شود که نور و نوا را بخاک بسپارند
تجدّد یا «مهندسی اجتماعی»به تعبیرپوپر-در ذات خود-آمرانه است،خصوصاً
درجوامعی مانند ایران وترکیه وتونس ومصرکه فاقدتوسعه و ساختارهای نوین
اجتماعی بودند.فکر«تجدّد آمرانه»،زمانی دربین روشنفکران ایران پیدا شدکه
بخاطرسیطرهء دو استبداد سیاسی ومذهبی وحضورقاهرهء دولت های روس وانگلیس
درایران؛بسیاری ازآرمان های انقلاب مشروطیّت ناکام مانده بود! برای بیرون آمدن ازاین دُورِباطلِ دروغ وجعل وتزویر و
موج ویدیوهای استعفای معلمان و پرستاران پرسشی جدی را پیش میکشد: چه اتفاقی میافتد وقتی نیروی متخصص دیگر امیدی به بهبود و اصلاح ندارد و «رفتن» را تنها گزینه باقیمانده میبیند؟معلمی رو به کلاس میایستد و از شاگردانش خداحافظی میکند. پرستاری در پایان شیفت، گوشی را رو به خودش میگیرد و از همکاران و بیمارانش با حزن و تأسف خداحافظی میکند. این ویدیوها که از آخرین روز کاری، آخرین شیفت یا تصمیم به استعفا روایت میکنند، در هفته های اخیر به یکی از موضوعات مورد توجه شبکههای اجتماعی بدل شده اند. در بسیاری از آنها نشانی از خشم و هیاهو نیست. لحن، بیشتر لحن یک وداع دردمندانهٔ شخصی است.شاید همین لحن بظاهر آرام است که این پدیده را معنادار میکند. در اعتراض صنفی کلاسیک، کارمند مطالبه گر است، چون هنوز میخواهد بماند: شرایط کار را تغییر دهید، حقوق را افزایش دهید، منزلت حرفهای مرا به رسمیت بشناسی
چو کاوه برون شد زدرگاه شاه
بدگويي يغما از
دين فروشان و رياکاران رنگ و آهنگ ديگري دارد. زباندرازي جسورانه او به شيخ و صوفي
و واعظ و همچنين متوليان امور زمان خود دشنام ساده نيست، بلکه حمله اي است به وضع
کهنه و فرسوده کشور و همه کساني که مسبب، يا سررشته دار آن هستند. يغما به حوادث و
پيشامدهايي که ...ادامه نگاهی به زندگی و روزگار ابوالحسن يغما جندقی
ای دوستان، رها کنید این نغمه ها راشبِ مهتاب و یار
شبِ مهتاب و یار اندر بیابان
به زیرِ نورِ مه «یار» بوسه باران
دهم دستش یکی کوزه شرابی
شرابْ جاری به تن چون چشمه آبی
بنوشم از تنش من جرعه جرعه
نیفتد این که شانس کس را که قرعه
۲۷ سال در ایران گذشت از آن روستای کوچک بهشتی در دشت کویر که برای من بر سراسر ایران پهن شده است از آذربایجان تا خوزستان و از کردستان تا خراسان و سراسر ایران و من همه مردم ایران را ساکنان زادگاه خود میبینم و خود را ساکن و اهل و زاده شده در تمامت ایران مفهوم میهن برای من این است بلوچم و ترکمن و قشقایی و گیل و طالشی و خراسانی و اصفهانی و یزدی و... سالهای جوانی سپری شد سالهای و رزش و جنگیدن در رینگ بوکس و عملگی برای ساختن خانه محرومان با