مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۵ مهر ۱۵, پنجشنبه

روضه خوانهای قدیم و جدید و بشارت زنده بودن شیر! اسماعیل وفا یغمائی

ای دوستان بشارت!چون شیر زنده است
سرحال و چاق و چله و شنگول و گنده است

فقیر علاقه ای به نوشتن این یاداشت نداشتم و ترجیح میدادم بجای این چند خطی به تحقیق روی تاریخ ایران اضافه کنم ولی متاسفانه آقای جا افتاده بسیار محترمی که مدت زمانی است پیکر همشیره خود را به مصداق عبارت «الکاسب حبیب الله» به قناره دکان قصابی خود آویزان کرده و مشغول چوب زدن است در نوشته اخیرش که در سایتهای با فرهنگ مقاومت!!منتشر شده بجز ساطوری کردن مجدد همشیره مظلومش یکی دو تا لگد «ایدئولوژیک- استراتژیک- قاطرولوژیک»  به فقیر زده است که در این لینک میتوانید ملاحظه بفرمائید  «لینک. جیغ بنفش و دکان سوخته» این بزرگوار که یکی از شاخصهای «فرهنگی- ادبی- تربیتی»انقلاب درونی جناب شیر (اسدالله الغایب ادام الله عمره و عزه . به علی میگفتند اسدالله الغالب به ایشان باید گفت اسدالله الغایب شیرغایب خدا که عمر و عزتش دراز باد!)  است فقیر را «شاعر فضولاتخوار» خوانده است. من قبلا در یکی دو نوشته منجمله«لینک.چرا حیرت میکنیم!باور کنیم! »  و«لینک.ابراز نگرانی».  و  «لینک.آیا می شود حرف زد؟»بقایای این پیرمرد نازنین و بزرگوار و مودب را تا حدی آنالیز کرده ام و بیش از این لازم نیست، یعنی نمی ارزد، من   واقعا دلم نمیخواست و نمیخواهد چیزی بنویسم ولی من باب بشارت و نیز کمک میخواهم بگویم..........ادامه

۱۰ نظر:

ناشناس گفت...

مرضیه
بسیاری اوقات از خواندن مطلب ؛ منطقی و علمی بسیار لذت می برم به نحوی که احساس می کنم تماما جذب سلولهای بدنم می شود.
باید اعتراف کنم که لذتی که از خواندن این مطلب بردم دست کمی از این سنخ مقالات علمی نداشت. ولی چرا؟
اول اینکه زبان استفاده شده در آن بسیار روان و قابل فهم برای همه است
دوم اینکه دامنه ی نفوذ این مطلب از سطح یک عده روشنفکر فرا تر رفته و عصاره مطلب را تا عمق بیشتری از سطح جامعه جاری می کند.
سوم اینکه در وقت و انرژی گذاشته شده برای تفهیم عصاره کلام ؛ صرفه جویی بسیاری می شود؛ چرا که زبان بکار گرفته شده بسیار روان است.
با تشکر از جناب آقای بغمایی

خدیجه آجیده گفت...

میدانم که نظر من منتشر نمیشود ولی خودت میخانی بس است.این مقاله برای بار دیگر نشان داد که حرف مجاهد خلق محمد اقبال چقدر در مورد تو درست است درود بر آقای اقبال و حقگوئی اش و روسیاه همه واداده های مفتخور

ناشناس گفت...

jenabe agai jaghmaei ba arz Salam in janeb na modjahed hastam na tarafdare shama ama beonvane jek azadikhah ke az Zolme Akhondhai vatani Be kharej penah avardam va be onvne jek Sosialist ke Otopi fekri man ast, man Vaghan jand sael daram , Jerah Shoma har kas ke sohbati kard be darost va ja ghalat , chera shoma masud rajavi Shalaghkas mikonid, aja rasme azadikhahi in ast, ke Gonahe digari Be pai Digari Nevest, Aja agar khodai nakarde man Be shoma Tohin konam Baisti Digari pasokhgo baschad, Hata Dar jomhori adamkharan ham bar in Ghaede nist , ama Shoma be onvane jek penahande ke Modei Domokrasi va Ensani va Jek Shaer fakr namikoni ke Ba moschti bisavad va Kodan robero hasi? ari hame estebah mikonnand , Tnha kasi ke Estebah namikonad Mordagan Hastan, Rasme Javanmardi Va Ensani Nist Aziz
Ama Shoma Khod dani, Aja rasme Domekrati in Ast Ke Shoma Ejaze Midahid Har Kas az har Kanali Be Rajavi va Ja beghol Shoma Rajaviha Derazkash konnand Ama Sokot , vali Agar Kasi Be in panjtane Ale Aba harfi Zanad Vai Mosibata
Ba arz Adab jk Avare farhng Posid
va ba Tazim Be tamme Azadikhahn

ناشناس گفت...

گنه کرد در بلخ آهنگری زرن در شوشتر سر مسگری
جناب آقای یعمای گیرم که اقبال بد کرد گیرم که ایشون به شما توهین کرد چرا شما هر کسی چه به عمد ویا صدو به شما توهین کرد مسعود رجوي را شلاقکش میکنی آیا دمکراسی که شما یاد گرفته ای چنین است آیا شروط دمکراسی شما این است هر کس به مسعود رجوي و بقول یارانت رجوی ها توهین کند مجاز است اما این آقایان که لباس چرکین حسین شریعتمداری بتن کرده وقلمش به دست آزادند جناب استاد شرم انسانی است اصول دمکراسی اجازه نمیده که اشتباه دیگران را یقه دیگری .گرفت در کجایی دمکراسی نوشته که اگر کسی اشتباه کرد باید دیگری را شلاق زر آیا یک این همه توهین که آقای مصداقی به دیگران میکند برایت سوال شده است آیا وجدانت از این همه دروغ بدرد آمده یک بار برای امتحان هم که شده فکر کردی و یا باز اشتباه من هم باز رجوی شلاقکش خواهی کرد

ناشناس گفت...

سمندر
خانم اجیده با این نظر شما موافقم مخصوصا قسمتی از نوشتار که این پیر مرد میفرماید
ترا به خدا انحطاط کامل انسانی و میزان پستی و دنائت را می بینید؟
حقیقتا این جمله زیباست به قول اقای یغمائی گویا که این پیرمرد روبروی اینه نشسته و دارد همان ذات را که خودش است به نمایش میگذارد این پیرمرد بی چاره در زندگی مگر چه دیده یا در دف تر کار بوده یا هسار اشرف و لیبرتی و یا مقر اوبر سورباز فرحنگ او در همین وادی است و انچه در نشست های غوسل و عملیات جاری بر روی او طیغ میکشند را منعکس کرده او مثل اینه باز تاب یک فرحنگ را بازگو میکند فرهنگی که سرتاپایش همین است باور کنید دو روغ نیست عین حقیقت است کافیست سری به نشست های درونی اینها بزنید خواهید فهمید که پیرمرد داستان ما بی تخ سیر است منظور همان تخصیر است اما به این مدل میگوئیم بی تخ سیر

esmail گفت...

عزیز ناشناس که به انگلیسی نوشته ای
سلام
شما یا از روابط این سازمان بی خبری
یا خودت را به بی خبری زده ای
وقتی مقاله در همبستگی ملی نشر میشود و با پیشینه دهها مقاله از همین سنخ من مشکل را در بالا میبینم
امیدوارم روشن باشد
با تشکر

ناشناس گفت...

با سلام، من اول مقاله آقاى اقبال را خواندم و سپس رفتم مقاله خانم عاطفه را خواندم و امروز هم مقاله شما را ديدم، من اين موضوعات و نوشته هاى طرفين را دنبال كرده ام، البته اعتراف مى كنم كه مقالات سابق شما در مورد اقايى اقبالى را نديده بودم. دوبار مقاله شما را خواندم شايد در آن جوابى براى حرفهايى كه آقاى اقبال زده پيدا كنم، نكردم، شما چرا يك ذره به محتوا نمى پردازيد؟، اقبال بالاخره حرفهايى را عنوان كرده، شما فقط يك جمله آخر مقاله او را آورده ايد، آيا اين برخورد شما ناشى از برخورد دموكراتيك شماست؟ منهم با كسانى كه مى گويند شما چرا آقاى اقبال را بهانه كرده و آقاى رجوى را شلاغ كش كرده ايد موافقم. اين مراوده شما غلط است جناب يغمايي، شما چكار داريد اقبال پيرمرد است يا جوان است يا بى عقل است يا عقل دارد، شما به حرفهاى او بپردازيد، اگر غلط است خوب بگوييد غلط است. ضمنا متوجه نشدم چرا در پايان به داستان محمد پيامبر اشاره كرده ايد

حمید ع گفت...

همه میدانیم چیزی که از دهان و قلم محمد اقبال بیرون میریزد خط و خواسته رهبری سازمان است و بدستور انجام میشود. محال است غیر از این باشد، این چیزی است که رجوی تشکیلات اهنین مینامد و به ان افتخار میکند. هیچ فردی در این سازمان بطور فردی حق هیچ تصمیمی و عملی را ندارد. تمام موضع گیریها از بالا به پایین است. افراد فقط عمل کننده دستورات ابلاغ شده از بالا هستند. مثلا وقتی به فحاشی به خانوادها میرسد سازمان تظاهر میکند که افراد مستقلا تصمیم به فحاشی به اعضای خانواده خود گرفتن ولی تماما بدستور رهبری و مسئولان بالای سازمان میباشد. در این مورد مخصوصا باید از اقای یقمائی تشکر کرد چرا که خیلی از فحاشی های این پیر مرد بیمار بر ضد خواهران خودش بوده.
سازمان باید دریابد که این استراتژی انها هزینه دارد و با دریافت جواب دندان شکن و افشای رفتار انها خودشان پیشتر در میان افکار عمومی بی ابرو و ایزوله میشن.
این پاسخ بسیار عمیق ، پر معنی و زیبا نوشته شده. امیدوارم درس عبرتی برای رهبری سازمان باشد.
بجای فحاشی سازمان باید هزاران سئوالی که در مورد عملکرد گذشته و وضعیت کنونی سازمان پرسیده میشه و حتی خیلی از انها در ذهن و تفکر هواداران سازمان است پاسخ دهد. از موضع بالا و سرکوبگرانه برخورد کردن و شعار و فحاشی دیگر کاربرد ندارد.

ناشناس گفت...

بلبل
اقای ناشناس عزیز که میگوئی چرا یغمائی زیاد وارد جزتئیات نشده است من فکر میکنم که اقای یغمائی عدالت را رعایت میکنند و این شیوه خوب است جواب ... های ....هوی است عزیز یعنی عدالت هم همین است باید به اندازه کوپن اقبال خرج کرد نه بیشتر عدالت یعنی همین من هم خیلی موافقم این روش هستم یعنی اگر بخواهم به روش کاسبکارانه یا به تعبیری روش عمل و عکس العمل وارد شویم میبینیم کاملا صحیح است و وزن مقاله اقبال و مزخرفاتش را اگر اندازه بگیریم همین میزان که یغمائی به ان پرداخته میشود یر به یر یعنی برابر و نه بیشتر پس عدالت رعایت شده
در کل بنظرم این روش خوبی است و میتوان گفت جنبه اموزشی هم دارد که یاد بگیریم به هر کس به اندازه خودش بها بدهیم و جواب هر کسی را به اندازه زر هائی که میزند بدهیم این بنظرم عین عدالت است
اما چرا برادر مسعود رهبر عقیدتی این وسط مرغ عذا و عروسی شده است فکر میکنم دقیق نمی دانم ولی فکر میکنم دلیلش این است که هر چیزی اعم از جنس مادی یا جنس معنوی یک رفرانس دارد یعنی این یک یاداوری برای ان رفرانس است
ترجمه رفرانس هم یعنی رجوع به منبع و منشع

ناشناس گفت...

انهائی که خودشان را به پآن راه میزنند بابا ول کنید انصافتان کجاست آخر یک ابله میاید هر چرند و پرندی میخاهد بلغور میکند و به یک شاعر و نویسنده که چهلسال مبارزه کرده و دارد در غربت زندگی میکند و همه میدانند چقدر به میهن و ازادی عشق و علاقه دارد میگوید فضولاتخوار خب غلط میکند که اینطور پر روست بروید گم شوید گورتان را کگم کنید شما حرمت چی را دارید لاتهای بی سرو پا هی به شما نگفتند رویتان زیاد شده است شما به کی بد نگفتید بخدا اقای یغمائی خیلی مودبانه نوشته اگر شعور داشتید میفهمیدید ولی نمی فهمید چون اگر میفهمیدید اینطور بدبخت و مطیع نبودید
ساسان.ج