دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

آفتاب خواهد شد

آفتاب خواهد شد

مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

شماری فیلمها و گفتکو روی تصویر کلیک کنید

شماری فیلمها و گفتکو روی تصویر کلیک کنید
روی تصویر کلیک کنید

این است جهان ما در این لحظه

این است جهان ما در این لحظه
روی تابلو کلیک کنید

کرونا وزمین ما

کرونا وزمین ما
روی تصویر کلیک منید

روی تصویر کلیک کنید

روی تصویر کلیک کنید
از این وبگاه پر بار و وزین و در راستای شناخت هویت ملی خود دیدن کنیم

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۴۰۰ تیر ۳۱, پنجشنبه

شیر به غرش در آمده است همصدا شویم

 


 

 

۲ نظر:

م ت اخلاقی (رها) گفت...

با درود بر هم میهنان تشنه به لب و بویژه تشنه به لب آزادی و تقدیم به رهبران خفته و بویژه شیر همیشه بیدار

شیر میهن آمده جوش و خروش
شیر خفته رفته در سوراخ موش
می کند قمپز به زور سمفونی
گویی اصلا کر شده از هر دو گوش
بینوا بنگر که ملت در خیابان آمده
شورشی کانون تو لاکن خموش
گفته اند خالی ببند!!، لیک هم به حد
نی تو جو را جای گندم می فروش
دائما بزم و چه جشنها تو بپا
طبل تو خالیست نی بانگ خروس
گفته بودی رهبرم تنها منم
ملتی آماده فرمانم به گوش
بس کن ای نامرد، خودت دانی که چیست
قصه خشم است و خونست و خروش
من دلم سوزد به حالت حقه باز
بهترت ساکت همان سوراخ موش

م ت اخلاقی (رها) گفت...

با درود به هم میهنان تشنه به لب بویژه تشنه به آزادی و با تقدیم به رهبران خفته و بویژه " شیر همیشه بیدلر"

شیر میهن آمده جوش و خروش
شیر خفته رفته در سوراخ موش
می کند قمپز به زور سمفونی
گویی اصلا کر شده از هر دو گوش
بینوا بنگر که ملت در خیابان آمده
شورشی کانون تو لاکن خموش
گفته اند خالی ببند!!، لیک هم به حد
نی تو جو را جای گندم می فروش
دائما بزم و چه جشنها تو بپا
طبل تو خالیست نی بانگ خروس
گفته بودی رهبرم تنها منم
ملتی آماده فرمانم به گوش
بس کن ای نامرد، خودت دانی که چیست
قصه خشم است و خونست و خروش
من دلم سوزد به حالت حقه باز
بهترت ساکت همان سوراخ موش