دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی
افتاب خواهد دمید
مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند
نمایش پستها با برچسب قصةجام اسماعيل وفا يغمائي. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب قصةجام اسماعيل وفا يغمائي. نمایش همه پستها
۱۴۰۴ آذر ۲, یکشنبه
۱۴۰۲ اسفند ۳, پنجشنبه
قصةجام اسماعيل وفا يغمائي.
چند
دقيقه پيش مرده بودم!. بدنم آنجا مقابل رويم افتاده بود و داشت كم كم سرد
مي شد. به دستهايم نگاه كردم، به دهان بازم و دوتا از دندانهائي كه دكتر
«ژان» تازه آنها را تعمير كرده بود ولي متاسفانه نتوانستم چند روزي بيشتر
از آنها استفاده كنم. به پاهايم نگاه كردم ، پاهائي كه سالها راه رفته
بودند و دويده بودند و به جائي نرسيده بودند، به گوشهاي خنده دار و
پشمالودم كه ديگر مجبور نبودند سر و صداهاي آزار دهنده را بشنوند، به چهره
ام كه حالا آرام بود ادامه
_________________________________________
قصه جام نه سال قبل
برای نخستین بار در سایت دیدگاه به سرپرستی آقای ناظر منتشر شد.نظرات
خوانندگان برای خود من بعنوان نویسنده جالب تر از خود قصه بود. بعدها گویا
«افلاطون بی بدیلی ازتک نمونه های تاریخ بشر» از این قصه بعنوان سند چند همسری
بنده در جمعی عظیم سخن رانده بود!دعا میکنم عقلش بیاید سر جایش! و نیز کمی
ادبیات بفهمد در گوشه و کنار نیز ادمهای دیگری کوشش کردند و هنوز هم میکنند که گوش بنده را به بهانه این قصه
بکشند باید گفت جل الخالق از این همه فهم و ادراک! در هر حال بد نیست نظرات دهسال
قبل را بینید...ادامه
نظرات در باره قصه جام از سایت دیدگاه
اشتراک در:
پستها (Atom)

