دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

افتاب خواهد دمید

افتاب خواهد دمید

مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

این است جهان ما در این لحظه

این است جهان ما در این لحظه
روی تابلو کلیک کنید

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۴۰۴ اسفند ۱۶, شنبه

عاقبت نيم شبي مست زره مي‌آئي.از دفتر غزلها. اسماعیل وفا یغمائی

 عاقبت نيم شبي مست زره مي‌آئي
كه مرا خانه به ماه رخ خودآرائي
اي‌خوش‌آندم‌كه چوخورشيدسحرخالص وپاك
گره از جامة سالوس و ريا بگشائي
عشق را باز صلا در دهي و تقوا را
خاكي از حيطة ادراك به سر فرمائي
چيستي اي كه به ديروز ازل زاده شدي
ليك تا شام ابد نقش رخ فردائي
خيز و از رطل عتيق ازليت بركش
جامي و اي بت من رقص كنان بالائي
 ادامه غزل 

 

غزل. مفهوم مردم. از دفترغزلها. اسماعیل وفا یغمائی

همچو نسيم در گذر، همچو ستاره در سفر
همچوسپيده درطلوع، همچوشررپس از شرر
رود رونده دمان آينه دار آسمان
جنگل شاد بيكران، شرزه ،قويتر از تبر
گام بلند سخت كوش، جوهره توان توش
ميرود و كشد به دوش آتش سركش سحر
از قطرات خون او گشته به رنگ ارغوان
باغ فلق به خاوران دشت شفق به باختر
ادامه غزل.

از دفتر غزلها. اسماعیل وفا یغمائی


ای دل كجاست روشني آفتاب صبح
در جام لعل فام فلق‌ها، شراب صبح
زين انجماد خسته دلانيم در شكن
شب را به مشت شعله‌ور اي انقلاب صبح
اين شبزيان شبدل اگر چند بسته اند
بر چشم خلق، تيغ به رؤيا و خواب صبح
بشنو زمن كه ميرسد از راه كاروان
با صد هزار مجمره از افتاب صبح
وانگه به هر كرانه بيدار بشكفد
چون گل هزار ديده ز بوي گلاب صبح
شب رفتني‌ست، سطر نخستين بود «وفا»
با خط سرخ‌فام فلق در كتاب صبح
 1369

بیانیه‌ی جمعی از اهالی فرهنگ و هنر ایران در حمایت از مردم و نقش شاهزاده رضا پهلوی در گذار ملی

 

 بیانیه‌ی جمعی از اهالی فرهنگ و هنر ایران در حمایت از مردم و نقش شاهزاده رضا پهلوی در گذار ملی

 ما، جمعی از شاعران، نویسندگان، پژوهشگران و هنرمندان ایرانی، با احساس مسئولیتی عمیق نسبت به سرنوشت میهن و کرامت انسانی هم‌میهنان‌مان، سرکوب خشونت‌بار اعتراضات مردمی، کشتار معترضان، و اعدام‌ها و بازداشت‌های گسترده‌ی سیاسی توسط جمهوری اسلامی را قویاً محکوم می‌کنیم. آنچه در سال‌های اخیر در ایران رخ داده و همچنان ادامه دارد، نقض آشکار و مستمر حقوق بنیادین بشر و نمونه‌ای روشن از سرکوب سازمان‌یافته‌ی دولتی است.ه‌ای روشن از سرکوب سازمان‌یافته‌ی دولتی است.ادامه...بیانیه‌ی جمعی از اهالی فرهنگ و هنر ایران در حمایت از مردم و ...

۱۴۰۴ اسفند ۱۵, جمعه

من برآنم كه زمين ميكده‌اي خواهد شد

 

 
یاد باد ان دل پر غلغله و جوش و خروش
كهنه بازار شگفتي‌ست سياست كه در آن
هوشيارآئي و بيرون شوي از در مدهوش
ما درآئينه چو روي خوش انسان ديديم
عمر را يكسره كرديم بر آن پيش فروش
آنچه گم شد زميان روي خوش انسان بود
اي خداوند گناه من و آئينه بپوش
تلخي قصه من بين كه پس از عمري تلخ
عقل را نامتجانس شده پيغام سروش
كيستند اين پرياني كه ميان شب و روز
برده‌اند از همه جانها خرد و دانش و هوش
جام تقدير از اين جرعه نخواهد شد پر
زاهدا اين همه سرمست تنعم مفروش
روزي آيد كه فتد پرده‌ي تزوير فرو
اي دل سوخته در راه وفا سخت بكوش
من برآنم كه زمين ميكده‌اي خواهد شد
بهر انسان كه در آن غلغله نوشانوش
خط بطلان بكشد بر سخن زاهد و شيخ
كه در آن واقعه خواهند شد از شرم خموش
تاریخ سرودن 1367

بررسی جنبشها و خیزشها ی عصرپهلوی بخش اول تاهشتاد ۹۱ تمام مجموعه حدود صد ساعت گفتار با صرف حدود چهار سال بررسی اسناد و کتابها در اختیار شماست اسماعیل وفا یغمائی

 

۱۴۰۴ اسفند ۱۲, سه‌شنبه

ای آزادی .اسماعیل وفا یغمایی

 

 .ركوع مرا
هيچ آسمانى،
و سجود مرا
هيچ زمينى
نظاره نخواهد كرد
خدائى را به نيايش اگر بايد ايستاد
تنها توئى
تنها تو، اى آزادى!
تو
كه تنها تو
آدمى را آفريدي
ودر آفرينشى بى پايان
دمادم، او را مى آفرينى.
نورى تو
هوا
و
آب
و
شعله اى
آنچه كه آدمى را زنده مي‌دارد
وآنچه كه به مرگ معنا مى بخشد.



زيبائي تو!
زيبائي اي آزادي
حتي زيباتر از معشوق من
ــ آفرينه‌اي كه در روشناي پوست تن‌اش محو شوم
تا تاريكي و تنهائي خود را وانهم
و ترانه‌اي روشن جستجو كنم ــ
و مستي آورتر از آن شراب عتيقِ كهنِ ملعونِ مقدس
كه شاعران از خمخانه‌ي شيطانش ربوده‌اند
تا‌آتش آن را در شعرهاي شبانه بر افروزند
و به آتشدانها و قلبهاي مردمانش هديه دهند .


زيبائي تو!
وآن محبوب بي پايان مشترك
كه به تفرقه پايان ميدهد
و سرودها و دستها را يگانه ميكند.
چنان معصوم و كوچكي تواي زيبا!
كه گيسوان رها شده در باد زني عابر
و كفر كافران و پيمانه‌ي رندان رابه دفاع مي ايستي
و چنان عظيمي تو
كه تمامت خشم ملتي را
تنها در يك واژه مي نشاني
و در بارگاه «اقتدار» و«فريب»
منفجر مي كني:
آزادي !.

نه سياه
نه سپيد
نه سرخ

ادامه شعرای آزادی

سه شعر برای آخرین ولی فقیه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

مکاشفه/آخرین ولی فقیه/غزل کوچه باغی
درميان شعرهاي شاه نعمت الله ولي شاعر و عارف مشهور شعري هست با مطلع« قدرت كردگار مي بينم» كه بنا بر اعتقاد معتقدانش، در آن با مكاشفه اي صوفيانه اوضاع آينده را پيش بيني كرده است.از جمله در حوالي انقلاب در سال 57 جار و جنجالي راه افتاده بود كه حضرت درويش بزرگوارما، سقوط سلطنت و ظهور خميني را پيش بيني كرده است.
من چندان اهل شعر طنز نيستم ،ولي از آنجا كه اجداد ما گفته اند«اندكي شادي بايد» با مشاهده اوضاع اين روزها در ايران، از ذوق شاه نعمت الله گرفته و مكاشفه اي كرده ام كه مي خوانيد،اما با مكاشفه يا بي مكاشفه اعتقاد دارم كه روز آزادي ملت بزرگ ايران فرا خواهد رسيد و اين حكومت به دست اين ملت ساقط خواهد شد.حكومت ملايان حكومتي است سراسر ضد ازادي و دموكراسي و غرقه در خون و

۱۴۰۴ اسفند ۱۱, دوشنبه

آخرین فقیه. اسماعیل وفا

این منم آخرین ولی فقیه. اسماعیل وفا
بنده ام با ثبات تقريبا !
از تمام جهات تقريبا !
كرده ام چونكه «موسوی» را در
انتخابات مات تقريبا
اول اوكرد بنده را قدري!
روي شطرنج «پات» تقريبا
من ولي با «پياده» ـ حزب‌الله ـ
گفتم :«ارواي بابات» تقريبا
ليك اين بنده روبرو هستم
باز با معضلات تقريبا

۱۴۰۴ اسفند ۱۰, یکشنبه

  

خدائی تازه خواهد زاد، هستی
اسماعیل وفا یغمائی
هدیه به اهل عشق و عقل به مناسبت جشن عاشقان
شنیدم نیمه شب در حال مستی
خدائی تازه خواهد زاد هستی
رسولش عشق آئین اش محبت
پیامش نی خدا!هستی پرستی
***
شنیدم گفت:بسیاری رسولان
ز شغل خویشتن معزول گردند
پس از عمری، به کاری جز رسالت

۱۴۰۴ اسفند ۹, شنبه

رمضان ومحرم دو ستون اصلی برای حفظ و گسترش فرهنگ آخوندی و زیر بنای حکومت ارتجاعی ایران بر باد ده


از سوگ و عزا خسته ایم! از محرم و رمضان خسته ایم ا




از سوگ و عزا خسته ایم! از محرم و رمضان خسته ایم از عزاداری برای کسانی که به تاریخ حقیقی ایران ربطی ندارند خسته ایم.از دین و آئین و خدائی که ایران را به ظلمت و نکبت کشانده خسته ایم از رهبرانی که شعور اندیشیدن و فهم تاریخ را ندارند و سر در گندابه های اجنبی دارند خسته ایم.ما از سوگواری برای اشغالگران ایران خسته ایم ما فرزندان تاریخی بابک و مزذک ووزرتشت ویعقوب لیث و استاذسیس و ستارخان  واهورا مزدائیم ما آئینی داشتیم که خدایش جهان را آفرید و انسان را آفرید و شادی را برای انسان آفرید.رمضان به زادگاه خود بازگردد و مار ا به خود گذارد. با تما م نیرو با فرهنگ ایرانی رو در روی سنتها و دین و آئین تحمیلی بایستیم فرهنگ ایرانی برترین سلاح ماست با1404 سال تجربه تاریخی و چهل وهفت سال تجربه سیاسی نشان داد که چه منجلابی را به ما باورانده اند. بروید با محرم و رمضانتان و بگذارید تنفس کنیم
 

ماه رمضان پایگاه تبلیغ و سورچرانی ملایان آعاز شده است.شانزده نوشته برای مطالعه در ماه رمضان!اسماعیل وفا یغمائی

غزلی از گذشته ها در سال 1349و ماه رمضانی در هفده سالگی. اسماعیل وفا یغمائی

چشم زیبای تو دیدم روزه چشمم شکست

چون شبی سنگین به روی سینه ام آوار بود
خرمن زلف تو و دستان من در کار بود
چون شکمپایان زاهد! بر سر خوان سحر
از اذان هر موذن گوش من بیزار بود
خوانی از جان و تنت افکنده بودی بهر من
کاند ر آن از باغ جنت میوه ها بسیار بود
لیک من را بهر حفظ الصحه زین خوان کرم.......ادامه غزل

چند لحظه پس از اذان افطار ... وبا آرزوی قبول طاعات و عبادات در ماه رمضان!!بخصوص در لحظه افطار


برای فیض بردن در ماه مبارک رمضان به این روضه ها نیز گوش بفرمائید... التماس دعا!

گفتارهای خود خدا در مورد خدا شناسی. و مقداری چالش در اندیشه ویژه ماه مبارک رمضان. نه منبر کوتاه

شعرها و میهنی های ایرج ارجمند ...سروده های تازه. حماسه شیر و خورشید سیمرغ سرفراز..... تازه


   

        

  

امید

سیمرغ سرفراز

دیری است پژمریده،

چمیده است درکنام

زال سپید موی

سیه کرده زلف ها

رودابه در فغان

رستم نشسته در غم سهراب پهلوان

۱۴۰۴ اسفند ۶, چهارشنبه

قصیده خدائیه اسماعیل وفا یغمائی به استاد داریوش آشوری بپاس اثر ارزشمند عرفان و رندی درشعرحافظ


نه در زمین و نه در آسمان خدائی نیست
زهیچ جا ز« خدای تو!» رد پائی نیست
جهان، همیشه جهان بوده است و ،هست جهان
درو بغیر جهان، (رو بجو) !فضائی نیست
صدا بزن! بشنو!گوش کن! تامل کن
به غیر بانگ قوانین او صدائی نیست!
به چهره اش ز( زمین درگذر!)که کاهکشان
مگر که خالک!! بی قدر و بینوائی نیست
حدیث جمله فقیهان به شرح و بسط جهان
چوقورباغه جز آواز بوعطائی نیست
فلک فلک همه در جنبش اند بی آغاز

۱۴۰۴ اسفند ۵, سه‌شنبه

چهار خطابه شاعری که ایران و مردم ایران را به رسمیت میشناخت و نه کاخ کرملین و شتر ابوذر و مزدوری دشمنان ایران را. و نه وادادگی و تفرقه را و نه فقط حرف و حرف و نیندیشیدن به ایران را او در عصر خود شهریار شعرا و شاعر ازادی بود

 


چهار خطابه
شاعری که ایران و مردم ایران را به
رسمیت میشناخت و نه کاخ کرملین و شتر ابوذر و مزدوری دشمنان ایران را. و نه وادادگی و تفرقه را و نه فقط حرف و حرف و نیندیشیدن به ایران را او در عصر خود شهریار شعرا و شاعر ازادی بود
خطابهٔ اول
ملک‌الشعرای بهار / منظومه‌ها / چهار خطابه
شاه جهان‌، پهلوی نامدار
ای ز سلاطین کیان یادگار
خنجر بران تو روز هنر
هست کلید در فتح و ظفر
تیغ کجت چون زپی نظم خاست

شش غزل اسماعیل وفا یغمائی . ویلن استاد بی زوال موسیقی پرویز یاحقی‬

۱۴۰۴ اسفند ۴, دوشنبه

سروده ها و ازسروده های تازه رها اخلاقی ......................چند سروده تازه.



غمی درسینه
غمی در سینه دارم امشب ای یاران
دوچشمم غرقِ اشک باریده چون باران 
تمامِ کوچه هایِ شهرِ من فریاد

بمناسبت پنجم اسفند ، روز زن ، جشن سپندارمذگان. بزرگداشت زنان در ایران قبل از اسلام. دكتر تورج پارسی


 زن و مقام زن ایرانی را پیش از نزول آئین منحوس ملایان بشناسیم
____________________________________
زن و مرد موسیقی متن هستی اند و چون هستی جاودانه است زن و مرد نیز ماندگارند تا تداوم فرهنگ بشری را ضمانت کنند. اگر زن را اعتباری است، در اعتبار او آزادی نهفته است. اگر آزادی شکل نگرفت، باید در اعتبار مورد نظر کاستی روی داده باشد.با این حساب سرنوشت زن و مرد باید در راستای زندگی همانند باشد . نفی زن نفی انسان است و نفی انسان زمینه را برای دیکتاتوری آماده می کند که مرد را نیز به زیر شلاق اسارت خواهد کشاند .از این دیدگاه زن و مرد از یک ریشه تکوین یافته و برابرند ؛ در نتیجه جنسیت نمی تواند عامل تعیین کننده باشد ، پس هیچیک را بر دیگری برتری نیست.با این دیدگاه، « اوستا » زن را «ریته سیه بانو»

