دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

آفتاب خواهد شد

آفتاب خواهد شد

مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

این است جهان ما در این لحظه

این است جهان ما در این لحظه
روی تابلو کلیک کنید

کرونا وزمین ما

کرونا وزمین ما
روی تصویر کلیک منید

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۹ دی ۱۲, جمعه

گفتارهای مانی تی وی در باره اسلام و تاریخ اسلام.ایمان سلیمانی امیری.مانی. اسماعیل وفا یغمائی

گفتارچهل و یکم .پاسخ به پرسش های شما

گفتارچهلم. کشتن علی #خلیفۀ نامحبوب و پنهان کردن جسد او

گفتار. سی و نهم..حکومت علی در سراشیب سقوط

خوارج و جنگ نهروان، جنگِ قاریانِ قرآن در برابر هم

برادرکُشی علی ومعاویه زیر قرآن های بر سرنیزه درجنگ صفین

جنگ لفظی علی با معاویه مقدمۀ جنگ صفین

جنگ علی و معاویه، جنگ پسرعموها بر سر حکومت

شایسته سالاری معکوس در حکومت علی.

استبداد حکومت علی درکوفه

مناسبات علی و شیعیانش با ایرانیان

گفتار سی و یکم:نخستین جنگ میان مسلمانان به سرکردگی عایشه و علی
گفتار سی ام.صحابۀ محمد، ستارگان راهنما یا گمراهی

  گفتار بیست و نهم.بیعت گیری علی بزور شمشیر و مصادرۀ اموال عثمان
گفتاربیست : هشتم:چرا یاران محمد به جان هم افتادند؟ چرا و چگونه عثمان را کشتند

گفتار بیست و هفتم:علی ابن ابی طالب از افسانه تا واقعیت
گفتار بیست و ششم.نقش خدیجه در زندگی محمد. آیا پیامبر فرزندانی هم داشت؟
گفتار بیست و پنجم:زنان محمد، حرمسرای بیابانی
گفتار بیست و چهارم.پس دادن قرآ ن در دوران کرونا


گفتار بیست وسوم.پس دادن قرآن و پاسخ به پرسشهای شما
گفتار بیست و دوم:لباس دزدی لشکر اسلام از تن کشتگان بنی قریظه

گفتار بیست و یکم.دراکولای حجاز در قتل عام بنی قریظه،
گفتار بیستم .جدید. فیلم جبرئیل بالباس مبدل سوار برقاطر درجنگ با بنی قریظه
گفتار نوزدهم. جدید.ئتلاف احزاب و شکستن کاریزمای محمد


گفتار هجدهم. جدید. آیا جبرئیل همان سلمان فارسی بوده؟ عبور از خط قرمز تاریخ

گفتار دوازدهم:سنت نبوی و کشتن مخالفان
گفتار یازدهم:قتل اسرا و آیه سازی محمد در جنگ بدر
گفتار دهم:چرا قرآن را پس می دهیم
گفتار نهم:شروع خویشاوندکُشی در اسلام
گفتار هشتم.پیامبری که نمی دانست قبله اش کجاست
جدید:گفتار هفتم.پیامدهای فرار محمد از مکه به مدینه 10
گفتار ششم:چرا پیامبر در باغی در طائف پنهان شد
گفتار پنجم.از آیات شیطانی تا معراج محمد
گفتار چهارم . چرا اهالی مکه محمد را تمسخر و نفی میکردند.
گفتار سوم :چگونه سرنوشت جهان در غار حراء طراحی شد؟
گفتار دوم :محمد پیش از بعثت چه دینی داشته؟
اگفتار یکم:اسلام در کدام بستر شکل گرفت؟

۲۶ نظر:

ناشناس گفت...

محمد عاشق زینب زن پسرخوانده خود (زید) بود و میخواست ازش کام بگیره. به این منظور پروردگار آیه ۳۷ سوره احزاب را وحی کرد که حالا که زید زینب را طلاق داده، محمد مجاز است زینب را به زنی بگیرد.
تا آن زمان، اعراب نمیتوانستند با زن سابق پسرخوانده‌شان ازدواج کنند. الله یک آیه فرستاد و مسئله را حل کرد.

رضا م

http://wiki.ahlolbait.com/%D8%A2%DB%8C%D9%87_37_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D8%A7%D8%AD%D8%B2%D8%A7%D8%A8

ناشناس گفت...

اقا رضام
ایه ۳۷ را خدابرای محمدفرستاد یا برای زینب ؟!
شلیه داستان معجزه عربی صحبت کردن سوسمار که به حساب محمد واریز شده !
خاکزاد

ناشناس گفت...

خوب حالا چرا نباید با زینب ازدواج می کرد؟ اصلا این یک موضوع شخصی میان دو نفر است و اینکه زینب همسر پسر خوانده ایشان بوده یا نبوده فرعی است.
ایشان فرموده است من در جهان دو چیز را دوست دارم زن و عظر. آقای یغمایی شما که شاعر هستید تصدیق بفرمایید که این جمله اصلا خودش یک شعر است. چقدر خوب است پیامبری که زن و عظر را دوست می دارد. شما ترجیح م دهید که مثلا می گفت بود شمشیر و خون را دوست می دارم؟ این یک نگاه لظیف و زیبا به زندگی است. کدام انسان با احساسی را می توان یافت که زیبایی زنی او را دگرگون نکرده باشد؟
شا چون در ضدیت خود بیش از حد انصاف پیش رفته اید هر جنایت آخوند را امروز به حساب پیامبری می خواهید بگذارید که زیبا شناس و زیبا دوست است. فراموش می کنبد که او بود که زنده بگور کردن دختران را در میان عرب های بیابانگرد وحشی ممنوع کرد. حالا با کینه و نفرت بی اندازه خود تا می توانید بنویسید پیامبر ضهوت ران بود زن باز بود دختر باز بود بچه باز بود. اکر کینه را کنار می گذاشتید آنوقت می فهمیدید که از نقطه نظر زیبایی شناسی و فهم زیبایی محمد رحمة للعالمين است.

مجتبی


ناشناس گفت...

اقا مجتبی
قرانو نصفه خوندی برادر !
همه چیزو نصفه میگی !
درکت ازایات شبیه مراجع تقلیده !

ناشناس گفت...

آیه ۵۰ سوره احزاب:

ای پیغمبر (گرامی) ما زنانی را که مهرشان ادا کردی بر تو حلال کردیم و نیز کنیزانی را که به غنیمت خدا تو را نصیب کرد و ملک تو شد و نیز دختران عمو و دختران عمّه‌ها و دختران خالو و دختران خاله‌هایت را آنها که با تو از وطن خود هجرت کردند و نیز زن مؤمنه‌ای را که خود را به رسول (بی‌شرط و مهر) ببخشد و رسول هم به نکاحش مایل باشد، که این حکم (هبه و بخشیدن زن و حلال شدن او) مخصوص توست دون مؤمنان، که ما حکم زنان عقدی و کنیزان ملکی مؤمنان را (که پیشتر با شرایط و عدد و حقوق آنها بر شوهر همه را بیان کردیم) می‌دانیم که چه مقرر کرده‌ایم. (این زنان همه را که بر تو حلال کردیم و تو را مانند مؤمنان امّتت به احکام نکاح مقیّد نکردیم) بدین سبب است که بر وجود (عزیز) تو در امر نکاح هیچ حرج و زحمتی نباشد. و خدا را (بر بندگان، خصوص بر تو) مغفرت و رحمت بسیار است.

رضا م

ناشناس گفت...

آیه ۲۴، سوره نسا:

و نکاح زنان شوهردار نیز (برای شما حرام شد) مگر آن زنانی که (در جنگهای با کفّار، به حکم خدا) متصرّف شده‌اید. این حکم خدا بر شماست، و هر زنی غیر آنچه ذکر شد شما را حلال است که به مال خود به طریق زناشویی بگیرید نه آنکه زنا کنید، پس چنانچه از آنها بهره‌مند شوید آن مهر معیّن که حق آنهاست به آنان بپردازید، و باکی نیست بر شما که بعد از تعیین مهر هم به چیزی با هم تراضی کنید (و بدانید که) البته خدا دانا و آگاه است.

رضا م

ناشناس گفت...

آیه ۳۴ سوره نسا:

مردان را بر زنان تسلط و حق نگهبانی است به واسطه آن برتری که خدا برای بعضی بر بعضی مقرر داشته و هم به واسطه آنکه مردان از مال خود نفقه دهند، پس زنان شایسته مطیع شوهران و در غیبت آنان حافظ (حقوق آنها) باشند از آن رو که خدا هم (حقوق زنان را) حفظ فرموده است. و زنانی که از نافرمانی آنان (در حقوق همسری) بیمناکید باید نخست آنان را موعظه کنید و (اگر مطیع نشدند) از خوابگاه آنان دوری گزینید و (اگر باز مطیع نشدند) آنان را به زدن تنبیه کنید، چنانچه اطاعت کردند دیگر راهی بر آنها مجویید، که همانا خدا بزرگوار و عظیم الشأن است.

رضا م

ناشناس گفت...

عزیر من شما آمده ای با عینک فمینیستی قرن بیست یکم روزگار 1500 سال پیش را نگاه می کنی!
روزگاری که دختر بچگه ها زنده بگور می کردند. نمی دانم شاید هم از سر حسودی می نویسید. شاید شما هم اگر امکانات کافی برای داشتن گرل فرند های بسیار داشتی با تامل بیشتری به موضوع نگاه می کردی.
مجتبی

ناشناس گفت...

مجتبی عزیز,
اگر محتویات قرآن متعلق به ۱۴ قرن پیش است، لزومش برای قرن ۲۱ بی‌معنی میشه. من مشکلی ندارم اگر محمد و قرآن را همانند اسکندر و چنگیز در صندوق تاریخ بزاربم. اما نمیشه یک بام و دو هوا بود. متاسفانه زندگی من و تمام ایرانیان را به گروگان گرفته. تا آن وقت باید بی پرده بود.
در ضمن من تفسیر هم نکردم، متن کلمه به کلمه هست.
رضا م

ناشناس گفت...

اقا مجتبی
چطور به خودت حق میدی با عینک ۱۴۰۰ سال پبش به امروز نگاهدکنی وای دیگران حق ندارند ؟

ناشناس گفت...

