مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۷ خرداد ۱۳, یکشنبه

آزادی‌خواهان جهان، هم‌میهنان

در داد و ستدِ حقوق بین‌الملل، تنها کسی که دُور زده می‌شود ملّت ایران اسآزادی‌خواهان جهان، هم‌میهنان
نزدیک به چهار دهه است که میهن ما ایران و مردمان آن در چنگال بیرحم و نکبت‌بار دین‌پیشگانِ واپسگرا گرفتار آمده‌اند. حاکمان ستمگر ایران در قانون اساسی خود بیش از ۲۰۰بار کلمات اسلام و مسلمان را با قیود و صفات تحسین‌براَنگیز تکرار کرده‌اند، دستمایه و گوهر اصلی این اندیشه و مدینۀ فاضلۀ آنها ”تبلور سیاسی ملتی هم‌کیش و هم‌فکر است“-(از مقدمۀ قانون اساسی ج.ا.ا.) و برای رسیدن به چنین آرزویی‌است که :این نظام طی حیات خونین و شوم خود همواره مقام نخست را
در شمار اعدام (به نسبت جمعیت) به دست آورده است؛
  • جمعیت کشور در ایام سلطۀ ج. ا. دو برابر شده است و می‌دانیم که تعداد زندانیان از ٨هزار نفر به ٢۵٠هزار نفر افزایش یافته یعنی بیش از ٣٠برابر شده است، در بیدادگاه‌های رنگارنگ عدالت اسلامی ١۵میلیون پرونده انباشته است؛
  • این نظام با شعار یا روسری-یا-توسری به تولید انبوه زنانی با الگوی اسلامی پرداخته است، این قدم اولیه به تبعیضات سیستماتیک در حقوق خانواده، حقوق اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، کار و مقررات جزائی گسترش یافته است و مقاومت همبستۀ زنان یک روز از حرکت نایستاده است؛
  • با نابودی همۀ احزاب، سندیکاها، مطبوعاتِ آزاد و قتل و آزار دگراندیشان مهاجرت و فرار ابعاد وسیعی به خود گرفته است؛
  • ستم متداوم و عدم امنیت موجبات فرار ثروت‌های ملی و مغزها را فراهم کرده و در نتیجه صنایع ورشکسته است، بیکاری بیداد می‌کند، درآمد سرانه سقوط آزاد کرده است، جهش قیمت‌ها و تورّم هرروز قدرت خرید مردم را کاهش می‌دهد در حالی که بیش از٢٫۵ میلیون خانۀ خالی در کشور وجود دارد، ۳۰درصد جمعیت شهری ایران حاشیه‌نشین هستند، آمار رسمی خبر وحشتناک این شرایط را تکرار میکنند. ۸۰درصد مردم زیر خط فقر مطلق و نسبی هستند، گرسنگی بیداد میکند. شاخص‌های کیفیت زندگی ، رفاه و تأمین اجتماعی، درمان، بهداشت و دارو فاجعه است. به علت آلودگی هوا و ریزگردها و محیط زیست، ایران بیشترین رشد سرطان را دارد. بودجۀ حدود ۴٫۵میلیون دانشجو و آموزش عالی از بودجۀ حوزه‌های علمیه و تبلیغات اسلامی کمتر است؛
  • بیش از ۲۰درصد زنان و مردان ایرانی دچار ناباروری هستند. ایران از حیث خودکشی جوانان زیر سی سال و همچنین گسترش مصرف مواد مخدر مقام اول جهانی را دارد. تعداد کشته و زخمی و معلول در تصادف جاده‌های ایران از جنگ ۸سالۀ ویرانگر با عراق بیشتر است. تن‌فروشی، فروش اعضای بدن، فروش و قاچاق کودکان رشد روزافزون دارد و این همه در شرایطی‌است که ”ستاد اجرائی فرمان امام“ با سرمایه‌ای بیش از صد میلیارد دلار بدون هیچ نظارتی در اختیار ولایت فقیه قرار دارد که به آن موقوفات امام رضا و همۀ امام‌زادگان را نیز باید افزود و بسهولت میتوان دریافت که چرا مردم در تظاهرات خود تکرار میکنند ”رهبر خدایی میکند، مردم گدایی میکنند“.
امّا این بختک ضدتاریخی رسالت دیگری را هم در قانون اساسی خود به عُهده دارد و آن ”گسترش حاکمیت قانون خدا در جهان“ است. نزدیک به یک‌چهارم مردم جهان مسلمان هستند که در کشورهای مسلمان‌نشین و یا در اقلیت‌های بزرگ و کوچک بومی و مهاجر در سراسر زمین پراکنده‌اند. جمهوری اسلامی با بکارگیری همۀ ابزار موجود، به کمک دلارهای نفتی، سوار بر انواع ناخشنودی‌های فرقه‌ای، ملی، مذهبی، طبقاتی و فرهنگی شده و با فریب فرودستان این جوامع به تنش‌های موجود و ایجاد تنش‌های جدید دامن میزند. انواع و اشکال گروگانگیری، ترور، بمبگذاری، سازمان‌های کوچک و بزرگ مذهبیِ شاخه‌های فعال سیاستهای ج. ا. هستند که حتّا با وجود اختلافات عقیدتیِ موجود بین آنان، صلح و امنیت جهانی را تهدید میکنند. القاعده، داعش، بوکوحرام، حزب‌الله، جهاد اسلامی، النصره و … در سراسر جهان و بخصوص خاورمیانه آتش‌بیار معرکۀ ج. ا. هستند.

صلح جهانی نباید به ادامه و توسعۀ فلاکت سیاسی و اقتصادی مردمان ایران دامن زند:

هیچ نوعدوستی در جهان نمیتواند طرفدار خلع سلاح اتمی نباشد. ما خواهان نابودی هر چه بیشتر ابزار کشتار جمعی هستیم و هرنوع مداخله و کنترُل قاطعانه در امور داخلی کشورهای مظنون را در این زمینه از جانب ”سازمان ملل متحد“ درست و ضروری میدانیم. هرآنچه برای رسیدن به این هدف در اختیار طرف مقابل قرار میگیرد نباید به شکلی دیگر در خدمت سرکوب انسان‌ها بکار گرفته شود. هرنوع قرارداد بین‌المللی از این دست زمانی ارزش تأیید می‌یابد که تعدیل خطر جنگ اتمی و حفظ صلح جهانی، فشار و ستم بیشتر بر مردمان ایران را در پی نداشته و باعث ادامۀ افسارگسیخته‌گی ”غیر اتمی“ نظام جمهوری اسلامی ایران نگردد. ما نمونۀ ”صلحی“ را که انگستان و فرانسه در قرارداد 1938 در مونیخ به هیتلر هدیه دادند برای خاورمیانه نیز مثبت ارزیابی نمی‌کنیم.
قرارداد بدفرجام ”۱+۵” پس از سال‌ها کشمکش و ندانم‌کاریِ کشورهای درگیر، به بخشایش یک‌جانبۀ ۱۵۰میلیارد دلار از ثروت‌های بلوکه‌شدۀ مردم ایران به نظام ج. ا. گردید. نتیجۀ این کار پس از گذشت دو سال چه بوده است: رشد جنگ و نابودیِ غیر اتمی با مداخلۀ پیگیر ج. ا. در کشورهای منطقه، رشد فقر و ستم در زندگی فلاکت‌بار مردم ایران و ادامۀ تروریسم و بی‌امنیتی در متروپل‌های کشورهای غرب. و اکنون دوباره همان کشورهای درگیر برای تکرار همان سناریو تحت عنوان ”ادامۀ حفظ صلح“ با همان ج. ا. و با همان شیوۀ سابق، یعنی بدون کوچکترین اعتنا به سرنوشت سیاسی-اقتصادی مردم ایران گرد هم آمده‌اند. این چه نوع از روابط مربوط به ”حقوق بین‌الملل“ است که جای ملت ایران برای تعیین سرنوشت خویش در آن خالی است؟ چه کسی شایسته‌تر از نمایندگان مشترک اپوزیسیون دمکرات ولی پراکندۀ ایران قابلیت انجام این امر را دارد؟ آیا بهانه‌گیرانِ رنگارنگ میتوانند این حمایت ملی را نیز ”مداخله در امور داخلی ایران“ بنامند؟
ثروت‌های آزادشده به هر شکل، متعلق به مردم زیر ستم ایران بوده و از آنجا که این مردم هنوز خود قادر به نظارت و استفادۀ عادلانه از آن نیستند، این امر بایستی با مداخله و نظارت نمایندگان اپوزیسیونِ وسیع ولی پراکندۀ ایران در همکاری با ”سازمان ملل متحد“ و سامانه‌های ذیصلاح بین‌المللی انجام گیرد. نظام جمهوری اسلامی ایران در طول سال‌های اخیر صدها میلیارد دلار دارائی‌های معیشتی مردمان ایران را خرج تسلیحات و ماجراجوئی‌ های داخلی و خارجی کرده است. عمدتاً میتوان گفت: صندوق تأمین اجتماعی و بازنشستگی کشور تاراج شده تا جایی که مستمری بازنشستگان را نمی‌توان منظم پرداخت کرد و کارگران و کارکنان بخش خصوصی و دولتی نیز بخاطر عدم پرداخت بدهی‌های بانکیِ دولت به آنان به خاک سیاه نشسته‌اند. نگذاریم این ثروت‌ها در ادامۀ تسلیحات ”سپاه پاسداران“ در خدمت اهداف شوم نظام اسلامیِ حاکم بر ایران قرارگیرد. دیروز از دست رفت، فردا خیلی دیر خواهد بود؛ پیش بسوی ایجاد کمیسیون مشترک ملّیِ نظارت برای ایجاد رابطۀ ملموسِ بین‌المللی با مردم ایران! این یعنی: مبارزۀ مؤثر بر علیه نظام جمهوری اسلامی ایران، ائتلاف ملی بر بستر اشتراکاتِ عملی و تماس آشکار با مردم ایران.
  ۲۷ اردیبهشت  ۱۳۹۷     17-05-2018                
گروهی از فعالان و تحلیل‌گران سیاسی ایرانی
آدرس برای تماس و تبادل نظر:    degar.gaam@gmail.com

۱ نظر:

ناشناس گفت...

بله در مقام مقایسه جمهوری اسلامی تمام مرزها را در تمام زمینه های اجتماعی شکسته است و در حد جنایات بی شمار در تمام عرصه ها ... بطوریکه در تاریخ ایران بی سابقه بوده است .