«ایران، خانه ما»
استاد حبیب یغمایی
شعر« ایران، خانه ما» از سروده های حبیب یغمایی، ستاره زنده ادب و شعر ایرانگرا و متعهد و چراغ افتخار و روشن خاندان یغما استاد طراز اول ادبیات فارسی و سردبیر مجله « یغما » است که در دوران پیش از بهمن ۱۳۵۷، گزیدهای از آن در کتابهای درسی دوره دبستان ایران آمده بود. پس از سال ۵۷ و آغاز حکومت عمامه بر سران اجنبی یکی از مطالبی که از کتاب های درسی برداشته شد، این شعر بود.
ایران عزیز، خانهی ماست
میهن، وطن، آشیانهی ماست
این خانهی شش هزار ساله
از ماست به موجبِ قباله !
آن روز که خاکِ آن سرشتند
بر سنگ قبالهاش نوشتند [۱]
وین کهنه قباله را گواهان
هستند مِهان و پادشاهان
از کوروش و اردشیر و دارا
میراث رسیده است ما را
سنگی که درین بِنا به کارست
از خانه خدا بران نگارست
خشتی که فتاده بر زمین است
از خون دلاوری عجین است
دشتی نه که نیست رزمگاهی
راهی نه که نیست شاهراهی
از ساحل هیرمند تا وخش [۲]
رستمش سپرده با پی رخش
میجوی نشانه ها به هر مرز
از خسرو و طوس و گیو و گودرز
می کاو زمین و بین به هر گام
شمشیر قباد و خُود بهرام
در هر قدمی و هر بَدَستی
پایی بفتاده است و دستی
آن کوه که بنگری به هامون
پرورده به دامن آفریدون [۳]
آن قلّه که برده سر بر افلاک [۴]
آورده به بند پای ضحّاک
آن بحر مهیب بی کرانه
خورده است ز شاه تازیانه [۵]
آن بارگه بلندبنیاد
از خسرو دادگر کند یاد [۶]
آن صفّه مقام شهریاری است
وان بُقعه مزار نامداری است
این ناموران و پاک جانان
بخشنده سر و جهان ستانان
از کوشش و کار و دانش و داد
کردند چنین خجسته بنیاد
با نام نکو جهان سپردند
رفتند و به دیگران سپردند
پس دست به دست از پدرها
گردید و ، رسید با پسرها
امروز که ای ستوده فرزند
هستی تو بر این سرا خداوند
«غافل منشین نه وقت بازی ست
وقت هنرست و سرافرازی ست» [۷]
از پا منشین و جا نگهدار
گر سر بدهی سرا نگهدار
این پند شنو ز خانه بردوش
ور خانه بود خرابه، مفروش
پینوشتها:
🪶هنگامی که سپاهیان روس و انگلیس سراسر ایران را فرا گرفته بودند و رئیس الوزرای دانشمند وقت (مرحوم محمد علی فروغی) بناگزیر در تنظیم قراردادی اهتمام میفرمود، این اشعار گفته شده است . (مهرماه سال ۱۳۲۰ شمسی).
🪶۱. اشاره است به کتیبه های گوناگون شاهنشاهان ایران در دورههای مختلف.
🪶۲. آمودریا (جیحون) را ایرانیان در قدیم «وَخش» مینامیدند چنان که هم اکنون نیز یکی از شعب این رود «وَخش آب» نامیده میشود.
🪶۳. البرز کوه
🪶۴. دماوند
🪶۵. خشیارشا در لشکرکشی به یونان فرمان داد بر تنگه داردانل دو پل بستند. موج دریا پُلها را خراب کرد. شاه در خشم شد و حکم کرد دریا را تنبیه کنند و سیصد شلاق بزنند !
🪶۶. ایوان مدائن
🪶۷. این بیت از نظامی گنجوی
برگرفته از : مجله یغما ، شماره ۴۱، مهر ماه ۱۳۳۰.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر