دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

روی تصویر کلیک کنید

روی تصویر کلیک کنید
از این وبگاه پر بار و وزین و در راستای شناخت هویت ملی خود دیدن کنیم

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۷ خرداد ۸, سه‌شنبه

سازمان مجاهدین خلق و پایمال کردن آزادی و حرمت انسان حنیف حیدرنژاد

۲ نظر:

ناشناس گفت...

اصن نیاز به تحلیل و بررسی همه جانبه نداریم موضوع خیلی ساده تر از این حرف هاس . این جریان مذهبی در سایه اتفاقات سال ۵۷ و ورود پدر بزرگوار به خاک ایران جان گرفت ( مجاهدین مذهبی از سال ۵۲ مطرح نبودن و انچه تحت نام این سازمان انجام میشد بدون ایه و توسط مارکسیست ها بود ولاغیر ) دارو دسته جدید امدند و مبارزات قبلی هارا تو جیب خود ریختند و بادکنک را باد کردند . بعدا هم فرانسه و بعدشم عراق و افتادن در مناسبات پنهانی میلیون دلاری و میلیون دیناری ! و خلاصه بگویم که سازمان بازی و رهبر بازی و ژست های علی گلابی و سابقه سازی های الکی پلکی شعارگونه . انگار نه انکار که ۴۰ هزار نفر کسته شدند ! و طلاق اجباری و فرمانده بازی و رده بازی و از این مهملات .
فروغ ۱ و کلی کشته ومجروح طرح فروغ ۲ و کلی لوس بازی و ژست های علی گلابی دیگر و یکسری بادمجان دور قاب چینو و مهمونی و روابط پنهانی و تو سر خدم و حشم زدن ولاغیر . چکیده اش این بود .

ناشناس گفت...

به یک معنا این دارودسته فرصت طلب توجیب ریز عده ای جوان بی اطلاع را باجنجادهای تماما تحریف شده و بعضا ترکیبی از راست و دروغ گرد خود جمع کردند هرطور که دلشان خواست موضع گیری کردنند و این جمعیت هوادار هیجان زده را تحت نام بی مسمای میلیشیا به اینورو انور کشیدند و سرانجام پس از دوسال و نیم تایید و تحسین خمینی با ایشان مثلا تضاد پیدا کردند و هواداران را پس از دو ونیم سال کار علنی تو دهان کروکدیل های برامده از چاه اسلام انقلابی یا محمدی یا هرچی که میگی !!! رها کردند و رفتند و رفتند وامروز چهل سال از این رفتن میگذرد و انچه حاصل شده است مشتی خدم و حشم فردیت باخته و دو رهبر خود شیفته عشق فردیت ! مشتی خدم و حشم طلاق اجباری داده و مرزبندی کرده با بند جنسی و دو رهبری که چون دو مرغ عشق دانه بر منقار یکدیگر میگزارند و سر یک دیگر را با نک عشق خود میجویند و هندوانه زیر بغل هم میگذارند و برای هم عشوه میایند و اسفند برای سلامتی یکدیگر دود میکنند و از همون بالا بالاها به طلاق داده های یک خال به فرمانی نظارت میکنند که جز زیارت رهبر و کف زدن برایش کار دیگری ندارند ... اخه انها نون خور سفره مسعودند ! که تضاد حل نکرده پای سفره مسعود نشسته اند ! واقعا سگ برینه وسط اون سفره با صاحبش ! ( البته که دور از جان سگ ) خوب از چنین خدم و حشمی چه کاری بر میاد ؟ فردیت ، جنسیت ، موضع ، اختیار ، سفر و همه و همه مال دونفر بیشتر نیست و انهم مسعود و مریم و بقیه اگر خدای ناکرده هوس ناخنک به فردیت و جنسیت داشته باشن نه تنها مامور وزارت اطلاعاتن ! بلکه محفل دشمنان نیز هستن ! ای سگ برینه تو این تئوری های اپورتونیستی من دراوردی ! ( البته دور از جان سگ ) . زنان طلاق اجباری داده را طفلکها را تهیج کنه بدون سپر و کلاه بفرسته جلوی سنگ و چوب و گلوله مهاجمین عراقی بعد با "زن" رسمی خودش تو مقر بشینه دل بده و قلوه بگیره ! البته در رابطه با دل و قلوه دادن مدرک ندارم ولی یک زن و شوهر واله و شیدا با ان هنه تعریف ها و قربون صدقه های ایده الوژیک ! در خلوتگاه مقر ایا دل و قلوه رد و بدل نمیکنند ؟ باید خدم و حشم باشیم تا بگیم نه ! ادم عاقل و نرمال حتما میگه اره . مطالب فوق حقیقت است و هرکس که ادعای دیگری دارد نکته به نکته خلافش و دروغش را بطور مستند و منصفانه اگر توانست ثابت کند اما نه با شعار و خیالپردازی بلکه با سند .