دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

آفتاب خواهد شد

آفتاب خواهد شد

مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

شماری فیلمها و گفتکو روی تصویر کلیک کنید

شماری فیلمها و گفتکو روی تصویر کلیک کنید
روی تصویر کلیک کنید

این است جهان ما در این لحظه

این است جهان ما در این لحظه
روی تابلو کلیک کنید

کرونا وزمین ما

کرونا وزمین ما
روی تصویر کلیک منید

روی تصویر کلیک کنید

روی تصویر کلیک کنید
از این وبگاه پر بار و وزین و در راستای شناخت هویت ملی خود دیدن کنیم

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۹ مرداد ۲۱, سه‌شنبه

محمد قرایی (م شوق): شستن دستهای آمران قتل عام و آستانبوسی شاه و شیخ توسط شاعر سفله

...چه بهتر نان رسوایی را خوردن
چه بهتر زنا کردن در بسترهایی از خاکستر
چه بهتر عشق و تازیانه ای از چرم خام ،
و هذیان پیچک به زهرآلود ه،
و لواط گری که به روی یقه اش به جای میخک تف می زند ،
چه بهتر سنگ و کاشی مستراحهای عمومی شدن
که تسلیم شدن به این ماشین
(به این دولت،حکومت، تشکیلات، ایدئولوژی، مکتب و...)
که شیره ی حیات را تلمبه می زند و خمیرآسا بیرون می کشد ،
و ابدیت را با ساعات بی حوصلگی تاخت می زند ،
از لحظه ها زندان می سازد ،
زمان را به پشیزهای مسین و گه مجرد مبدل می کند ....
.
اکتاویو پاز....سنگ آفتاب
نوشته و شعری از استاد محمد قرائی در نقد وبه چالش کشیدن این بنده. شاعر سفله!حتما مطالعه کنید و کامنتهای توهین آمیز علیه حضرت استاد حذف خواهد شد . بنده در انتظار هستم تا جد بنده به من دستوری دهد و جوابی ارائه کنم شاعر سفله عجالتا مشغول چرب نمودن بزرگترین قلم خود برای سرودن است تا جد اعلا چه اراده کند با امید به آمدن جد اعلااسماعیل وفا یغمائی

محمد قرایی (م شوق): شستن دستهای آمران قتل عام و آستانبوسی شاه و شیخ توسط شاعر سفله

 

۲۴ نظر:

ناشناس گفت...

آقای یغمایی اینکار را نکن! فراموش نکنید که این افراد قربانی رجوی و جمهوری اسلامی اند و باید از چاه ناآگاهی و گردتبی که در آن گرفتارند نجات یابند. ایران بدون خامنه ای و رجوی ایران همیاری و دستگیری از فریب خوردگان و آسیب دیدگان و قربانیان است. شمادست بالا را دارید پس جوانمردی پیشه کنید و به ناآگاهان بیاموزید راه و رسم نجابت و جوانمردی و شرم را. تاریخ قضاوت خواهد کرد.

م ت اخلاقی گفت...

آقای قرایی که زیباتر و واقعی تر می بود که قرائتی نامیده می شدید،نظر من دفاع از اقای یغمایی نیست ،چرا که ایشان آنقدر توان دارد که بخش مهمی از هویت ادبی و فرهنگی باندی که شما یکی از" آتش بی اختیارانش" هستیدو در زمانی در دوران جهل ما که این باند سازمان مجاهدین خلق نامیده می شد و ابرویی داشت برایش می سرود و می نوشت و هنوز اشعار و سروده هایش را با کمال پر رویی در آرامگاه اشرف" سه شده" سارق مآبانه نوش جان می کنید. بلکه استدلال بی پایه و اساسی است که در بخشی از نوشته شما آمده است،آنجا که آورده اید :
" توهین به دین و اعتقادات اکثرمردم با ادعای دموکراسی
«یعنی هویت غیرایرانی. تعارف که نداریم که. با قرآن و ام کلثوم و علی و محمد وقتی شما می‌جنگید یعنی همون اشتباهی را که ما در زمان شاه تکرار کردیم اومدیم با یک اندیشه اجنبی.»
«چه کرد علی با ما؟ علی قهرمان بی‌بدیلی بود ولی خلیفه امپراتوری اسلامی بود ما مستعمره اونها بودیم». "
آقای قرائی ملتی در سال ۵۷ و نه اکثریتی به دنبال مجاهد اعظم مرجع تقلیدتان یعنی خمینی دجال افتاد، پس اگر مبنای استدلال شما اکثریت عددی است و نه آگاهی و منطق ،پس بروید از آن شیر همیشه بیدار بپرسید چرا بیخودی غلط اضافی کرد و شمشیر به روی امام یک ملت(امت در صحنه) کشید ؟
از همینجا فاتحه اهل قبور مرا به اسایشگاهیان " آرامگاه اشرف سه شده" برسانید.
ضمنا باند شما بعد از طی ۴۰ سال به رهبری شیر همیشه بیمار به سمت بردار زایندگی رفته و میرود یا به سمت فرسودگی و مردار ؟
خیانتی که رجوی کرد در تاریخ ایران اگر بی نظیر نباشد اما یکی لز بینظیرترین خیانات شانه به شانه امام به گور رفته تان خمینی اعظم است.
امیدوارم روزی آتش به اختیار شوید تا آتش بی اختیار.

ناشناس گفت...

كدوم شعر ؟ كدوم شاعري؟ ببينم غير از خودت و همين مجاهدين كس ديگه اي هم به تو كفته شاعر؟ غير از خودت و مجاهدين كس ديگه اي از اين اراجيفي كه مينوشتي تعريف كرده؟ تو مجاهدين با ضرب و زور و پارتي بازي كردنت شاعر، همه هم بايد به حساب تشكيلاتي اين كتابهاي تو رو ميخريدن. ببينم تا حالا حتي يك نفر كه مجاهد نباشه يك كتاب تو رو خريده؟ حالا كه اين مجاهدين هم زدن تو كونت بيرونت كردن، لقب شاعري را هم ازت پس گرفتن؟ تو و اون برادر قرمساقت و اون باباي جاكشت و اون جد زن جنده ات فقط براي ماليدن خايه و ليسيدن كير هستيد، ببين اون برادرت چه جوري كير و خايه خامنه اي رو ليس ميزنه، ببين خودت چه با اشتها به وزير اطلاعات كون ميدي. باباي قرمساقت هم همين بود ، اون جد زن جنده ات هم همين بود، اون پسرت هم كه تو تيف كونش ميذاشتن ديگه سرآمد همه طايفه كس كش يغمايي هاس
ابولتيف

ناشناس گفت...

من در خارجه‌نشینان بیشتر سرنگونی طلب میبینم تا دمکراسی طلب. سرنگونی تاکتیک است که در خدمت استراتژی دمکراسی باید باشه. یکی از خصائل دمکراسی‌طلبان اینه که گذشته را نقد میکنند و مروج نهادهای دمکراتیک هستند.
بع عنوان نمونه، یکی از نشانه‌‌های عدم درک نهادهای دمکراتیک، حمله‌های طیفهای متفاوت به بی‌بی‌سی به عنوان حافظ رژیم آخوندهاست. این نشانه اینه که پلورالیسم مطبوعاتی به عنوان یک اصل جا نیفتاده. اینان انتظار دارند بی‌بی‌سی بلندگوی مخالفان باشه. این شیوه فکری اگر به قدرت برسه، جریان برخورد خمینی با روزنامه آیندگان را تکرار خواهند کرد.

ناشناس گفت...

درود آقای یغمایی. نیازی به کامنت توهین آمیز نیست. اینها خودشان توهین به شعور انسانیت هستند. زشت و رقت انگیز، چنان که آدمی ترجیح می دهد رویش را برگرداند تا چنین صحنه هایی را نبیند‌. می دانم که شما در خلوت خودتان به جای همه آنها شرم کرده اید. این هم بازی روزگار است. شاملو به جای همه محرومان می گریست. شما علاوه بر آن باید به جای همه این بی شرمان شرم کنید. هر کسی به اندازه ظرفیت فهمش از جهان، بهای آن را می دهد. کار شما سخت تر از شاملو و حالتان دگرگون تر از اوست. می دانم می دانم.

مجاهد دیروز مبارز امروز

ناشناس گفت...

آقای قرائی می نویسد:

اما تناقض گویی این شاعر سفله را ببینید که به‌رغم تعریفی که از شاملو کرده و خودش را به او چسبانده، در عین حال مجبور می‌شود به همان شاملو هم بزند و بعد از بی‌شعور خواندن روشنفکران ایران شاملو را هم به آنها ضمیمه کند! و در محضر اطلاعات، مخالفت شاملو با شاه را هم نفی کند و بگوید:
«یک عده ای هم علم میکنند که آقا (شاملو) با شاه درافتاد، ضدسلطنت بود این را باید درست نگریست. شاملو با استبداد مخالف بود و در آن روزگار مثل همه مردم فکر میکرد که استبداد استبدادی است که حکومت قبلی نماینده اش است. ولی او برخلاف بقیه میدانست کسی که دارد می اید بسیار سیاهکار و جنایتکار است.!


ایشان فکر کرده اند همه باید طرز تفکر فرقه ای داشته باشند و یا کسی را آنقدر قبول داشته باشند که او را بپرستند و یا هم در زیر پا له و لورده و لجنمال کنند. مثلا نمی تواند بفهمد که آدم می تواند شاعری را دوست بدارد اما نظر آن شاعر را در موردی خاص قبول نداشته باشد. تازه این آقا کتاب خوان این جماعت است. وای به حال کتاب نخوان های آنها.

مجاهد دیروز، مبارز امروز

ناشناس گفت...

ایشان مرقوم فرموده اند:


فکر می‌کنم تحمل شما هم تمام شده باشد، اما ببینید خامنه‌ای به چه روزی افتاده که به چنین کسی متوسل شده تا بیاید در لابلای فحشهای ظاهری به خود خامنه‌ای و امامش، هر چرندی را بگوید و ابلهانه، جهان هستی و پروردگار عالم را مورد اهانت قرار دهد تا شاید ذره ای شک در مورد توان و پاکی مقاومت ایران و در مورد سرنگونی ولایت فقیه ایجاد کند...

دوستان! این پاراگراف را بخوانید و به عکس این آقا هم نگاه کنید. بارها گفته ام این جماعت را فقط باید از منظر روانشناسی مورد واکاوی قرار داد. یعنی واقعا این آدم باور دارد که خامنه ای به یغمایی متوسل شده که یک دو جین فحش به خمینی و ولایت فقیه بدهد و در لا به لای آنها هم یک فحشی به مجاهدین بدهد بلکه اندکی مقاومت تابان و درخشان ایران زمین را که قرار است پس فردا در میدان آزادی جشن آزادی با بولتن برقرار کند خراب کند؟؟؟؟

مجاهد دیروز مبارز امروز

ناشناس گفت...

آقای یغمایی
کار ما ترویج و سازندگی با سلاح قلم و زبان یا همان کار فرهنگی ست. شما زمانی در این دستگاه بوده اید و مثل کمال به مرور این سازمان را شناختید و خارج شدید پس به این ممدآقا فرصت شناخت و بیدارشدن بدهید تا به ایرانگرایی و مردمگرایی برگردد. اینهایی فحاشی میکنند را من و شما نمیشناسیم و شاید آتش بیار معرکه هستند و میخواهند شما را هرچه بیشتر با رجوی ها درگیر کنند و وقتتان را ضایع نمایند. هوشیارانه عمل کنید

ناشناس گفت...

فرق لاجوردی و ابولتیف در اینه که یکی مرده و دیگری زنده و الگوی بالقوه است.
در ضمن هر براندازی دمکرت نیست. مبارزه علیه جهل و ارتجاع غالب و مغلوب است.
رضا م

ناشناس گفت...

اقای یغمایی
برای چه مزخرفات اوباشی بنام ابولتیف را منتشر میکنید ؟
باوربفرمایید با دستمال کاغدی باید مزخرفاتشونو خوند .
لطفا از آشعالها و اوباش خامنه ای و رجوی مطالب منتشر نکنید . این اسمش اعتقادبه آزادی نیست بلکه اسمش میدان دادن به کرونای نوشتاری است . آشعال را دفع میکنند نه منتشر .
خاکزاد

ناشناس گفت...

هیچ تفاوتی بین کامنت ابولطیف و کامنت های خاکزاد وجود نداره. هر دو سعی بر منحرف کردن اذهان دارند و متخصص درآشغال نویسی یا شاید هم بدستور عریضه مینویسند. چه این یارو ابولطیف و چه خاکزاد هر دو را به یک گاری بستند.

ناشناس گفت...

این لمپنیسم نابی که در کامنت ابولتیف به چشم می‌خورد، به نظر من کسی نیست جزء برادر شریف یا به عبارت دیگر معروفترین قرمساق تاریخ معاصر ایران.
به نظر می‌رسد شعر هنرمندانه و نابی که چند وقت پیش استاد یغمایی در وصف حالشان سرودند همچون تیری دوخرجه مستقیم به سیبل مرکزی برادر شریف!!!و ارباب قرمساق سازش، رهبر عقیدتی، برخورد کرده و سوزش اصابت آنقدر بالا بوده که باعث بالا زدن محتویات ایدولوژیک آن عالیجنابان شده است.

افشین

ناشناس گفت...

اقای قرایی درحد یک "چاپلوس شرطی" با ادبیات مزخرف تکراری قابل تحلیله .
ایشون و امثال بریده مزدورانی که قبلا از شاگردان مکتب رجوی بودن دراین است که اگر پاش به ایران برسه ظرف ۴۸ ساعت از مقام بریده چاپلوسی به مقام بریده مزدوری درمیاد . ظاهرا رسم شده که خوابیده و از فاصله ۴۰۰۰ کیلومتری پارس کنن و اسمشم بزارن مبارزه و مجاهدت ! طفلکا خبرندارن جوونهای داخل ایران بیت خامنه ای را به گاری بستن و مانند قهرمان واقعی درمقابل رژیم درمیدان و زندان میجنگند . اما این دریوزگان بزدل با حرفهای تکراری دل خنک کن رهبرپسند پیوسته درحال ماموریت چاپلوسی رهبرعفیدتی شان هستند . ایا واقعا هیچوقت ازخودشون پرسیدن که فرق ماهوی شون به لحاظ چاپلوسی رهبر و ایده الوژی با بسیجی ها چیه ؟
خاکزاد

ناشناس گفت...

بریده مزدور یعنی چی ؟
بریده مزدور به ان بخش از شاگردان اقای رجوی گفته میشه که زدن بیرون رفتند تو بغل خامته ای .
بریده چاپلوس یعنی چی ؟
به ان بخش از شاگردان اقای رجوی گفته میشه که فعلا تو بغل رهبر عقیدتی شون هستند اما پیوسته ممکنه عین فاحشه ها ( دورازجان فاحشه ) برن تو بعل خامنه ای .
مشکل کجاست ؟
مشکل اموزشهای ایده الوژیک اقای رجوی است که خروجیش یا بریده مزدوره یا بریده چاپلوس .
کارخونه ایده الوژی اقای رجوی تا کنون چندهزارنفررا بعلت بی لیاقتی و عدم صلاحیت نظامی به کشتن داده ویا بعلت پرچانگی های مزخرف ایده الوژیک به مرز بریده مزدوری و به خدمت خامته ای کشانده ویا فعلا بعنوان چاپلوس نزد خودش درحال دولا راست شدن و کف و سوت امورات میگذرانند و دلشونم خوشه که مطالب تندوتیز علیه انهایی بنویسن که با رژیم مرز دارن .
تا رجوی هست خامنه ای عشق میکنه چون هرسال کلی بریده مزدور مفت و رایگان تقدیم رژیم میکنه .
امثال قرابی ها این چیزهارا نمیبینند چون " چاپلوس شرطی" هستند و در لبه پرتگاه بریده مزدوری ایستادن .
خاکزاد

ناشناس گفت...

ابوالتیف
وفایغمایی از شاعران خوب در خارج کشور است که تو نمی توانی شاعر بودن او را زیر سوال ببری. رهبر عقیدتی ت مگر هر جا گیر میکرد و کم می آورد نمی گفت کجاست این اسماعیل شاعر؟ چه شد که چون مخالف شد از شاعری خلع شد. آرش ایروانی م. ساقی شعرهای او را نقد کرده که چاپ هم شده. آرش ایروانی نه مجاهده و نه هوادار مجاهدین و اینکه بهتره که فحاشی نکنی. سیف الله

esmail گفت...

دوستان به محمد قرائب دنام ندهید. او انسانی است که سالها رنجکشیده . طرف دعوای من او نیست. چنانکه طارق و سیدی کاشنی نبودند. او نامی است بر زیر فحشنامه ای نویسانده شده. او زا بحال خود بگذارید سپاس

ناشناس گفت...

اقای یغمایی
اینارو اگر به حال خودشوت بزاریم هیچ هنری و مبارزه ای ندارن جز اینکه درمدار به دور دو بت بچرخند و شعروشعارپوشال بدهند . اینا مبارزه رو با قلم و ادبیات تکراری رهبرپسند اشتباه گرفتن . بسیجی وار به دور رهبرشون میچرخند .
شاپور

ناشناس گفت...

