کروناعیات
شب شعر... ادامه خواهد داشت
اسماعیل وفا یغمائی.آیه الله العظمی کرونا
_________
یاران به موافقت چو دیدار کنید
زین بنده به لطف یاد بسیار کنید
رفتیم و کنون نوبت از آن شماست
باری خر خود بهر سفر بار کنید!
شب شعر... ادامه خواهد داشت
اسماعیل وفا یغمائی.آیه الله العظمی کرونا
_________
یاران به موافقت چو دیدار کنید
زین بنده به لطف یاد بسیار کنید
رفتیم و کنون نوبت از آن شماست
باری خر خود بهر سفر بار کنید!
***
چون برگ نیفتد بجزاز
اذن خدا
بی شک که از اوست
نعمتی چون کرونا
گر مومن صادقی کنون
رقص کنان
بر خیز و بخوان سلام بر دار فنا!!
***
آمد کرونا که قدری اندیشه کنیم
***
آمد کرونا که قدری اندیشه کنیم
راهی نو و رسم دگری پیشه کنیم
کمتر بفریبیم و بچاپیم و به شوق
خون خود و دیگران به هر شیشه کنیم
***
گر زادن انسان به سپوزی بند است
بنگر مردن گاه به..وزی بندست
وقت است کمی سبک شویم ای دل من
شاید که حیات ما به روزی بند است
***
یک عده نظر به سوی ابلیس کنند
یک جمع دعا و ورد تدریس کنند
اما جمعی، زکورکور قلیان از
ترس کورونا خشتک خود خیس کنند
***
ای نازک نازنین سنگین دل من
نقل من و باده و شراب و هل من
یک بوسه!کرونا پس در منتظرست
کم ناز کن ای دلبرک خوشگل من
***
آمد کرونا بیا کمی نرم شویم
سردی بگذاریم و کمی گرم شویم
آغوش بهم گشوده زآن پیش که از
ملا کرونا خشک چنان چرم شویم
***
در کشتن خلق شیخ و ملا کرونا
جان من و تو به حرمت آل عبا
جان من و تو به حرمت آل عبا
از یک نسب اند گر چه آن یک از چین
آمد یکی و ، یکی زقم یا احسا
***
با لطف حکومت جناب ملا
با تکیه به دین و مکتب آل عبا
مائیم و چهلسال سیاهی اینک
عمامه به سر رسید اینک کرونا
***
فقر و ستم و سیاهی و قحط و غلاست
حبس و خفقان و دار و جهل و فحشاست
ویرانی و جنگ و مرگ و اینک کروناست
معلول بود این همه، علت ملاست
***
خالی شده کعبه از هراس کرونا
یک حاجی هم نمانده یارب اینجا
من در عجبم در این کشاکش شاید
کمتر بود ازویروسی زور خدا
***
الله عزیز من ابابیلت کو
آن وعده به قرآن و به انجیلت کو
آمد کرونا دست کم ای رب عزیز
تا دفن کنی کلنگ کو؟ بیلت کو؟
***
یارب اگر از جای نجنبی فردا
بی شک به تو شک کنند خلق دنیا
گویند کسی که کعبه اش را وا داد
باید که دهد مسند خود بر کرونا
***
با این همه طول و عرض ملکت یارب
ویروسککی نموده بر کعبه شغب
کو لشکر جن و انس و جبرائیلت
تا حمله کند هم ز جلو هم ز عقب
***
در خانه ی بندگان گر آید ویروس
بالطف جناب تو مثال کابوس
غم نیست ولی چرا زور تو در کعبه ی تو
کم آورده از کرونا! صد افسوس
***
یک حاجی برگشته ز حج با هن هن
با پای پیاده، خسته بر جاده ی شن
میگفت که با چنین بلائی گویا
گشتست جناب حضرتش زرتیشن
***
دیدم مرغی به بام عالم نگران
می گفت دریغ وآه زین درد گران
شاید که دراین جدال فردا بینیم
گردد کرونا قادر قهار جهان
***
گفتند به ما اشرف مخلوقاتیم
از تخم پیمبریم و از ساداتیم
آمد کرونا احقری از مخلوقات
اینک همه منگ و گیج و گول وماتیم
***
دیدم شیخی دودست او رو به هوا
میگفت هر آنچه هست آید زخدا
زینرو به زمان ریق رحمت می گو
لاحول ولا قوه الا بالله
***
دیدم شیخی دو لنگ او رو به هوا
تیزنده ز روی شک به عرش اعلا
میگفت در آخرین نفس از سر صدق
لاحول ولا قوه الا کرونا
***
از این همه سید و امام و قدیس
بر مغز و دل تمام ما شیخ و رئیس
کو ضد جناب کرونا یک اعجاز
جز حقه و جز خرافه و جز تدلیس
***
شیخ و کورونا روند اندر پی هم
تا روز ابد به دامن دشت عدم
خورشید بر اید از ستیغ البرز
شادی رسد و طی شود این دوره ی غم
***
باید برویم ما به جائی دیگر
زالله گذشته تا خدائی دیگر
زین آب و هوای گندناک دیرین
تا آب زلالی و هوائی دیگر
12مارس 2020
اسماعیل وفا یغمائی

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر