دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

آفتاب خواهد شد

آفتاب خواهد شد

مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

شماری فیلمها و گفتکو روی تصویر کلیک کنید

شماری فیلمها و گفتکو روی تصویر کلیک کنید
روی تصویر کلیک کنید

این است جهان ما در این لحظه

این است جهان ما در این لحظه
روی تابلو کلیک کنید

کرونا وزمین ما

کرونا وزمین ما
روی تصویر کلیک منید

روی تصویر کلیک کنید

روی تصویر کلیک کنید
از این وبگاه پر بار و وزین و در راستای شناخت هویت ملی خود دیدن کنیم

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۷ آذر ۲۸, چهارشنبه

محمد سیدی کاشانی تن وانهاد و از جور ولایت فقیه رست و به جان جهان پیوست

محمد سیدی کاشانی(بابا) پس ازسالیان دراز زندان و رنج و اسارت در گذشت و برای همیشه از جور و جبر و ستم ولایت فقیه رها شد.محمد سیدی کاشانی از مجاهدین اولیه و از یاران محمد حنیف بود.او تحصیلاتی مکفی و درخشان داشت ودر خانواده ای مرفه زاده شده بود ولی به مهر مردم همه را رها کرد.من با او در زندان مشهد اشنا شدم. مردی مهربان وساده زیست و مقاوم بود و به دلیل اینکه اهل موسیقی بود دوستی ما قوامی بر این پایه نیزپیدا کرد.پس از انقلاب لجنبار ضد سلطنتی و فرو رفتن ایران در منجلاب ولایت فقیه ، و عقبگشت پر نکبت
و ادبار هولناک یک ملت از سلطنت به امامت،و از استبدادی مدرن به استبدادی غیر ایرانی وگندیده و پر تعفن از آغاز تا پایان، طی سالهای پنجاه و هفت تا شصت او مسئول بخش سرود و ترانه مجاهدین بود و با کفایت و سختکوشی او بسیاری از ترانه و سرودها بال و پر کشید.در این سالها من و او مدتی همخانه و همسایه بودیم. طی سالهای بعد در خارج کشورسالها با هم کار میکردیم.اکثر سروده های من برای ترانه و سروددر سازمان مجاهدین، با مدیریت و دقت او بعنوان مدیر برنامه به شکلی مناسب اجرا شد.پس از خروج من از سمجاهدین و بعدها شورای ملی مقاومت از او بی خبر بودم تا سال گذشته که کتابی بر علیه من او منتشر شد( در این لینک میتوانید این کتاب و پاسخ مرا ببینیددریچه زرد: بابای عزیز هم بمیدان آمد. کتاب سمفونی مقاومت نوشته محمد سیدی کاشانی آنچه او نوشت برای من   اهمیتی نداشت. قبل از او همسر سابق من و نیز مسئول تشکیلاتی من در سازمان مجاهدین دو سه کتاب علیه من منتشر کرده بودند. و نیز افراد بسیار دیگر و نیز احکام و فتاوی واطلاعیه های متعدد.چنین است این سازمان ولی در دل من اینان چندان تغییری نکردند. تنها متاسف شدم و  بس، روزگار و حقیقت خود قضاوت خواهد کرد و این مرا بس است ولی میخواهم بگویم سفر بابا اگر چه او را از رنج بیماری و رنجهای بسیار دیگر رهاند ولی با شنیدن آن احساس کردم بخشی از آنچه دوست میداشتم به سفر رفت. باز هم تاکید میکنم فارغ از تعاریف بی مایه سوداگران جسد و خون وخشم و نفرت ملایان و وابستگانشان محمد سیدی کاشانی مردی شریف بود . مردم و میهنش را دوست داشت و آماده بود جان فدای رهائی کند.بادا که پس از این همه رنج و فشار بپاس دل پر مهرش و نه هیچ چیز دیگربا جان جهان در آمیزد. یادش گرامی و اندوهش بر دوستداران واقعی اش سبک باد
اسماعیل وفا یغمائی
یست و هشت آذر هزار سیصد و نود و هفت

.

۱۱ نظر:

ناشناس گفت...

بادرود
اگر این اقای سیدی کاشانی واقعا آزادیخواه بود تواین چهل سال حداقل یکبارجلوی خودسری ها و خودبزرگ بینیهای رهبرخودشیفته وامیستادو تا ته خط میرفت نه اینکه راه دولا و راست شدن را انتخاب کنه

ناشناس گفت...

یاد بابا گرامی که پس از سالها رنج بار سفر بست و رفت تا با راز هستی همنشین گردد.
خاطره مهربانی هایش در سالهایی که مسئول بخش ترانه سرود سازمان بود و مدیریت تهیه و ضبط ترانه های سازمان را به عهده داشت برایم فراموش ناشدنی ست.

مازیار ایزدپناه

Manijeh Habashi گفت...

یادش گرامی باد. از درد و رنج جانکاه دو ولی فقیه رها شد. گاه فکر میکنم که درد ولایت فقیه رجوی برای یک مبارز راه آزادی چون او دردناک تر از ولایت فقیه چهل ساله بوده است. چون به خمینی و رژیم آخوندها که امیدی نبسته بود، اما به سازمان مجاهدین با سوابق مبارزاتیش دل بستن و عمر به پایش ریختن و دیدن زایش و رشد یک خمینی دیگر چه دردناک و برباد دهنده بوده است. یادش گرامی باد.

رها (م-تاخلاقی) گفت...

با درود،
غصه این مرحوم را نخورید،او شیفته و حل شده در مقام رهبری و و لی فقیه خود بود.او یکی از ستونهای جهل اسلام دمکراتیک بود.لطفا دست از این برخوردهای عاطفی بردارید و خاک به چشم مردمان مریزید.

ناشناس گفت...

اسماعیل عزیز نوشته شما حرف دل همه ما بود که روزی زیر سقف سازمان مجاهدین بدنبال آرمانمان بودیم. تشکر که این کلمات زیبا را چون گلفروشی قهار که گلهایش را تک تک به یک دسته گل زیبا تبدیل میکند پشت هم گٰذاشتید و بر خاک بابا نهادید.
در سالهایی که در سازمان بودم به لحاظ رده تشکیلاتی ام هیچوقت با بابا کار نداشتم فقط در نشستها او را از دور میدیدم و میدانستم که از همیاران محمد حنیف نژاد بوده است. با کت سبز نظامی اش میامد و میرفت. همیشه برایش به همین دلیل و سن بالایش احترام خاصی قاعل بودم. و سوالات زیادی داشتم که دلم میخواست از ایشان بکنم. احتمالا این سوالات را با خود به گور خواهم برد. سالها که نه دهه ها میایند و به سرعت برق و باد میگذرند و ما مانده و این و اصول و پرنیسپهایمان و باری از خاطره ها. از باباهای خودمان و باباهای دیگر. کربلایی صفدر

مسعودعالمزاده/پاريس گفت...

۱ دى ۱۳۹۷/ ۲۳ دسامبر دوهزاروهژده/مسعودعالمزاده/پاريس

برفرازسرمن لاشخوریست( م.آزرم)
که چمان درافق این دژهرمردبه مرداربدل
منتظرمانده حریص
تاکه کی لاشه شوم
من به تدبیرکه چون حیله کنم
که فرودآید،تا تیر رسم
گاه اگرازتک وپو بنشینم
که نفس تازه کنم
تاخت آرد به سر من به امیدی که فتادم ازپای
لیک چون می بیند
مانده ام منتظرفرصت شلیک به او
بازمی گردد تا اوج گریز
اینچنین نسل به نسل،
شده اندآنهمه مردان،مردار
طعمه ی لاشخوراین دژجادوکده ی شصت سده
فرصتی بیش نماندست مرا
راوی تجربه هایم گوید:
مرگ ناچار تو،یا لاشخور پیر،فراز آمده است.
سرنوشت دژ جادوکده این کارگه مردبه مردارمبدل کن تاریخی نیز
همه درترکش ودرهمت توست!
آنچه باقی ست همه فرصت توست!
برفرازسرمن لاشخوریست
وای اگرفرصتم ازکف برود

جناب مازیارایزدپناه ونيزديگرانى که ازخوبى ياتوانهاى تخصصى سيدکاشانى دادسخن ميديد،هنوزتوقشربى ارزش فرهنگ کوچه بازارگيرکردين.همين رودرواسى هاى دوزارى ست که ماروبه خاک سياه نشوند.وظيفه فردسياسى اينه که ازکوچکترين امکان استفاده کنه تاپيامى براى آموزش مردم بجابذاره ولوبه بهاى شکستن خودش.رژيس دبره روکه همه مى شناسن:همرزم چه گواراباکتاب"انقلاب درانقلاب"که ازبت هاى نسل مابود.بارهاگفته که"...مااشتباه کرديم...{خداازسرتقصيراتمون بگذره}که چه بسيارکسانى بادنباله روى ازمابه اين راه کشيده شدن...".

مابه آدمهاى"به اصطلاح خوب"نيازنداريم،به کسانى نيازداريم که توآتيش رفته باشن نيمسوخته دراومده باشن تابگن وجلوى سوختن بقيه روبگيرن.تکه پاره ازميدان مين بيان بگن:" ازاينورنرين".کسانى که ريشه يابى کنن.

کسانى که به اين دوپرسش بنيادين پاسخ بدن :
۱/چه شدکه به اينجارسيديم؟
۲/چه کنيم تاديگرتکرارنشه؟

توصيه مى کنم فيلم The China Syndrome بابازيگرى"جين فوندا"روببينين(رويوتوب هست).دوساعت وسى وسه دقيقه بايک جمله ى شاهکاردردودقيقه ى پايانى.
کسى براى رفع خطرازانفجاريک مرکزبرق هسته اى دست به گروگانگيرى ميزنه،به بهانه ى اينکه"ديوونه بود"سرشومى کنن زيرآب.خبرنگارفضول يقه ى تنهاکسى که ميدونه ولى براى منافعش نميگه روميگيره،به سبک برشت(يه جمله ى پتک واردرآخرين صحنه)مى پرسه :

...توتنهاکسى هستى که حقيقت رو ميدونى،اگه تونگى کى بگه ؟

سيدکاشانى ازمجاهدين اوليه بود،آمد بگه که جنگ مسلحانه بارژيم شاه اشتباه بودتاديگران اين اشتباه رونکنن؟ آيابه اين دوپرسش پاسخ داد؟ اگه نکرد ----که نکرد---- خوب يابدبودنش چه فرقى ميکنه ؟

حرکت سازمان مجاهدين ازآغازنادرست بود،ولوبنيانگذارانش"خــــــوب"بودن.براى همين هم بودکه باتمام فداکارى هاى بى سابقه،دست آخرشد"...کارگه مرد به مردار مبدل کن...".

من مسئله م اين نيست که اسماعيل وفايغمايى آدم خوبى ست،شاعرخوبى ست،محمدرضاروحانى وکيل خوبى ست ياايرج مصداقى خوب تارميزنه يا نه.ارزش اينهااينه که بى هيچ ادعايى به نسل پس از خودشون ميگن کجاهااشتباه کردن تااوناتکرارنکنن.انتقام کشى کارى ست ابلهانه.پس از ۵۵ سال،هنوزکه هنوزه،نميان بگن جريان خرداد ۴۲ ارتجاعى بود،که اصلاحات شاه مترقى بود.که نکبت ۵۷ "انقلاب شکوهمند"نبود،که اعلان جنگ مسلحانه(بااستخاره)حماقت صرف بود،که اتحادنکردن بابختيار،جذب نکردن کسانى مثه فرخزاد،اشتباه استراتژيک بود،...

نه آقا،اگه بگيم ابهت مون مى ريزه ! اى گورباباى توواون ابهتت قمپز !

مگه اومدن خواستگارى همشيره تون ؟ اگه روزى رضاپهلوى اومدخواستگارى کس وکارتون بگين مابه پسرشاه زن نميديم دون شأن ماست! ايشون ميتونه دراين مرحله ى بسيارخطيرکشورروازيه بزنگاه تاريخى درببره.اشکال فرخزاد چى بود ؟ همجنس گرابود ! بختيار ؟ ترياکى بود !
اى خاک توسرتون کنن بااين درجه از بى شعورى ! واى بحال مابااينهااگه به قدرت برسن !
تفاوت اين مسخره هايى که اين چرت و پرت هاروميگن بادلقک هااينه که دلقک هنرمنديست حرفه اى.

سى سال پيش توجايى جمعى بودم با همه جور آدمى.يه کسى بودکتاب خون وفهيمده،ميارزيدباهاش حرف بزنى.پس ازمدتها يه بارگفت"خواستم بدونى که من همجنس گرام،مسئله اى نيست ؟"
منهم گفتم"تابه من نچسبيدى،نه!"

بايدميرفتن دنبال فرخزادوبختيار.بسه خودگنده بينى اونم باذهنيت "نوکى پى کانى ته کا مول"

ناشناس گفت...

مطالب هموطن عزیزم مسعود عالمزاده بسیار عالی و جامع بود ... باید خرباشی یا ذوب درولایت باشی تا نفهمی چی گفت .
خاکزاد ( مجاهدسابق)

ناشناس گفت...

به نظر میاد اقای عالمزاده قصد دارن به خوانندگان محترم بفرمایندکه علیه اخوندامبارزه نکنیدچون قبلا علیه شاه کردین نتیجش شداین و اگر علیه اخوندا بکنین نتیجش میشود آن . دنیای دوپهلو گویی بی درودروهزه و بیدروپیکر انتهانداره.

مسعودعالمزاده/پاريس گفت...

۱۰ دى ۱۳۹۷/ ۳۱ دسامبر دوهزاروهژده/مسعودعالمزاده/پاريس

جناب "ناشناس ناشناس خيلى نى ناش ناشناس ۷ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱:۲۶"

۱/ظاهرن بقيه دوزارى شون جاافتادمال تويکى نه.پس رک ترميگم :
اگه قراره اين رژيم بره وکاربيفته دست مسعودرجوى و مريم قجرعضدانلو/ابريشمچى/رجوى،رک ،رک،رک،رک،رک،هيچ لازم نکرده.بفرما اينم نه دوپهلو،نه يه پهلو،رک وبى پهلو.اگه بازم دوزاريه جانيفتاد بگورک تر بگم.مجاهدين نه ! جناح حزب اللهى ومذهبى ش نه ! جناح (وحدت) کمونيستى ش هم نه ! اونايى شون هم که جداشدن،حق السکوت رجوى رو ميگيرن.هم ازتوبره ميخورن هم از آخور ــ اينهاهم نه !
مجاهدين نه ! مشخصه يابيشترتوضيح بدم ؟
تصميم نهايى بامردمه،نظرمن اينه که حتادرنهايت،بازگشت سلطنت آرى،مجاهدين نه !
مشخصه ؟ اگه نهايت مبارزه به قدرت رسيدن مجاهدين باشه،نکردنش بهتره !
من همون موقعى هم که تواين دارودسته بودم،اسمموگذاشته بودن"تيز،صريح،دقيق".
تيز،صريح،دقيق، مجاهدين نه !

۲/عدم تصميم گيرى جمعى که ناشى ازملغمه اى ازفرهنگ فاشيستى اسلامى/شيعى،مارکسيسم ارتجاعى سالهاى شست ميلادى ونيزفرهنگ فوق منحط مريد/مرادى بودازجوان سى ساله ى ناپخته اى چون رجوى بتى ساخت که باتوهم هذيانى "راه حسين رهنمودى براى انسانها"وفرهنگ فوق منحط "استخاره"،سه نسل ايران رو بباد داد.حالابااين هوا زبون،ارث پدرشونوهم طلبکارن.

۳/گذشت دوره ى تبعيت بى چون وچرا.ازاين پس دوره ى حسابرسى ست.جعل تاريخى تنهادروغ هاى آخوندى نيست،مخالفين شون کمتردروغ وشيادى توکارشون نيست.حرف اين جماعت (رجوى ودارودسته ش) اينه : شماهاخفقون بگيرين ماباشيادى برسيم به قدرت،سرتونوبکنيم زيرآب،بعدهرچى خواستين بگين. خوابشوببينى !
همه ش ننه من غريبم بازيه وزيرش دررفتن ودروغگويى ! تقى شهرام اپورتونيست بودمجيدشريف واقفى روکشت ! مجيدشريف واقفى خودش هم سربقيه روزيرآب کرد،چرااونونميگى؟
تقى شهرام اپورتونيست بودمجيدشريف واقفى چى بود ؟ شهيد ؟ آب زرشک !
من بااين دوتاگوشهام شنيدم که رجوى گفت 'ولايت فقيه به معناى انتخاب اصلح است'.پس مابريم کشته بشيم ولى فقيه عوض کنيم ؟
سازمان ازهمون اولش بامشى مبارزه مسلحانه به راه خطا رفت.بعدازانشعاب،جناح مارکسيستى ش رفت ظفارباکمک شورشيهاى مزدوراونجابا"امپرياليسم ايران" بجنگه !اگه اين حماقت هانبودماامروزلياقت جايى روداشتيم کم وبيش درحد چين.امروزازامارات عقبيم.اين دارودسته ى رجوى پس ازچهل سال چارتاکادرسياسى ندارن.گنده گنده هاشون تيتريه روزنامه رو نمى تونن بخونن.کودن ترين آدمها مى تونن.ايناعرضه ى يه ميخ کوبيدن روهم ندارن.گوش کن تاببينى يعنى چى.من سالهاتواين کارگاههاکارکردم.اونى که ميخ روبااين دست بگيره چکش روتواون يکى،کارگرنيست.بايک (ونه دو) ضربه ى خيلى آهسته ميخ روبايد روکارواستونى،بعدباسه/چهارضربه سفت کنى بى اونکه بپره توچشم خودت يابغل دستى.اگه نتونستى کارگرنيستى.اينافقط بلدن اُرد بدن،وصله بچسبونن،قمپزدرکنن وخالى ببندن.
دوره ى اين حرفاتموم شد !

۴/ســــرّ و راز نگهدارى تاجايى وظيفه ست که اطلاعات سوخته نباشه ومنافع جمعى درخطرنيفته.بيشترازاين مسخرگى ست.يکى ازوزراى دفاع فرانسه دردوران ميتران جاسوس شرق شناخته شد(پس ازمرگش).يه بارپاميشه ميره درمرکزفوق سرى دفاع موشکى درجنوب فرانسه براى بازديد.همين طورسرکشى وسرکشى وسرکشى و...تااينکه ارتشى هاميگن جناب وزيربانهايت احترام ازاينجابه بعدبايداجازه ازکاخ اليزه بياد.وقتى گندقضيه بالاآمد،دوربين تلويزيون وروزنامه نگارهادعوت شدن تااونجايى که اين "وزيــــــر"ديده بودروببينن وتوهمه جا رپورتاژ کنن،بى اداواطور"فــــوق ســــرّى" ! وقتى کاگ ب توجريانه،مردم که نامحرم ترنيستن.
آخه وقتى رژيم توجريان چيزى هست،و ديگران نيز،داو و مسئوليت ى هم درکارنيست،پس مانامحرميم !
همه جاتاکمرخم شده ن،امضادادن و سبيل گروگذاشتن که مبارزه ى مسلحانه "فى نيش"،همه توجريانن جزفرادسازمان.جريان اون زن جلب ى ست که همه ى محله تابيخ توجريانن جز خودش !

