دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

رقص

مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

روی تصویر کلیک کنید

روی تصویر کلیک کنید
از این وبگاه پر بار و وزین و در راستای شناخت هویت ملی خود دیدن کنیم

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۷ بهمن ۲۳, سه‌شنبه

باز خوانی شعر ظهور اسماعیل وفا یغمائی برای چهلمین گذر انقلاب!!22 بهمن پنجاه و هفت

۳ نظر:

ناشناس گفت...

بنده سوادمواد درس حسابی ندارم اما یکمی عقل دارم که اونم بعضی وقتا بهش مشکوکم .

جامعه طبق مشاهدات میدانی بصورت پراکنده و جسته گریخته مشعول تجمعات مختلفه اما شهر درمجموع به نظر آرامه ولی وقتی توتاکسی و مغازه ها و ادارات و کوچه و بازار با مردم صحبت میکنی اکثریت به رژیم رسما فحش میدن و انتقادو گلایه جورواجور و حتی فحش ناموسی !  جالبه همه هم از هم سوال میکنن پس چرا بلندنمیشیم !!!  یکی میگه به موقش بلندمیشیم یکی میگه اخه این کسکشا میکشن یکی میگه مگه چندتارو میتونن بکشن یکی میگه اینا به اسم اسلام و به نیابت امام زمون همه رو ازدم تیغ میگذرونن یکی میگه اینا خودشون این حرفارو شایع میکنن تا تودل مردموخالی کنن یکی میگه یه میلیون نفر راه بیافتن اینا تو شلوارشون ریدن یکی میگه همین روزا مردم بلند میشن یکی میگه بابا تو خودشونم شدیدا اختلافه یکی میگه رهبربمیره همه چی درست میشه یکی میگه هزارتا خر دیگه دارن یکی میگه بدبختی مردمو ول کردن چسبیدن به رعایت حجاب یکی میگه اینا همش بازیه یکی میگه همه نیروهای انتطامی که دوس ندارن مردم رو کتک بزنن و فقط چندتا خر نادون توشون پیدامیشه که روی مردم باتون میکشن یکی میگه یه دفه یه نفر همون باتونو توکونشون کنه حواس همشون جم میشه یکی میگه بابا این دختره ( مسیح) عجب خایه ای داره ول کن نیس دمش گرم یکی میگه ازخودشونه یکی میگه نه بابا بی انصافی نکن اگه ازخودشون باشه چرا بیاد سر روسری سرچوب کردن یکی میگه اگه ورق برگرده قبراقا رو توالت میکنیم یکی نیگه موزه یکی میگه هرکی بیادبهتراز این مادرجنده هاس و هزاران حرفای مشابه دیگه . خلاصه همه شاکین و منتطر رفتن اینا اما دراین بین تل حد شاید ۱۰ درصد با کم و زیادش رژیم طرفدارداره .

اما طرفدارای رژیم هم فعالن و هم پشتشون گرمه وهم دریده و نادونن بطوریکه کشتن یک سگ توخیابون و انهم با هلهله و خنده براشون عین آب خوردنه و واقعا نمیدونم اینا چی تومغزشونه که تا اینقدر بی احساس و سنگدل و بیرحم و خرافی هستن ضپن اینکه خیلی هم بزدل هستن تکی عیم موش ولی وقتی دوتا میشن فازشیر میگیرن ! اصن چیزی بعنوان حقوق بشر و حقوق شهروندی سرشون نمیشه براحتی زن و بچه مردمو توخیابون برسر رعایت حجاب  مواخذه میکنن و انگار مستقیم ازطرف خدا اومدن و مهمترین ماموریتشونم حفظ حجابه ! مشکلات اقتصادی - اجتماعی رو نمیفهمن فقط یه چیزتوکله شون فرورفته و اونم نام رهبر ! واین نام رو باچماق و تکفیر میخوان بکنن تو کله نسل جوون که خوشبختانه نمیشه ....

بهرحال جامعه نه ابستن حوادث بلکه درمرحله ناله های اولیه زایمان قرارداره فقط وجود چنددرصد کفتار رهبرزده منتظر دریدن نوزاد درکمین نشسته اند تا بلافاصله تکه مارش کنن اما فک کنم کورخوانده اند چون بیش از ۸۰ درصد وحتی بیشتر اززایمان با همه نایکدستی شان  مراقبت خواهندکرد .

ناشناس گفت...

در مقام کسی که درسال ۵۷ فعالانه در "انقلاب " شرکت کرده  و قبل از سال ۵۷ هم فعال بوده و بعنوان کسی که بعداز سال ۶۰ دربدری های زیادی کشیده است و هیچگونه سمپاتی به سلطنت ازهیچ نوعش نداشته است و  با کوله باری ازتجربه بعنوان کسی که قلبش برای آزادی و عدالت و ایران یکپارچه وبدوراز حاکمیت دین درسیاست میطپد و تحمل فقر هموطنان خودرا ندارد و تحمل درد و رنج کولبران هموطن خودرا ندارد و تحمل داغ مادران فرزندازدست داده و رنجدیده را ندارد و تحمل مشاهده زباله گردی و فحشاء و کلیه فروشی و تنگدستی مردم را ندارد و تحمل اسارت فرزندان مردم در سیاه چالها و شکنجه گاههای جمهوری اسلامی را ندارد و ....

اعلام میکنم برای محو همه موارد فوق و برای گذاراصولی به یک جامعه آزاد سهول وصولترین و کم هزینه ترین و عقلانی ترین راه حمایت از اقای رضاپهلوی است .



خاکزاد( مجاهدسابق)

ناشناس گفت...

تمرکز روی اختلافات به جای تمرکز روی توافقات !

فرهنگ سیاسی نیروهای ایرانی تا بوده چنین بوده و این یک ویژگی است و اصلاح پذیرنیست .. نتیجه طبعی این ویژگی پراکندگی بین نیروها و تحکیم موقعیت رژیم و امید به آینده را دراو افزایش میدهد .

نمونه اش وضعیت اپوزوسیون ۴۰ ساله ... همه پیرشدند اما به وحدت نرسیدند ! میمیرند و به وحدت نمیرسند !

چرا ؟

خودگنده بینی و رهبری طلبی درد اصلی است وهرنیرویی که این مرض را مبتلا است بیشتر میتواند نقش تخریبی در وحدت ایفا کند و غیرمستقیم عمر رژیم را طولاتی ترکند .

باورکنید این ویژگی از سرطان هم بدتره چون سرطان لااقل ممکنه درمان بشه ولی این مرض لاعلاج درمان شدنی نیست  .