دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

آفتاب خواهد شد

آفتاب خواهد شد

مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

شماری فیلمها و گفتکو روی تصویر کلیک کنید

شماری فیلمها و گفتکو روی تصویر کلیک کنید
روی تصویر کلیک کنید

این است جهان ما در این لحظه

این است جهان ما در این لحظه
روی تابلو کلیک کنید

کرونا وزمین ما

کرونا وزمین ما
روی تصویر کلیک منید

روی تصویر کلیک کنید

روی تصویر کلیک کنید
از این وبگاه پر بار و وزین و در راستای شناخت هویت ملی خود دیدن کنیم

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۴۰۰ خرداد ۸, شنبه

گشتی در اسناد و شناخت کرامات و شگفتی های اسلام عزیز. درسهائی از اسلام شناسی نابو اصیل برای مشتاقان. درس شماره یک


روایت خودکشی الاغ پیامبر پس از فوت پیامبر به روایت اسناد

من در اصل کافی شخصا یک روایت دیدم که به خود کشی الاغ حضرت محمد اشاره کرده بوده من کاری زیاد به محتوای ان ندارم ولی دو سوال دارم اگر به ان ها جواب دهید ممنون میشوم:
۱. ایا کار خر که خود کشی کرد کار درستی بود؟؟ ایا برای الاغ این کار مشکل نداشته؟؟؟
۲. ایا درست است که این الا امروزه یک مرقد و قبر و به قولی بارگاه دارد برای استغفرالله برخی متاسفانه میگویم برای حاجات؟؟؟؟ ایا این کار درست است؟؟؟ توضیح دهید
در مورد الاغی که گفته شد با پیامبر اسلام(ص) سخن گفته و بعد از رحلت حضرتشان از فرط اندوه نابود شده است، گزارش‌های روایی وجود دارد که مهم‌ترین آنها روایت ذیل به نقل از امام علی(ع) است:«اولین چهار پا که هلاک شد همان عفیر بود، همان ساعتى که رسول خدا(ص) وفات کرد افسار خود را برید و بی‌هوشانه دوید تا در منطقه قبا خود را به چاه بنى خطمه افکند و آن‌را گور خود ساخت ... این الاغ با رسول خدا(ص) سخن گفت و اظهار داشت که: پدر و مادرم قربانت، به راستى پدرم از پدرش و او از جدش و او از پدرش گفت که با نوح در کشتى بود و حضرت نوح(ع) برخاست و دستى به او کشید و فرمود: این الاغى است که از نسلش الاغی به وجود خواهد آمد که سید انبیاء و خاتم آنان بر پشت او سوار خواهد شد، خدا را ستایش می‌کنم که آن الاغ وعده داده شده، منم!».[1]
بررسی سندی
از جهت سندی آنچه در کتاب کافی نقل شده باید گفت؛ یکی از راویان این روایت، مورد اطمینان نیست و از غلات (کسانی که درباره اهل بیت غلوّ می کردند) نقل می‌کند؛ و آن شخصی است با نام «محمد بن ولید شباب صیرفی»،[2] از این‌رو، بزرگانی از شیعه چون علامه مجلسی(ره) این روایت را از جهت سندی ضعیف اعلام کرده‌اند.[3]
البته مشابه چنین گفت‌وگویی در کتاب‌های اهل‌سنت به صورت گسترده نقل شده است؛[4] مانند این روایت: «ابراهیم بن حماد با سندش، گفتار حماری را که رسول خدا در خیبر به دست آورد این‌گونه نقل کرده است: حمار گفت: اسم من یزید بن شهاب است، پس رسول خدا او را یعفور نامید، این حمار به خانه‌های اصحاب می‌رفت، در خانه‌ها را با سر خود می‌کوبید و آنها را فرامی‌خواند، وقتی رسول خدا(ص) از دنیا رفت، از شدت غم و اندوه خود را در چاه انداخت و مُرد».[5]
همچنین در منابع اهل سنت گفت‌وگوی رسول خدا(ص) با سوسمار،[6] آهو،[7] و شتر[8] نیز نقل شده است.
به همین دلیل، افرادی که ادعای اسلام را داشته اما می‌خواهند با استفاده از این روایت کافی، شیعیان را به توهین به پیامبر اسلام متهم کنند، باید به آنان گفت که چنین روایاتی در کتاب‌های غیر شیعیان نیز وجود دارد.
بررسی دلالت روایت
در بررسی دلالت و محتوای روایت کافی نکاتی در ذیل بیان می‌شود:
1. در فقره‌ای از این روایت چنین آمده است که این الاغ با رسول خدا(ص) سخن گفته است؛ در این‌باره باید توجه داشت که اصل سخن گفتن پیامبران الهی با حیوانات با قدرت اعجازی که خداوند به آنان داده است، چیزی دور از ذهن نیست و زیاد اتفاق است. چنان‌که خداوند در قرآن کریم، از گفت‌وگوی مورچه و هدهد با حضرت سلیمان(ع) سخن گفته است.[9] و وقتی سلیمان بتواند با حیوانات گفت‌وگو کند، بعید نیست که برترین پیامبر خداوند نیز بتواند با یکی دیگر از حیوانات سخن گفته باشد؟
بنابراین، شاید الاغ با همان زبان خود -نه با زبان انسان‌ها- با پیامبر سخن گفته است و آن‌حضرت سخن او را شنیده و دیگران نشنیده‌اند و امیرالمؤمنین على(ع) همان مکالمه را به زبان انسان‌ها بازگو کرده باشد.
2. اگر حیوانى با زبان خویش بخواهد با پیامبر(ص) سخن بگوید و مطابق فهم خویش احترام کند، مثلاً، هدهد به سلیمان بگوید فدایت شوم یا بگوید بچه‌هایم یا پدر و مادرم فدایت باد اشکال دارد؟ و به آن پیامبر توهین نموده است؟! حیوان نیز شعور دارد و مطابق با شعور خویش آنچه در نزدش با ارزش است فداى دیگرى می‌کند، حال اگر الاغ چنین بکند الاغ توهین کرده است؟
آیا ذکرکلام یک حیوان اگر در نظر عرف توهین بشمار آید، گناه و حرام است؟! اگر چنین باشد پس باید به خدا هم اشکال گرفت؛ زیرا در سوره نمل، سخنی از یک مورچه را نقل می‌کند که گفته: «مواظب باشید که سلیمان و لشکریان او شما را پایمال نکنند در حالى که آنان شعور ندارند!».[10]
3. درباره این‌که بین حضرت نوح و رسول خدا هزاران سال فاصله است؛ در حالی‌که این الاغ با سه واسطه از حضرت نوح نقل کرده است، در جواب می‌گوییم: با این‌که پذیرش چنین چیزی دور از ذهن است. اما اوّلاً؛ اگر کسی بپذیرد که حیوانات با قدرت الهی می‌توانند با انسان‌ها گفت‌وگو کنند، چه استبعادی دارد که خداوند عمر یک حیوان را آن قدر طولانی کند که بتواند با پیامبر آخرالزمان ملاقات و با او گفت‌وگو کند؟ همان خدایی که قدرت سخن گفتن به حیوان داده، همان خدا نیز می‌تواند به او عمر طولانی دهد.
ثانیاً: در بین انسان‌ها نیز این امر همواره مرسوم است که جهت اختصار واسطه‌ها حذف می‌شود.[11]
پی نوشت:
[1]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج 1، ص 237، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.
[2]. حلّی، حسن بن یوسف، خلاصة الاقوال، ص 257، نجف اشرف، منشورات المطبعة الحیدریة، چاپ دوم، 1381ق.
[3]. مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، ج 3، ص 48.
[4]. نک: ابن عساکر دمشقی، أبی القاسم علی بن الحسن، تاریخ مدینة دمشق، ج 4، ص 232، بیروت، دار الفکر 1995م؛ ابن کثیر دمشقی، ابوالفداء إسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج 6، ص 151، بیروت، مکتبة المعارف.
[5]. قاضی عیاض(متوفای 544ق)، ابوالفضل عیاض بن موسی، الشفا بتعریف حقوق المصطفى، ج 1، ص 314 – 315، بیروت، دار الفکر الطباعة و النشر و التوزیع، 1409ق.
[6]. طبرانی، ابوالقاسم سلیمان بن أحمد، الروض الدانی(المعجم الصغیر)، ج 2، ص 153، بیروت، المکتب الإسلامی، چاپ اول، 1405ق.
[7]. طبرانی، ابوالقاسم سلیمان بن أحمد، المعجم الکبیر، ج 23، ص 331، موصل، مکتبة الزهراء، چاپ دوم، 1404ق.
[8]. حاکم نیشابوری، ابو عبدالله محمد بن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، ج 2، ص 674، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1411ق.
[9]. نک: نمل، 18 ـ 24.
[10]. نمل، 18.
[11]. صاحبی، یوسف، اهل بیت از دین دفاع می‌کنند، ص 52، تهران، نشر مشعر، چاپ اول.
ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:
ماخذ