آقا رضا قران را نباید کلمه به کلمه بصورت فورمالیستی معنی کرد! قران را باید تفسیر کرد. روح آیات قران را باید دریافت. قران آیات محکم و متشابه دارد. ناسخ و منسوخ دارد. دینامیزم انطباق با زمان و تغییرات اجتماعی دارد. ما باید روح آیات قران را امروز در دنیای مدرن در یابیم و با پیشرفت های انسانی جامعه منطبق کنیم نه بر عکس مانند مرتحعین که می خواهند جامعه را به پانزده قرن پیش ببرند.
مجتبی

ناشناس گفت...

مجتبی عزیز،
من قصد پیله کردن ندارم و این پاسخ نیست بلکه یک در خواست.
اگر شما متنی از قرآن را سراغ دارید که با تفسیر یا بدون تفسیر از نظر علم، حقوق بشر، فرهنگ، اجتماع، روان و یا فلسفه ماورای دانش موجود انسان قرن ۲۱ است را لطفأ نشون دهید.
رضا م

ناشناس گفت...

آقا رضای عزیز سوال شما را در دو سطر نمی توان جواب داد. با اینحال سعی خودم را می کنم.از نظر روانی بقول قرآن با ذکر خدا قلب آرامش می یابد. از نظر جامعه شناسی امروز می دانیم که د به دین پارامتر مهمی در پایین آوردن میزان خودکشی ناشی از دپرسیون در جوامع مدرن است. از نظر فلسفی ادیان توحیدی همه یک نگاه دارند . در واقع در حیطه فلسفه هزاران سال است که در اصل و اساس پرسش های فلسفی انسان تغییری نکرده است. ادیان توحیدی به سوالهای اساسی انسان در حیطه فلسفه پاسخ مشخصی دارند که هنوز هم این پاسخ ها پاسخ روز هستند و از انسان امروز مسئله حل می کنند زیرا سوال ها ی امروز همان سوالهای چند هزار سال پیش است. خقوق بشر یکدست آورد ارزنده انسانی مدرن است و متعلق به قرن بیستم است. به نظر من هم اگر بخواهیم نطبیقی نگاه کنیم روح قرآن هم بر برابری خقوق اانسان ها در جامعه است.از نظر قرآن اگر برتری باشد تنها در حوزه تقوای انسا نها ست که موضوعی کاملا در حیطه معنوی است و موضوغی ست خصوصی در رابطه میان انسان با خدا که البته در اخلاق احتماعی فرد در جامعه ناثیر می تواند داشته باششد. مانند آنچه که شیخ حسن خرقانی بر درگاه خانقاه خود حک کرده بود که آنکه در این سرا درآید نانش دهید و از ایمانش مپرسید، چه آنکس که نزد باریتعالی به جان ارزد البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد. این فرهنگ سر چشمه اش از همین قرآن است. در بالا عرض کردم که زمینه بحث قرآن زمینه ای فلسفی است و موضوعات علمی حوزه بحث قرآن نیست. با اینحال مثلا در سوره التکویر و آیاتی مانند إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ ئ وَإِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ پیش بینی هایی در باره مرگ خورشید و ستاره های دیگر دارد که ما هم چند دهه است که با کشف ستارگان مرده می دانیم که چنین فرضیه ای در باره خورشید کاملا علمی است.
مجتبی

ناشناس گفت...

همینکه یک ایرانی پیدا میشه و میاد از قران و محمد و ناسخ و منسوخ و این مهملات میخواد بحث علمی بتراشه معنیش اینه که واقعا باید غصه خورد و معنی دومش اینه که جمهوری اسلامی رو همین شرو ورها حساب میکنه و معنی سومش اینه که ایده الوژی اسلامی بدجوری رفته تو ماتهت بعصی ها . بابا تورو به اعتقاداتتون ول کنید این دین منحوس عهد جاهلیت و بی خردی را که درصحراهای بی آب و علف رایج بود .
خاکزاد

ناشناس گفت...

اگر این را بپذیریم که این گفته های امده در کتابی بنام قران برای ادم هاو اعراب بدوی 1400 قابل فهم بوده و بگفته بعضی از همین مذهبی ها به زبان سادهبرای انها بیان شده و انها با بیسوادی و جهل آنزمان متوجه میشده اند، پس چرا یک عده از همین ها میگویند که انسان قرن 21 متوجه نمیشود و باید به اصطلاح اساتید و فقیه هان اسلامی انرا تفسیر کنند؟
به نظر من هیچ چیز مفیدی در این کتاب برای انسان قرن 21 نه تنها وجود ندارد بلکه برای زمان خودش هم ارتجاعی و ضد انسانی بوده است
این جریان تفسیر را اینها بوجود آورده اند تا مزخرفات نوشته شده در این کتاب را توجیه کنند و به خورد جامعه اسلامی بدهند.

Ali گفت...

قران به قول خودشان به صورت سهل و اسان برای اعراب بدوی 1400 سال پیش بوده که سواد نداشته و بتوانند راحت انرا درک کنند.
حالا هر کسی میاد این گفته های 1400 سال پیش را نقد میکند این اقایان یا خانم ها فوری مطرح میکنند که ای داد ای بیداد، شما باید قران را تفسیر کنید!!!!!
چطور اعراب بدوی 1400 سال پیش میتونستند این مطالب را بفهمند ولی انسان قرن 21 نیاز به تفسیر این مزخرفات دارد سوال یک ملیون دلاری است که اینان باید جواب دهند؟؟؟؟!!!
علی

ناشناس گفت...

