دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

آفتاب خواهد شد

آفتاب خواهد شد

مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

شماری فیلمها و گفتکو روی تصویر کلیک کنید

شماری فیلمها و گفتکو روی تصویر کلیک کنید
روی تصویر کلیک کنید

این است جهان ما در این لحظه

این است جهان ما در این لحظه
روی تابلو کلیک کنید

کرونا وزمین ما

کرونا وزمین ما
روی تصویر کلیک منید

روی تصویر کلیک کنید

روی تصویر کلیک کنید
از این وبگاه پر بار و وزین و در راستای شناخت هویت ملی خود دیدن کنیم

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۷ خرداد ۷, دوشنبه

عکس پرویز یعقوبی در میان شهدای مجاهدین

۴ نظر:

ناشناس گفت...

احتمالا دارن خدم و حشم تشکیلات را تست میکنن که افسار پاره کردن یا نه ؟ اگر جرات سوال پیدا کردن که اببندی لازمه واگر هم جرات سوال پیدا نکردن که فعلا اوضاع خوبه ! به همین سادگی ! دنبال مسائل پیچیده هم نباشید .
ضمنا اگه اشتباه شده باشه که فاجعه است چون یعتی کسی سایت را نگاهم نمیکنه ! واگرن نگاه کنه سر در نمیاره ! اینا چیزی نمیدونن که ! فقط میدونن باید کف بزنن ولاغیر .

ناشناس گفت...

در پس از ۵۷ و خصوصا ۶۴ مسعود و مریم را طوری بصورت فرا انسانی تو کله خدم و حشم کرده اند که انان هرگز به خود جرات نمیدهند درباره رفتار قدیسان انتقادی فکر کنند ! در نشستها این موضوع کاملا جلوه مینماید هنگامی که این خانم و اقا با هیبت خاصی وارد میشوند ابتدا کف زدن ها قطع میشود و سالن در سکوت برای سرود فرو میرود و تا رهبر ایستاده همه خبردار میاستند ! حتی وقتی خانم دستنوشته ای را فراموش کرده با خود به نشست بیاورد اقا به ایشان میگوید میخوای خبر دار نگهشان دارم تا بروی و بیاوری ! و جال که این حرف را هنه بصورت ضعیف میشنوند اما انگار نشنیده اند ! فردیتی وجود ندارد تا بشنوند ... خانم میاید و نشست شروع میشود ... از اول تا اخر خانم و اقا برای هم سابقه و قداست میتراشتد و نثار هم نیکنند و خدم و حشم فردیت باخته همچنان کف میزنند . مردها و زن های طلاق اجباری داده بصورت دسته های جدا از هم نشسته و به افاضات خانم و اقای مزدوج ! نگاه میکنند و کف میزنند ! وای به کجا رفته ایم ؟ رهبر بصورت دستوری افراد را بلند میکند وبصورت کاملا تحقیر امیزی توضیح درباره انقلاب مریم و فروغ ۲ توضیح میخواهد ! مخاطبین با چاپلوسی خاص خودشان اظهار میدارند در فروغ ۲ میتوانند ۱۰۰ برابر بیشتر دشمن را از هم بشکافند !!! رهبر سوال میکتد اخه چطور ؟ مگر چه شده ؟ چاپلوسان رده طلب میگویتد بخاطر مریم ! رهبر میگوید یعنی جی ؟ چاپلوس میگوید ما خودمون هیچی نیستیم و لی اگر عاشق مریم باشیم همه جیز هستیم ! رهبر خوشش میاید و میگوید ای باریکلا ! فهمیدین چی گفت ! بعد نوبت سخنرانی مریم میرسد ... او میگوید سازمان یعنی کی ؟ بعد خودش میگوید یعنی مسعود ! ( یعنی شماها همگی کشک هستید و قاذورات ) بعد در ادامه میگوید شماها نون خور مسعودید ! او تضاد حل کرده و همه چی را اماده کرده و شما امده اید سر سفره ! باز کف میزنند تو گویی انگار تحقیر در افراد فردیت باخته اثری ندارد !( الیته اینطور نیست انان فکر میکنند اما چاره ای دیگر برایشان متصور نیست ) بعد مریم نیگوید ایرانی ها در خارج یا در تیمارستان هستند و یا در فلان جاها ( یعنی فاحشه خانه ها ) و غیر مستقیم انان را در ماندن و قدر رهبر را دانستن ترغیب میکند .
نشست با این گونه اراجیف به اتمام میرسد ... با ترکیبی از تهدید و تحقیر و لودگی و خودشیفتگی ! و باز هم کف میزنند . زنان و مردان طلاق داده هرکدام به محل کارشان نیروند و اجازه صحبت باهم ندارند و خانم و اقا هم به نقر نیروتد تا دور سر هم اسفند دود کنند و قربون صدقه همدیگر بروند و دل بدهند و قلوه بگیرند ! بعد از اتمام دل و قلوه دادن ها و قربون صدقه رفتن ها باید بنشینند خوراک ایده الوژیک نشست فردا را در دیگ محنلات خود بپزند و تو حلقوم طلاق دادگان کنند و البته وقتی هم برای حساب و کتاب مالی شان تخصیص دهند که از کجا چطوری و چقدر واریزی داشته اند !
استراتژی مشخص است :
خانم و اقا پادشاه خودشیفته دستگاه
میانی ها قلم بدست و بادمحون دورقاب چینان دستکاه
خدن و حشم هم باغبون و ت کش و جاسوس دستگاه و البته کف زن و پوستر چسبون و مجیزگوی دستگاه .
اسم این دکون دستکاه بارگاه ولایت رجوی فرصت طلب توجیب ریز است ولاغیر .
بقیه دعاوی شعر و شعاری بیش نیست و البته از جنس پوشال و توخالی .
رضا خاکزاد

ناشناس گفت...

یک نکته ویک سوال :
بیش از ۲۵ سال است که گروه رجوی جز با شعار با چیز دیگری مرزبندی با رژیم ندارند ( حالا بگذریم که بنا به تحلیل من در خدمت بقای رژیمند ) بعد به جداشدگانی که انها هم در شعار با رژیم مرزبندی دارند مارک رژیمی میزنند !!! ایا شعارهم مالکیتش بدست فرصت طلبان تو جیب ریز هست ؟ ظاهرا هردو که بصورت شعار با رژیم ادعای مرزبندی دارند چگونه میتوان چنین ادعای ابلهانه ای در مورد جداشدگان داشت ؟
من که پاک گیج و منگ شدم ! ظاهرا شعار ضد رژیمی خودشون ماله ! شعار ضد رژیمی دیگران بیت الماله !
گرچه از نظر مبارزین داخلی و نخبگان سیاسی جامعه که در میدان نبرد حضور دارند شعارهای گروه رجوی محمل حفظ خدام و احشامشونه وگرنه بیشتر ازیک ژست سیاسی برایشلن نیست وگرنه حداقل جرات میکردند و از شجاعت دختران خیابان اتقلاب چیزی مینوشتند . موضع انها در برابر دختران خیابان انقلاب مشابهت زیادی با موضع رژیم دارد . حالا بفرمایید ضد رژیمی یعنی کی ؟ یعنی چی ؟

ناشناس گفت...

راستی از "فراز و رها" چه خبر؟ اکانتهای فیس بوکی جدید درست کردی یا نه؟

مرتضی