۵/يکى ازهزار،اينوداشته باش : يکى ازفاميلهاى دورماتوبجنورد (نجاتى)که سه تا پسردانشجوى هوادارسازمان شو در يه روزاعدام کردن،شنيده بوده که يکى ازهمکارهاش که پسراونوهم تيربارون کرده بودن،داره سرمزارپسرش گريه ميکنه.بدو بدو ميره گيرش مياره ازجامى کندش که "مرد،خجالت بکش ! پاشو سرتو بگيربالا ! نذاربگن شکستيم شون !"
ماچنين بهايى براى اشتباهات اون "بالايى ها" پرداختيم.اين اونان که بايد پاسخگو باشن،نه که ما دهنمونو گل بگيريم !

اين هم نظر آقاى بسياربسيارمحترم مسعود عالمزاده که باديپلم مهندسى وجزودانشجويان ممتاز،براى سرخم نکردن جلوى اين جماعت دريوزه توبيست وسه حرفه ى مختلف کارکردوباسربلندوجيب خالى،شرفش روبه هيشکى نفروخت.

مثه پدر نجاتى.

ناشناس گفت...

نه ارتجاع غالب ونه ارتجاع مغلوب . نه رهبرفقاهتی ونه رهبر عقیدتی . نه اسبلم محمدی ونه اسلام راستین . نه نرمش قهرمانانه خامنه ای و نه بلوف پوشال رجوی . نه جمهوری اسلامی ونه جمهوری اسلامی دموکراتیک . نه بسیجی های اقا ونه پامنبری های موسیو . نه خجسته خانم ونه مریم خانم .
زنده باد مبارزه مردم برای عدالت و آزادی و ایجاد یک جامعه آزاد عاری از ایده الوژی و رهبربازی و ان و گوه بازی و پوستربازی و قس علیهذا ...
خاکزاد

ناشناس گفت...

اگر بپذیریم که اخوندا از بنیانگذاران و مبلغین و مروجین شیعه در ایران هستند ( احتمال قوی دستهای استعماری هم در مقاطعی به ان کمک کرده اند) پس باید بپذیریم که درطول تاریخ ۱۴۰۰ ساله درایران کلیه افراد مبارزی که درمقاطعی  با عنوان مجاهدت و قران و اسلام دست به قیام زده اند قطعا تحت تاثیر اخوند وبا ایده الوژی اخوند حرکت فرضا آزادیخواهانه خودشونو شکل دادند و شاید اسن بدان دلیل بوده که از تاریخ خود بی اطلاع بوده اندوگرنه یک آزادیخواه مطلع و آگاه به تاریخ کشورش محاله یعقوب لیث و یا بابک خرم دین را رها کند و بنام این امام و ان امام و فلان اخوند حرکتی انجام دهد . زمان شاه برخی اخوندها با رژیم شاه تضادداشتند نمونه اش ایت اله خمینی و قبل از ان شیخ فضل اله و .... اما اگر دقیق شویم بسادگی میتوانیم علت تضاد ایت اله خمینی با شاه را در دادن حق رای به زنان و دفاع از خوانین و مخالفت با سمت گیری جامعه به مدرنیته بدانیم و قیام ۱۵ خرداد۴۲ نیز با همین انگیزه انجام شد اما چرا ایت اله خمینی حتی قبل از ۴۲ مورد احترام به اصطلاح آزادیخواهان بود و بیشتر دربین مجاهدین از ارج و قرب خاص برخورداربود ؟ واقعا چرا ؟ حتی همانطور که همه و همه میدانیم ( اگرچه محاهدین راست مذهبی دراین باره موذیانه سکوت کرده و میکنند) که حتی بعد از نکبت ۵۷ تا قریب به ۳ سال مجاهدین از خمینی بعنوان "پدربزرگوار"  و "رهبرانقلاب" و "رهبرسازش ناپذیرخلق" و "سمبل شرف ملی" و " رهبرضدامپریالیست" و خلاصه با صددوجین القاب مشابه دیگر از وی نام میبردند ! حتی به ملاقات ایشان رفتند و مانند دوطفلان مسلم در یمین و یسار" امام " جلوس فرمودند ! بعدا که گندامام درامد و چهره ضدمردمی خودرا با کشتار مردم آغازکرد حضرات فرمودنند رفتیم به ایشان هشدار بدهیم و اتمام حجت کنیم !!! ( عکسها چیزدیگری میگویند ... دروغ که حناق نمیاورد پس بگو ! )

بگدریم و برویم سراصل مطلب ... راستی علت سمپاتی تاریخی به اخوند توسط مخالفین مذهبی حکومت چه میتواند باشد ؟ ایا جز بی اطلاعی از تاریخ ایران و قهرمانان ملی ان ؟؟؟

توجه بفرمایید که همه گروه های مذهبی مخالف شاه کمابیش طرفدار خمینی بودند مانند فدائیان اسلام و گروه توحیدی صف و سازمان مجاهدین البته قبل از ۵۲ و بعداز ۵۷ تا ۶۰ و حزب ملل اسلامی و گروه والعصر و انجمن های ضدبهایی و دهها گروه مذهبی دیگر .... چرا کسی این غده چرکین را ازتن تاریخ سیاسی ایران بیرون نیاورده است ؟

چرا مترقی ترینشان یعنی مجاهدین حتی امروزه که ۴۰ سال از نکبت ۵۷ میگذرد و چهره اخوند و ایده الوژی اخوند در عصر آگاهی و ارتباطات برهمگان روشن و واضح شده است هنوز دست از تفسیرقرلن و ایه و سوره نه تنها برنداشته اند بلکه هنوز درسایه ان هویت میگیرند ؟ در ایده الوژی اخوند چه سم مهلکی وجوددارد که اگر بربدنی تزریق شود راه رهایی را بسوی سعادت و ازادی و عدالت میبندد؟؟؟ چرا همه ایده الوژی های اخوندی بنوعی سراز ولایت درمیاورد ؟ چرا رهبران جریانات مذهبی علاقه دارند پیامبری کنند و قدیس شوند ودر جایگاه نایب امام زمان بنشینند ؟ کاری به مرتجعین بنام نداریم ولی چرا رهبر پیامبرگونه راست مذهبی مجاهدین لیست دهها هزار اعدامی و به داراویزشده را میبرد درسرداب اقا امام زمان تا هدیه اش کند ؟؟؟؟ چه انگیزه ایده الوژیکی چنین وقاحت و بی حیایی در فرد غیرپاسخگو بوجودمیاورد که دست به این اقدام شرم آوربزند ؟ ایا جز حس پیامبرگونه برای یک مشت پیرو بی مغز ؟؟؟  بعصی وقتها واقعا فکرمیکنم اینها قابل ترحمند تا قابل انتقاد ... باورکنید .

اخه یکی به من بگه پادزهر سم ایده الوژی اخوند چیست ؟

اسم پادزهربیاری کافری ، ملحدی ، قتلت واجبه و در فرهنگ تشکیلاتی مشکل ج و ف دارید !!!  مارا چه شده ؟  درقرن ۲۱ به کجا میرویم ؟

پیامبر اینهمه دستور اخلاقی داده اما خودش از دختر نه ساله و عروس جوانش هم بی نصیب نگذشته و جالبه پیروانش هم اورا میستایند !!!

رهبرعقیدتی ماهم سه تا زن گرفته و استاد جنسیته و فردیته اما همه را از جنسیت و فردیت پرهیز میده !!!

ایشون به زبان بی زبانی میگه هرچی زنه مال منه ! و بوسیله انها مردان قدیمی را سرکوب میکنه و نتیجه انکه انکس که میماندو تن در میدهد چیزی نمیشود جز یک "بریده چاپلوس" با شرح وظایف معین .... ! به این میگن استحاله و بجاست که فریادبزنم :

کجایی حنیف ؟؟؟

کجایی بهرام ؟؟؟

که بیایید و ببینید چطوری یه مشت اپورتونیست راست مذهبی چگونه سازمانتان را تارومارکردند و از مبارز تفاله ساختند و یک مشت " بریده چاپلوس" انهم در خارجه و متکی به اتفاقات ازبالا ! یعنی دقیقا خلاف پرنسیپ سالهای تاسیس .

این بحث ادامه خواهد داشت



خاکزاد( مجاهدسابق)