این جناب مجتبی تفسیر رمانتیک از ازدواج های محمد ارایه میدهد و میگوید به موارد شخصی ایشان کاری نداشته باشید.
کسی که به موارد شخصی ایشان کاری ندارد، بلکه قوانین ایشان تا پستوحانه های همه وارد و دخالت میکند. به همه میگوید چه بکنید، چه نکنید،چه بپوشید، چه بخورید چه بگویید و چگونه فکر کنید.
کار بجایی رسیده که رهبر عقیدتی هم میگفت موضع گیری احزاب و سازمانها در رابطه با ازدواج ایشان با همسر دوستش نشان دهنده ضد انقلابی بودن یا انقلابی بودن افراد، احزاب و سازمانهاست.
علی

جهانگیر گفت...

مجتبی جان، کاملاً شما را درک می کنم و احساسات زیبایی شناسانه شما را نسبت به رسول اکرم که در بستر یک نحوه نگرش و دیدگاه توحیدی تبلور پیدا کرده، ارج می‌نهم. من هم همگام با شما و حتی خیلی پیشتر از شما به این برادرمان وفا یغمایی هشدار دادم، تذکر دادم، و حتی اخطار کردم که ای برادر این مسیری که تو در پیش گرفته‌ای به بیراهه است و از انقلاب، تکامل و توحید ( بخصوص بخش زیبایی‌شناختی آن) بدور خواهی افتاد. اما کو گوش شنوا ؟ وی که با ایراد، انتقاد و گیر دادن به "برادر" و "خواهر" این کژ راهه راه آغاز کرده بود، پیشاپیش مشخص بود که سرانجام کارش به اینجا خواهد کشید و به پرو پای رسول اکرم نیز خواهد پیچید و حتی با خیره سری کار را به آنجا خواهد رساند که با ردیف کردن اسامی سی، چهل نفر از اهل منزل و "مادر بچه‌ها" که همگی به اذن خداوند و در راه مسیر تکامل بخش هستی به ازدواج او درآمده‌اند، به حساب خود زیرآب این ایدئولوژی ظلمت سوز و انسان‌ساز را بزند. اما زهی خیال باطل! گوئیا که پروردگار قادر و توانا زیباترین و نغزترین آیات بینه خود را بی هدف و بدون جهت به گل سرسبد بوستان توحید، خاتم‌الانبیا، که یواشکی در حال زدن تقه چکشی به کنیز حبشی و مصری بود، ابلاغ می‌کرده‌.

برادرم، مجتبی جان، صدایت را شنیدم. در پهنا و گستره زمان و در ورای بعد مکان و هزاران کیلومتر فاصله که ما را از هم جدا می‌کند، پیام توحیدی تو را که با روش شناخت‌شناسی تطبیقی ات، روح قرآن را با رنگ‌آمیزیهای عرفانی، از نوع ابوالحسن خرقانی آن، به تصویر کشیده ای شنیدم. من هم همصدا با تو و با استعانت از یگانه پیام آور نور، روشنایی و زیبایی می‌گویم "ای کسانی که به خدا ایمان آورده‌اید به خانه‌های پیغمبر داخل نشوید مگر آنکه اذن دهد و بر سفره طعامش دعوت کند. در آنحال هم نباید زودتر از وقت آمده و به ظروف غذا چشم انتظار گشاییدبلکه موقعی که دعوت شده‌اید می‌آیید و چون غذا تناول کنید زود از پی کار خود متفرق شوید." ( آیه ۵۳ سوره احزاب - - که تمامی زیبایی شناسان عالم و فلاسفه طراز اول چون اصحاب دائرةالمعارف مانند دیده‌رو و دالامبر در زیبایی آن قرن‌هاست که خیره اند).

برادرم، اکنون می‌بینم هم‌نوایی چون تو هست، که مانند خود من درد دین دارد و مثل خود من بدجوری غمباد ادیان توحیدی در زیر گلویش قلنبه شده است، تو را به سوره مفقوده "الشمسی" که توسط کاوشگران در دهه 30 میلادی در بحرالمیت کنار گاسپلهای فیلیپ و توماس در حفاری ها به دست آمده‌اند جلب می‌کنم. به اذعان تمامی زیبایی شناسان و استتیشن های غربی در هیچ یک از آثار عهد عتیق و گاسپلهای جدید یک این چنین زیبایی دیده نشده . امید است که هرگونه دپرسیون را برطرف کرده‌ و میزان خودکشی را از این هم که هست، کمتر کند.


سوره مبارکه شمسی

اَعوُذُ بالنُّعُوظِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّحیم
بِسمِ الله الکَمبَادِ الحَجیم

وَ الشَّمسي وَ لَبَانَا (1) وَ الکَمَرِ فِي یَدَانَا (2) وَ البَاسَنِ اِذَا جُنبَانَا (3) وَ الصَّدرِ اِذَا لَرزَانَا (4) وَ العُیُونِ اِذَا عِشوَانَا (5) وَ النَّهرِ فِي بُستَانَا (6) وَ نَفسٍ بِهَا حَیرَانَا (7) وَ قَد تَابَ فِي تُنبَانَا (8) قَیَّمَت عَموُدُ بیُرقَانَا (9) کَالهَویجِ وَ البَنَانَا (10) فِي الیَومِ وَ فِي رُؤیَانَا (11) کَالصَّلَوةٍ عَمُودُ اَدیَانَا (12) فَقَالَ لَهُم رَسوُلُ الله هَذِهِ آیَتَ الله ثُعبَانَا (13) وَ اَنتُم لَاتفهَموُن (14)

از شیطان مهربان به چیز راست شده پناه می برم
به نام خداوند کم باد و حجیم

سوگند به شمسی و لبانش (1) سوگند به کمری که در دستان ماست (2) سوگند به باسنی که جنبان است (3) سوگند به سینه آنگاه که می لرزد (4) سوگند به چشمهایی که عشوه دارند (5) سوگند به رود [جاری] در باغ (6) سوگند به نفسی که مات و مبهوت او [شمسی] است (7) و پیچشی در تنبان انداخته است (8) و ستونی در لحاف بر پا داشته است (9) [که] مانند هویج و موز است (10) در روز [و بیداری] و هم در رویا (11) مانند نماز که ستون [استوار]دین هاست (12) پس رسول خدا به ایشان گفت که این مار نشانه الهی است [مانند مار موسی] (13) و شما [جان به جانتان کنند] نمی فهمید (14)

جهانگیر گفت...

مجتبی جان، کاملاً شما را درک می کنم و احساسات زیبایی شناسانه شما را نسبت به رسول اکرم که در بستر یک نحوه نگرش و دیدگاه توحیدی تبلور پیدا کرده، ارج می‌نهم. من هم همگام با شما و حتی خیلی پیشتر از شما به این برادرمان وفا یغمایی هشدار دادم، تذکر دادم، و حتی اخطار کردم که ای برادر این مسیری که تو در پیش گرفته‌ای به بیراهه است و از انقلاب، تکامل و توحید ( بخصوص بخش زیبایی‌شناختی آن) بدور خواهی افتاد. اما کو گوش شنوا ؟ وی که با ایراد، انتقاد و گیر دادن به "برادر" و "خواهر" این کژ راهه راه آغاز کرده بود، پیشاپیش مشخص بود که سرانجام کارش به اینجا خواهد کشید و به پرو پای رسول اکرم نیز خواهد پیچید و حتی با خیره سری کار را به آنجا خواهد رساند که با ردیف کردن اسامی سی، چهل نفر از اهل منزل و "مادر بچه‌ها" که همگی به اذن خداوند و در راه مسیر تکامل بخش هستی به ازدواج او درآمده‌اند، به حساب خود زیرآب این ایدئولوژی ظلمت سوز و انسان‌ساز را بزند. اما زهی خیال باطل! گوئیا که پروردگار قادر و توانا زیباترین و نغزترین آیات بینه خود را بی هدف و بدون جهت به گل سرسبد بوستان توحید، خاتم‌الانبیا، که یواشکی در حال زدن تقه چکشی به کنیز حبشی و مصری بود، ابلاغ می‌کرده‌.

برادرم، مجتبی جان، صدایت را شنیدم. در پهنا و گستره زمان و در ورای بعد مکان و هزاران کیلومتر فاصله که ما را از هم جدا می‌کند، پیام توحیدی تو را که با روش شناخت‌شناسی تطبیقی ات، روح قرآن را با رنگ‌آمیزیهای عرفانی، از نوع ابوالحسن خرقانی آن، به تصویر کشیده ای شنیدم. من هم همصدا با تو و با استعانت از یگانه پیام آور نور، روشنایی و زیبایی می‌گویم "ای کسانی که به خدا ایمان آورده‌اید به خانه‌های پیغمبر داخل نشوید مگر آنکه اذن دهد و بر سفره طعامش دعوت کند. در آنحال هم نباید زودتر از وقت آمده و به ظروف غذا چشم انتظار گشاییدبلکه موقعی که دعوت شده‌اید می‌آیید و چون غذا تناول کنید زود از پی کار خود متفرق شوید." ( آیه ۵۳ سوره احزاب - - که تمامی زیبایی شناسان عالم و فلاسفه طراز اول چون اصحاب دائرةالمعارف مانند دیده‌رو و دالامبر در زیبایی آن قرن‌هاست که خیره اند).

برادرم، اکنون می‌بینم هم‌نوایی چون تو هست، که مانند خود من درد دین دارد و مثل خود من بدجوری غمباد ادیان توحیدی در زیر گلویش قلنبه شده است، تو را به سوره مفقوده "الشمسی" که توسط کاوشگران در دهه 30 میلادی در بحرالمیت کنار گاسپلهای فیلیپ و توماس در حفاری ها به دست آمده‌اند جلب می‌کنم. به اذعان تمامی زیبایی شناسان و استتیشن های غربی در هیچ یک از آثار عهد عتیق و گاسپلهای جدید یک این چنین زیبایی دیده نشده . امید است که هرگونه دپرسیون را برطرف کرده‌ و میزان خودکشی را از این هم که هست، کمتر کند.


سوره مبارکه شمسی

اَعوُذُ بالنُّعُوظِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّحیم
بِسمِ الله الکَمبَادِ الحَجیم

وَ الشَّمسي وَ لَبَانَا (1) وَ الکَمَرِ فِي یَدَانَا (2) وَ البَاسَنِ اِذَا جُنبَانَا (3) وَ الصَّدرِ اِذَا لَرزَانَا (4) وَ العُیُونِ اِذَا عِشوَانَا (5) وَ النَّهرِ فِي بُستَانَا (6) وَ نَفسٍ بِهَا حَیرَانَا (7) وَ قَد تَابَ فِي تُنبَانَا (8) قَیَّمَت عَموُدُ بیُرقَانَا (9) کَالهَویجِ وَ البَنَانَا (10) فِي الیَومِ وَ فِي رُؤیَانَا (11) کَالصَّلَوةٍ عَمُودُ اَدیَانَا (12) فَقَالَ لَهُم رَسوُلُ الله هَذِهِ آیَتَ الله ثُعبَانَا (13) وَ اَنتُم لَاتفهَموُن (14)

از شیطان مهربان به چیز راست شده پناه می برم
به نام خداوند کم باد و حجیم

سوگند به شمسی و لبانش (1) سوگند به کمری که در دستان ماست (2) سوگند به باسنی که جنبان است (3) سوگند به سینه آنگاه که می لرزد (4) سوگند به چشمهایی که عشوه دارند (5) سوگند به رود [جاری] در باغ (6) سوگند به نفسی که مات و مبهوت او [شمسی] است (7) و پیچشی در تنبان انداخته است (8) و ستونی در لحاف بر پا داشته است (9) [که] مانند هویج و موز است (10) در روز [و بیداری] و هم در رویا (11) مانند نماز که ستون [استوار]دین هاست (12) پس رسول خدا به ایشان گفت که این مار نشانه الهی است [مانند مار موسی] (13) و شما [جان به جانتان کنند] نمی فهمید (14)

ناشناس گفت...

کافه روشنگری و تلویزیون مانی بسیار در آگاهی مخاطبش نقش ارزنده داره . موفق باشید .
ممد

​مسعودعالمزاده/​پاريس گفت...

۲۱ اردیبهشت ۲۵۷۹ ايرانى ۱۰ مه ۲۰۲۰ مسعودعالمزاده ​​ ​پاريس

۱ / جهانگیر، خدا نکشدت
۲ / البته با تفسیر قرآن میتوان هر روز بیشتر و بیشتر به درک ژرف تری از توحید رسید. کو تا ما درک کنیم.بقول مولوی : پشّه کی داند که این باغ از کی است / در بهاران زاد و مرگش در دی است
بنابر برآورداخترشناسان در ۲۰۱۶، گیتی ما ده هزار میلیارد میلیارد خورشید را در بر دارد که مبظومه شمسی ما از یکی اش بهره برده. حال تو ببین الله ای که چنین جهانی را میگرداند، کتابی نوشته بنام قرآن و آنرا از آن بالای عرش به این پایین که ما باشیم "نازل" کرده و ما باید برویم در آن غور و غوص کنیم تا گوهر های ناب توحیدی از ژرفای آن استخراج کنیم. اما چون این کار هر کسی نیست، آن الله توانا که نمی توانسته حرفش را رک و پوست کنده بزند، ما را دست بدامن و ذلیل یک مشت آخوند دو زاری کرده تا بیایند و حرف آن الله با آن همه قدرت را "تفسیر" کنند. تازه هر وجه قرآن هزار وجه داره و هر یکی هزار وجه و هرآن یکی هزار وجه و اگر خوب حساب کنی (چون ذات باری تعالی میفرماید ... ان الله سریع الحساب ...سوره ابراهیم آیه ۵۱ :کامپیوترهای الله آخری مدله و سریع حساب میکنه) میرسی به همان ده هزار میلیارد میلیارد. ببین اعجاز قرآن را.

ببین در آن دوران جاهلیت،اسلام چه احترامی برای زن قایل بوده که حضرت ختمی مرتبت میفرماید "... الجنهٔ بین اقدام امهات (بهشت زیر ومیان پای مادران است). جنات تجری من تحتها الانهار(۱۹۸ آل عمران) باغ هایی که در پایین دست آنها نهرهایی جاری است.دقت بفرمایید که اینجا "جنات" جمع است و مراد آن "فردوس" یگانه نیست.در تفسیر این آیه گفته میشود که اگر خواستید ازدواج کنید و استخاره کردید و این آیه آمد، صرف نظر کنید چون "عروس شاشو از آب در خواهد آمد".این احترام به زن وشان و شرافت اش در همه جای قرآن و اسلام و سیره نبوی و جهان اسلام جا تا جا دیده میشود.

بهترین نمونه اش هم مثنوی مولوی است که ده ها و ده ها نمونه در آن هست که زن موجودی است بی خرد و پست و ناقص العقل تا آن درجه که اگر خوستی کاری کنی، با زنی مشورت کن و هر چه گفت خلافش کن، به بهترین نتیجه میرسی !
مولوی در رد نفس اماره، که سیره پیامبران است میفرماید (بخش ۵۴ ) :


آنچ گوید نفس تو کاینجا بدست / مشنوش چون کار او ضد آمدست
تو خلافش کن که از پیغمبران / این چنین آمد وصیت در جهان
...
نفس می‌خواهد که تا ویران کند / خلق را گمراه و سرگردان کند
گفت امت مشورت با کی کنیم / انبیا گفتند با عقل امیم
گفت گر کودک در آید یا --زنی-- / کو --ندارد عقل-- و رای روشنی
گفت با او مشورت کن وانچ گفت / تو خلاف آن کن و در راه افت
نفس خود را زن شناس از زن بتر / زانک زن جزویست نفست کل شر
مشورت با نفس خود گر می‌کنی / هرچه گوید کن خلاف آن دنی

دقت بفرمایید :

نفس خود را --زن-- شناس از --زن بتر-- ​ زانک زن جزویست نفست کل شر

بدترین ناسزایی که میتوان به کسی داد اینه "زن". اگه خواستی به کسی بالاترین فحش رو بدی، نگو پفیوز، بی شرف، پست فطرت،دیوث،جاک...، ماد...، خوا...، ... بدتر از همه اینها ... بگو "... ای زن ....".
دستت درد نکنه مولوی. بیخود نیست که میگن
مثنوی معنوی مولوی / هست قرآنی به لفظ پهلوی(فارسی)


در دیدگاه مولوی بدترین چیزی که در دنیا هست "نفس" (فردیت) است که شر مطلق است و یک درجه پایین تر "زن". در چنین دید فلسفی ای حیوانات از زن بالاترند.

این ریشه تفکر پوسیده خمینی است (که بهش میگفت "نفسانیات"). همین تفکر پوسیده و ارتجاعی خمینی است که پایه روابط مجاهدین و دارودسته رجوی است که اونها بهش میگن "خصلت". که "مهرتابان" گنده ترین فیل سوف تابیخ بشریت اینرا تئوریزه کرده با "سنگ قبر" و "فردیت" و "جنسیت".این همون نجاست ارتجاعی مولوی و خمینی است که یک روکش انقلابی رویش کشیده ن تا بخورد ما بده ن.
به خودش که میرسه سی و شش تا رسمی و کلی غیر رسمی ریخته دورش.اینجا جنسیت بد نیست، چون توحیدی شده !

این نجاست بی طبقه توحیدی نوش جون خودش. مال بدهم بیخ ریش صاحابش.

جامعه مدرن بر مبنای حقوق شهروندی (فرد) پایه گذاری شده و برابری زن و مرد.
پرسش بنیادین اینجاست : "آیا با چنین تفکری که سد در سد از اسلام و قرآن بیرون آمده میشود به دموکراسی رسید ؟

ناشناس گفت...

به عنم نمیشه رسید چه برسه به دموکراسی !
ممد

manijeh گفت...

برنامه بسیار خوب و آموزنده ایست. خسته نباشید.

molaynejad گفت...

اسماعیل گرامی یاد برادر گرامی تو همراه با نام و خاطره هزاران سرو ناز دیگر در تاریخ بیاد خواهد ماند،گرچه جای خالی آن عزیز پر شدنی نیست ولی تو تنها نیستی من و بسیاری همراه و هم آواز ،راستی و درستی تو چون برادر عزیزت در کنارت خواهیم بود و اوای نا مردمان روزگار را بریشخند خواهیم گرفت .

مسعودعالمزاده / پاريس گفت...

۱۵ آبان ۲۵۷۹ ايرانى ۵ نوامبر۲۰۲۰ مسعودعالمزاده پاريس / ۱

ــــــ گفتار چهل و یکم.جدید..مبانی ترور اسلامی در قرآن و حدیث ــــــ

****پای اصلی تروریسم در اقتصاد است و شبکه های تبهکاری ، نه در مذهب و ایدئولوژی.

برنامه بسیار بسیار جالبی بود و با سپاس از هرسه این بزرگواران.
اصطلاحی در زبان روزمره فرانسوی هست بنام (terre à terre) زمین به زمین : عینی دیدن مسائل و نه ذهنی بازی، پستانک ایدئولوژی را تف کردن. این نه به معنای نداشتن ارزش و اخلاقیات (éthique) است، اما بجای جزمی گری، ریشه های امری را دیدن و بویژه روی میز گذاشتن "داو" (enjeux/deals) هاست.

و نیز بجای قطعی دانستن ــــــ یک مورد ــــــ مشخص (با تحلیل ایدئولوژیک)، روی میز گذاشتن ــــــ چند فرضیه ــــــ (با درنظر گرفتن داوها).
این رفقای مارکسیست، لنینیست، تروتسکیست، مائوئیست و کمی هم استولیپینیست اینرا بلغور می کنند "تحلیل مشخص از شرایط مشخص".اگر اینها رو برای نابغه ما میگن، که نیازی بهش ندارند. اگر برای مامیگن که راستش ما چیزی دستگیرمون نشد. درک واقعی در نمونه هاست. ریاضی را همه "یاد میگیرند" و نمره میگیرند، اما ریاضی را فیزیکدانها "می فهمند"، چون در مورد مشخص بکار می برند.

جالب بودن این "داو" هم اینه که باید حسابی و حتا روزمره در جریان ریز رخدادهای دنیا بود، این داوهارا بالاوپایین کرد (درست مثل بازار بورس) تا برخی جریانات رو فهمید.در سالهای ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ مسائل دوروبر "نفت" می چرخید. این داو اصلی بود. چند روز پیش از فروشگاه بزرگی رد میشدم، در ورودی یک ماشین مدل الکتریکی برای نمایش گذاشته بودند، به قیمت نازل با قسط ۲۹ یورو در ما، کمتر از یک یورو در روز. یعنی .... دوران نفت به عنوان داو اصلی به سر آمد. اینهایی که با پول نفت مست می کردند و عربده صدور انقلاب می کشیدند فاتحه شون خونده است.

مسعودعالمزاده / پاريس گفت...

۱۵ آبان ۲۵۷۹ ايرانى ۵ نوامبر۲۰۲۰ مسعودعالمزاده پاريس / ۲

پیوند این با تروریسم اسلامی چیه ؟

۱ در بیست سال آینده بهای نفت سقوط آزاد خواهد کرد. تولید هر بشکه کم و بیش ۱۵ تا ۲۰ دلار هزینه دارد و اگر بهای نفت به زیر ۲۵ تا ۳۰ دلاربرسد، تولیدش صرفه ندارد. از این گذشته، گرمایش زمین از حد آستانه تحمل کره زمین گذشته و عواقب یکی یکی رو میاید. جنبش حفاظت از محیط زیست دیگر لوکس روشنفکری نیست، کل دنیا رفته تو لبه پرتگاه. غولهای نفتی دارند سرمایه گذاری هایشان را از نفت به سوی انرژی های دیگر سمت میدهند. تا بیست سال دیگر خود سازمان ملل بنام دفاع از طبیعت دست بکار خواهد شد و نخستین اقدام بستن مالیات بروی فراورده های نفتی خواهد بود و این در هر کشوری با دادن سوبسید به انرژیهای جایگزین به این شتاب خواهد داد.

۲ باد رژیم ایران، ونزوئلا، شیخ نشین های خلیج فارس، کویت و عربستان خواهد خوابید. پولی درکار نخواهد بود برای اسلامگراها، آخوند جاکش شیعه و مفتی مفت خور سنی. این + انترنت + شبکه های اجتماعی + موج مدنیت نو نتیجه اش (که از همین اکنون آغاز شده) می شود : یخرجون فی دین الله افواجا !

۳ این وحشیگری های اخیر نه نشانه قدرت، که جمود نعش است. این آخرین تقلا هاست. همه دارند رک میگن "کدوم خدا ؟ الله چی کشک چی ؟ بسه مفت خوری ! پول میخوای ؟ بروکارکن". همین هم خواهد شد. وقتی پولی برای آخوند نباشه، بقیه اش مثل دومینو یکی یکی میافته. بعد میرسه نوبت پوتین که غیر نفت چیزی نداره. حدود بیست سال پیش یکبار برای چند هفته نفت را بروی اروپا بست. ده سال دیگه باید بیفته دنبالشون التماس کنه بفروشه. فکر میکرد با این نفت میاد تو اتحادیه اروپا. زرشک !

۴ خب. اگر داو نفت بخوره زمین، از کجا بیارن بخورند ؟
من این جریانهای ترور و تروریستی اسلامگراها را در عمق خودش نه با انگیزه مذهبی چند تا ابله پایین دست، که برای دفاع از منافع میلیارد میلیاردی آنهایی می بینم که در اون بالا بالا ها سر نخ اینها را در دست دارند و "ده تا" رو اینها سرمایه گذاری می کنند تا "ده هزار تا" از جای دیگر بردارند.
نمونه : دو هفته پیش در پاریس و نیس سوء قصد انجام شد. پریروز در وین. تو ایتالیا هم بود. اینها از قطب های بالای توریستی اند. جریان کووید این بستن جریان توریسم را تشدید می کند. خب، این میلیارد میلیاردی که این جا ها خرج نمی شود، کجا میرود ؟

بد نیست چند تا از این فرصیه ها را بی ایدئولوژی، با "داو" بگذاریم روی میز و تحول اش را پی بگیریم.

یک نکته جالب در جامعه فرانسه این است که کمتر روزنامه میخوانند ... بیشتر هفته نامه. برعکس انگلستان و آمریکا که روزنامه های جنجالی یخش بیشتر میگیرد. روزنامه خبر میده، هفته نامه تحلیل و موشکافی میکنه. اینها بطور مستمر موارد گذشته را از آرشیوهابیرون می کشند و به اصطلاح آقای یغمایی "کالبد شکافی" می کنند. یک مورد یادم میاد : قتل آلدومور نخست وزیر ایتالیا بدست بریگادهای سرخ گروه چریکی تروریستی کمونیستی. جریانش مفصله. تو دوخط، آلدومور که چپ بود، داشت ائتلافی از گروههای چپ و کمونیستی درست میکرد که به احتمال قوی به قدرت میرسید. این به مذاق آمریکا خوش نمیامد که از طریق دستگیری و سپس برگرداندن یکی از این بریگادها، آلدومورو را ربودند و کشتند. این کار زیر سر سیا بود.
حالا وقتی از چریک بریگاد سرخ میشه اینجوری استفاده کرد، نمیشه چارتا حزب اللهی ابله رو با خیال ۳۶ تا باکره و رفتن به بهشت خر کرد ؟ لیتویننکو (Litvinenko) را برای چه کشتند ؟ چون گفته بود ایمن الظواهری شماره دو القاعده را در داغستان تمرین میدادند ؟ کی روسها و همون دوستان لیتویننکو.
ظاهر قضایا فریبنده است.