 

۱ نظر:

مسعودعالمزاده (ارسلان)/پاريس گفت...

۹ خرداد ۲۵۸۰ ايرانى ۳۰ مه ۲۰۲۱ مسعودعالمزاده (ارسلان) پاريس

... صلوات یادتون نره !
باشه.
اللهم ص..... سرده هوا و
گرمه زمین و
لب لبو داغه
بلبل سر باغه

قیافه ی این عفیر به نظرم میخوره به این مومنینی که بعد از ۴۳ سال نکبت بازهم میرن رای میدن. حالا میرن عفیر از قبرس میارن !
پیشنهاد میکنم که باستان شناسی اسلامی و جمبوری اس اسلامی دست بالاکنند، دوسه میلیارداز پول مردم بدبختی که تا کمر تو سطل زباله دنبال غذا میگردند رو ببرند خرج کنند و جسد این خر شهید رو پیدا کنند. مقبره ای درست کنند به اندازه ی مقبره امام راحل با گوزوگنبز طلا. آخه خری که رسول الله را به عرش الهی برده که از خمینی کمتر نیست.
میشه ژن این خر را هم از ته استخوانهایش بیرون کشید.
که چی بشه ؟
آخه خری که با سرعت بالاتر از نور حرکت کرده و تئوری نسبیت انشتین رو باطل کرده، باید "ژن خوب" داشته باشه. این ژن رو می تونن به امت همیشه در صحنه پیوند بزنند که تا ظهور " آقا " دوام بیارن و ملتزم رکاب حضرت باشن.
آخه عفیر که مثل بقیه نیست.
به باسدار و بسیجی باید گفت : "به اسلام و هرچه درآن هست افتخار کن".
ای امت مومن، الحق والانصاف که عجب خری. عجب خری. عجب خری.