دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

افتاب خواهد دمید

افتاب خواهد دمید

مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

این است جهان ما در این لحظه

این است جهان ما در این لحظه
روی تابلو کلیک کنید

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۴۰۴ اردیبهشت ۲۵, پنجشنبه

شعر« ایران، خانه ما» از سروده های حبیب یغمایی

«ایران، خانه ما»
استاد حبیب یغمایی
شعر« ایران، خانه ما» از سروده های حبیب یغمایی، ستاره زنده ادب و شعر ایرانگرا و متعهد و چراغ افتخار و روشن خاندان یغما استاد طراز اول ادبیات فارسی و سردبیر مجله « یغما » است که در دوران پیش از بهمن ۱۳۵۷، گزیده‌ای از آن در کتابهای درسی دوره دبستان ایران آمده بود. پس از سال ۵۷  و آغاز حکومت عمامه بر سران اجنبی یکی از مطالبی که از کتاب های درسی برداشته شد، این شعر بود.

ایران عزیز، خانه‌ی ماست
میهن، وطن، آشیانه‌ی ماست

این خانه‌ی شش هزار ساله
از ماست به موجبِ قباله !

آن روز که خاکِ آن سرشتند
بر سنگ قباله‌اش نوشتند [۱]

وین کهنه قباله را گواهان


هستند مِهان و پادشاهان

از کوروش و اردشیر و دارا
میراث رسیده است ما را

سنگی که درین بِنا به کارست
از خانه خدا بران نگارست

خشتی که فتاده بر زمین است
از خون دلاوری عجین است

دشتی نه که نیست رزمگاهی
راهی نه که نیست شاهراهی

از ساحل هیرمند تا وخش [۲]
رستمش سپرده با پی رخش

می‌جوی نشانه ‌ها به هر مرز
از خسرو و طوس و گیو و گودرز

می کاو زمین و بین به هر گام
شمشیر قباد و خُود بهرام

در هر قدمی و هر بَدَستی
پایی بفتاده است و دستی

آن کوه که بنگری به هامون
پرورده به دامن آفریدون [۳]

آن قلّه که برده سر بر افلاک [۴]
آورده به بند پای ضحّاک

آن بحر مهیب بی‏ کرانه
خورده است ز شاه تازیانه [۵]

آن بارگه بلندبنیاد
از خسرو دادگر کند یاد [۶]

آن صفّه مقام شهریاری است
وان بُقعه مزار نامداری است

این ناموران و پاک جانان
بخشنده سر و جهان ستانان

از کوشش و کار و دانش و داد
کردند چنین خجسته بنیاد

با نام نکو جهان سپردند
رفتند و به دیگران سپردند

پس دست به دست از پدرها
گردید و ، رسید با پسرها

امروز که ای ستوده فرزند
هستی تو بر این سرا خداوند

«غافل منشین نه وقت بازی ست
وقت هنرست و سرافرازی ست» [۷]

از پا منشین و جا نگه‏دار
گر سر بدهی سرا نگه‏دار

این پند شنو ز خانه بردوش
ور خانه بود خرابه، مفروش


پی‌نوشتها:

🪶هنگامی که سپاهیان روس و انگلیس سراسر ایران را فرا گرفته بودند و رئیس الوزرای دانشمند وقت (مرحوم محمد علی فروغی) بناگزیر در تنظیم قراردادی اهتمام می‏فرمود، این اشعار گفته شده است . (مهرماه سال ۱۳۲۰ شمسی).

🪶۱. اشاره است به کتیبه ‏های گوناگون شاهنشاهان ایران در دوره‌های مختلف.

🪶۲. آمودریا (جیحون) را ایرانیان در قدیم «وَخش» می‏نامیدند چنان که هم اکنون نیز یکی از شعب این رود «وَخش آب» نامیده می‏شود.

🪶۳. البرز کوه

🪶۴. دماوند

🪶۵. خشیارشا در لشکرکشی به یونان فرمان داد بر تنگه داردانل دو پل بستند. موج دریا پُل‏ها را خراب کرد. شاه در خشم شد و حکم کرد دریا را تنبیه کنند و سیصد شلاق بزنند !

🪶۶. ایوان مدائن

🪶۷. این بیت از نظامی گنجوی

برگرفته از : مجله یغما ، شماره ۴۱، مهر ماه ۱۳۳۰
.

هیچ نظری موجود نیست: