دریچه زرد
دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی
افتاب خواهد دمید
مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند
۱۴۰۵ فروردین ۲, یکشنبه
قصیده ئی در ستایش شادی اثر شیلر
ای دوستان، رها کنید این نغمه ها رابیائید تا آواز خود را بخوانیم به شادمانی و خوشی
شادی، ای بارقه ی زیبای الهی
ای دختر بهشتی
ما در حریم مقدس تو گرد آمده ایم،
افسون و سحر تو آنچه را که به قهر و غضب و دشمنی جدا شده ، پیوند می دهد،
آنجا که بالهای رحمت تو گسترده است، همه ی انسان ها برادروار به یکدیگر عشق می ورزند،
در ستایش شادی. رودکی
شـاد زی بـا سـیاه چـشـمان شاد که جهان نیست جز فسانه و باد
ز آمـــده شـــادمـان بــبایـــد بود
وز گــذشــتـه نــکــرد بایــــد یــاد
مــن و آن جـعــد مــوی غالیـه بوی
من و آن شوخ چشم حور نژاد
نیک بخت آنکسی که بداد و بخورد
شــوربـخــت آنکه او نخورد و نداد
بــاد و ابرست ایــن جهان افسوس
بــــاده پیـــش آر هـــرچـه بـاداباد
نیک بخت آنکسی که بداد و بخورد
شــوربـخــت آنکه او نخورد و نداد
بــاد و ابرست ایــن جهان افسوس
بــــاده پیـــش آر هـــرچـه بـاداباد
ما در گذر سال ۲۵۸۵ شاهنشاهی و در حال عبور از یک هویت تحمیل شده در طول چهارده قرن هستیم حکومت خمینی و خامنه ای برگ پایان این هویت تحمیل شده بر اذهان یک ملت در طول چهارده قرن است سقوط خمینی ویعنی سقوط یک هویت که هویت ما بود سنگینی نبرد کنونی نسل نوین زاپیده این تغییر است ما فقط در حال عبور از خمینی و مکتب و خدا و مقدساتش نیستیم ما در حال یک چرخش بسوی هویت راستین خود هستیم و علل بسیاری از اختلافات میان مدعیان گوناگون ناشی از این حقیقت تاریخی سیاسی اجتماعی و فلسفی است
۱۴۰۴ اسفند ۲۹, جمعه
نوروزی دیگر نوروزدو هزار و پانصد هشتاد وپنج شاهنشاهی خجسته باد اسماعیل وفا یغمایی
خجسته باد
اسماعیل وفا یغمایی
بامداد شد بانگ زد خروس
از سرای شه برزدند کوس
چرخ شست نک روی آبنوس
موبدا تو هم خیز و روی شو
خوان اشم وهو،گو یتا اهو
گو یتا اهو،خوان اشم وهو...
شب عید است وپایان یکسال دیگر. باسال چهارم قرن پانزدهم تحمیل شده سمبل قرنها خرافه و خفت و تحمیل و سمبل بر آوردن مشتی عمامه بر سر و خرافه پرداز اجنبی
از نوشته های امیر دها
پروژه «چلبیفروشی»، غوغاسالاری و نفی آلترناتیو واقعی
به مناسبت «روز جهانی زبان مادری
زمان انتخاب: اپوزیسیون، رضا پهلوی، و پروژه ققنوس برای آینده ایران
محمدرضاشاه پهلوی؛ دیکتاتور مستبد یا رهبری مقتدر و اصلاحگر
رمز گشایی از سخنان علی خامنه ای در نماز جمعه، امیر دها
شصت ثانیه علیه اعدام : امیر دها
تازیانه بر سرود آزادی و سکوتی رساتر از فریاد! امیر دها
تحریف تاریخ و تداوم تفرقه: نقش روایتهای یکجانبه در انشقاق اپوزیسیون جمهوری اسلامی
به مناسبت «روز جهانی زبان مادری
زمان انتخاب: اپوزیسیون، رضا پهلوی، و پروژه ققنوس برای آینده ایران
محمدرضاشاه پهلوی؛ دیکتاتور مستبد یا رهبری مقتدر و اصلاحگر
رمز گشایی از سخنان علی خامنه ای در نماز جمعه، امیر دها
شصت ثانیه علیه اعدام : امیر دها
تازیانه بر سرود آزادی و سکوتی رساتر از فریاد! امیر دها
تحریف تاریخ و تداوم تفرقه: نقش روایتهای یکجانبه در انشقاق اپوزیسیون جمهوری اسلامی
۱۴۰۴ اسفند ۲۸, پنجشنبه
۱۴۰۴ اسفند ۲۷, چهارشنبه
غزلی بهاری از یغما جندقی شاعر شیخکوب . ریشه اصلی و زنده خاندان یغمائی
غزلی بهاری از یغما جندقی. ز شیخ شهر جان بردم به تزویر مسلمانی
بهار ار باده در ساغر نمی كردم چه می كردم؟
ز ساغر گر دماغی تر نمی كردم چه می كردم؟
هوا تر، می به ساغر، من ملول از فكر هشیاری
اگر اندیشهی دیگر نمی كردم چه می كردم؟
عرض دیدم بجز می هرچه زآن بوی نشاط آید
قناعت گر به این جوهر نمی كردم چه می كردم؟
مرا گویند در خم خرقه صوفی فرو كردی
ز ساغر گر دماغی تر نمی كردم چه می كردم؟
هوا تر، می به ساغر، من ملول از فكر هشیاری
اگر اندیشهی دیگر نمی كردم چه می كردم؟
عرض دیدم بجز می هرچه زآن بوی نشاط آید
قناعت گر به این جوهر نمی كردم چه می كردم؟
مرا گویند در خم خرقه صوفی فرو كردی
۱۴۰۴ اسفند ۲۶, سهشنبه
۱۴۰۴ اسفند ۲۵, دوشنبه
جشن نوروز - استاد اقبال یغمائی
اشتراک
سنن و آداب و رسوم ملی، بتحقیق قدیمترین و استوارترین پایههای همبستگی
یک جامعه است و هـر ملت کـه سنتهای دیرین و ملی خویش را نیکوتر پاسداری و
نگهبانی کند بیگمان پاینده میماند و دیر اتفاق میافتد که پیـشآمدهای
روزگار بتواند ملیت و آزادی آنان را به خطر اندازد.جشن
نوروز از جمله آداب و رسوم ملی و با ارج ماست و اکنون کـه بهاران و گاه
در گرامیداشت جشن چهارشنبه سوری سرود آتش مقدس باستانی شعر وآهنگ اسماعیل وفا یغمایی.
برافروز ای آتش باستانی
بده گرمیی سردی زندگانی
برافراز اینک اهورا سرودی
ز مهر و ز مزدک ز زرتشت ومانی
برافروز ای آتش سرکش ،
در این میهن شاد و شنگ و خوش
ادامه سرود
بده گرمیی سردی زندگانی
برافراز اینک اهورا سرودی
ز مهر و ز مزدک ز زرتشت ومانی
برافروز ای آتش سرکش ،
در این میهن شاد و شنگ و خوش
ادامه سرود
بد نیست بدانیم.شمس و مولانا و نقد عاشورا و عزاداری و موضع مولوی نسبت به ابن ملجم
ملاي رومي در محضر “شمس تبريزى”،عاشورا را به شادي و رقص و پاىكوبي مى نشيند، نه به ماتم و اشك و اندوه!!
!به نقل از خط سوم،دکتر صاحب الزمانی 31]
مولوی نیز عزا و نوحه عاشورا را بر نمی تابد سوگواري شيعيان برای امام حسین را شدیدا مذمت نموده و مى گويد:
مولوی نیز عزا و نوحه عاشورا را بر نمی تابد سوگواري شيعيان برای امام حسین را شدیدا مذمت نموده و مى گويد:
علی ابن ابیطالب و ایرانیان شاهین کاویانی
چرا و به چه دلیل ایرانیان این چنین به علی دلبستگی پیدا
کردند؟ علی در دوران خلافت عمر و عثمان چه کمکی به ایرانیان شکست خورده
کرد؟ علی در دوران خلافت خودش که در جایگاه قدرت بود٬ چه کمکی به ایرانیان
کرد؟ هیچ و هیچ. در هیچ کجای تاریخ موردی پیدا نمیشود که علی از اعمال
وحشیانه اعراب در ایران جلوگیری کرده باشد و یا در مورد دستورات بی رحمانه
عمر و عثمان در قتل عام و رفتار وحشیانه با اسیران٬ به کمک ایرانیان شتافته
باشد. بلکه برعکس٬ همیشه در مشورتهای خویش با عمر و عثمان با آنها همراهی
کرده تا بهتر و راحتتر بر ایرانیان
سیما و شخصیت علی ابن ابوطالب در پهنه واقعیت تاریخی بمناسبت سالگرد حضرت مولا در 26 بهمن
نام و یاد امام علی ابن ابیطالب امام اول شیعیان و خلیفه چهارم تمامی مسلمانان و سرور و مولای بسیاری از عارفان و صوفیان.بیرون از مدارهای جادبه و در پهنه واقعیت تاریخ نیز او را بنگریم
سیما و شخصیت علی ابن ابوطالب در پهنه واقعیت تاریخی
آن سوی مدارهای جاذبه و معماران مدارهای جاذبه پیرامون شخصیت علی ابن ابیطالب بخش یکم
آنسوی مدارهای جاذبه و سیمای زن در نگاه علی و اعتقاد علی ابن ابیطالب بخش دوم
آن سوی مدارهای جاذبه و معماران مدارهای جاذبه پیرامون شخصیت علی ابن ابیطالب بخش یکم
آنسوی مدارهای جاذبه و سیمای زن در نگاه علی و اعتقاد علی ابن ابیطالب بخش دوم
هشتم دی روز بزرگداشت یعقوب لیث بانی استقلال ایران مقایسه دو شخصیت تاریخی.یعقوب لیث صفاری و علی ابن ابی طالب .قهرمان تاریخ ایران کیست؟
مقایسه دو شخصیت تاریخی.یعقوب لیث صفاری(رادمان پورماهک) و علی ابن ابی طالب
قهرمان تاریخ ایران کیست؟
علی ابن ابی طالب یا یعقوب
قهرمان تاریخ ایران کیست؟
علی ابن ابی طالب یا یعقوب
دولت و خلافت عرب بر غدر و مکر بنا شده بنگرید که با ابو مسلمه و ابومسلم و برمکیان و خاندان فضل و خاندان سهل با آنهمه خدمت که کردند چه کردند کسی مباد که بر ایشان اعتماد کند./ من داد را برخاسته ام بر خلق خدای و بر آنم تا ستم جور طاهریان و خلیفه را برکنم(. سخنان سردار بزرگ یعقوب ).نام ایرانی یعقوب رادمان پسر ماهبرای پیشرفت و آبادانی و سربلندی میهن باید تاریخ و بزرگان و کوشندگان در راه میهن راشناخت و مهر و عشق مام میهن را در دلها زنده نگهداشت.هم میهن عزیز در این نوشته هدف توهین و محکوم کردن و تحقیر مذهبی کسی
نیست و
سه شعر بهاری از ساسان سیرنگ
بهارانه
آمد بهارِ رنگین، با جلوههای بسیار
برخاست دانه از خاک، جانانه گشت گلزار
بر دشت و باغ و بستان، باران شکوفه بارید
گنجشکها سرودند، بر شانهی سپیدار
بهمن گذشت و دی رفت، اسفند هم به سر شد
۱۴۰۴ اسفند ۲۴, یکشنبه
۱۴۰۴ اسفند ۲۲, جمعه
قصیده یائیه در سرنوشت فقیه و ولایتش.. اسماعیل وفا یغمایی
هلا ! تو! آنکه، ز هر نیک و بد نپرهیزی
به هر دقیقه بسی فتنه ها بر انگیزی
نه از خداست ترا بیم! و شرمی از خالق
نه از خلائق، داری حیا و پرهیزی
نشسته ای تو به جای خدا، رسول، امام
به غفلت آنکه نه با پا، که سر، تو می لیزی
ز جای خود به ادب چاکران تو بجهند
گر از قفای تو ناگه جهد برون گیزی (1آ
کشند نعره تکبیر گر بدانندی
تو درمبال نشسته گلاب میریزی(2) آقصیده یائیه در سرنوشت فقیه و ولایتش.
به هر دقیقه بسی فتنه ها بر انگیزی
نه از خداست ترا بیم! و شرمی از خالق
نه از خلائق، داری حیا و پرهیزی
نشسته ای تو به جای خدا، رسول، امام
به غفلت آنکه نه با پا، که سر، تو می لیزی
ز جای خود به ادب چاکران تو بجهند
گر از قفای تو ناگه جهد برون گیزی (1آ
کشند نعره تکبیر گر بدانندی
تو درمبال نشسته گلاب میریزی(2) آقصیده یائیه در سرنوشت فقیه و ولایتش.
بیست و چهارم اسفند و در باره رضا شاه. بر آمدن رضا شاه،با یاری بیگانه راهی برای نجات ایران از فرو پاشی و اضمحلال اسماعیل وفا یغمائی
.بیست و چهارم اسفند سالگرد تولد رضا شاه بنیاد گذار ایران مدرن و تلاش او برای دستیابی به هویت ملی ایرانیان بود هویتی که پس از پایان ساسانیان به زیر تیغ خونریز اشغالگران ایران کشیده شد رضا شاه اغازگر راستین تلاش برای بازکگشت به هویت ملی ایران است.در باره رضا شاه بسیار گفته و نوشته اند.من نظرات خود را در باره رضا شاه طی دوازده گفتار گفتارهای پانزده تا بیست و هفت در سلسله برنامه های تاریخ در میهن . تی. وی در اختیار علاقمندان گذاشته ام.میتوانید آنها را ببینید و بشنوید. اسماعیل وفا یغمائی۱۴۰۴ اسفند ۲۱, پنجشنبه
وقتی مدعیان سرنگونی، آینه را میشکنند: از «کینگ مجتبی» تا طلبکاری چهلوپنج ساله هوشنگ رشدیه
وقتی مدعیان سرنگونی، آینه را میشکنند: از «کینگ مجتبی» تا طلبکاری چهلوپنج ساله
هوشنگ رشدیه
در تاریخ سیاسی ایران گاهی متنهایی منتشر میشود که قرار است بیانیهای تاریخی باشند، اما ناخواسته به نوشتههایی تبدیل میشوند که خواننده را میان حیرت و لبخند تلخ سرگردان میکنند. سه پیامی که این روزها از سوی رهبر عقیدتی مجاهدین، «بانو» مریم رجوی و سخنگوی همیشگی سازمان منتشر شده، از همین جنس است؛ پیامهایی که به بهانهٔ انتخاب مجتبی خامنهای، پسر خامنهای و ولیفقیه خونآشام ساقط شده رژیم آخوندی نوشته شدهاند، اما به جای آنکه تیغ نقدشان متوجه دشمن اصلی
۱۴۰۴ اسفند ۱۹, سهشنبه
۱۴۰۴ اسفند ۱۸, دوشنبه
روزهای پایانی رژیمی که رؤیای خلافتی ابدی داشت! امیر دها
هشت روز از آغاز جنگی میگذرد که آسمان ایران را با صدای
انفجار بلرزه در آورده است. جنگ همیشه تلخ است؛ خون میریزد، خانهها ویران
میشود و جان انسانها از دست میرود. هیچ وجدان انسانی نمیتواند از جنگ
استقبال کند. اما در همین روزها می بینیم که «وطن پرستان ۱۲ روزه» باردیگر
با شعار فریبنده «نه به جنگ، نه به جمهوری اسلامی» به میدان آمدهاند؛
شعاری که در ظاهر بیطرفانه و اهخلاقی به نظر میرسد، اما در عمل چیزی جز
کوششی برای نجات رژیمی نیست که امروز در نیمه راه دفن شدن در چالهٔ گور
تاریخی خود قرار گرفته است.برخی از حاملان این شعار، این روزها پرچم ماتم برای ۱۶۰ کودک
دبستانی در میناب برافراشتهاند. برخی دیگر ناگهان به یاد «ویرانی
زیرساختهای کشور» افتادهاند و گروهی نیز از «تحقیر ایرانیان» سخن
میگویند. اما پرسش سادهای وجود
رضا شاه مردی که باید از نو شناخت – منوچهر یزدی
استاد منوچهر یزدی دبیر تاریخ من و بسیاری دیگر در دبیرستان ایرانشهر یزد در
فاصله سالهای چهل و پنج تا پنجاه بود مردی خوشچهره و خندان و پر انرژی و خوش لباس و ایراندوست که بسیاری از نکات
تاریخ ایران را با عشق و شوربه من و ما آموخت. او و آقای جلیل طیبات که استاد جغرافی ما بود و اخیرا به سفر همیشگی رفت بسا نکات را به ماا آموختند. منوچهر یزدی به لحظه لحظه تاریخ ایران عشق میورزید و جلیل طیبات به ذره ذره این آب و خاک و از کوه و رود چنان سخن میگفت که گوئی حافظ شیراز از شاخ نبات خویش. عمر این دراز و یاد آن زنده باد. اسماعیل وفا یغمائی
***
اگر در ایران، انقلاب اسلامی روی نداده بود شاید برای پرداختن به زندگی رضاشاه ضرورتی احساس نمی کردم زیرا به قدر کافی زندگی این مرد بزرگ تاریخ ایران به رشته تحریر درآمده است. او به مداحی و روضه خوانی تاریخی نیازی ندارد. او در
سینه تاریخ به نام بنیانگذار ایران نوین ثبت است، اما ظهور انقلاب و تلاش برای
سینه تاریخ به نام بنیانگذار ایران نوین ثبت است، اما ظهور انقلاب و تلاش برای
ادامه.....رضاشاه مردی که باید از نو شناخت - منوچهر یزدی
تاریخ را درست بخوانیم.مقایسه دوران رضا شاه و دوران قاجاریه در شعر ملک الشعرای بهار شاعر ملی ما و چهار خطابه او در باره رضا شاه
تاریخ
را درست بخوانیم.مقایسه دوران رضا شاه و دوران قاجاریه در شعر ملک الشعرای
بهار در ستایش رضا شاه اگر روشنفکران!!وگروههای سیاسی در سال پنجاه و هفت
یک دهم این شعور را داشتند ایران در سیاهی فرو نمیرفت
قصیده دیروز و امروز. چهار خطابه
امروز روز عزت دیهیم و افسر است
عصری بلند پایه و عهدی منور است
جاه و جلال گم شده در پیشگاه ملک
بر سینه دست طاعت و بر آستان سر است
سوی دگر گرسنگی و، نعمت اینسوی است
ملک دگر کشاکش و آرامش ایدر است
بگشوده است بال به هرجا عقاب جنگ
امروز روز عزت دیهیم و افسر است
عصری بلند پایه و عهدی منور است
جاه و جلال گم شده در پیشگاه ملک
بر سینه دست طاعت و بر آستان سر است
سوی دگر گرسنگی و، نعمت اینسوی است
ملک دگر کشاکش و آرامش ایدر است
بگشوده است بال به هرجا عقاب جنگ
۱۴۰۴ اسفند ۱۶, شنبه
عاقبت نيم شبي مست زره ميآئي.از دفتر غزلها. اسماعیل وفا یغمائی
كه مرا خانه به ماه رخ خودآرائي
ايخوشآندمكه چوخورشيدسحرخالص وپاك
گره از جامة سالوس و ريا بگشائي
عشق را باز صلا در دهي و تقوا را
خاكي از حيطة ادراك به سر فرمائي
چيستي اي كه به ديروز ازل زاده شدي
ليك تا شام ابد نقش رخ فردائي
خيز و از رطل عتيق ازليت بركش
جامي و اي بت من رقص كنان بالائي
غزل. مفهوم مردم. از دفترغزلها. اسماعیل وفا یغمائی
همچو نسيم در گذر، همچو ستاره در سفر
همچوسپيده درطلوع، همچوشررپس از شرر
رود رونده دمان آينه دار آسمان
جنگل شاد بيكران، شرزه ،قويتر از تبر
گام بلند سخت كوش، جوهره توان توش
ميرود و كشد به دوش آتش سركش سحر
از قطرات خون او گشته به رنگ ارغوان
باغ فلق به خاوران دشت شفق به باختر
ادامه غزل.
از دفتر غزلها. اسماعیل وفا یغمائی
ای دل كجاست روشني آفتاب صبح
در جام لعل فام فلقها، شراب صبح
زين انجماد خسته دلانيم در شكن
شب را به مشت شعلهور اي انقلاب صبح
اين شبزيان شبدل اگر چند بسته اند
بر چشم خلق، تيغ به رؤيا و خواب صبح
بشنو زمن كه ميرسد از راه كاروان
با صد هزار مجمره از افتاب صبح
وانگه به هر كرانه بيدار بشكفد
چون گل هزار ديده ز بوي گلاب صبح
شب رفتنيست، سطر نخستين بود «وفا»
با خط سرخفام فلق در كتاب صبح
1369
اشتراک در:
نظرات (Atom)


