امثال محمد قرابی و محمد قرابی ها ساواکی ها و چماقداران حکومت جمهوری دموکراتیک اسلامی هستند هیچ هنری ندارند جز انکه پاچه منتقدین به دوبت اعظمشان را با فحش و ناسزا بگیرند و به شکنجه گاه سپاه ببرند . اینارو من خوب خوب میشناسم . نمونه اش اون یارو تو نروژ که ازپشت باچاقو کشتن پیرزن را تشویق میکنه ... اینا با دارودسته سعید امامی در قتل مخالفان رهبرشون از یه اخورایده الوژیک تناول میکنن . باورکن راست میگم چون شما اینارو خوب خوب نمیشناسی .
شاپور

ناشناس گفت...

استا‌د این بدبخت ها به اندازه کافی در دستگاه ولی فقیه مغلوب له شدن بقولی به کفش لیسی این و اون عادت کردن حالا رجوی نباشه خامنه ای دلیلش مزدور پروری این ایدئولوژی فاسده از اونایی که از خود تشکیلات جدا شدن چند نفر سالم موندند؟ چند نفر مزدور رژیم نشدند یا سندرم استکهلم نگرفتن و نشدن مزدور رجوی؟
پنج درصد هم نمیشن چرا؟چون تفکر وشرافت ازشون گرفته میشه تو پرانتز بگم شریف رو نگاه کنید این موجود به قهقرا‌ رفته نمونه کاملی از وارفتگی حماقت بی شرفی و مظهر عیان و ختم ایدئولوژی رهبری اونم درون تشکیلاته حالا فکر کنید فردی بخواد چند دهه تو این مکتب اموزش ببینه! باید خیلی عشق تو وجودش داشته باشه تا بتونه از این گنداب ایدئولوژیک رها بشه
مثل سیامک و عشقی که از نه اوین و نه عراق ازش تونستن ازش بگیرن و حالا تو شعراش متجلی میشه
مثل عباس قهرمان که دیکتاتوری اخوند و رجوی رو به سخره گرفت و سر خم نکرد
مثل ایرج که موند تا صدای خفه شده یک نسل رو از حنجره بیرون بکشه
و مثل استاد یغمایی که شعرهاش ستون مبارزه ادبی بودند و یاد داد که نباید هراسید نه از اشتباه و نه از اذعان
جا داره تشکر کنم از اقای عالمزاده که با نظرات بجاشون در این سایت به بالا بردن سطح فکری خواننده ها کمک می کنند
پیروز و سر بلند باشید
کارون.و

ناشناس گفت...

اسماعیل گرامی سلام

من مدتها است که خوانده سایت شما هستم و بسیار اموخته ام سیوالی دارم که چرا کامنت های مرا نشر نمی دهید منتظر جواب شما هستم.

قربانت رضا r.molai@gmail.com

ناشناس گفت...

اقای یغمایی
محمد قرایی صرف نظر از اینکه دندانپزشکه یک چماقدار جمهوری اسلامی با لغز دموکراتیکه . زیادی کاه درپالونش کردی . او بیحیایی و چماقداری در راه رهبرش را برعلیه شما تا مرز سفلگی برد اما شما اورا تا مرز یک دوست قدیمی بالا کشیدی ! چماقداری نوشتاری او درمنتهی الیه یک نویسنده سفله حیران است . مگه دربیت آقا ! دندانپزشک فحاش چماقدارو فحاش نداریم ؟

خاکزاد

ناشناس گفت...

خاکزاد
تو کاری جز کامنتگزاری زیر مطالب این وبلاگ نداری؟ استخدام شبانه روزی شدی؟ بگذار آقای یغمایی کار و زندگی خودش را بکنه.ایشون به اندازه کافی عقل و شعور و تشخیص خوب را از بد را داره و نیاز به مشاور از جنس تفرقه انداز وکارد تیزکن نداره. خدا روزی تو جایی دیگه بده. برو یه کار و شغل ورست حسابی برای خودت پیدا کن. کامنتگذاری دایمی هم شد کار؟ سیف الله

ناشناس گفت...

اگه ادم درست و حسابی بودی اسم مستعارت سیف الله نبود . فیلم بازی نکن ... اسمت مث خودته .
خاکزاد

ناشناس گفت...

مهم اینکه شیرفهم شدی که نباید کارد تیزکنی و آتش بیار معرکه باشی. با ایرادگرفتن از اسم مستعار من سعی نکن شغل شریفت را توجیه کنی.