به بادها حسد میبرم
اسماعیل وفا یغمایی
به باد حسد میبرم
و خشمگینم
که بادها در آنسوی نخلستان
میگذردند آزاد
بر لبان و گلوی تو و گیسوانت
و میبوسند
ومن نمیتوانم
و بادها را دوست دارم
که عِطر نخلستان مهربان
به بادها حسد میبرم
اسماعیل وفا یغمایی
به باد حسد میبرم
و خشمگینم
که بادها در آنسوی نخلستان
میگذردند آزاد
بر لبان و گلوی تو و گیسوانت
و میبوسند
ومن نمیتوانم
و بادها را دوست دارم
که عِطر نخلستان مهربان
برای فهم شرایطی که فردوسی در آن
میزیست، و زمینهای که این تهمتها و بدگوییها در موردش پدیدار میشد و
به هدف مینشست، باید نگاهی سریع به بافت فرهنگی آن زمانِ خراسان بزرگ که
زادگاه فردوسی بود، بیندازیم. فردوسی در 314 خورشیدی (323 ه. ق. و 935 .م)
در قریه ی طابران در طوس زاده شد. خانوادهاش به طبقه ی دهقانان تعلق
داشت، که زمین داران مرفه و ریشه دار در آن منطقه بودند. طبقه ی دهقانان در
دوران ساسانی همچون نوعی طبقه ی متوسط مولد عمل میکرد، و به دنبال
سیاستها و برنامههای انوشیروان دادگر پدید آمده بود. این طبقه تا دیرزمانی
پس از فردوسی نیز همچنان نگهبان میراث فرهنگی ایران باستان محسوب
*دشمنی
مسعود رجوی با شاهزاده رضا پهلوی از ادعای «رهایی خلق» تا هراس از انتخاب
آزاد مردم تحلیلی سیاسی–روانکاوانه دربارهٔ تقابل سازمان مجاهدین خلق با
آلترناتیو سکولار و ملی [
*دگردیسی شعارهای سازمان مجاهدین خلق از «خلق و آزادی» تا «رهبری عقیدتی» تحلیلی سیاسی–
*دموکراسی از درون آغاز میشود / چرا یک ساختار شبهفرقهای نمیتواند آلترناتیو دموکراتیک بسازد؟ هوشنگ رشدیه
*آناتومی یک شکست چهلوپنجساله / تحلیل روانکاوانه «رهبری عقیدتی» در گذار از مبارزه به فرقه هوشنگ رشدیه
*«وقتی خون، به استراتژی بدل میشود: نقدی سیاسی–روانکاوانه بر یک منطق شکستخورده»
*وقتی نفرت، مرز میان «اپوزیسیون» و «همراهی با جمهوری اسلامی» را از میان برمیدارد هوشنگ رشدیه
از خود ملایان بشنویم. تشیع و ولایت فقیهی و رهبری مطلقه اش به همت مغولان و فرزندان چنگیز خان در ایران بارور شد و در دوره صفویان به گل نشست. بخوانیم و بیندیشیم که ما ملت با دین و ائینمان در کجای تاریخ ایستاده ایم
اگر
اعدامهای صورت گرفته در ماههای اول انقلاب را «اعدامهای کور» و با هدف
انتقام گیری از مقامات لشکری و کشوری نظام پادشاهی تلقی کنیم و یا این گونه
اعدامها را خصیصهی «انقلاب» معرفی کنیم و دلیل آن را ایجاد محیط رعب و
وحشت به منظور جلوگیری از سازماندهی مجدد نیروهای سلطنت و «ضدانقلاب»
بدانیم، اما اعدام خانم پارسای برخلاف دیگر اعدامها و از جملهی ادامهی مطلب...
به آنان که هنوز در دنیای اندیشه و فلسفه ای آزاد به ناشناسی خدا نام میاندیشند. به آنان که نه در اندیشه ملایان رنگارنگ با ریش و بدون ریش،آخوندهای ارتجاعی و انقلابی از خدا نشانی نمی یابند. به آنان که مفهومی عظیم و فلسفی را که میتواند پناهگاه تنهائی فلسفی برای بسیاری از انسانها در جهان بی مرز و زیر بنای شخصی اخلاق انسانی بیشماری در جامعه بشری باشد; بازیچه فریب سیاست های روز نمی خواهند. به آنان که خدا را باور دارند ولی از حکومت مذهب بیزارند. به آنان که میدانند هر نوع حکومت مذهبی و هر نوع سیطره ایدئولوژیک دشمن بیرحم دموکراسی و آزادی است. به آنان که اگر خدا را باور دارند از او نمی ترسند بل دوستش دارند
بل سوسياليزم شاداب فردا[ شايد فردائى دور]