ما هه اش را ندیده ایم وای بروزی که در این باتلاق باز شود وای اگر باز بشود

ناشناس گفت...

واقعا كه دل ادم كباب ميشود، از اين همه مظلوميت اين خواهر و برادر مرحوم، عجب سرنوشت دردناكي واقعا، حالا كه حتما محل دفن اونها معلوم نيست، اما كاش اقاي مصداقي دو كار ميكرد، يكي اينكه ادرس خانه اون مرحوم را در اهواز كه حالا ديگهخالي و سوت و كور و غمزده افتاده منتشر ميكرد تا مردم بتوانند بروند و فاتحه اي بخوانند، شاخه گلي انجا بگذارند و به اين ترتيب همدردي شان را با ان مرحومين نشان بدهند ،
دوم ايمكه اقاي مصداقي و دوستان مجلس يادبودي براي اين دو عزيز از دست رفته برگزار كنند تا همه به انجا بيايند و لحظه اي به ياد ان عزيزان در كنار هم باشند و اقاي مصداقي سخنراني كند
اهل انديشه

ناشناس گفت...

کسانی چون حسین توتونچی و حسن حبیبی و...استعداد این را داشته و دارند که هرزه درایی کنند ولی این پیامهای فیسبوکی مال آنها و دیگران نبوده و جعلی است. نه به احتمال، بلکه به یقین.
این جعل را رژیم کرده است، سوءتفاهم نشود.

دست اندرکاران رژیم با شناخت روحیات و روانشناسی افرادی که در همین صفحات، عکس و نامشان پیداست سر همه آنها و ایضاً سر همه ما شیره مالیده است.

برای خنثا کردن اینگونه دسیسه ها، باید تمرکز اصلی روی شقاوت و بی‌رحمی جانیان باشد نه اینکه ملعبه بازیهای آنها بشویم. محمد

ناشناس گفت...

من اصلا متوجه نمیشوم چرا فردی مثل اقای مصداقی که سالها زندان بوده و تاحدودی سیستم اطلاعات رزیم و همچنین بی پرنسیبی های سازمان مجاهدین را می شناسد برای چه این همه در فیسبوکش با رها چت میکند؟! مگر تلفن و فیسبوک های چنین افرادی کنترل نمیشود؟! تازه در چت کردن هم هیچ چیزی مثبتی به رها نمیگوید و چت فقط جنبه عاطفی داردو رها از زندان و دستگیری برادرش و مطالبی که نباید در فضای مجازی گفته شود گفتگو میکند. وقتی فردی یا افرادی تحت کنترل هستند و به لحاظ امنیتی به اصطلاح در وضعیت قرمز دارند، این چت کردن در فیسبوک و یا تلفن زدن چه معنی دارد؟! مصداقی که بهتر از هر کسی باید بداند که رزیم با کسی شوخی ندارد. چرا همان لحظه که متوجه میشود عناصر اطلاعاتی به این افراد حساس شده اند و یا تحت نظر هستند ارتباطش را با اینان قطع نمی کند. اگر هم ایشان اصرار به ارتباط و چت کردن دارد باید قطعشان کند(باید بلوک میکرده). در این زمینه بسیار ناشیانه عمل شده است. مگر تجربه دستگیری افراد توسط نیروهای اطلاعاتی از طریق پست، تلفن و اینترنت وجود ندارد که ایشان به راحتی در رابطه با این مسایل با فردی که تحت کنترل قرار دارد چت میکند. چقدر باید این تجارب تکرار شود؟! من اصلا از این ناشیگری سر در نمی آوم.
عارف

جواد گفت...

عارف جان نکته ات جای خود ولی نظرت را درباره ی فضاحت سوپر انقلابی حضرات نگفتی؟
منتظریم.

jahandid گفت...

با درود،

وه كه چه اوضاعى ست؟!

از يك جهت فكر ميكنم كه به هوش و فهم خواننده هاى اين برگه ها به شدت توهين شده است و ما را با يك نمايش بسيار كودكانه ميخواهند تحميق كنند! اين مطالب دست كمه كم به لحاظ شكلى (به محتواى ان كارى فعلن ندارم) بسيار ناشيانه و غير قابل باور درست شده اند! فكر ميكنم احتمالن همه كسانى كه با اينترنت و بويژه فيسبوك سر و كار دارند، با شكل و فرمت هاى ان نيز اشنا هستند و اگر هر روز با انها كار ندارند، دست كم هر وقت به ان سر بزنند ان فرمتها را به ياد مياورند. فقط صرف يك نظر تكنيكى را ميخواهم مطرح كنم و همانطور كه گفتم فعلن كارى به محتواى انچه كه در اين جا امده است كارى ندارم.

اين چت هايى كه در اين گزارش اورده شده اند همگى با اين فرمت هستند كه گويى روى ديوار فيسبوك طرفين نوشته شده باشند. يعنى چيزى كه جنبه دو طرفه ندارد و دست كم دوستان فيسبوكى انها نيز ميتوانند در جريان قرار بگيرند. پس لابد كه افراد بيشترى هستند كه اين "چت ها" را خوانده اند (در زمانى كه در حال ساخت بوده اند). اگر هم بصورت دو نفره بوده است كه با اين فرمت نميتواند باشد. سيستم فيسبوك به اين شكل نخواهد بود و بايد ان دو تن از سيستم "Messenger" استفاده بكنند. در ان سيستم هم رد و بدل كردن پيام ها شكل ديگرى دارند. وقتى شما ارسال ميكنيد در يك زمينه ابى رنگ است و وقتى دريافت ميكنيد زمينه ان خاكسترى كم رنگ است. و عكسى كه در اين رد و بدل ها است بشكل يك دايره كوچكى كنار پيام ارسال شده، ميباشد. از اين روى براى بيننده اين كارى ست كه نميتواند جدى گرفته شود و دست كم به لحاظ تكنيكى غير قابل باور است. به لحاظ محتوايى هم بايد ديد كه افرادى كه مورد اتهام واقع شده اند چه خواهند گفت. فقط اين را بايد ياد اور شد كه اين گونه پيام ها در كشورهاى ازاد شامل قوانين بسيار جدى و سخت "قوانين ضد تروريسم" ميشوند و قابل پيگرد قانونى ميباشند و وقتى انها ( سيستم قانون ضد تروريسم) وارد شوند ميتوانند ان افرادى كه اين پيام ها را نوشته و ارسال كرده اند را دنبال كنند و حتا نوع كامپيوتر، نوع خط اينترنتى، مكانى كه پيام از ان ارسال و دريافت شده و اگر هم زير نظر بوده باشند عكس ان فردى كه پاى كامپيوتر نشسته و انرا تايپ كرده است را رو كنند. به بيان ديگر اين مطالب از نظر قانونى به شدت قابل پيگرد هستند و مجازات هاى بسيار جدى نيز برايشان ميباشد. لااقل در اين دنياى مجازى ميشود اطمينان داشت كه اونقدرها هم بى در پيكر نيست كه كسى يا كسانى ادمى را به گرفتن رشوه ترغيب كنند و اگر پول نشد او را به اين راحتى به شكنجه و مرگ تهديد بكنند و از عواقب ان نگرانى بخودشان راه ندهند بويژه اينكه در جايى نيستند كه قدرتى در دستشان باشد كه بتوانند ان تهديد ها را عملى بكنند! قدرى كه چه عرض كنم، بسيار غير قابل باور است.

ناشناس گفت...

اسمال اقا سلام!!!

إِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلاَماً

جواب ابلهان خاموشیست!!
ننگ ونفرین ابدی بر اصل ونسل وفرع ودم و دمبالچه های شجره خبیث وسفاک وخون ریز حاکم بر ایران عزیزمان!

زنده باد ارتش آزادی بخش ملی ایران

شیربرنج

ناشناس گفت...

جواد گرامی. منظورت را متوجه نمیشوم. منظورت از سوپر انقلابی کیست؟
فعلا که انقلابی پیدا نمیشه چه رسد به سوپر انقلابی!!

عارف

esmail گفت...

شیر برنج سلام
پس بهتر است من ساکت باشم

مش باقر گفت...

جهاندید جون من نفهمیدم کیها را میروند میگیرند انهائی که تهدید کرده اند و فحش داده اند یا مصداقی را روشنتر تهدید کن جونم

ناشناس گفت...

جناب آقای یغمایی عزیز درود بر شما

معمولاً در قسمت کامنت ها هر کجا که فردی کامنت یا پیام می فرستد ساعت بازدید پیام و تاریخ و روز ان ثبت می‌شود.

اما عکس ها (جز کامنت مربوط به خود آقای ایرج)، هیچ کدام ساعت و تاریخ ارسال ندارند !!
چرا ؟!
اگر شما با اينترنت و بويژه فيسبوك سر و كار دارید و با شكل و فرمت هاى آن آشنا هستید، متوجه نکته بسیار مهمی که نوشتم می شوید.

آیا می‌تواند بخش مهم مطلبی که به خورد ما داده شده و وقت بسیاری را هم گرفته، اصلاً ساختگی باشد؟ آیا همه ما سر کاریم؟
شادی

ناشناس گفت...

رژیم ددمنش بی خوف و واهمه دستگیر می کند، گروگان می گیرد، تجاوز می کند ومی کشد. هیچ کسی حتی رهبر هم در این موضوع شک ندارد مگر آنان که هزار «اَنگ » در «دَ نگ» و دلشان دارند.
آنان که به دلایل صد تا یه غاز به ایرج مصداقی می تازند و از روی شرمساری یا حسادت و یا آخوند پناهی تمام از کنار افشاگری ها و فعالیت های وی در رابطه با رژیمی ددمنش که بر مقدرات کشوری سوار شده می گذرند و ازهیچ بی اخلاقی تهمت و افترا نسبت به وی کوتاهی نمی کنند ، بهتر است کارنامه آلوده خود را بنگرند ، به امنیتی بازی های خود بنگرند ردیه نویسان حرفه ای خود را مهار کنند.
مصداقی پرده از تجاوز به خواهر و برادری بر می دارد که مورد تجاوز هم قرار گرفته اند. هر دوی آنها دانشجوی دانشکده هنر، و از دست اندر کار فعالیت علیه نظام بوده اند و جان خود را نیز بر سر این کار گذاشته اند ، بی شک این تنها قتل و تجاوز هم نیست و نخواهد بود، حالا که این قتل انجام گرفته. یعنی تمام ایرادات یه پول سیاه هم نمی ارزد. کجای کار مشکل دارد که عده ای مثل کار آگاه «جانی دالر» دنبال سر نخ می گردند، چه کسی را می خواهند سفید کاری کنند، دستگاه مافیائی اطلاعات رژیم که از کردار خویش و آنچه بسرمان در می آورد ابائی ندارد ، مگر نه اینکه آشکارا مصطمفی پور محمدی رجز هم می خواند، که حکم خدا و رهبر را انجام داده؟ مگر رژیم کم کرده؟ قتل های زنجیره ای فراموشمان نشده؟ ظاهراً جنگ سر چیز دیگریست،
حالا خدا بنده که از دل کمپ اشرف به دل سیاه تر از ذغال رژیم غوص زده کردار خود را ندیده گرفته و در صدد پی پاکی هم هست می گوید این ادبیات من نیست (من نبودم دستم بود) ببینید چه کسانی وارد گود شده اند و علیه فعالین داخل کشور که البته نوع مبارزه شان را خودشان اختیار کرده اند با تهدید و تطمیع عمل کردند و همه فکر و ذهنشان را علیه آن و ایرج مصداقی بکار بردند. مگر شما چه گلی به سر ایرج زدید وقتی زوایای جنایات ودد منشی یک به یک عمله های رژیم و قاتلان زندانیان سیاسی را آفتابی می کرد. حاصلش شد انواع و اقسام القاب و انگ های دروغین، مثل اطلاعاتی، تیر خلاص زن، مشاوره دهنده قتلعام 67... به کجا می رویم؟

مختار

ناشناس گفت...

جناب اقاي اسمعيل يغمايي
با سلام و ارزوي سلامتي براي شما، مي خواهم يك نگراني را با شما در ميان بگذارم،
از انتشار اولين قسمت مقاله اقاي ايرج مصداقي در مورد كشته شدن دو جوان بيگناه به دست وزارت اطلاعات در ايران دو هفته ميگذرد و قسمت دوم ان هم چند روز پيش منتشر شد، من اين مقاله را هم در سايت پژواك ايران و هم در سايت شما و همينطور فيس بوك اقاي مصداقي ديده ام، و با توجه به تعداد زياد كامنتها در سايت شما حدس ميزنم كه بيشترين تعداد اين مقاله را از طريق سايت شما خوانده اند،
انچه براي من خيلي عجيب اينست كه حتي شخص شما از كنار اين جنايت ميگذريد. تقريبا همه كامنتهايي كه در سايت شما هست در رابطه با سازمان مجاهدين و افشاي اعضاي انهاست، كه البته در عالم رقابت سياسي قابل فهم است
اما ظاهرا هيچكس به كشته شدن دو جوان بيگناه توجهي نمي كند، از بديهي ترين كارهايي كه فعالين حقوق بشر در اين موارد انجام ميدهند تماس با وزارت خارجه، نشان دادن مدارك مبني بر قتل وجنايت و تقا ضاي رسيدگي كردن هست،
اقاي مصداقي ميتواند ادرس محل سكونت اين خواهر و برادر را كه طبق نوشته ايشان حالا خالي از سكنه هست اعلام كند و از اين طريق به مجامع بين المللي و همينطور وزارت اطلاعات رژيم فشار بياورد و انها را مجبور به پاسخگويي بكند
خيلي درد اور هست كه سايتهاي اينترنتي و فعالان حقوق بشر بطور دائم در مورد اعدامها در ايران يا زندانيان سياسي و حتي زندانيان عادي مطلب مي نويسند و افشاگري ميكنند، اما در مورد اين دو جوان تنها سليت شما و سايت پژواك ايران مطلب نوشته اند
همانطور كه اشاره كردم ، از نظر سياسي قابل فهم هست كه شما بخواهيد به مجاهدين ضربه بزنيد و بالعكس، اما اميدوارم كه اين به قيمت فراموش كردن خون دو جوان نباشد
از نظر من شما چون اين افشاگري را چاپ كرده ايد نسبت به خون اين دو جوان هم مشئوليت داريد، از اقاي مصداقي بخواهيد اطلاعات بيشتري در مورد اين دو جوان منتشر كند تا بتوان موضوع را پيگيري كرد، عكسهايي از اين قربانيان، ادرس محل سكونت در اهواز، از چه سالي تا چه سالي دانشجو بوده اند، در ضمن اقاي مصداقي از انجا كه با اين قربانيان در تماس بوده است تنها كسي است است كه ميتواند به پليس كشور محل سكونتش و يا به مجامع بين المللي شكايت كند و نتيجه شكايتش را منتشر كند
با احترام
شيلا مرداني

esmail گفت...

خانم شیلا
با سلام
اشتباه میکنید من نمیخواهم به مجاهدین ضربه بزنم.بلکه مقالاتی را که به نظرم گویاست نشر میدهم و نظرات گوناگون را. در باره آقای مصداقی حتما نظر شما را میخواند ولی در باره رزیم نگران نباشید این رژیم بالکل جارو خواهد شد توسط مردم نه مجامع بین المللی. با درود

esmail گفت...

شادی گرامی
اقای مصداقی حتما کامنت شما را میبیند و. من زیاد از فیسبوک سر در نمی اورم
با درود

esmail گفت...

در ضمن میبینید کامنتهای بی توهین مخالف و موافق منتشر میشود و مشکلی نه در نقد نظر مجاهدین یا اقای مصداقی نیست

ناشناس گفت...

خانم شادي، خانم شيلا
از دو حال خارج نيست، يا اينكه شما همكار اين اقا اسمال ما هستيد و اينها را براي اين نوشتيد كه اين اسمال ما يك كم اداي سردبيري دربياره و خودش رو بيطرف نشون بده كه خوب در اينصورت هيچي
يا اينكه واقعا انتظار جواب داشتيد، كه اگر تا الان بايد فهميده باشيد كه جواب بي جواب، اين اقا اسمال ما كه اساسا از سر خودش باز ميكنه و ميگه مصداقي خودش ميخونه و اگر دلش خواست بهتون جواب ميده، ولي اگر انتظار داريد كه خودش سوالي داشته باشه در مورد مطلبي كه در سايتش چاپ كرده، ديگه چه عرض كنم
اگر هم منتظر جواب مصداقي هستيد كه بايد چند سالي صبر كنيد، بعد از اخرين شاهكار اقاي مصداقي در مصاحبه با مامور ساواك ، اقاي مصداقي روي همين سايت يك مقداري با اقاي همنشين و اقاي يغمايي حرفش شد و با اينها گفت رژيمي، از اون وقت به بعد هم اقا اسمال نوشته هاي مصداقي رو منتشر ميكنه ولي خودش نمياد، اگر هم بياد يواشكي كياد و به اسم مختار جواب ميده
خلاصه كه اميدوارم اين اسامي شما هم مثل بقيه روي اين سايت مستعار باشه، وگرنه كارتون با كرام الكاتبين هست و اقاي مصداقي فردا پرونده شما رو هم رو ميكنه و شرح مكالماتتون با رها نفير را منتشر ميكند
جواد

ناشناس گفت...

خانم شیلا، شما مجامع بین المللی را زیادی جدی گرفته اید. در ایران روزانه از این جنایات اتفاق می شود و آب هم از آب تکان نمی خورد. شخصا چند نفر را می شناسم که توسط وزارت اطلاعات و سپاه در شهر ما سر به نیست شدند. دو نفر به صورت تصادف ساختگی، دو نفر با غرق کردن ، همه جا هم گفتند که رفته بودند شنا کنند، غرق شدند. یک نفر هم جنازه اش را در خانه پیدا کردند و یکی دو نفر را هم مدتی بازداشت کردند و در نهایت هم گفتند به خاطر اختلاف خانوادگی کشته شده و قاتلش به خارج گریخته است. اینطور نیست که با مراجعه به مجامع بین المللی آنها سریعا موضع بگیرند. در برابر قتل چند هزار انسان در سال ٦٧ هم بعد از مدت ها به زور موضع گرفتند! از کجا معلوم که آقای مصداقی به مجامع بین المللی مراجعه نکرده است؟
سهراب

ناشناس گفت...

در ضمن مصداقی در مورد آنها مقاله نوشت و در بارەی جنایت رژیم به افشاگری پرداخت. آیا وظیفەی ما نیست که آن مقالات را به سایت های مختلف بفرستیم، به مجامع بین اللمللی ایمیل بزنیم و سایت ها و تلویزیون ها و رسانه های فارسی زبان را نسبت به این جنایت حساس کنیم؟ آیا این درست است که بنشینیم بگوییم : خب ایرج مصداقی که کارها را انجام داد، چرا بقیه اش را انجام نداده است؟!؟ یعنی برای خود هیچ مسئولیتی قائل نیستیم؟ این همه دم زدن از مخالفت با رژیم چه معنایی دارد؟

سهراب

ناشناس گفت...

شما جناب اقاي سهراب همينجا تو كوچه پشت مچچد تشريف داشته باشين و تو تاريكي با ساير اعضاي ناشناس هيئت تسبي بچرخونين، شما ميخواي به مجامع جهاني نامه بنويسي، يا اونكه اسمش اهل تحقيق هس يا اون يكي كه اسمش اهل تحقيق با چشم باز هست يا اون يكي كه اسمش اهل انديشه هس؟ اين اق اسمال ما هم كه اسم و رسمش معلومه كه كارش فقط انتشار نظر اعضاي هيئت سينه زني هست كه تو كوچه پشت مچچد تو تاريكي وايسادن
جواد

ناشناس گفت...

آقای مختار
۱- مرگ بر رژیم ددمنش که به قول سرکار بی خوف و واهمه دستگیر می کند، گروگان می‌گیرد و چه و چه... مرگ بر جمهوری اسلامی با همه کَس و کارش و جد و آباء اش
۲- در جنایت و بی همه چیزی این رژیم مادر قح...ه، شک و تردیدی نبوده، نیست و نخواهد بود.
۳- هیچکس جز امیر فرشاد ابراهیمی ها و توتونچی ها به آقای مصداقی توهین نکرده و نمی‌کند . آن توهینها هم، به خودشان برمی‌گردد.
۴- قتل و آزار هرکس، از جمله خواهر و برادر مظلومی که صحبت از آن شده، محکوم است و بر باعث و بانی آن لعنت. هزار بار تف و لعنت.
۵- انواع و اقسام القاب و انگ های دروغین به آقای مصداقی مثل اطلاعاتی، تیر خلاص زن، مشاوره دهنده قتلعام 67... همه و همه زشت و پلید است و ننگ بر اتهام زنندگان و کسانیکه آنها را کوک می‌کنند.

اما و بعد از توجه به ۵ مورد فوق،
باید روی تکذیب صریح و حرف مسعود خدابنده که در طیف مقابل است، هم مکث کرد. او گفته که این نوشته ها مال من نیست و...


بنده با جهت گیری وی (بر له رژیم) مخالف مخالف مخالفم. ولی چون در عراق با وی نشست و برخاست داشته ام. یقین دارم که این حرفها که از قول وی نوشته شده، را او ننوشته است. من نمیدانم کی جعل کرده است. حتماً کار رژیم است.
البته بنده وکیل مدافع کسی نیستم. اما آن مطالب را مسعود خدابنده ننوشته است.
هر کس دیگر هم که وی را بشناسد، حتی اگر همانند بنده، او را همراه حکومت فرض کند هم، تایید میکند که او اینجوری حرف نمی زند.
نکته دیگر
الان در سایت آقای یغمایی افراد اورسوروازی می‌آیند به اسم شهریار و شیربرنج و کوفت و زهرمار می‌نویسند تا ردی باقی نگذارند، آنوقت میآند صاف تو عرصع همومی، در فیسبوک با اسم و رسم خودشون اون حرفای بیجا و زشت را بزنند که بعدا من و تو دست بگیریم؟ ساده‌اید شما یا اونا را ساده فرض می‌کنین؟
می‌دونین که اونا اگه بخواند می‌تونن بنای یک شکایت بسیار جدی را به خاطر آنچه به آنان نسبت داده شده بریزند و علیه سایتهایی که آن را منتشر کرده‌اند طرح دعوی کنند؟
از اینها گذشته
تا کی باید رژیم ما را فیلم کنه و بهمون بخنده؟
هموطن



ناشناس گفت...

سلام جواد. مطمئنم که آن جوادی نیستی که من مدتی با او در همینجا بحث کردم. چون نحوەی نوشتنش با تو فرق داشت و شارلاتان باز هم نبود. اما در مورد تسبیح چرخاندن من در کوچەی مچچد!( نمی دانم چه صیغه ای است، آدرسش را فقط شما بلدین)، دوست من تسبیح چرخاندن در آن کوچەی مورد نظر شما البته سگش شرف دارد به پاچەی دیگران را گرفتن. اگر در این ٣٨ سال شما هم در همان کوچەی مچجد تسبیح می چرخاندین و کار دیگری نمی کردین، رژیم تا به حال سرنگون شده بود. بنابراین دوست من تو هم بیا با هم در همان کوچه تسبیح بچرخانیم و پاچەی کسانی که رژیم را افشا می کنند را نگیریم.

سهراب

ناشناس گفت...

جهت روشن شدن برای آقای هموطن خواستم فقط بگویم که آقای یغمایی این مطلب را لینک داده اند و آنرا منتشر نکرده اند، یعنی وقتی شما روی این لینک کلیک می کنید به سایت پژواک ایران میروید، در نتیجه اگر هم که انطوری که بعضی دوستان نوشته اند این نوشته مشکل و یا مشکلاتی داشته باشد و یا سرهم بندی شده باشد مسئولیت آن متوجه نویسنده هست و سایتی که مطلب در آن چاپ شده است و آقای یغمایی مسئولیتی در مورد محتوی ندارد و من ندیده ام که ایشان محتوی این مقاله را تایید کرده باشد، پس مسئولیتی متوجه ایشان نیست بلکه مسئول، نویسنده مقاله و سایت نویسنده هست. و شما هموطن عزیز بهتر است که این تذکر تان را به آقای مصداقی بدهید نه به آقای یغمایی، چون آقای یغمایی هیچ کار خلافی نکرده است
اهل اندیشه

جواد ولی نه جواد مریمی گفت...

جوادی که اینجا چند کامنت زده و با احن لمپنی - توحیدی مطلب! مینویسد ظاهرا از جماعت اوورسواز است و این البته از فرهنگش هویداست.
من مدتهاست که اینجا به اسم جواد مطلب مینویسم و از مزخرفات ایشان تبری می جویم.
ما رهبری عقیدتی و اعوان و انصار و ایدئولوژی مشعشع ایشان را سالهاست تف کرده ایم. ارزانی زالوهای هوادار باد .

کوچک مصدقی گفت...

آقای پرویز خزائی عضو برجسته شورایملی مقاومت در مقاله بسیار روشنگر خود نه تنها پنبه کسانی را که استراتژی استراتژی میکنند زده است بلکه اشاره نموده است ک ه جریان فیسبوک و ان ایمیلهای مربوطه در دست پیگیری است و مربوط به یکنفر در ایران خود رو ست درود بر ایشان و تلاششان در راه ازادی مردم و میهن
http://aftabkaran.com/maghale.php?id=5784

ناشناس گفت...

امیدوارم این پیگیری به یک دادگاهی بکشد تا دهها و صدها نفر بیایند و گواهی بدهند که در عراق و یایگاههای انقلاب!!! چه چیزهائی اتفاق افتاده است و چه بلاهائی برسر امثال من اوردند
محمود اشرفی سابق

جواد گفت...

کوچک جان من مقاله ی خزایی را خواندم.
از مطایبه و تلاش برای ورجه وورجه کردن و دلقک بازی که بگذریم.
از درازگویی و بقول بچه مدرسه ای ها وجبی نوشتن که بگذریم.
از تلاش برای هر حادثه تاریخی ناربطی را به زور صد من سریشم به مسایل امروزه ایران شبیه سازی کردن که بگذریم.
افاضات سرکارشان که احتمالا از کیچن خودشان مرقوم فرموده اند و بوی آبگوشت بار گذاشته شده اش از سطر سطر تحلیل آبگوشتی او بیرون میزند، طوری که حتی نه ادکلن چرچیل و روزولت باهم و نه بوی عرق تن تیتو نمیتواند آن را خنثی کند حاوی فقط چند نکته جدی و در خور تامل و البته متناقض پیرامون استراتژیست.
نامبرده در ابتدا هدف و استراتژی را با هم خلط میکند ولی چون صداقت ندارد با آوردن کلمه "روح" آن را تخفیف میدهد و بدون اینکه به صراحت سخن بگوید از روح استراتژی سخن میگوید و آن "سرنگونی" است. در اینجا مشخص میشود که طرف آگاهانه سعی در مخدوش کردن موضوع و گریز دارد والا بجای سخن گفتن از استراتژی از روح آن سخن نمی گفت. سپس در ادامه دراز گوییهایش به همین کلام ناپخته و نیمه تمام، در تمام مطلبش استناد میکند. گویی که استراتژی تعیین تکلیف شده و حالا باید اثبات شود. ولی در ادامه برای کمی محق تر جلوه دادن آن واژه قهرآمیز را هم به آن اضافه میکند. بعنی تا اینجا داریم "سرنگونی قهرآمیز" بالاخره کوه نوشته (ی دیپلمات انقلابی قهرآمیز که از" قهرآمیز " با قهرش که به گواهی تاریخ کلا قهر است و با آمیزشش (آمیز )البته الفت بیشتر دارد)موش میزاید و بازهم بجای استراتژی به کلی گویی بسنده میکند و حالا حول و حوش این آش شله قلمکار میرقصد و سس تاریخ اضافه میکند. بالاخره برای زندگی و تحصیل مال باید تلاش کرد!
در انتها
پاسخ نهایی را البته میدهد و با این پاسخ قبول میکند که هر آنچه تا بحال گفته مشق اوورسورواز بوده و هر وجبش به یورو محاسبه میشود.
میگوید.. اینکه چگونه و کدام زمین و .. جنبه اطلاعاتی دارد.
بعنی چاره ای نمی بیند جز خود را به ...ریت زدن.
خلاصه اینکه ما دانش آموزان استراتژی میآموزیم که اگر این مقاله برای ملت ما استراتژی نداشت برای جناب دیپلمات (قهر )آمیزشی ما نان داشت.

ناشناس گفت...

بسیار جالبه، دو نفر در فیسبوک وجود دارد به نام Parviz Khazaie، یکی‌ در ایران خودرو کار می‌کند و دیگری پسر بچه ایست که الان ۹ سال سنّ دارد.


يه روز يه خری بود. برای خودش خوش بود. چرا می کرد٬ عرعر می کرد٬ جفتک می انداخت و الی آخر... يه روز يکی بهش گفت: ببينم آقا الاغه! تو خرت از پل گذشته؟ چشمای خر گرد شد. گفت: ها؟ چی چی؟ ولی يارو خيلی وقت بود رفته بود. خره رو ميگين٬ شب خوابش نبرد. همش تو فکر اين جريان خر و پل بود. آخرش دم صبح ديد اينجوری نميشه. تصميمش رو گرفت که صبح بره و از يه پل بگذره تا خرش(يعنی همون خودش) از پل گذشته باشه .مابقی داستان را خودتون پیدا کنید و بخونید.
نتیجه اینکه خریت نه تنها علف خوردن است

الان هم آقای کاشف، کاشف به عمل آورده که خزایی اسم فیسبوکش را تغییر داده و فتحه رو به کسره تبدیل کرده و الا آخر.



مناقشه

ناشناس گفت...

تصحیح
در کامنت قبلی‌ نوشتم دو نفر در فیسبوک وجود داره. درستش اینه که یک نفر بیشتر نیست و آن همانیست که در ایران خودرو کار می‌کند.


مناقشه

منیژه حبشی گفت...

برایم بسیار دیدنیست اگر این جماعت منکران، شهامت شکایت هم داشته باشند. با شناختی که از آقای مصداقی در این سالها پیدا کرده ایم ، کسی نیست که بیگدار به آب بزند و من مطمئنم که همه مدارک را هم هنوز رو نکرده است. اما این منکران از سایت آفتابکاران قدم بیرون بگذارند و برای اثبات کذب بودن چت ها که برخلاف امیدشان رد آنها در اینترنت درصورت کشیدن کار به دادگاه حتما قابل ردیابیست، به مراجع قضائی شکایت کنند و ما را به یک نمایش بسیار دیدنی دعوت کنند.

مهرگان گفت...

مهرگان :ای وای که چه قدر ساده اید شماها. چطرر متوجه نمی شوید که تمام این حرفها جعلی و دروغ است و اینکه برای مثال , آدمها به سادگی دم از پول گرفتن و پول دادن در فضای مجازی نمی زنند ؟ واقعا که خیلی بامزه س!!

ناشناس گفت...

هر کس کمترین آشنایی با فیسبوک و با شكل و فرمت هاى آن داشته باشد می فهمد مدعای این مقاله - مهم نیست کی نوشته اصلاً، هر کس نوشته - جعلی است.
تاریخ و ساعت ارسال پیامها، هم که غیبش زده!
این اطلاعات مجعول ، احتمال دارد به خورد نویسنده داده شده باشد و به نظر بنده، مقصر کسانی هستند که در درون حکومت، نخ تصمیم های ما را در دست گرفته اند. رژیم و دسیسه هایش را دست کم نگیریم.
خوب شد که سایت گویا، که این مقاله را انتشار داده، تصویر پیامهای فیسبوکی را (بهر دلیل) اضافه نکرده، چون خیلی سه می شد. تا الآن هم خیلی هزینه به بار آورده و کمترینش اینه که دیگه نمیشه روی نوشته های مشابه حساب کرد و به درستی آن اطمینان نمود.
دنائت رژیم و الگو برداری سازمانهای ضد رژیم از آن، نباید ما را به کینه بکشاند و همان کارهایی را بکنیم که پیشتر خودمان نقد می کردیم.
*توهین به اشخاص
*افشای مسائل خصوصی زندگی اجتماعی، و شخصی دیگران
*تهمت زدن بدون مدرک و سند
در لابلای مقاله تکرار میشود. اهمیت ندارد سوژه کیست. هر خری که هست. می خواد ایکس باشد یا ایگرگ.
این کارها صحیح نیست.
با صمیمیت و دلسوزی. الف- ذوالفقاری

منیژه حبشی گفت...

بانو مهرگان، فکر نمیکنید که شما بقیه را زیادی ساده (یا بهتر بگوئیم، هالو) فرض کرده اید؟!

سارا .ش گفت...

پرونده رهبر عقیدتی خیلی خیلی خیلی خیلی در بی ارزش دانستن جان انسانها درخشانتر از این حرفهاست که ایرج مصداقی برود پاپوش درست کند یگروز بالاخره همه چیز روشن میشود

ناشناس گفت...

آقای ایرج مصداقی یکی از بزرگترین تاریخنویسان در افشای حکومت آخوندهای کثیف است و من اطمینان دارم چنین کسی هرگز قلمش را به دروغ الوده نمی کند امیدوارم همیشه قلمش در راه حقیقت روان باشد
نادر. ب. لوس آنجلس

ناشناس گفت...

آقای مصداقی عزیز، همەی ما ماهیت این فرقەی پوشالی و متعفن را به خوبی می شناسیم. کسانیکه در روابط درونی سازمان بوده اند و آن فضا را حس کرده اند در ماهیت مخرب و ارتجاعی این فرقه هیچ شکی ندارند. کسانی هم که در روابط درونی آن نبوده اند، در طول سالهای اخیر با دیدن رفتارها و شارلاتان بازی های آنان به ماهیتشان پی برده اند. اگر واقعا این جماعت یک سازمان سیاسی بود( با هر ایرادی) و اگر واقعا به اندازەی سر سوزنی دلش برای مردم می سوخت و یا حتی به اندازەی سر سوزنی با رژیم مشکل داشت(به غیر از دشمنی های فرقه ای از این نوع: خمینی حق رهبری برادر را خورده است!!!) پس مجموعەی رفتارهای آنها متفاوت بود. چون طرز فکرشان این می شد : "ایرج مصداقی علیرغم هر نوع مشکلی که با ما دارد، علیرغم هر انتقادی که به ما دارد، در راه افشای رژیم و جنایتهایش چیزی فروگزار نکرده، بنابراین چون تضاد اصلی رژیم است، او اعملا در جبهەی ما قرار می گیرد."
اما چون این گروه به یک فرقەی ارتجاعی و مخرب تغییر ماهیت داده، طرز فکر آنها اینگونه است " ایرج مصداقی علیرغم هر مخالفتی که با رژیم کرده، علیرغم هر افشاگری که در این زمینه کرده، علیرغم هر مبارزه ای که کرده، چون با رهبری سازمان (خدای فرقه) در افتاده، پس باید حذف شود و از بین برود."
این طرز فکر ماهیت فرقه ای و ارتجاعی این گروه را نشان می دهد. این طرز فکر در نهایت به سود رژیم تمام می شود. تمامی فرقه ها در نهایت به ابزاری در دست حکومت ها تبدیل می شوند. چون اهداف و آرمانها و معیارهای ثابتی ندارند و همه چیز را منافع رهبران فرقه تعیین می کند. رژیم ها از همین نقطه ضعف استفاده کرده و از وجود آنها برای تثبیت خود استفاده می کنند. اگر کسی هنوز با این گروه همکاری می کند، یا چشمش را دلارهای معجزه گر بسته است و یا از نظر هوشی و ذهنی دچار مشکل است. بنابراین دوست عزیز ایرج مصداقی، نیازی حتی به دلیل آوردن نیست. قضییه برای همه روشن است. بنده برایتان در مبارزه برای آزادی ایران از یوغ آخوندهای جنایتکار( مخصوصا از یوغ فرهنگی آنها که این فرقه هم دنبالچەی متعفنی از آن است) آرزوی موفقیت می کنم.

سهراب

ناشناس گفت...

در فیسبوک، کسانیکه چت می‌کنند،
۱- تصویر آنها هر بار که می‌نویسند، سمت چپ نوشته خودشان دیده می‌شود. نه سمت راست
۲- تاریخ نوشته‌ها حتماً و حتماً و حتماً ثبت می‌شود.
۳- نوشته‌ها ازنوشته فرد دیگر متمایز می‌شود .
۴- اگسر این به اصطلاح چت ها را یک نفر نوشته است و این قابل اثبات است.
متاسفانه آقای مصداقی قدر و ارزش نوشته های پیشین خودشان را از بین بردند و زبان کسانی را که خود سراسر انتقاد بودند و هستند و ایضاً زیان رژیم مادر سگا ، باز کرد و اگر همه آنها قاه قاه «به درایت آقای مصداقی» بخندند حق دارند.
ع -ز

ناشناس گفت...

سمندر
سلام تصور کن مربوط به کسانیست که بوئی از انسانیت برده اند و گاه خود را در معرض حسابرسی قرار میدهند این فرقه صاحب مرده نمی تواند تصور کند اصلا ذات این جماعت به همین چیزها پیوند خورده و ناف اونها را به همین چیزهائی که شما نوشتید گره زده اند علت پاسخ ندانشان هم بسیار بسیبار بسیار روشن است اون جایشان ک.......ن گ.......ی است و بدون شک بدون شک بدون شک اینها خوشحال هستند که دو منتقد جدی شان که هوادار مصداقی بوده کشته شده برایشان مهم نیست که رها را که کشته است مطمئن باشید با دمبشان فندق میشکنند که این دو کشته شده اند
اینها تبهکارانی هستند که اب نیست والا شناگر خبره ای هستند خیلی خبره ملاها باید پیش پای اینها لنگ بیاندازند
این را باور کنید که ملاها باید جلوی اینها لنگ بیاندازند این دقیق است علمی است و تجربه شده است
شاد باشید

ناشناس گفت...

جناب مصداقی
بنده چند مقاله شما درباره قتل رها و فراز را خواندم. تاکید کنم که بحث و سوال های من از شما شما در اینجا مصلقا سیاسی نیست بلکه یک بحث ساده انسانی است.
بنده وقتی گفتگو های شما با رها را می خواندم در هیچ کجای آنها ندیدم که شما او و برادرش را از ادامه کمپین حمایت از شما منع کنید. از نوشته های رها بخوبی می شد فهمید که او بیشتر یک رابطه عاطفی عمیق با شما دارد تا یک رابطه "سیاسی". برادرش هم ظاهرا همینطور بوده است که چند ده تابلو از شما کشیده بود. شما هم اینطور آنقدر که از پاسخ هایتان به رها می توان فهمید. همچنین از متن نوشته های رها براحتی می توان فهمید که این دو هیچ درک درستی از اهمیت رعایت مسائل امنیتی و خطر واقعی اطلاعاتی ها ندارند و با آن تقریبا بیگانه هستند. تا اینجای داستان هیچ مشکلی نیست . مشکل برای ذهن بنده آنجا شروع می شود که اطلاعات به خانه این دو می ریزد و فراز را می برد و لت و پار می کند و رها وحشت زده به شما روی می آورد و می پرسد که چکار کنیم؟ شما جناب مصداقی جوابتان در این جا و در همه جاهایی که رها برای کمک به شما روی می آورد چیست؟ به او می گویید نگران نباش عزیزم!!! آقا جان طرف زده برادرش را لت و پار کرده و رها را تا یک قدمی تجاوز برده و بعد وقتی از شما می پرسد چه خاکی بسرمان بکنیم؟ شما بجای اینکه یک کمک واقعی بکنید پاسخ استراتژیک می دهید که بله اینها رفتنی هستند و چه و چه .. و اینکه عزیزم نگران نباش درست می شود! هیچ غلطی نمی توانند بکنند!!
جناب مصداقی جدا در آن شرایط شما آیا نمی توانستید یک سری حد اقل های امنیتی را به اینها تذکر بدهید؟ که حد اقل با شیوه دیگری با شما تماس بکیرند یا اینکه مثلا خانه را پاکسازی کنند و .. پنهان شوند و...
آیا وقتی این دو جوان در دام اطلاعاتی ها افتادند شما نمی توانستید یک افشا گری در اینباره بکنید و یک بسیج برای نجات جان ایندو راه بیندازید؟ مگر آتنا و بسیاری دیگر را را چیزی بجز همین اعتراض های همگانی از چمگال اطلاعاتی نجات داد؟
جناب مصداقی شما روز تا شب نشسته اید در این جا و آنجا ساعتها اوضاع ایران و اینجا و آنجا را تحلیل می کنید آیا نمی توانستید برای نجات جان این دو جوان هم یک ساعت به بسیج و افشاگری بپردازید؟
آقای مصداقی شما دست به خاطره نویسی تان خوب است و امروز هم درباره ایندو جوان خوب شرح خاطرات کرده اید اما یک سال پیش قلمتان گویا از کار افتاده بود و زبانتان بند آمده بود که تنها به شعار دادن و "نگران نباش عزیزم" بسنده کردید!
جناب مصداقی کاش بجای اینکه بنشینید و بخودتان فکر کنید و از موضع فروتنی نصیحت کنید که از من بت نسازید و ... نسبت به شرایط خطرناکی که آن جوان بخاطر شما خود را در آن قرار داده بودند احساس مسئولیت می کردید و اگر نمی توانستید در ایران برایشان امکان فرار و نجاتی فراهم کنید حد اقل در خارج فعالیتی می کردید.
افسوس که شما گویا بجز خاطره نویسی کار دیگری نتوانستید برای آن دو جوان بکنید. البته و صد البته هیچ جرمی بپای شما نوشته نمی شود . البته و صد البته شما نقشی در قتل ایندو جوان نداشته اید و کسی هم نمی تواند هیچ انهامی به شما بزند. شما از سر تا پا در رابطه با این جنایت پاک پاک هستید اما اما امیدوارم با اینهمه با وجدان خودتان هم راحت باشید و شبها راحت بخوابید.

مجید

ناشناس گفت...

مژده, مژده, مژده, مژده, مژده, مژده, مژده, مژده, مژده, مژده, مژده, مژده, مژده, مژده, مژده, مژده

وزارت جهل و جنایت آخوندی که تا دیروز نوشته های ایرج مصداقی را حلوا, حلوا میکرد, در یک تصمیم بسیار استراتژیک برای حفظ نظام پلیدش تصمیم گرفته که از مجاهدین حمایت نموده و برای کاستن از بار فشار روی آنها (اه، اشگام در آمد از این همه محبت) تصمیم گرفته که تضاد امنیتی خود را با مجاهدین فراموش کرده و بجای ان به مصداقی و نیرو هایش در ایران که تهدید اصلی رژیم هستند بپردازد. بله، در حال حاضر تضاد دستگاه امنیتی با مصداقی بیشتر از "فرقه‌ی رجوی" است. دلیلش هم خیلی, خیلی, خیلی خیلی روشن است: مصداقی جنبش دادخواهی قتل عام سال ۱۳۶۷ را جهانی و همگانی نموده و هر روز در گوشه و کنار دنیا تظاهرات و راهپیمایی میگذارد و روزانه از هر پارلمان و شخصیت و دولت و گروه قطعنامه و همبستگی و محکومیت میگیرد. در داخل هم همینطور: از گوشه و کنار هر زندان و غیره ...

ترا خدا فکر نکنید که امروز روز اول ماه آوریل است. به جان منبع اصلی حقایق بالا قسم، عین حقیقت است. برای توضیح بیشتر دو نوشته اخیر خانم زری اصفهانی را بخوانید.

حسین

حسن سوم گفت...

حسین حالا این همه تظاهرات و نمیدونم چی چی و چی چی گذاشتن به کجا رسیدن؟؟؟؟؟ به صدام و ملک و عربستان سعودی و غیر سعودی بنابراین خاک تو سر آدم نفهم حالا تبلیغ تو برا اینکه برم نوشته اون خانمو بخونم شاهکاره جون تو بنابراین بازم خاک تو سر آدم نفهم... مصداقی نه رهبره نه سردار نه رئیس حزب یک تلاشگر حقوق بشره درود بر او و خاک تو سر آدم نفهم اجرتم با شیخ عربستان که ایشالاه بهت برسه

ناشناس گفت...

عجب این خانوم زنده هستن خدا را شکر میرم میخونم چون خیلی بیکارم برم بخونم ببینم چی میشه
ش. س

دریچه زرد گفت...

آقا یا خانم مهرگان
نخست اینکه کامنتهائی که حاوی توهین شخصی باشد منتشر نمیشود
دوم اینکه دوستداران مقالات خانم اصفهانی میتوانند به سایت او مراجعه کنند. درج مقاله او باعث نظراتی خواهد شد که به تجربه خوشاین نیست
با درود

Mehrdad Ahangar گفت...



آقای اسماعیل وفا یغمایی عزیز درود!

روز 11 اکتبر 2016، من ای میلی به شما فرستادم و از شما درخواست کردم که نوشته ای که در نقد نوشته های جناب ایرج مصداقی، که در سایت خود آن را انتشار داده اید، و در رابطه با "رها"؛ "فراز"؛ و رابطه ی مجاهدین و وزارت امنیت می باشد را، در سایت "دریچه زرد" انتشار دهید.
هر چه صبر کردم، خبری نشد. اول فکر کردم که شاید سر شما شلوغ باشد و هنوز وقت نکرده اید. و، به خودم می گفتم: "نگران نباش". ولی بعد از بیش از 48 ساعت، فکر کنم که موضوع چیز دیگری است و باید نگران باشم.

اسماعیل جان، لطفا من را سر کار نگذارید. شما آیا حاضر هستید این نوشته را چاپ کنید یا نه؟ الان هم الحمدالله ماه محرم است: مرگ یا بار، شیون یک بار.

بر طیق ضوابطی که شما خودتان گذاشته اید:

1) بنده "بدون نام حقیقی یا مستعار" ننوشته ام. من دهه هاست که با نام "مهراد آهنگر" فعالیت سیاسی می کنم، و برای حداقل عده ی نه چندان کمی، در چپ ایران شناس هستم. وقتی هم که جناب عالی به لندن تشریف آوردید، هنگامی که شما و همسر گرامی به مراسم خاک سپاری آمدید، اولین کاری که کردم این بود که خود را به شما معرفی کردم و با شما به اصطلاح چاق سلامتی کردم. و هم در مراسم آن روز و هم در برنامه ی روز بعد، با خود شما چندین و چند بار صحبت کردم. این نوشته هم توسط کامپیوتر و ماشین نوشته نشده است، پس حقیقی است.

2) در این نوشته به هیچ رو "توهین به اشخاص" صورت نگرفته است. مگر این که، هر گونه اظهارنظری و هر گونه مخالفتی با دوستان شما به منزله ی "توهین" شناسایی شود.

3) در مورد "افشای مسائل خصوصی زندگی اجتماعی، و شخصی دیگران"؛ بنده اصلا قد این حرف ها نیستم. آن کسانی که حتی از رخت خواب و چگونگی ی هم خوابه شدن و پوزیسیون های رابطه ی جنسی دیگران اطلاع دارند، از قماش دیگری هستند.

4) بعدی: "تهمت زدن بدون مدرک و سند" است. برای سهولت، شما را به بند 2 ارجاع می کنم.

5) بعدی: "توهین به ملیت ها". اتفاقا، در این نوشته، از تمامی ی ملیت های ساکن ایران، به ویژه خلق عرب، دفاع شده است و پدیده ی "شوونیسم" مورد تقبح قرار گرفته است.

6) بعدی: "توهین به اعتقادات مذهبی دیگران". حتی یک کلمه از توهین به هیچ اعتقاد مذهبی شناخته شده نشده است. مگر این که "حامی ی جناب مصداقی بودن تا حد پرستش"، توهین به حساب بیاید. که، باز هم، بنده فقط آن را "روی میز گذاشته ام"، نه گفته ام بد است، نه گفته ام خوب است. فقط مطرح شده است.

7) بعدی: "بکار بردن کلمات رکیک". در این مورد نیز می توانم به جرات اذعان کنم که حتی نیم مورد نیز وجود ندارد. مگر این که اخیرا کلماتی هم چون "سینه چاک دادن"، "مجیزگویی" و جز این ها اخیرا وارد دیکشنری کلمات رکیک شده باشند.

8) آخرین: "بی ارتباط بودن کامنت با موضوع". به سر جدم قسم که از اول تا آخرش ربط به موضوع دارد.

من بچه نیسم و می فهمم که بعد از آن دعوای آخری بین شما، "همنشین بهار" و جناب مصداقی تازه کمی قضایا رفع و رجوع شده است. و، خود من، چندی پیش از این که "کدورت ها"ی بین شما به نظر می رسد پاک شده است، در بخش نظرات، کامنت گذاشته ام.

مساله خیلی ساده است: جناب مصداقی ادعاهایی کرده اند و من سووال هایی مطرح کرده ام. نه بد و بیراه گفته ام و نه چیز دیگری. شما هم، به عنوان یک انسان دموکرات، همیشه خودتان گفته اید که سعی دارید نظرات گوناگون به بحث گذاشته شوند.

در نهایت، یک کلام، اگر نوشته ی من به دست شما نرسیده است، به هر علتی، دوباره بفرستم. اگر حاضر به انتشار آن نیستید، یک کلام به من بگویید: انتشار نمی دهم. هیچ لزومی هم ندارد که آن را به طور علنی این جا بگویید. می توانید یک ای میل خصوصی برای من بفرستید و بگویید که حاضر نیستم این کار را بکنم و قضیه خصوصی است. من هم ملزم خواهم بود که آن را خصوصی نگاه دارم.
ای میل من: mehrdad.ahangar@gmail.com می باشد.

مهرداد آهنگر

لندن – 13 اکتبر 2016


ناشناس گفت...

به نظر می‌رسد مهرداد آهنگر حالش خوب نیست. اول علیه مترجم ایرانی مهدی غبرایی موضع گرفت. بعد علیه ایران تریبونال بیانیه داد. بعد علیه آقای یغمایی و همنشین بهار، الان هم علیه خواهر و برادری که کشته شدند و آقای مصداقی. ایشان مناسب است بیلانی از مقالات خود در افشای جنایات رژیم انتشار دهد. با اسم مستعار و چهره‌ی پنهان هر چیزی می شود گفت.

یک ایرانی

Mehrdad Ahangar گفت...



این طور که به نظر می رسد، اسماعیل جان وفا یغمایی، در رابطه با درخواست من در مورد انتشار نقد من به نوشته های اخیر جناب مصداقی در مورد "فراز"، "رها"، فرقه ی صاحب مرده مجاهدین و وزارت اطلاعات هم چنان تصمیم به سکوت گرفته است.

یادش به خیر. قدیم ها مد بود می گفتند: "سکوت، علامت رضاست". ولی، اون قدیم ها بود و گذشت و اسم ایشان اسماعیل است و نه رضا. اسماعیل جان هم که شاعر مسلک است، و طبع شاعرها با بقیه ی مردم فرق می کند، پس باکی نیست. در کار سیاسی، دل خوری شخصی جایی ندارد. همین جا هم از ایشان تشکر می کنم که نامه ی مرا حداقل انتشار داد. هرچه از "دوست" رسد، غنیمت است.

برای آن دسته از دوستانی که ممکن است بخواهند اصل نوشته را بخوانند، می توانند آن را گوگل کنند، به طور مثال می توان آن را در بخش نظرات سایت گویا، با آدرس

http://news.gooya.com/politics/archives/2016/10/218717.php

پیدا کنند.

این نوشته همچنین روی صفحه ی فیس بوک من نیز قرار دارد و هر گونه کامنتی که اسماعیل جان، در "دریچه ی زرد"، اجازه ی انتشار ندهد را می توانید روی صفحه ی خود من بگذارید.

با احترام

مهرداد آهنگر
لندن – 14 اکتبر 2016


Mehrdad Ahangar گفت...



یک ایرانی عزیز، خسته نباشید. از این که در مورد سلامت حال من جویا شده و مورد تشویش قرار گرفته اید سپاس گذارم. ولی "نگران نباش". من حال ام کاملا خوب است.

از این که جناب عالی از 27 صفحه نوشته ی من فقط آخرین خط آن، نام من، برای شما مساله ساز شده است، کاملا متحیرم. آیا شما تمامی ی حرف های من در این نوشته را قبول دارید و فقط تنها مشکل اسم من است؟ اگر نه، به کجای آن ایراد دارید؟ آیا حاضر به پاسخ گویی هستید؟

از طرف دیگر، اگر "با اسم مستعار و چهره‌ی پنهان هر چیزی می شود گفت"، فکر نمی کنید که خودتان می بایستی با اسم و 6 قطعه عکس 6x4 و یک کپی از شناسنامه، این کلمات گهربار را می نوشتید، و نه "یک ایرانی"؟! من که معلوم است کدام کشور هستم، و در چه شهری اقامت دارم، و با چه نامی فعالیت سیاسی می کنم، و آدرس ای میل من چیست.

از آن جایی که الحمدالله هیچ چیز جناب عالی مشخص نیست، لطف کرده بگویید این مدارکی که شما درخواست آن ها را داده اید باید به کجا ارسال شوند.

جناب مصداقی من صمیمانه، برای بار دوم، به شما می گویم: وقت برای فحاشی و هوچی گری زیاد است. لطف کنید اگر جوابی به نوشته ی من دارید، بدهید. اوه، اشتباه شد، کاملا معذرت می خواهم، منظورم جناب "یک ایرانی" بود.

شاید من هم دارم قصاص قبل از جنایت می کنم و ایشان اصلا ربطی به جناب مصداقی ندارند. ولی، مگه مسعود رجوی این ها گروه جی اس ندارند؟ ایشان هم که به نظر می رسد از روی دست اوشان در حال کپیه برداری هستند، شاید این "یک ایرانی" از جی اس "کمپین ... حامیان ایرج مصداقی" باشد. الله و اعلم. عقل من یکی به این چیزها قد نمی دهد.

مهرداد آهنگر

لندن - 14 اکتبر 2016

پس نویس: برای آن دسته از عزیزانی که از اصطلاحاتی هم چون: نشست های "دیگ"؛ "قابلمه"؛ "غسل روزانه"؛ "دهلیزهای پرخون" و جز این ها اطلاعی ندارند، جی اس یا همان JS مخفف Jang e Siyasi [جنگ سیاسی] هست.


ناشناس گفت...

روایت میکنند که در روزگاران قدیم خیاطی بود که مغازه ایشان در مکانی بود که هر وقت شخصی‌ فوت میکرد، جنازه باید از مقابل مغازه ایشان رد میشد. خیاط تصمیم گرفت که برای هر فرد فوت شده سنگی‌ در کوزه‌ای بیندازد و آخر هر ماه سنگها را شماره میکرد تا تعداد مردگان در ماه را معلوم کند.
یکی‌ از اهالی این شهر به مسافرتی‌ طولانی رفت و بعد از چند سال بازگشت. از یکی‌ از دوستان خود سراغ خیاط را گرفت که جواب شنید که خیاط هم در کوزه افتاد.


مناقشه

esmail گفت...

جناب مهرداد
من نمیدانم منظور شما چیست عزیز
اگر منظورتان درج کامنتهاست من تمام کامنتهائی را که حاوی توهین و تحقیر وتحقیر زیرکانه نباشد درج میکنم و کرده ام اگر منظورتان چیز دیگریست لطف کرده توضیح دهید
با تشکر

Mehrdad Ahangar گفت...



اسماعیل عزیز منظورم همان چیزی است که نوشته ام:

"روز 11 اکتبر 2016، من ای میلی به شما فرستادم و از شما درخواست کردم که نوشته ای که در نقد نوشته های جناب ایرج مصداقی، که در سایت خود آن را انتشار داده اید، و در رابطه با "رها"؛ "فراز"؛ و رابطه ی مجاهدین و وزارت امنیت می باشد را، در سایت "دریچه زرد" انتشار دهید.
هر چه صبر کردم، خبری نشد. اول فکر کردم که شاید سر شما شلوغ باشد و هنوز وقت نکرده اید. و، به خودم می گفتم: "نگران نباش". ولی بعد از بیش از 48 ساعت، فکر کنم که موضوع چیز دیگری است و باید نگران باشم.

اسماعیل جان، لطفا من را سر کار نگذارید. شما آیا حاضر هستید این نوشته را چاپ کنید یا نه؟ الان هم الحمدالله ماه محرم است: مرگ یک بار، شیون یک بار."

هنوز هم حدس ام این است که کاملا واضح و آشکار می باشد. آیا مقاله ای من برای شما ای میل کردم را حاضر هستید انتشار دهید یا نه؟

با احترام

مهرداد آهنگر
لندن - 15 اکتبر 2016


ناشناس گفت...

به اطلاع آقای مهرداد آهنگر که از قرار معلوم به خاطر شخصیت مهمی که دارند از اسم «هنری» استفاده می‌کنند می‌رسانم که من آنچه را که می نویسم بر خلاف ایشان با اسم و تصویر خودم منتشر می‌کنم. به اطلاع کاربران محترم هم می رسانم پاسخ این فرد را هم در فیس بوکم و در گویا نیوز با اسم و تصویر خودم دادم. بیشتر از این هم این فرد ارزش وقت تلف کردن ندارد. این نادره همچون گمشتگان بیت رهبری اورسورواز در صدد پاک کردن دستان خونین رژیم در قتل یک خواهر و برادر رنج کشیده که به فجیع‌ترین شکل به قتل رسیدند هستند. شرم بر همه کسانی که پرده بر جنایات رژیم می‌کشند.

ایرج مصداقی

esmail گفت...

مهرداد آهنگر گرامی
با سلام
من مطلب شما را در گویا خوانده ام و بسیاری دیگر خوانده اند
تحت این عنوان
ایرج مصداقی؛ تنها "شهید زنده پژواک شهدا" یا...، مهرداد آهنگر
دوستداران میتوانند همین لینک بالا را روی گوگل گذاشته و مقاله را بخوانند
مقاله ای بسیار مفصل و جالب است اما وبگاه دریچه زرد کامنتهای با اسم مستعار را منتشر میکند
ولی مقالات با نام مستعار را نه
علت روشن است عزیز
کسی که یک مقاله در نقد کسی درست یا غلط مینویسد باید برای خواننده شناخته شده باشد و گر نه وبگاه میشود جولانگاه مقاله نویسانی بی نام که یا میخواهند مجاهدین را زیر ضرب بگیرند یا مخالفان مجاهدین را
من چنانکه فرمودید در جریان خاکسپاری در لندن شما را دیدم ولی مقاله شما را فقط من نمیخوانم کسانی که میخوانند باید بدانند نویسنده کیست
در باره بنده یا آقای مصداقی فارغ از این مقاله یا آن مقاله حتما میتوان به نقد و بررسی نشست ولیبا نام وشناخت درست برای خواننده
در هر حال در دریچه من حتی نوشته های نزدیکترین دوستانم را با نام مستعار منتشر نمی کنم
امیدوارم این را متوجه باشید و نیز با این تاکید که خوانندکان گویا نیوز بارها و بارها بیشتر از دریچه هستند مسئله برایتان روشن باشد که مشکل چیست
با درود و احترام

ناشناس گفت...

آقای آهنگر اگر ممکن است لیست و لینک مقالات و اطلاعیه‌هایی که در ۵ سال اخیر نوشته‌ و صادر کرده‌اند را در همین جا بگذارند تا خوانندگان با کارها و فعالیت‌های ایشان آشنا شوند.

یک ایرانی

ناشناس گفت...

آقای یغمائی درود بر شما و تشکر از نوشته های خوب شما
اگر اجازه باشد، در مورد دریچه زرد نکته ای را بگویم و پیشاپیش از جنابعالی و دیگران به خاطر این مطلب عذرخواهی میکنم.
از آنجا که بیشتر مراجعین به دریچه، سایت پژواک ایران را هم می بینند چه ضرورتی است مطالب آن سایت، در دریچه تکثیر شود؟ اینهمه مطلب در سایتهای دیگر هست که کمتر در معرض دید مراجعین دریچه است.
بنده – غیر از سه نوشته مربوط به فراز و رها که قابل اعتنا نبود و دام رژیم در آن بوضوح هویداست – با سایر نوشته های آقای مصداقی موافقم و همیشه خوانده و می خوانم. از پرویز خزایی و حسین توتونچی وامثالهم هم به خاطر حق کشی و تهمت به آقای مصداقی و شما، دل خوشی نداشته و ندارم.
اما باز تکثیر مقالات پژواک را، که زمانی ضروری بود اکنون در دریچه زرد صحیح ندانسته و امیدوارم شما روی پیشنهادی که دادم تامل کنید. زود رد نکنید
اگر نظرات زیر مقاله های ایشان مهم است، آنها را در سایت گویا یا فیسبوک میتوان یافت.
البته شما خودتان صاحب اختیار دریچه هستید و حق دارید بگویید نظر شما محترم، اما من (اسماعیل یغمائی) مایلم دریچه همین جور باشد که هست. زنده و پایدار باشید.
با عذرخواهی مجدد م-صمد

Mehrdad Ahangar گفت...



درباره عضویت افراد ترسو، بی هویت، دروغ گو، دزد، بی شرم و سخن گوی جنایتکاران در ایران تریبونال!!!!
پاسخی به جناب مصداقی!

با درود به خوانندگان این متن!

گول نخورید! این یک حقه ی سیاسی ست! نه بابا، در مورد "ایران تریبونال" نمی گویم. درباره ی تیتر این نوشته می گویم. تنها چیز واقعی ی این تیتر، این است که پاسخی است به درافشانی های جناب مصداقی، در پاسخ به نقد من، در مورد نوشته های اخیر ایشان در مورد "رها" و "فراز" و سازمان صاحب مرده مجاهدین و وزارت اطلاعات. (1) این تیتر، به عمد، طوری انتخاب شده است که ایجاد هو، جنجال و هیاهو کند که بر تعداد خوانندگان اش اضافه شود. داستان چیست؟ این هم از داستان:

پیشنهاد می کنم که اگر شما نوشته ی جناب مصداقی و نقد من به آن را نخوانده اید، اول آن را بخوانید و سپس این نوشته را.

بعد از انتشار نوشته ام در برخی از سایت ها، آن را به سایت جناب مصداقی، "پژواک ایران" نیز فرستادم. نیم ساعت بعد، آن را در فیس بوک خود نیز گذاشتم، و همان موقع، آن را به عنوان کامنت، در زیر چند نوشته ی جناب مصداقی که صرفا ربط مستقیم به مساله داشت، گذاشتم. حتی 5 دقیقه نگذشت که ایشان عکس العمل نشان دادند.

احتیاج به علم غیب و یا هوش و فراست زیادی نبود که واکنش و عکس العمل های جناب مصداقی را از قبل پیش بینی کرد. ایشان، معمولا، تنها وقتی وارد یک "درگیری" با یک نفر دیگر، و یا ماجرا، می شوند که یک دوسیه و پرونده ی بزرگی زیر بغل شان داشته باشند، ولی، متاسفانه ایشان هیچ "آتو"یی از من نداشتند و ندارند. و، این امر بالانس روحی ی ایشان را بهم زد و چهره ی واقعی تری از خود را عریان کردند. من نه تنها نگرانی ای از این که دیگران نظرات و نگاه ایشان در مورد خودم را بدانند، ندارم، بل که از آن استقبال هم می کنم. لطفا به عکس العمل ایشان توجه کنید:

"ایرج مصداقی: مهرداد آهنگر در خارج از کشور جرات استفاده از نام و تصویر خودش را ندارد و می کوشد دستان خونین رژیم را پاک کند و جنایت رژیم را منکر شود. آقای آهنگر بی شرمی تا کجا. [؟] شما با من مشکل دارید چرا در مقام سخنگوی جنایتکاران خون بیگناهان را پایمال می کنید؟ داعیه چپ و کمونیست و ... هم دارید. شما فکر کرده اید که "قتل های زنجیره ای" هم ارثیه ی پدری شماست و یا دیگری است. شما در موضوع قتل های زنجیره ای هم با رژیم هم آواز و همراه شده اید و می کوشید آن ها را به 4 قتل پاییز 1377 محدود کنید. در حالی که قربانیان آن بالغ به صدها تن می شوند.

مهرداد آهنگر: نگفتم جناب مصداقی یک مجاهد تمام معنا می باشد؟ اولین عکس العمل ایشان چسباندن من به رژیم و "دستان خونین رژیم را پاک کردن" می باشد.

منیژه حبشی: آقای نقابدار گرامی، از نوشته شما غیر از بوی عفونت ارتجاع غالب و مغلوب نمیتوان حس کرد. حال هرچه بگویید هم بیقین در جهت تقابل با ارتجاع حاکم و ارتجاع فرقه رجوی نیستید. [برای آن دسته از دوستان که ایشان را نمی شناسند، ایشان یکی از زخم خورده های فرقه ی رجوی می باشند و در ایران وکیل حقوقی بودند. خدا به ما رحم کند، اگر وکیل اش این است، دادستان و قاضی اش چی هست؟]

ایرج مصداقی: آقای محترم! شرم هم خوب چیزی است روز روشن جنایت رژیم را منکر شده اید دو قورت و نیم تان هم باقیست؟ مگر سخنگوی رژیم چه کار می کند؟


ادامه دارد

Mehrdad Ahangar گفت...

بخش دوم
======

مهرداد آهنگر: آیا شما جوابی برای سووال های مطرحه از طرف من را دارید یا نه؟

مهرداد آهنگر: اول جواب من را بدهید. "نگران نباش"، وقت برای فحاشی زیاد است!

مهرداد آهنگر: من نوشته ام را به سایت شما هم فرستادم. شما آن را همان جا انتشار بده و اگر جوابی داری بده. شما می توانید من را افشا کنید، نه؟ یا صرف نداره؟

ایرج مصداقی: شما یک فرد بی هویت هستید که با سرقت عکس و تصویر سعید سلطانپور به پاک کردن دستان رژیم مشغولید. جای شما اینجا نیست."

درجه ی خشم ایشان تا حدی بود که بی درنگ مرا بلاک کردند و از صفحه ی خود بیرون انداختند. خدا را شکر که دم دست اش نبودم. هیچی هیچی نه، به هم راه خانم منیژه حبشی، خفه ام می کردند. واقعا اسم بعضی ها بهشان میاد.

و، در همان صفحه ی فیس بوک خود، روز بعد، 13 اکتبر 2016، در غیاب من، رجزخوانی کرده اند که:

ایرج مصداقی: مهرداد آهنگر یکی از مخالفان "ایران تریبونال" و تلاش های صورت گرفته برای دادخواهی نسبت به جنایات صورت گرفته توسط رژیم در دهه ی 60 بود و از هیچ کوششی برای بدنام کردن آن فروگزار [فروگذار] نکرد.

این دروغی بیش نیست و از آن جایی که ایرج مصداقی یکی از سخن گویان رسمی ی "ایران تریبونال" می باشد، "ایران تریبونال" موظف است که در قبال تهمت های این فرد موضع گیری کند. من شکایت رسمی ی خود از جناب ایرج مصداقی را به "ایران تریبونال" نیز خواهم فرستاد. ببینیم و تعریف کنیم.

از شما می پرسم: آیا واقعا احتیاجی به توضیح بیش تری هست؟ فکر نکنم. فقط ذکر چند نکته ی ضروری و یادآوری برای جناب مصداقی و "حامیان" ایشان لازم است.

بیایید، برای یک لحظه هم که شده، فرض بگیریم که "حق" کاملا با جناب مصداقی ست و تمام سووال ها و حرف های من، حتی یک "واو" اش هم درست نیست. رفتار سیاسی ی یک انسان متمدن، که زندانی ی سیاسی ی سابق نیز بوده است، چگونه باید باشد. آیا من، و یا هر فرد دیگری، حق دارد که در مورد نظرات ایشان سووال کند و نظر بدهد یا نه؟ حتی، اگر این نظریه کاملا اشتباه باشد. از این که بالاتر نداریم، داریم؟

جناب مصداقی همیشه از این که حافظه ی خیلی خوبی دارند، از خود تعریف و تمجید می کنند. ولی، بسوزد پدر پیری. از بخت بد جناب مصداقی، ایشان فراموش کرده اند که من، با همین نام "مهرداد آهنگر" و در کنار نام ایشان، جزو فراخوان دهندگان اولیه ی "ایران تریبونال؛ برای رسیدگی به کشتار زندانیان سیاسی در زندان های ایران" بوده ام که بر طبق "اطلاعیه تشکیل کارزار" گفته شده است که "نسخه اولیه اطلاعیه در آبان ١٣٨٨برابر با نوامبر ٢٠٠٩ انتشار یاقت." من بعد از بیش از 4 سال، تصمیم به جدایی گرفتم، و در تاریخ 22 اکتبر 2012، باز با همین نام "مهرداد آهنگر"، از طریق یک "نامه ی سرگشاده،" آن را به اطلاع عموم و همگان رساندم. این نامه هنوز در اینترنت قابل دست رسی می باشد. (2)

بیش از یک سال قبل از اعلام عمومی و همگانی این نهاد، در نشستی که با بابک عماد، به هم راه چند نفر دیگر در لندن داشتیم، من پذیرفتم که با آنان هم کاری کنم. من روحم هم از این ماجرا خبر نداشت و من دنبال هیچ کس نرفتم، این دوستان بودند که تقاضا کردند که با ما صحبت کنند و ایده ی "ایران تریبونال" را برای ما توضیح دهند. از تمام آن جمع هم، فقط من اشتباه کردم و به آن پیوستم.
باری.

ادامه دارد

Mehrdad Ahangar گفت...


بخش سوم:
=======

من، شخصا هیچ به خاطر ندارم که جایی جناب مصداقی گفته باشند که یک عده آدم "ترسو"، "بی هویت"، "دروغ گو"، "دزد"، "بی شرم" و "سخن گوی جنایتکاران" عضو "ایران تریبیونال" هستند. می توانم به شما اطمینان خاطر بدهم که بسیاری از دیگر افرادی که عضو آن بوده اند، درست در موقعیت من قرار دارند.

من از جناب مصداقی می پرسم و ایشان را موظف می دانم که اعلام کنند که چند نفر دیگر، از اعضای "ایران تریبونال" هستند که دارای یکی، و یا بیش از یکی، از این صفات: "ترسو"، "بی هویت"، "دروغ گو"، "دزد"، "بی شرم" و "سخن گوی جنایتکاران" بودند و یا هستند؟ آیا ما باید صبر کنیم که جناب مصداقی با یک نفر دیگر "درگیری" پیدا کند تا ایشان این لیست را "افشا" کنند، یا چی؟

همان طور که خواننده خود به خوبی می بیند و اطلاعیه ایران تریبونال نیز نشان می دهد، من حداقل از سال 2009 عضو "ایران تریبونال" بوده ام، و این مساله نشانگر این امر است که ادعای ایشان در مورد این که من "بی هویت" هستم، کاملا پوچ می باشد.

دیگر ادعای ایشان، "ترسو" بودن من است: آیا جناب مصداقی اخیرا این مساله را کشف کرده اند یا قبلا هم این امر صادق بوده است؟ تا وقتی که با "ایران تریبونال" و جریانی که ایشان، در آن لحظه، به آن تعلق خاطر داشتند، "با هویت" و "شجاع" بودم، ولی از هنگام انتشار نقد نوشته ایشان، "تغییر ماهیت" داده ام؟ حالا، خدا را روزی صدهزار مرتبه شکر که جناب مصداقی از من نپرسیده اند: "بگو چند گرفته ای؟ از کی گرفته ای؟ از کی گرفته ای؟"

جناب مصداقی فکر می کنند که هنوز دوره ی فئودالی ست و ایشان ارباب ده می باشند، و هر کسی که خواست هر گونه فعالیت سیاسی ای بکند، باید اول از ایشان "اجازه" بگیرد، و تنها به شکلی که ایشان "جواز" صادر می کنند، رفتار کند! عزیز من، آن دوره گذشت. می دانم شما به روابط مجاهدین عادت دارید، ولی سطح جامعه با سازمان مجاهدین فرق دارد، که یکی، هر کسی، بتواند به خود اجازه دهد که به دیگران امر و نهی کند که: تو اول باید شناسنامه ات را با 6 قطعه عکس شش در چهار پخش علنی کنی، تا اجازه ی حرف زدن داشته باشی. یکی دل اش می خواهد با اسم مستعار فعالیت کند: نه به تو، و نه به هیچ کس دیگری، ربطی نداره! یکی می خواهد عکس اش را علنی کند یا نکند: نه به تو، و نه به هیچ کس دیگری، ربطی نداره! یکی می خواهد از طریق موسیقی این کار بکند: نه به تو، و نه به هیچ کس دیگری، ربطی نداره! یکی می خواهد از طریق لخت شدن رژیم را افشا کند: نه به تو، و نه به هیچ کس دیگری، ربطی نداره! و هزار مثال دیگر می توان آورد. هیچ کدام: نه به تو، و نه به هیچ کس دیگری، ربطی نداره! بسیار ساده است: تو اگر دوست نداری، نکن! یکی از فرق های اساسی ی یک فرقه ی به اصطلاح سیاسی با یک جنبش سیاسی در همین است.

من اگر می خواستم به سبک شما جواب دهم، که خدا را شکر شما آن را از سازمان مجاهدین در سطح تیم ملی آموخته اید، می بایستی "زود، تند، سریع" می گفتم: تو اصلا خود "حسین شریعت مداری" کیهان هستی یا کارگردان "برنامه ی هویت". تمام تلاش من در این چند روزه این بوده است که خود را تا سطح شما پایین نیاورم! نمی دانم این چه سری است که به غیر از معدودی افراد، تمامی ی بقیه ی مجاهدین، از کوچک و بزرگ: از آن که امروز با آنان است، آن که جدا شده، آن که رفته طرف رژیم، آن که وکیل است [سرکار خانم حبشی]، آن که بقال است [حسین توتونچیان] و جز این ها، فقط بلدند فحاشی کنند!

مطمئن هستم که حوصله ی خواننده سر رفته است، چرا که این ها جزو بدیهیات است. پوزش، چاره نداشتم.

باری!

جناب مصداقی هم چنین فراموش کرده اند که هنگامی که زنده یاد "عباس رحیمی" روزهای پایانی ی زندگی اش را در بیمارستانی در لندن می گذراند، در حمایت از خواست انسانی ایشان، من عکس پروفایل فیس بوک خود را برای چن ماه، حتی بعد از مرگ او، به عکس "عباس" تغییر دادم، و تا آن جایی که در توان داشتم، نوشته های در مورد سرنوشت "عباس" را، بین دوستان و رفقا، پخش کردم، و او را دوست خود دانستم. در مراسم خاک سپاری، برنامه ی همان روز و روز بعد نیز با کمال میل شرکت کردم، و این را وظیفه ی خود تلقی کردم.

Mehrdad Ahangar گفت...

بخش چهار:
========

هیچ به خاطر ندارم، که کسی برای انتخاب عکس "عباس رحیمی" برای پروفایل ام، به من تهمت: "ترسو"، "بی هویت"، "دروغ گو"، "دزد" و "بی شرم" زده باشد. در عین حال، ایشان فراموش کرده اند که در اطلاعیه ای که بعد از مرگ "عباس"، تحت عنوان: "ابراز همدردی با خانواده محمدرحیمی از سوی جمعی از دوستان و آشنایان عباس "، که در سایت "وزین" خودشان، "پژواک ایران"، نیز انتشار یافته است، یکی از امضا کنندگان "مهرداد آهنگر" است. (3)

آیا آن روز هم این ادعای شما صادق بود یا نه: "مهرداد آهنگر در خارج از کشور جرات استفاده از نام و تصویر خودش را ندارد و می کوشد دستان خونین رژیم را پاک کند و جنایت رژیم را منکر شود. آقای آهنگر بی شرمی تا کجا. [؟] شما با من مشکل دارید چرا در مقام سخنگوی جنایتکاران خون بیگناهان را پایمال می کنید؟ "

شما یکی که نمی توانید ادعا کنید که نمی دانستید و خبر نداشتید که این "مهرداد آهنگر" چه جانور خطرناکی است! با نگاهی به فاکت های ارایه شده، هر فرد بی طرفی می تواند به خوبی ببیند که حرف های آقای مصداقی فاقد ارزش است. آقای مصداقی که حداقل از سال 2012، از زمان استعفای من از "ایران تریبونال"، می دانستند که: "مهرداد آهنگر یکی از مخالفان "ایران تریبونال" و تلاش های صورت گرفته برای دادخواهی نسبت به جنایات صورت گرفته توسط رژیم در دهه ی 60 بود و از هیچ کوششی برای بدنام کردن آن فروگزار [فروگذار] نکرد. "

اگر می خواستید "حق" را در مورد "عباس رحیمی" ادا کنید آیا جای اش آن جا نبود و نباید می گفتید، می نوشتید و فریاد می زدید که: عباس احتیاجی به حمایت آدم های "ترسو"، "بی هویت"، "دروغ گو"، "دزد" و "بی شرم" را ندارد؟ و درست همان رفتاری را با من می کردید که با آن زن و شوهری که حتی با دسته ی گل و شیرینی به عیادت "عباس" در بیمارستان آمده بودند کردید، و شما هرچی که لایق شان بود بارشان کردید، تا حدی که کم مانده بود که کار به درگیری فیزیکی هم بکشد؟!

انگار شما تنها "بعضی وقت ها" کوچک نوازی هم می کنید. ولی، به وقت اش. بی خود نیست که شما سیاست مدار هستید و ما "زرشک" هم نیستیم، و در بهترین حالت، یک فرد "بی هویت"!

حالا ، اگر به جناب عالی بر نمی خورد، بزرگی کنید و بگویید که چند نفر دیگر از این افرادی که این اطلاعیه را امضا کرده اند: "ترسو"، "بی هویت"، "دروغ گو"، "دزد"، "بی شرم" و "سخن گوی جنایتکاران" هستند؟

برای افرادی مانند شما، همه ی آدم ها: کوچک و بزرگ؛ زن و مرد؛ سیاسی و غیرسیاسی؛ فقط یک مهره و سرباز پیاده نظام برای تان به حساب می آیند و شما گرداننده، رهبر و تنها بازی کن این صفحه ی شطرنج. همان طور که در نوشته ی قبلی ام به جناب مصداقی به درستی کامل گفته ام: " برای شما نیز، درست مثل مسعود رجوی و فرقه ی صاحب مرده ی مجاهدین، خوبی و بدی افراد، بستگی تام و تمام به نزدیکی و دوری از شخص خودتان را دارد."

من یکی به استعداد شما ایمان دارم: این همه فحاشی و درافشانی در عرض چند خط کار یک نفر و یک شب نیست، همان طور که: این همه خودشیفتگی و "گاف" دادن.

باری.

شما لطف کرده اید و عکس کم و بیش واضح "فراز" را انتشار داده اید. شما یک لطف دیگر هم بکنید: عکس "فراز" را که "شکسته" شده بود را در حالی که با: دو تا پای شکسته از زانو تا بالای زانو؛ دست راست شکسته از بازو تا مچ؛ و تمام دندان های جلوی شکسته را منتشر کنید.

در این صورت، من تمام حرف هایم در مورد "فراز" و "رها" را پس می گیرم و از شما به طور علنی، عمومی و صمیمی معذرت خواهی می کنم.

ناشناس گفت...

آقای مهرداد آهنگر، من مطلبتان را همین الآن خواندم و مایلم نکاتی را به شما گوشزد کنم. شما در مقابل جواب مصداقی به رها واکنش نشان می دهید و می نویسید : آیا واقعا واکنش و راه کارهای جناب مصداقی، در صورت واقعی بودن چنین امری، خیلی جالب و منحصربه فرد نیست؟ انشالله که گربه هست! “فراز هم به زودی آزاد” میشه. “تو هم نگران نباش.” این طور که به نظر می رسد جناب مصداقی هیچ تلاشی برای هیچ کاری برای “فراز” و “رها” نمی کند و کلا در زندگی هیچ وقت نگران نیست(پایان نقل قول).
بسیار خب، شما انتظار داشتید که آقای مصداقی در نروژ برای رها و فراز که در ایران تحت فشار و تعقیب وزارت اطلاعات قرار گرفته اند استراتژی و تاکتیک تدوین کند؟!؟ مثلا مصداقی به جای "نگران نباش" چه می توانست بگوید؟ آیا باید سوار جت شخصی و البته نامرئی اش می شد و به ایران می رفت و آنها را نجات می داد؟ خود شما بودید چکار می کردید؟ چه می گفتید؟ مثلا همین الآن برادرتان و یا یکی از آشنایانتان با شما چت کند و بگوید: من در سلول اطلاعات هستم و همین الآن هم شکنجه شده ام. موبایلم را با ترفند خاصی وقتی که مرا به اینجا آوردند با خودم آوردم و اینجا هم به اینترنت وصل شدم. الآن هم دوباره صدای پای بازجو می آید و...
آقای مهرداد آهنگر، شما در جوابش چه می گفتید؟ می گفتید : صبر کن تا لباس بپوشم و بروم پدر سازمان ملل را در بیاورم که برای تو کاری نمی کنند؟ و یا سریعا در عرض یکی دو ساعت یک کمپین اینترنتی برای نجاتش راه می انداختید؟ نه دوست عزیز، شما هم می گفتید: نگران نباش. جنایتکاران به سزای عملشان می رسند. چرا این را می گفتید، الان عرض می کنم:
اولا نمی دانستید که قضیه تا چه حد واقعی ست. باید اول اطلاعاتی از منابع دیگر به دست می آوردید. مثلا با آشنای دیگری که او را می شناسد تماس برقرار کنید و در مورد او بپرسید و اینکه اصولا کجاست، آخرین باری که او را دیدی کی بود و...
دوما می دانید که خود آن طرف هم که با تو تماس گرفته از تو انتظار معجزه ندارد. ایرج مصداقی کی ادعای رهبری کرده بود که شما انتظار دارید در آن وضعیت برای رها و فراز استراتژی بنویسد؟ او در برابر یک عمل انجام شده قرار گرفته است. کپمین را او به راه نینداخته است، از او هم اجازه نگرفته اند،...ادامه دارد
فیروز

ناشناس گفت...

عده ای در ایران یک کمپین به راه انداخته و آقای مصداقی را هم که هدفش و فکر و ذکرش در افتادن با رژیم و افشای جنایت هایش بوده، درگیر کرده اند. شما می گویید: چرا این جواب؟! یعنی بدتر از این هم می شد به کسی جواب داد که در این موقعیت خطرناک قرار گرفته است؟! نکنه به این خاطر است که خود جناب مصداقی نیز به آن ها، “فراز” و “رها”، شک دارد؛ یا این که خودش هم می داند که این حرف ها زیاد جدی نیست و؛ یا این آخر و نهایت استعداد “هدایت” و رهبری کردن جناب مصداقی می باشد و بیش از این چیزی در چنته ندارد؟! و یا شاید، درست مثل مسعود رجوی و سازمان مجاهدین، مرده و زندانی ی “فراز” و “رها” برایش بیش تر ارزش دارد تا زنده و آزاد آنان.(پایان نقل قول)
فرض کنید اینطور است و مصداقی در آن زمان به فراز و رها شک داشته است. خب این چه چیزی را ثابت می کند؟ یعنی نباید شک می داشت؟ آیا اگر همان مثال کسی که در ایران با تو چت می کند را مجسم کنیم، تو هم درصدی برای شک و تردید اختصاص نمی دادی؟ گفته ای: یا این که خودش هم می داند که این حرف ها زیاد جدی نیست."" بسیار خب، باز هم فرض کنیم که حرف شما درست است و ایرج مصداقی هم قضیه را زیاد جدی نگرفته است. باز چه چیزی را ثابت می کند؟ دوست عزیز آقای آهنگر، عده ای در ایران یک کمپین می زنند و با آقای مصداقی هم تماس می گیرند و مدعی این رویداد ها می شوند. اگر ایرج مصداقی شکی هم به آنها داشته باشد، مقصر است؟ او در راستای افشای جنایتهای رژیم از این فرصت استفاده می کند و همانطور که درصدی را برای شک اختصاص می دهد، درصدی را هم به این اختصاد می دهد که موضوع واقعی است و از آن برای زیر فشار بردن رژیم استفاده می کند.
نوشته ای : یا این آخر و نهایت استعداد “هدایت” و رهبری کردن جناب مصداقی می باشد و بیش از این چیزی در چنته ندارد؟!""
مصداقی کی و کجا مدعی استعداد رهبری شده است؟ شما اول چیزی را فرض می گیرید، بعد آنرا واقعی می کنید و بعد بر اساس آن فتوا صادر می کنید. این کار شما به هیچ وجه درست نیست.
نوشته اید: در صورت واقعی بودن، آیا این سناریو یک کمی عجیب نیست؟ چند نفر دیگر را می شناسید و یا شینده اید که دستگیر شده باشند و بعد در حین شکنجه توسط تنها یک بازجو دو تا پایش از زانو تا بالای زانو را شکسته باشند، دست راست را از بازو تا مچ شکسته باشند، تمام دندان های جلو او را شکسته باشند، به او یک بطری فرو کرده باشند، چشم چپ اش در اثر ضربات وارده نابینا شده باشد؛ و بعد با خواهرش تماس بگیرند و بگویند برادرت آزاد است، بیا ببرش..>(پایان نقل قول)
بسیار خب، شما از آقای مصداقی انتظار دارید که نه تنها عکس العمل خودش در برابر رویداد ها درست باشد، بلکه کلا رویدادها را هم خودش درست کند!! دوست عزیز،یک حادثه ای اتفاق افتاده است. داده ها، اطلاعات و آنچه در عالم واقعیت وجود دارد، نشان دهندەی این است که این حوادث دارد اتفاق می افتد. علاوه بر همەی اینها، سابقەی رژیم و جنایتهایش هم به عقل سلیم اجازه می دهد که رویدادها را ممکن و محتمل فرض کند. این کجایش تقصیر مصداقی است؟ مثلا اگر همان فرد فرضی در سلول اطلاعات به شما بگوید: یک چشمم را کور کرده اند، به او می گویی:صبر کن تا به عقل سلیمم رجوع کنم، آها، نه! این با عقل سلیم جور در نمی آید و تو چشمت کور نشده است؟!؟! یا با توجه به سابقه ای که از رژیم می شناسی، با توجه به ذهنیت هایی که در مورد اعمال رژیم داری، این حادثه را ممکن و محتمل می دانی؟...ادامه دارد
فیروز

ناشناس گفت...

شما چت رها با ایرج مصداقی را که در آن رها می گوید سیدی شکنجه گر ساعت دو بعد از نیمه شب به زور به خانەی او آمده و قصد تعرض به او را داشته آورده اید و سپس اضافه کرده اید:
برای من یکی که این سناریو قابل هضم نیست. بازجوی اطلاعات با زور آمده خانه، کتک زده، تهدید کرده، با “شیطنت” حرف زده، خودش را روی مبل ارضا کرده، بعدش گرفته تخت خوابیده تا صبح، بعدش بلند شده، غسل کرده، دست خط گذاشته، رفته. این دست خط که “سیدی” برای گذاشتن آن به خانه ی “رها” رفته است معلوم نیست چیست. در کنار آن، برای من باورش سخت است که کسی که مورد این چنین رفتار وحشیانه ای قرار گرفته است این گونه آن را توصیف کند: “بعد با شیطنت گفت … بله … گفت بهم بگو دوستت دارم … چشماش یه جوری بود”.(پایان نقل قول)
آقای آهنگر، به نظر می رسد که شما خود آقای مصداقی را نویسندەی این سناریو می دانید و بعد ایراد می گیرید که چرا خوب نوشته نشده است؟!؟ مشکل اینجاست که شما این وقایع را با حس و حال کسی که روی مبل لم داده و دارد رمان می خواند، نگاه می کنید و به همین خاطر است که از نویسندەی رمان ایراد می گیرید و می گویید که اینجای رمان را خوب ننوشته و حس باور پذیری ندارد!! دوست عزیز، مصداقی خودش ناظر و شاهد چنین ماجرایی بوده و از بیرون قضایا را دیده، نه نویسندەی سناریو. فرض کنید کسی با شما تماس بگیرد و هراسان و ترسناک ادعا کند که خانه اش آتش گرفته است. آیا شما شروع به ایراد گرفتن از نحوەی حرف زدنش می کنید؟ ایراد دستور زبانی از او می گیرید؟ می گویید چرا ادب را رعایت نکرد و به من نگفت" شما"؟!
نوشته اید: بر فرض صحت کامل سناریو، سووال جناب مصداقی، هنگامی که غیرتی شده اند، برای من جالب است: “دست که بهت نزد؟(پایان نقل قول)
این سوال چرا باید برایت جالب باشد؟ من جوابش را می دانم: چون روی مبل لم داده و دارید رمان می خوانید. ببخشید که این رمان حوصلەی شما را سر برده و عکس العمل یکی از شخصیت های رمان که در برابر دختری که می گوید قصد تجاوز به او داشته اند را نمی پسندید. در آن موقع آقای مصداقی حواسش نبود که جواب فوق رئالیستی بدهد تا شما از خواندن رمان بیشتر لذت ببرید. شما به چشم یک منتقد ادبی به ماجرا می نگرید و البته حق دارید که چنین ایرادهایی بگیرید. اگر مصداقی می دانست که روزی شما برای وقت گذراندن و تفریح کردن به سراغ این ماجرا می روید، حتما فکر می کرد و جواب های بهتری می داد. دوست عزیز، وقتی انسان ها در وضعیت های بحرانی قرار می گیرند، هر عکس العملی از آنها می تواند بروز کند. بنابراین حرفهای رها که گفته "چشماش یه جوری بود"> اصلا عجیب و غریب نیست. فقط و فقط برای کسی عجیب و غریب است که فکر می کند دارد رمان می خواند و انتظار دارد که نویسندەی رمان ذره ذرەی وقایع را در جای خودش قرار دهد.نوشته اید: حالا مثلا اگر جواب “رها” به پرسش اولی مثبت بود شما جز “نگران نباش” چیز دیگری برای گفتن به او داشتید؟
نه، مصداقی احتمالا باز هم می گفت: نگران نباش! خب این بیانگر چه چیزی است؟ یعنی سر زدن یک عکس العمل طبیعی و خود به خودی و احساسی از یک انسان و گفتن این جمله که " دست که بهت نزد" اینقدر فهمش مشکل است؟!....ادامه دارد
فیروز


















ناشناس گفت...

شما از مصداقی ایراد گرفته اید که چرا قبلا سازمان را تایید کرده و حالا از آنها ایراد می گیرد. اولا انسانها با بالا رفتن تجربه ها و با گذشت روزگار افکار و عقایدشان تغییر می کند و این اصلا چیز بدی نیست. دوما اینطور که شما تمام کارنامەی سازمان را از روز تاسیس تا همین حالا زیر سوال برده اید درست نیست. سازمان در مقاطعی ، مثلا در فاز سیاسی، با همەی ایرادهایی که می شود به او گرفت، مواضع درستی داشت. مثلا بها دادن به تضاد ارتجاع در برابر لیبرال موضع درستی بود.
به هر حال شما با یک دید یکجانبه و تقریبا متعصبانه به موضوع رها و فراز نگاه کرده و به این نتایج رسیده اید. من هم دیگر حوصله ندارم بیشتر از این بنویسیم. آقای ایرج مصداقی انسان شریفی است که سالها با رژیم مبارزه کرده و در حد خودش انسان صادقی بوده. کسی نگفته که او معصوم است و خطا نمی کند. خودش هم چنین ادعایی نکرده است. ادعای رهبری هم نداشته است. این که دیگران به او نسبت هایی می دهند، مقصر او نیست. پیروز باشید
فیروز

esmail گفت...

آقای مهرداد اهنگر
من دیگر کامنتهای سرکار را که میخواهد بخش نظرات را به میدان جدال با افراد مورد انتقاد خود تبدیل کند منتشر نمی کنم
شاید بگوئید سانسور است
بگوئید ولی این بار آخر بود
محل دعوای شما با اقای مصداقی اینجا نیست این بار منتشر شد تا خوانندگان بدانند صفحه نظرات با چه مشکلی روبروست
شما میتوانید نظرات خود را سر جمع کرده یکجا برای سایتهای مورد قبول خود بفرستید
ممنون

م.ح فرانسه گفت...

لطفا ستون نظرها را محل جنگ و دعوا نکنید تا کی ما نمی خواهیم بدانیم که نظر باید در رابطه با موضوع باشد و نه افراد و کینه کشی ها واقعا این خیلی دردناک است

مش باقر گفت...

آقا مهرداد این ایرج مصداقی گیرم اشتباه کرده تا حالا نمرش بیست بود شده نوزده جونم این همه جلیز و ولیز نداره دهساله اون افتابه داران واربابش میخوان اونو قصابش کنن کجا رسیدن ؟از سر خودشون رسیدن دمبشون

جواد گفت...

جواب آقا یا خانم فیروز بسیار منطقی بود.
بنظر میرسد آقای آهنگر بیشتر دعوایش با مجاهدین از گذشته و تا بحال و با هر آنکسی است که روزی دست در دست مجاهدین داشته است.
افسوس که برحال چپ و کمونیستهای ایرانی که نطفه اشان با کودتای حیدرعمواغلی و سپس حزب توده در این میهن گذاشته شد باید گریست.
دریغ از ذره ای صداقت. دریغ از ذره ای حس وطن دوستی.

ناشناس گفت...

جناب آقای مجید نوشته‌‌اند:‌

«آیا وقتی این دو جوان در دام اطلاعاتی ها افتادند شما نمی توانستید یک افشا گری در اینباره بکنید و یک بسیج برای نجات جان ایندو راه بیندازید؟ مگر آتنا و بسیاری دیگر را را چیزی بجز همین اعتراض های همگانی از چمگال اطلاعاتی نجات داد؟ »

به آقای مجید می‌گویم بسیار خوب این گوی این میدان؛ شما که توانستید جان آتنا و بسیاری دیگر را نجات دهید بفرمایید حالا که در مورد چگونگی قتل این دو نفر با اسناد و مدارک کافی نوشته‌ام دادخواهی کنید. این گوی این میدان ببینم شما و امثال شما چه قدمی در این مورد بر می‌دارید. آقای مجید امیدوارم ضعف‌های مرا به دیده اغماض نگریسته عفو کنند و آستین بالا بزنند تا ببینیم ایشان و دیگرانی که از آن‌ها می‌گویند چه اقدام عملی می‌کنند.

آقای مجید در ادامه نوشته است:‌
«جناب مصداقی شما روز تا شب نشسته اید در این جا و آنجا ساعتها اوضاع ایران و اینجا و آنجا را تحلیل می کنید آیا نمی توانستید برای نجات جان این دو جوان هم یک ساعت به بسیج و افشاگری بپردازید؟»

حالا که به جای یک ساعت بسیج و افشاگری ده‌ها صفحه نوشته‌ام. اگر از رو بخوانید بیش از یک ساعت طول می‌کشد. این گوی و این میدان ببینم شما و دیگر مدعیان چه می‌کنید و چگونه از این موضوع در جهت محکومیت فقط لفظی این رژیم استفاده می‌کنید. فکر می‌کنم این کار ساده تر از بازداشتن جانیان از قتل این دو نفر باشد و کم هزینه‌تر.

آقای مجید فرموده‌اند:‌
«آقای مصداقی شما دست به خاطره نویسی تان خوب است و امروز هم درباره ایندو جوان خوب شرح خاطرات کرده اید اما یک سال پیش قلمتان گویا از کار افتاده بود و زبانتان بند آمده بود که تنها به شعار دادن و "نگران نباش عزیزم" بسنده کردید!»

البته که من لازم نمی‌بینم بگویم در مورد آن‌ها چه کرده‌ام و چه می‌کنم. این دفعه وقتی کسی را دستگیر کردند و به زندان بردند دستور قیام مسلحانه بر علیه جانیان می‌دهم که «خاطره نویسی» نباشد.

آقای مجید مدعی شده‌اند:‌
«جناب مصداقی کاش بجای اینکه بنشینید و بخودتان فکر کنید و از موضع فروتنی نصیحت کنید که از من بت نسازید و ... نسبت به شرایط خطرناکی که آن جوان بخاطر شما خود را در آن قرار داده بودند احساس مسئولیت می کردید و اگر نمی توانستید در ایران برایشان امکان فرار و نجاتی فراهم کنید حد اقل در خارج فعالیتی می کردید.»

البته که ضروری نمی‌دانم توضیح بیشتری دهم چرا که برخلاف آقای مجید و مهرداد آهنگر و ... که خود را عقل کل می‌دانند نیک می‌دانم که صفحه‌ی نظرات دریچه زرد جای آن نیست که توضیح دهم چه کردم و می‌کنم. این آقایان چون در جای گرم و نرم به کار خود مشغول هستند نمی‌دانند که مخاطرات راه چیست و کجاست. اگر از دور دستی بر آتش داشتند هم این گونه اظهار فضل نمی‌کردند. اما اگر آقای مجید تشریف آوردند به سوئد آنوقت به ایشان توضیح خواهم داد، چنانچه شرمنده شدند به اطلاع دیگران هم برسانند.

ناشناس گفت...

اسماعیل عزیز پاسخ به مجید را من دادم. اسمم را زیرش را بنویس. یادم رفت.

ایرج مصداقی

ناشناس گفت...

سلام چناب یغمایی
بنده نمی فهمم چرا شما می خواهید با حمایت یکجانبه از جناب مصداقی دهان آقای آهنگر را در کامنت نویسی هم ببندید؟
پاسخ آقای آهنگر به افسانه رها و فراز جناب مصداقی بسیار مستدل و منطقی بود که البته شما به بهانه اینکه اسمش مستعار است از انتشارش خودداری کردید در حالیکه سوالاتش سوال بسیاری خوانندگان افسانه جناب مصداقی هم بود. بعد جناب مصداقی بجای پاسخ منطقی به سولات او ( بنده را اصلا قاطی آدم حساب نکرد که جوابم را بدهد ) به او در سه خط چندین تهمت و صفت نامناسب نثار کرده است. حالا هم که جناب آهنگر باز با منطق جواب می دهد شما به عنوانماینده صلیب سرخ جهانی یا هالا احمر با آمبولانس به نجات مجروحان گویا آمده اید و ضمن اعلام آتش اجباری مهرداد آهنگر را از دریچه بیرون می رانید. خوب چرا پیش از او جناب مصداقی را بیرون نمی کنید؟
جناب یغمایی مگر چند کامنت بالاتر ننوشتید که مهرداد آهنگر می تواند با اسم مستعارش در دریچه فقط کامنت بنویسد؟ حالا چرا حق کامنت نوشتن را را هم از او می گیرید؟ مگر جز دفاع از خودش چه گناه دیگری مرتکب شده که اجازه کامنت نوشتن هم ندارد؟
حالا بیایید اصلا فرض کنیم که جنای مصداقی و و جناب آهنگر تا حد صد تا کامنت با هم درگیر بشوند خوب چه می شود؟ دنیا بهم می ریزد؟ آخر زمان می شود؟ نه راستی جناب یغمایی در دنیایی که هر روز هزاران تن بمب بر سر مردم حلب ریخته می شود ده تا کامنت مهرداد آنهگر چه چیزیاز دنیا را بهم می زند؟ آخر آخرش این است که خوانندگان بعد از خواندن کامنت های دقیق جناب مصداقی و جوابهای پر از ابهام جناب آهنگر متوجه شوند که آهنگر دارد دستهای خون آلود رژیم را می پوشاند یا مثلا زبانم لال بر عکس! خوب در هر صورت خونی ریخته نمی شود! جنایتی کسی مرتکب نشده! پس چرا سانسور؟
شما اجازه بدهید که خواننده گان از جناب مصداقی بپرسند جناب شما که اینهمه وقت از نزدیک و از ابتدا تا انتها در جریان این جنایت رژیم که قتا فراتز و رها ست بوده اید چرا اینهمه وقت ساکت بودی و سکوت کرده بودی و در بدترین دقایق شام مرگ زای فقط به "نگران نباش" بسنده کردی؟ آخر چطور کسی که در اهواز یک دست و دو پایش را رژیم شکسته دندانهایش را شکسته و سکته هم کرده یکمرتبه پا می شود می رود تهران میدان فوزیه نان بخرد که سرش هم به مینی بوس بخورد و بمیرد؟ اصلا چنین سناریویی قابل قبول ذهن کنجکاو هست؟ بعد هم خواهرش که تنها کسش را در این دنیا از دست داده و کور هم شده راست راست می آید با خونسردی تمام در فیس بوک به جناب مصداقی گزارش می دهد که فراز هم رفت و سه روز پیش خاکش کردیم !! و حالا دیگر تنهای تنها شدم ! ضمنا برای اینکه داستان کش پیدا نکند فراموش نمی کند که بگوید راننده یک مفلوک تریاکی بود که من هم بهش فورا رضایت دادم ( یعنی اینکه پرونده مختومه اعلام می شود و جای هیچگونه پیگری نیست). والله بنده سگ همسایه خواهر زنم هم که مرد تا چهل روز مات و مبهوت بودم و توان گزارش نویسی نداشتم!
بهر حال جناب یغمایی وقتی شما خربزه میل می کنید و مطلب جناب مصداقی را منتشر می کنید باید پای لرز سولات کامنت نویسان هم تا به آخر بنشینید.
سلامت باشید
مجید

Mehrdad Ahangar گفت...


اسماعیل جان، نوشته ای که شما انتشار دادید، ناتمام است. بخش 5 آن را نیز برای شما فرستاده بودم که نمی دانم چرا نیامده است.
تصمیم گیری مطلقن مربوط به خودتان است: اگر دوست داشتید، بگذارید؛ نداشتید، نگذارید.

=========
بخش 5 - آخر
=========

با داشتن خواهری مثل "رها"، که لیسانس عکاسی داشته است، امیدوارم نگویید که عکسی موجود نیست، و حتی به فکر کسی نرسید که عکسی بگیرد. این را دیگر کودکان نیز می دانند که اگر وزارت اطلاعات، به هر علتی، عمدن یا سهون، کسی راشکنجه کند و سپس او را آزاد کند، اولین کاری که این شخص می کند، گرفتن عکس از جراحات وارده است. آیا حتی یک نفر از "کمپین ... حامیان ایرج مصداقی" به فکرش نرسید که عکسی از "فراز"، که تا سر حد مرگ شکنجه شده بود، بگیرد. و، در صورت این کار، آیا نباید آن را به شما فرستاده باشند؟! و، آیا نباید شما چنین مدرک مهمی علیه رژیم را تا به حال "رو" می کردید؟

چه خوب پشت یک وانت نوشته بود: "وقتی ارزش ها عوض می شوند، عوضی ها با ارزش می شوند!"

از ته دل و صمیمانه برای تان آرزوی سلامتی ی روحی می کنم.

مهرداد آهنگر
لندن – 15 اکتبر 2016
Mehrdad.ahangar@gmail.com
---------------------------------
(1)- نوشته های جناب مصداقی در مورد "رها"، "فراز"، مجاهدین و وزارت اطلاعات در لینک های زیر می باشند:
http://pezhvakeiran.com/maghaleh-81624.html
http://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-81758.html
و نقد من را می توانید در اینترنت، صفحه ی فیس بوک من و یا در آدرس زیر پیدا کنید:
http://news.gooya.com/politics/archives/2016/10/218717.php
(2)- اگر کسی علاقه مند باشد که دلایل من برای استعفا از "ایران تریبونال" را بداند، می تواند به آدرس زیر مراجعه کند:
http://brwska.net/farsi/articles/item/2375-nama-sargoshadeh-az-mhdad-ahangar-b-meswolan-karzar-bainalmlali-berai-residagi-b-koshtar-zndanian-siasi.html
(3)- آدرس اطلاعیه ابراز هم دردی با "عباس رحیمی": http://www.pezhvakeiran.com/printm-75460.html

esmail گفت...

جناب مجید
من نوشتم نظر نه اینکه مقاله ای را به بخش نظرات منتقل کنندمصداقی انسان کبیری است و نیاز به وکیل مدافع و قیم ندارد و خوذد از خوب و بدش دفاع میکند و خود میتواند پاسخگوی خود باشد اما مشکل خیلی از افراد مشکل بر سر این مقاله یا ان مقاله نیست عزیز مشکل بر سر تمامیت مصداقی است و اینجا صفوف علیرغم رنگارنگی یکدست میشود
امیدوارم این قابل فهم باشد
با تشکر

ناشناس گفت...

جناب یغما
اتفاقا مشکل خود شما را در دفاع کامل از شخص مصداقی میتوان خلاصه کرد و نه در کامنت های نوشته شده در رابطه با مقاله ایشان.
من با استفاده از ضرب المثل دزد ناشی کامنتی گذاشتم که چون به مذاق شما خوش نیامد آنرا سانسور کردید. بعد کامنت دیگری نوشتم که باز هم مورد سانسور شما واقع شد. هر دو کامنت را دوباره بازنویسی میکنم.

کامنت اول
میگن شخصی‌ که به شغل پر شرافت دزدی مشغول بود شبی‌ از تاریکی‌ استفاده کرده و با شکستن پنجره خانه‌ای وارد خانه شد،اما خانه را خالی‌ یافت. همسایگان که از صدای شکستن شیشه بیدار شده بودند آی دزد آی دزد به راه انداختند و دزد ناشی‌ ‌یک پا نه صد پا قرض کرده و با دست خالی‌ فرار را بر قرار ترجیح داد.
حالا حکایت همونه. اگه ساده نگاه کنیم و به کسی‌ انگ نزنیم، یکی‌ که خودش در دام وزارت اطلاعات افتاده و از طرفی‌ هم به کاهدان زده می‌خواد با صد من سیریش مسئله را به طرف دیگه بچرخونه و یا به عبارتی صورتش را با سیلی‌ سرخ کنه.

کامنت دوم
جناب چی‌ شد که نظر من گرفتار تیغ سانسور دریچه قرار گرفت. آیا توهین یا دشنامی در آن بود؟
من فکر می‌کردم که شما خواهان روشن شدن قضایا هستید اما گویا توضیح من به صلاح شما و نویسنده این مطالب نبود.
مشکل شما جناب یغما در چیست؟ الان خود شاهد هستید که نویسنده این مطالب هم به ریپ زدن و به دنبال رفع و رجوع این مطالب افتاده.



مناقشه

ناشناس گفت...

اسمال اقا سلام!!!
به نظرم تو اشتباه میکنی که خزعبلات مهراد اهنگر را چاپ نمیکنی، چون تهش که نگاه میکنی در راستای همان عاقبت به خیریی است که تو به ان گرفتار شدی!!
حالا اگه باچنتایی نیشگون هم به مصداقی «کبیر»!!!(این یکی دیگه واقعا نوبره)گیر داده زیر سیبیلی ردش کن،کی به کیه؟
اسمال اقا!!
بیخود نیست که گفته اند زمین که سفت میشود گاوها به هم شاخ میزنند
زنده باد ارتش ازادی بخش ملی ایران

شیربرنج

ناشناس گفت...

سلام جناب یغمایی

ممنون از جوابتان. والله خیلی سعی کردم تا توضیح شما درباره تمامیت جناب مصداقی برایم قابل فهم شود ولی متاسفانه نشد که نشد! سادگی بنده را ببخشید اگر می پرسم چرا شما فکر می کنید که خیلی از افرادی که مطالب آقای مصداقی را نقد می کند سوال می کند و ابهام دارند الزاما با تمامیت جناب "مصداقی کبیر" مشکل دارند؟ در دنیایی که امروز انبیا و سمبلهای انقلابی مانند لنین و مارکس که همه هم ظاهرا انسانهای کبیری بوده اند را دارند زیر سوال می برند چرا خیلی از افراد اجازه ندارند که در حرفهای جناب مصداقی اما و اگر کنند؟ جناب یغمایی شما خود تا در چند روز یکرقم تا اینجا پنج شماره اول تا آخر حسین بن علی را زیر سوال برده اید بعد جناب مصداقی را آنقدر کبیر می کنید که اجازه نقد نوشته هایش را به خیلی از افراد نمی دهید! این است که که می نویسم برایم قابل نیست.

سلامت باشید

مجید

ناشناس گفت...

اسماعیل عزیز من پاسخ «مجید» را آگاهانه پس از ۴ روز دادم. او بلافاصله در روز تعطیل اروپا واکنش نشان داد. این نشان می دهد که او یکی از مأموران ستاد خبری وزارت اطلاعات است که ۲۴ ساعته موضوعات را رصد می‌کنند. لااقل من در زمینه از حضرات مدعی در این‌جا تجربه‌ام بیشتر است.
نکته‌ی جالب توجه آن که به دفاع از مهرداد آهنگر نیز برآمده است. نحوه‌ی کار آن‌ها با بیکاران بیت رهبری مغلوب یکسان است. تصور بکنید جناب مجید که هیچ‌کجا اثری از آثار ایشان نمی‌بینید این‌چنین مجدانه و ۲۴ ساعته بخش نظرات دریچه زرد را رصد میکند و بلافاصله پس از اظهار نظر من واکنش نشان می‌دهد. البته این از سادگی طرف هم هست که فکر می‌کند خیلی پیچیده است .

ایرج مصداقی

ناشناس گفت...

این هم پاسخ ایران تریبوبنال به مهرداد آهنگر . فکر می‌کنم بدنامی به دشمنان ایران تریبونال مانده است و نه ایران تریبونال

آقای مهرداد آهنگر گرامی



نام شما را طبق خواسته خود شما از لیست حذف کردیم. ما متاسفیم که شما با سابقه سیاسی تان مغبون فضاسازی سراسر جعل و دروغ و توطئه گرانه ای شدید که حتی یک کلمه واقعیت در آنها نیست. چرا ما باید به فضای آلوده و سرشار از توطئه جواب دهیم. اگر کسی مخالف این حرکت بود و با هدف سازندگی و نیت درست انتقاد می کرد کارزار ایران تریبونال قطعا وظیفیه خود می دانست به انتقادات جواب دهد. پایه و اساس این اتهامات کدام سند مالی و وابستگی کارزار است که شما را نیز" به فکر بیش تر واداشت"؟ شما چه جوابی به وجدان خود خواهید داد وقتی که گزارش کار و مالی کارزار منتشر شود. مگر شما این همه سال منابع مالی کارزار را که کمک های مالی مردمی هستند در سایت کارزار ندیده اید؟ مگر شما روی وبسایت کارزار ندیده اید که نوشته شده است" کارزار از دولت ها و موسسات وابسته به انها کمک مالی دریافت نمی کند." شما که انگلیسی می دانید، چرا به وب سایت انگلیسی کارزار نرفته اید و نوشته ای را که در توضیح کارزار نوشته شده است را بخوانید؟. کدام وابستگی سیاسی؟ می شود یک سند برای ان رو کنید؟ شاید فرصت نکرده باشید به مصاحبه ها و سخنرانی های سخنگویان و فعالان کارزار گوش کنید اما بد نیست به لینک زیر مراجعه و واقعیت ها را از زبان سه تن از سخنگویان کارزار بشنوید. کسانی که اتهام می زنند باید بتوانند اتهامات شان را ثابت کنند. شیوه کار دقیقا مانند جمهوری اسلامی است. اول محکوم می کنند بعد هم برایش سندسازی می کنند بدون آنکه سندی وجود داشته باشد.



http://www.irantribunal.com/farsi.html


ناشناس گفت...

جناب مصداقی
ممنون از اینکه به کامنتم جواب دادید. البتهاحساس می کنم که شما در همه موارد از دادن جواب صریح به سوال صریح طفره می روید. دلیلش را نمی دانم شاید مصلحتی در کار است که بنده از آن بی خبرم. بهر جهت اگر درست فهمیده باشم شما در کامنتتان در لفافه دارید به بنده اقا می کنید که در بدترین دقایق آن شام مرگ زای شما فقط به "نگران نباش" و رژیم رفتنی است و .. بسنده نکرده اید و برای نجات جان آن دو نفر افشاگری و فعالیت های بین المملی بسیاری در سوئد ( و شاید جاهای دیگر هم ) انجام داده اید که بنده از آن بی خبرم . به عبارت دیگر شما بطور ضمنی! به بنده می فرمایید که آن "نگران نباشید" ها فقط بخش محسوس و آشکار آیسبرگ فعالیتهای شما برای نجات جان آندو در آن ایام بوده است. قبول
سوالی که اینجا در ذهنم می آید این است که چرا فعالیتهای خود برای نجات جان آندو که خوب بهر حال خیلی مهم است و باید حتما خوانندگان از آن مطلع شوند تا مثل بنده جای اما و اگر برایشان باقی نماند را در لفافه می فرمایید؟ آیا شکسته نفسی شما سبب شده که صریحا در باره فعالیتهایتان برای نجات آندو جرف نمی زنید؟ یا اینکه مصلحتی دیگر در کار است ؟ مورد امنیتی است؟ دیگر اینکه بنده بعد از فرمایشات شما در کامنت بالا خیلی در گوگل جستجو کردم تا اثری از اعتراض و افشاگری و فعالیتهای شما در آنروزها درباره این جنایت ها بیابم تا همینجا و بی نیاز از آمدن تا سوئد شرمسار و سر افکنده شوم. متاسفانه هیچ چیزی بجز مطلب اخیر شما در گوگل در اینباره بدست نیاوردم لذا خواهش می کنم برای شرمساری ام خود شما همین امروز کاری نکنید و لینک افشاگری های سال گذشته تان را برایم بفرستید و گرنه شرمساری ام هزینه یک بلیط رفت و بر گشت تا سوئد را در این دنیای گرانی روی دستم خواهد گذاشت.

موفق باشید

مجید

ناشناس گفت...

اگر ملاحظه کنید جناب مجید در کامنت قبلی همه زوری که می‌زد این بود که چرا من به موقع اقدام نکرده‌ام و افشاگری و روشنگری نکرده‌ام تا بلکه جان این خواهر و برادر را نجات دهم. حالا مدعی است طرف اساساً نه شکنجه شده است و نه کشته شده است. چنانچه می‌بینید منطق این کامنت او با کامنت قبلی ۱۸۰ درجه عکس یکدیگر است.

به قضیه سگ همسایه خواهر زن مجید هم توجه کنید که چهل روز به خاطرش عزادار بوده!

«والله بنده سگ همسایه خواهر زنم هم که مرد تا چهل روز مات و مبهوت بودم و توان گزارش نویسی نداشتم! »


ایرج مصداقی

ناشناس گفت...

جناب مصداقی
بنده تعجب می کنم که شما چرا بجای جواب دادن به سوالهایی که در ذهنم بعنوان خواننده مطالبتان شکل گرفته سعی می کنید با مامور اطلاعات رژیم جلوه دانم از پاسخ رفتن طفره بروید.
عزیز جان خوب آیا بهتر نیست رک و راست مثلا بفرمایید که جواب ندارید یا اینکه جواب دارید ولی نمی خواهید فعلا آنرا بیان کنید؟ این برای فضای نظرات دریچه و برای هر دوی ما بهتر نیست؟ آخر دیگر تهمت اطلاعاتی به خواننده زدن چه معنی دارد؟ بنده ساکن غرب هستم و نه ایران و اینکه روز یکشنبه کامنت می نویسم به این دلیل ساده است که روز یکشنبه همه جا تعطیل است و بنده هم که خانه نشینم و رفت و آمد کمتری در این روز دارم وقت خواندن و جواب دادن و سوال کردنم بیشتر است! جناب مصداقی جدا شما حالتان خوب است؟ آیا فقط به این دلیل ساده که بنده جرات کنم در روز یکشنبه از شما سوال کنم اطلاعاتی می شوم؟ واقعا که عجب دلیل محکمه پسند شگفتی دارید شما! من روز تعطیل کامنت می نویسم پس این نشان می دهد که من بیست و چهار ساعته دارم کامنت های دریچه را چک می کنم پس بنده اطلاعاتی ام!!!باور بفرمایید که این حرف را هر کجا بیان کنید به عقلتان شک می کنند! حالا بنده نادیده می گیرم ولی جدا برایم نگران کننده است! یعنی هر کس چهار سوال از شما پرسید فورا اطلاعاتی می شود؟ این جواب خواننده ای است که از شما ابهاماتش را می پرسد؟
دست مریزاد جناب مصداقی ! خواهش می کنم عجالتا لطف بفرمایید جواب سوالهای بنده را بدهید قضاوت درباره اطلاعاتی بودن یا نبودنم را بگذارید به عهده خوانندگان دریچه!

مجید

Mehrdad Ahangar گفت...



اسماعیل جان وفا یغمایی عزیز، با درود!

با این که من یک آدم "بی هویت" ی هستم، ولی هر چه دندان روی جگر گذاشتم، نتوانستم جلوی خودم را بگیرم. وقتی که به یک نفر دیگر، به خاطر من توهین می شود، خود را ملزم به واکنش می بینم. حالا شما چاپ کنید یا نکنید فرقی نمی کند. حداقل پیش خودم وجدان ام راحت است.

آیا شما هیچ گونه محدودیتی ، در رابطه با حمایت از "دوستان"، برای خودتان قایل نیستید؟!

شما چگونه به خودتان اجازه می دهید که "مصداقی کبیر"، به یک نفر دیگر، که فقط جرات سووال کردن از "مصداقی کبیر" را پیدا کرده است، این چنین توهین کند و شما نه تنها ساکت باشید، بل که آن را نیز انتشار دهید؟

"مصداقی کبیر" می گوید: "اسماعیل عزیز من پاسخ «مجید» را آگاهانه پس از ۴ روز دادم. او بلافاصله در روز تعطیل اروپا واکنش نشان داد. این نشان می دهد که او یکی از مأموران ستاد خبری وزارت اطلاعات است که ۲۴ ساعته موضوعات را رصد می‌کنند. لااقل من در زمینه از حضرات مدعی در این‌جا تجربه‌ام بیشتر است. "

یعنی شما هیچ ایرادی در این ندید؟ واقعن؟ یعنی واقعا هر کسی که روز شنبه و یک شنبه چیزی در مورد "مصداقی کبیر" بنویسد، نشانگر این است که: " این نشان می دهد که او یکی از مأموران ستاد خبری وزارت اطلاعات است که ۲۴ ساعته موضوعات را رصد می‌کنند." و تنها دلیل اش این است که: " لااقل من در زمینه از حضرات مدعی در این‌جا تجربه‌ام بیشتر است. "

اسماعیل جان، آیا شما هم چنین تجربه ای دارید، یا مثل من کم تجربه تشریف دارید؟ خدا را روزی صدهزار مرتبه شکر که من یکی، علی رغم "بی هویت" بودن، چنین تجربه ای ندارم.

من از "مجید" دفاع می کنم. به دو دلیل:

1- چرا که ایشان، بدون هیچ سند و مدرکی، مورد توهین و اهانت قرار گرفته است؛

2- چرا که "مصداقی کبیر" با زبان بی زبانی دارد می گوید که من هم " یکی از مأموران ستاد خبری وزارت اطلاعات" می باشم. چون من هم روز شنبه چیزی در مورد ایشان نوشته ام.

من وقتی در آخرین خط نوشته ی اول ام گفتم: "بنده از هم اکنون منتظر فحاشی ها و لجن پراکنی های جناب مصداقی؛ ایادی و اعوان و انصارشان؛ و "کمپین ... حامی ایرج مصداقی" هستم." حتی برای یک ثانیه هم تصور نمی کردم که واکنش "مصداقی کبیر" تا این حد برسد. من هنوز از واکنش ایشان در حیرت هستم. آدم بی اختیار یاد داستان "دایی جان ناپلئون" می افتد، وقتی که "مش قاسم" گفت چه جوری "انگلیسی ها" با او در نانوایی تماس گرفتند و او بدون این که حتی خودش بداند چگونه، یهو شد "جاسوس انگلیسی ها".

"مصداقی کبیر"! حال شما خوب است؟

و نیز می دانم که لقب جدیدالظور "مصداقی کبیر" از کجا آمده. ایشان الان شما را تحت فشار گذاشته است که چرا در مورد نوشته ی من گفته اید: "مقاله ای بسیار مفصل و جالب است ...". بدتر از این هم، آخرش هم نوشته اید: "با درود و احترام".

از نظر یک "آدم بی هویت"، این نوع کامنت ها هست که شما باید جلوی اش را بگیرید، نه سووال ها و نقدها. بنده هیچ گونه شکایتی از "مصداقی کبیر" ندارم، شکایت ام از خود شماست. آیا این رویه ی همیشه گی "دریچه زرد" خواهد بود؟

وام دار مهر شما

مهرداد آهنگر
لندن - روز یک شنبه، 16 اکتبر 2016

پس نویس: اسماعیل جان، تو را به سر جدت قسم که حتما روز دوشنبه به بعد جواب بدی ها. وگرنه، این "مصداقی کبیر" به "صغیر" و "کبیر" رحم نمی کند. از ما گفتن بود. یهو دیدی مشمول ماده ی "آخر هفته نویسی" شدی.

ناشناس گفت...

اسمعيل
ببين نشدها، كه تو حتي مقالات نزديك ترين دوستانت را هم با اسم مستعار چاپ نمي كني؟ ممكن هست بفرمائيد همنشين بهار چي هست؟ اسم واقعييه؟ يا اسم مستعار؟
البته من مشكل تو رو هم ميفهمم. اين رفيق تو يا بايد ازش تعريف كنن يا اگر ازش سوالي كردن ميخواد بره منبر و خلاصه ديگه. طرف به تو هم كه اينقدر باهاش مدارا ميكني داشت ميگفت رژيمي چرا كه يك كامنتي از يك نفر به اسم بني ادم چاپ كردي.
جواد

esmail گفت...

جواد
همنشین بهار همشاگردی من در دانشکده الهیات بود و من هفت جد و آباء اش را میشناسم
با درود

esmail گفت...

بیست و هشت کامنت رسیده به دلیل توهین و نیز بی ربط بودن و نیز صفحه کامنتها را به محل جدال تبدیل کردن منتشر نشد
با پوزش

ناشناس گفت...

من سؤالم را تکرار می‌کنم این جناب مهرداد آهنگر مقالاتی که در ۵ سال گذشته علیه رژیم نوشته لیستش را بدهد تا ما ببینم با چه کسی سر و کار داریم.

یک ایرانی

ناشناس گفت...

جناب یغمایی سلام
خواهش می کنم آن کامنت بنده که در پاسخ توهین جناب مصداقی و اطلاعاتی خواندم از سوی ایشان بود را بعنوان جوابگویی ام منتشر کنید.
آخر شما به آقای مصداقی اجازه داده اید که مرا بجرم!! کامنت نوشتن در روز تعطیل اطلاعاتی بداند! بنا بر این خواهش می کنم همان چند خط حواب مرا که نه توهینی در آن هست و نه جدلی را بعنوان حق طبیعی بنده در دفاع از خودم را منتشر کنید.

سلامت باشید

مجید

ناشناس گفت...

پیشنهاد می‌کنم آقای مجید که این همه پیگیر افشای چهره‌ی مصداقی است، یک ریسک کوچک بکند اسم و عکس‌اش را منتشر کند مصداقی را هم دست از پا درازتر کند. به نظرم پیشنهاد عاقلانه‌ای است روی آن فکر کنید. من همچنان منتظرم آقای آهنگر لیست مقالاتی که در ۵ سال گذشته نوشته را منتشر کند.


یک ایرانی

م. مستور گفت...

این آقای اهنگر و مجید اگر هم یک نکات درستی در حرفشون باشد ولی خیلی روشن دشمنی با ایرج مصداقی از سرا پاشون میریزه آقا مهرداد و مجید خان دهساله دارو دسته رجوی دارن میگن مصداقی مزدوره این درسته؟چرا یه کم از اینا نمی گین هزار تا اطلاعیهاشون هست که همه رو مزدورمیدونن یغمائی همنشین بهار عاطفه اقبال حنیف حیدرنژاد و هر کسی رو چرا خفقون گرفتین اینجاس که منم فکر میکنم یه ریگی تو کفشتون هست و میخاین مصداقی رو که چوب کرده تو استین اخوند و سی ساله داره افشاگری میکنه بسوزونین که نمی تونین ای مرگ بر هرچی اخوند و اخوند صفته

jahandid گفت...

با درود،

از خواندن اين همه نوشتار كه كمترين اشاره اى به اخونداى جانى دارند، ملولم و انسانم ارزو ست. البته به يك چنين تلاش هايى نميخواهم خرده بگيرم و انها را كم اهميت بدانم، اين را در يك چارچوب سيستماتيك بايد كه ما همگى با يك مار هفت خطى به اسم اخوند روبرو هستيم. اخوندى كه چهارده قرن در كار "خدعه" كردن بيشترين تجربه را از گرده مردم كشيده است و فقط و فقط نان مفت و حرام خرافات را با خون مردمان خيسانده و زهر مار كرد است. به تبع اين همه نيرنگ و كارد خوردن از پشت به گرده مردم، ما نيز بايد ريسمان سياه و سفيد نيز "بترسيم"! در سبك و سنگين كردن اين وضعيت البته كه ميشود جنبه هاى خوب نيز در ان يافت. بهترين جنبه ان هم اين است كه حساسيت ما نسبت به دروغ و "خدعه" به حد دست و پاگير كردن ما، بالا رفته است. چرا ميگويم "دست و پا گير كردن"؟ وقتى همين نمونه حاضر را دنبال ميكنيم به روشنى اين را ميشود ديد كه چگونه اين كار همه ماهايى كه دردمان جنايت اخوندى است را چقدر به خودش گير داده است! طبيعى ست كه اگر ادامه يابد، به كجاها خواهد كشيد. همين الانش با شمشير هاى اخته به جون هم افتاده ايم، واى به روزى كه از دنياى مجازى به عرصه مادى وارد شويم! نه از تاك نشانى و از تاكنشان!

حال بايد اين را تكرار كه اين يك پديده سيستماتيك است كه چون براى ما امكانى نيست كه خدعه را از اتهام جدا كنيم، دائمن درگير اتهام زدن به اين وان مشويم. در نبود يك سيستم تحقيق و اثبات، هر گونه اتهام را ميشود زد ! بقولى "كنتور كه ندارد!" از هر طرف، هر كى، هر چيزى ميتواند بيرون بدهد! در ميان نيز تر و خشك با هم ميسوزند. و چه چيزى بهتر از اين براى اخوند جنايتكار كه انانى كه خواهان سرنگونى او هستند، سرگرم سرنگون مردن خودشان هستند! جاى بسى تأسف و اندوه است. اخوند را ميبينى كه با دامى گسترده است و بعضى ها با شيرجه ميرن تووش!!! من خود نميتوانم با اطمينان خاطر در مورد حرفى و يا كارى موضع ضد اخوند را در ان ناديده بگيرم و از ياد ببرم كه همه اين بدبختى ها زاده اين است كه اخوند مار هفت خط نيرنگ و خدعه است و بايد در برابر اين مار دچار ساده انگارى نشويم. و يكديگر را بصورت "تحليلى" و بدون مدرك لازم به چيزى متهم نكنيم.

Mehrdad Ahangar گفت...


برای آن دسته از خوانندگان که عکس و قیافه ی من مساله ساز شده است، می توانند به گزارش تصویری "ژیار گل" از "بی بی سی"، درباره ی "نشست فعالان حقوق بشر ایران و ترکیه درباره ناپدیدشدگان قهری"، که در روز جمعه 14 اکتبر 2016، در لندن برگزار شد و من نیز به عنوان یک شنونده و فعال سیاسی شرکت کرده ام، رجوع کنند. لینک این است:

http://www.bbc.com/persian/world-features-37671275

خدا را صد هزار مرتبه شکر که جلسه روز جمعه بود و نه در "آخر هفته". وگرنه، "مصداقی کبیر" اعلام ارتداد و جاسوسی ام را، در یک چشم بهم زدن صادر کرده بود.

با احترام متقابل

مهرداد آهنگر
لندن - 17 اکتبر 2016

دوباره پس نویس: از آن دسته از دوستانی هم که روز شنبه من را در جلسه ی بزرگداشت کشتارهای دهه ی 60 دیده اند عاجزانه درخواست می کنم که جایی آن را "لو" ندهند. آخر روز شنبه جزو "تعطیلات اروپایی" هست و همه مشغول استراحت و فسق و فجور؛ و فقط "اطلاعاتی ها" از این مساله خبر ندارند و مشغول "فعالیت" می باشند. من به درک، پای خودتان هم گیر است که روز شنبه رفته آید جلسه.

ناشناس گفت...

جناب یغما شاید لازم باشه اون نسخه مراد و مریدی را که قبلا برای دیگران پیچیدید خود یکبار مصرف کنید. اگر هم در گذشته مصرف کرده اید گویا خاصیتش را از دست داده و یا شاید از اول بی خاصیت بوده. خود دانی



مناقشه

ناشناس گفت...

افتابکاران لیست عجیبی از ماموران واواک را زده ولی خیلی عجیبه اسم مصداقی و یغمائی و عاطفه اقبال و همنشین و حنیف و خیلهای دیگه رو نزده من که خیلی تعجب کردم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
http://aftabkaran.com/akhbar.php?id=31885
همدم

ناشناس گفت...

انتشار مقالات مربوط به فراز و رها و ادعاهای غیرواقعی همراه آن، جز هزینه و باز هم هزینه نتیجه‌ای نداشت و تکثیر مجدد آن در دریچه هم کار درستی نبود.
خروجی آن مقالات، تنها به سود آخوندها بود و بس. آخوندهایی که در تهران و پاریس، کارشون توطئه چینی و شستشوی مغزی بوده، هست و خواهد بود.
ضمناً اهانت کسانیکه از موضع راست و با زرورق چپ، به آقای مصداقی ایراد نابجا میگیرند، اشتباه صورت گرفته در مطالب ایشان را نمی‌پوشاند.
کمترین ضرر انتشار آن مقالات، هرز رفتن صدها ساعت وقت من و شماست. رژیم هم از اینکه صغیر و کبیر را به بازی گرفته، کیف می‌کند.

چقدر تاسف انگیز است که رژیم - رژیم بی پدر و مادری که دشمن همه ماست، می‌آید و اینقدر راحت همه را فیلم می کند تا من به تو بتازم. تو به من.
یاداشتهای ثبت شده در به اصطلاح فیسبوک این و آن، اساساً جعلی است. بله جعلی است و اصلاً کار فیلابی و بقیه نیست. حتی آنچه به اسم مسعود خدابنده هم منتشر شده، خود او ننوشته است تا چه رسد به دیگران.
افسوس که همه ما با طناب این حکومت دو به هم زن و سراسر خدعه، ته چاه می‌رویم و باور هم نداریم.
دردمند

ناشناس گفت...

جناب یک ایرانی "کبیر"!!
شما بجای جواب دادن به دو تا سوال ساده از طرف شش قطعه عکس شیش در چهار و رو نوشت شناسنامه برابر اصل می خواهید؟ خوب تا تنور داغ است لیست کامل بقیه مدارک لازم از جمله اصل قبض برق و آب و فتوکپی اجاره خانه و سند و قباله رسمی ازدواج و آخرین مدرک تحصیلی را هم اضافه کنید.

دو ایرانی

ناشناس گفت...

جناب دردمند

حرب شما درست است. منتها صداقت ایجاب می کند که وقتی کسی اشتباهی مرتکب می شود صادقانه به اشتباه خودش اعتراف کند نه اینکه در نفی واقعیات با فرار به جلو به دیگرانی هم که به اصل و سر منشا اصلی اشتباه یعنی دام گسترده رژیم پی برده اند تهمت و افترا اطلاعاتی بودن بزند.

مجید

esmail گفت...

نظرات تو آزار دهنده و تکراری است رفیق سائل و منتشر نمیشود
خدا یارت

منیژه حبشی گفت...

عجب رذالتی در این سازمان و هواداران جیره خوارش، امثال این «شیرین» خانم نریمان ریشه دوانده!
اینهمه سقوط باورنکردنیست!. من از اینکه در این کامنت ها بیکاران ارتجاع غالب و مغلوب با یقه درانیشان وقت آقای یغمائی را میگیرند متاسفم.
آقای یغمائی و مصداقی، ممنون از تلاشتان برای روشنگری ماهیت ارتجاعی افکار و اعمال هردو ارتجاع غالب و مغلوب.

ناشناس گفت...

اول از همه به نظر میرسه که نویسنده این نامه خود در این کانون شرکت میکرده. دوم اینکه باز هم به نظر میرسه که این یک نامه مخفی‌ نبوده بلکه یک نامه علنی ست. نتیجه اینکه به نظر من، پیش کشیدن این نامه، چت ‌هایی را که شما در مقالهٔ دیگرتان آوردید خنثی نخواهد کرد. اگر شما به این نتیجه رسیده اید که در رابطه با آن چت‌ها دچار اشتباه شده اید، باید محتویات آن مقالهٔ را پس بگیرید. به نظر من این راه درست برخورد است وقتی‌ که دچار اشتباه می‌شویم و نه پافشاری بر یک نکته غلط.
الا ستبداد ٔبر ایک یز لک و یهورک فی‌ المهاوی



منتقد

ناشناس گفت...

من یک سوال ساده از مهرداد آهنگر کردم گفتم لینک مقالاتی که در ۵ سال گذشته نوشته را منتشر کند. معلومه چیز دندان گیری علیه رژیم ننوشته که صداش در نمیاد. انگار نه انگار. درخواست من که دیگه عکس شش در چهار نیست. می خواهم ببینم ایشان چه کاره است.

یک ایرانی

جواد گفت...

من مواضع آقای مصداقی را عموما قبول دارم. ولی به نظرم در این مورد مشخص باید بیشتر تحقیق می شد،

هنوز هم مشخص نیست که تا چه حد موضوع وافعیست و این ابهام را رندی سیاسی مجاهدین بیشتر میکند آنها که در سکوت اپورتونیستی خویش اولا حق مردم را مبنی بر دانستن انکار میکنند و ثانیا به رژیم امکان فعالیت در اپوزیسیون و گل آلود کردن آب و تفرقه افکنی را می دهند.
در هرحال آقای مصداقی اگر الان موضعش نسبت به این موضوع به قاطعیت نخست نیست و این از خلال نوشته اخیرشان هویداست میباید به صراحت این را اعلام کنند.

ناشناس گفت...

تغذیه فکری بسیاری از ما – بنده خودم را می‌گویم – بسیار بد است. یا به نوشته های معمولاً بی محتوای فیسبوکی دلخوشیم و یا به جنگهای عشیرتی که معلوم نیست در اصل چه کسانی از پشت پرده ، استارت آن را زده و می‌زنند.
به سایتهای گوناگون فارسی دقیق بنگریم. بالا غیرتاً چند تا نوشته خوب در آنها می‌بینیم که به مطالعه اش بیارزد و به ما بیاموزد؟
سایتهای مجاهدینی که دیگه نگو. پُر است از تبلیغات صرف و بد و بیراه به مخالفین و جانبداری مستقیم و غیر مستقیم از قاتلین یمن و...
سایتهای مقابل چی؟ تقریبا هیچی. یا بسیار اندک و انگشت شمار

در عوض نوشته های مربوط فراز و رها و حاشیه های آن، وقت همه را گرفته و تمامی ما را از صغیر و کبیر ، سر کار گذاشته است.
کاش نویسنده محترم آن مقالات، مطلب اول را منتشر میکرد و بس. و وقتی دریافت اینا دوز و کلک حکومت و بازیهای دستگاه اطلاعاتی است، سریع اون مطلب را از همه جا برمیداشت و صادقانه به خطای بزرگش اشاره و از خود یک انتقاد جدی میکرد و چند مدتی نوشتن و مصاحبه را کنار میگذاشت تا رژیم و رفقایش خیط شوند و تیرشون به سنگ بخوره.
اما چی شد؟
در همون راستا، دو تا مقاله دیگه هم که هرکدام از اون یکی بدتر بود انتشار داد. حریف هم با به اصطلاح «نامه های شریرانه» او را انگولک می کنه تا به دام بیشتر بیافته.

کی سود این خودخواهی ها را برد و می‌بره؟ رژیم. چون میخواد نویسنده آن مقالات را زمین بزند. چه جوری؟ هر چه بیشتر به توهم بیاندازد و باد کند تا به وسیله ایشان آب را گل آلود کرده، مجاهدین را سیبل کند و دعوای حیدری نعمتی شدت بگیرد که گرفته است.

سازمان مربوطه هم که ابدا بی تقصیر نبوده و نیست، از انتشار آن مقالات بهره زیادی برد و می برد. زیرا مسئولین آن یعنی «اسماعیل هاشم زاده ثابت»... و عارف شیرازی هایشان تونستند اتهامات پلید خود را به آقای مصداقی به کرسی بنشانند و به این و اون بگند، نگفتیم؟
الان هم مطالعه ۳ مقاله ایشان را به همه نفرات خودشان سفارش کرده اند!

رژیم قاتل فاسد بی پدر و مادر ، باید این کارا را بکنه، ماهیتش همینه و البته که وارد بازیهای اطلاعاتی شده و میشه.
واسه چی ما باید بریم تو بازیهای اون دستگاه لعنتی؟
به اعتقاد بنده تنها مقصر این خبط بزرگ، آقای مصداقی نیست. دوستان و رفقای او مقصر ترند. هرکس می‌تونست این بازی خطرناک و منم منم کردن ها را متوقف کند و نکرد، مقصر است.

می ماند «سازمان پرافتخار» مربوطه
سازمان مربوطه هم مسئول و مقصر است. چون به جای روشنگری و آموزش به این نسل سوخته و تباه شده، کارش توهین و برچسب به دیگران شده و میدون دادن به پرویز خزاعی ها که اون اتهامات سخیف را تکرار کنند.
کی این وسط ضرر کرد؟ همه ما. که همین جور حیران مانده و اتومات به دافعه کشیده می‌شیم.
دردمند

Mehrdad Ahangar گفت...

این نوشته به علت محدودیت تعداد کلمات در کامنت به دو بخش تقسیم شده است.
============

جناب مصداقی که اخیر ترفیع درجه گرفته اند، و "مصداقی کبیر" شده اند، بعد از فشارها و بازخوردهایی که نوشته ی من داشته است، مجبور شده است اعتراف کند که برخی از این کپی / پیست هایی که در روایت ایشان در مورد کشتن "فراز" و "رها" آورده است، جعلی و تقلبی است. بدتر از آن این است که ایشان، با وجود آگاهی کم و بیش کامل، از جعلی و تقلبی بودن آن ها، آگاهانه دست به انتشار آن ها زده است.

"مصداقی کبیر" در آخرین نوشته ی خود با عنوان مضحک: "با نحوه ی کارکرد دستگاه اطلاعاتی و امنیتی در فضای مجازی آشنا شویم" چنین می نویسد:

"به نظر من ایمیل مهدی سامع به "رها" و "فراز"، از طریق دستگاه امنیتی ارسال شده بود. و این کار با هک ایمیل سامع صورت گرفته است. متن آن با فرهنگ وی همخوانی ندارد."
"هدف من از انتشار این دو ایمیل در کنار دیگر اسناد، سنجش واکنش این دو نفر و برخوردشان با رژیم بود."

آفتاب می خواستی، این هم آفتاب!

از این به بعد، خوانندگان و شنوندگان "مصداقی کبیر" چکونه می توانند اطمینان داشته باشند که هر گونه "ادعا" و یا "سند"ی که ایشان ارایه می کنند، واقعی است و نه برای به دام انداختن و یا دیدن عکس العمل مخالفین ایشان؟!

شما با چه اجازه ای دست به انتشار اسناد جعلی ای که احتمالا وزارت اطلاعات درست کرده است می زنید و وانمود می کنید که واقعی هستند، و اصرار دارید که دیگران حرف شما را بدون هیچ اما و اگری بپذیرند؟.

از این به بعد، اگر شما در موارد دیگر نیز "سند"ی انتشار دهید، آیا همین "مهدی سامع" و "مسعود خدابنده"، و یا هر کس دیگری، نمی تواند مدعی شود که این "اسناد" هم جعلی است و "مصداقی کبیر" دروغ می گوید؟ آیا شما متوجه نیستید که دارید نقش و رل "چوپان دروغ گو" را بازی می کنید؟ آیا کارنامه و عمل کرد رژیم جمهوری اسلامی، "فرقه ی رجوی"، "مهدی سامع"، "مسعود خدابنده" و دیگر افراد مشابه، تا به امروز آن قدر خراب نبوده است که احتیاج به این نوع "ابتکار"ها و "پلتیک زدن" ها دارید؟

"مصداقی کبیر"! حال شما خوب است؟!

"مصداقی کبیر" که تا دیروز ادعا داشت من "در حال شستن دست های خونین جنایتکاران" می باشم، چرا که جرات کرده ام در مورد ادعاهای ایشان شک کنم، خودش الان می گوید که دروغ گفته و به خیال خودش سعی کرده "پلتیک" بزند.
"مصداقی کبیر" شما، در بهترین حالت، در حد "سرکار استوار" فیلم های "صمد آقا" هستید، و بی خود می خواهید ادای "ستوان کلمبو" را در بیاورید! برعکس تصور شما، با این شاه کارها، اگر یک نفر بخواهد اسم "هنری" انتخاب کند، این شما هستید و نه من. شما بهتر است، بعد از این، دیگر تصور نکنید!

من عنوان مقاله ی آخر شما را "مضحک" خواندم، و دلیل اش هم این است: شما که به عنوان یک "فرد متخصص" می خواهید دیگران را "با نحوه ی کارکرد دستگاه اطلاعاتی و امنیتی در فضای مجازی آشنا" کنید، خودتان معتقد هستید که دستگاه اطلاعاتی رژیم جمهوری اسلامی، بعد از نزدیک به چهار دهه فعالیت، و صدها قتل و جنایت در خارج از کشور، هنوز نمی داند که روز شنبه و یک شنبه در اروپا روز تعطیلات است. و، اگر کسی روز شنبه یا یک شنبه چیزی در مورد شما نوشت، حتما "او یکی از ماموران ستاد خبری وزارت اطلاعات است"!

===============
ادامه دارد

Mehrdad Ahangar گفت...


بخش دوم
===============

کدام آدم متخصصی، بجز "مصداقی کبیر"، چنین چیزی به عقل اش می رسد که بگوید:
"اسماعیل عزیز من پاسخ "مجید" را آگاهانه پس از ۴ روز دادم. او بلافاصله در روز تعطیل اروپا واکنش نشان داد. این نشان می دهد که او یکی از مأموران ستاد خبری وزارت اطلاعات است که ۲۴ ساعته موضوعات را رصد می‌کنند. لااقل من در [این] زمینه از حضرات مدعی در این‌جا تجربه‌ام بیشتر است. "

شما بهتر است تجربه تان را برای خودتان نگه دارید و بیش از این اسباب خنده دیگران و حرص خوردن اطرافیان تان نشوید. شک ندارم که نزدیک ترین دوستان تان نیز به این حرف خندیده اند.

رژیم جمهوری اسلامی، وزارت اطلاعات و اعوان و انصارشان؛ و سازمان مجاهدین و اعوان و انصارشان؛ به اندازه ی کافی دارای پرونده ی کثیف، سیاه و جنایت باری می باشند، که اپوزیسیون دموکراتیک و انقلابی ایران، احتیاج به سناریونویسی، پرونده سازی و این گونه جعلیات ندارد.

ولی، اگر فردی و یا نیرویی بخواهد به ناحق و به دروغ خود را به عنوان "دشمن شماره یک" رژیم معرفی کند، مجبور به استفاده از این نوع ابزار است. برای درست کردن "فرقه ی مصداقیه" باید به فکر دیگری باشید.

تحت هیچ شرایطی، هیچ نیرو و فرد دموکرات و انقلابی ای اجازه ندارد، نمی تواند و نمی بایست با همان ابزار رژیم و مجاهدین به جنگ مجاهدین و رژیم برود.

مهرداد آهنگر

لندن – 21 اکتبر 2016

Mehrdad.ahangar@gmail.com

========================

منیژه حبشی گفت...

منیژه حبشی گفت...
آقای آهنگر گرامی،‌
در اینجا میبینم گرامی دیگری از شما لینک نوشته هایتان را برعلیه رژیم ددمنش و جنایتکار جمهوری اسلامی خواسته است. و شما بجای پاسخ او، لینک نوشته هایتان را در «نقد» آقای مصداقی میدهید؟!!
دست مریزاد!

بایرام گفت...

اقای یغمائی این آقای مهرداد آهنگر با اینکه سعی میکند خود را مودب نشان بدهد بنظرم فرد بسیار بی تربیت و موذییست که با حقه بازی بجای نظر در صفحه نظرات مقاله مینویسد و این درست نمی باشد این فرد بجای انتقاد قصدش فقط تمسخر کردن ایرج مصداقی است که فقط یکی از کتابهای او در افشای این حکومت جنایتکار آخوند به تمام کارهای نکرده این مهرداد آهنگر که اصلا معلوم نیست چه کسی هست ارزش داردمن به این آقا میگویم شما نمیتوانی مثل آدم کامنت بنویسی و باید هی لگد بزنی و مسخره کنی فرض کن آقای مصداقی اشتباه کرد او که مثل رجوی نگفت رهبر خطا ناکرده است یک عمری به او توهین کردند حالا شما هم مثلجناب پرویز مفتخور هی به ایرج حمله کن من واقعا تقاضا میکنم اینوع کامنتها منتشر نشود تا سواستفاده نکنند

جواد گفت...

دوست عزیز بایرام گرامی. منهم سخنان شما را در خصوص مهرداد آهنگر قبول دارم. از نوشتجات او برمی اید از جمله چپ همیشه چپ کرده تاریخ ایران است که به گواه تاریخ از بدو تاسیس جز مصیبت چیزی برایمان نداشته. با تحلیلهای غلط و کودکانه و سواد سیاسی و فلسفی ناقص و گاه در عین سواد با وابستگی به اجنبی فقط بر علیه منافع مردم ایران حرکت کرده. اتفاقا شما هر آنچه از انحراف در مجاهدین می بینید دقیقا همانجایی است که این جریان بلحاظ فلسفی نتوانست خودش را مستقل از مارکسیسم تعریف کند. حالا هم این آقای مهرداد آهنگر ما ضدیتی آشتی ناپذیر با مجاهدین و هر آنکسی دارد که روزی با مجاهدین همراه بوده. غافل از اینکه بسیاری کسان ضدیتشان با مجاهدین دقیقا از نوع همان ضدیت با ایدیولوژی استالین و موسوم به چپ است. و ضدیت جداشدگان با مجاهدین نه تنها دلیل بر نزدیکی آنها با چپ به معنای ایرانی آن ( خیانت ) نیست بلکه دقیقا بر عکس آنها برای اعاده حق آزادی در جنبش ایران صف خود را جدا کردند چیزی که جنبش چپ ( به معنای ایرانی آن ) از اساس با آن بیگانه است.
حالا اگر مهرداد آهنگر در اینجا مطلب می نویسد باید به عنوان بهای آزادی پذیرفت. هرچند خودش شاید حتی در شعار هم دموکراسی را روبنای سیاسی بورژوازی دانسته وبه آن اعتقادی نداشته باشد.تاریخ ایران زمین این زخم عفونی را از زمان میرزا بر بدن دارد

ناشناس گفت...

چه شده حضرات دمکرات؟
مهرداد آهنگر اصلا اطلاعاتی اصلا توده ای اصلا خائن و هر چیز دیگر که فکرش را بکنید. بیاییم در اینجا ببینیم حرفش درست است یا غلط. شماها چرا مثل آخوند می خواهید طرف اشهدش را اول بگوید بعد کامنت هایش را بخوانید؟ یعنی اگر طرف دفع صلاحیت از جانب بایرام و جواد و منیژه و..شد حق ندارد نظرش را بنویسد؟ بروید فکر کنید ببینید ایراد اصلی و مشکل اصلی در داستان رها و فراز مهرداد آهنگر است یا آن جناب که نمی خواهد به اشتباه خودش اعتراف کند!
حالا که همه می دانیم رژیم سر کارمان گذاشته چرا بجای قبول اشتباه و در دام افتادن یقه مهرداد آهنگر را می گیریم؟ کجای حرف آهنگر غلط است؟ خوب همان را بر دارید نقد کنید و درستش را بگویید که متیجه به نفع همه مان باشد! مثلا اگر الان مهرداد آهنگر را حفه کردیم مشکل در دام افتادنمان درست می شود؟
یک ایرانی دیگر

ناشناس گفت...


اگر کسی واقعاً با رژیم مرزبندی داشته باشد، آن وقت، انتقادش به کسانی چون آقای مصداقی که رژیم چشم دیدنش را ندارد، واقعی و بی غل و غش خواهد بود و او و هرکس دیگر آن را ارج می نهد.
اما اگر ناقد، آن مرزبندی را نداشته باشد و همراه با غل و غش و چپ نمایی، متلک می گوید و دّق دلش را خالی می کند، نقدش هم ناخالص و غیر قابل اعتنا است.
حالا غرض و مرض کسانی را که هدف اصلی شان توهین به آقای مصداقی است رها کنیم. آنچه ایشان و خود ما خوب است توجه کنیم این است:
عوامفریبی های این حکومت و الگو برداری سازمانهای ضد رژیم از آن، نباید ما را به کینه بکشاند و همان کارهایی را بکنیم که پیشتر خودمان نقد می کردیم.
ضمناً نظرات مغرضانه چند نفر، از موضع راست و با زرورق چپ، علیه آقای مصداقی، دلیل نمیشود که ایشان عاری از خطا هستند و هیچکس هم نباید حتی دوستانه، این یا آن برخورد را نقد کند.
رحیم

جواد گفت...

لحن انتقادات مهرداد آهنگر، سازنده نیست. او به دنبال کشف حقیقت نیست. او از اینکه این داستان رها و فراز
میتواند حقه ی وزارت اطلاعات باشد ناراحت نیست بلکه آن را فرصتی یافته برای تلافی جویی . عرض کردم که چپ همیشه چپ کرده ی ایران جز در مقاطعی هیچگاه در جهت منافع ملی ما حرکت نکرده.

ناشناس گفت...

شما با این حمایتهای بی جایتان از آن جناب اصلا به او خدمت نمی کنید بلکه او را بیشتر در اشتباهاتش غرق می کنید. دوستی شما ها با آن جناب مثل دوستی خاله خرسه است. بیایید اقلا ساکت باشید بگذارید ایشان بنشیند با خودش فکر کند شاید به اشتباهش پی ببرد.
اینجا کامنت ها مربوط به موضوعی هستند.الزاما قرار نیست اگر در مورد صحت داستان رها و مها سوال داریم حتما دو تا هم فحش به رژیم بدهیم که مثلا بطور کمیک و مکانیکی ضدیتمان با رژیم را ثابت کنیم. حالا مثلا آن جناب خیلی مرز هایش را با رژیم حفظ کرده به آن خواننده دریچه به دلیل اینکه در روز تعطیل کامنت نوشته تهمت اطلاعاتی می زند؟ این مرزبندی است؟ این اخلاق است؟ این اسمش انسانیت است؟ اگر نیست پس چرایکی از شما ها دم بر نمی آود؟ آی خانم منیژه وکیل مدافع چرا به آن رفیقت مرزهای انسانیت را یادآوری نمی کنی ولی حاضر و آماده ای که یقه هر کس که نقدی بر حرفهای آن جناب نوشت را فورا بگیری؟ این است مرز شما با رژیم جناب رحیم و جواد و منیژه و بایرام و..؟اگرسمبل مرز با رژیم شماها هستید پس وای به حال مرز و مرزبان.
یک ایرانی دیگر

منیژه حبشی گفت...

آقا یا خانم «ایرانی دیگر»
هرچند نیاز به پاسخ دادن نیست ولی زمانِ استراحتی دارم و میتوانم برای آرام کردن « انسانیت» به جوش آمده شما به یقین به شما بگویم که دنبال یقه گیری از کسی نیستم و معلم اخلاق هم نیستم. اما اگر «رفیق» کسانی مانند آقای مصداقی محسوب شوم که رفتار مبتنی بر انسانیت را نه در شعار بلکه در عمل ثابت کرده، خوشحال خواهم بود.
به شخصه معتقدم عکس العملهای گاها تند آقای مصداقی کاش که آرامتر بیان شود ولی نباید چشم بر اینهمه فشاری که به او از چپ و راست، ارتجاع غالب و مغلوب، و تمامی کسانی که دکان انقلابیگری شان را آقای مصداقی تخته کرده، وارد میکنند بست. سرسوزنی از این فشارها برای بسیاری غیرقابل تحمل است. او هم انسانیست که بارها گفته که ممکن است اشتباه هم بکند مانند هر انسان دیگری. اما شاید جای تاسف است که مدعیان و متعرضین به او هیچ پرونده قابل دفاعی ندارند!
در همینجا، آقا یا خانمی بنام «ایرانی»، که شما آمده اید و خوشمزگی کرده و نام «ایرانی دیگر» را به طعنه برای خود انتخاب کرده اید، از «رفیق» شما آقای آهنگر خواسته که برای شناخت بیشتر نسبت به خودش، لینک مقالات و... خود را در مبارزه بی امانش با ارتجاع حاکم بدهد. دوست شما لینک مقالات خود را در نقد آقای مصداقی داده!!!
یا این دوست شما به تصور اینکه گنجی یافته، آن گفتهً آقای یغمائی را که مصداقی صغیر نیست و کبیر است و خود میداند که چه بکند و چه نکند را گرفته و به تمسخر آقای مصداقی را مصداقی کبیر مینامد! انسانیت مورد نظر شما شامل این اراجیف گوئی ها نمیشود اینطور نیست؟
شاید شما که تخصص بالائی علی الظاهر در تشخیص عیار انسانیت دارید بدنباشد که به دوستتان هم تذکری محض حفظ ظاهر بدهید!
خسته نباشید

ناشناس گفت...

آقای یغمایی بازم دیگه سلام (این که رذل توش نیست).
باز هم نه در دفاع از شخص مجید و شخص مهرداد و شخص "یک ایرانی دیگر" (هیچکدوم رو نمی شناسم)، بلکه در دفاع از آزادی بیان غلط یا درست!

برادر جون عاقبت جرجیس سازی منتقد به جایی رسیده که :
چپ ایران = خیانت قرار داده میشه (خمینی و رجوی چنین جسارتی نکردند)!
منتقد مصداقی = حقه باز قرار داده میشه، (منتقد رجوی میشه معاند و اطلاعاتی)!
اگه نوشته ای بر علیه رژیم یا رجوی نداری، حق انتقاد از مصداقی هم نداری= خط بیست-هشتاد رجوی!
یا حرفهای یه میلیارد من یه غازیِ دایی جون که انگار نمی فهمه داره تبلیغ رجوی رو می کنه!
و ...

برادر عزیز پرنده (چه من باشم، تو یا مصداقی)، مردنی ست؛ ایده و نظر (اعم از موافق یا مخالف)/پروازه، که بخاطر سپردنیست! نازنین مسولیت ما و ایضاً تو بیش و پیش از دفاع از پرنده دفاع از حقیقته! مهربون پرواز رو که به جرم تکراری بودن حذفش نمی کنند، بلکه ازش یاد میگیرن چطور از سقوط با کایت به طیاره و موشک و سفینه و فضاپیما پرواز کنند!

برادر جون در غرب آزادی سیاسی رو با حفاظت از حق اقلیت/منتقد/مخالف می سنجند! بدین معنی که برادر جون بخش نظر نه واسه هورا و هوار کشیدنه بلکه واسه نظر مخالف رو شنیدنه، اگه غیر اینبود که توی حصارهای رجوی ساخته و خمینی ساخته همه یه نظر داشتند؛ نظر رهبری! اگه قراره که بخش نظر مثل جلسات تف بارون و انقلابوندن رجوی شریف باشه؛ چرا ما از اون معرکه در اومدیم؟ اومدیم که کمیک تر و تراژیکترش رو برپا کنیم؟!

حالا هم اگه دلت خواست در ادامه سیاست جاریت، نور به قبر محرمعلی خان ببارون. اما پرواز/ حرف درست مستقل از وجود من و تو و مصداقی و رجوی و خمینی نه تنها در خاطر که راهش رو به زندگی سیاسی همه ما باز می کنه!


من که ظاهراً مدتیه بطور کامل چه در پس پرده و گاهی اوقات هم بنابر اجبار در پیش پرده سانسورم. اما اگه یادتون باشه بارها و به دفعات نوشته بودم که شیوه کار مصداقی خیلی شبیه شیوه کار جمشید تفرشی یه (تفرشی یه سری از کثافتکاریهای پشت پرده رجوی در اواخر دهه شصت تا میونه دهه هفتاد رو که جداشدگان شریفی هم، عنوان کرده بودن بعنوان صدای جدا شده ها به اسم خودش ثبت و مصور و منتشر کرد. عاقبت امر هم در یه خودزنی چاپ شده در روزینامه رجوی اعتراف؟! کرد نه تنها همه حرفهاش دروغ دیکته شده توسط اطلاعات رژیم بوده! بلکه مثلاً به چشم خودش دیده که خانبابا و بنی صدر و ... هم حقوق بگیرهای اطلاعات رژیمند)!

من با استناد به اون تجربه عرض کرده بودم واسه مصداقی با این شیوه صاحب عله شدنش هم تنها لازمه که ایشون مثل تفرشی یه خودزنی آگاهانه (یا ناآگاهانه)، بکنه تا فرقه رجوی بااستناد به اون خودزنی همه افشاگریهای حقیقیی هم رو که سایر جدا شده های نیالوده به رژیم از کثافتکاریهای رجوی شریف در پشت حصارهای پادگان اشرف و ... و قرارگاه لیبرتی کرده ان با اثبات وابستگی، سادگی، گول خوردگی و یا هر ضعف دیگه مصداقی به یغما ببره!

در همین راستا بخصوص در مورد نامه سرگشاده مخالفین حمله به ایران، من به اندازه بسیار زیادی در همین سایت شما که هنوز هم باید قابل بازیافت و دسترس باشه، هشدار دادم ولی طبق معمول لیچار شنیدم و در بهترین حالت سانسور شدم. اما حالا می بینیم، متاسفانه یا خوشبختانه اونچه رو که من سالهاست راجع بهش هشدار میدادم اتفاق افتاده و سودش متاسفانه به جیب ولی فقیه در تبعید داره میره و ضررش به جنبش دمکراسی و برابری طلب، مخالف جانیان حاکم داره میرسه!

حال که به هرتقدیر به این ناکجا رسیده ایم، خوبه یه ذره هم به حرف من عنایتی بکنین و همونجوری که یه زمانی از رنگ چشای فلانی واسه رهبری جنبش دلیل میاوردیم(؟!)، امروز هم با طناب متاسفانه (اگاهانه یا ناآگاهانه)، نه چندون قابل اعتماد مصداقی انتقادهای واقعی ضد رجوی شریف رو به هرز و یغما و تاراج نبریم!

اگرچه همونطور که فرمودین "نظرات تو آزار دهنده و تکراری است رفیق سائل و منتشر نمیشود"! حرفهای من اینبار هم ممکنه تکراری بنظر برسه اما حقیقی و انذار دهند ست و بهتره بجای سانسور و جرجیس سازی همیشگی مون از من، اینبار کمی تامل کنیم! بقیه ما دوستان و رفقای رجوی گزیده هم ؛ لطفاً دقت کنید و کنیم که در دفاع از مصداقی درست به اون وادیی که چشم بسته از رجوی شریف دفاع میکردیم، نیافتیم!


دوستان، رفقای شفیق، من فکر می کنم تا جاییکه به دارودسته رجوی مربوط میشه باید به یه مسئله اساسی تر هم باید پرداخت و اون اینکه؛ پیش از اونکه یه بار دیگه هم بعد از ده سال یادمون بیفته کمپین و اینجور چیزها لازمه، از همین امروز باید که واسه نجات رفقامون از حصارهای هزار اشرف کاری بکنیم. لطفاً تا دوباره به قیمت جون صد/چندصد نفری دیر نشده، کاری کنیم!
آی نفرین بر دجال و دجالیت در همه اشکالش!

مخلص همه جانهای شیفته آزادی و برابری،
بر و بچه های هزار اشرف یادتون نره!

رفیق سائل.

ناشناس گفت...

اسمال اقا سلام!!

خب دیگه،کم کمک خانم حبشی هم داره یه چیزایی حالیش میشه!
مبارک است ایشاالله!!
زنده باد یلان سرفراز ارتش آزادی بخش مردم ایران

شیربرنج

ناشناس گفت...

منیژه خانم
خیلی ممنون که علیرغم اینکه نیازی به پاسخ نبود ولی با این حال بنده نوازی کردید و از وقت استراحت تان زدید تا به کامنت بی ارزش ام جواب بدهید. خانم عزیز جوابم به شما این است که اینجا مطلقا رفیق کسی نیستم و کسی را نمی شناسم و مخصوصا مثل شما اهل طعنه زدن نیستم و اگر هم می پرسم انسانیت تان کجاست اخلاق انسانی تان کجا رخت بسته سوالم جدی است چون باند بازی و رفیق بازی در دنیای سیاست متنفرم. اینجا می بینم که که شما به خاطر فقط دفاع از رفیقتان به همه می تازید و زیر رگبار سیم جیم می خواهید مجبور کنید که بگو مرزت با رژیم چیه چند تا مقاله علیه رژیم نوشته ای پس اگر ننوشته ای خفه شو بذار رفیق ما هر تهمتی خواست بزند هر داستانی که خواست سر هم کند .
خانم جان گفتم اصلا آن آقای نقاد رفیق تان اطلاعاتی قبول؟ شما حرفش را نقد کن چرا بیخود از او سابقه گذشته اش را می پرسید؟ شما که وکیل مدافع هستی و باید مثلا مدافع حق باشی وقتی بجای فکر کردن در رفتارتان فقط مسخره می کنید و نعل به نعل هر سوال را به خودم بر می گردانید پس وای به حال دگران.
یک ایرانی دیگر

جواد گفت...

یک ایرانی دیگر که حالا ظاهرا وکالت عناصر اطلاعاتی را قبول کرده، ضمن تایید تلویحی اطلاعاتی بودن رفیقش با وقاحت مدعی میشود:

خانم جان گفتم اصلا آن آقای نقاد رفیق تان اطلاعاتی قبول؟ شما حرفش را نقد کن چرا بیخود از او سابقه گذشته اش را می پرسید؟

شرم و حیا هم خوب چیزیست که در دو کس بافت می نشود یکی در عناصر اطلاعاتی رژیم یکی هم از چپ ایرانی در تمامیت طیفش.
سطح نازل از آزادیخواهی و مفهوم آزادی را بنگرید.
آقا یا خانم ایرانی! عنصر اطلاعات چه حقی دارد که در دیالوگ اپوزیسیون وارد شود. مگر نقد در اپوزیسیون پدیده بی ارزشیست که هر لات چاقوکش و هر اطلاعاتی رذل و هر نوکر بیگانه سرش را در آن فرو کند؟
البته که اجازه نباید داد که تحت عنوان نقد و انتقاد هر ناکسی بیاید و آب را گل آلود کند.
البته که باید فرد مشخص باشد که موضعش در کجای اپوزیسیون است ؟

منیژه حبشی گفت...

«ایرانی خشمگین» گرامی،
دقیقا به دلیل اینکه مواضع این جناب را که شما میگوئید دوست شما نیست(قبول)، را بیربط میبینم نظرم را مینویسم. آیا نوشته من طعنه است یا نام شما؟ آیا نوشته من طعنه است یا جعل گفته آقای یغمائی( مصداقی کبیر)؟
نه گرامی، یک سوزن به خود بزنید، یک جوالدوز به دیگری!
ضمنا فرق است بین اینکه دوست و رفیق کسی باشیم و یا مواضع کسی را برحق بدانیم. همانطور که نوشتم خوشحال خواهم بود اگر رفیق امثال آقای مصداقی باشم که متاسفانه در دوقاره با دو مسیر متفاوت زندگی امکانش را نداشته ام، اما با اکثر قریب به اتفاق مواضع ایشان کاملا موافقم و آنرا برحق میدانم.
واقعا چه خوش گفت: از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست!

ناشناس گفت...

مقاله جناب فرخ حیدری (علیه آقای مصداقی) که به اسم همسرش منتشر شده:

http://mina-entezari1.blogspot.nl/2016/10/blog-post.html

نشان میدهد که ارتجاع مغلوب، همچون خود رژیم، منتظر کوچکترین اشتباه منتقدین خویش است تا آن را پیراهن عثمان کرده و عوامفریبی کند.
اگر نویسنده اصلی این مطلب، زیر مقاله فوق (مقاله همسرش) کلی بازارگرمی کرده، تقصیر ندارد.
نباید با اشتباه و خودرایی ، به پادوهای اورسورواز ، همچنین به تفاله های رژیم، بهانه داد تا وقاحت و رذالت را به اوج رسانند.
فقط فرخ حیدری ها تقصیر ندارند. شیدا

ناشناس گفت...

جناب جواد و منیژه خانم
شما سخن را نقد کن نه صاحب سخن را عزیز من.
اطلاعاتی واقعی همانهایی هستند که آن جناب را سر کار گذاشتند و حالا هم دارند به ریش همه ما می خندند.
اینکه کسی به این مهم پی ببرد و تلاش کند دروغ را از راست جدا کند که دیگر اطلاعاتی نمی شود.
خوب ششد شما هم همین یک لعت را بلد شده اید که هر جا ریشتان گیر کرد داد و فریاد برآرید که اطلاعاتی ست.
درست مثل آخوندها. آنها هم هر جا در جواب گیر می کنند داد می زنند که آی بیا کمونیست آی بیا منافق آی بیا آمریکا..
خدا عمر با عزت به همه تان مخصوصا به شما و منیژه خانم وکیل و ...عطا کند که خوب بلدید با کلمه بازی کنید برای در رفتن از مسئولیت جواب دادن. ضمنا نفهمیدم چرا اگر اسمم را بنویسم "یک ایرانی دیگر " که با "یک ایرانی " اشتباه نشود کسی را مسخره کرده ام!

یک ایرانی دیگر

جواد گفت...

عزیز جان من نگفتم اطلاعاتی. شما گفتید.
من میگویم اینقدر برایتان مرزبندی با رژیم و ایادیش کمرنگ و بل بیرنگ است که روز روشن میگویی به فرض هم که اطلاعاتی ( اصلا اطلاعاتی. قبول؟) تو بیا حرفش را نقد کن.
عزیز من مگر من با رژیم و جلادانش از این شوخیها دارم. اطلاعاتی روز روزش در حیابان جواب مردم را باید بدهد. کدام نقد کدام شوخی. مگه دنیا بی حساب و کتاب است.
من در مقام دفاع از کسی نیستم ولی خیلی بیزارم از این که می بینم با این به اصطلاح روشنفکر بازیهای مبتذل، فرصت را غنیمت شمرده برای کین کشی از مصداقی به میدان می آیند. اشتباه نکن اگر آن توطئه وزارت اطلاعات هم باشد؛ که البته هنوز مشخص نیست و چه بسا تمام داستان واقعی باشد؛ ادامه آن به اینصورت توسط شماها برای تخریب چهره مصداقی هیچ نفعی به مبارزه نمی رساند. خداوند ملت ما را از شر چپ نجات دهد.

جواد گفت...

عزیز جان من نگفتم اطلاعاتی. شما گفتید.
من میگویم اینقدر برایتان مرزبندی با رژیم و ایادیش کمرنگ و بل بیرنگ است که روز روشن میگویی به فرض هم که اطلاعاتی ( اصلا اطلاعاتی. قبول؟) تو بیا حرفش را نقد کن.
عزیز من مگر من با رژیم و جلادانش از این شوخیها دارم. اطلاعاتی روز روزش در حیابان جواب مردم را باید بدهد. کدام نقد کدام شوخی. مگه دنیا بی حساب و کتاب است.
من در مقام دفاع از کسی نیستم ولی خیلی بیزارم از این که می بینم با این به اصطلاح روشنفکر بازیهای مبتذل، فرصت را غنیمت شمرده برای کین کشی از مصداقی به میدان می آیند. اشتباه نکن اگر آن توطئه وزارت اطلاعات هم باشد؛ که البته هنوز مشخص نیست و چه بسا تمام داستان واقعی باشد؛ ادامه آن به اینصورت توسط شماها برای تخریب چهره مصداقی هیچ نفعی به مبارزه نمی رساند. خداوند ملت ما را از شر چپ نجات دهد.

ناشناس گفت...

آقای یغمایی سلام.
باز هم نه در دفاع از شخص مجید، شخص مهرداد یا "یک ایرانی دیگر" (هیچکدوم رو نمی شناسم)، بلکه در دفاع از آزادی بیان غلط یا درست!

برادر جون عاقبت جرجیس سازی منتقد به جایی رسیده که :
چپ ایران = خیانت قرار داده میشه (خمینی و رجوی چنین جسارتی نکردند)!
منتقد مصداقی = حقه باز قرار داده میشه، (منتقد رجوی میشه معاند و اطلاعاتی)!
اگه نوشته ای بر علیه رژیم یا رجوی نداری، حق انتقاد از مصداقی هم نداری= خط بیست-هشتاد رجوی! "خداوند ملت ما را از شر چپ نجات دهد"، یا حرفهای صد من یه غازیِ دایی جون که انگار نمی فهمه داره تبلیغ رجوی رو می کنه!
و ...

برادر عزیز پرنده (چه من باشم، تو یا مصداقی)، مردنی ست؛ ایده و نظر (اعم از موافق یا مخالف)/پروازه، که بخاطر سپردنیست! نازنین مسولیت ما و ایضاً تو بیش و پیش از دفاع از پرنده دفاع از حقیقته! مهربون پرواز رو که به جرم تکراری بودن حذف نمی کنن، بلکه ازش یاد میگیرن چطور از سقوط با کایت به طیاره و موشک و سفینه و فضاپیما پرواز کنند!

برادر جون در غرب آزادی سیاسی رو با حفاظت از حق اقلیت/منتقد/مخالف می سنجند! بدین معنی که برادر جون بخش نظر نه واسه هورا و هوار کشیدنه بلکه واسه نظر مخالف رو شنیدنه، اگه غیر اینبود که توی حصارهای رجوی ساخته و خمینی ساخته همه یه نظر داشتند؛ نظر رهبری! اگه قراره که بخش نظر مثل جلسات تف بارون و انقلابوندن رجوی شریف باشه؛ چرا ما از اون معرکه در اومدیم؟ اومدیم که کمیک تر و تراژیکترش رو برپا کنیم؟!

حالا هم اگه دلت خواست در ادامه سیاست جاریت، نور به قبر محرمعلی خان ببارون. اما پرواز/ حرف درست مستقل از وجود من و تو و مصداقی و رجوی و خمینی نه تنها در خاطر که راهش رو به زندگی سیاسی همه ما باز می کنه!


من که ظاهراً مدتیه بطور کامل چه در پس پرده و گاهی اوقات هم بنابر اجبار در پیش پرده سانسورم. اما اگه یادتون باشه بارها و به دفعات نوشته بودم که شیوه کار مصداقی خیلی شبیه شیوه کار جمشید تفرشی یه (تفرشی یه سری از کثافتکاریهای پشت پرده رجوی در اواخر دهه شصت تا میونه دهه هفتاد رو که جداشدگان شریفی هم، عنوان کرده بودن بعنوان صدای جدا شده ها به اسم خودش ثبت و مصور و منتشر کرد. عاقبت امر هم در یه خودزنی چاپ شده در روزینامه رجوی اعتراف؟! کرد نه تنها همه حرفهاش دروغ دیکته شده توسط اطلاعات رژیم بوده! بلکه مثلاً به چشم خودش دیده که خانبابا و بنی صدر و ... هم حقوق بگیرهای اطلاعات رژیمند)!

من با استناد به اون تجربه عرض کرده بودم واسه مصداقی با این شیوه صاحب عله شدنش هم تنها لازمه که ایشون مثل تفرشی یه خودزنی آگاهانه (یا ناآگاهانه)، بکنه تا فرقه رجوی بااستناد به اون خودزنی همه افشاگریهای حقیقیی هم رو که سایر جدا شده های نیالوده به رژیم از کثافتکاریهای رجوی شریف در پشت حصارهای پادگان اشرف و ... و قرارگاه لیبرتی کرده ان با اثبات وابستگی، سادگی، گول خوردگی و یا هر ضعف دیگه مصداقی به یغما ببره!

در همین راستا بخصوص در مورد نامه سرگشاده مخالفین حمله به ایران، من به اندازه بسیار زیادی در همین سایت شما که هنوز هم باید قابل بازیافت و دسترس باشه، هشدار دادم ولی طبق معمول لیچار شنیدم و در بهترین حالت سانسور شدم. اما حالا می بینیم، متاسفانه یا خوشبختانه اونچه رو که من سالهاست راجع بهش هشدار میدادم اتفاق افتاده و سودش متاسفانه به جیب ولی فقیه در تبعید داره میره و ضررش به جنبش دمکراسی و برابری طلب، مخالف جانیان حاکم داره میرسه!

حال که به هرتقدیر به این ناکجا رسیده ایم، خوبه یه ذره هم به حرف من عنایتی بکنین و همونجوری که یه زمانی از رنگ چشای فلانی واسه رهبری جنبش دلیل میاوردیم(؟!)، امروز هم با طناب متاسفانه (اگاهانه یا ناآگاهانه)، نه چندون قابل اعتماد مصداقی انتقادهای واقعی ضد رجوی شریف رو به هرز و یغما و تاراج نبریم!

اگرچه همونطور که فرمودین "نظرات تو آزار دهنده و تکراری است رفیق سائل و منتشر نمیشود"! حرفهای من اینبار هم ممکنه تکراری بنظر برسه اما حقیقی و انذار دهند ست و بهتره بجای سانسور و جرجیس سازی همیشگی مون از من، اینبار کمی تامل کنیم! بقیه ما دوستان و رفقای رجوی گزیده هم ؛ لطفاً دقت کنید و کنیم که در دفاع از مصداقی درست به اون وادیی که چشم بسته از رجوی شریف دفاع میکردیم، نیافتیم!


دوستان، رفقای شفیق، من فکر می کنم تا جاییکه به دارودسته رجوی مربوط میشه باید به یه مسئله اساسی تر هم باید پرداخت و اون اینکه؛ پیش از اونکه یه بار دیگه هم بعد از ده سال یادمون بیفته کمپین و اینجور چیزها لازمه، از همین امروز باید که واسه نجات رفقامون از حصارهای هزار اشرف کاری بکنیم. لطفاً تا دوباره به قیمت جون صد/چندصد نفری دیر نشده، کاری کنیم!
آی نفرین بر دجال و دجالیت در همه اشکالش!

مخلص همه جانهای شیفته آزادی و برابری،
بر و بچه های هزار اشرف یادتون نره!

رفیق سائل.

منیژه حبشی گفت...

جواد گرامی، واقعیت اینست که کدام چپ؟ اینها برچسب چپ را با درجه ژنرالی عوضی گرفته اند و چون در دوره ای به آنها عنوان چپ داده شده حالا آنرا مانند یک سردوشی به خود چسبانده و تصور فرماندهی مبارزه را دارند! بی آنکه حتی از شدت خودخواهی (یا شاید منفعت طلبی) اساسا دشمن را بتوانند تشخیص دهند!
روزگار غریبیست نازنین!

ناشناس گفت...

جناب جواد
شما که متخصص مرزبندی هستی بفرما مرز انتقاد از تخریب کجاست؟ چه رنگی است؟ بر چه اساسی است؟ و گرنه نازنین شما هم همان راهی را دارید می روید که خمینی رفت. خمینی هم در ابتدا شاید اینقدر ها هم جانی نبود اما به مرور چون هر نقد و انتقادی را دشمنی با جمهوری اسلامی اش می دانست کارش از شکستن قلمها در روزنامه آیندگان به کشتار 67 رسید.
شما بفرمایید مرز تحمل دمکراتیکتان کچاست عزیز جان. ضمنا فراموش نکن که به صرف تهمت این یا آن جناب کسی اطلاعاتی نمی شود. پس بجای کنکاش در اینکه کی اطلاعاتی است و کی نیست کی چپ است کی راست بیایید حرف گوش کنید. خوب و بدش را نقد کنید. می دانم که سخت است اما با تمرین و حوصله موفق خواهید شد.

یک ایرانی دیگر

ناشناس گفت...

خانم منیژه
چپ یا راست شما بجای مسخره کردن بفرمایید نقد درست بکنید از حرفها. مشکل همگی ما بطور عام و شما مدافعان آن جناب بطور خاص این است که تحمل دیدن رنگهای متفاوت را نداریم.تمام وقت در حال جبه گرفتن و به فکر کوبیدن دیگرانی هستید که ایدهای شما را به چالش کشیده اند. شما خطی فکر می کنید و تجربه نشان داده است که خطی فکر کردن راه جز به دیکتاتوری نمی برد.

یک ایرانی دیگر

جواد گفت...

ایرانی محترم وقتی شما خودتان به زبان اشهدتان میگویید که اصلا مهم نیست که پرسنده و نقدکننده اطلاعاتی هست و یا نیست این بی مرزی است.
اگر از رنگش می پرسید من به صراحت بگویم که رنگ این مرز ، سرخ است به سرخی خون شهیدان آزادی
و البته که من بیشرم نیستم که روی این مرزبندی پا بگذارم و تحت عنوان نقد و پرسش با دشمنان میهنم به دیالوگ انتقادی بنشینم. البته که وقتی از کلام فردی بوی کریه بی مرزی و احیانا مزدوری بمشام برسد با او همکلام نمیشوم. افاوت بین نقد صادقانه و استهزا برای من یکی خیلی واضحست و این کار در هر حال چنانکه نوشتم آب به آسیاب دشمن میریزد.
خمینی هم مرز داشت . البته که داشت . خامنه ای هم مرز دارد . خوب که چه؟ خامنه ای و خمینی هم نفس میکشند خوب یعنی چه؟ نفس کشیدن بد است؟ این جه استدلال کودکانه ایست. در عالم سیاست همه مرز خودشان را دارند. یکی مثل خمینی مرزهای ضدانقلابی خودش را دارد. بکی هم مثل شهدای آزادی مرزهای آزادیخواهانه خود را داشتند و وقتی دیدند که مراعات نمیشود تا پای جان بر آن ایستادند.
در هر حال هدف از به زیر سوال بردن این بحث چیست؟
در یک کلام شما تسویه حساب می کنید واصلا درد میهن ندارید. والا آیا این بحث که اینقدر رویش پافشاری می کنید آیا یک بحث استراتژیک است؟ آیا بر شما محرز شده که دروغ و بازیست؟ در مقاله آهنگر دقت کنید او در نقد مصداقی تا شستن دست آخوندها جلو میرود اگر ذره ای درد وطن داشت( به فرض اشتباه بودن حتی ) مطمئنم که راه بهتری می جست ولی به عقیده شخصی خودم فقط هدف یک تسویه حساب بسیار کودکانه و استفاده از فرصت پیش آمده است. بسیار شرم آور است. بسیار شرم آور. این است معنای درد وطن؟ هیهات هیهات که دشمن چه می کند و ژنرالهای چپ چه حقیرانه ..... راه او را هموار میکنند.

ناشناس گفت...

جناب جواد
شما که جوال خوب به تن چپ فرو می کنید لطفا یک سر زون هم به آن جناب بزن که بازی خورد از اطلاعات و همه و خودش سر کار رفتند و حالا هم حتی یک معذرت خواهی کوچک نمی کند و انگار نه انگار! ضمنا نپرسیدم که آیا خمینی مرز داشت یا نه گفتم خمینی هم مثل سر کار هر نقد و انتقادی را دشمنی با اسلام می دانست. شما اگر مثل خمینی نیستی حالا بفرما بگو در این صد و شصت و پنج کامنت کدام کامنت در انتقاد از آن جناب را درباره این نوشته تخریبی نمی دانی؟
همین را بگویی کافی ست برایم . ضمنا از مضمون هیچ یک از این صد و شصت و پنج کامنت نمی شود نتیجه گرفت که نویسنده اش اطلاعاتی است. اینرا هم قبول کن.

یک ایرانی دیگر

منیژه حبشی گفت...

جواد گرامی رها کنید! کسی که خود را به خواب زده نمیشود بیدار کرد.

ناشناس گفت...

جواد گرامی
ولشون کن اینا آدم نیستن اصن ! اینا ارزش جواب دادن ندارن که.
ما خودمون تنا راس و درس میگیم.


یک ایرانی دیگر

esmail گفت...

کاربران گرامی
شمار زیادی کامنت فرستادید که من منتشر نکردم برخی را منتشر کردم و امروز چند میل رسید که چرا من او را کبیر دانسته ام! بدون اسائه ادب میخواهم بگویم یکی از مشکلات خارج کشور ضعف در زبان فارسی و اشتباه فهمیدن است من در یاداشتی نوشته آقای ایرج مصداقی انسان کبیری است و احتیاج به وکیل مدافع و قیم ندارد معنایش این است که کبیر است و صغیر نیست کیک ترم حقوقی است و الان هم معتقدم او انسان کبیری است و قیم نمی خواهد شما کبیر بنده را مترادف کورش کبیر و داریوش کبیر گرفته اید که برمیگردد به شناختتان از زبان فارسی.
با پوزش و امیدوارم مساله روشن باشد

جواد گفت...

مقاله آقای مصداقی را در لینک زیر بخوانید..

http://www.pezhvakeiran.com/indexm2.php?id=82335&pg=مقاله