چکامه فلسفیه کرونائیه شماره 2
اسماعیل وفا یغمائی
قرب یکسال گذشتست و جناب کرونا
چون یکی لات به عالم کندا کُرکرنا
تیغ در دست به هر چار رهی میکشدا
نه یکی و نه دوتا گرگُر گُر،گُرگُرنا
پشت هم بر سر و بر ریش همه شُرشُرنا
اهل دانش همه بیدار شب و روز مگر
با سرانگشت خرد حل بشود مشکلنا
عده ای معتقدانند که: این ویروسک
اختراعی است ز اصحاب فراماسونُرا
تا که خلوت بنمایند جهان را و کُشند
هرچه پیر است و فقیر است وخُل است و چلنا
عده ای ماسک بصورت نگران در بازار
اخم بر چهره و بر لب همگی غُرغُرنا
عده ای چون من بیحاصل شاعر در چرت
داخل خانه و با چرت همی خُرخُرنا
عده ای دست دعا برده به سوی آلاه
ای کریمی که کلیدی تو به هر مشکلنا
به علی سرور و سالار نخستین، اوّل
تا کجا ،حضرت صاحب که بود آخرنا
چاره ای کن! کرمی! معجزه ای یا الاه
چونکه مانند الاغیم همه در گلُنا
میرسد نعره ای از عرش خفه! خسته شدم
زین دعاها که دلازارتر از عرعرنا
همگی همچو خران منتظرانید که من
پر کنم از جو و از کاه همی آخورنا
عقل دادم که برآئید در اندیشه ز جهل
کی؟ کجا؟ معجزه شد، ای همگی کسخلنا
گر به امید دعائید بمیرید همه
گر که مردید بگوئیم به این چورچرنا
راه عقل است و خرد برشدن از ظلمت جهل
بس دعا خورده به این بیضه ما شد قرُنا!

۱ نظر:
Have you seen this petition yet?
http://chng.it/2TQ6WCrt
اعتراض به حضور چین در ایران. لطفن امضا کنید دوستان
ارسال یک نظر