دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

رقص

مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

روی تصویر کلیک کنید

روی تصویر کلیک کنید
از این وبگاه پر بار و وزین و در راستای شناخت هویت ملی خود دیدن کنیم

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۷ بهمن ۲۱, یکشنبه

بازگوئی یک سرگذشت امیر وفا یغمائی از سرگذشت تلخ خودش و هزاران کودک وابسته به مجاهدین خلق سخن میگوید بخش 1

۶۰ نظر:

ناشناس گفت...

امیرجان هیچوقت از گفتن حقیقت هراس نداشته باش چون حقیقت از جنسی است که هیچ قدرتی نمیتونه ازان به نفع خودش سوء استفاده کنه چون حقیقت یعنی حقیقت . حقیقت خودش کاراکتر و تاثیرات خودشو داره و اصولا نمیتونه مورد سوء استفاده قراربگیره . اگه نگران سوء استفاده رژیم هستی باید خدمتت عرض کنم که رژیم دشمن حقیقته چون بردروغ و تزویر بنیادگذاشته شده است . حقیقت حقیقته . اصولا حقیقت تیری است برقلب دروغ ( هرکی میخوادباشه و با هر ادعایی ) حقیقت آذرخشی است که تاریکی هارا میشکافد . میخوام بگم حتی رژیم را هم میشکافد چون دشمن حقیقت است . تو خودت از خودت مطمئنی پس از لجنپراکنی ها هراس نداشته باش . لجنپراکنها مانند امامان جمعه ولی فقیه از تریبونها برای عوام فریبی استفاده میکنند . نمونه اش در جمهوری اسلامی و مشابهش در مجاهدین با پایه های ایده الوژیک مشترک .

ناشناس گفت...

هیچ نیرویی قویتراز محبت مادر به فرزند نیست حالا ببینید که مادر را چگونه مسخ میکنند که مهرمادری را ظاهرا دراو میکشند ( انهم بخاطر ذوب در رهبرخودشیفته) اما من مطمئنم که روح و روان مادرت با توست اما جسمش با مشتی رده طلب خودگنده بین چاپلوس .

ناشناس گفت...

امیرجان

حالا چاپلوسان ولایت عقیدتی بفرموده شروع میکنند به زدن اتهامات ناجوانمردانه مانند اینکه مامور وزارت اطلاعات بوده ، نفوذی بود و از این دست مزخرفات . امادگی داشته باش که ممکنه از ۴ سالگی ماموربودی و خودت خبرنداشتی !!! پدر شماهم انزمان که قویترین سرودهای سازمان را میسرود و شوردر انگیزه های ارتش ازادیبخش ایجادمیکرد هم درحال انجام ماموریت سری - مخفی از سوی وزارت اطلاعات بوده ! بعید نیست مادرشماهم چندوقت دیگر مامور ازاب دربیاید ! با روندی که درحال پیشروی است احتمال ماموربودن داوری و حیاتی هم وجودداره و اگر راستش را بخواهی مریم و مسعودهم مامور وزارت اطلاعاتند اما هنوز خودشونو لو ندادن ! اصلن مجاهدین را وزارت اطلاعات سال ۵۷ تجدید حیات کرد !!!!

ایا به نظر شما سازمانی که اینهمه مامور داشته باشه نباید بعلت بی لیاقتی رهبران تا اطلاع ثانوی تعطیل بشه ؟ واگر تعطیل نشده حتما که رهبران هم مامور وزارت اطلاعات هستند !!!!!!!!!!!!!!@

ناشناس گفت...

امیرجان

حالا چاپلوسان ولایت عقیدتی بفرموده شروع میکنند به زدن اتهامات ناجوانمردانه مانند اینکه مامور وزارت اطلاعات بوده ، نفوذی بود و از این دست مزخرفات . امادگی داشته باش که ممکنه از ۴ سالگی ماموربودی و خودت خبرنداشتی !!! پدر شماهم انزمان که قویترین سرودهای سازمان را میسرود و شوردر انگیزه های ارتش ازادیبخش ایجادمیکرد هم درحال انجام ماموریت سری - مخفی از سوی وزارت اطلاعات بوده ! بعید نیست مادرشماهم چندوقت دیگر مامور ازاب دربیاید ! با روندی که درحال پیشروی است احتمال ماموربودن داوری و حیاتی هم وجودداره و اگر راستش را بخواهی مریم و مسعودهم مامور وزارت اطلاعاتند اما هنوز خودشونو لو ندادن ! اصلن مجاهدین را وزارت اطلاعات سال ۵۷ تجدید حیات کرد !!!!

ایا به نظر شما سازمانی که اینهمه مامور داشته باشه نباید بعلت بی لیاقتی رهبران تا اطلاع ثانوی تعطیل بشه ؟ واگر تعطیل نشده حتما که رهبران هم مامور وزارت اطلاعات هستند !!!!!!!!!!!!!!@

ناشناس گفت...

حقیقت مانند الماس است شاید کسی برای مدتی بتواند ان را بدزدد اما هرگز نمیتواند ماهئیت ان را تغییردهد بنابراین از گفتن حقیقت ابایی نداشته باش . هیچکس استراتژیک نمیتواند از حقیقت سوء استفاده کند . حقیقت الماس فلسفی است و در عالم هستی همتا ندارد .
زنده باد حقیقت .
مولکولهای حقیقت از جنس آزادی و عدالت و شرف و انسانیت و آزادگی است بنابراین قابل سوء استفاده نیست خصوصا برای مرتجعین و تاریک اندیشان چاههای عمیق و تاریک قرون وسطی که از برق حقیقت تاریخا در وحشت بوده و هستند .
غریبه

مهناز گفت...

خیلی تکون دهنده است واقعا ادم باورش نمیشه. امیدوارم یک روز همهچیز روشن بشه

ناشناس گفت...

مهناز خانم
همین الانشم روشنه ولی بقول شما امیدوارم یکروز همه چیزان روشن بشود .

امین.امریکا گفت...

درود بر تو امیر درود بر شرفت که با صداقت دردت میگوپی درود بر عموی شهیدت که بناحق کشتندش من با عمویت در زندان بودم چه دلاوری چه شیری بود و انوقت با بازماندگانش چها کردند خدا لعنت کند خمینی و خمینی های دوران را ایران ما دیگر اینها را قبول ندارد اینها با شما چکردند با مردم چه میکنند خدا نگهدارت باشد

حنیف حیدرنژاد گفت...

من با تعدادی از این بچه های آنزمان و زنان و مردانی که امروز برخی از آنان مادر یا پدر شده اند صحبت کرده ام. هنوز در رنج و شوک بسر برده و پرسش های پاسخ نگرفته بسیار دارند. تلاش امیر از این نظر که بن بست سکوت را شکسته شایان تحسین است. بی تردید سخن گفتن در باره آن تجربه ها هر چند سخت و دردناک، ولی می تواند تسکین بخش هم باشد. چون دیگر آدم مجبور نیست آن همه فشار را غورت بدهد یا به خودش دروغ بگوید. بیان حقیقت، قدم اول در مسیر صداقت با خود است.

سیانک نادری گفت...

درود برامیریغمایی وشجاعتش. رجوی دراشرف می گفت:«‌ اسماعیل وفا یغمایی برای اینکه بتواند زن اروپایی بگیرد وبا آن زن باشد، پسرش( امیریغمایی را ازسرش بازکرد و وبال گردن ما ساخت( با حالت تمسخر واینکه امیرسربارسازمان مجاهدین شده بود، برای اینکه اسماعیل وفا یغمایی ....) سخنان امیریغمایی وشهادت او ۱۸۰درجه مغایر با سخنان رجوی است. این اولین بارنیست که رجوی اینچنین دروغ می گوید درباره مهدی افتخاری نیزکه رجوی بارها وبارهامی گف:» مهدی افتخاری درعملیات فروغ جاویدان بریده وترسیده بود ومن روزدوم عملیات فروغ جاویدان دستوردادم به همین شریف( مهدی ابریشمچی) اورا ازصحنه جنگ عقب بکشند(با حالت تمسخر وتوی سرمهدی افتخاری زدن) رجوی ابایی ازدورغگویی نداشت هرچه جلوترمیآمدیم وقاحت وبی شرمی رجوی بیشترمی شد. من درمصاحبه با میهن تی وی به این مسئله اشاره کرده بودم.

ناشناس گفت...

امیرجان
مراقب باش روی سادگی گاف دست گرگهای به کمین نشسته ندهی چون این جماعت ۹۹۹ موضوع را نمیبینند اما یک موضوع را میبینند . وقتی رهبرشون به ادمکشهای رژیم نامه پنهانی نیده نمیبینند اما وقتی روی سادگی یک چیز عادی را مطرحدکنی واویلاست .

مسعودعالمزاده/پاريس گفت...

۷ بهمن ۱۳۹۷/ ۲۷ ژانويه دوهزاروهژده/مسعودعالمزاده/پاريس

اميرگرامى،

ستمى که برتورفت به نوعى بدترازآنى بودکه برمارفت.مابهاى خطاى خودمونوپرداختيم،امااين ستم برتوتحميل شد.

سه هفته پيش درمرکزفرهنگى/علمى Villette درپاريس کنفرانس عمومى اى بودباشرکت بوريس سيرولنيک Boris Cyrulnik يکى ازبهترين روانشناس هاى فرانسه.اودرموردپناهنده هاى سياسى ايرانى هم تجربه داره : "نکته عجيب اينه که اينهابرخلاف ديگر "ازمرگ جسته" ها،ازاينکه دوستانشان کشته شده اند وآنها زنده موندن،بشدت زجرمى کش".بوريس سيرولنيک که خودش يهودى تباره،دربچگى الله بختکى ازکشتارنازيهاقصردررفته.تزومحورکارش résilience است : توان يک فردبراى سربرآوردن وادامه دادن زندگى درسوى مثبت،باوجودشکست،ضربه وناملايمات.نوشته هاى سيرولنيک حسابى بدردماميخوره.
بوريس سيرولنيک دراين کنفرانس نکته اى درباره ى "کمبودعاطفى درکودکى" گفت که مخ منو جوشوند(نقل به مضمون) :
هنگامى که بايک کودک خردسال/شيرخوار رابطه عاطفى برقرارمى کنيد(بوسيدن،نوازش،صحبت مهربانانه،خنداندن)،مغزکودک براى پردازش اين اطلاعات سلول سازى مى کنه ورشد ميکنه.اگه نباشه چون چنين نيازى نيست،خودمغزحتادرسطح فيزيکى رشد نمى کنه طورى که دراسکنرمغزى ديده ميشه ! اگه ازاين مرحله بگذره تقريبن برگشت ناپذيرميشه وحتااگه ترميم هم بشه،اون چيزى نميشه که بايد.
خوشبختانه شماباسطحى که دارى دچاراين سندروم نشدى ولى موردهايى که آقاى بهبهانى ميگفت شامل اين پديده ميشه.

دوتوصيه ى دوستانه به يک هم ميهن بدون کوچکترين انگيزه مداخله درزندگى خصوصى شما :

۱/رابطه يک انسان با"مادر"بسيارپيچيده ودرونى ست.دربيشترين مواردبه هنگام مرگ درتنهايى،فردحالت جنينى ميگيره،همانکونه که درشکم مادرش بوده.درگيرى روانى با مادر بسيارزجرآوره.هرچه ميخادشده باشه،مادرت رو ببخش.بگوکه اوهم قربانى بوده.خودت رهاميشى.

۲/تجربه تخصصى من : نميدونم شمادرچه سطحى هستى،امااگه امکانشودارى بروتاسطح فوق دکترا.دررشته شماهم،بااين جريان گرمايش زمين،گرفتن تزکارمشکلى نيست.هنگامى که تواين کپه ترازو اين همه زجروشکست وحرمان جمع شده،بايداون يکى سنگين تربشه.همه ش پيروزى توزمينه ى حرفه اى نيست،امااين هم جزوشه.
اين دارودسته ى پليدرجوى باخودمن اين کارروکرده ن.دسته دسته اسکناس زدن زمين تامنوازسرکاروآموزش وحتاازمحل مسکونى م اخراج کنن.دوبارمشخص ش روميدونم که پول دادن پتيسيون عليه من جمع کردن وفرستادن شهردارى منطقه واينوراونور.که چى بشه ؟ تااز زورفشاروحرمان ياخودکشى کنى يابرگردى تودارودسته که اين دومى بدتره اsز اون اولى ست.
باموفق شدنت بزن تودهن شون.
داشتن پدرى مثه اسماعيل هم سعادتى ست.مفت چنگت !

... پيروزوتندرست باشى !

ناشناس گفت...

سالار
با درود به امیر وفا یغمائی خرسندم از گفتن حقایق نگران گفتن حقایق نباشید هیچ حقیقتی پشت ابر نمی ماند حقایق خود را تحمیل میکنند با خوش امد یا بد امد دیگران کاری ندارند حقایقی که بر دوش ماست مانند کوله ایست که برپشت خود بسته ایم وقتی انرا میگوئیم گوئی کوله بار سنگینی از دوش مان را برمیداریم وبر زمین میگذاریم
هنوز در باره بعضی از قسمتها که در صحبت گفتید در شوک هستم موفق باشی

ناشناس گفت...

خیلی خوب بود،صادقانه و صمیمی و آموزنده
من هم یکیم‌مثل تو،خوب پاچه خوری ممد رجوی رو افشا کردی،
لطفا عکس جمعی اور رو یا اینجا یا تو فیسبوکت اشتراک عام بذار،میخواستم داشته باشم،خیلی خاطرات توش هست،در ضمن خوشحال شدم که الان در زندگیت موفق هستی،خدانگهدار

Unknown گفت...

امیر جان صحبت ها و گفتار و دردها و تجارب شما راکه از حیات خود در رابطه با سازمان مطرح کردید را شنیدم و از اینکه سرباز صفرهای تملق گو وتفنن جو که بااندیشه های پر نقیصه اشان با رفتارهای کلامی و غیر کلامی انسانهائیکه در وادی مبارزه و گسترش مبانی عشق قدم در این راه گذاشته اند راچنین آزرده خاطر میکنند وتعارضات روانی و فشار های روحی را برای آنان به ارمغان میاورند آدمی را متاثر مینماید والبته مصادیق موجود در این رابطه بسیار حاد است که در این نوشتار نمی گنجد....درود بر پاکی وصداقت شما با احترام:شکرالله

Unknown گفت...

امیر جان صحبت ها و گفتار و دردها و تجارب شما راکه از حیات خود در رابطه با سازمان مطرح کردید را شنیدم و از اینکه سرباز صفرهای تملق گو وتفنن جو که بااندیشه های پر نقیصه اشان با رفتارهای کلامی و غیر کلامی انسانهائیکه در وادی مبارزه و گسترش مبانی عشق قدم در این راه گذاشته اند راچنین آزرده خاطر میکنند وتعارضات روانی و فشار های روحی را برای آنان به ارمغان میاورند آدمی را متاثر مینماید والبته مصادیق موجود در این رابطه بسیار حاد است که در این نوشتار نمی گنجد....درود بر پاکی وصداقت شما با احترام:شکرالله

ناشناس گفت...

امیر جان یغمایی برادر جوانتر و عزیز؛ خدا رو شکر که از اون جهنم رها شدی و تونستی سر پات وایستی. من به سهم خودم شرمنده ام و صمیمانه معذرت میخوام که نتونستم جلوی دارودسته رجوی رو بگیرم و نذارم که تو و بقیه همسن و سالهات رو به اسارت به ناکجاآباد ببره!

خدا رو شکر که یکی دیگه از اون بچه ها از اسارت رجوی نجات پیدا کرد. خدا کنه با بیان حقایق و هیچ شاخ وبرگ اضافه ای راه رو واسه مادرت و مادرهای دیگه هم باز کنی که از مسخ رها بشند تا بلکه بقیه بروبچه های اسیر در تشکیلات رجوی رو هم بتونند نجات بدند!

من از رفتار و کردار و دوستان و گفتار و کردار مجازی و حقیقی پسر رجوی تقریباً میدونستم که اون هم متاسفانه پاجای پای پدر شریفش گذاشته. حالا در اولین قدم از روشنگریهای توامیر جان همه ما فهمیدیم و باید حواسمون رو جمع کنیم تا نذاریم بچه رجوی با نقش بازی کردن در دنیای واقعی و مجازی دیگرون رو هم توی یکی دیگه از هچل های رجوی رذل بندازه! و مثل مورد تو و بقیه همسن وسالهات نظاره گر ساکت و لالمونی گرفته نمونیم!

دوستان، رفقا تا بیش از این دیر نشده واسه رهایی بقیه اسرای رجوی رذل کاری کنیم!

رفیق سائل.

ناشناس گفت...

پسررجوی چه ربطی به رجوی داره ... هرکس مسئول کارهای خودشه .
لطفا پرنسیپ هارا رعایت فرمایید . پسررجوی هم مثل بقیه ذوب شدگان هست ... چه فرقی داره ... فقط از موقعیت رفاهی خاص برخورداره که بقیه ندارن .

ناشناس گفت...

من فقط تعجبم ازاینکه چرا یه بچه ۱۴ ساله را با کلاش میفرسن جلو ولی خود رهبران پفیوز ۴۰ - ۵۰ ساله پشت جبهه ودر فضای امن مکضع میگیرن ؟ فکر نمیکنم چگوارا ازاین کارها کرده باشه وگرنه چگوارا نمیشد او سلاح دردست پیشاپیش یارانش در رزم بود ونه پشت جبهه درفضای امن اوردناشتا بده !
اخرش چی شد ؟ هیچی ... ۱۳۰۰ کشته و کلی مجروح و معلول و مسعودومریم سورومورو گنده با چهارمترزبون !!! و وقاحت تمام که چرا نتونستید مریم را به تهران ببرید ! پس چون جنسیت داشتید باید طلاق بدهید تا درانقلاب مریم بروید ( انقلاب مریم یعنی همه نوکروکلفت مسعودبشن) . باورکنید مبارزه اینطوری و ضوابط تشکیلاتی این شکلی و رهبران این مدلی درتاریخ هیچ کشوری پیدا نخواهیدکرد . وقتی تشکیلات گنده تراز رهبران باشه یعنی رهبران دراندازه اهداف و تشکیلات نباشن وضعیت اینجوری میشه . همه باید نوکرو کلفت و چاپلوس و ذوب شده درولایت عقیدتی بشن تا ماهیئت پوشالی رهبر پنهان بمونه . ادم واقعا سرگیجه میگیره وقتی به این رفتارها تمرکز میکنه . رهبرانی که خمینی درون خودشونو قورت دادن و رفته توخونشون اما از بقیه خواسته اند که بالا بیارن ! رهبری که درکنار همسر نازنینش شب را به صبح میکند و به بقیه طلاق تحمیل میکنه ! شما گیج نمیشی ؟

ناشناس گفت...

واقعا متأسفم از کسانی که به این بحث‌ها دامن میزنند چون این امکان هست که با کشیدن این پسر به این میدان، مادر این پسر هم به این مباحث کشیده شود. امیدوارم که اینطور نشود.

جای بسی تاسف است اما به قولی, امیر صلاح دولت خود بهتر میداند


متأسف

ناشناس گفت...

یکی از اشکالات در سیستم فکری - سیاسی مجاهدین فعلی این هست که فکرمیکنن هرکس منتقد انها باشه نمیتونه مخالف رژیم باشه ! این نتیجه گیری خود نتیجه یک توهم کهنه است بنام خودبزرگ بینی . درحالیکه هزاران جوان برومند دلیر  وجود دارند که مجاهدین را اصولا قبول ندارند اما در مبارزات خود علیه رژیم باراصلی میدان و زندان را بردوش دارند چگونه میتوان برای سیستم فکری مجاهدین افتیارقایل شد  ؟ و الیته که اعتیارندارد . ( الیته من حساب ان دسته از مجاهدینی که درحال همکاری بارژم هستند را جدا میکنم ) . بهرحال سیستم فکری - سیاسی مجاهدین درخصوص منتقدینشان صحیح نیست و بیشتر دافعه ایجادمیکند تا جاذبه .

من باب مثال توجه بفرمایید که امیرانتظام طرفدارمجاهدین نبود و اتفاقا مجاهدین با او دشمنی آشکارداشتند و از خمینی خواستاراعدام ایشان بودند ! اما امیرانتظام مخالف سرسخت رژیم بود و با ۳۲ سال زندان بدون هیچ کرنشی مقاومت نمود ... اگرچه رهبری مجاهدین هرگز از او و خانواده او عذرخواهی نکردند !

بهرحال منطق مواضع محاهدین دربرخورد  به منتقدین مملو از تناقض است تناقضی که درادامه به نفع رژیم تمام میشود .

من باب مثال همه میدانند که شباهت های ایده الوژیکی بسیار زیادی درپایه ها بین مجاهدین و اخوندها وجوددارد ( مانند الله و پیغمبر و ۱۲ امام و عاشورا و نهضت حسینی و شب قدر و سینه زنی و زنجیرزنی و تکایا و نظائر ان و حتی برنامه های مذهبی تلویزیون رژیم و تلویزیون مجاهدین در ایام و مناسبتها کاملا مطابق یکدیگرند و خیلی اشتراکات عقیدتی دیگر ) با این وجود این منتقدین هستند که مورد حمله مجاهدین قرار میگیرند !!! عجب انصافی !!!

بهرحال وجود چهارتا مجاهدی که درحال همکاری با رژیم هستند نباید اصل "انتقاد" را لوث کند و این نوع موضع گیری های غیر اخلاقی تناقضاتی را دردرجه اول برای خود هواداران مجاهدین بوجودمیاورد !

امروز هزاران جوان مبارز نسل کنونی درمبارزه با رژیم به زندان افتاده اند و خودکشی داده شده اند ... ایا چون مجاهدین را اصولا نمیشناسند و یا مجاهدین را قبول ندارند عوامل رژیمند ؟؟؟ درحالیکه مجاهدین دراروپا و درمحیط امن تندوتیزی شعارهایشان به گرد شعارهای مبارزات داخل نمیرسد .توصیه دارم که مجاهدین  بجای غرق شدن درتوهم خودگنده بینی به ساحل انصاف شناکنند  تا رستگارشوند .

بجای ترویج سکت و اراده گرایی خورده بورژوایی اندکی دموکراتیک بیاندیشند و مرز مجاهد رژیمی را با منتقد مبارز مخدوش نکنند ... انصاف گوهر درک نیروهای بالنده و زمینه ساز وحدت همه آزادیخواهان است .

یه چیزهایی درکله مجاهدین طی سالیان  فرورفته و سالها رسوب کرده که تشخیص خادم و خائن برایشان مشکل شده است و اصولا انها اسکولاستیکی و با استفاده از یک نوع شبیه سازی احمقانه و عوامانه  ( پامنبری پسند) سعی در مطرح کردن خوددارند .

از مجاهدین خواهشمندم خون جانباختگان دهه ۶۰ را توجیب رهبران خودنریزند چون واقعا انان با اینان از زمین تا آسمان تفاوت دارند . فاصله ای به اندازه سرود سرکوچه کمینه تا عکس یادگاری با ژنرالها و سناتورهای امریکایی !

فاصله ای به اندازه خون تا فرار ! فاصله ای به اندازه مرکزیت شورایی تا رهبرعقیدتی ! فاصله ای به اندازه سانترالیسم دموکراتیک تا سانترالیسم مطلقه ! فاصلهدای به اندازه مبارزه درداخل تا شعار ازخارج ! فاصله ای به اندازه مبارز تا چاپلوس !

کدامیک از جانباختگان بروی صورت همرزمان خود تف انداختند ؟

وصدها فاصله ماهوی دیگر .

ایا جز خمینی و رجوی کسان دیگری" شهدایشان" را هدیه به امام زمان تلقی کردند ؟؟؟

امیدوارم مجاهدین روی این مطالب مکث و فکرکنند .



خاکزاد( مجاهدسابق)

منیژه حبشی گفت...

با سلام و سپاس از امیر نازنین. امیرجان، فرزندان منهم بسیار زجر کشیدند. من یادمانهای خودم را به این امید منتشر کردم که ظلمی که بر نسل شما ها رفته را انعکاسی ولو کوچک داده باشم. امیدوار بودم که دیگران هم به بیان دردهای جوانانشان، همان کودکان دیروز بپردازند. اما چنین نشد. تا تو نازنین به میدان آمدی و چه صمیمی و دلنشین سخن گفتی. من بعنوان مادری از نسل اول هواداران سازمان بعد از انقلاب که به امید آزادی به آنها پیوستم، سنگینی بار وجدان معذب خود را میکشم که با انتخاب خودم چه زجر و فشاری را بر فرزندانم تحمیل کردم.امیدوارم با سخن گفتن از آلام بسیار سنگین خود، علاوه بر آگاهی رسانی به دیگران، خود نیز آرامش بیابی و برایت شادی و آزادی و موفقیت آرزومندم.

ناشناس گفت...

این بچه را بابای الدنگ اش برای انتقام گیری از مجاهدین پای میکرفن آورده.
درست مثل همان زمانیکه اون رو به عراق فرستاد و خودش در پاریس زن و زندگی راه انداخت.
واقعا زهی بیشرمی

ناشناس گفت...

ایا به نظر شما خیارچمبر طمع گلابی میدهد ؟
اگر رهبربگوید آری ! حتما میدهد !

ناشناس گفت...

یعنی یه پسربچه ۱۴-۱۵ ساله را از پاریس اوردن عراق که یه کلاش بدهند دستش که برود تهران را تصرف کند ؟؟؟ این دستورتشکیلاتی را کدام فرمانده احمقی داده است ؟؟؟ هیچ کفترباز حرفه ای در هوای ابری و طوفانی کفترهای خودرا هوا نمیکند چون نصف بیشترکفترها در لابلای ابر وطوفان گم و گور میشوند و خسته و کوفته اینوروانور میافتند ! کفترباز احمق چون خودش درجای گرم و نرم پشت جبهه نشسته و یک مشت چاپلوس بی سراپا هم درکنارش مرتب هندوانه زیربغلش میگذارند جو گیرمیشود و ۵۰۰۰ کبوخر آزادی را تک و تنها باه هوا میفرستد که چه بشود ؟؟؟ که مریم را به تهران ببرند !!! معلوم نیست این تئوری ها از دکان کدام عطاری به عاریت گرفته شده ! رژیمی که پس از ۸ سال جنگ با داشتن سیلی از بی مغزانی که روی مین رفتن برایشان از اب خوردن راحت تراست و در کشتن مخالفین یک لحظه هم درنگ ندارند و هنوز در دنیای عاشورای حسینی و ظهور امام زمان سیر میکنند و با یا زهرا و ثاراله گفتن عین اب خوردن ادمها را به گلوله میبندند چگونه فرماندهی میتواند یک پسربچه ۱۴ -۱۵ ساله را از پاریس به عراق بیاورد و کلاش دستش بدهد و اورا به جنگ با ادمخوران مین کار ! بفرستد ؟ و خودش هم به اتفاق عشقش و مهرتابانش پشت جبهه ژست رهبری نطامی بگیرد ؟؟؟ ادم واقعا گیج میشه .
فرماندهی که از ارایش و وضعیت روحی روانی و توان نطامی نیروی مقابل تحلیل و شناخت واقعی نداشته باشه گوه میخوره عملیات را فرماندهی کنه . اخه یکی تو این چاپلوسان ادم حسابی پیدا نشد که بلندشه بگه اقای فرمانده ! توکه درتمام طول عمرت حتی یک دقیقه سابقه و تجربه مبارزه مسلحانه و نظامی نداری چطوری فرمانده شدی ؟ اگه کارت ایده الوژی و حرافیه پس برو دنبال ایده الوژیت و فرماندهی نظامی را بزاربرای اهل فنش . که الیته دربین اطرافیان نزدیک ایشلن کسی دارای تجربه نظامی نبود به جز یکی دونفر که مسعودبا انان کارد و پنیربود چون بهشون حسادت میکرد و اخرسرهم زهرخودشد به انها زد و من اسمشان را نمیبرم چون خودتان میدانید . بقیه بادمجون دورقاب چینانم که از تصفیه شدگان دهه ۵۰ بودند که بعداز نکبت ۵۷ زیر علم مسعود سینه میزدند .
بهرحال خیلی ها براثر عدم لیاقت نظامی رجوی کشته شدند و ...

ناشناس گفت...

جواب به ناشناس "بریده چاپلوس" !
یعنی تو از بابای این جوون بیشتر توجریانی ؟ یعتی ازخود این جوون هم بیشترتوجریانی ؟ یعنی باباش بچه خودشو فرستادعراق تا کشته بشه ؟ میدونی داری چی میگی ؟ اصلن مخ تو کله پوکت هست ؟ اگه واقعا این ادعا از ذوب شدگی درولایت عقیدتی و فردیت گوه مال شده بیادبیرون پس وای بحال بقیه تون . من به این جوون و باباش کاری ندارم ...اما با تو احمق فردیت گوه مال شده کاردارم .
ببین هنوزم فرصت داری تا از ذوب شدگی و باتلاق گوه بیایی بیرون و مثل یک قهرمان واقعی به رزم جوانان داخل کشورت بپیوندی و بقیه عمرتو از گفتن شعروشعار و تهمت و خایه مالی فاصله بگیری و مانند یک انسان باشرف زندگی کنی و بمیری . نزاربعنوان یک ادم بی شرف بی هویت فردیت گوه مال شده خایه مال چاپلوس ذوب شده بادمجون دورقاب چین از دنیا بروی . این تنها نصیحتی است که میتونم بهت بکنم تا رستگارشوی .

مسعودعالمزاده/پاريس گفت...

۱۳ بهمن ۱۳۹۷/ ۲ فوريه دوهزاروهژده/مسعودعالمزاده/پاريس

ناشناسى که نوشتى :
-----------------------------

این بچه را بابای الدنگ اش برای انتقام گیری از مجاهدین پای میکرفن آورده.
درست مثل همان زمانیکه اون رو به عراق فرستاد و خودش در پاریس زن و زندگی راه انداخت.
واقعا زهی بیشرمی

۱۰ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۷:۱۶
-----------------------------

۱/شوتى وحتابدتر،بلانسبت الاغ ! مجاهد ! به آدم ۳۵ ساله نميگن بچه.

۲/"خودش" به گفته ى تو "يک" زن ويک اتاق "۲۰" مترى داره.اگه اين ديگه اوج فساده،پس ۲۶ تا "نشمه" ى رجوى ميشه چى ؟ جراحى رحم ميشه چى ؟ ميدونى که اين جرم جنايى سنگينه توسطح حبس ابد ؟

۳/"بابای الدنگى" که توميگى عضومرکزيت سازمان خودت بوده بابيش ازسى سال سابقه،سازنده ى اصلى سرودهاتون.وقتى توچنين کسانى رونتونستى نگه دارى، پس نکنه اشکال ازاون دورهبرالدنگت بوده ؟

تاميتونى تف سربالابنداز !

ناشناس گفت...

قطعا مجاهدین پس از ۵۷ اشتباهات بزرگی مرتکب شدند . ببینید ما همگی ( سیاسیون و روشنفکران) از جوانی خصوصا دوران دانشجویی گرفتار نوشته های عمدتا حزب توده بودیم چه چپ مذهبی و چه چپ غبرمذهبی چیزی نداشتیم جز بحث های هیجانی درباره انقلاب روسیه و کوبا و چین و بحث های چریکی امریکای لاتین و غیره و ذالک و جالبه بدانید که پشت همه این مباحث حزب توده بعنوان کارگذاران شوروی درایران قرارداشت ما با اینکه از حزب توده بخاطر خیانت به مصدق متنفربودیم اما به لحاظ سیاسی با او وجوه مشترک بسیارداشتیم مانند اردوگاه سوسیالیزم و جنبش های ازادیبخش و غیره ...
بهرحال چون عیرمستقیم یجورایی با حزب توده اشتراکات سیاسی داشتیم طبعا میتوانستیم به ناکجا ابادبرویم خصوصا که روحانیت هم علیه رژیم شاه بود و طبعا با روحانیت هم نقطه ایده الوژیک مشترک داشتیم ( خصوصا چپ مذهبی) خلاصه آش شله قلمکاری بود تا اینکه زمان امتحان فرارسید و همه باهم علیه شاه ! چریک فدایی که لب پرتگاه حزب توده بود و سال ۵۸ افتاد توچاه حزب توده و پرونده اش بسته شد مجاهدینمذهبی که بعداز ۵۷ تجدیدحیات کرده بودند تا دوسال و نیم افتادن تو چاه خمینی خصوصا سال اول که خیلی مشمئزکننده بود و بسیاری القاب دهان پرکن هم به ایشان دادند . جریان خط ۳ هم که شوروی را بهیچوجه اوردوگاه سوسیالیزم نمیدانست و ازاو بعنوان سوسیال امپریالیسم نام میبرد علاوه براینکه همواره موردحمله حزب توده بود موردحمله بقیه هم بود ! اینو میخام بگم همه گروههای سیاسی با شوروی رودرواسی ( بایستی) داشتند چون درواقع جوهرسیاسیشان تحت تاثیرحزب توده و شوروی بود . میتونم بگم همه گروههای سیاسی منهای خط۳ بقیه اعم از چپ مذهبی و غیرمذهبی طرفدارشوروی بعنوان اردوگاه سوسیالیزم بودن و طبعا ضدامپریالیسم بسرکردگی امریکا و درهمین نقطه با روحانیت مشترک بودند ... اختلاف برسر واژه ارتجاع بود درحالیکه همگی به اتفاق روحانیت سوارقطارارتجاع بودند از مدرنیته بسوی سنت با یک خورجین شعائر پوچ و هیچ ضد امپریالیستی . داستلن اینطوربود که تو صلاحیت ضدامریکایی بودن نداری ولی من دارم !!! سرانجام روحانیت همه را باهم ازدم تیغ گدراند و خودش افساراین شعاررا بدست گرفت ... وبه همین دلیل هنوز توده ای ها درخارجه جمهوری اسلامی را حمایت میکنند !
اینهم شده روزگارمردم درفقرو گرسنگی و اعتیادو بیکاری و بیماری و تنگدستی ... امام جمعه هم امده گفته روزه بگیرید نماز بخوانید نماز امام زمان بخوانید نماز جعفرطیاربخوانید !!! اینم اقتصادمقاومتی اقایان .. ملت نمازبخوانند و روزه بگیرند رهبرو دارودسته اش هم مملکت را بچاپند !!!
خوشبختانه جنبش درداخل روبه اعتلا است اگرچه اپوزوسیونها درخارج دنبال ژست و پز خودهستند اما مبارزین شناخته شده درمیدان و زندان هنوز میرزمند و قطعا مردم ایران پیروزخواهدشد .

ناشناس گفت...

دررابطه با فرستادن یه پسربجه ۱۴ ساله به جنگ با ادمخواران حرفه ای بیرحم :
اولا اگر فرمانده تجربه نطامی داشته باشه و ذره ای انسانیت قطعا یه پسربچه را برای فرستادن به جنگ اماده نمیکنه .
دوما اگر این فرمانده تجربه و سابقه نظامی نداسته باشه و صرفا کارس حرافی و ایده الوژی و تفسیرقران و روضه خونی باشه گوه میخوره فرماندهی یک جنگ را تقبل میکنه .
البته از انجا که مسعود درتمام عملیاتی که درعراق انجام دادند خودش پیشاپیش نیروهایش نبود و درتمام عملیات پشت جبهه بود لذا درتصمیم گیری ها اصلن به فکرجون دیگرلن نبود بلکه فقط و فقط فکر جون خودشو زنش بود . همین ادم خالیدبند در اولین حمله امریکایی ها عین برق با زنش فرارکرد ازعراق رفت بیرون بعد گندش دراومد که تو فرانسه است ! وقتی یک ارتش ازادیبخش فرماندهیش دراین حدو اندازه باشه و پیشاپیش نیروهایش در میدان رزم نباشه گوه میخوره به دیگران انتقادکنه که چرا نیامدی ویا چرا رفتی ! خداوکیلی صادقانه به این سوال جواب بدهید :
درکدام عملیات درعراق مسعود و مریم در پیشاپیش رزمندگاتشان درحال جنگ و نبرد بودند ؟؟؟ بنب صدر درزمانیکه هنوز رییس جمهوربود و فرمانده ارتش بود بارها درخط مقدم حاضرشد اما مسعود فقط ژست سواری باتانک انهم در مانورها ! درجنگ فقط پشت جبهه !!! عمه منم بلده درمانورها سوارتانک بشه !!!
بنابراین بریده چاپلوس ها لطف کنن بگویند که درکدام عملیات مسعودومریم مانند چگوارا ویا مانند فرمانده های زن و مرد کوبانی در جلو رزمندگانشان نبرد میکردند؟؟؟
اگر یک موردرا توانستند اشاره کنند من همه مطالبم را پس میگیرم و در همین سایت عذرخواهی میکنم .

ناشناس گفت...

منتظرم تا بریده چاپلوس ها یک مورد را مستند معرفی کنند تا درهمین سایت از قضاوت اشتباهم عذرخواهی کنم . هرچقدر که خمینی رفت خط مقدم ! مسعودهم رفت ! هرچقدرهم که خمینی تجربه نظامی داشت ! مسعودهم داشت !
منتظرم.
خاکزاد ( مجاهدسابق)

Mehrdad Ahangar گفت...

آقای محمدرضا روحانی، لطفا پاسخ دهید!

جناب آقای روحانی، من چندی پیش، در تاریخ 6 اکتبر 2016، در صفحات بخش نظرات سایت "دریچه زرد"، از شما در مورد به کارگیری ی کودکان، افراد زیر 18 سال، در "ارتش آزادی بخش" شما، سووالی کرده بودم که متن آن چنین بود:

==================================

"Mehrdad Ahangar گفت...

یک سووال از آقای محمدرضا روحانی!

من به آخرین گفتار شما گوش می کردم که یک سووال برایم پیش آمد و این جا از شما می پرسم. آیا این قانونی که این قدر شما از آن دفاع می کنید، "کنوانسیون حقوق کودک"، فقط باید از طرف رژیم جمهوری اسلامی رعایت شود و یا این که الزام رعایت آن به تمامی ی حکومت ها و سازمان ها و گروه ها نیز بر می گردد؟

اگر به نظر جناب عالی فقط حکومت های دیکتاتوری عنان گسیخته ملزم به رعایت آن هستند و بقیه را شامل نمی شود، که بحث شما کاملا مشخص است. به طور نمونه: عمل جمهوری اسلامی در استفاده از کودکان در جنگ، جرم جنایی و جنگی محسوب می شود، ولی اگر هر کسی دیگری این کار را کرد، ایرادی به آن نیست.

در صورتی که نظرتان این نیست، لطف کنید و توضیح دهید که استفاده از کودکان، افراد زیر 18 سال، در عملیات انتحاری و جز آن، که توسط سازمان مجاهدین، "شورای ملی مقاومت" شما، و "ارتش آزادی بخش" به صدام حسین انجام می گرفت، آیا جزو جرایم جنایی و جنگی محسوب می شوند یا نه؟

مرگ خوب است، اما برای همسایه!

آیا شما نباید، حداقل، به کارگیری کودکان زیر 18 سال سن در ارتش آزادی بخش و جز این ها را نیز محکوم کنید؟ تا الان که نکرده اید.

همین سووال نیز احتمالا در فکر اسماعیل جان وفا یغمایی نیز باید پدید آمده باشد. همان طور که خود به خوبی می دانید فرزند ایشان نیز با فریب، هنگامی که ایشان زیر 18 سال سن داشت، به اشرف برده شد و به عضویت "ارتش آزادی بخش" شما در آمد.

با احترام
مهرداد آهنگر
لندن - 6 اکتبر 2016
۱۵ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۷:۵۴ " - پایان نقل قول

==========================

جناب عالی در نوبت بعدی ی صحبت های خود در "تلویزیون میهن"، بدون نام بردن از من، سعی در پاسخ به این سووال برآمدید. در آن جا، شما به طور مشخص، بدون ابهام و مستقیم ادعا کردید که جناب عالی، هیچ گونه اطلاعی از وجود افراد زیر سن 18 سال، در "ارتش آزادی بخش" صدام حسین، نداشتید.

در آن نوشته، من اتفاقا از امیر وفا یغمایی نیز نام برده بودم. حال که دو قسمت از صحبت های امیر وفا یغمایی در "تلویزیون میهن" پخش شده است، این سووال برای من دوباره مطرح شده است.

آیا شما گفته های امیر وفا یغمایی، در مورد به کارگیری ی کودکان در "ارتش" توسط مجاهدین و "شورا"، را تکذیب می کنید یا نه؟ دو راه بیش تر وجود ندارد! یا ادعاهای امیر وفا یغمایی دروغ می باشند و یا ادعاهای قبلی شما.

جناب عالی، به عنوان فردی که درس "حقوق بشر" به تمام دنیا می دهد، ملزم هستید که یا گفته های امیر وفا یغمایی را تکذیب کنید و یا این که به صراحت، صادقانه و صمیمی بگویید که قبلا در این مورد اطلاع داشته اید و در زمانی که با مجاهدین و "شورا" بودید، برای چند دهه، به این گونه مسایل بهایی نمی دادید، و یا هر بهانه وعلت دیگر، و در آن برنامه ی بخصوص، در پاسخ به سووال من، عمدا دروغ گفته اید.

لازم به یادآوری می باشد که متن نوشته ی من هنوز در سایت "دریچه زرد" موجود است و، صحبت شما نیز در سامانه یوتیوب قابل دست رسی.

با احترام متقابل

مهرداد آهنگر

لندن – 3 فوریه 2019

mehrdad_ahangar@gmail.com

ناشناس گفت...


با سلام
من وچندین نفر از جمله مرحوم کاک یونس(عبدلله کهنه پوش)٫ازبهترین‌و والاترین فرماندهان نظامی در کردستان و فرمانده دلاور جنگ آلان، بعد از عقب نشینی نیروهائ اکثرٲ بریده و ترسوی رجوی در آن زمان ، در آن شرایط سخت و دشوار جدا شدیم و حاظر نبودیم رفتن تمام عیاره زیر چتر صدام را بپذیریم!
نکته‌ای که مرا حالا رنج میده، اینه که خیلی‌ها که الان از مجاهدین انتقاد میکنند وضدیت نشان میدهند،در آن زمان دنبال ایدئولوژی به غایت عقب‌ماندهٔ رجوی و رده وچاپلوسی بودند! و فکر این بودند که به زودی ایران رفته و در دستگاه رجوی حکومت می‌کنند!و بعد از شکست رجوی در عراق بیاد ارزشها و پرنسیبهای انقلابی ومترقی افتادند!
و‌گر‌نه رجوی‌ به هیچ وجع نمیتوانست،به این حد اصول ارزشهائ مترقی و انقلابی را پایمال کند.
با تشکر کاک عباس

ناشناس گفت...

به نظرمن هرکس از این تشکیلات مزخرف زودتربیادبیرون بهترمیتونه در مبارزه با ظلم و جور باشه . تو این تشکیلات موندن یعنی روزبروز در باتلاق توکری و کلفتی اقا و خانم بیشترفرو رفتن . این سازمان اون سازمان نیست . به شعارها توجه نکنید به عملکرد ها توجه کنید . این تشکیلات یعنی تجنع مشتی چاپلوس که در پرتگاه خیانت قراردارند . درخت رجوی دوتا مخصول بیشترنداره یا چاپلوس یا ادم رژیم ! هیچکدامش در شان انسان و انسانیت نیست . این سازمان ان سازمان نیستند . زودتر خودتلن را خلاص کنید و آزاده شوید .

ناشناس گفت...

نکبت ۴۰ ساله و اپوزوسیون  دهان به هوا !



اسبهای آبی کناربرکه با تنه های سنگین و پوستی کلفت زیر افتاب لمیده و دهان خودرا باز نگه داشته اند تا خدمات اسمانی شاملشان شود !

اپوزوسیون اروپا نشین ما نیز بعضا شباهت بسیارزیادی با اسبهای آبی کنار برکه دارد . اخر یکی بیاید به این نکبت ۴۰ ساله پایان دهد و مملکت را طی مراسمی شکوهمند تحویلمان دهد و برود بقیه اش با ما ... یکروز هایزر امدو ارتش را از کودتا منصرف کردو زمینه ظهورو ورود زامبی به بهشت زهرارا نزد مردگان اماده نمود و مگر نمیتواند دوباره تاریخ تکرارشود و اینبار یک ژنرال بفرستد و زمینه ورود مارا فراهم کند ؟ مردیم ازبس درکناربرکه دهانمان را بازگذاشتیم بابا زبونمون خشک شد ! بارانی بباران از اسمان بی ابر ! اگرتوبخواهی میشود ومگر نه اینکه ازیک زامبی رهبرساختی و برکول مردگان زنده نما سوارش کردی ؟ اینبار زامبیان صف به صف بازو به بازو در کنج هجرت و آماده عزیمت به قبرستانی دیگر خصوصا که مردگانش نیز بسیار بیشتراز ۴۰ سال پیش . نگاه کن ببین چگونه بر جسد کفتارها کرکس ها تناول میکنند وبرجسد کرکس ها سوسکهای گوشتخوار ؟ لاشخوراندرلاشخور صف به صف بازو به بازو باسرود و بی سرود پاکوبان و دست افشان با نگاه التماس به اسمان با دهانهای باز ... پس ببارای باران دراسمان بدون ابر ... ببار ... ببار ...

خلاصه رهبران زامبی گاه مرحوم و گاه نامرحوم ! گاه شیربیدار و گاه گربه اشرافی ... گاه وارداتی - پستی با بسته بندی پرزرق و برق انجنانی اما بی محتوا و گاه با محتوا اما محتوایش زوزه تسلیم و ایه یاس و موعظه انحراف با چاشنی سفسطه وطعم دموکراسی !

ساکت باشید ! مملکت درحال سوریه ای شدن است !!!!! واین اوازشوم را با بهانه های گوناگون مرتب تکرارمیکنند بدون انکه به عامل و سبب ساز وضعیت فعلی سوریه اشاره ای نمایند . این دسته از اپوزوسیون قلابی که گرگان درلباس میش با پاپیون و بی پاپیون با کراوات و بی کراوات مرتب درحال موعظه اند ! از انتشار اخبار مربوط به کارگر بازداشتی لت و پارشده و خبرنگار لت وپارشده تر هیچ نه میگویند ونه نامشان را برزبان میاورند ! تکلیف اپوزوسیون قلابی که روشن است نمیخواهد جنایات رژیم رسانه ای شود اما درد من از اپوزوسیون غیرقلابی است ... اوچرا رسانه ای نمیکند ! واضح است ... هراس دارد که خود کمرنگ شود و با این همه ادعای" کانونهای شورشی " از سکه بیافتد !!! لاشخوران قلابی و غیرقلابی توجیب ریز صف به صف بازو به بازو دست افشان و پاکوبان ... ببار ای اسمان ..‌ ببار ...

واما دراین سو :

مردم رنجدیده ، تنگدست و فقیر با سفره های خالی درمصاف با مهیبترین هیولای استبداد و بی عدالتی تاریخ بشریت  یعنی اخوند و ایده الوژی اخوند در رزم است و تنهای تنها با نسلی که میداند و میخواهدکه بداند و میرزمد و میخواهد که برزمد ... هزاران شاخص آزادیخواه درمیدان و زندان ... شاخص هایی که اپوزوسیون قلابی و غیرقلابی از مطرح شدن نام انان وحشت دارند ...

مبارزه خیلی چیزها به انسان میاموزد .

زنده و پایدارباد ایران یکپارچه متحد برای پیروزی .

ناشناس گفت...

رجوی هیچگونه عرقی به جان نیروهاش نداره درصورتیکه حنیف داشت و خودرا فداکرد تا بقیه حتی المقدورزنده بمانند اما رجوی بدون صلاحیت و کاملا فرصت طلبانه انهم در یک شرایط تاریخی خاص مطرح شد و ازایتدا فقط بدنبال مطرح کردن خودبود و از ایتدا دهها روابط پنهان داشت . او مرتب نزد بازرگان میرفت درصورتیکه هواداران فکر میکردند رابطه ای با بازرگان ندارد وبسیار ارتباطات دیگر ... درفرانسه هم همینطور ( بنی صدر بهمین خاطر ازشورا اومدبیرون ) در عراق هم همینطور و امروزهم همینطور ... او اهل پرنسیپ نیست و جان رزمتده براش ارزش نداره وگرنه یک دفترچه از لیست شهدا را وقیحانه درسامراء به امام زمان هدیه نمیکرد ! او بزدل بود و هست . هیچوقت پیشاپیش نیروهایش در رزم حضورنداشته ( نه خودش ونه مریم ) اما بدست بچه ۱۴ ساله کلاش داده ! رفتاررجوی منو یاد قاچاقچی های پول پرست میندازه که یک کیلو هرویین میدن به یه بچه ببره بده فلان جا که اگر گیرافتاد خودشون درامان باشن ... جدی میگم و دقیقا با همین خصلت اخلاقی . همه برای من و من برای خودم ( شعارخمینی هم درمحتوا همین بود) متل خودم ماله مال مردم بیت الماله ! یک مشت بچه سال و جوون را ازخارج بیاری کلاش بدی دستشون که بروند به جنگ یکمشت ادمخوار و لت و پاربرگردن و بدهکارهم بشوند ! چیه ؟ چرا مریم را نتونستید ببرید تهران ! پس انحراف جنسی دارید ! اما خودش میتونه جای گرم و نرم پشت جبهه بشینه زنشو بغل کنه و اورد ناشتا بده و عین ریگ بیابون به جان برکف ها تهمت جنسی بزنه ! میدونید مشکل کجا بود ؟ مشکل اینجابود که رجوی درحالیکه خودش خمینی درونشو نتونسته بود بالا بیاره فک میکرد بقیه هم مثل خودشن ... خورده بورژوازی همزادپندار ! کلاهش را کج میزاره فک میکنه چگواراس ! درصورتیکه همه میگن ملک مطیعیه !!! ما چنین رهبران بی دروپیکر و غیرمسئولی داشتیم وگرنه به اینجا نمیرسیدیم . توجه بفرمایید که یاران "صدیق" ایشان ایا جز چاپلوسی هنردیگری دارند ؟ تا تهش بخون .

Unknown گفت...

امیر آقا،گام نخست برای دستیابی به معرفت،صداقت است و متاسفانه ماعمرمان را به غلط براعتبار اندیشه سازمان گذراندیم و پیوسته از گلستان تفکر وتعقل آقای سازمان و خانم سازمان و اندیشمندان آنها که به آنتی ژن خاصی متصل بودندونقص ونقایص را در هوا ترمیم میکردند طی طریق نمودیم و با گذشت سالیان در این رابطه متوجه حوزه های متفاوت اندیشه انسانی و اجتمایئ شدیم و از اینکه این نوع کله شقیها و برخوردهای غلط را بعضیها آنرا برخورد انقلابی تلقی مینمایندآدمی را سخت متاثر میسازد بدون شک اینها با این نگاهشان عامل بازدارنده تحرک اجتماعی ورواج اخلاق رذیله و خونسردی وبی تفاوتی میشوند و اینها نمیخواهند بدانند تنها ایجاد عشق ومحبت وصمیمیت بین اعضای خانواده ها،تنها راه نیل به آزادی و رسیدن به غایتها محسوب میشود...درود بر شما وشاهدان زنده و درود به شهدای صادق با احترام:شکرالله

ناشناس گفت...

اقای امیریغمایی
میتونید بگید کلا چندتا بچه ۱۴ یا ۱۵ ساله تو مجاهدین کلاش دست گرفتند ؟

ناشناس گفت...

لطف کنید بگید به نظرشما چنددرصد از افراد بیوگرافی سازمان را مطابق انچه بوده مطلع هستند ؟
به شما برادران و خواهرانی که شامل طلاق اجباری شدند ایا برایشان سوال پیش نیامد که پس چرا مسعودومریم شامل طلاق نیستند ؟ ایا اصلن جرات چنین فکری را داشتند ؟ ایا حجاب روسری در سازمان اجباری است یا دلبخواهی و اختیاری ؟
چندنفر از مجاهدین با رژیم درحال همکاری هستند ؟ و چرا ؟

Mehrdad Ahangar گفت...

اقای وفا یغمایی!
من یک نوشته برای شما، در بخش نظرات، فرستادم که در مورد عنوانی بود که به امیر وفا یغمایی در مصاحبه ایشان داده شده است. تاریخ نوشته ی من متاسفانه درست نیست. تاریخ درست آن 5 فوریه 2019 می باشد و نه 3 فوریه. لطفا، در صورت امکان، یا آن را خودتان تصحیح کنید و یا این نوشته را در کنار آن قرار دهید.

با تشکر

مهرداد آهنگر
لندن - 5 فوریه 2019
mehrdad.ahangar@gmail.com

ناشناس گفت...

اقای رجوی دوراه بیشترندارد

یا باید به رژیم بپیوندد

یا باید به مردم بپیوندد

اینجوری با شعرو شعار و خودگنده بینی و بلوف ادامه دادن روزبروز یعنی رسوایی بیشتر .

امروز همه شاخص های تاریخی مجاهدین مانند حسین و زینب و زهرا و تفسیر ایه و غیره در جمهوری اسلانی دراوج است و مردم هم هیچ دلبستگی به این حرفها ندارند زیرا دغدعه مردم شاخص های تاریخی تشیع سرخ علوی نیست ... انان نان میخواهند و ازادی و عدالت ولاغیر .



خاکزاد

ناشناس گفت...

سایت مجاهدین که مرتب از توئیت پمپئو مطلب مینویسد هیچگونه اشاره ای به ملاقات مسیح علینژادو پمپئو که بحث حجاب اجباری ، سرکوب زنان و بازداشت فعالین کارگری مورد بحث قرارگرفته اشاره ای ننموده است . اصلن انگارنه انگار زن مبارزی بنلم مسیح علینژادداریم و انگارنه انگارکه ملاقاتی بین پمپئو و مسیح علینژادبرگزارشده و انگارنه انگار که تصاویر این ملاقات در توییت وزارت خارجه امریکا امده است !!! انگارنه انگار که هزاران زن مبارز در نیدان و زندان درایران داریم !!! ظهارا فقط یک زن "مبارز"! داریم وانهم مهرتابان است و انهم درخارجه و انهم غرق در زندگی اشرافی و انهم .... و انهم .... وانهم ....

مجاهدین واقعا در سکت و حسادت و تنگنظری شهره اند ونه در مقاومت و بی جهت نیست که دربین اینهمه نسل جوان مبارز داخل کشور حتی یک طرفدارهم ندارند ! چرا ؟

چون انچیزی نیستندکه میگویند . مشتی رده طلب فسیل شده با قدرت مالی بالا و یک مشت اراحیف نوستالژیک ( و درست مانند اخوندهای جمهوری اسلامی) همه زرت و پورتشان مانند اخوندها اینه که زمان شاه زندان رفتیم !

و تنها سرمایه پز و ژستشان هم همین است ( درست مثل اخوندا) . یادشون رفته در مجیزگویی از خمینی از حزب اله هم سبقت گرفته بودند ! القاب امام خمینی و پدربزرگوار و رهبر انقلاب و سمبل شرف ملی و صدها بیانیه و اطلاعیه در حمایت از امام خمینی و مجاهداعظم را عمه من صادرکرده بود ونه سازمان مجاهدین ! واقعا شرم و خجالت هم چیزخوبی است . انوقت هر منتقدی را بی شرمانه به رژیم وصل میکنند !!! البته حساب مجاهدینی که با رژیم درحال همکاری هستند جداست و مگرنه اینکه همین مجاهدین همکاررژیم از شاگردان کلاسهای ایده الوژی من درآوردی مسعود بوده اند ؟ کجای کار عیب داشته ؟ وقتی میوه کرم میزاره حتما که شاخه اش مستعد پرورش میوه کرموست و بگیربرو تا ریشه و خاکش .

اقاجان عصر ایده الوژی اخوند گذشته ... اگر شیخ مفید و شیخ فضل اله نوری و خمینی بدنیا نمیامدند مجاهدین هرگز  بوجودنمیامدند ... میگیدنه ؟ چرا در ممالک مسیحی مجاهد مسلمان بوجودنمیاد ؟ وچرا درممالک اسلامی مبارز مسیحی درست نمیشه ؟ تا کی دنبال خرافه و جهل ... فکر تفکری ناب باید . تا کی دعاوی پوچ اراده گرایاته و سکت و حسادت طلبانه با لاف و گنده گویی ؟ به مبارزات داخل ونسل عاصی نظرکنید که هزاران هزار درمیدان و زندانند با نام و نشان .

ویک سوال : ایا نام و نشان انان را میشناسید یا نام و نشانشان لرزه براندامتان میاندازد ؟ اگر لرزه براندامتلن نمیاندازد پس چرا بطورمشخص نامی ازانان درسایت هایتان نیست ؟ 

سایت های شما  در این خصوص چه فرقی با رسانه های رژیم دارد ؟؟؟

وای برما .... وای برما ....





ناشناس گفت...

امثال ابریشمچی ها همانطورکه از مبارز تفاله ساختند خودشونم با یک استحاله بفرموده به تفاله خایه مال فحاش تبدیل شدند . واقعا درداوره .

ناشناس گفت...

تاریخ گندی داریم واقعا گند . فکرشو بکن ازاهالی کشوری باشی با یک سابقه تاریخی چندهزارساله و کلی قهرمان آزادی و استقلال بعد بیایی به پیروی از اخوند یک ایده الوژی اسلامی درست کنی با ملغمه ای از تئوریهای چپ روسی و کوبایی و وهردمبارزه شوی برای مقابله با مدرنیته !  اره مقابله با مدرنیته ! دردهه ۵۰ فلان بازاری پول داده بود به سازمان که فلان دفتر امتشار فللن مجله ای که مینی زوپ روی جلدش میزاره منفجرکنید ! البته بهرام هرگز اینکارو نکرد و اتفاقا به عنوان نفوذ راست سنتی و بازار درسازمان ازان یادبرد و شدیدا انتقادکرد و درهمین خصوص ارتباط خیلی از روحانیون و بازاری های سنتی را کات کردند که رفسنجانی در خاطرات خودبدان اشاره دارد . 

حالا چهارتا ادم بوزینه میگن شهرام و بهرام درسازملن کودتا کردند !!! ولی هرگز نمیگن که همین بهرام و شهرام از اعضای قدیمی سازمان بودند و شهرام با ۱۹ قبضه سلاح و کلی فشنگ و تجهیزات مخابراتی از زندان فرارکرده بود ...چرا ؟ چون حسادت میکردن به او ... چون عمل قهرمانانه او برای خورده بورژواها حسادت و بخل تولید میکرد ولذا میخوان کسی نداند که بهرام و شهرام چه کسانی بودند چون خودشون با همه زرت و پورتشون میروندزیرسوال . عمری توجیب ریزی کردند طبعا ابروریزی میشه .

ناشناس گفت...

بزرگترین اشتباه مجاهدین این بود که بعداز نکبت ۵۷ اقدام به تجدید حیات یک سازمان مذهبی کردند درحالیکه این سازمان درپروسه تکاملی خودش در سال ۵۴ به نفی اسلام رسیده بود ... همانطور که خمینی امد و مردم نااگاه دنبالش رفتند و جامعه را به عقب برد به همان میزان جریان راست مذهبی یعنی مجاهدین مذهبی طرفدار امام خمینی و پدربزرگوار امدند و سازمان را با دنباله روی هواداران نااگاه به عقب بردند ... اصلن انگار سال ۵۷ سالی بود که همه قرارشده بود دنده عقب به سمت قهقرایی بروند ... چه نظام اجتماعی و حکومتیش وچه احزاب و سازمانهاش !
یوهو خمینی با پرچم اسلام امد و مردم نااگاه را از مدرنیته پرت کرد به سمت سنت و جهنم و جریان راست مذهبی مجاهدین هم امدند با طیف هوادارنااگاه یوهو سازمان را بردند به سمت اسلامی - ایده الوژیک ...
عجب سال گندی بود ...
بعدش هم که جنگ و کشتارو تورم و بیکاری و فقروتنگدستی و دربدری و هزارمصیبت دیگر ... دراین بین رهبران سوروموروگنده اما مردم و هواداران نااگاه کشته شدند و قیمت پرداختند و رهبران هم کشته شدگان را به عنوان شهدا تقدیم کردند به اقا امام زمان ... خمینی به روش خود و رجوی هم به روش خود ...
عجب گندی بود سال ۵۷ ... اصلن به نتایج خونبار اندوهناکش نمیارزید خصوصا که به فقرو تنگدستی و زندان و کشتار ۱۰۰۰ برابر بیشتر دامن زد ...
واقعا سال گندی بود .

ناشناس گفت...

یک سوال دارم :
اخیرا خانم رجوی گفته قیام ۹۶ همان هزاراشرف است !
یعنی چی ؟
امیر که تو اینا بزرگ شده و ادبیات اینارو میفهمه برای ما توضیح بده چون من معنی مطلب خانم رجوی را نمیفهمم .
تا اونجایی که من میدونم و میفهمم قیام یا اعتراضات ۹۶ شعارهای واضحی برعلیه جمهوری اسلامی داشت و برعلیه غارت و چپاول حکومت و واقعا نشنیدم که صحبت از هزاراشرف کرده باشن !

ناشناس گفت...

حرفی دارم با همگی شما دوستان !

از "لحظه" بیاییم بیرون و اندکی به اطرافمان نگاه کنیم کافی نیست دردوردست افق بدنبال حقیقت باشیم اطراف نزدیک را نگاه کنیم همه چیز دستمان میاید ...

نسل جوان کنونی نه بدنبال رجوی است نه بدنبال مصداقی نه بدنبال محمدرضا روحانی و نه بدنبال هیچ کس دیگر ...

نسل کنونی بدنبال ستوده ها و محمدی ها و ستاربهشتی ها و ندا اقاسلطانها و هزاران زن و مرد حاضردرمیدان و زندان درداخل کشوراست . مطالبی که ما درباره ان از این سایت و اون سایت میخوانیم و پلومیک میکنیم  حداکثر در محدوده هفت هشت ده هزارنفراست درحالیکه میلیونها جوان عاصی همراه با مردم ستمدیده و دردمند با هزاران شاخص شناخته شده خود درمیدان و زندان در کمین یک تحول بزرگ درحال شمارش معکوسند ... ۹ و ۸ و ۷ و ۶ و ۵ و۴ ... فقط سه شماره دیگر تا رهایی مانده است ... باورکنید فقط سه شماره مانده است واگر دل درگرو ازادی و عدالت دارید دل به دریا بزنیدو رسما به جنبش مردم بپیوندید و از "لحظه" بیرون بیایید . یک ساعت ۳۶۰۰ لحظه است و ۲۴ ساعت معادل ۸۶۴۰۰ لحظه است ! بنابراین از " لحظه " که نیمی از ان هم توهم سیاسی - تشکیلاتی است ویا حب و بغض و گاها  "تفسیر" بیرون بیایید و به دریای ملت قهرمان بپیوندید .

اینکه دوتا نره خر بیایند برای فریب افکارپامنبری های خود پس از ۴۰ سال مدعی بشوند که مسعود درمرکزیت زندان بود چه دردی را از مبارزات نسل کنونی دوا میکند ؟  نسل جوان گوشش بدهکار چنین مزخرفاتی نیست . هزاران مبارز در عرصه مبارزات داخل کشور در میدان و زندانند و برای ان ادعاهای مشمئزکننده تره هم خورد نمیکنند و باوربفرمایید که اصلا نمیشنوند ! این جورحرفها فقط در محدوده هفت هشت ده هزارنفر وان هم بعنوان سرگرنی مطرح میشود که بیش از نیم انان خودواقعیت ها و جزئیات را بهتر از ان دونره خر میدانند !

"بریده مزدور" که رهبران مجاهدین به مخالفینشان نسبت میدهند ویا "بریده چاپلوس" که به اعضای مجاهدین ازسوی منتقدین نسبت داده میشود فقط و فقط به اطلاع هفت هشت ده هزارنفرمیرسد در حالیکه میلیون میلیون جوان نسل کنونی سرگرم نبرد هستند و این واژه هارا نه میشنوند ونه میخواهند که بشنوند زیرا انان وقت شنیدن این مزخرفات را ندارند . این حرفها مال انهایی است که دنبال قبه و رده و کرسی صبح روشن را به شب تاریک میرسانند .

نسل جوان کنونی بران است تا شب تاریک را به صبح روشن برسانند .

اگر فکرمیکنید نسل جوان کنونی منتظر مجاهد و فدایی و توده ای و اکثریتی و " بریده مزدور " و " بریده چاپلوس " و " نیم بریده مزدور" و " نیم بریده چاپلوس"  هستند  سخت درتوهم مرکب اندرمرکب اندرمرکب هستید .

بابا جان ! جنبش درقلیان است با هزاران" قلیان" !

جنبش هزاران "ستار" دارد و هزاران مادر ستار !

جنبش هزاران بار قهرمانان خودرا "ستوده " است !

جنبش میلیونها دانشجو و کارگر و معلم مبارز دارد !

هرکس به انها نزدیکتر شود کمکی در سرنگونی کرده است و هرکس بجای کمک کردن هی کاه درپالون خودش بکند طبعا از جنبش دورمیافتد .

هرکس که بخواهد جنبش را لوث کند طبعا تابلو میشود و طرد .

درشرایطی نیستیم که بخواهیم از اب گل ماهی بگیریم .



خاکزاد ( مجاهدسابق)

ناشناس گفت...

من والا سواد درست و حسابی ندارم اما اینو خوب خوب حالیمه که در شرایطی که کشور دارای یک حکومت دموکراتیک هست طبعا انواع و اقسام گروه ها و سازمانها میتونن بدون اینکه وحدت بین خودشون رو ضروری بدونند بطورمستقل فعالیت کنند اما درشرایط کنونی که گروهها به وحدت و پیوستن به جنبش داخل کشور نیازهست چرا غلطی در مسیر وحدت نه تنها نمیکنند که گنده گویی و هژمونی طلبی هم دارند ! ایا این خدمت به جمهوری اسلامی نیست ؟ یعنی تا اینقدر منافع سکت گروهی به جنبش ترجیح داره ؟؟؟
واقعا که ...

ناشناس گفت...

اگر مجاهدین واقعا دغدغه سرنگونی رژیم را دارند و بدنبال گنده کردن خودشان نیستند اعضای زن کلا از شورای رهبری تا مسئول اول و رهبرشان بیایند به دفاع از مبارزه زنان درایران روسری خودرا سرچوب کنند و پیروی خودرا از سمبل مبارزه با حجاب اجباری یعنی مسیح علینژاد اعلام کنند( تا واقعا پشت اخوند بلرزد) وگرنه یک مشت خانم با روسری و تو محیط دربسته و انهم درخارج به دوراز مبارزه چه افتخاری داره ؟؟؟ اگر دلشان به تعظیم و تکریم و اطاعت و کف و سوت از رهبرخودشیفته شان خوش است که بحثی است جدا و ربطی به مبارزه نداره . اصولا اطاعت و نوکری و چاپلوسی هیچ وقت ربطی به مبارزه برای آزادی و عدالت نداشته . ازما گفتن بود . به خودتان بیائید و نترسید .
غریبه

ناشناس گفت...

یکسری از بچه ها را بدستور لاجوردی بالای جنازه سردارخیابانی اوردند که انان را بشکنند اما انان نشکستند چون انان از جنس رهبران کنونی سازمان نبودند که فرارکنند و ۳۷ سال به خارج بروند و شعارتوخالی بدهند و زندگی اشرافی بکنند و با خون موسی و اشرف سوداگری کنند و نان حرام بخورند . به همین سادگی .

ناشناس گفت...

صدای پیشتاز مذهبی در جامعه مذهبی

بمثابه صدای گوز در بازار مسگرهاست!



شاه رفت ، خمینی امد اما به چه قیمتی ؟

پیرمردی با یک گونی جهل و خرافه با مغزی متحجر که گاوصندوق  هزاران کتاب و جزوه های فقاهتی - ایده الوژیک اسلام ناب بود  با کوله باری از صدها کتاب حدیث و روایت و ولایت و آداب تجاوز  و تعزیرو شلاق و حد و نسل کشی و شکنجه و اعدام .... وای ... هیولا آمد .....

درهمهمه جهالت یک ملت با پیشتازانی که درتب حفاطت از پدربزرگوارشان و طلایه دارمکتبشان و سمبل شرف ملی شان میسوختند و نگران سلامتی اش بودند وامروز که نسل ها مظلومانه به جوخه های نابودی سپرده شدند برای حفظ آبروی تاریخی شان ! سکوت کرده اند واگرچه خون جانباختگان را مزورانه مانند دلار به حساب شخصی شان واریز کرده و میکنند  ... ایکاش فقط سکوت بودونه ثبت وقایع تاریخی بصورت وارانه !!!

امام خمینی بمثایه یک هیولای تاریخی و پرچمدار مکتب تشیع سرخ علوی مانند کفتار بو کشید و  پا به میدان بازیهای سیاسی گذاشت و از کویت به فرانسه رفت تا از مواهب غرب برای رساندن صدایش استفاده کند با مشتی جوان اسلامی در اطرافش به عنوان مترجم و مبلغ ! خمینی سال ۴۹ به نمایندگان مرکزیت مجاهدین درنجف گفته بود : بدون حمایت امیری ! چیزی ! انداختن شاه غیرممکن است ! از فحوای کلام او دوچیز برمیامد :

اولا به نیروی مردم اعتقادی نداشت چون درپس ذهن ایده الوژیک او مردم گوسفندی بیش نبودند و تئوری ولایت فقیه نتیجه طبعی این دیدگاه اسلامی بود و مطابق قران .

دوما او چشم به حمایت اجنبی داشت .

خمینی هم کتاب ولایت فقیه خودرا زیرتشکچه اش داشت وهم حمایت اجنبی را در نوفل نوشاتو .

برخلاف خیلی ها که جفت شش میاورند اما خوب بازی نمیکنند ایشان جفت شش اورده بود و خیلی خوب هم بازی کرد.

موذی گری ، پنهانکاری ، دروغ و جنایت پیشگی دردات او بود که درلابلای شعارهای پوچ ضددیکتاتوری استتارشده بود و پیشتازان ما دران روزگار چیزی برای ارائه نداشتندچون ایده الوژی بزک کرده "ترمودینامیکی " شده انان گوزی بود در بازار مسگرهای خورده بورزوازی سنتی همراه با فریادهای گوش کرکن پوچ امام فریبکار .

۴۰ سال گذشته است ... دهها هزارنفر زن و مرد و بچه اعدام شده اند ( از روی بام مدرسه تا کف خیابان درامروز) اما صدهی گوز پیشتاز مذهبی ما یعنی همان" اسلام دموکراتیک " از اروپا ! بگوش میرسد !









ناشناس گفت...

گوز دربازار مسگرها مانند

اسلام دموکراتیک در بازار اسلام سنتی !

در سایت مجاهدین دو نفراز قدیمی ها بنام عباس داوری و مهدی ابرشمچی مطالبی نوشته اند تحت عنوان" بازیافت یک مردار و ..." تا توانسته اند جیب رهبرخودشیفته خود را با نخودو کشمش دروغ و تحریف و ملغمه ای از مطالب راست و دروغ پرکرده اند ... طبعا طرف صحبت انها ما نیستیم بلکه پامنبری های هایشان هستند تا خوراک بگیرندو سرشان گرم شود ( چون عاشق این بحث ها هستند ) این دو الدنگ دروغگو مدعی هستند که بهمن بازرگانی اولا کاره ای نبوده و دوما درحدی نبوده که بخواهد به مسعود بکن و نکن بگوید ! ( صرف نظراز اینکه بنده تمایل سیاسی به بهمن بازرگانی داشته باشم  این حقیقت را بگویم که بهمن بازرگانی از کادرهای اولیه سازمان ، همدوره حنیف و مدتی نیز مسئول مسعود رجوی بوده است و کتمان این حقیقت از سوی این دوالدنگ دروغگو ( که دران روزگار بندکفش بهمن بازرگانی هم حساب نمیشدند) به این دلیل است که میخواهندبگویند حنیف مسئول مسعودبوده است !  چون بخوبی میدانند پامنبری ها با چه مطالبی دچار شعف ایده الوژیک میشوند !  وای برما )

این دوالدنگ اصراردارند به خواننده حقنه کنند که مسعود عضو مرکزیت داخل زندان بود و الی آخر ...

من با خواندن مزخرفات انان چند سوال برایم مطرح شد :

۱/ اولا در شرایطی که سازمان دربیرون از زندان دارای مرکزیت بوده چه ضرورتی برای ایجاد مرکزیت درزندان بود ! ایا جز یک حرکت ضد تشکیلاتی که حنیف درواپسین دم حیات افرادرا از چنین اقداماتی منع کرده بود ؟!

۲/ ایا تشکیل مرکزیت داخل زندان به معنی دهن کجی به مرکزیت بیرون از زندان نبود ؟ انهم مرکزیتی که در رزم بی امان خود دراوج عملیات نظامی و ضربات پی درپی ساواک بودند ؟ ایا تشکیل چنین مرکزیتی بهردلیل خدمت به ساواک و خیانت به رزمندگان بیرون از زندان نبود ؟

واما نتیجه تشکیل این مرکزیت چه بود ؟

هیچی ... یک مشت نوشته بنا به نقل قولهای سعید شاهسوندی به قلم مسعودرجوی و ازکاه کوه ساختن و طرح دعاوی کاملا دروغ ازجمله انکه مرکزیت بیرون را کودتا چی و خائن به آرمانهای مکتبی نام بردند !!!

همه این اتهامات ازروی بخل و حسادت و کرسی طلبی بود چراکه همه اپورتونیستهای مذهبی ازجمله مسعود رجوی از نام شهرام هراس داشتند چون او با فرار قهرمانانه و بی نظیر  اززندان بهمراه ۱۹ قبضه سلاح کمری و ۹۰۰ تیرفشنگ چنان لرزه ای بر اندام ساواک و اپورتونیسم راست مذهبی انداخته بود که چشم دیدن اورا نداشتند و شب و روز با نوشته های مزخرف درپی ضایع کردن او بودند و جالبه این نوشته ها زندان به زندان میرفت و برای خیلی ها که ازمسایل درونی سازمان اطلاع جامعی نداشتند موردپذیرش واقع میشد ! این است همه انچیزی که این دوالدنگ دروغگوی چاپلوس از ان بعنوان "رسالت انقلابی - تاریخی" مسعود نام میبرند و این همان چیزی است که همنشین بهار بخاطران مسعودرا "معلم" خطاب میکند !

حالا تصورکنید ما درجه سطحی بودیم !

بی جهت نبود که خمینی بعنوان " پدربزرگوار" و " رهبرانقلاب " و " مجاهداعظم" و " رهبرسازش ناپذیرخلق" و صددوجین القاب مشابه دیگر از سوی اپورتونیسم مذهبی تا یکی دوسال مورد احترام و عزت سازمان بعد از" انقلاب "قرارگرفت ! درحالیکه شهرام توسط راست سنتی اعدام شد و در بیدادگاه  راه همه فرصت طلبی هارا بر راست سنتی مسدود کرد و قهرمانانه گلوله های سرب  داغ را برسینه ستبرش پذیرفت .

امروز دوتا الدنگ از تصفیه شدگان دهه ۵۰ پس از فرار ۳۷ ساله از میدان نبرد یوهو میایندو بحث مرکزیت زندان را پیش میکشند !

البته که من  بعنوان تحلیل و شناختی که از این بوزینگان دارم معتقدم در شرایطی که وزیرخارجه امریکا اقای پمپئو با مسیح علینژاد فعال حقوق بشر و حقوق زنان برعلیه حجاب اجباری ملاقات مینماید اینها برای کمرنگ نمودن ان درنزد هواداران و پامنبری هایشان مباحثی را مطرح میکنند که ماجرای مسیح کمرنگ بشود ( تحلیل من اینه چون روحیات و فیل هواکردن این بوزینگان را بخوبی میشناسم ) . 

دقت کنید حتی نام یک زن مبارز و شاخص درمبارزات داخل کشور هیچگاه درسایت این بوزینگان انعکاس داده نمیشود وحتی بازداشت و اعدام بیش از ۱۰۰۰خبرنگار و فعال حقوق بشری در سایت انان منعکس نیست درحالیکه از مریم و مسعود الی ماشاله !  بخل و حسادت خورده بورژوایی کشته اینهارا !

توخودحدیث مفصل بخوان ازاین مجمل

بقول شاعر گمنام

تنگ هستیم از نظر مانند قیف

ازسواد چیزی نداریم غیرکیف

دیگران را هیچ انگاریم همه

خودراغالب کنیم برهرنحیف



خاکزاد ( مجاهدسابق)







ناشناس گفت...

اقا ! به هرکی دروغ بگی به ما که نمیتونی بگی ! چون ما خودمون از اول اول اولش تو جریان بودیم . اگه برای غریبه ها قپی بیایی و از دجالیت خمینی روضه بخونی برای من که موقع فروش نشریه شماره یک مجاهد از تصویرامام خمینی بصورت زمینه نشریه مجاهد ( ضمینه شناره یک) شرم به فروش داشتم و شاخ از کله ام زده بود بیرون  که نمیتونی قپی بیایی !

گوربابای بهمن بازرگانی ... اما بازیافت مردار بیشتر به خودت میخوره تا این بابا ! اون که تکلیفس معلومه ...

شماها که درنشریه مجاهد عین اسکناس تصویرامام خمینی پدربزرگوارتونو زمینه نشریه مجاهد کرده بودید مرداربازیافت هستید یا کسی که بقول شماها از اولش بریده بوده ! یکی از این دوتا نره خر الدنگ باید سوال کنه شماها که خمینی را رهبرانقلاب و رهبر سازش ناپذیر خلق و از این مزخرفات خطاب میکردید مرداربازیافت شده اید یا کسی که از اولش بریده بوده ؟!

بقول معروف :

هادی هادی اسم خودتو رومن نهادی !

ناشناس گفت...

چرا باید مجاهدین را افشاء کرد ؟

هرجریانی با هر سبقه و صبغه وبا هر ادعایی که دارد تا زمانی که در مسیر ضدارتجاع است باید مورد پشتیبانی قرارگیرد اما زمانیکه از نظر ایده الوژیک دارای اشتراکات عمده و اساسی با حاکمیت است وتا زمانیکه بمثابه ضدوحدت عمل میکند طبعا نمیتواند به لحاظ تاکتیکی در خدمت جنبش باشد و قطع مسلم شعارهایش بادهواس  . سازمان مجاهدین برغم انکه صدها تناقض را با خودیدک میکشد و برغم عدم حضورعینی درجنبش خواستار رهبری ! است و این خصیصه خودگنده بینی درشرایطی که هزاران زن و مرد قهرمان رویاروی رژیم درمیدان داخلی در رزم هستند نمیتواند موجب توجه جنبش به انان شود ولذا یا انان باید با طرد خصلتهای خودگنده بینی به جنبش پیوسته و گامی درجهت وحدت بردارند ویا باید درجریان مبارزات و حرکت جنبش نسبت به افشای انان اقدام نمود . حاکمیت اخوندی و دارای ایده الوژی اسلامی است ولذا سپردن جنبش به جریاناتی که دارای همان مشترکات ایده الوژیک هستند خیانت به همه جانباختگان راه عدالت و آزادی است .

جریانی که باوجود مشاهده جنبش زنان و دختران قهرمان برعلیه حجاب اجباری کمترین وحدت عملی ازخودنشان نداده و همچنان خیره سرانه با رعایت حجاب درکی از همدلی و مشارکت درپراتیک زنان مبارز برعلیه خط قرمزهای اخوندی ندارد چگونه میتواند درگروه نیروهای بالنده اجتماعی وانهم در قرن ۲۱ قرارگیرد ؟ و مگرنه اینکه حفظ روسری ( با وجود حساسیتی که اخوند درحفظ ان دارد ) یکنوع دهن کجی ضد دموکراتیک در مسیرمبارزه حقوق و آزادی زنان درایران بشمار میرود ؟!

درچنین شرایطی فرق مجاهد با علی مطهری درچیست ؟

پس درک شرایط عینی و اتخاذ تاکتیک متناسب با ان بمنظور حمله هرچه بیشتر برارتجاع مذهبی و ضربه به مهمترین موضوعی که اخوندبدان حساسیت دارد درکجای امر مبرم مبارزه  قرار میگیرد؟؟؟

توجه بفرمایید که اعضای مجاهدین حتی درخارج که فشاری برانان متحمل نیست و پرداخت هزینه ای را جز همکاری با زنان قهرمان داخل کشور دربرندارد هیچگونه همدلی و حمایت پراتیک نیز ازانان ساخته نیست ! خساست سیاسی برای چیست ؟

پس به چه درد میخورند ؟

اگر آرمان خواهی این است که همه اخوندها آرمانخواه خواهندبود !

بنابراین سک رید به چنین ارمانخواهی !(دورازجان سگ)

البته سازمان مجاهدین درسایر بخش ها نیز با خست و حسادت و بخل با مسایل مبارزین و شاخص های مبارزه در جنبش داخل ایران برخورد میکنند . مثال اینکه بیش از ۱۰ روز از مفقودشدن سپیده قلیان میگذرد و حتی خانواده وی از محل اوخبرندارند و قطعا درزیرشکنجه است اما دریغ از انعکاس این خبر درسایتهای مجاهدین !  حسادت و بخل تا چه حد وتا به کجا ؟ ایا این نوع سیاست نتیحه ۳۷ سال زندگی اشرافی درمقام برده داری است ؟ ایا حنیف و بهرام نیز اینچنین بودند ؟ مسلما خیر . به شهادت صدها فاکت و نشانه این مجاهدین ان مجاهدین نیستند .

زنده و پایدارباد مبارزه مردم برعلیه جمهوری اسلامی



خاکزاد ( مجاهدسابق)

ناشناس گفت...

اسلام "ترمودینامیک" بازرگانی

یا

اسلام "دموکراتیک" رجویانی



اسلام ترمودینامیکی با اسلام دموکراتیک هیچ فرقی با یکدیگر ندارند هردو با داعیه علم بدنبال طهارت اند ! سر دموکراتیکش تو کون ترمودینامیکشه ! مانند گوسفندهایی که درصحرا درزیر افتاب سرشان را زیر دمبه دیگری میگذارند  کله شان درسایه  و تنه همچنان زیر افتاب سوزان صحراست . مگرمیشود خورشید را ازتابیدن بازداشت ! طبیعی است که نمیشود اما سررا میتوان به زیر دمبه دیگری برد !

برای ساخت کلمه دموکراتیک میتوان با کلمه به کلمه ترمودینامیک ان را مونتاژ کرد ... دامادرا ازهرطرف بخوانی داماداست اما بعضی کلمات مونتاژکاری لازم داره . دیگ مسی تا بخواد دیگ بشه کلی چکش کاری لازم داره ...

ایده الوژی ما خصوصا بعداز ۵۷ که کلا مهمترین کتابهای اموزشی مان  شناخت و تکامل و علم اقتصاد بود بدلیل انکه نویسندگان ان علاقه نداشتند تا برای چاپلوسی خدا بگویند ما از سرچشمه فیاض بخش قران اموخته ایم !!! کلا ریخته شد دور ! نسل جدید درغیاب رهبران قدیم امدند و با   اپارین و علی (ع) و داروین و زینب کبری ملغمه ای بنام تبیین جهان با تعریف های کتابی ایسم های رایج به اضافه درک طبقاتی انهم از سرچشمه های فیاض بخش قران با پز و قمپز کادرمرکزی ! انهم برای یک مشت جوان بی اطلاع از ایسم که نتیجه فقدان آزادیهای سیاسی علیاحضرت بود ! ساختند و عرضه کردند ... وامروز اگر با چهارتا فیلم های مستند کیهانی "من وتو" مونتاژ نشود حتی نمیتوان ان را از سیمای آزادی  پخش کرد ! بقول معروف با یه من اخ تف هم نمیچسبه چه برسه با سیریش !

 خمینی آمد با شعارهای کوبنده  ! من تو دهن دولت میزنم من دولت تعیین میکنم ! هورا هورا ...

ایشان دولت تعیین کرد اما تودهن ملت زد ! انهم با گلوله و تازیانه و دار ... وهنوزهم ...

امامی که از کاخ و کوخ کمترنمیگفت محال بود مثل بچه ادم در سخنرانی ها حاضرشود ... همه باید زیرش مینشستند  یا در زسر بالکن ویا در زیر  صندلی ملحفه دار  ...  او به این قضیه حساس بود حتی منتطری نایبش جرات نداشت بغل دست او بنشیند و حتما باید زیر پایش جلوس کند  ...او نمونه بارز یک قدرت طلب کرسی طلب رده طلب بود اخراو ولی فقیه بود یعنی چوپان گله ملت بود با داشتن سگ هایی هار که شاخک اسلامیشان خوب کارمیکرد ... دوکلام حرف میزدی میفهمیدند چیکاره ای ... او ازاول کاخ نشین بود ... وقتی به درک اسفل رفت نیز در مقبره چندهزارمیلیاردی گنبد طلا ارام گرفت ... درزنده بودنش جز حکم اعدام ننوشت و دروصیتنامه اش نیز .

من به منزل پدریش درخمین که موزه شده بود برای بازدید رفتم ... محاله در میان ان همه خانه های محقر فقیرنشین  دراون خانه اربابی بزرگ بشوی و بی احساس نشوی .

اطاق نوکران اطاق کنیزان اسطبل میهمانان و غیره دربخش ورودی منزل پدری اش خودنمایی میکرد و یک مشت خدمه پیرمرد سید بدبخت با سال سبز برکمر و مقداری محاسن  هم که منزل را برای بازدید نگهداری میکردند با تقدس خاصی اطاقهارا به بازدیدکنندگان نشان میدادند و با تواضع مومنانه و ذوق خاصی میگفتند اینجا اطاق نوکران امام بوده است ! و افتخارشون هم این بود که از نوکران این سید بزرگوارند ! من انروز متوجه شدم که فرهنگ اجتماعی ازپای بست ویران است !

یادم میاد درنوجواتی که کله ام بوی قرمه سبزی گرفته بود با دوستان سراز منزل اربابی بزرگی در  خیابان ایران پشت مجلس سردراوردیم که متعلق به یک بازاری بود و درایام مذهبی فاطمیه هم بود رفته بودیم برای اموزش و تفسیرقران ... صاحب فاطمیه مخالف شاه بود و درحیاط منزل نیز رفت و امدها ازجنس مخالفت ها ... انروز درنوجوانی دیدم عده ای پیرمرد و میانسال با شال سبز سیدی اطراف حوض درحال شستن استکان نعلبکی هستند و جلوی صاحب خانه خیلی دولا و راست میشوند و مرتب ذکرمیگویند ... از خونه زدم بیرون ... دوستم گفت برای چه میروی ؟ گفتم من مخالفم اما روابط این خانه بهم نمیچسبه ..‌ اینها برده هستند ... کلاس قران و تفسیر نخواستیم ! ارزانی خودشان ... بعدا متوجه شدم این خانه محل اموزش قران و عضوگیری گروه چریکهای توحیدی صف بود که دراصفهان فعالیت بیشتری داشتند ...

بعدا اینها به جلادان مردم تبدیل شدند ...

تهران پربود از اینگونه منازل تفسیرو اموزش قران .



دلخوش به اب و مسکن و برق مجانی نباشید ( یعنی دادن این وعده ها ردخورنداره !) معنویات هم میدهیم ! هرکس یکجوری این شعارهارا تبیین و تفسیر میکرد !

وان شد که شد .











ناشناس گفت...

 به هوادارن مجاهدین !

کشورما ۴۰ ساله که داره با ایده الوژی اداره میشه وانهم از نوع ایده الوژی اسلام به سرکردگی ولی فقیه .



ایا امکان داره کشوری با ایده الوژی اداره بشه اما تحت سرکردگی کسی نباشه ؟ وبه نیستی و نابودی و فقرو ظلمت همگانی و قدرت و ثروت رهبران منجر نشود ؟

بدیهی است که خیر .

بنابراین بنده بعنوان کسی که تمام کوچه پس کوچه ها و خیایانهای ایده الوژی را طی کرده به شیفتگان ایده الوژی عرض میکنم که در انتهای کوچه ها و خیابانهای ایده الوژی جز بیایان برهوت و غم و بدبختی نیست واگربود امروز جامعه ایران پس از گذشت ۴۰ سال آزگار به چنین وضع دهشتناک اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی نرسیده بود . امروز فقرو تنگدستی از سرو روی جامعه بالا میرود درحالیکه رهبران ایده الوژیک ان در شکم سیری و رفاه و ثروت و غارت بدیل ندارند . مصباح یزدی یه پاش لب گوره هنوز دست از اموزشهای ایده الوژیک برنمیداره ! چون به برده های بیشتر و مسخ شدگی بیشتر برای رفاه خودش و خاص الخاص کردن خودش نیازداره .

اهااای مسخ شدگان مکتب پوچی و تباهی بیدارشوید و به خودآیید . توصیه میکنم ان عینک به ارث رسیده از چاههای قرون وسطی را که با چهارتا اصطلاحات سیاسی  مزین شده را از چشم بردارید و با فرهنگ روز جوانان عاصی به پیکاربا دشمن متحجر سیاسی - ایده الوژیک یعنی روحانیت به میدان مبارزه پا گذارید . اینکه هی در مخیله خود بگویید من انم که رستم بودپهلوان و مسعود عضو مرکزیت زنداندبود  و حنیف بهش گفت سازمان مال تو  ! و یکسری مزخرفات مشابه دیگر مسئله ای از جنبش مردم حل نمیکند ... امروز در صحنه مبارزات داخل هزاران رستم واقعی در زرم و پیکارند که در شهامت و جرات و جسارت و آگاهی  به گردشان هم نمیرسید بنابراین اگرواقعا قصد براندازی و یا کمک دارید لااقل درسایتهای خود یادی از قهرمانان حی و حاضر درمیدان و زندان جنبش داخلی داشته باشید .

اگر واقعا عرضه و جنم اینکاررا نداشته باشید به چه درد میخورید ؟ واقعا به چه درد میخورید ؟

مگر شور و فتور الکی و تعطیم به رهبرو کف و سوت به معنی مبارزه است ؟ مگر ماهی یکبار جشن گرفتن و قربون صدقه یکنفررفتن ربطی به مبارزات داخل کشوردارد ؟ اگر چاپلوسی و بهدبه و چهچه رهبرخودشیفته اسمش مبارزه باشد که چاپلوسان خامته ای نیز مانند شمایلن مبارز میشوند ! ول کنید این مزخرفات را ...

به آزادی مردم رنجدیده  درداخل زیر دست پای اهنی رهبران سنگدل ایده الوژیک بیاندیشید ...

وگرنه فردا خیلی دیراست .

زیاده عرضی نیست جز تحول فکری شما درمسیر آزادی یک ملت اسیر دردست یک مشت رهبران ایده الوژیک مانند مصباح یزدی ها و جنتی ها و خامنه ای ها و یزدی ها و پورازغدی ها و بقیه ارازل اوباش مشابه .

ناشناس گفت...

اهااای مسخ شدگان ایده الوژیک که در اروپا زندگی میکنید و همچنان حجاب برسر میگذارید !



هیچ فرقی بین نگاه  ایده الوژیک  - جنسیتی  مسعود رجوی و علی مطهری  درباره مقوله حجاب و زن وجود ندارد . اگرباورندارید واقعا تحقیق کنید .

از نظر علی مطهری حجاب یک پرنسیپ است و سمبل زن انقلابی فاطمه الزهرا و زینب کبری هستند ... اگر باورندارید حتما تحقیق کنید . در نظر تمام ایده الوگ های جمهوری اسلامی زینب کبری اسطوره  یک زن مسلمان انقلابی است و سایرزنان باید از او پیروی و تبعیت کنند .

استدعا دارم ذهن خودرا از اموزش های ایده الوژیک پوسیده قرون وسطایی اخوندی پاک کنید و به جنبش نوین زنان ایران بپیوندید و پشت اخوندرا بلرزانید و گلو و راه نفس هویتی  اورا ببندید وگرنه تاریخ از شمایان مانند عملکرد حزب توده در جریان کوتای ۲۸ مرداد  یادخواهدکرد .

این سوت و کف های مشمئز کننده تکراری  برای رهبر پوشال اسمش مبارزه نیست .

این شعروشعارهای سالیان تکراری ایران رجوی و مریم رهایی و بعدشم کف و سوت و چاپلوسی اسمش مبارزه نیست .

صحنه مبارزه درداخل است با حضور زنانی که بمنظور اثبات سعارعلیه حجاب اجباری روسری حقارت اخوندی را از سر برمیکنند و پشت اخوند را میلرزانند بطوریکه یک بچه اخوند معلوالحال فاشیستی مانند علی مطهری را برای تعریف و تقدیس حجاب  و تحقیر زنان ایران درمقایسه با زینب کبری به میدان اورده است و جالبه که همان نگاه جنسیتی را از زن و حجاب دارد که مسعودرجوی ! و با همان سمبل ها !

خواهشا تحقیق کنید .

زنده باد مبارزه مردم ایران برعلیه جمهوری اسلامی



خاکزاد

ناشناس گفت...

مرضیه
این مصاحبه صرفنظر از محتوای روشئگر آن؛ وجهه دیگری را هم به نمایش می گذارد؛ که جنهبه ای سنبلیک دارد
در حقیقت ؛ امیر؛ سمبل نسل جوانی است که بطور صریح ؛ این فرقه را نشانه گیری کرده است
فرقه ای مترود سه دو نسل است ؛تنها راه برای حفظ خود را در قرنطینه قرار دادند افرداش می داند تا گشایش ؛
چرا که گشایش ظرفیت می خواهد و این حضرات فاقد چنین توانی هستند؛

ناشناس گفت...

دو سوال دارم اینکه آیا اقای رجوی درطول ۴۰ سال گذشته هرتصمیمی گرفته درست بوده ؟
و دوم اینکه چرا دردزون تشکیلات هرکس به ایشون انتقادکنه مزدور نامءذاری میشه و بقیه هم کف میزنن ؟
یعنی چی ؟
ایا یعنی این هنه مزدور رژیم تواین سازمان هست ؟ واگراری پس رهبری ذیصلاح نیست . به همین سادگی .

ناشناس گفت...

این ماجرای اسلحه به دست بچه ۱۴ ساله دادن دوجنبه دارد ( فارغ از مسائل حقوق بشری) :

۱/ اگر علیرغم مخالفت مسئولین سازمان خودش اصرار و سماجت کرده باشه مقصر سازمان نیست .
۲/ اگر خودش قدرت تشخیص نداشته و مسئولین سازمان از نااگاهی او سوء استفاده کرده باشن سازمان مقصر است .
ضمنا اگر درپیشاپیش نیروهای سازمان در عملیات مریم و مسعود اسلحه بردوش شرکت کرده باشن که هیچ .
ولی اگر مریم و مسعود پشت جبهه در محیط امن ایستاده بودن و با بی سیم هدایت میکردن باید به سرتاپای چنین رهبرانی افتابه گرفت چون مفهوم چریک و عملیات جریکی را به ابتذال کشانده اند .
هیچ فرماندهی شکست و تلفات را به گردن لشکرش نمیاندازه و اول اول خودشو محاکمه میکنه و عدم لیاقت خودشو در بخش تاکتیک و نظامی زیرسوال میبره ونه اینکه وقیحانه و خودخواهانه اپورتونیستی افرادشو به "جنسیت " متهم کنه ! درحالیکه خودش سراما فردیت و جنسیت و خمینی درون داشته و داره .

خاکزاد

ناشناس گفت...

این ماجرای اسلحه به دست بچه ۱۴ ساله دادن دوجنبه دارد ( فارغ از مسائل حقوق بشری) :

۱/ اگر علیرغم مخالفت مسئولین سازمان خودش اصرار و سماجت کرده باشه مقصر سازمان نیست .
۲/ اگر خودش قدرت تشخیص نداشته و مسئولین سازمان از نااگاهی او سوء استفاده کرده باشن سازمان مقصر است .
ضمنا اگر درپیشاپیش نیروهای سازمان در عملیات مریم و مسعود اسلحه بردوش شرکت کرده باشن که هیچ .
ولی اگر مریم و مسعود پشت جبهه در محیط امن ایستاده بودن و با بی سیم هدایت میکردن باید به سرتاپای چنین رهبرانی افتابه گرفت چون مفهوم چریک و عملیات جریکی را به ابتذال کشانده اند .
هیچ فرماندهی شکست و تلفات را به گردن لشکرش نمیاندازه و اول اول خودشو محاکمه میکنه و عدم لیاقت خودشو در بخش تاکتیک و نظامی زیرسوال میبره ونه اینکه وقیحانه و خودخواهانه اپورتونیستی افرادشو به "جنسیت " متهم کنه ! درحالیکه خودش سراما فردیت و جنسیت و خمینی درون داشته و داره .

خاکزاد