بیست و چهارم اسفند و در باره رضا شاه. بر آمدن رضا شاه،با یاری بیگانه راهی برای نجات ایران از فرو پاشی و اضمحلال اسماعیل وفا یغمائی

.بیست و چهارم اسفند سالگرد تولد رضا شاه است.در باره رضا شاه بسیار گفته و نوشته اند.من نظرات خود را در باره رضا شاه طی دوازده گفتار گفتارهای پانزده تا بیست و هفت در سلسله برنامه های تاریخ در میهن . تی. وی در اختیار علاقمندان گذاشته ام.میتوانید آنها را ببینید و بشنوید. اسماعیل وفا یغمائی

۱۴۰۴ اسفند ۲, شنبه

یاد بزرگان گرامی باد. دوم اسفند درگذشت دکتر حسین گل گلاب استاد، و سازنده سرود ای ایران

 ای ایران ای مرز پر گهر
ای خاکت سرچشمه هنر
دور از تو اندیشه بدان
پاینده مانی تو جاودان
ای دشمن ار تو سنگ خاره­ای من آهنم
جان من فدای خاک پاک میهنم
مهر تو چون شد پیشه­ ا م
دور از تو نیست اندیشه­ ام
در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاک ایران ما
سنگ کوهت در و گوهر است
خاک دشتت بهتر از زر است
مهرت از دل کی برون کنم

حسین گل‌گلاب - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

دکتر حسین گل گلاب؛ سازنده «ای ایران» و یک عمر کوشش برای آبادانی .

از تهي سرشار - دکترحسین گل گلاب - مسعود رمضانپور


در شناخت رضا شاه و بمناسبت 24 اسفند زاد روز رضا شاه بخوانیم بشنویم و تامل کنیم

نماد ایرانزمین شاهزاده رضا پهلوی

 


۱۴۰۴ اسفند ۱, جمعه

زنده به گور. شعر و اجرا اسماعیل وفا یغمایی.دوم اسفند ۲۵۸۴ شاهنشاهی ..۲۰ فوریه ۲۰۲۶ میلادی

 

خروش هماهنگ خیزش دی و بهمن با نام پهلوی ودهشت دشمنان. بروایت اسماعیل وفا یغمایی

 

زیباترین جنگاور جهان.اسماعیل وفا یغمایی

بند از اندیشه بردار
بگذار تا کهن ترین زندانی جهان آزاد شود
کهن ترین و صبور ترین.
بند از اندیشه بردار
بگذار تا کهن ترین زندانی جهان آزاد شود
کهن ترین زندانی خدایان اسمانی و آیاتشان بر زمین
کهن ترین زندانی ارتجاع و نیز انقلاب

کهن ترین زندانی مرتجعین ونیز انقلابیون
بند از اندیشه بردار
بگذار تا کهن ترین زندانی جهان آزاد شود
 

 ادامه زیباترین جنگاور جهان.

هوشنگ رشدیه: شب ها که پیر می شوی...

 

هوشنگ رشدیه:
شب ها که پیر می شوی...


شب‌ها که پیر می‌شوی، سکوت دیگر سکوت نیست…
صدا دارد.
صدای قدم‌های خاطره. 

صدای گریه‌ای که سال‌ها پیش قورت دادی. صدای فریادهایی که در کوچه‌های تاریک جا ماند و هیچ‌وقت به مقصد نرسید.

۱۴۰۴ بهمن ۲۷, دوشنبه

قصیده تلخ معرفت اسماعیل وفا یغمائی

 
ناموس خلق رفت به باد و بدین سبب
 کار فقیه یکسره غسل جنابت است
رهبر ز خون راهروانش وضو گرفت  
وین از حدیث ما و تو یک استعارت است
آنکس که شد سفیر صداقت، دروغ گفت
وآنرا که ادعای شرف، بیشرافت است
آنکو زرحم و عشق و مروت حدیث گفت
دیدیم عاقبت که نماد شقاوت است
شد عشق گوسفند و بریدند حلق او
گفتندمان: حماسه و اوج محبت است