۵ اردیبهشت ۲۵۷۹ ايرانى ۲۴ آوریل ۲۰۲۰ مسعودعالمزاده پاريس
البته ماکسیم گورکی نویسنده ای قدر بود ... اما چون هر رژیم دیکتاتوری و فاشیستی، کله گنده های شوروی (و مشخصن استالین) ازش استفاده کردن و مثه دستمال کاغذی دورش انداختن. گورکی چند تا انتقادکی کرد، اما دست آخر برای اینکه ملتزم رکاب باشه، برگشت، خفقون گرفت و شد دکور و آلت تحمیق مردم. مرگ گورکی مشکوک بود.
"تاثیر مارکسیسمء لنینیسم بر داستاننویسی معاصر ایران" هم تیتری است کلیشه ای. مهم ترین مورد این تاثیر اون محمود شیره ای بود که با "تاثیر پذیری از مارکسیسمء لنینیسم" رمان "کلیدر" رو نوشت، اما در نهایت شد چکمه لیس رژیم و تجلیل گرجنایتکاری چون قاسم سلیمانی. رودرواسی رو بایدکنار گذاشت و کلیشه هارا دورریخت . پشت این توان تکنیکی (نویسندگی) آدم درست و حسابی ای نبود، نه این محمود شیره ای و نه دیگران. اینها مالی نبودن. کار اینها این بود که بکشند زیر پای سرمایه داری نوپا و سازنده ایران تا شوروی پیش بیفته، که تو اولیش موفق شدن، ولی با همه این مزدوری ها شوروی با مخ خورد زمین. درد اینها مردم ما نبود، چشم شون به مسکو بود و هنوز هم هست.
۱ نظر:
۵ اردیبهشت ۲۵۷۹ ايرانى ۲۴ آوریل ۲۰۲۰ مسعودعالمزاده پاريس
البته ماکسیم گورکی نویسنده ای قدر بود ... اما چون هر رژیم دیکتاتوری و فاشیستی، کله گنده های شوروی (و مشخصن استالین) ازش استفاده کردن و مثه دستمال کاغذی دورش انداختن. گورکی چند تا انتقادکی کرد، اما دست آخر برای اینکه ملتزم رکاب باشه، برگشت، خفقون گرفت و شد دکور و آلت تحمیق مردم. مرگ گورکی مشکوک بود.
"تاثیر مارکسیسمء لنینیسم بر داستاننویسی معاصر ایران" هم تیتری است کلیشه ای. مهم ترین مورد این تاثیر اون محمود شیره ای بود که با "تاثیر پذیری از مارکسیسمء لنینیسم" رمان "کلیدر" رو نوشت، اما در نهایت شد چکمه لیس رژیم و تجلیل گرجنایتکاری چون قاسم سلیمانی.
رودرواسی رو بایدکنار گذاشت و کلیشه هارا دورریخت . پشت این توان تکنیکی (نویسندگی) آدم درست و حسابی ای نبود، نه این محمود شیره ای و نه دیگران. اینها مالی نبودن. کار اینها این بود که بکشند زیر پای سرمایه داری نوپا و سازنده ایران تا شوروی پیش بیفته، که تو اولیش موفق شدن، ولی با همه این مزدوری ها شوروی با مخ خورد زمین. درد اینها مردم ما نبود، چشم شون به مسکو بود و هنوز هم هست.
اینها کلیشه است.
کلیشه هارا باید دورریخت.
ارسال یک نظر