مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۷ تیر ۱۴, پنجشنبه

مرغ دریائی. یک شعر بلند. اسماعیل وفا یغمائی به یاد علی زرکش یزدی 1397/بیست تیرماه

۵ نظر:

ناشناس گفت...

قابل توجه خدم و حشم ولایت عقیدتی ( نون خورهای لا فردیت سفره مسعود ! )
وقتی علی زرکش با مواضع و حقه بازی و انقلاب ایده الوژیک مسعود رجوی مخالف میکند ... مسعود رجوی با کمک شرف از دست دادگان چاپلوس کرسی طلب طی یک خیمه شبازی از پیش تعیین شده علی زرکش را خائن مینامند ! خاک بر سر چنین رهبری که به خاطر حسادت مریم نسبت به زرکش ! اورا خائن بنامند . سگ رید تو اون تشکیلات با کلیه رهبران شرف از دست داده خودشیفته برتری طلبش .( البته که دوراز جان سگ )

ناشناس گفت...

یعنی این خدم و حشم تا چه حد سقوط کردن که حتی نمیتونن بطور مستقل به مسئله برچسب خیانت به زرکش فکر کنند ؟ و یا پس از مرگش که به عنوان شهید تو جیب ریخته میشه ؟ این تناقض اخه چطوری برای خدم و حشم حل میشه ؟ اصلا این خدم و حشم چیزی به عنوان تناقض میفهمند ؟ یا انقدر درگیر سوت و کف و هورا و عکس و پوستر چسبوندن و رهبر رهبر کردن هستند که دیگه مخی برای فکر کردن براشون نمونده !
واقعا اینا الترناتیو هستن ؟ اخه فرقشون با اون بسیجی که با اشاره انگشت خامنه ای عین گله گوسفند اینور و اونور میشن چیه ؟
یکی منو روشنم کنه چون واقعا اینهمه تناقض و پشتک وارو و سابقه تراشی پوشالی و ژست های ابدوغ خیاری و نوکری عوامل کودتای ۲۸ مرداد برعلیه مصدق ! تو کتم نمیره ... اخه هنوز فردیتمو از دست ندادم که اینهمه پشتک وارو را بتونم بپذیرم .

ناشناس گفت...

اخه کجای دنیا یک رهبر خودشیفته پوشال توجیب ریز فرصت طلب ۱۵ سال میره تو سوراخ موش ؟ مگه داریم ؟ نمونه تاریخی ان کیست ؟ ستارخان ؟ میرزا کوچک خان ؟ مصدق ؟ چگوارا ؟ اخه کی ؟ والا همه این بزرگواران تاقبل از مرگشون در میدان مبارزه بودن و پیشاپیش یارانشون تا لحظه مرگ سلاح بردوش میجنگیدند . حتی مصدق در دوران تبعید در دسترس بود و در احمداباد دوران تبعید و بیماری را میگذراند ...
اما این رهبر توجیب ریز پوشال ترسوی بزدل کجا و ان بزگواران مبارز شجاع کجا ؟

مسعودعالمزاده/پاريس گفت...

۲۶ تير ۱۳۹۷ / ۱۷ ژوئيه دوهزار و هژده/مسعودعالمزاده/پاريس

آيا مراد از على زرکش همان کسى يه که سر ده دقيقه از به اضافه ى بينهايت رسيد به منهاى بينهايت ؟ از اسطوره ى مقاومت تبديل شد به على نجس ؟
اين براى هرکسى ميتونه پيش بياد، على زرکش به بيمارى روانى دچار شده بود و نياز به درمان داشت ولى چون "مردى بود که زياد ميدانست، به بهانه ى عمليات کشک جاودان، سرش رفت زير آب و در "رکاب" نفله شد. تيمسار هاى عراقى رفته بودن به رجوى و اونايى که از ارتشى بودن تنها يه يونيفورم اطو کشيده داشتن، التماس ميکردن که نيروهاتونو بکشين بيرون، دارن قتل عام ميشن. کو گوش شنوا ؟ رجوى دنبال ساختن "تابلوى عاشورا" بود و خلاص شدن از دست اونايى که ازش اطلاعات داشتن. جنگ هم مثه همه چيز قانونمندى هاى خودشو داره. کى باور ميکنه که چهار هزار نفر اکثرن دانشجو، بى تجربه ى نظامى بتونن جلوى پنجاه هزار نفرى بايستن که دست کم سه سال خط اول جبهه بودن ؟ تازه اونها پشت شون سى سدهزارتاى ديگه داشتن. اين مجاهدين نبودن که سريع پيشرفت کردن، رژيم سرباز صفر هارو انداخت جلو و پس کشيد، رجوى هم از هول حليم افتاد تو ديگ و به پيش شششششت ! گذاشتن بيان تا سر اون تنگه، انداختن شون تو تله پشت شونو بستن و قتل عام ! تو صحنه ى اين شطرنج، رژيم با هر يه سرباز (صفر) يه وزير گرفت. اين ور ابوذر ورداسبى اونور يه بچه لات. به کى بايد گفت که اگه فرماندهى رو داده بودن دست دشمن (داناى) عراقى بهتر بود تا رجوى. بعد هم گفت "اگه شما ها از تنگه رد نشديد، براى اين بوده که به آ لت تناسلى تون فکر ميکردين. بپرسين از اونايى که تو چنين جاهايى بودن تا به تون بگن که به تنها چيزى که فکر نمى کنين آلت تناسلى يه، نميدونين دارين يا نه !

نياد اون روزى که اين جماعت دستشون به قدرت برسه، روى اين پاسدارهاى جنايتکارو سفيد خواهند کرد.

ناشناس گفت...

اخه یکی به من بگه اقای رجوی خودشیفته که در طول عمرش حتی یک دقیقه سابقه نظامی نداشته چگونه فرمانده عملیات فروغ جاودان شده ؟ از هر سرباز صفر اموزشی کدی بپرسی که چندتا گردانو میخواهیم برای حتگ با دشمن از تو یک تنگه باریک و دراز عبور بدیم به ریشت میخنده ! حتی ماهی های توی رودخونه هم دسته در بدترین شرایط دسته جمعی و گروهی از یه مسیر باریک غریزی عبور نمیکنن چون میدونن صیاد ممکنه در همون مسیر باریک تور پهن کرده باشه ! اخع یکی به من بگه تبعیت محض از فرماندهی که اندازه ماهی هم شعور نداشته چرا باید انحام بشه ؟ به نظر میاد چاپلوسان مزد بگیر از این خودشیفته چنان قهرمانی در ذهن خدم و حشم ساخته و پرداخته بودن که واقعا فکر میکردن ایشون با یه انگشت میتونه ده نفرو بخوابونه ! بیخودی نمیگم که دزک این حماعت از مسعود و مریم یه چیزی تو مایه عای فردین و فروزانه ! خصوصا که این فرمانده خودشیفته بزدل عشق فرماندهی تو عملیات فروغ اصلن حضور نداشته که ! از عقب با بی سیم در جریان بوده ! عجب شجاعتی ! بعد هن بیش از ۱۰۰۰ کشته و عده ای اسیر و عده زیادی لت و پار شدع و عقب نشینی کرده ! حالا فرمانده پوشالی باید جوابگو باشه اما چگونه ؟ حوابگویی با فرار به جلو و طلبکاری از جان برکفانی که لت و پار برگشته اند . اولین نشست پس از شکست هنه بدهکار میشوند چون فکر پایین تنه شان !بودند نتواتستند تهران را فتح کنند ! مگه نه مریم ؟ مریم سرش را به علامت تائید تکان میدهد ! چون تنها شاخص دوران ( به انضمام شیشکی ) مسئله مشکلات حنسی برادران و طایفه خواهران را مورد تایید قراردادند دیگه همه جی حل شد ! حالا این طلبکاری باید به مراحل پیجیده تر برسد که بخشی از مواضع و ایده الوژیک شود تا بتوان مخالفش را خائن معرفی کرد و لذا گزینه طلاق های اجباری میاید روی میز !
والا از ادانه اش ادم سردرد میگیره ... این هنه دنائت و بی شرفی رهبر بزدل خودشیفته ! اقا اگه ظرفیت داشتن اختیار چندده میلیون دینارو دلارو نداری خوب چرا پرنسیب های تشکیلاتی را خراب نیکتی ؟
من روانشناسی این بشر کف دستمه ... وقتی در روابط پنهان صاحب چندده میلیون دینارودلارشد شخصیتش عوض شد چون زمینه اش را داشت چون از ابتدا فرصت طلب بود و سعی کرد اتوریته خودرا از موضع توان نالی اش اعنال کنه ... بارها مریم در نشست ها به حضار به شکل تحقیرامیزی گفته بود که شماها اولا هیچی نیستین و با مسعود فرسنگها فاصله دارید
دوما نون خور سفره مسعود هستین
سوما فکر نکتید با اقدامات خود میروید در فلان نهاد بین المللی و پوئن میگیرید چون بخاطر وجود مسعوده !( البته یکی از چاپلوسان حرفه ای بنام ابوالقاسم رضایی این موضوع را فرموله کرد و کرد تو مخ حضار )
چهارما اگه از اینجا بروید کارتون مثل بقیه ایرانی ها میکشه یا به تیمارستان و یا به فاحشه خانه ها !
پنجما اگر بخواهید خودتان مستقل فکر کنید نیروید داخل قبر !
ششما باید سعی کنید در رهبری مسعود ذوب شوید تا ادم شوید !
هفتما وقتی در رهبری عقیدتی ذوب شدید دیگه خودتون هیچی نیستسد و مال مایید ( برده داری نوین )
هشتما چون شماها با مسعود فرسنگها فاصله دلرید همه گناهاتون روی دوش مسعوده و خونتونم مار ایشونه !
نهما بین ما و خمینی هرکی با ما نیس با خمینیه !
( یادش رفته بود که نیم ساعت قبلش میگفت خمینی درونتونو خالی کنید !) وهنوز خالی نکردع مرزبندی کرده و بصورا اراده گرایانه اپورتوتیستی خودشو یک ور تضاد و بقیه را با خمیتی میبیته ! یعتی موصع گیری در نین ساعت بصورت عکس فوری ! طرف نیم ساعت خمینی درونشونو پاک کردند ! با چهارتا شعار پوشالی مانند بقیه شعارها !
دهما هرکی پاشو روی پای رهبری سفت بکنه میتونه صد و حتی هزار برابر بجنگه ! کدام رهبری ؟ رهبر غایب ؟ فکر کنم اگه ادم پاشو روی هوا سفت کنه اعتبارش بیشتر از پاسفت کردن با رهبر فرصت طلب غایب باشه !
خلاصه یکسری مزخرفات دیگر ...