مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۷ خرداد ۱۰, پنجشنبه

کافه روشنگران.بهرام چوبینه، جهانشاه رشیدیان، اسماعیل وفا یغمائی و مانی

۴ نظر:

مسعودعالمزاده/پاريس گفت...

۶ خرداد ۱۳۹۷ / ۲۷ مه ۲۰۱۸ / مسعودعالمزاده/پاريس / ۱

هــــادى هــــادى، اســــم خــــود تــــو رو ما نــــهــــادى ؟

موضوع بسيار مهم و بسيار به موقع س.

براى ايجاد تفرقه وکينه ورزکردن عرب ها عليه ما به اونا ميگن : ايرانى ها به شما ميگن تازى يعنى سگ.

۱ / درفارسى نه يک، که دو واژه ى "تازى" داريم که homonyme هستن : يکسان نوشته و تلفظ ميشن ولى از دو ريشه ن. مثه "بــاد" (هوا) و (زنده) "بــاد".

-- تازى (عرب) تلفظ کج و کوله ى واژه ى عربى "طائى" است. عربى ازبيخ گلو خيلى غليظ تلفظ ميشه که بافارسى که ازميان دهان ونرم تلفظ ميشه جوردرنمياد. اجدادما "طائى" رو"تازى" گفته ن. امروز ميگن عرب، دراون زمان قبيله قبيله بودن ونزديک ترين شون به مرزهاى اون زمان ايران قبيله "طىّ" بوده که صفت ش ميشه "طائى". حاتم طائى معروف از اين قبيله بوده. وقتى ازشون مى پرسيدن شما کى هستين مى گفتن "طائى". ايرانى هاهم همونو مى گفتن به بهترين جورى که مى تونستن. در ويکى پديانوشته "تازى" احتمالاً تغييريافته ى "طى زى" ست.

تو همه زبون ها همين طوره. ايران به پرتغالى ميشه Irao. چينى هاميگن "ايلان"، فرانسوى ها ميگن کم و بيش "ايقان"، آمريکايى ها ميگن "آى ران". ما ميگيم مائو، خود چينى ها ميگن "Mazodon"، ژاپنى ها ميگن "mota kuto".

-- "تازى" ديگر واژه اى س ترکيبى ازفعل امر تاختن + ى : تازنده در "سگ تازى" ونيز "اسب تازى". خود "تازى" به چم سگ نيس.

۲ / پس از اسلام سگ شد نجس. پيش ازاون براى عرب ها جانورى بود بسيار ارزشمند. بزرگترين قبيله هاى عرب قبيله ى بنى کلب بود و بنى اسد. ازاون بالاتر، نزد ايرانى ها سگ جانورى بود مقدس، نگاهبان روان درگذشتکان تا عروج به آسمان و دربان بهشت و حاضر درمناسک دينى.

سگ خطاب کردن فرضى عرب ها اون هم اون زمان نقض غرضه. اگه هم کسى مى گفت طرف جواب ميداد : "قربونت، ازکجا دونستى از بنى کلب يم ؟".

مثه اينه که براى توهين به کسى بگن "اى عقاب بلند پرواز، اى شير ژيان !". کار به جنگ نمى کشه که هيچ، با روبوسى تموم ميشه. چه بهتر !. والله بالله ما به هيچ کشور عربى حمله نکرديم، زناشونم در بازار برده فروشى نفروختيم. قتل عامشونم نکرديم. يه دين نکبت رو هم به شون تحميل نکرديم. درگيرى شاپور هم با عرب ها نبود، با دزد هاى متجاوز بود. ديديم که کافى نبود. با داعشى که نمى شينن چاى ديشلمه بخورن.

مگه داعشى هاى صدراسلام باخودعرب ها ويهودى هاومسيحى هاوديگران بهترازمارفتارکردن ؟

اين فتيله رو بايد از گوشمون در بياريم،

>>>>> تــخــم لــق هــم تــو دهــنــشــون نــشــکــنــيــم.

ما نژاد پرست نيستيم. اين داعشى هان که فکر ميکنن چون قرآن به زبان عربى نوشته شده، اينا عزيز دردونه ى خدان.

در دوران قرون وسطا انجيل روبه لاتين مى نوشتن و مى خوندن بدون فهميدن. اولين ضربه به کليسا ترجمه ى درست و حسابى انجيل بود. حالا ميشه فهميد "قرآن آريامهر" جريانش چى بود.

راستى دقت کردين که در سرود شاهنشاهى کوچک ترين اشاره اى به الله واسلام نشده ؟ حرف از يزدان ه ودربند دوم ش هم ميره يک راست تو پندار نيک و گفتارنيک و رفتار نيک.

تو اين فرانسه، حتا يه بار هم نشد که يه فرانسوى به اصليت من توهين کنه، اما صدباراين داعشى ها به من گفته ن "گَــوْرَه" (گبر) و "مجوس".

از داعشى نژاد پرست تر نداريم تودنيا.

هــــادى هــــادى، اســــم خــــود تــــو رو ما نــــهــــادى ؟

ناشناس گفت...

ایا در دنیا جاهل تر و بیرحم تر و غارتگر تر و اتفاقا بزدل تر از داعش و تفکر داعشی ( با هر صبغه و سبقه) داریم ؟
رضا خاکزاد

مسعودعالمزاده/پاريس گفت...

۶ خرداد ۱۳۹۷ / ۲۷ مه ۲۰۱۸ / مسعودعالمزاده/پاريس / ۲

چــــرا ايــــن مــــوضــــوع رو حــــالا ســــرچــــوب کــــرده ن ؟

ما درنقطه اى استثنائى از تاريخ بشريم، نمونه اش تا به حال نبوده و چون ما تومرکزو "چشم توفان" ايم،درک ش سخته. در کمترازپنجاه سال پنج يا شش انقلاب عظيم و بى سروصدا همه چيزروزيروزبرکرده. ازروابط اقتصادى گرفته تا تکنولوژى هاوروابط اجتماعى طورى که سرگيجه آور شده و قدرت انطباق رو ازخيلى ها گرفته. مثلن :
-- از سه هزار سال پيش تا چل سال پيش بين ۱۵تا۳۰سالگى صرف آموزش وتجربه آموزى حرفه اى ميشد وباقى عمر تداوم ش. نسلى که امروز متولد ميشه بايد دردوران زندگى پنج ياشش بارنه شرکت يا اداره بلکه حرفه عوض کنه.
-- تا پانزده سال ديگه روبات ها بيش ازهشتاد درصد کارهاى خرده پا وکم تخصص رو خواهند خورد. از چمن زنى و نظافت بگير تا نگهبانى و پست. امروز مسئله ى بيکارى به حد انفجار داره ميرسه، بيست سال ديگه زمين لرزه ميشه.

-- کسانى که ضريب هوشى کافى براى انطباق ندارن، ميشن اکثريت و آلت دست مرتجعين و پوپوليست ها.
-- سرمايه دارى امروز اون سرمايه دارى پيشرو و پيشتاز وسازنده نيس. شده سرمايه دارى مالى وصل به لابى هاى قدرتمند و بحران ساز با توان وحشتناک کامپيوتر هاى شبکه اى و متصل که تمام داده هاى زندگى همه تو دستشونه از تولدتامرگ با تمام جزئيات + مدل هاى روانى برنامه ريزى شده و تست شده روى سه ميليارد نفر. براى پى گيرى يه تراکنش مالى غيرقانونى شش ماه تحقيق پليسى لازمه،شبکه هاى مافيايى که اکثرن پادرقدرت هاى حاکم دارن،سه هزارتاشو سرنيم دقيقه مى کنن.
-- اسلحه ها ميشن هوشمند. حتا يه کلت ساده پرخواهد شدازقطعات الکترونيکى و دوربين و هوش مصنوعى ازنوع fire and forgetهوشمند. مثه کمان سليمان که ازهرطرف که تيرو ول کنى کنى خودش ميره ميخوره به هدف. ماشه روهم لازم نيس بکشى، بگو تمومه.
-- پس اين انبارهاى اسلحه ازنوع نه هوشمند بلکه خرف چى ميشه ؟ يکى دوتا هم که نيس. يکى دوتاکشورهم نيس. هزينه ى نگهدارى ش کمرشکن شده، هزينه ى ازبين بردن ش از هزينه ى توليدش بيشتر. پولشو کى ميده ؟ بايد مصرف بشه و هرچه زودتر.
-- مسئله ى فلسطين : از سال هاى شصت ميلادى تا کنون،صلح دنياگرو مسئله ى فلسطين ه. تمامى جنبش هاى انقلابى / افراطى / تروريستى / بنيادگرا سرشون وصله به فلسطين. اسرائيلى ها بخوان يا نخوان، چپ يا راست، براى فلسطينى ها ازنظر کيلو متر مربعى جا نيس. شصت ساله که اسرائيلى ها باکمک خود عزيزان فلسطينى دنبال يه جايى ميگردن براى دولت فلسطين. هيچ جا نشد. اردن ؟ سپتامبر سياه. کويت ؟ ديديم چى شد. بعدازخيانت فلسطينى ها توکويت در کشورهاى عربى بسته شد. عراق نشد. سوريه نشد. کردستان نشد. نشد که نشد. تنها جايى که مونده ايرانه که هم فضاداره هم منابع.
-- مسئله ى تروريسم اسلامى و مهاجرت گرسنگان جهان سوم (عمدتن مسلمان افراطى)،افراطى شدن نسل هاى چهارم و پنجم مهاجران در کشور هاى غربى (ونيز باتوضيحاتى که داده شد،اين ها جايى در جامعه هاى غربى نخواهند داشت) همه اين ها باعث خواهد شد که اين ها به جاى ديگه رو کنن. اما کجا ؟ غرب ؟ نه ! چين ؟ نه ! کشورهاى اسلامى ؟ اصلن. امريکاى لاتين ؟ استراليا ؟
روسيه ؟ شوخى نکن ! قزاقستان ؟ ازبکستان ؟ تاتارستان ؟ مغولستان ؟
کى اين داعشى ها و بوکوحرامى هاروميخاد ؟
هيچکس ! هيچ جا !
اينا دارن بار و بنديل شونو مى بندن بيان ايران !

اشغال ايران تمامى اين مشکل ها رو يک جا، دست کم براى سى سال حل خوهد کرد و سرش روس ها، عرب ها، اسرائيلى ها، تمام لابى هاى فروش اسلحه ونيز برادران عزيز فلسطينى، جوليانى و خواهران و برادران وطنى شون رو يه خط اند.

اگه خدايى بود ميتونس به دادمون برسه ولى به هنگام تهاجم دزدان مدينه، ايلغار مغول وتيمور و ده ها مورد ديگه کسى به دادمون نرسيد.

اين اتهام نژاد پرستى زمينه سازى براى شکستن مقاومت ذهنى ماست تا اين اغيار مهاجم رو راحت بپذيريم تا اونا مارو راحت تر مثه راحت الحلقوم ببلعند.

ارواح مشــــک صــــاف شــــون !

مسعودعالمزاده/پاريس گفت...

۱۳ خرداد ۱۳۹۷ / ۳ ژوئن ۲۰۱۸ / مسعودعالمزاده/پاريس / ۳

پـــــا ر ســـــى ر ا پـــــا س / د ا ر يـــــم !

فکر ميکنم ريشه ى واژه ى "تازى" (عرب) رو پيدا کردم.

واژه ى (کشور) "فرانسه"، فارسى شده ى واژه ى فرانسوى "français" است که درخود زبان فرانسه به چم "فرانسوى" ست.نام کشور به فرانسوى France است.
نخستين بارى که فرانسوى ها آمدن ايران براى شناساندن خودشون گفته ن : "ما français". اين ور فکر کرده ن کردن که نام کشوره و نوشته ن اينها اهل français/فرانسه اند. طبيعى هم هست چون در نخستين برخورد چيزى از زبان فرد مقابل نميدونين و برقرارى پيوند بين نام کشور France و صفت ش français ساده نيست.

همين اشتباه اونجا هم تکرار شده. عرب تبارهاى همسايه (از قبيله ى طىّ) گفته ن "ما طائى"، اينها هم که در نخستين برخورد زبون اونا رو بلد نبودن از کجا مى تونستن بدونن که "طائى" صفت طىّ ه. همون جريان français/فرانسه شده و اين جور فهميدن و نوشتن که "سرزمين اينا "تائى" ه وخودشونم "تائى زى". چون واژه ى "تازى (دونده)" در پارسى بوده اين دو تا يکى شده. نمونه هاش بسياره. ما واژه ى فرانسوى congrès رو kongéré ميگيم چون واژه ى "کنگِرِه" (دندانه کاخ/کنگِرِه در دوخت و دوز=دندون موشى) رو داريم. ونيز اين که در پارسى رسمى سه تا حرف بى صداى پشت هم نداريم و در congrès سه حرف n و g و r بى صدان که حرف ميانى g بايد بهش يه حرکت بچسبه.

پـــــا ر ســـــى ر ا پـــــا س / د ا ر يـــــم !

(خط کج بر "/" گذاشتم تا نخونين "پاسدار" يم. نکبت هايى که ايرانو به نابودى کشوندن)