در خوابیم//بربام بلند بومان بال بر بال می کوبند//وطلوع تاریکی رانوید می دهند//اینک طلوع ظلمت!اینک خورشید خونمرده خفه شده//اینک صبح سیاه//در قصابخانه ششصد هزار جسد بر قناره ها آویخته است//پیش از آنکه قصاب برگه تقاعدش را دریافت کند!!//وبنیاد خیریه اش را افتتاح کند!!//و پس از عمری دراز با طبل و شیپور وپرچم به خاک سپرده شود.//وما در هم آویخته ایم//کف بر لب وبرآهیخته دندان و بر بسته مشت//ودر پشت پنجره هامان به رضایت می گذرد//تمساح عظیم تاریک سیری ناپذیر// با لبخندش و هزاران دندانش//و ششصد هزار جسد هضم شده در بطن بی پایانش///در سوگ کلیمیان و در سوگ مسلمانان.اسماعیل وفا

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر