دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

افتاب خواهد دمید

افتاب خواهد دمید

مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

این است جهان ما در این لحظه

این است جهان ما در این لحظه
روی تابلو کلیک کنید

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۴۰۵ شهریور ۲۲, یکشنبه

 

 

 ۲۷ سال در ایران گذشت از آن روستای کوچک بهشتی در دشت کویر که برای من بر سراسر ایران پهن شده است از آذربایجان تا خوزستان و از کردستان تا خراسان و سراسر ایران و من همه مردم ایران را ساکنان زادگاه خود میبینم و خود را ساکن و اهل و زاده شده در تمامت ایران مفهوم میهن برای من این است بلوچم و ترکمن و قشقایی و گیل و طالشی و خراسانی و اصفهانی و یزدی و... سالهای جوانی سپری شد سالهای و رزش و جنگیدن در رینگ بوکس و عملگی برای ساختن خانه محرومان با

بیل و کلنگ با حمایت شاه ایران در سالهای اول دانشگاه و سفر در کوه و کمر و چهل و چهار سال در غربت گذشت دور از همه دوست داشتنی های راستین زندگی که در وطن اسیر من تنفس میکند و رنج میکشدولی با چوبدستی در مشت عصا زنان هنوز سرباز سالخورده این ملت هستم با عصایی در مشت و بقول استاد علی مدیری مربی بوکس من بارها میتوان در رینگ بوکس و رینگ زندگی ناک دون شد ولی علیرغم ضربه های بی وطنان برخاست و جنگید دیروز با مشت و امروز با کلام و همراهی با نسل نوین امید که آخرین ضربان قلب من نوای مهر این ملت و میهن را بنوازد و سپس به سفر رود. مشتی از خاک ایران در شیشه ای در تاقچه اتاقکم دارایی من از این دنیاست و اگر زنده بمانم و ایران را ببینیم بوسه ای بر خاک وطن و در آغوش گرفتن نخلی پیر از نخلهای روستا و بوسه ای بر پیکره آن آرزوی من است و بس و شادم و آزاد که از لجنزار جهل مرکب و مقدس!! و مردابهای ۱۴ قرن دروغ و خرافه رها شدم و توانستم خود را در آغوش بی نهایت جهان که مرا زاده است حس کنم نهراسنم و بتوانم تنفس کنم و بیندیشم و علیرغم همه رنجها سیمای زیبای آزادی را ببینم

هیچ نظری موجود نیست: