دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

آفتاب خواهد شد

آفتاب خواهد شد

مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

این است جهان ما در این لحظه

این است جهان ما در این لحظه
روی تابلو کلیک کنید

کرونا وزمین ما

کرونا وزمین ما
روی تصویر کلیک منید

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۴۰۰ تیر ۲۴, پنجشنبه

شاید میان دو هستی بیاد همایون یغمائی در بیستمین سالگرد سفرش اسماعیل وفا یغمائی

 

 

 شاید میان دو هستی

بیاد دوستی که پدرم بود و هست و با من است. مردی که با رفتارش زندگی را بمن آموخت و تنها وقتی از او دور شدم دانستم که چه آموخته ام

بیاد همایون یغمائی در بیستمین سالگرد سفرش

اسماعیل وفا یغمائی

 _______________
میان دو نیستی
سفری به هستی
و شاید میان دو هستی
سفری به نیستی

***
چه باید کرد
در زیر این آسمان پر بشارت
با گله های رسولان گمشده اش
اگر در راه به پرنده ای سلام نگوئیم
زیبائی درختی 
طعم میوه ای
و ادراک چشمان و زبان خود را
 از زیبائی و طعم میوه نستائیم
و اگرنرینه مرد ی هستیم
گرمای لبی مهربان
و نرمای پستانهائی را ،
و اگربانوئی
گرمای لبی مهاجم
وسفتی سینه ای را
با چشم فروبسته
با لبان و دستان خود نچشیم
و با حیرت چشمان خود
در چشمان دیگری نگشائیم

***
میان دو نیستی
سفری به هستی
و شاید میان دو هستی
سفری به نیستی

***
چه باید کرد
در زیر این آسمان پر بشارت
با گله های گمشده رسولانش
اگر در راهی آوازی نخوانیم
و اگر چه جوان و چالاک
یا پیر و خسته
نرقصیم
مشت خاکی را در دست نگرفته
و در زیر نور ماه در باد نیفشانیم
و حیرت نکنیم 
که خدائی هستیم زنده
که توانائیم که مشت خاکی را
در باد بیفشانیم
در زیر نور ماه
واز اعجاز توانائی خود
فراتر از معجزات تمام رسولان
حیرت نکنیم
***
میان دو نیستی
سفری به هستی
و شاید میان دو هستی
سفری به نیستی

***
چه باید کرد
در زیر این اسمان پر بشارت
با گله های گمشده رسولانش
اگر بخاطر این همه
بر نخیزیم
بخاطر این همه نجنگیم
بخاطر این همه پیروز نشویم
یا نمیریم
و به هنگام مردن
باور کنیم که باور داشته ایم
که زنده بوده ایم
که درخت و ماه و خاک و بوسه 
 و حیرتها و لذتهای اعجازهای زندگی
را تجربه کرده ایم
چون زنده ای
***
صفوف بی پایان زندگان و مردگان
نه بر خلاف هم
بل به موازات و هم جهت میگذرند
هیاها کنان  و شادمان ودر سفر
ماامتداد یکدیگریم  و ادامه یکدیگر
بی هراس
و در چرخه نو شدن و دگرگون شدن

***
در صفوف زندگان ره میسپرم
دستی به شانه رفیق همراهم میزنم
می بوسمش و به صف بی پایان مقابل میپیوندم
به صف بی پایان مردگان
دستی به شانه ام میخورد
و لبخندی
با مردگان در سفرم! 
با پدرم
که آواز خوانان میگذرد

***
میان دو نیستی
سفری به هستی
و شاید میان دو هستی
سفری به نیستی
پانزده ژوئیه 2021 میلادی
اسماعیل وفا یغمائی

هیچ نظری موجود نیست: