بنوش شاش شتر را مگو که کار خطاست
شتر شناس نئی جان من خطا اینجاست
مدار شک که فقیهان شهر
فرمودند
که شاش حضرت اشتر به هر مرض کاراست
بخوان حدیث ز عهد رسول تا ایندم
که این پیام زشخص شخیص بارخداست
ببین به ملک کیان سرزمین کاوه و جم
به لطف حضرت اسلام هر کران غوغاست
شدیم تشنه شاشت کجائی ای اشتر
که یک تشرشر شاش تو چاره کروناست
ببین که شاش شتر نی فقط به اشکم شیخ
به مغز و بینش او نیز سخت حکمرواست
به نیمه شب ز فقیهی خمار بشنیدم
به نعره،تشنه لبم راه شاشخانه کجاست
ز راه کوی مغان با هدایت شیخان
به سر طویله رسیدم مرحبا برماست
فقیه گفت که در بحث خوب شاش شتر
حدیثها زعلی وز صادق و ز رضاست
به گفتمش که خطا گفتی ای فقیه شریف
که این پیام زعرش است
و جنس آن اعلاست
ندای شاش شتر را زعرش در دادند
چهارده سده زینرو دهان تو شاشاست

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر