دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

آفتاب خواهد شد

آفتاب خواهد شد

مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

شماری فیلمها و گفتکو روی تصویر کلیک کنید

شماری فیلمها و گفتکو روی تصویر کلیک کنید
روی تصویر کلیک کنید

این است جهان ما در این لحظه

این است جهان ما در این لحظه
روی تابلو کلیک کنید

کرونا وزمین ما

کرونا وزمین ما
روی تصویر کلیک منید

روی تصویر کلیک کنید

روی تصویر کلیک کنید
از این وبگاه پر بار و وزین و در راستای شناخت هویت ملی خود دیدن کنیم

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۹ دی ۷, یکشنبه

دوازده رباعی این عنتر پیر هم بمیدان آمد تقدیم آیه الله حاج شیخ کربلائی مشهدی رحمان غوادیان معروف به جدید الاسلام اسماعیل وفا یغمائی

 

دوازده رباعی
این عنتر پیر هم بمیدان آمد

تقدیم آیه الله حاج شیخ کربلائی مشهدی رحمان غوادیان معروف به جدید الاسلام

اسماعیل وفا یغمائی

یک آخوند اطلاعاتی بنام آیه الله حاج شیخ کربلائی مشهدی رحمان غوادیان معروف به جدید الاسلام که میگویند اول کار بیدین و ماتریالیست بوده و بعدها تادرجه اجتهاد درس خوانده و رساله عملیه خود را در خدمت علمای اسلام و زیر نظر آقا سید علی رهبر و همتای او آن رهبر غایب از نظر بنام(التفقه والتدبر والتامل فی مناهج و الطرائق والدقایق والحقایق المکاتب الدیوثیه و الجاکشیه والقحبگیه و توصل بالبیضتین الرهبر الکبیر فی اکتساب الدینار والدرهم الکثیر) گویا به شرف مسلمانی نائل شده و مرا به نقد کشیده که چرا اسلام ستیز شده ام. این عالم کبیر و آیه الله منیر که برای رد گم کردن عمامه اش را برداشته سعی کرده است که مرابا ذات خودش یکسان بپندارد و مقداری نجاست باقیمانده در بشقاب همفکران قبلی های خود را، که نتوانسته بودند بخورند و سیر شده بودند خورده و ته بشقاب را هم لیسیده وسرحال و شنگول مقاله ای ریستن نموده و گویا علاقه داشته من پاسخی بنویسم.خدمت این آخوند بیشرف و بمعنای واقعی کلمه بری از هر ناموس میگویم:

اولا:
سگ اصحاب کهف تغوط و تشرشربفرماید به گور آن مقاومتی که امثال تو ملای بیشرف و پفیوز جیره خوار راه رسم خامنه ای جنایتکار را زنده کرده اید و هیچ مرزی را در رذالت نمی شناسید و بوی گندتان جهانی را آزرده است
ثانیا:
عدم تحمل خود را نگه دار برای زور زدن در هنگام مشکلات یبوستی که دچار بواسیر تکمه ای نشوی و بعد ازدن ترکمانی محتشم نفسی به راحت بر آوری
ثالثا:
به مصداق کبوتر با کبوتر باز با باز
کند دیوث با پفیوز پرواز
حق داری از همجنسانت دفاع کنی ولی آنها قبل از تو بر زمین سفت تشرشر کرده و سر و سبیلشان خیس است مقداری رعایت بفرما که ریش و عمامه تو خیس نشود
کارنامه شما ملایان پلید روشن است من پاسخ اینگونه آخوندها را در ماهیت زاده مکتب و مرام سید علی رهبر و فلاحیانها و سعید امامی ها و سلاخان شکنجه گاههای خمینی و خامنه ای هستند به جد بزرگوارم ابوالحسن یغما جندقی واگذار کرده ام. جد بزرگوار زحمت کشیده ودوازده رباعی به نیت دوازده امام در پاسخ الهام فرمودند که ملاحظه میکنید.با این اخوندها که میهنی را به گند و عفونت کشیده اند چه ملایان بر تخت قدرت و چه منتظران با عمامه و بدون عمامه باید جنگید و بر خاطره و گورشان به لطف حق تشرشری محتشم نثار نمود امید که مقبول افتد
به وکالت از یغما جندقی

این عنتر پیر هم بمیدان آمد
تقدیم آیه الله حاج شیخ کربلائی مشهدی رحمان غوادیان معروف به جدید الاسلام
اسماعیل وفا یغمائی

۱
این عنترپیر هم به میدان آمد
تنبک زن وجفتک زن و شادان آمد
یک موز گرفته او ز مهر تابان
برخیز وفا که شیخ رحمان آمد

۲
ای داده تو نیروی تماسک از دست
یک صفحه مقاله ریده چون قاطر مست
در زمره جاکشان این جمع پلید
تو جاکش برتری ز آغاز الست

۳
از توده سفر به روده ی رهبر کرد
چون ضرطه به روده چند روزی سر کرد
تیزید جناب رهبری وین دیوث
بیرون جست و،مقاله ای عرعر کرد

۴
تعظیم به بیضتین آن رهبر کرد
با اشک دو چشم بیضه ی او تر کرد
تا لقمه نانی به کف آرد ، دیوث
گوش فلک از مقاله ای او کر کرد

۵
شد آخر ماه و جاکشان صف زده اند
از بهر دو تکه استخوان صف زده اند
تا بیضه رهبری بمالند به چشم
مشتاقانه، سرود خوان صف زده اند

۶
حیف است مقاله ای برای تو نوشت
ای شیخک پفیوزک دیوثک زشت
درنزد نجاستی چنان توُ بی شک
باشد گه سگ جواهری نیک سرشت

۷
باید که «تو»را به «سید علی» شاف نود
«او» را به «تو» نیز شاف تا ناف نمود
تا آنکه شما دوتا دو سر قاف پلید
همذات شده ُذوب به یک قاف نمود

۸
معنای دقیق اطلاعات توئی
زیرا که ز پای تا به سر همچو گهی
در جمع نجاسات در این چاه خلا
یکتائی و چونان تو نیابند دوئی

۹
یک عمر به جاکشی تحمل کردی
خود را تو به زیر جاکشان پل کردی
در باغچهُ ازشاش جناب رهبر
شاداب شدی، غنچه شدی گل کردی

۱۰
بانام تو اندرون رحمان و رحیم
پر گشته ز ابلیس و ز شیطان رجیم
در نام بهشت !، درجمال و سیرت
یک چاه خلا ! کجا؟به اعماق جحیم

۱۱
بر کله ی سید علی ست عمامه عیان
وز آن زده این سنده عفونت به جهان
بر کله ی شیخ جاکشی چونان تو
عمامه درون مغز تو گشته نهان

۱۲
گر «را» بدهد جای خودش را بر«یا»
معنای دقیق نام گردد پیدا
آنگاه جناب رهبری خواهد گفت
تو پاره ای از تن منی ای آقا!!!!

27 دسامبر2020میلادی

۶ نظر:

ناشناس گفت...

آزاده

پاسخی اتودینامیک؛ منظقی؛و درخور رهبر در سوراخ خزیده؛ و هوادران وی.
اولین کسی که از این ادبیات در معادلات درون سازمانی استفاده کرد؛شخص رهبر مفقود انقلاب؛ رجوی بود.
طبعا وی با این ادبیات آشنایی کاملی دارد؛ و اساسا بهتر می فهمد؛
سایرین هم اگر تابه حال این مطلب را درک نکرده اند؛ بهتر آزموده را بیآزمایند


ز. عندلیبی گفت...

این آخوند سابق بر این توده ای را همه میشناسند دنبال یک تکه نان است و هر چه بگویند مینویسد حالا اسمش را بگذارند مقاومت خاک تو اون سرت با این مقامتتون

مسعودعالمزاده (ارسلان)/پاريس گفت...

۷ دی ۲۵۷۹ ايرانى ۲۷ دسامبر۲۰۲۰ مسعودعالمزاده (ارسلان) پاريس

... هم دزد، هم پَست !

کودکی من با توفیق گذشت. تا میرسید مال من بودوتاتمامش نمی کردم کسی بهش دست نمیزد. این مِزّه پرونی را هم از توفیق گرفتم.
شاگرد مدرسه بودم که این را درآوردم که شد ضرب المثل خونه : "کسی که آفتابه دزده، هم دزده، هم پست ه !"
وقتی خمینی به این خوان یغمارسید، بلاهت و ارتجاع تو ایران وول میزد. امروز این سرشکن شده. تعداد ابله ها ده برابر کمتر شده، میزان بلاهت حزب اللهی ها ده برابر !
در دوران مشروطیت، روشنفکرها (که بسیار نادر بودند) نوک حمله شان را بدرستی گذاشتند روی ارتجاع. تونسل ما این شد تابو. امروز کار جوانها این شده که بگردند تو اسلام باگ (bug) پیدا کنند. شاگردمدرسه های امروز از گنده روشنفکرهای زمان شاه جلو زده اند.ما که جلوی اینها لنگ انداختیم.

خنده دار اینه که اون زمانی که نجاست همه جاروپرکرده بود،ازاین نجاست خوارها خبری نبود. خمینی بهشان فرجه نمیداد. به وسط وسط هندونه که خوشمزه ترین جاشه میگن "گُل هندونه". خمینی گل هندونه رو زد، دوروبری هاش هندونه رو خالی کردند، رسیده نوبت یک مشت ریزه خور که پوست هندونه رو با قاشق بکشند و ته بشقابها روبلیسن. گرگ زده و خورده، رسیده نوبت کفتارولاشخور !

اینها هم دزدند، هم پست. با "مهتر نسیم عیار" و آرسن لوپن دست کم میشد داستانی نوشت. خمینی مرتجع بود، اما در همان چارچوب ارتجاعی چیزی برای گفتن داشت تا بشه نقدش کرد. اینها هیچی ندارند. پوک پوک، توخالی و به بیان پارسی سره "کاواک" اند.

دزدی اند که به کاهدون خالی زده !
این ها هم دزدند، هم پست....
... هم ناشی !

مسعودعالمزاده (ارسلان)/پاريس گفت...

۷ دی ۲۵۷۹ ايرانى ۲۷ دسامبر۲۰۲۰ مسعودعالمزاده (ارسلان) پاريس

... نزدیکی دارودسته رجوی با این توده ای (مقطع مشترک ارتجاع سرخ و ارتجاع سیاه) نشانه بدی است. از قرار معلوم از این پس باید افراد این دارودسته پست فطرت را جزو شبکه های "شرق" دانست. ننگ آوره، ننگ آور !

... اول مخابرات صدام، بعد مخابرات اردن، بعد عربستان، بعد حزب موشاد، ... بعد ... پوتین ؟

حالا بگین که "...تکامل..." سمت و سو نداره و هدفدار نیست !

فیا عجبا عجبا ! و یا رجوا رجوا !

فرهادی گفت...

اقای یغمائی این آخوند صفتها خودشان را افشا میکنند وفقط به اینها نباید جواب داد تا دق کنند این پیرمرد گثافت

مسعودعالمزاده (ارسلان)/پاريس گفت...

۸ دی ۲۵۷۹ ايرانى ۲۸ دسامبر۲۰۲۰ مسعودعالمزاده (ارسلان) پاريس

این "عنتر" از آخرین نمونه های "عنترناسیونالیست" هایی اند که لوطی شان (شوروی) مرده. لات و لوت هایی که آخر سر از آخور امثال خودشان در آوردند. تلاش آخرین شان هم اینه که دارودسته رجوی که ــــــ بدلیل خبط و خطاهای رهبری و بویژه رجوی ــــــ از همه جا مانده و رانده شده اند را هل بدهند سمت مسکو. روسیه (تزاری، شوروی، پوتینی)، سوسیالیستی سابق یا سوسولیستی اکنون، همیشه بزرگترین خطر برای ما بوده و هست.تا پیش از نکبت بهمن، حزب توده کمک یار روسها بود. پس از نکبت بهمن نظر به بافت شدیدا مذهبی رژیم و کمونیست بودن حزب توده، شدند وزنه ای به پایشان.
اینرا نباید فراموش کرد که اگرچه توده ای ها مزدوروسرسپرده شوروی بودند، اما سیاسی بودند. هیچ کس سرسپرده نیم بند را نمی پذیرد. هرچه حزب توده بیشتردریوزگی میکرد، بدنه رژیم بیشتر مشکوک میشد. حزب توده داشت خودش را آماده میکرد تا یکباره فلنگ را ببندد که "مسئول امنیتی حزب" همه را یکجا به سپاه لوداد : آدرس تمام دفتر سیاسی، مرکزیت، اعضای اصلی که همه شان را سر دوسه روز جمع کردند. نیازی به ذکر نیست که "مسئول امنیتی حزب توده" دستوراتش را نه از کیانوری، که از مسکو میگرفته. توده ای ها که بچه نبودند. اگر تنها سر دستگیری یک نفر بود، امکانات مخفی شدن داشتند.
اینها اگر دسته جمعی از ایران بیرون میرفتند، کجا می رفتند ؟ نیویورک ؟ لندن ؟ پاریس ؟ واضحه که می رفتند اروپای شرقی و شوروی : قوز بالا قوز.
حزب توده سوخته بود، روسها خودشان اینها را لو دادند تا هم از شرشان خلاص بشوند وهم با لودادن اینها نفوذی های مذهبی (و بویژه آخوندهای توده ای لو نرفته) را حسابی تو رزیم جاسازی کنند.
حالا این ور اونور چندتایی مونده بودند که این نفله هم از همانهاست و همه میدانند که ماتریالیست بوده. مهره ای سوخته است و به صرف درجه آیت اللهی که بهش راه نمی دهند. تازه پیره و نزدیک به در خروجی. دارند ازش استفاده می کنند. پولی بهش داده اند که برومجاهدین رو وردار بیار.
مجاهدین، در واقع رجوی، به جایی رسیده که یک مشت لوش و لجنی مثل اون مرحوم ریقماس و "کانال نروژی" رو دور خودشون جمع کرده. این قواد هم روش.

یاد اون ترانه "مرداب" شماعی زاده افتادم.
ــــ من همونم که یه روز، میخواستم دریا بشم
میخواستم بزرگترین دریای دنیا بشم
حالا یه مرداب شدم، یه اسیر نیمه جون
یه سرم تو آسمون
.. شن جامو پر می کنه، که میاره دست باد

وقتی ایرج مصداقی بشه بریده، یغمایی سفله، روحانی و قصیم مامور وزارت اطلاعات، کاک عباس بی ایمان !

آخوند توده ای عنترناسیونالیست روسی میشه انقلابی توحیدی !

برادر ! زدی، بخور ! گفتی، بشنو !

همه اینها به جناح چپ تشکیلاتم !
به مسعود و مریم ام !
اصلا به نوک پیکان تکاملم !