نامه ای به یک دوستدر پاریس حالا ما در وضعیتی هستیم که پزشکان و پرستاران می بایستی در صف مقدم با اپیدمی کرونا مبارزه کنند. دولت مجبور شده است که شهر را در قرنطینه کند و حالا ما زندانی کورونا شده ایم می دانم که در آیران هم پزشکان و پرستاران مانند اینجا اما با دست بسته و بدون امکانات با همه توان خود با این شزّ مبارزه می کنند بی اعتنا به عقاید متافیزیک در باره این فاجعه که بر سر مردم آوار شده است! درست بر خلاف آخوندهایی که در کرونا عذابی الهی می بینند که که حاصل گناهان مردم است و تنها راه نجات ازاین
آنجا کرونا هم بقول دوستی مصیبتی است مانند همه مصیبت های دیگری که در این چهل سال حکومت اسلامی بر سرمان آوار کرده اند از جنگ اعدام شکنجه وقتل عام زندانیان سیاسیی قتل های زنجیره ای روشنفکران و ترور مخالفان تا فقر و فحشا و سرکوب وحشیانه فریاد دادخواهی مزدم.
کورونا با وحشتی که در دلها آفریده در میان چشمان بهت زده و فریادهایی که به گوش دادخواهی نمی رسد هر روز عزیزی را به قرعه از نزدیکانش می گیرد و این برای همه آنها که در جوّ ترور حکومت آخوندها نفس کشیده اند یادآورمان کورونای توتالیتاریست دینی است که با خمینی بر سرمان خراب شد.
امروز هم مبارزه با کورونا تنها راه انسانی ممکن است. امروز هم می بایست هر رفتاری که به کورونا رشد می دهد را زیر سوال برد وفراتر ازغیر قابل پذیرش دانستن بدی با فریاد اعتراض خود به یکدیگر بپیوندیم در یقین مشترک مان که عشق است و مهر است در رنج و زندان و تبعید.
در کورونا مانند هر فاجعه ای به نظرم انسان ها را می شود به سه دسته تقسیم کرد:
آنهایی که با :نا پذیرفتنی" زندگی می کنند بی آنکه نسبت به آن هیچ آگاهی روشنی داشته باشند.
آنهایی که متناقضند یعنی به آنچه که نا پذیرفتنی ست اشراف دارند ولی با آن کنار می آیند
و سوم انسان های شورشی که توانایی آنرا دارد که زندگی خود را ورای نا پیذرفتنی بنا کنند
حالا چه تفاوتی دارد که کورونا از کجا آمده باشد؟
و یا چه کسی این دیو را از شیشه اش رها کرده باشد ؟
در ایران در فرانسه و در همه جا اپیدمی رشد می کند و حالا مجبورند شهر ها را ببندند و هر کدام ما در خانه هایمان زندانی هستیم و از دوست و آشنا و نزدیکانمان جدا
عکس العمل های افراد هم در برابر این اپیدمی چه آنجا چه اینجا و چه هر جای دیگر در همین چند گونه که می نویسم خلاصه می شوند:
یا بیمارگونه و با بیرحمی از رنجی که بر همنوعانشان وارد شده دیوانه وار خوشحال اند و تنها به این فکر می کنند که چگونه از این وضع سود هنگفتی به جیب بزنند با مثلا دزدیدن و فروش ماسک و ژل هیرو الکلیک در بازار سیاه .
یا خر مذهب اند مانند همین آخوندها و پای منبری هایشان که در کرونا ابتلا الهی و تنبیه بندگان را می بینند و مردم را به ترس از خدا و خواندن دعا دعوت می کنند. اینها کورونا برایشان اصلا مهم نیست به سفارشات پزشکان توجهی نمی کنند و درمان کورونا را تنها دردستور های دینی صده های پیش مانند خوردن خاک تربت و مالیدن روغن بنفشه با عشق و ایمان به اینجا و آنجای مومنین بیمارجستجو می کنند چنانکه اینروزها هم می بینیم همگی می میرند بدون آنکه به پزشک مراجعه کنند!
یک عده اما بیمار می شوند و بعد تندرستی خود را باز می یابند. یک عده تنها ویروس را انتقال می دهند بی آنکه معلوم باشد چرا بیمار نمی شوند.
یک عده همه دغدغه شان تنها گریختن به جای دیگری است که به خیال خودشان در امان باشند.
از اینها یک عده از فرار خود احساس رضایت دارند و اندکی هم هنگامیکه همه امکانات فرار برایشان فراهم می شود در آخرین لحظه تغییر عقیده می دهند و می مانند تا در کنار آنانی باشند که در صف مقدم با ویروس مبارزه می کنند.
یک گروه هم کسانی هستند که برای سازماندهی یک سیستم درمانی که رنج انسانها را التیام می بخشد تلاش می کنند و در اینراه جان خود و گاهی نزدیکانشان را هم
فدا می کنند
اینان اینروزها در برابر مرگ سخت بیماران گاه چنان بهم می ریزند که دیگر هرگز نمی توانند آفرینشی را دوست بدارند که اینچنین انسان ها را زجر می دهد و دسته دسته مثل برگ ریزان درختان در پاییزی به کام مرگ می فرستد.
کرونا متافور سیاسی و تاریخی
کرونا مشکل همه ما ست . کورونا نا همخوانی های بودن و ضعف های مربوط به شرایط انسانی مان را در برابر چشمانمان می نهد اگر در اینجا مبارزه با کورونا مبارزه با نیولیبرالیسم افسار گسیخته است در ایران مبارزه با کورونا مبارزه و مقاومت در برابر فاناتیسم و توتالیتاریسم دینی است.
. کورونا سمبل پلیدی و بیماری ایدئولوژیک سیاسی واگیر دار خطرناکی ست که چهل سال است از مردم ایران قربانی می گیرد. کورونای توتالیتاریسم دینی حکایت دزدانی سود جویی ست ست که تا توانسته اند ثروت های این سرزمین را غارت کرده اند. کورونا ترجمه بن بست دینی ست که برای ماندن درقدرت بیرحمانه ترین جنایات را مرتکب شده است.
کورونا داستان بازگشت افراد بدون هیچ ایدئلوژی خاصی ست که در انتخاب نهایی به یاری مقاومت مبارزان آزادی می آیند
کورونا داستان مبارزانی ست که در نبرد با ویروس توتالیتری که سرزمین های مان را به پلیدی خود آلوده است متعهد اند.
متافور اخلاقی و متافیزیکی
کورونا همچنین سمبل آن بدی است که می تواند در وجود هر یک از ما باشد. هر کسی می تواند به آن مبتلا شود و هیچ کسی در روی زمین از آن در امان نیست. آنچیزی که طبیعی به نظر می رسد یعنی همین میکروب همین که سمبل بدی ست همین مجازات اعدام است. همین حکمی که چهل سال است توتالیتاریسم دینی با آن به هر بهانه ای مردم ما را می کشد و هنوز برای بسیاری طبیعی ست!
کورونا یعنی اعتماد به تلاش محققان برای کشف واکسن بجای اعتقاد به معجزه قدیسان . کورونا یعنی تلاش بی دریغ پزشکان و پرستاران انسان دوست که مبارزه شان برای نجات زندگی اینروزها قدیسان را به درون کتابهای گرد گرفته و گور صده هاشان باز گردانده است.
کورونا یعنی اینکه ما نه می خواهیم قهرمان باشیم نه قدیس. می خواهیم انسان باشیم. انسان باشیم و همه تلاشمان این باشد که بر رنج و درد قربانیان بدی مرهمی بنهیم و از این راه با آنانی که مبارزه می کنند با آنانی که رنج می کشند همراه شویم.
کورونا یعنی اینکه هیچ توهمی نسبت به تیم های درمانی نداشته باشیم زیرا بدی به همان صورتی که آمد خواهد هم رفت "که به باغ آمد از اینراه و از آن خواهد شد"
با بیانی دیگر کورونا همیشه وجود خواهد داشت.بدی هیچگاه به تمامی ریشه کم نخواهد شد. بر ما ست که هوشیار باشیم !
مازیار ایزدپناه
پاریس هیجدهم مارس 2020
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر