مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۵ آذر ۲۲, دوشنبه

نگاهی به تاریخ.12 دسامبر.22 آذر 1304خورشیدی آغاز سلسله پهلوی و پایان سلسله قاجار. 12 دسامبر آغاز پایان ساله ساسانی در شکست نینوا

انتقال سلطنت از قاجارها به پهلوی ها، اما ... ـ نگرانی از تحقّق فرضیه قدرت های پیشین. 12دسامبر سال 1925 ميلادی (1304 هجري خورشيدی و در آن سال مصادف با 22 آذرماه) مجلس موسسان که انتخاب اعضای آن پانزدهم آذر تکميل شده بود ظرف پنج جلسه در هفت روز، چهار اصل از اصول متمم قانون اساسی مصوب سال 1906 را اصلاح کرد که برپايه آن، حکومت قاجارها پايان يافت و سلطنت به دودمان پهلوی منتقل شد و دو روز بعد ژنرال رضاخان پهلوی در مجلس شورا
حاضر شد، سوگند وفاداری به قانون اساسی ياد کرد و رضاشاه شد. وي روز بعد (25 آذر) بر تخت سلطنت نشست و نزديک به 16 سال پادشاهی کرد.
     مجلس شورا 43 روز پيش از مصوبه مجلس موسسان، به نام سعادت ملت ايران انقراض قاجاريه را اعلام داشته بود و تا تعيين تکليف نطام حکومتي، برغم مخالفت دكتر مصدق نماينده تهران، موقتا ژنرال رضا پهلوي سردارِ سپه (فرمانده ارتش) و رئيس الوزراء (نخست وزير) را رئيس و مسئول کشور قرار داده بود. در جريان عزل دودمان قاجارها و پيش از اصلاح متمم قانون اساسي، در تهران برسر زبان افتاده بود كه نظام حكومتي ايران «جمهوري» خواهد بود و سردارِ سپه (فرمانده ارتش) هم موافق جمهوري شدن ايران است.
     از لحظه کودتای نظامی فوريه 1921 چنين تغييری قابل پيش بينی بود. ايرانيان از قاجاريه که حکومت آن ازسال 1794 آغاز شده بود به سبب شکست ها، تسليم شدنها، تَن به تجزيه ايران دادنها، پَسرفت ها و ضعف هاي متعدد که نشان داده بود راضی نبودند. قاجارها در اصل مغول تبار و از نسل «قاجار نويان» اميرزاده مغول بودند و پهلوی از مازندران بود و یک ایرانی الاصل.
    انتقال سلطنت از قاجارها به پهلوی ها انجام شد، ولی مقامات دولتی که عمدتا از عوامل لندن بودند تغییر نکردند و همینکه رضاشاه خواست پا بر جای پای نادرشاه بگذارد توطئه خیانت و اشغال نظامی آغاز شد. دمکراسی مصدق که می رفت مدنیّت ایرانی را درخشان سازد سرکوب شد، محمدرضاشاه که سختی زندگی را ندیده بود عملا در چاردیواری کاخ قرار گرفت و در محاصره همان عوامل نزدیک به خارجی و آزمند و وقتی که سخن از تمدن بزرگ به میان آورد، ولی سریعا اقدام به اجرای آن ازجمله انجام انتخابات آزاد نکرد و بیماری خودرا با مردم در میان نگذارد ....
    تحولات 94 ساله ایران، این فرضیه را به اثبات رسانیده است که قدرت های جهانی نگران بازگشت قدرت های پیشین به صحنه ازجمله روم (اتحاد مدیترانه ای ها)، ایران (اتحاد ایرانزمینی ها)، روسیه (احیاء امپراتوری تزارها)، تشکیل دوباره امپراتوری اسلامی (خلافت به سبک امویان، عباسیان و عثمانیان) و احیاء امپراتوری هندوستان (سراسر آسیای جنوب غربی با یک میلیارد و چهارصد میلیون جمعیت) هستند. قدرت های کنونی به همان اندازه از اتمی شدن ایران و خروج آن از فساد اداری ـ اقتصادی نگران هستند که از فعالیت های ژنرال قاسم سلیمانی که یک آرین و برخاسته از میان عشایر جیرفتِ کرمان است. او صاحب فرضیه و تاکتیک نظامی ویژه ای است که قبلا در طول تاریخ وجود نداشت. قدرت ها همچنین نگران خروج روس ها از فساد اداری ـ اقتصادی هستند که پس از فروپاشی آسان و ارزان شوروی، خودشان آن را میان روس ها تولید کردند. قدرت ها می دانند که اگر روس ها دارای یک ژورنالیسم خوب و احساس ناسیونالیستی شوند چه توفانی بپا خواهند کرد. قدرت های معاصر، غیر مستقیم دست چینی ها را برای قدرت شدن باز گذارده اند تا در آینده و تحت فشار جمعیت و پولپرستی این نفوس، سیبری روسیه کم جمعیت را تصاحب کنند و کرملین که احتمالا این را می داند به هند نزدیک شده است که هم دلِ خوشی از چینی ها ندارد و هم ماشین جنگی بزرگی است ـ دولت لندن با نظامی هندی، یکی از فاتحان جنگ های اول و دوم قرن 20 شد.

_______________________________
شکست نظامی ایران در نبرد نینوا (موصل) و آغاز پایان کار ساسانیان و نظم جهانی وقت 12 دسامبر 627 میلادی ارتش امپراتوری ایران در منطقه نینوا (موصل ـ شمال عراق امروز) از ارتش امپراتوری روم شرقی (بیزانس ـ بیزانتیوم Byzantium = Byzantine) شکست خورد و این شکست نه تنها آغاز پایان حکومت ساسانیان بر ایران بلکه نظم جهانی وقت و شروع یک دوران تاریخی نوین بود.
سکه زرّين خسرو پرویز
نهم دسامبر، خسرو پرویز شاه وقت ایران میدان نبرد را ترک گفته و عازم بازگشت به تیسفون شده بود!. تا زمان این بازگشت ناگهانی و بدون دلیل او، اثری از ضعف در نیروهای ایران دیده نشده بود و احتمال شکست نمی رفت!. ژنرال ارمنی ـ ایرانی؛ رهازاد Razad = Rhazad یکانهای نظامی ایران را در این جنگ فرماندهی می کرد. 12 دسامبر با کشته شدن این ژنرال در یک زد و خورد تَن به تَن (دو نفره)، نیروهای ایران دست به ترک صحنه جنگ و عقب نشینی زدند.
در این جنگ که به نبرد Battle of Nineveh معروف است شش هزار نظامی ایرانی کشته شدند. [چنین نبردی اینک در همین منطقه ـ ایالت نینوا ـ میان نیروهای ائتلاف و داعش در جریان است ـ فلسفه تاریخ].
خسروپرویز از سال 605 میلادی به مدت 24 سال بدون اینکه ضرورت داشته باشد متصرفات روم را در همه جهات مورد حمله قرارداده و نه تنها سوریه و فلسطین بلکه مصر را هم تصرف و یک ستون ارتش او تا کنار دیوارهای قسطنطنیه (استانبول) پیش رفته بود. همین پیشروی و پیروزی های نظامی اولیه ایران سبب شده بود که یک ژنرال رومی به نام هراکلیوس با کمک پدرش که او هم ژنرال بود برضد امپراتور Phocus دست به کودتا بزند و زمام حکومت را به دست گیرد و به جان ایران افتد ـ ایرانی که خسروپرویز ژنرالهایش را یکی پس از دیگری کشته، فراری داده و یا خانه نشین کرده بود. قبلا چندبار ژنرال شاهین و ژنرال شهربراز هراکلیوس را شکست داده بودند. هراکلیوس با توجه به کشته شدن ژنرال شاهین و استقرار ژنرال شهربراز در مصر (اسکندریه) و پس از اجابت درخواست کمک از اقوام مهاجر از منطقه آلتایی به بالکان (هونها، آوارها و اقوام تُرکیک زبان) و با کمک نظامی این اقوام عازم جنگ با ایران شد. هر دو امپراتوری می دانستند که دیر و یا زود مورد حمله اعراب مسلمان قرار خواهند گرفت [که در دهه بعد از نبرد نینوا چنین شد] ولی به جای اتحاد، راه جنگ با خودرا پیش گرفتند.
مورخان نظامی شکست ایران در نینوا را به حساب خستگی و فرسودگی ارتش و نبود ژنرالهایی بمانند بهرام مهران (بهرام چوبین)، شاهین و شهربراز در میدان جنگ نوشته اند، بعلاوه خروج ناگهانی شخص خسروپرویز در لحظه حساس از صحنه و بازگشت به تیسفون و پناه بردن به شراب که بزرگان کشور بعدا رای به بازداشت و سپس قتل او دادند و پسرش [شاه تازه] با هراکلیوس (فلاویوس هراکلیوس اوگوستوس Flavius Heraclius Augustus) صلح کرد. ارتش روم شرقی که در چند جنگ با ایران فرسوده شده بود در نبرد یرموک (آگوست سال 636 میلادی) از سپاه اسلام به فرماندهی خالد ابن ولید شکست خورد و سه ماه بعد هم یک سپاه ایران در قادسیه. هراکلیوس تا سال 641 و به مدت 31 سال بر روم شرقی حکومت کرد. 

منبع
http://www.iranianshistoryonthisday.com/farsi.asp   


   

   

هیچ نظری موجود نیست: