دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

افتاب خواهد دمید

افتاب خواهد دمید

مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

این است جهان ما در این لحظه

این است جهان ما در این لحظه
روی تابلو کلیک کنید

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۴۰۵ فروردین ۶, پنجشنبه

رضا شاه زنده تر از همیشه در صد و چهل و هشتمین زاد روزش بخش سوم

 

از نوشته های امیر دها

رباعی. با اتش زرتشت. اسماعیل وفا یغمائی

با آتش زرتشت که بًٌد یار بشر
اسلام بساخت دوزخی پر آذر
او دامن شب شکافت با پرتو خویش
این سوخت الی الابد بشر را یکسر

به پیشواز زاد روز زرتشت در ششم فروردین برویم و آنرا با شادی و جشن گرامی داریم


  به پیشواز زاد روز زرتشت پیام آور ایرانی منادیگر صلح شادی و زندگی و نکاهبانی از طبیعت  سمبلی نیرومند  از هویت ایرانیان در مقابل هویت تحمیلی ملا ساخته برویم.هویت روز ششم از ماه فروردین  ، خورداد یا هودرو نام دارد. در این روز به باور جدید زرتشتیان ایران (و نه زرتشتیان هند) پیام آور زرتشت    زرتشت در سن

قـصـیده شـهرها اسماعیل وفا یغمائی سر باز صفر جانفدای ایرانزمین و ملت

 


 قـصـیده شـهرها
اسماعیل وفا یغمائی
سر باز صفر  جانفدای ایرانزمین و ملت 
ازستاره ای دورآمده ام
چون گرده یِ گیاهی بر بازوان باد
ازآنسوی کهکشان آمده ام

*سالی به نام «جنگ جنگ‌ها» یا جنگ با واقعیت؟ هوشنگ رشدیه

 

۱۴۰۵ فروردین ۵, چهارشنبه

#بخشی از چکامه‌ی #امشاسپندان سروده ی استاد #ابراهیم_پورداوود


دریغا از آن روزگار مهین
دریغا ز آئین ایران زمین
دریغا از آن کشور باستان
دریغا ز نام و ز ننگ و نشان
دریغا از آن زیب و فر بهی
دریغا ز تاج و ز تخت شهی
دریغا که گلزار ما خار شد

در گرامیداشت زاد روز زرتشت ششم فروردین آتش مقدس باستانی شعر وآهنگ اسماعیل وفا یغمایی.






برافروز ای آتش باستانی
بده گرمیی سردی زندگانی

برافراز اینک اهورا سرودی
ز مهر و ز مزدک ز زرتشت ومانی
برافروز ای آتش سرکش ،
در این میهن شاد و شنگ و خوش

 ادامه سرود

سروده ها و ازسروده های تازه رها اخلاقی ......................چند سروده تازه.


کینگ مجتبی، کینگ رضا 
نه شعور دارید نه انصاف، بلکه ضعف 
دیده «شاه» و «شیخ» را در یک که صفّ 
«مجتبی» را با «رضا» یک می کنید!؟ 
گر که مرد نامرد، گر زن نازنید 
«مجتبی» را خوانده کینگ و هم «رضا» 
کی مساوی است «گلستان» با «خلا*»؟ 
«مجتبی» از جنسِ «جهل» ست و «دروغ»

{ کمی میهن خود را بشناسیم!....آموزش جهان بينی زرتشت چيست؟ دکتر خسرو خزاعی




بر خلاف کشورهای زادگاه زرتشت (ايران، افغانستان و تاجيکستان) در اروپا دست کم دويست سال است که آموزش و پژوهش در باره انديشه و جهان بينی زرتشت به گونه علمی آغاز شده و ا مروز در دانشگاها بخش جا افتاده ايست. هدف اروپاييان از اين آموزش و پژوهش پی بردن به ريشه و بن زبانی، فلسفی، فرهنگی و هستی شناسی خود ميباشد.اگر بيش از سه هزار سال است که نام زرتشت بعنوان

چگونه دین زرتشت بر جهان غرب تاثیر گذاشت.ادیان ابراهیمی تمام مدیون ایده های زرتشت هستند

در حقیقت تمامی آئین زرتشتی براساس جدال بین نیکی و نیروهای نور و خوبی و اهریمن که رهبری نیروهای تاریکی و شیطانی را برعهده دارد استوار شده است. در حالیکه بشر باید انتخاب کند به کدام اردو می پیوندد دین به او آموزش می دهد که در نهایت پروردگار پیروز خواهد شد و حتی آنهاییکه به آتش دوزخ محکوم شده اند از موهبت بهشت (یا پردیس در زبان پارسی کهن که کلمه بهشت در زبان لاتین و انگلیسی از آن برگفته شده) محروم نخواهند شد.اما ایده های زرتشتی چگونه راه خود را به ادیان ابراهیمی و سایر باورها باز کردند؟ به گفته مورخان بسیاری از این مفاهیم پس از فتح بابل و آزاد کردن یهودیان ساکن آن شهر......چگونه دین زرتشت بر جهان غرب تاثیر گذاشت

شعر بی پروای زنان در پنجهزار سال قبل درعاشقانه‌های سومری

 عشقورزی و لذت جنسی در عشقورزی از چند هزار سال قبل موضوع شعر و ادبیات بوده است. پنجهزار سال قبل وقتی عاشقانه های سومریان زاده شد میبینیم انسان در چه افقی به رابطه زن و مرد در عشقورزی نگاه میکرده است و فرهنگهای بعدی ناشی از مذاهب بخصوص توحیدی تا چه اندازه کوشش کرده اند بر آن افسار بزنند. مقاله را بخوانید. جالب این است که بی پرواترین عاشقانه ها توسط زنان و نه مردان سروده شده است********عاشقانه‌های سومری
در این اشعار عاشقانه و بی‌پروا، تنها لذت بردن زنان است که مورد توجه قرار می‌گیرد. عاشقانه‌های سومری که به اعتقاد بسیاری از

هر بهارانی.... اسماعیل وفا یغمائی


 

عاشقانه ای زیبا از هزار سال پیش 

دقیقی بلخی  
شب سیاه بدان زلفکان تو ماند 
سپید روز به پاکی رخان تو ماند 
عقیق را چو بسایند نیک سوده گران 
گر آبدار بود با لبان تو ماند 
به بوستان ملوکان هزار گشتم بیش 
گل شگفته به رخسار کان تو ماند 
دو چشم آهو و دو نرگس شگفته به بار 
درست و راست بدان چشمکان تو ماند 
کمان بابلیان دیدم و طرازی تیر 
که بر کشیده بود به ابروان تو ماند 

ابومنصور محمد بن احمد دقیقی بلخی از شاعران بزرگ دوره سامانی ست که زردشتی مذهب بوده و در نیمه اول قرن چهارم هجری به دنیا آمد. از اشعار او هزار بیت در شاهنامه فردوسی با عنوان “سلطنت گشتاسب” و برخی قصاید و قطعات و غزل و ابیات پراکنده در تذکره ها و کتب لغت ذکر شده است و از همین آثار می توان به دقت خیال و استادی و مهارت او در شعر گفتن پی برد.

او در ایام جوانی توسط غلامی قتل رسید و کشته شدن دقیقی قبل از سال 370 و بعد از سال 365 اتفاق افتاده است، زیرا در آغاز سلطنت نوح بن منصور(365 ه.ق) به امر او شروع به نظم شاهنامه کرد و پیش از آنکه فردوسی سرایش شاهنامه را در سال 370 آغاز کند، او به قتل رسیده بود و این اتفاق ممکن است در حدود سال 368 یا 369 روی داده باشد.

ما در گذر سال ۲۵۸۵ شاهنشاهی و در حال عبور از یک هویت تحمیل شده در طول چهارده قرن هستیم حکومت خمینی و خامنه ای برگ پایان این هویت تحمیل شده بر اذهان یک ملت در طول چهارده قرن است سقوط خمینی ویعنی سقوط یک هویت که هویت ما بود سنگینی نبرد کنونی نسل نوین زاپیده این تغییر است ما فقط در حال عبور از خمینی و مکتب و خدا و مقدساتش نیستیم ما در حال یک چرخش بسوی هویت راستین خود هستیم و علل بسیاری از اختلافات میان مدعیان گوناگون ناشی از این حقیقت تاریخی سیاسی اجتماعی و فلسفی است

 

۱۴۰۵ فروردین ۳, دوشنبه

به پیشواز بهار و نوروز برویم. پنج غزل بهاری. اسماعیل وفا یغمائی.مجموعه شماره یک

پیرایه یغمایی– شعر نوروزی ایام شمایید

نوروز بمانید که ایّام شمایید
آغاز شمایید و سرانجام شمایید!
آن صبح نخستین بهاری که ز شادی
می آورد از چلچله پیغام، شمایید!
آن دشت طراوت زده آن جنگل هشیار
آن گنبد گردننده ی آرام شمایید!
خورشید گر از بام فلک عشق فشاند،
خورشید شما، عشق شما، بام شمایید!
نوروز کهنسال کجا غیر شما بود؟

استاد حبیب یغمائی نوروز خوش



سال‌ اگر‌ کـهنه اسـت یـا نو،چون رود دیگر نیاید
 نخل چون از پای افتد سایه‌اش بر‌ سر نیاید
کهنه هرگز نو نـگردد،رفته هرگز باز ناید
بشنو از خیام‌ اگر گفتِ منت باور‌ نیاید‌
این مـثل پیشینان گفتند و من خـود آزمـودم‌
سال نو-بی شبهه-از سال کهن بهتر نیاید
بندهء آن پاک درویشم که خورسند است و قانع

۱۴۰۵ فروردین ۲, یکشنبه

چه خبر

 

ایران با اسلام سرزمین عزا و سوگ شد.ب .فرهنگ شادی در ایران | .فرهنگ شناسی

با ورود اسلام به ایران جشن های ایرانیان که جنبه مذهبی داشت و در بافت ادیان باستانی ایران معنادار بودند بتدریج از میان رفتند و جشن های بجای مانده مانند نوروز، مهرگان و جشن سده کم کم معنای دینی خود را از دست داده و به عنوان جشن های قومی یا محلی و در یک قرن اخیر نیز به عنوان «جشن های ملی» شناخته شدند.

در ستایش شادی. نظامی گنجوی شرفنامه


بيا ساقي آن آب آتش خيال
درافکن بدان کهرباگون سفال
گوارنده آبي کزين تيره خاک
بدو شايد اندوه را شست پاک
به شغل جهان رنج بردن چه سود
که روزي به کوشش نشايد فزود
جهان غم نيرزد به شادي گراي
نه کز بهر غم کرده اند اين سراي

*تاریخ،ایران باستانی و شادی و جشن , ایران اسلامی سوگ وعزا در نگاه اسماعیل وفا یغمائی (فیلم)

قصیده ئی در ستایش شادی اثر شیلر

ای دوستان، رها کنید این نغمه ها را
بیائید تا آواز خود را بخوانیم به شادمانی و خوشی
شادی، ای بارقه ی زیبای الهی
ای دختر بهشتی
ما در حریم مقدس تو گرد آمده ایم،
افسون و سحر تو آنچه را که به قهر و غضب و دشمنی جدا شده ، پیوند می دهد،
آنجا که بالهای رحمت تو گسترده است، همه ی انسان ها برادروار به یکدیگر عشق می ورزند،

در ستایش شادی. رودکی

شـاد زی بـا سـیاه چـشـمان شاد
که جهان نیست جز فسانه و باد
ز آمـــده شـــادمـان بــبایـــد بود
وز گــذشــتـه نــکــرد بایــــد یــاد
مــن و آن جـعــد مــوی غالیـه بوی 
من و آن شوخ چشم حور نژاد
نیک بخت آنکسی که بداد و بخورد
شــوربـخــت آنکه او نخورد و نداد
بــاد و ابرست ایــن جهان افسوس
بــــاده پیـــش آر هـــرچـه بـاداباد

۱۴۰۴ اسفند ۲۹, جمعه

شعرها و میهنی های ایرج ارجمند ...سروده های تازه. حماسه شیر و خورشید سیمرغ سرفراز..... تازه


   

 

 

نوروزخجسته

با درود و مهر

دوستان،ایرانیان، یاران

زمستان رفت، ظلمت رفت

بشارت باد بر میهن

که ظالم نیز خواهد رفت

زودا زود هم اندر پس ظلمت.

خجسته بادتان نوروز

یادگار باستان ما

یادگار جم

نوروزی دیگر نوروزدو هزار و پانصد هشتاد وپنج شاهنشاهی خجسته باد اسماعیل وفا یغمایی

 

نوروزی دیگر نوروزدو هزار و پانصد هشتاد وپنج شاهنشاهی
خجسته باد
اسماعیل وفا یغمایی
بامداد شد بانگ زد خروس
از سرای شه برزدند کوس
چرخ شست نک روی آبنوس
موبدا تو هم خیز و روی شو
خوان اشم وهو،گو یتا اهو
گو یتا اهو،خوان اشم وهو...
شب عید است وپایان یکسال دیگر. باسال چهارم قرن پانزدهم تحمیل شده سمبل قرنها خرافه و خفت و تحمیل و سمبل بر آوردن مشتی عمامه بر سر و خرافه پرداز اجنبی

رضا شاه زنده تر از همیشه در صد و چهل و هشتمین زاد رور تولدش - بخش دوم با اسماعیل وفا یغمایی

 

۱۴۰۴ اسفند ۲۸, پنجشنبه

۱۴۰۴ اسفند ۲۷, چهارشنبه

غزلی بهاری از یغما جندقی شاعر شیخکوب . ریشه اصلی و زنده خاندان یغمائی

غزلی بهاری از یغما جندقی. ز شیخ شهر جان بردم به تزویر مسلمانی

بهار ار باده در ساغر نمی كردم چه می كردم؟
ز ساغر گر دماغی تر نمی كردم چه می كردم؟
هوا تر، می به ساغر، من ملول از فكر هشیاری
اگر اندیشه‌ی دیگر نمی كردم چه می كردم؟
عرض دیدم بجز می هرچه زآن بوی نشاط آید
قناعت گر به این جوهر نمی كردم چه می كردم؟
مرا گویند در خم خرقه صوفی فرو كردی

به پیشواز نوروز پرچم هویت و فرهنگ ایراندر مقابل مکتب ننگین ملایان پلید چهل و هشت مقاله و شعر. شماره یکم

۱۴۰۴ اسفند ۲۵, دوشنبه

در مقدم بهار و نوروز - شعرهای ، حافظ، نظامی و... با بازخوانی اسماعیل وفا یغمائی. نماهنگ مهدی دربهانی

جشن نوروز - استاد اقبال یغمائی

اشتراک سنن و آداب و رسوم ملی، بتحقیق قدیم‌ترین و استوارترین پایه‌های‌ همبستگی‌ یک‌ جامعه‌ است و هـر ملت کـه سنتهای دیرین و ملی خویش را نیکوتر پاسداری و نگهبانی‌ کند بی‌گمان‌ پاینده می‌ماند و دیر اتفاق می‌افتد که پیـش‌آمدهای روزگار بتواند ملیت و آزادی آنان را به‌ خطر اندازد.جشن نوروز از جمله آداب و رسوم ملی و با ارج ماست و اکنون کـه بهاران و گاه

بد نیست بدانیم.شمس و مولانا و نقد عاشورا و عزاداری و موضع مولوی نسبت به ابن ملجم

ملاي رومي در محضر “شمس تبريزى”،عاشورا را به شادي و رقص و پاى‏كوبي مى ‏نشيند، نه به ماتم و اشك و اندوه!!
“شمس تبريزى” مى‏ گويد:“خجندى” بر خاندان پيامبر مى‏گريست، ما بر وي مى‏گريستيم، يكي به خدا پيوست، بر وي مى‏گريد…
!به نقل از خط سوم،دکتر صاحب الزمانی 31] 
مولوی نیز عزا و نوحه عاشورا را بر نمی تابد سوگواري شيعيان برای امام حسین را شدیدا مذمت نموده و مى ‏گويد:

رمضان ومحرم دو ستون اصلی برای حفظ و گسترش فرهنگ آخوندی و زیر بنای حکومت ارتجاعی ایران بر باد ده


علی ابن ابیطالب و ایرانیان شاهین کاویانی

چرا و به چه دلیل ایرانیان این چنین به علی دلبستگی پیدا کردند؟ علی در دوران خلافت عمر و عثمان چه کمکی به ایرانیان شکست خورده کرد؟ علی در دوران خلافت خودش که در جایگاه قدرت بود٬ چه کمکی به ایرانیان کرد؟ هیچ و هیچ. در هیچ کجای تاریخ موردی پیدا نمیشود که علی از اعمال وحشیانه اعراب در ایران جلوگیری کرده باشد و یا در مورد دستورات بی رحمانه عمر و عثمان در قتل عام و رفتار وحشیانه با اسیران٬ به کمک ایرانیان شتافته باشد. بلکه برعکس٬ همیشه در مشورتهای خویش با عمر و عثمان با آنها همراهی کرده تا بهتر و راحتتر بر ایرانیان

سیما و شخصیت علی ابن ابوطالب در پهنه واقعیت تاریخی بمناسبت سالگرد حضرت مولا در 26 بهمن

  نام و یاد امام علی ابن ابیطالب امام اول شیعیان و خلیفه چهارم تمامی مسلمانان و سرور و مولای بسیاری از عارفان و صوفیان.بیرون از مدارهای جادبه و در پهنه واقعیت تاریخ نیز او را بنگریم

  

گفتاری در باره علی ابن ابیطالب و شناسنامه خانوادگی امام اول شیعیان اسماعیل وفا یغمائی

هشتم دی روز بزرگداشت یعقوب لیث بانی استقلال ایران مقایسه دو شخصیت تاریخی.یعقوب لیث صفاری و علی ابن ابی طالب .قهرمان تاریخ ایران کیست؟


thumb_yaqub-layth-statue[1]
مقایسه دو شخصیت تاریخی.یعقوب لیث صفاری(رادمان پورماهک) و علی ابن ابی طالب
قهرمان تاریخ ایران کیست؟
علی ابن ابی طالب یا یعقوب

دولت و خلافت عرب بر غدر و مکر بنا شده بنگرید که با ابو مسلمه و ابومسلم و برمکیان و خاندان فضل و خاندان سهل با آنهمه خدمت که کردند چه کردند کسی مباد که بر ایشان اعتماد کند./ من داد را برخاسته ام بر خلق خدای و بر آنم تا ستم جور طاهریان و خلیفه را برکنم(. سخنان سردار بزرگ یعقوب ).نام ایرانی یعقوب رادمان پسر ماهبرای پیشرفت و آبادانی و سربلندی میهن باید تاریخ و بزرگان و کوشندگان در راه میهن راشناخت و مهر و عشق مام میهن را در دلها زنده نگهداشت.هم میهن عزیز در این نوشته هدف توهین و محکوم کردن و تحقیر مذهبی کسی نیست و

سه شعر بهاری از ساسان سیرنگ

 


 بهارانه
آمد بهارِ رنگین، با جلوه‌های بسیار 
برخاست دانه از خاک، جانانه گشت گلزار
بر دشت و باغ و بستان، باران شکوفه بارید 
گنجشک‌ها سرودند، بر شانه‌ی سپیدار
بهمن گذشت و دی رفت، اسفند هم به سر شد

شعرهای بهاری . شماره سوم بهار بزرگ( بهار زمستانی). غزل. شعرهای بهاری اسماعیل وفا یغمائی

بهار بزرگ( بهار زمستانی)
غزل. شعرهای بهاری اسماعیل وفا یغمائی.
*******
غبار بشوی، زچهره، خود بهار رسید
بهار وزید، بهار شکفت، بهار دمید
زقله کوه، ز سینه دشت، ز دامن کشت
ز هر چه که سرخ، زهرچه که زرد، زهرچه سپید
زمهر و زمه، از آن خم ره، زقوس قزح

۱۴۰۴ اسفند ۲۴, یکشنبه

به پیشواز نوروز برویم.گسسته برف و به هم سبزه زار پيوسته.غزل بهاری. اسماعیل وفا یغمائی شماره 1

گسسته برف و به هم سبزه زار پيوسته
شكفته آتش آلاله‌هاي نو رسته
به گرگ و ميش، اگر چند نوز مي رخشد
فروغ ديده‌ي چندين ستاره‌ي خسته
ولي به چشم كبوتردرآسمان سحر
به اوج دشت فلق مي تراود آهسته
نگاه! آتش زرتشت مي دمد بشكوه
به رنگهاي غزلخوان و شاد و شايسته
ز تيغ كوه يكي رود روشن رنگين

۱۴۰۴ اسفند ۲۲, جمعه

نماد ایرانزمین شاهزاده رضا پهلوی

 


یکم بهمن زاد روز فردوسی خجسته باد .فیلم.فردوسی خیام و حافظ نگهبان راستین هویت ایرانی در مقابله با فرهنگ تحمیلی اسلامی.اسماعیل وفا یغمائی

شادی حافظ به مناسبت پایان رمضان و و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ اسماعیل وفا یغمایی

نگاهى به غزلى از حافظ شيراز
 تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيدفطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ 
اسماعيل وفا يغمائى
بيا كه ترك فلك خوان روزه غارت كرد!
هلال عيد به دور قدح! اشارت كرد
ثواب روزه و حج قبول، آنكس بر

بهار و نوروز در شعر شاعران بزرگ ایران. صبوحی.مهدی اخوان ثالث

 در این شبگیر
 کدامین جام و پیغام صبوحی مستتان کرده ست ؟ ای مرغان
 که چونین بر برهنه شاخه های این درخت برده خوابش دور
 غریب افتاده از اقران بستانش در این بیغوله ی مهجور
 قرار از
دست داده ، شاد می شنگید و می خوانید ؟
 خوشا ، دیگر خوشا حال شما ، اما
سپهر پیر بد عهد است و بی مهر است ، می دانید ؟
 کدامین جام و پیغام ؟ اوه
بهار ، آنجا نگه کن ، با همین آفاق تنگ خانه ی تو باز هم آن کوه ها
پیداست
شنل برفینه شان دستار گردن گشته ، جنبد ، جنبش بدرود
زمستان گو بپوشد شهر را در سایه های تیره و سردش
بهار آنجاست ، ها ، آنک طلایه ی روشنش ، چون شعله ای در دود
 بهار اینجاست ، در دلهای ما ، آوازهای ما
و پرواز پرستوها در آن دامان ابرآلود هزاران کاروان از خوبتر پیغام و شیرین تر خبرپویان و گوش آشنا جویان
 تو چه شنفتی به جز بانگ خروس و خر
در این دهکور دور افتاده از معبر
چنین غمگین و هایاهای
کدامین سوگ می گریاندت ای ابر شبگیران اسفندی ؟
 اگر دوریم اگر نزدیک
 بیا با هم بگرییم ای چو من تاریک 

-------------------- 
مهدی اخوان ثالث - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد