ما منتقدیم ما حق داریم منتقد باشیم. ما مخالفیم . ما حق داریم مخالف باشیم.باید سخنان منتقدان و مخالفان و همرزمان را شنید.هیچکس کامل نیست واگر خود را کامل بپنداریم بدون آنکه حتی بخواهیم اندک اندک به سنگلاخ جباریت پای خواهیم گذاشت ولی متاسفانه تاپایان هرگز نه خواهیم فهمید و نه قبول خواهیم کرد که در چه تراژدی و فاجعه ای به بند کشیده شده ایم.دموکراسی حرف نیست یک فرهنگ است باید آنرا شناخت پذیرفت وبه آن عمل کرد. آنان که با کلماتی درشت و پر طنین از دموکراسی سخن میگویند ولی در جزئی ترین کارها دمادم دموکراسی را زیر پا میگذارند دروغ میگویند.مشکل اصلی تاریخ ما امیختگی مذهب و سیاست است. تمام کسانی که صادقانه حتی راه نجات را در حکومتی مذهبی یافتند یا ایدئولوزی برخاسته از مذهب را راهنمای عمل قرار دادند جز به کمک ارتجاع و تیره روزی مردم بر نخاستند. اینان در پایه ها از همان مردابی تغذیه میکردند و می کنند که ملایان حاکم میکنند. باید به مذهب به عنوان مسئله ای شخصی احترام گذاشت ولی باید سوداهای رنگین و مسموم برپائی حکومتی که مذهب ذر آن رسوخ داشته باشد را با تمام مدعیانش به زباله دان ریخت. برای درک این حقیقت باید تاریخ ایران و اسلام و بخصوص تشیع را شناخت.نور!نور باز هم نور بیشتر. پشت درهای کهنه و پوسیده متوقف نشویم. نترسیم! درها را بشکنیم و بگذاریم نورحقیقت و شناخت ما را از این همه کهنگی و ارتجاع بشوید. هرگز فراموش نکنیم که زندگی مادی ما سایه و باز آفریده اعتقادات و باورهای ماست. .

روی تصویر کلیک کنید

ه‍.ش. ۱۳۹۵ شهریور ۲۴, چهارشنبه

از بغداد تا تیرانا: پایان سی سال حضور مجاهدین خلق در عراق

۳ نظر:

ناشناس گفت...

حالا بيكاران و علافهاى سياسى صبح تا شب جيغ بنفش سوزش بكشند. اين پيروزى ديپلماتيك مجاهدين در گرفتن همكارى محورى از آمريكا براى دست اندركاران وزارت خارجه تنها إبر قدرت اين دوران قابل فهم اما براى وادادگان سياسى كودن در جيب آخوندها غير قابل هضم.
تا مىتوانيد جيغ بنفش ضد امپرياليستى و ارتجاعى ًاسلام عزيزً بكشيد.
ستاره

مش باقر گفت...

آقاجون اگه اینطوریه شما شکر خوردین یعنی ... خوردین با شاه مرحوم مبارزه کردین بزرگترین قدرت اونو قبول داشت شما چرا اسلحه برداشتین علیه اون راستی رو که نیس

ناشناس گفت...

شوخى مى كنى مش باقر، تو هنوز در هواى چهل سال پيش هستى؟ اى بابا شوروى رفت كه رفت، چين چهار نعل در حال آدابتاسيون است، يازده سپتامبر شد و تَر و خشك را در كوره انداختند و جهان شد كه آنچه شد. تو هنوز به فكر جامعه كره شمالى در زمين و جامعه كمونيستى در كره مريخ و چايى و روضه هاى قديمى هستى . آنهم در هواى عالى اروپا و آمريكا. مش باقر چايى را بچسب و وراجى هاى قديمى. حتما فرجى حاصل مى شود.
بعضى از رفقا مشگل دارند با خودشان، كمى پاى فرزندان خود كه بنشينند مى فهمند با اين تفكرات قديمى با تفكر ملا نصرالدين و ميخ طويله آش غرقى ندارند.
ستاره