مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۵ تیر ۳۰, چهارشنبه

منظومه بر اقیانوس سرد باد اسماعیل وفا یغمائی

  بیست و هشت سال از سرودن این مجموعه گذشت. جائی که شک آغاز شد و من سر در پی خویشتن نهادم تا شاید خود را بیابم
 در كوچه هاى سياست
همواره جائى خونين هست
جايى با دهان هاى فراخ خيس لزج،
آنجا كه برقهرمانان دشنام مى بارند
ويلن هاى خائن مستانه مى غرند
در هر واژه قاتلى مى خندد
و بلاهت با بيضه هاى بنفش پرافتخارش مي رقصد،


دراين جاست كه مي ايستم در تمامت فريادم
با معرفتى چون ستاره اى دنباله دار
روياروى اقيانوس سرد باد
و در ژرفناى شب پرشهوت،
در اين جاست كه تمام سكه هاى اندوه را
در ميان ستارگان فرو ميريزم
تا از هر واژه عقابى بال بگشايد


از هر كلام غرش ببرى برخيزد،
در اينجاست
كه نطفه هاى خونين شعر من مايه مي بندد
با ستارگان پريده رنگ طغيان
چرخان در ظلمات زمين
و شادى طاغي از نيام تلخ درد بركشيد ه مي شود
در كلام شاعران وفادار تسخير نا پذير حرام زاده مغرور.
 

....در سايه گورى وتكيه زده بر سنگ گور زنى[ كه در روزگار حياتش نامش قصه بود] نشستم و چشمانم را بر هم نهادم. براى چند لحظه احساس كردم كه هيچ چيز حقيقى نيست و من در اعماق خوابهاى خويش در حال سفرم. سالها بود كه خوابهاى من لبالب تصويرهائى اين چنين بود. چشمهايم را باز كردم. همه چيز واقعيت داشت و شعر بر اقيانوس سرد باد بر اين چنين زمينه اى پر و بال دردناك و خونين اما نيرومند و پولاد آساى خود را گشوداما در اين زمينه متوقف نشد. اندكى پس از پرواز، من در جستجوى معناى خود ومعناى زندگى بر آمدم و اختيار بالها يم را به دست بادها سپردم. مى دانستم كه بايد سفر كنم و گرنه خواهم مرد. سفر بيش از يكسال به طول انجاميد و پس از يكسال چراغ قوه و قلم و دفترى را كه شبها با خود به رختخواب مى بردم و باعث بيخوابى و قرولند پسرك كوچك پنجساله ام مى شدم ــ كه نمى دانست چرا من در نيمه شب به كمك نور چراغ قوه مشغول نوشتن مى شوم و خواب او را آشفته مى كنم ـــ به كنارى گذاشتم وشعر تمام شد. .....ادامه منظومه بر اقیانوس سرد باد

۷ نظر:

ناشناس گفت...

بسیار عمیق وزیباست این منظومه. ماندگار باشید.

ناشناس گفت...

کاریست در حد بهترین آثار جهانی مثل سنگ آفتاب و بلندیهای ماچو پیچو با اینکه تاثیر این آثار در این شعر پیداست ولی چتنان با فرهنگ و زبان ایرانی آمیخته شده است که هویتی مستقل پیدا کرده است این اثری است که میماند و بارها باید انرا خوان تشکر از شما که انرا منتشر کردید.ح.م.پاریس

ناشناس گفت...

اسماعیل، عجب عکس باحالی شده. مثل آدمای فضایی ولی پر نور وابهت. به اقیانوس وکهکشان و این چیزها هم میخوره. سلیقه ی خوبی به خرج دادی.

ناشناس گفت...

واقعا یک اثر بی نظیر است هر چند مشکل و پیچیده است ولی عالی است امیدوارم یکروز این شعر بزبانهای دیگر ترجمه شود عمق و تصویرها عالی و باز هم عالی
یک دوست شعر دوست الف

ناشناس گفت...

آق اسمال، چه تپل مپل شدی، معلومه کله پاچه بهت میسازه، مخصوصا که وقتی کناره سفرت ایرج مثقالی و هممنشین بلا هم مشغول لمبوندن باشن!

ناشناس

ناشناس گفت...

خداییش این دوستان "جماعه" به غیر از لمپنیزم و یک سری شعارهای 10 من یک غاز چه چیزی جدید دارند. حالا دیگه گیر دادن به عکس اسماعیل. باید بهشون گفت :ای جان برادر الآن که فعلا" ترک الترکی نشستی قاچ شترشو محکم بچسب، خدای نکرده یک دفعه با مخ نیای پایین تو اون گرمای عربستان مخ منجمدت یخش آب بشه. شما اصلا" خودشو در رابطه با عکس و قیافه دیگران ناراحت نکن..؟؟!!

ناشناس گفت...

خداییش این دوستان "جماعه" به غیر از لمپنیزم و یک سری شعارهای 10 من یک غاز چه چیزی جدید دارند. حالا دیگه گیر دادن به عکس اسماعیل. باید بهشون گفت :ای جان برادر الآن که فعلا" ترک الترکی نشستی قاچ شترشو محکم بچسب، خدای نکرده یک دفعه با مخ نیای پایین تو اون گرمای عربستان مخ منجمدت یخش آب بشه. شما اصلا" خودشو در رابطه با عکس و قیافه دیگران ناراحت نکن..؟؟!!

افشین