مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۷ اردیبهشت ۱۳, پنجشنبه

چهار گفتگو در مورد مقوله امام زمان و فلسفه تاریخ !اسماعیل وفا یغمائی

  امروز بنا به باور روز تولد امام زمانست.مقوله امام زمان ، مقوله نگاه به فلسفه تاریخ در تشیع از صدر تا ذیل است. از بقال محله گرفته تا روشنفکر  و نو اندیش. قرارست قدیسی عرب تبار که حدود سیزده قرن است در چاهی مخفی است بر آید و جهانی را از ظلم و ستم نجات دهد. باور بقال محله بی ضررست ولی وقتی این تبدیل به فلسفه تفسیر تاریخ میشود باید آن را خوب خوب شناخت. چهار گفتگو شاید در این زمینه روشنگر باشد. شاید بتوانیم بدانیم ما انسانهائی اهل خرد هستیم یا چیز دیگر...

۱ نظر:

مسعودعالمزاده/پاريس گفت...

۲ خرداد ۱۳۹۷ /بيست وسه مه دوهزار و هژده/مسعودعالمزاده/پاريس

قصد صحبت از خودم رو ندارم، اينو به عنوان يه مورداجتماعى ميگم.خانواده ى ما توسه سالگى من درانتظار يک مسکن چند ماهى تو جواديه تهران بودکه اون زمان آب لوله کشى نداشت ومردم با سطل وپيت ازشيرفشارى سرکوچه آب شونو تامين ميکردن.جواديه پربودازدرشکه.اتوبوس هاى بنز"دماغ دار" تازه واردشده بود،تاکسى هم لوکس بود.بچه هادنبال درشکه هامى دويدن وميخوندن (هنوز توگوشم هست) :
"درشکه بروگم شو،خانوم تاکسى سوارشو.اگرتاکسى گرونه اتوبوس يه قرونه".
همين يه خط خلاصه ى نيم قرن تحول جامعه ايران ه.

همين بچه سه ساله کمتر ازپونزده سال بعدداشت توهمين تهران پشت جديدترين گامپيوتر دنيا که تنهاآمريکايى هاداشتن وما،کارميکردودوسال بعدتويه مرکزپژوهشى که توش روپروژه هايى کارميکردن که بعدشدموبايل.روى يه پروژه ديگه کارميکرديم براى انرژى خورشيدى توکويرلوت وانتقالش اول باکابل بعدباماهواره،که هنوزهم نشده.سه سال پيش ژاپنى ها تونستن براى فاصله هاى کوتاه اين کاروبکنن.اينانقل قول نيس روخيلى ازاين پروژه هاخودمن کارميکردم.

يکى ازشوخى هاى مااين بودکه اگه وسط راه پرنده اى خط ارسال باماهواره روقطع کنه جوجه کباب سرخ کرده ازآسمون ميفته توبغلت !

چه ربطى به امام زمان ؟

ربطش اينجاست : داشتيم پس موندگى علمى و صنعتى سه سده رو تويه نسل جبران ميکرديم که دوتاارتجاع شديدن فاشيستى يکى مذهبى(خمينى)ويکى کمونيستى (عمدتن روسى) کمرمونوشکست. اين وحدت ارتجاع سرخ و سياه ى روکه شاه ميگفت ثابت شد.
دولجن ودوفاضلاب بادوکوه دروغ ودغل ورياحول آن چيزى که درزبان هاى اروپايى به ش ميگن : méssianisme که نبايدترجمه کرد(وگرنه صوفيگرى راهم به انگليسى/فرانسه بايد ترجمه کرد پشم گرايى ! اينجا ميگن suffisme.ما هم بايد بنويسيم مسيانيسم).نميشه مهدويت چون مهدويت درچارچوب شيعه معناميده ولى بامسامحه ميشه گفت شبيه ه.

قابل توجه اون اسديان ريقماس بى سواد که ميگه نيهيليسم يعنى پوچ گرايى،پس صوفيگرى هم ميشه پشم گرايى.

هردوتاى اين ها : ارتجاع اسلامى بويژه شيعى و نيز کمونيسم روسى/توده اى بااين فکرتحميق کننده ى مسيانيسم توده هاى مليونى رومثه حيوون به کارميکشن به اميدبهشت و امام زمان و جامعه ى بى طبقه و بهشت کمونيستى.

سى سال سکون و ثبات وتمام اين ها جاروشده بود کمااين که مى بينيم باتمام تلاش اين رژيم مردم دارن به هردوارتجاع ادرار مى کنن.

خطر اينجاست : نبايد بذاريم دافعه ى ارتجاع مذهبى مردم روهل بده سوى ارتجاع کمونيستى که چيزى بين شست تا هفتادمدل مختلف ش تست شدوبجز نکبت ببار نياورد.اين ها حدود صدوبيست مليون نفروکشته ن،اونم توقرن بيستم.

دونکته مهم درآخر :

-- موردچين وپيروزى هاش به کمونيسم ربطى نداره.چين قدرتى بود.درسال هاى نيمه ى سده نوزده پيش از حمله ى اروپايى ها،هند و چين بيست و پنج درصد تجارت جهانى تودستشون بود.اختراع کاغذ،موشک،باروت، ماکارونى وحتاهليکوپتروبسيار ديگه ازچين مياد.فرهنگ چين رودست کم نگيرين. ايتاليايى هابين نخستين اروپايى هايى بودن که به چين رفتن وبسيارى ازاختراعات چينى هاروبه ايتاليا آوردن.داووينچى نابغه بودولى ايده و فکر بسيارى از کارهاواختراعاتش از طريق همين "جهان گرد"ها به دستش ميرسيد.

-- چون دويستمين سالگرد زايش کارل مارکس ه،حساب اين متفکرشرافتمند روبايدازجنايت کارهايى مثه لنين و استالين و تروتسکى و مائو و... جداکرد.من که خودم رو باسربلندى دست راستى ميدونم براى مارکس احترام قائل م. هرچند بخشى از تئورى هاش زنگ زده ولى هنوزهم کتاب هاش خوندنى س، بى اونکه ازش پيامبرومهدى موعوددرست کنيم.

اگه چريک هاى فدائى يامجاهدين به قدرت ميرسيدن،بادودرسد کمتريابيشتر،همين آش بودوهمين کاسه.اگه حزب توده بودکه ايرانستان هم نميشد،روس هادرسته خورده بودنمون.با اين چرت وپرت هاى مسيانيستى، اسلامى يا کمونيستى،دموکراسى نميشه درست کرد.حالا خواهيد ديد که بعد ازاينکه رجوى بور شد جناح کمونيستى مجاهدين (متحد با مثلن اتحاديه کمونيست ها ويه مشت ازاين دست) ميان جلو تا همه کاسه کوزه هايى روکه رجوى سرعلى زرکش شکست تاخودشو از زيرضرب بکشه بيرون، اينا سر رجوى بشکنن.روز از نو کلاشى از نو.

مـــار هـــم بـــه ســـيـــاهـــش لـــعـــنـــت، هـــم بــــه ســـفـــيـــدش