مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۷ تیر ۲۱, پنجشنبه

درگذشت عباس امیر انتظام: مردی که زندانبانان خود را به ستوه آورد

۲۴ نظر:

ناشناس گفت...

امیرانتظام با مقاومت و تحمل بیش از ۳۰ سال زندان ثابت کرد که مقاومت ربطی به وابستگی به این گروه و ان گروه ندارد بلکه مقاومت به شرف انسان مربوط میشود . او یک با شرف بود . یادش گرامی

ناشناس گفت...

راستی شنیدم در ایامی که امیرانتظام بنابر توطئه اخوندی در اسارت و فشار و گرفتلری و افدام بود جماعت رجوی در مقاله نشریه مجاهد بنام ماردراستین انقلاب از " امام خمینی رهبر ضد امپریالیست خلق" و " دشمن امریکا " خواهان اعدام ایشان بودند . اگر واقعیت داشته باشه واقعا باید از خود شدیدا انتقاد کنند و لاغیر .
البته رهبری بزدل و فرصت طلب توجیب ریز مجاهدین اول باید یک حوض برای خودشان برما کنند !
رهبری بی لیاقتی که بعد از ۵۷ پریدند روی اعتبار این سازمان و ان را به گوه کشیدن بطوریکه امروز در وینپلنت هایشان مشاهده میکنیم . بنیانگذاران از نهضت ازادی امدند بیرون تل در صف اول مبارزه مسلحانه باشند و رهبران فعلی رفته اند خارجه کناررود سن و انهم بدون سلاح در کنار ژنرالهای امریکایی ؟
کجایی حنیف ؟ کجایی بهرام ؟ کجایید ای جانباختگان دهه ۶۰ ؟

ناشناس گفت...

با درگذشت امیرانتظام کلیه رسانه های ازادیخواه از او به عنوان قدیمی ترین و سرشناس ترین زندانی سیاسی ایران نام برده اند که با توجه به حقیقت ماجرا این عنوان برحقی است که به وی نسبت داده میشود اما این وسط جماعت رجوی به حسادت درباره سوابق زندانی ایشان چیزی نمیگویند . حسادت از سرتاپای اینان بالارفته و عین خوره همه وجودشان را فراگرفته است .انها به زندانیان سیاسی سرشناس و مقاوم کاملا حسادت میکنند و این حسادت در رفتارشان کاملا اشکار است .



















ناشناس گفت...

امیر انتظام فوت کرد و این خبر برای من تکان دهنده بود از این نظر که وجدانم مرا نسبت به مواضع دوران جوانی در برخورد به این بزرگوار به محاکمه کشید . بیش از ۳۰ سال زندان و تحمل دردها و رنجهایی که بروی گذشت مرا به عنوان احمق های گذشته در مقابل امروز خودم قرارداد و ایکاش میتوانستم به گوش جهانیان برسانم که امثال من که ادعای مجاهدت داشتم در همسویی با اخوندها چه ظلمی بر وی وارد کردیم .

ناشناس گفت...

چکیده ای از سخنان گهربار مسعود تو جیب ریزیان !
قابل توجه خدم و حشم و کلیه استانبوسان ولایت عقیدتی !
و قابل توجه الترناتیو کشک خارجه نشین برای تلنگر به خویشتن !
نشریه مجاهد شماره ۱۶ مقاله ماردراستین انقلاب :

بالاخره سر کار اقای امیرانتظام برای همه روشن شد خیلی اسرار دیگرهم هست که انشاالله به برکت افشاگری دانشجویان پیرو خط امام روشن بشود .

واما همین اقای مسعود توجیب ریزیان در نشریه مجاهد شماره ۱۲ در مقاله نمود و ماهیئت میفرمایند که :

باز هم در نهایت خلوص اعلام میکنیم که در خطوط انقلابی ضد امپریالیستی تا پای جان در کنار امام خمینی ! باقی خواهیم بود ، بنحوی که هیچ شبهه و نیرویی را توان ان نخواهد بود که در این مسیر ، مارا از سرگذاشتن به قدوم امام بازدارد .

میبینید گذشته سیلسی این بوزینگان را ؟ که چگونه هم میخواهند قربون صدقه رهبر ضدامپریالیستشان بروتد و هم میخواهند شعارهای پوشالی سر بدهند ! و این خصیصه هنوز هم در این سازمان وجود دارد فقط به جای انام خمینی امثال جولیانی ها امده اند !و قبل ترهم فرماتدهان ارتش عراق ! و قبل تر هم امام خمینی !
ایا این فرصت طلیان فاقد صلاحیت تا کنون انتقادی از خود داشته اند ؟
کجایی حنیف ؟ کجایی بهرام ؟ کجایید ای جانباختگان دهه ۶۰ ؟

ناشناس گفت...

مشکل از کجا اغاز شد و چگونه دهها هزار جوان  به دستور امام خمینی و مجاهد اعظم و پدربزرگوار ضد امپریالیست   بر بالای دار رفتند و قربانی شدند ؟

همه جیز از انجا اغاز شد که مشتی فرصت طلب به رهبری اقای مسعود تو جیب ریزان در غیبت بزرگان سازمان از یکسو و جو اسلامی جامعه از سوی دیگر به عشق معروفیت و خودنمایی هم میخواستند از توبره بخورند و هم از اخور یعنی اینکه هم به مجیز  پدربزرگوار امام خمینی پرداختند و هم برای معروفیت و کیش شخصیت خود شعارهای پوشالی سر میدادنند و سخنرانیهای هیجان انگیز جوان پسند میکردند ! سخنرانیهایی که به لحاظ محتوا امروزه دوزار نه معنی دارد و نه ارزش ولی انزمان معرکه گرم کن بحساب میامد . حرفهای شاعرانه احساسی الکی که اغلب جوانان محصل براحتی پشت جلد کتتب خود مینوشتند و بی توجه از ان میگذشتند شده بود نقل و نبات رهبر خودشیفته توجیب ریز ... مانند جملات کوتاه : مگر میشود خورسید نتابد ! مگر نیشود باران نبارد ! و از این حرفها ... حتی شاعران بنام نیز بواسطه همین حرفهایی که به دلشان مینشست از او حمایت کردند !!! این شعرها به همراه تحریف بیوگرافی سازمان و مال خود کردن سوابق گذشته پدیده ای بوجود اورد که روزبروز بر گسترش تشکیلاتی و افزایش هوادار ان افزود . در پنهان رفت و اند با بازرگانها ... در تحلیل حمایت از امام خمینی و در سخنرانی ها سردادن شعارهای پوشال و احساسی .... همه اینها جمع شد و ان شد که شد . این این تو جیب ریز خودخواه دروغ گو حرف و عملش با هم تضاد داره ولی با قدرت اهرم تشکیلاتی و یک مشت چاپلوس عوضی ان را میپوشاند ! مثلا یک زمانی یک فیلی هوا کرده بودند بنام " کس نخارد " ! یعنی کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من ! و با این فیل در خدم و حشم القاء میکردند که روی پای خودمانیم !!! تا از انان صبح تا شب کار بکشند تا فکرشان کارنکند ! اما در پنهان برای ملاقات با افسران ارشد التماس میکردند و در پنهان کارتن کارتن از وزارت اطلاعات پول دریافت میکردند!  واقعا کس نخارد !!!!  هیچ سازمانی در طول تاریخ تا بدینگونه حرف و عملش و ظاهر و باطنش دارای تضاد و تناقض نبوده است و البته حزب توده و اکثریت از چنین ویژگی بسیار برخوردار بوده و هستند . بهرحال وقتی وضعیت امروز این بوزینگان را در همه ابعاد میبینم واقعا غبطه میخورم که دوستانم مفت قربانی شدند و انهم قربانی شعارهای توخالی افرادی که فکر میکردیم ادم حسابی هستند ولی فقط شهرت طلب و  فریبکاری بیش نبودند . عین برق موضع عوض میکردند بدون انکه از خود انتقاد داشته باشند !  انلن فقط به فکر برتری طلبی و کیش شخصیت خود بودند به هر قیمت و حتی به قیمت دهها هزار کشته .

کجایی حنیف ؟ کجایی بهرام ؟ کجایید ای جانباختگان دهه ۶۰ ؟

ناشناس گفت...

اگر جامعه در خفقان نبود شاید جبهه ملی میتواتست چهره این سرشناسترین و شجاعترین و مقاومترین شخصیت را به مردم بشناساند . کسی که از روز اول تا پایان زندگی از لاجوردی به عنوان جلاد نام میبرد و هرگز دراین خصوص سیاسی کاری نکرد .

ناشناس گفت...

اگر جامعه در خفقان نبود شاید جبهه ملی میتواتست چهره این سرشناسترین و شجاعترین و مقاومترین شخصیت را به مردم بشناساند . کسی که از روز اول تا پایان زندگی از لاجوردی به عنوان جلاد نام میبرد و هرگز دراین خصوص سیاسی کاری نکرد .

ناشناس گفت...

مریم رجوی نه در اندازه رهبر است ونه در اندازه ریاست جمهوری ونه در اندازه یک مبارز ... ۴۰ سال زندگی سلطنتی در خارج با کلی ژست های توخالی و سردادن شعارهای پوشالی انهم در کنار رود سن ! دیگه انقدر ادعا نمیخواد که .
صدها و هزاران زن مبارز تو ایران هستند که در حال مبارزه اند و طفلکها ادعایی هم ندارند و اگر چه با ضرب و شتم و شکتجه و زندانهای طویل المدت هم مواجه میشوند باز هم ادعاهای این خانم خارجه نشین را ندارند . اگه به شعاردادن در خارحه است و ادعا که عمه من از مریم رجوی لیدرتره !!!

ناشناس گفت...

عمه من !

ناشناس گفت...

ذوب شدن در رهبر عقیدتی در واقع به معنی ذوب شدن در بی تدبیری و فرصت طلبی رهبر عقیدتی بوده است ! در این ذوب شدگی انکه الیاژش از خلوص تهی میشود مجذوب است ونه جاذب ! جاذب اگر خلوص داشت نیازی به مجذوب نداشت ! این شکل پیشرفته تری از توجیب ریزی است . شکلی پنهان ! یعنی با نوکر کردن افراد خودت را اقاتر کنی ! ای سگ رید تو این تشکیلات و رهبریش و نشستهاش و بحث هاش ! ( البته دوراز جان سگ ) .

ناشناس گفت...

در عالم واقع اگر فرماندهی براثر بی لیاقتی و نداشتن صلاحیت نیروهایش را توسط دشمن به کشتن بدهد باید جوابگو باشد و محاکمه شود . چه این فرمانده پاسدار صفوی در جنگ ایران و عراق باشد و جه مسعوررجوی در عملیات فروغ ... فرقی نمیکند ... فرماندهان بی لیاقتی که موجب کشتار نیروهای خود میشوند باید محاکمه شوند ، حتی اگر برای توجیه دلیل ارائه کنند بازهم باید محاکمه شوتد اما در نظامهای ایده الوژیک نه تنها محاکمه وجود ندارد که بر شان فرمانده بی لیاقت نیز افزوده هم میشود ! پاسدار صفوی بخاطر بی لیاقتی اش پست گرفت و مسعود رجوی بخاطر بی لیاقتی اش نیز موقعیت خودرا محکمترهم کرد ! چرا ؟ مگر بقیه محسمه و بی زبان بودند ؟ خیر همه زبان دارند اما زبان فرماندهان بی لیاقت و بدون صلاحیت در روابط ایده الوژیک دراز تر از بقیه است و هرنوع اعتراض را تکفیر میکنند و خودرا بدون اشتباه جا میزنند و وقیح تر انکه نالک خون کشته شدگان نیز میشوند . روش برخورد جمهوری اسلامی و محاهدین در رابطه با موضوع مشابه کاملا مشترک است . علت را در دیدگاه مذهبی و توتالیتر انها باید جستجو کنید .

ناشناس گفت...

ترفند جدید مجاهدین و همصدایی انان با وزارت اطلاعات در برخورد با مائده ۱۷ ساله را میتوانید در موضع گیری مجاهدین مشاهده بفرمایید . انان چون نمیتوانند به لحاظ ماهیئت اسلامی - ایده الوژیک خود نسبت به رقص اخوند برباد ده مائده حمایتی داشته باشند لذا برای خدم و حشم خود اینگونه جا میاندازند که این پدیده برای انحراف جنبش و به عنوان جنگ روانی از سوی خامنه ای بوده است ! این تحلیل بقدری گمراه کننده است که وزارت اطلاعات باید برای سبک شدن بارشان یک پاداش به محاهدین بدهند . از انجا که موضع وزارت اطلاعات بر علیه مائده در جامعه کارساز نیست مجاهدین از انحا که در توهم پایگاه مردمی بسر میبرند به کمک وزارت اطلاعات رژیم اخوندی شتافته و خاک بر رقص مائده میپاشد غافل از انکه جامعه نه به لجن پراکنی وزارت اطلاعات توجهی دارد ونه به لجن پراکنی مجاهدین .
به لحاظ علمی رژیم و مجاهدین روزبروز در مواضع ایده الوژیک نسبت به تابو شکنی های نسل جوان به هم نزدیکتر میشوند و این اجتناب ناپذیر خواهد بود .مشترکات اسلامی - ایده الوژیک رژیم اخوندی و مجاهدین مآلا منجر به مواضع مشترک نسبت به واکتش های سکولار - لائیک اجتماعی است . مجاهدین به اصل خود یعنی اخوندها بیشتر گرایش دارند تا نسل عاصی داخل میهن . ترس از سرچوب کردن روسری توسط دختران خیابان انقلاب و اینک ترس از اعتراضاتی مانند رقص که بنیاد شرع اخوند را به اتش میکشد ، امروز منجر شده است به همسویی مجاهد و اخوند .
شرم بر هردوی شما باد
کجایی حنیف ؟ کجایی بهرام ؟ کجایید جانباختگان دهه ۶۰ ؟

ناشناس گفت...

اگر من مانند شمایان دست در خزانه غیب داشتم و میتوانستم چند میلیون دلار برای یکروز تبلیغات خود هزینه کنم جوابتان را در دشمتی با نسل عاصی چنان میدادم که تا اخر عمر سیاسی تان در خجالت ذوب شوید !
اگر جنم و وجود حمایت از امثال دختران عاصی را ندارید و پایه های ایده الوزیکتلن چون بید در طوفان میلرزد لااقل با جمهوری اسلامی و وزارت اطلاعات در تهمت زدن و خفه کردن صدای فریاد نسل عاصی همصدا نشوید . شرمتان باد
گرامی باد جانباختگان دهه ۶۰ که از جنس شمایان نبودند .

ناشناس گفت...

جماعت رجوی در تکامل خود در لجنزار تهمت و افترا به نسل عاصی رسیده است و دیری نمی پاید که با وزارت اطلاعات همسنگ خواهد شد و علائم مشترک ان در برخورد با پدیده دختران جوان و نوع اعتراض انها مشهود است . این پروسه تکاملی ! نتیجه وجود مبانی ایده الوژیک مشترک بین شمایان و اخوندهاست و مو هم لای درزش نمیرود ... تاریخ نشان خواهد داد . اگر میخواهید از این لنجنزار بیرون بیایید باید کتاب ایده الوژی قرون وسطی تان را به زباله دانی رنسانس اروپا پرتاب کنید در غیر اینصورت در خارجه نشستن و با کله مملو از پهن از دموکراسی گفتن شباهت زیادی به زندگی اشرافی اخوند و دم از مستضعف زدنش دارد ! افتاد ؟
اگر نیافتاد توضیح بیشتری بدهم .

ناشناس گفت...

همسویی مجاهدین با وزارت اطلاعات در برخورد دشمنانه و توطئه امیز ! به دختران خیابان انقلاب و مائده ۱۷ ساله کاملا مشهود است . مبارک شان باشد .
این است عاقبت ایده الوژی مشترک !

ناشناس گفت...

واقعا علتش چیه که وقتی میگیم سرشناس ترین و مقاوم ترین زندانی سیاسی ایران امیرانتظام ، مجاهدین کهیر میزنند ؟ چرا به این واقعیت انکار ناپذیر الرژی دارند ؟ چرا ناراحت میشوند ؟ مگر ایشون بیش از ۳۰ سال و انهم در جهنمی بنام زتدانهای جمهوری اسلامی در حبس نبوده ؟ چرا باید جماعت رجوی به این واقعیت حسادت کنند ؟ مگر انها ادعای مبارز بودن ندارند ؟ پس چرا کهیر میزنند ؟

ناشناس گفت...

الان که مروری به نشریات مجاهد در قبل از خرداد ۶۰ میاندازم متوجه میشوم که سرتاپای رجوی مملو از خمینی بوده ! بعد در سالهای بعد در عراق در نشست ها از افراد میخواد که خمینی درونشونو با پاسفت کردن روی رهبری بریزن دور ! مردک ظاهرا خودش هرطوری که بوده میانداخته گردن بقیه ! واقعا که . ایشون در همه موارد اینطوری بوده و اگر کاملا بررسی و مطالعه کنید بطور مستند بهش میرسبد .

ناشناس گفت...

