مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۷ آذر ۱۴, چهارشنبه

همکاری با شاهزاده پهلوی برای مدیریت گذر از حکومت اسلامی. افتخاری،یغمایی، ضرغامی، کیانزاد و مانی

۱۵ نظر:

ناشناس گفت...

اقا مارادونارو ول کن چراغعلی خودمونو بچسب !
الانم وجه تسمیه این جوک آلترناتیوهای کشک خودساخته هستند که تو این اوضاع نیروی تبلیغاتی و سیاسی شونو گذاشتن روی علیه " شاه و شیخ" !
اسم خودشونو هم گذاشتن برانداز !!! شاه که وجودنداره و این "شیخ" هست که تسمه از گرده ملت کشیده !
خاکزاد

ناشناس گفت...

ظاهرا دغدغه بازداشت کارگران را ندارید ... حتی یک خبر از شکنجه بازداشت شدگان هفت تپه نمینویسید ! پس به چه دردی میخورید ؟ نکنه تنه تان خورده به تنه مجاهدین ؟ نکنه از مطرح شدن بازداشت شدگان وحشت دارید ؟ واقعا برای مدیریت این سایت متاسفم .
خاکزاد

ناشناس گفت...

حمایت از الترناتیو رضاپهلوی یک ضرورت تاریخی و یک میانبر برای رسیدن به هدف آزادی و عدالت ولاغیر :

من مجاهدینو از خودشون بهتر میشناسم و هرچی میگم درست میگم و رد خور هم نداره ..‌ الان باید از الترناتیو رضاپهلوی حمایت کرد چون الترناتیو مجاهدین واقعا کشکه ... من هرگز نمیگم مجاهدین از جمهوری اسلامی بدتره خیر چنین نیست و این ادعا به نفع رژیمه ولی میگم مجاهدین کپی برابر با اصل رژیمه یکی با عبا و عمامه و دیگری با کت و شلوارو کراوات قرمز آرم دار !

هردو ابشخورایده الوژیکشون یکی است و یکجاست . گول شعارهای تیروتبری و دود و اتش هم نمیخورم اگه حتی یک اپسیلون صداقت درشون میدیدم این چیزهارا نمیگفتم و ازشون جدا نمیشدم . من الان خیلی محکمتر و آشتی ناپذیرتر با رژیم مرز دارم تا مجاهدین و حداقلش اینه که با رژیم ابشخور ایده الوژیک مشترک ندارم یعنی در قران و پیغمبر و ۱۲ امام و عاشورا و امام زمان و غیره بااین دو جریان مشترک و همسو نیستم . با اومدن مجاهدین هیچی عوض نمیشه ... نصف بودجه مملکت خرج پوسترهای تبلیغاتی مریم و مسعود میشه ... همه کارمندان زن درادارات باید از روسری استفاده کنند و لباس متحدالشکل .... هیچ روزنامه و نشریه ای نمیتونه چیزی خلاف میل مادام موسیو بنویسه .... هراعتراضی تحت عنوان نفوذی و ضدانقلاب با سرکوب مواجه میشه .... صدا و سیما همین گوهی که هست خواهدبود ... مردم باید روزی سه نوبت جلوی پوستر مادام موسیو دولا و راست بشن ... همه روزنامه ها و بلندگوها با صدای عرعر چاپلوسان ولایت عقیدتی بر سراسر میهن طنین خواهد انداخت ... زیارت امام رضا هم مرتب دربرنامه مادام موسیو خواهد بود .... اینهارا میدونم که میگم ... دقیقا شرایط عین همین شرایط ولایت فقیه خواهد بودو فقرو خفقان همین خواهدبود که هست  ... نه بیشترونه کمتر ودوباره اعتراضات و بازداشت ها ادامه خواهد داشت . این چیزهایی که گفتم دقیقا درسته چون میدونم جی دارم میگم و اگر غیر از این بود نمیگفتم .

بهترین فرصت تاریخی حمایت از رضا پهلوی است چون در حداقل ترین حالت او یک لیبرال دموکرات هست و طبعا ازادیها وجود خواهد داشت و همه میتونن درجهت اهدافشون فعالیت کنن .

بدون انکه سلطنت طلب باشم قطعا گزینه حمایت از رضاپهلوی یک میانبر و یک فرصت تاریخی برای نیل به اهداف عدالت و ازادی است .

من میدونم چی دارم میگم چون هم رژینو خوب خوب میشناسم و هم مجاهدینو خوب خوب میشناسم . ابشخور ایده الوژیک هردو یکی است و سر دادن شعار های جنجالی انهم در خارج از کشور هنرنیست و عمه من هم بلده بده .

الان درداخل هزار هزار مبارز کف خیابون داریم که مجاهدین به گردشونم نمیرسن .... محاهدین امروزی با بلوف خودشونو مطرح میکنتد و از خون جانباختگان دهه ۶۰ برای خودشون هویت میخرن درحالیکه جانباختگان امروز اگر زنده بودند تره هم برای امثال مادام موسیو خورد نمیکردند ... یکیش برادر من و پسرخاله من و پسرعموی من که اگر زنده بودند چیزی بودند شبیه من و هم موضع با من ... میدونم دارم چی میگم ..فقط باید حواسمون جمع باشه جلوی نفوذ رژیمی ها گرفته بشه ... هرکی ایه یاس و زوزه تسلیم بخونه و شرط و شروط من دراوردی ارائه کنه تو خط رژیمه و باید حواس جمع باشیم .br>


مجاهدسابق ( خاکزاد)

ناشناس گفت...

اخه شماها که حتی یک کلام از شکنجه بازداشت شدگان هفت تپه ننوشته اید چگونه میخواهید از جمهوری اسلامی عبور کنید ؟ اگر مجاهدین نامی از مبارزین داخل کشور نمیبرند بخاطر اینست که چهره های پوشالی خودشان کمرنگ نشود اما شما چرا ؟
چه آفتی تا مغز استخون رفته تو جمجمه تان ؟ از چه وحشت دارید ؟ آیا رسابت شما فقط مقابه نوشتن است ؟ ایا نباید نامی از قهرمانان واقعی این ملت که در میدان و زندان در داخل کشور بدون هیچ پشتوانه و با دست خالی و جیب خالی در حال رزم با رژیم هستند نامی بیاورید ؟ اگه اینطوری میخواهید از نظام عبورکنید به درد خاله و عمه تان میخوره ( البته که با عرض پوزش) .... نکنه مانند مجاهدین در تنگ نظری و حسادت غرق شده اید ؟ اینا در داخل میرزمتد اما شما درخارج حتی نامی از اینان نمیاورید !!! واقفا که ...
خاکزاد ( مجاهد سابق)

ناشناس گفت...

نیاز نیست تا امار رسمی بگیریم ... همینطوری هم که سوارتلکسی و اتوبوس و مارو بشی یا بری تو فروشگاها و بازار و بین مردم باشی خودبخود درطول روز بیش از صد بار این عبارت را میشنوی که " زمان اون خدابیامرز " و یا " قدرشو ندونستیم " و یا خیلی از جوونا میگن " پدران ما خوشی زد زیردلشون تاوانشو ما داریم نیدیم " و روزی هزار بارهم از همین مردم میشنوی که" اخوندارو نشنلخته بودیم همشون دزدند " و یا " خیر نبینن ایشاله که این بلا رو سرمردم اوردن " و بعصی که رسما و عامدا فحش خارمادر میدن به اخوند و مسیولین ! از رده بالا بگیر بیا تا مایین ! از رهبر تا نمایندگان مجلس تا بسیج و بقیه !

بعضی ها که سری تکان میدهندو با بغض رسما میگن نوبت مام میرسه که این مادرجنده هارو اویزونشون کنیم ! خلاصه هرکسی به زبانی حواله ای به جمهوری اسلامی میدهد و هرکسی هم به زبانی خط ونشانی میکشد و این یعنی اکثر قاطع مردم جمهوری اسلامی را نمیخوان ... حالا موندم مجاهدین چجوری میخوان تو این مملکت جمهوری اسلامی  شان را با پز دموکراتیک برقرار کنند ؟!  تو این یکی موندم واقعآ ! یا واقعا تو باغ نیستن ! یا واقعا یه غلطی کردن و توش موندن ! ویا میخوان اسلام واقعی رو برای مردم به ارمغان بیارن !

ولی مشکل اینجاست که اسم جمهوری اسلامی رو بیاری ملت چنان با اوردنگی پرتت میکنن اونور که فرصت گفتن پز دموکراتیکشو نداشته باشی !!!

حالا من بدو آهو بدو !!!

شایدم مجاهدین انقدر درتوهم فرو رفتند که فکرمیکنن ملت نه تنها عاشق جمهوری اسلامی راستین ! هستند که دارن له له میزنن تا اقای رجوی بیاد براشون ساعتها وراجی کنه و سوره بقره و مریم را تفسیر کنه !!! تا بتونن در ولایت ذوب بشن و پاشونو رو پای مریم سفت کنن و روزی ۱۷ رکعت نماز مهرتابان بخونند ! 

جو اجتماعی طوری است که اگر یکی بیاد شعار علیه"شاه" بده ملت به ریشش میخنده ! و در عالم جدی این شعارو از رژیم تلقی میکنه ...  حالا با توجه به این صف بندی اجتماعی یه خری بیاد شعار " علیه شاه" بده ! اخه یعنی چی ؟ بابا "شیخ" در قدرته و "شاه" چهل ساله فوت کرده و مردم روزی صددفعه براش طلب امرزش میکنن ... یه سیاسی چطور میتونه این شرایط را نادیده بگیره ؟

بابا مارادونا رو ول کنین چراغعلی خودمونو بگیرین که به جنبش گل نزنه !

خاکزاد ( مجاهدسابق)

ناشناس گفت...

ارایش نیرو به نفع رضا پهلوی :

نیاز نیست تا امار رسمی بگیریم ... همینطوری هم که سوارتاکسی و اتوبوس و مترو بشی یا بری تو صف فروشگاها و بازار و بین مردم باشی خودبخود درطول روز بیش از صد بار این عبارت را میشنوی که " زمان اون خدابیامرز " و یا " قدرشو ندونستیم " و یا خیلی از جوونا میگن " پدران ما خوشی زد زیردلشون تاوانشو ما داریم میدیم " و روزی هزار بارهم از همین مردم میشنوی که" اخوندارو نشناخته بودیم همشون دزدند " و یا " خیر نبینن ایشاله که این بلا رو سرمردم اوردن " و بعصی که رسما و عامدا فحش خارمادر میدن به اخوند و مسیولین حکومت  ! از رده بالا بگیر بیا تا پایین ! از رهبری بگیر تا نمایندگان مجلس تا بسیج و سپاه و بقیه !

بعضی ها که سری تکان میدهندو با بغض رسما میگن نوبت مام میرسه که این مادرجنده هارو اویزونشون کنیم ! خلاصه هرکسی به زبانی حواله ای به جمهوری اسلامی میدهد و هرکسی هم به زبانی خط ونشانی میکشد و این یعنی اکثر قاطع مردم جمهوری اسلامی را نه تنها نمیخوان بلکه متنفرن   ... حالا موندم مجاهدین چجوری میخوان تو این مملکت جمهوری اسلامی  شان را با پزو بلوف دموکراتیک برقرار کنند ؟!  تو این یکی موندم واقعآ ! یا واقعا تو باغ نیستن ! یا واقعا یه غلطی کردن و توش موندن ! ویا میخوان اسلام واقعی رو برای مردم به ارمغان بیارن ! مگه اسلام اخوندا  تو مایه ها چیش از اسلام مجاهدین کمتره ؟ بگید مام بدونیم .

ولی مشکل اینجاست که اسم جمهوری اسلامی رو بیاری ملت چنان با اوردنگی پرتت میکنن اونور که فرصت گفتن  دموکراتیکشو نداشته باشی !!!

حالا من بدو آهو بدو !!!

شایدم مجاهدین انقدر درتوهم فرو رفتند که فکرمیکنن ملت نه تنها عاشق جمهوری اسلامی راستین ! هستند که دارن له له میزنن تا اقای رجوی بیاد براشون ساعتها وراجی کنه و سوره بقره و مریم را تفسیر کنه !!! تا بتونن در ولایت ذوب بشن و پاشونو رو پای مریم سفت کنن و روزی ۱۷ رکعت نماز مهرتابان بخونند !  ایا واقعا اینجوری فکر میکنند ؟ از صحبت های چاپلوسان رده طلب بی جنم که چنین برداشتی مستفاد میشود وگرنه نمیگفتم .

جو اجتماعی طوری است که اگر یکی بیاد شعار علیه"شاه" بده ملت به ریشش میخندن ! و در عالم جدی این شعارو از رژیم تلقی میکنن ...  حالا با توجه به این صف بندی اجتماعی یه خری بیاد شعار " علیه شاه" بده ! اخه یعنی چی ؟ بابا "شیخ" در قدرته و "شاه" چهل ساله فوت کرده و مردم روزی صددفعه براش طلب امرزش میکنن ... یه سیاسی چطور میتونه این شرایط را نادیده بگیره ؟

بابا مارادونا رو ول کنین چراغعلی خودمونو بگیرین که به جنبش گل نزنه !

خاکزاد ( مجاهدسابق)

ناشناس گفت...

مطالب فوق به این معنی نیست که رضاپهلوی در جایگاه هدایت جنبش است . علیرغم اقبال عمومی به ایشان متاسفانه تاکنون حرکتی که نشان دهنده عزم راسخ برای دادن فراخوان باشه از سوی ایشون در حدی که مردم نیازدارن دیده نشده ...
نمیدونم ایشون چطوری فکر میکنن و چه پروسه و تحلیلی در ذهنشون دارن اما اینو میدونم که شاید اهل ریسک نباشه و شایدم این ناشی از موقعیتش باشه ... نمیدونم ... ولی اینومیدونم که اگر استین بالا بزنه صف بندی کنونی جامعه پشت سرشه .
خاکزاد

ناشناس گفت...

مطالب فوق به این معنی نیست که رضاپهلوی در جایگاه هدایت جنبش است . علیرغم اقبال عمومی به ایشان متاسفانه تاکنون حرکتی که نشان دهنده عزم راسخ برای دادن فراخوان باشه از سوی ایشون در حدی که مردم نیازدارن دیده نشده ...
نمیدونم ایشون چطوری فکر میکنن و چه پروسه و تحلیلی در ذهنشون دارن اما اینو میدونم که شاید اهل ریسک نباشه و شایدم این ناشی از موقعیتش باشه ... نمیدونم ... ولی اینومیدونم که اگر استین بالا بزنه صف بندی کنونی جامعه پشت سرشه .
خاکزاد

ناشناس گفت...

مطمئنید افکارتون کانالیزه نیست ؟

من ۴۵ ساله که سیاسی هستم از سال ۵۲ کله ام که بو قرمه سبزی گرفت تا الان مانند خیلی ها  بوش نرفته و ...

بیشتر با همفکران خودم درتماس بودم و هستم و غیره

چندروز پیش یه جوونی که میدونست من نقشه برداری بلدم بهم زنگ زد و چندتا سوال درباره پیاده کردن قوس در زمین ناهموار داشت و غیره ...

همین باعث شد بامن ارتباطشو حفظ کنه و تدریجا نطراتشو هم درباره شرایط گفت و متوجه شدم که بابا ما یا افکارمون روی موج داستانهای دهه چهل گیرکرده و خودمون خبرنداریم ویا تحت تاثیر یکسری مسائل کانالیزه شدیم و خود بیخبریم ! مثلا میگفت فرشگرد کارش درسته من گفتم بهش مشکوکم او گفت تبلیغات منفی برعلیه فرشگرد کار امدنیوزه ... بهش گفتم امدنیوز هم مشکوکه ... او گفت اره زم مال باند رفسنجانیه و هدفش اینه که مردم را از قیام دلزده کنه ... گفتم خوب درسته گفت فرشگرد مال رضاپهلویه ... گفتم میدونم ولی ممکنه دست ساز رژیم باشه برای ضایع کردن رضاپهلوی ... گفت مگه بچس که بتونن ضایعش کنن اون خودش تمام فرشگردی هارو میشناسه بعد یه عکس برام تلگرام کرد که رضاپهلوی به اتفاق همسرو و دخترانش وسط فرشگردی ها بودن و دسته جمعی عکس انداخته بودن !  گفت اگه دست ساز رژیم باشه خوب میتونن بهش اسیب بزنن دیگه و مگه بچه است ! که بره وسطشون ! بهش گفتم منطقت درست ولی من نظر قاطع ندارم .

بعد بهش گفتم تو کارگاهتون پرسنل کدوم وری هستند گفت بیشتر عاشق رضاپهلوی هستن و بقیه یا طرفدارکسی نیستن یا من نمیدونم ... میگفت همه کارگرهای پروژه عکسهای رضاپهلوی رو برای هم تلگرام میکنن !

بعد به یک نکته درباره ۱۶ آذر اشاره کرد که منو تکونم داد ...

میگفت میگن ۱۶ آذر  مربوط به کشته شدن سه تادانشجوی توده ای بوده که به امدن نیکسون و کیسینجر به ایران اعتراض کردند و میگفت ولی الان ۱۶ آذر برای مقابله با جمهوری اسلامی برگزارمیشه و میگفت اون سه تا احمق بودن و خودشونم نمیدونستن که  رهبرانشون نوکر شوروی بودن !

اقا سیستم فکری من ریخت بهم باورکن ... شنیدن مطالب جدید از نسل جوون خیلی خوبه ... خواستم روشنش کنم ولی به خودم نهیب زدم که یکی باید خودتو روشن کنه و از بالا صحبت کردن دیگه عصرش گذشته !!! ...

بعدا روی حرفش تامل و تعمق کردم دیدم شاید راست بگه و ۱۶ آذر باید بازتعریف بشه و به مبارزه دانشجویان برعلیه جمهوری اسلامی تعریف بشه ونه به اعتراض سه تا دانشجو برعلیه ورود نیکسون یا کیسینجر ...

ما باید از دهه ۴۰ و مسائلش و نوستالوژیش و ادبیاتش خودمونو خلاص کنیم و بچسبیم به دیدگاه نسل امروزی که در میدان و زندان وکف خیابونه و بهیچوجه هم حرفهای ما توکتش نمیره ...

درمورد مجاهدین میگفت اصلا وابدا تو کارگاه ما طرفدارندارن و میگفت حتی یکبارتو خوابگاه که داشتیم اخبار بی بی سی  را نگاه میکردیم تا این یارو مریم رجوی را میخواست نشون بده و از گردهم اییشون گزارش بده بچه ها زدن کانال دیگه  با چاشنی زمزمه فحش !!!

بهش گفتم متاسفم که رهبران پوفیوز فعلی مجاهدین این تشکیلات را به سمت و سویی بردن که شما انتخابت عوض کردن کاناله ! گفت مگه طرفدارشونی ؟ گفتم قبلا اره ولی الان نه .

میگفت باید همه میلیونی بلندشیم تا درمرحله اول ریزش در نیروهای سرکوب شروع بشه تا تلفات کمتربشه  و حرفهای جالبی میزد و برای سرنگونی جمهوری اسلامی شدیدا بی تابی میکرد ... خیلی امیدواربود ... اخرین پیامن بهش این بود :

ناامیدنشی جوون !

بعد درخلوت خود غرق در گذشته شدم و افکارم بهم ریخت .

غریبه

ناشناس گفت...

من رک هستم ... دوس داری کامنت منو بزار دوس داری نزار ...
شخصا معتقدم که تواین شرایط که بسر میبریم هرگونه موضع گیری با "شاه" یعنی خدمت به "شیخ" ... حتی اگه بعنوان یک پرنسیپ علیه شاه شعاربدی شک نداشته باش که راحت میریزی تو جیب شیخ . خرم اینو میفهمه اما بعضی نمیدونم چرا نمیخوان بفهمند .
از پیله روحیات دهه چهل بیایید بیرون ... همه چیز عوض شده ... عین مال و اموال به مواضع دهه چهل نجسبید ( جالبه اونایی که به جامعه بی طبقه توحیدی اعتقاد دارن بیشتر به مال و اموالشون میچسبن ) ... هیچی ارزش نداره ... دوزارم نمیارزه ... فقط باهاش یک نسلی رو نابود میکنید و به عمرننگین شیخ تداوم میبخشید ... به سنگ بگی میفهمه ... به ادم کر ولال بگی با اشاره تایید میکنه باورکن ... اما پرورش یافتگان دهه جهل از سنگ و ادم کرولال هم سنگتر و کزولال ترند ... منم روش .
خاکزاد

ناشناس گفت...

وقتی تصور میکنم که چنین سوالی را از سیاسیون پرادعا باید بکنم خودم از خودم بخاطر وجود انها شرمنده میشم !
سوال اینه :
اهای سیاسیون مدعی ! از هر طیف و دسته !
در شرایطی که جامعه به رضا پهلوی رغبت نشان میدهد ایا حاضرید به او کمک کنید یا اینکه ترجیح میدهید خامنه ای بماند ؟
اگر ترجیح میدهید خامنه ای بماند لطفا نقاب از پرده بردارید تا نیروهای کارامد جنبش شمایان را بشناسند . پنهان شدن زیر شعار علیه "شاه و شیخ" لو رفته است ... "شیخ" درقدرت است ودرحال سرکوب ... "شاه" وجودندارد و چهل سال است که فوت کرده ... لطفا با شعار علیه "شاه" جیب "شیخ" را پرنکنید .
بخود بیایید چون بعدا عین سگ پشیمان میشوید ( البته دورازجان سگ)
ببین کاررا این سیاسیون مدعی به کجا رسانده اند که اجبارا درمقابل چنین سوالی قرار داده میشوند .

خاکزاد

ناشناس گفت...

آقای خاکزاد با سلام

من از داخل ایران مینویسم . با اینکه باید از تفکرات و نحوه و نوع نتیجه گیریهای مبتنی بر شرایط جنگ سرد ( همان که شما از آن تفکرات دهه چهل نامیده اید ) فاصله گرفت موافقم .
آن تفکرات مبتنی بر انتخاب بین دو جبهه بود که متاسفانه سران فکری دستگاههای موجود آن زمان هم اشتباه انتخاب کرده بودند .
البته به گفته یکی از مجاهدین که توسط خود مسعود رجوی در زندان به عضویت سازمان در آمده بود در جواب سوال من که پرسیدم شما چرا رفتید و سازمان را انتخاب کردید گفت : ما فرزندان و محصول دوزان خودمان بودیم و راه دیگری نداشتیم .
اما امروز با روشن شدن زوایای تاریکی که از چشم همه دور بود ما اکنون فقط دو راه نداریم. اینرا نسل جوان ایرانی به خوبی میداند .
مشکلات هنوز فقر ، عدم وجود عدالت اجتماعی و اقتصادی و... است اما به مدد پیشرفت علوم تکوینی و در ایران به واقع به کمک ساختار دولت مدرن که میراث رضا شاه است ( در مورد دیکتاتور بودن او هم حتی تاریخ ثابت کرد که اگر جلوی حزب توده را نگرفته بود چه مصیبتی بر سر ما میامد و تنها اینکه باید جلوی این آخوندها را بیشتر سد میکرد و نکرد ) اکنون ما امکانات زیادی برای ایجاد عدالت اجتماعی و اقتصادی داریم بدون اینکه در دام تک حزبی چه کمونیسم و چه نوع مذهبی آن مجاهدین بی افتیم ، داریم.
حتی فراتر از آن کم کم باید بپذیریم که با رشد میزان تحصیلکردها و نسلی که اکنون میهندوستی سالم و نه شونیسم و ناسیونالیسم کور را میشناسند ، نسل جدید ایران میتواند برای ایجاد یک دمکراسی سالم تحت یک پادشاهی مشروطه پارلمانی ایرانی پیشرفته و سعادتمندی را بسازد .
ما باید بپذیریم که دیگر داستان نیروی پیشگام که موتور کوچک جامعه باید موتور بزرگ جامعه را روشن کند و هدایت کننده باشد ، امروز تنها یک نوستالژی شکست خورده دوران بازمانده بودن مردم از جهان اطلاعات است .
امروز جوانان ایرانی با چند کلیک از انواع روشهای سیاسی و اقتصادی حداقل با خبر است .
اشتباه فاحش دوران دهه چهل این بود که میخواست مردمی را که اسیر بیسوادی و نادانی بودند را مسلح کند و فقط پیوند آنها را به اردوگاهی مبسر سازد که خودش تنها یک لابراتوار برای انجام آزمایشات اقتصادی و سیاسی بود به جای اینکه واقعا به درک عمومی و آزاد شدن از بیسوادی و جهل سیاسی کمک کند . باید با شجاعت پذیرفت که دانش سیاسی و فهم نسل ما ( من متولد سال چهل ویک هستم ) محصول همان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است که حتی کتاب ماهی سیاه کوچولو را به چاپ رساند و نه گلوله چریک فدایی یا مجاهد خلق . به همین دلیل حکومت اسلامی دقیقا نسل بین سالهای 37 تا چهل و هفت را نابود کرد چرا که عموما نه سر بر آستان آخوندها گذاشتند چون تربیت شده اوج شکوفایی ایران بودند و نه تهی مغز . از 57 به بعد بود که سازمانهای سیاسی این سرمایه انسانی و فکری را باید به مقصد میرسانند که راه خطا رفتند و ما قربانی رهبرانی شدیم که دقیقا با تفکری کهنه نوید دنیایی نو را میدادند . حال ما نباید چنین خیانتی را به جوانان فعلی کرده و به آنها بگوییم که راه یکی است آنهم فدای خود در راه تشکیلات .
امروز یکراه وجود دارد ، ایجاد یک جامعه آزاد که در آن تمام روشهای رسیدن به آینده ای بهتر در فضایی آزاد روی میز قرار بگیرد . زیر چتر یک پادشاه که فقط نماد همبستگی و یکپارچگی ایران است .
اینکه کدام راه را باید رفت تنها در پرتو خردجمعی ، صلح و آرامش و روشهای علمی دستیافتنی است .
با شناختی که من از اطرافیان خود دارم هیچکس خواهان رسیدن به تک حزبی و ذوب در رهبری و فدایی شدن برای این و آن نیست و به همین دلیل خواهان شاهزاده رضا پهلوی هستند چون او را بدون رایگیری پادشاه بر حق و تنها کسی میدانند که نماد ایرانیت است بدون وابستگی به تفکری مخصوص و یا مذهبی خاص . در حالی که سازمانهای سیاسی با داشتن تفکری مشخص نمیتوانند تمام ایرانیان را نمایندگی کنند . بله سازمان مجاهدین ( صرف نظر از تاریخچه و کارنامه و.. ) فقط نماینده خط فکری یک گروه از مردم است ، حزب کمونیست کارگری فقط نماینده ( البته به ادعای خودش ) فقط نماینده طبقه کارگر است ( معلوم هم نیست که تمام طبقه کارگر او را نماینده خود بداند ) اما شاهزاده رضا پهلوی میتواند نماینده کارگر ، دهقان ، کارمند ، مسلمان ، ارمنی ، دانشجو ، کرد ، لر و... خلاصه هر کسی باشد که در مرزهای شناخته شده ایران زندگی میکند . دیگران باید رای بگیرند تا نماینده بشوند ، ایشان هست فرای هر حزب و مذهب .
با سپاس

بهزاد

ناشناس گفت...

اقا بهزاد
بله از مطالب شما استفاده کردم .
خاکزاد

ناشناس گفت...

اقای بهزاد با سلام
ایا ملت ما به لحاظ فرهنگی برای پادشاهی مشروط پارلمانی امادگی دارند ؟ یعنی ایا فرهنگ ملت ایران در اندازه فرهنگ سوئدی ها و نروژی هاست ؟ یا از پادشاهی پارلمانی قدرت مطلقه پادشاه را خواستار میشوند ؟ بالاخره نوع حکومت با فرهنگ جامعه ارتباط مستقیم داره دیگه ... فکر میکنی اگر در فرهنگ ما استبدادزدگی نبود چهارتا اخوند جانی مستبد میتونستن چهل سال یک ملت را بازی بدهند وتا مرز فقروگرسنگی بکشانند و در ملع شلاقشان بزنند و به جرثقیل ها آویزانشون کنن ؟ و همچنان ادامه دهند ؟
داستان خیلی پیچیده تر و غامض تر از این حرفاست ... هنوز متاسفانه پدرسالاری در فرهنگ ملت ما وجوددارد و هنوز بافت سنتی اجتماع ما به همسرشون میگن منزلمون ! هنوز اکثرپدران بین فرزند ذکور و اناث فرق میگذارند !!! هنوز مزخرفات اخوند در روی منبر طالب دارد و تاثیر میگذارد ... حتی پامنبری های سیاسی ما فردیت خودرا له کرده و به مزخرفات رهبر عقیدتی توجه میکند ! اوانگاردش که این باشه وای به حال مردم !
الیته ناامیدنشو .... نسل جوان دوبار رژیم را تکان داده و باز تکان خواهدداد ... اینبار امیدوارم شدت تکان درحدی باشد که عمامه ها از سر به چاه فاضلاب بیافتد وانروز دیر نیست . البته به کمک غرب نیازداریم البته اگر واقعا کمک کنند .
خاکزاد مجاهدسابق

ناشناس گفت...

اگه تا حالا در زمینه مبارزه با فرهنگ بسیجی کارکرده بودیم جنبش ما قطعا نیروهای پیشتاز خود را داشت . فرهنگ بسیجی یعنی فرهنگ ارتجاعی و دون پامنبری شدن که بعض از نیروهای اپوزوسیون از جمله مجاهدین  بواسطه رهبری اپورتونیست  رده طلب بدان گرفتارو آلوده اند ...

اهداف عالی جنبش جوانان با فرهنگ خدمی حشمی در تضاداست و اتفاقا یکی از دلائل تنفر جوانان آزادیخواه از اینگونه مناسبات قلمداد میشود ...

امروز دوجریان این فرهنگ را باخود یدک میکشند ( رژیم و مجاهدین ) و به همین دلیل اولی محکوم به سقوط و دومی محکوم به انزواست و اتفاقا هردو ایده الوژیک و دارای ابشخور مشترک تاریخی ...
میدوتم دارم چی میگم .

مجاهدسابق