رضا شاه و ایران نوین
چرا همه جریانهای ایدئولوژیک با معمار دولت-ملت ایرانی به ستیز برخاستند؟
هوشنگ رشدیه:
2
فهرست:
دیباچه
فصل اول: ایران پیش از رضاشاه؛ سرزمینی در آستانه فروپاشی
رضا شاه و ایران نوین
چرا همه جریانهای ایدئولوژیک با معمار دولت-ملت ایرانی به ستیز برخاستند؟
هوشنگ رشدیه:
2
فهرست:
دیباچه
فصل اول: ایران پیش از رضاشاه؛ سرزمینی در آستانه فروپاشی

«پیمان همدلی»
هم میهن دلیر، مگویم که خسته ای
اندر دل نبرد،غمین، دل شکسته ای
ای هموطن نبینمت آن روز و آن زمان
کز رزمگه گریخته، از رزم رَسته ای
پیوند خویش رها کرده با وطن
سررشته امید، نبینم گسسته ای،
یا عهد راستین خود و خون رفتگان
دلم تنگه
دلم تنگه برایِ خاکِ میهن
اگر بالی برایِ پر کشیدن
کشیدم پر بسویِ رودِ کارون
به عشقش گریه ها در دل چو بارون
پریده تا رسیده شهرِ شوشتر
همان شهری که تاریخ است سراسر
تنی داده به آب بندِ میزون
ای هواخواهان شهزاده
ای هواخواهان شهزاده چرا
اوّلش جملّه یکی، بعداً جدا
گشته دسته دسته، قهر با یکدگر
گشته از فرمانِ او گو بی خبر
ملاي رومي در محضر “شمس تبريزى”،عاشورا را به شادي و رقص و پاىكوبي مى نشيند، نه به ماتم و اشك و اندوه!!
اسماعیل وفا. شبگاه وقتی ماه میبارد. به یاد علی امیر کبیر
چهل و چهار سال از سفرت گذشت.وقتی در برابر پدر ومادر و در مقابل حرم هشتمین امام شیعیان و با حکم و فتوای آخوندها به دارت کشیدندتو تازه بیست سالت شده بود و من بیست و هشت ساله بودم.حالا من از هفتاد گذشته ام و تو همچنان بیست ساله ای وکم کم دارد چهل و چهار سال میشود که راهها و روزها را میسپرم. در این سالهاهمه چیز عوض شد، همه چیز جز سنگینی پیکر بالا بلند تو بر شانه های من و نگاه من به شانه های کسانی در کنار من، کسانی مثل آل اسحاق و دها و امثال آنها که یک تنه سالهاست پیکرهای تمام برادران شاهد خودشان را بر دوش میکشند و می دانم و نیز میشناسم که امثال اینان فراوانند، فراوان فراوان که جمهوری اسلامی در یک چیز عدالت را رعایت کرده است وآنهم رعایت این عدالت که هر خانواده ایرانی می تواند یک یا چند جسد را داشته باشد.حرفها زیادست امیردر این سالها همه چیز تجربه شد!همه چیزومنجمله ماهیت دین و خدای دین و نیز حکومت مذهبی.احتیاجی به خواندن نیست هرچند بسیار خواندیم و دانستیم ولی اجساد دهها هزار تیرباران شده و بر دار کشیده شده به حکم شیخ و کتاب شیخ و دین شیخ و خدای شیخ و جهانی سوگ و غم به حساب نیامده از http://yadnamehamir.blogspot.com/
موقعیت امام حسین از مبارزه اش با یزید سرچشمه نمیگیرد بلکه در پایه ناشی ازامامت اوست .ماجرای عاشورا در بسیاری موارد برموقعیت اصلی حسین ابن علی در دستگاه امامت وقداست سایه می اندازد و این مساله را بطور ساده به ذهن می آورد که گویا صرفا موقعیت و احترام او بخاطر جنگیدن با یزید بوده است و میشود از این الگو برای تطابق با او استفاده نمود. مساله جنگیدن با ستم و تلاش برای برقراری عدالت بدون تردید از بالاترین ارزشهاست ولی مساله موقعیت امام حسین در میان شیعیان فراتر از ین حرفهاست و صرفاناشی از مبارزه او نیست. ماه محرم است و این نوشته که بخش دوم تحقیق در تاریخ مقدس شیعه است کمک می کند تا حقیقت را بهتر بشناسیم.......ادامه