یک محاسبه ساده که هر بیسوادی مثل من هم متوجه میشه :
اگر مجاهدین میتونن رژیمو سرنگون کنند بفرمایند بکنند و جایگزین شوند ولی اگر مال این حرفا نیستن مطمئن باشن که مردم وقتی رژیم را سرنگون کردن بهیچوجه مجاهدین را جایگزین نمیکنند . اینو از روی شناخت جامعه میگم . جامعه به همان حدی که از اخوند متنفره و به عنوان وبا و غارتگر و دزد ازش نام میبره به همان نسبت هم از مجاهدین به عنوان نوکر رژیم عراق نام میبرند که در جنگ همکار صدام حسین بوده . این در حافظه تاریخی مردم ثبت شده ( حالا درست یا غلط ) ...
ضمنا در حال حاضر اگر مجاهدین جدا خودرا دشمن اخوند میبینند لطف کنن روی حساسیت مردم با وزارت اطلاعات همسویی نکنند و نروند تو صف آش نذری بیت اقا ! از مردم خوراک موجودیت بگیرند ونه از اخوندهای اطلاعاتی و بیتی ها .
درخانه اگر کس است یک حرف بس است .

ناشناس گفت...

این نظام دیوونه و چاپلوس زیاد داره و یکی از انها سردار سعید قاسمی است ایشون از چاپلوسان ولایت است هرجا میره پشت تریبون میگه هدف دشمن ضربه به رهبری است ! انگار نه انگار مردم دارن تو فقر دست و پا میزنن و ایشون فقط تو خط چاپلوسی برای رهبری همیشه زر مفت میزنه ... مانند چاپلوسان ولایت عقیدتی که مثلا لیبرتی موشک میخوره چند نفر کشته میشن سریع چاپلوسان سازمان میایند میگویند هدف رهبری بوده ! واقعا که ... انگار بقیه ادم نیستن ... چقدر مشابهت بین چاپلوسان ولی فقیه جمهوری اسلامی و رهبر عقیدتی ولایت جمهوری اسلامی دموکراتیک وجود داره ... واقعا که ... سگ رید به هر جفتشون ( البته دوراز جان سگ ) و زنده و پایدارباد مبارزات جوانان داخل کشور .

ناشناس گفت...

اختلاس های میلیاردی نه یکی دوتا و نه هرچندسال بلکه هزاران مختلس و هرروز و این فاجعه حکومت اخوندی است . در حال غارت مردم و ثروت ملی هستند و چتان در ارتباط با نهادهای قدرت در پیوندتد که در طول ۲۵۰۰ ساله ایران چنین چیزی سابقه ندارد .. در غارت مردم چیزی شبیه اعراب و مغولان هستند . مردم گرسنه و بیکار از دست این غارتگران عاصی اند . هرروز دزدی هرروز غارت هرروز دروغ و دوباره روز ازنو .

ناشناس گفت...

با درود
این اصلا اهمیتی ندارد که مجاهدین زنده یاد امیرانتظام را تخطئه کنند یا نه .
آقای امیرانتظام برخلاف آقای رجوی با مردم و حداقل بخشی از ایرانیان داخل در تماس بودند . من چند بار افتخار حضور در خدمت ایشان را داشتم و صفای درونی ایشان و محبت بی شائبه اش به مردم و ایران را شاهد بودم. ایشان حتی در یکی از ملاقاتها گفتند : هدف از ایستادگی من در مقابل رژیم رسیدن به رهبری نیست ، بلکه نهایت تلاش من اینست که نسل جوان ایران بداند که باید ایستادگی کرد و اهمیت اینرا درک کند که برای میهن و آزادی باید از همه چیز گذشت .
اینکه مجاهدین برای او درخواست اعدام کردند و او را همسو و همزبان با رژیم جاسوس خواندند ، تنها نشانگر اینست که مجاهدین در مقابل رقبای سیاسی خود نه تنها از هر حربه ای استفاده میکنند بلکه همانند ناآگاهان جامعه گفته های جلادان را تکرار کردند .
کسانی که با زنده یاد امیرانتظام تماس داشتند به خوبی تفاوت تفکر او و مجاهدین را میشناسند . امیرانتظام بنا برخواسته اش آموزگار استقامت ملی بر علیه ملایان بود و این نقش خود را در تاریخ ایران به یادگار گذاشت .
یادش جاویدان

بهزاد

ناشناس گفت...

روزبروز تشابه مواضع مجاهدین با وزارت اطلاعات در قبال مسائل داخلی جنبش بهم نزدیکتر میشود .
مبارکشان باد ! ایده الوژی چاقویی است که دسته خودشو هرگز نمیبره .

ناشناس گفت...

مرسی بهزاد .