مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

ه‍.ش. ۱۳۹۵ مرداد ۲, شنبه

دو مرثیه . اسماعیل وفا یغمائی

ياران همه رفتند و سواران همه رفتند
پيغام رسانان بهاران همه رفتند
آن پاكدلان نور نهادان همه رفتند
آن سرو قدان لاله عذاران همه رفتند
روزهای اول مرداد سا1367 بیش از هزار و سیصد مجاهد و مبارز درفاصله مرز ایران و عراق تا تنگه چهار زبر به سودای آزادی جانباختند.بیست و هشت سالاز آن ماجرا گذشت.من در این باره بسیار سروده ام.از زوایای مختلف و این دو غزل مرثیه را در مرداد سال 1367 برای دل خود سرودم در حالیکه از دو سو غریو پیروزی بلند بودو من در زیر پلکهایم میگریستم وبا لبهایم به اشکار میخندیدم باشد که روزگاری به حقیقت ماجرا داوری شود که فروغ جاویدان علت بود یا معلول و خودعلت چه حوادثی شد زنجیره ای از کنش و واکنشهای سیاسی ایدئولوژیک و... که هنوز هم ادامه دارد.اسماعیل وفا یغمائی ادامه دو مرثیه . اسماعیل وفا یغمائی

۱۲ نظر:

ناشناس گفت...


فرهاد کوهستانی
به مناسبت سالگرد پایان جنگ ایران و عراق
بعد از پذیرش قعطنامه 598 توسط خمینی، در مرداد 1367 ، مسعود رجوی دست به یک عملیاتی زد و آن را فروغ جاویدان نامید
در حقیقت امر هر دو طرف این معادله، به آخر خط سیاسی خود رسیده بودند.
خمینی بعد از گزارش اکیپ اقتصادی دولت و بعضی از کارشناسان صاحب صلاحیت در این خصوص؛ که وضعیت اقتصادی کشور را فاجعه بار اعلام کرده بودند؛ با بیان اینکه جام زهر را سر می کشد در حقیقت به شکست خود اعتراف کرد.
و قعطنامه 598 شورای امنیت را پذیرفت، و اعلام آتش بس کرد.
مسعود رجوی هم که روی جنگ سرمایه گذاری کرده بود؛ با شرایط جدید بوجود آمده؛ وی نیز به آخر خط مرحله ای خود رسید. و با یک تحلیل غلط از این شرایط,و بدون پذیرش شکست خطی خود , برای فرار از پرسشهای آتی, دست به یک کشتار آگاهانه, از نیروهای سازمانی خود زد. 1300 نفر کشته, تعدادی نامعلوم مجروح, نتیجه این کشتار آگاهانه بود.
این را می گویند اصل طلایی حداکثر تهاجم, البته نه برای رژیم خمینی, چرا که در یک معادله ساده ای نظامی پیشاپیش, نیروهای مجاهدین, که تعداد قابل توجهی از آنها حتی یکبار هم دست به اسلحه نبرده بودند، بازنده ای این چالش به شما می رفتند.
اصل طلایی حداکثر تهاجم, معطوف به تهدید داخلی بود. چرا که بعداز یک شکست خطی, یا باید این شکست را پذیرفت, و مابه اضاء آنرا نیز از نظر سیاسی با یک انتقاد ازخود پاسخ داد, عرصه را به افراد صلاحیتدار سپرد؛ و یا اینکه برای فرار از این پاسخگویی دست به کشتار جدیدی زد.
البته در نشست بعد از این عملیات, وی اعلام کرد اگر این عملیات را انجام نمی دادیم, می سوختیم.
شایان یادآوری که, همانزمانی که اولین عملیات در چارچوب جنگ ایران و عراق کلید زده شد, آنچه که رجوی بعد از هشت سال آنرا سوختن مینامد, در همان نقطه هشت سال پیش آغاز شده بود.
با درود به روان پاک کسانیکه قربانی خودخواهیهای ... مسعود رجوی شدند.
فرهاد کوهستانی

عبدالله گفت...

ستایش های بی همتا و البته بی چشمداشت نثار آنان که در فروغ جاویدان برای رهائی ایران از رژیم جمهوری اسلامی جان باختند. و تیز این ستایش نثار همه کسانی از هر گروه و حزب و سازمان باد که از لحظه ی تولد نامبارک این رژیم بدخیم، جان خویش را فدیه آزادی ایران کردند. و ننگ و نفرت بی پایان نثار آنان باد که در این عرصه سی و پنج ساله ، هرکدام به سودائی و به طریقی با نهادن بار قصور و تقصیر بر دوش این جانباختگان ، دانسته و ندانسته از ژرفای این فجایع و از عظمت جنایت رژیم جمهوری اسلامی می کاهند.به ویژه ، به ویژه آنان که به لطائف الحیل می گویند اگر آزادی خواهان و در صدر آنها مجاهدین در مقابل رژیم تندروی نمی کردند رژیم تا این حد از خود سبعیت نشان نمی داد .ننگ ابدی بر رژیم جمهوری اسلامی و بزک کنندگان چهره کریهش از هر صنف و دسته و سامان و سازمانی.

رهی گفت...

زیبا و ماندنی. ممنون جناب یغمایی

ناجی گفت...

البته شعرتان زیباست ونثار سروقامتان قربانی نه دروصف رهبران سازمان. پایدار باشید.

ناشناس گفت...



ناشناس ناشناس گفت...

سواد و دانش بنده از شعر در همان سطح ابتدایی است ،در رابطه با مصراع انتهایی مرثیه زیبایتان تلخ است حكايت ز شكايت گذري نيست "

مرا به یاد این مصراع شعر حافظ می اندازد "سر ها بریده بینی بی جرم بی جنایت "اما به نظرم هم جرمی بود و هم جنایت و هم شکایتی است بس بزرگ که نباید گذشت زمان ان را از یاد ها بزداید که محال است از یاد ها برود ،اسمائیل عزیز گر چه درد و شکایتی است که در ان مقطع رهبری سازمان (آقای مسعود رجوی)بر اثر اشتباش محاسبه وبا تاسی به دو عملیات قبل از فروغ (آفتاب و چلچراغ )که نقش استراتژیک و تعیین کننده ارتش عراق را از بدنه تشکیلات عامدانه پنهان نگاه داشته بود ،در جوی اکنده از احساسات و بدور از یک تحلیل جامع و علمی دستور حمله را صادر نمود ،بلکه درد بزرگتر و شکایتی بسا به درازای تاریخ مجاهدین،کردار ،رفتار و عملکرد امروزی رهبری مجاهدین است که گویا اگر با دانش امروزی هم به ٢٥ سال قبل بازگردیم باز آقای مسعود رجوی تعلیمی بدست و در هیبت یک رهبر مافوقتر از ابر قدرتین شرق و غرب دستور حمله را صادر میکند از آثار ان عملیات نا بخردانه علاوه بر نزدیک به ١٥٠٠ زن و مرد و پیر و حتی کودک که در ان صحنه عملیات پر پر شدند و خود نیز عزیزی را از دست دادم ،نه یک و یا دو مرثیه بلکه بایستی هزاران مرثیه بر آنان سرود و زمزمه کرد ،نباید تاثیرش را بر کند شدن یا انسداد روند جنبش ازادیخوهی مردم ایران چشم پوشید که امیدوارم آقای رجوی پاسخگوی جامعه و تاریخ ایران باشد گرچه متاسفانه ایشان تنها در مقابل خدا پاسخگو هستند و لاجرم ما نیز تا لقا الله می باید صبر پیشه کنیم و شکایت را از یاد نبریم ،یاد همه ان پر پر شدگان گرامی باد .علی

ناشناس گفت...

خداوند همه را بیامرزد با ایمان رفتند ولی مسعود رجوی بنائی را از اول اشتباه شروع کرد که فروغ جاویدان یک خشت آن است و هنوز هم ادامه دارد و معلوم نیست چی میشود
نازنین

رضا ارجمند گفت...

این عملیات هم در همان ردیف عملیات سی خرداد و پنج مهر بود. باسر زدن به دیوار آهنی که ترک بردارد. یا علی.

5000 نفر را که حدود 20% شان تا آن لحظه دست به سلاح نبرده و در هیچ عملیاتی حتی یک دوره آموزشی هم شرکت نکرده بودند, در یک خط مستقیم( شاهکار تاکتیک نظامی و به عبارتی خودکشی دسته جمعی), به جنگ یک نیروی نظامی برخوردار از آتش هوایی و درآمده از یک جنگ هشت ساله, یکی از احمقانه ترین نمونه های جنگهای کلاسیک است. هیچ و واقعا هیچ تفاوتی با فرستادن نیروها بر روی مین و امید به کرامات امام زمان بستن ندارد.

امیدوارم روزی یکسری نظامی جنگ دیده این عملیات , نیروی آتش آن در مقا بل آتش دشمن ( مسلسل در مقابل اسکادران فانتوم) و اهداف نظامی آنرا ( فتح ایران) برسی کنند تا معلوم شود که فرماندهی تا کجا در عالم هپروت غرق بوده. متاسفانه مجاهدین آنقدر تقدس خود را بالا میبرند که جرات هیچ شک و شبهه ای نماند.

در سی خرداد هم باید حداقل یک نیروی نظامی گسترده تظاهرات را پیشداری میکرد. نتیجه فرستادن چاقو و تیغ ماکت بری در مصاف با آتش سلاح گرم و مسلسل سنگین همان بود که دیدیم. البته مثل همیشه رهبری بعد از عملیات مکاشفه نموده و میفرماید باید مردم میدیدند که ارتجاع تا کجا خونریز بوده که فریاد اعتراض را با گلو بریدن پاسخ داده.

مردم بعد از یا روسری یا تو سری و عباس عمانی و هفتاد شهید دیگر, بعد از کردستان و گنبد و بستن دانشگاهها فهمید ارتجاع چیست و مرتجع کیست. این نیروی پیشتاز روشنفکری بود که تحلیل کتابی (ذهنی) از ارتجاع داشت و مطابق معمول رودست خورد و صد سال هم فکر نمیکرد ارتجاع اینطور خون بریزد.

و البته از آنجا که بدنه نه سلاح داشت و نه هیچ آمادگی, بزرگترین و شایسته ترین نیروی انقلابی تاریخ ایران زیر پلها, توی جاده ها و ایستگاهها به تور افتاد. البته از نظر رهبری سلاح و امکانات و تعدد نیرو همه تعادل قوایی فکر کردن و از کرامات امداد های غیبی بی خبر بودن است.

آنچه باید در سی خرداد می کردند , فرستادن نیروی گسترده نظامی برای حراست تظاهرات مردم, در پنج مهر کردند. انگار نه انگار که ارتجاع نود روز است که سر می برد و در روزنامه و تلویزیون اعلام میکند, انگر نه انگار خاک تهران را توبره و قدم به قدم کمین گذاری و سنگر بندی کرده اند, انگار نه انگار نود روز است قتل عام است و کشتار, بزعم رهبری پتانسیل انقلابی همان بوده که در سی خرداد بوده و 90 روز قتل عام و ترور تاثیری بر روحیه مردم نداشته. نتیجه آن تکنیک مشعشعانه را هم دیدیم. البته بعدا فرمودند که خیر قصد سرنگونی نبوده و صرفا شعار مرگ بر خمینی را می خواسته اند مردمی نمایند. یکی نیست بپرسد رادیو در دست نبود؟ بگذریم که توده هنوز که هنوز است خواب دوران طلایی امام را میبیند و شعارمرگ بر خمینی جا نیفتاد که نیفتاد.

esmail گفت...

جناب

clssisfilm20@gmail.com
لطفا مودب باش و حرفت را بزن نوشته ات قابل درج نیست و اینطور ابروی مجاهدین را می بری متاسفم

ناشناس گفت...

درود بر تك تك مشعلهاى فروزان خلق كه سبكبال در آتش آزادى خلق قهرمان پر كشيدند و با پرواز خود مسير خروش مردم را هموار نمودند. جانفشان گوهران خلق هميشه بهار.
ننگ بر مارمولكهاى سياسى كه در هپروت خيانت، جنايت رژيم فاشيستى را كم رنگ مى كنند و تلاش بيهوده در مقصر دادن قربانيان فاشيسم مذهبى مى نمايند.
در فرهنگ اين وادادگان خيانتكار تازه به دوران رسيده جدا كردن سر از بدنه نهادينه مى باشد غافل از آنكه تمامى تحركات ارتجاع از براى اين هدف به جايى نرسيده و دستهاى نجس هر مزدور ارتجاع كه براى اين هدف دراز شود توسط خلق قهرمان قطع شده و خواهد شد. ترديد نكنيد.
شب دراز و قلندر بيدار.
كانال هوا شناسى

خیر انسا گفت...

لعنت بر جد و آبا کسانی که با اشتباهتشان جنایات رژیم پلید را مدد رساندند

ناشناس گفت...

کانال زمین شناسی
ای عزیز دل برادر کانال جان چرا بیراهه میروی عزیزم مگر چه شده اگر شما حق باشید خوب نگران چی هستید عزیزم اگر کسی چیزی مینویسد و یا میگوید اگر خطا بود اگر توهین بود اگر هر زهر ماری هم که باشد و چون شما برحق هستید نگران نباش عزیزم اینقدر جوش نزن مثل یک ادم سیاسی بیا بحث کن و بگو کجای حرفها اشکال دارد این موضوع که میگم مشکل هم رهبر عقیدتی است و هم زنشان و بیت شان هم زمین داران و هواداران و هم کانال دارانشان تحمل شنیدن حرف را ندارند اگر ما امروز که رهبر عقیدتی به حاکمیت نرسیده نتوانیم حرف بزنیم بدون شک فردا پس از حاکمیت مجاهداللهی ها زبانمان را هم از گلویمان بیرون خواهید کشید .شما که امروز نه حاکمیتی دارید و نه توان حاکمیت وقتی چنین میکنید و صداها را خفه میکنید فردا که به حاکمیت برسید چشم مخالف رو در خواهید اورد ای عزیز ای نازنین تابحال فکر کردی چرا مردم ایران هیچ توجهی به پیام های رهبر عقیدتی و زنشان نمی کنند و تره ای برایشان خورد نمی کنند حتما دلیلی دارد عزیز دلیلش چیست عزیز من ؟
من پیشنهاد میکنم اصلا از دنیای مجازی خارج شوی برو از اقوام دور و نزدیک خودت که در ایران زندگی میکنند بپرس بنده پرسیده ام خلاصه اش را به تو میگویم فحش هائی که به جماعت رجوی میدهند برابری میکند با فحش هائی که نثار ملاها میکنند بعضا فحش های خیلی خیلی خیلی بدتری هم به اینهامیدهند که ادم خجالت میکشه اصلا بگه منظورم اینه فاتحه سازمان مجاهدین خلق به عنوان الترناتیو را بخوان عزیز من مردم ایران الترناتیوی میخواهند که در کنارشان همگام با انها مبارزه میکند در 18 تیر به خیابان بیاید و همصدا با انها شعار ازادی بدهد الترناتیوی میخواهند که در جریان قیام جنبش سبز همراهشان و همگامشان باشد نه اینکه برای قیام کنندگان ترانه ویروس سبز بسازند ای عزیز من شما و سازمان شما باید به روز شوید سازمان شما از جامعه ایران خیلی دور شده است یعنی متعلق به 50 سال پیش است دیگر به درد امروز ایران نمی خورد سازمان شما در پنجاه سال پیش زندگی میکند و نه در سال 2015 مهمترین نکته که سازمان مجاهدین خلق به ان نیاز دارد یک انقلاب واقعی در درونش است اول از همه رهبری و زن رهبری و بیت رهبری را باید بریزد توی سطل اشغال بعد که اینکار را کرد بنشینند ببینند در این سالها چه گندی زده اند بعد با شجاعت تمام اعلام کنند اهای مردم ما میخواهیم همگام شما باشیم عذر میخواهیم که برای شما ترانه ویروس سبز ساختیم عذر میخواهیم که رهبر مادام العمر برای خود انتخاب کردیم و وووووووووو
ایا این پیشنهادات بد است عزیز من ؟
خانم و اقای رجوی هم باید شجاع باشند و جایشان را بدهند به ادم های شایسته اگر در درونشان وجود داشته باشد
کانال عزیز ایا سخنان درست نیست ؟ در تمام احزاب چنین پروسه ای بصورت رسمی اجرا میشود پس شما هم میتوانید

ناشناس گفت...

درود بر رجوی و شرافت و شهامتش در مبارزه با ملای بیشرف
افسانه