فریبا
هادیخانلو یکی از عوامل به خدمت گرفته شده از سوی مجاهدین، «شاهد» محمد
حسین توتونچیان دیگر مأمور این سازمان برای تولید دروغهای عجیب و غریب
علیه من است. او به فرمودهی رهبری مجاهدین، همراه با محمدحسین توتونچیان
مدعی شد شهید به خون خفته، فاطمهی کزازی «نامزد» و «معشوق» من بوده است و
از آن بدتر این دو با تزویر و پروندهسازی آشکار، مدعی شدند که من برای
فرار از مجازات اعدام، جلال و فاطمه کزازی را لو داده بودم. در حالی که
جلال دو هفته قبل از من و فاطمه دو سال بعد از من دستگیر شده بودند و من در
دوران یاد شده در زندان گوهردشت مشغول تحمل دوران زندانم بودم. ادامهی مطلب...دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی
افتاب خواهد دمید
مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند
۱۳۹۲ آبان ۷, سهشنبه
فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین» ایرج مصداقی
فریبا
هادیخانلو یکی از عوامل به خدمت گرفته شده از سوی مجاهدین، «شاهد» محمد
حسین توتونچیان دیگر مأمور این سازمان برای تولید دروغهای عجیب و غریب
علیه من است. او به فرمودهی رهبری مجاهدین، همراه با محمدحسین توتونچیان
مدعی شد شهید به خون خفته، فاطمهی کزازی «نامزد» و «معشوق» من بوده است و
از آن بدتر این دو با تزویر و پروندهسازی آشکار، مدعی شدند که من برای
فرار از مجازات اعدام، جلال و فاطمه کزازی را لو داده بودم. در حالی که
جلال دو هفته قبل از من و فاطمه دو سال بعد از من دستگیر شده بودند و من در
دوران یاد شده در زندان گوهردشت مشغول تحمل دوران زندانم بودم. ادامهی مطلب...
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
۱۰ نظر:
دوستان شش نظر از آنجا که روی مسائل شخصی زندگی خانم مربوطه و نامبردگان از زندگان و غیر زندگان در این رابطه متمرکز شده بود قابل انتشار نیست لطفا در محتوای نقد کنید روابط خصوصی افراد و افشای انها قابل انتشار نیست. دو نظر نیز چون با توهینهای شدید شخصی به افراد همراه بود منتشر نشد . لطفا ضوابط را زرعایت کنید با پوزض و سپاس
سلام آقای یغائی. من این مطلب را دوازده بار خواندم ولی حتی یک مورد پیدا نکردم که بشود بر اساس آن خانم فریبا هادیخانلو را به همکاری با رژیم جمهوری اسلامی متهم کرد. این مقاله به نظر من فقط جنبه تلافی جویانه دارد . اصلا معلوم نیست آقای مصداقی در این مقاله می خواهد چه چیزی را ثابت کند؟ حسین توتونچیان در مقاله خودش با اشاره به صفحه و جلد کتاب از قول مصداقی نوشته که ایرج از این که او همراه ماموران رژیم به گشت زنی رفته و نامزد سابق و برادرش را لو داده است شرمسار است. خب ، ما بعدا از طریق همسر ایرج و خود ایرج و خانم قزلو فهمیدیم آن خانم نامزد ایرج نبوده . این که مساله مهمی نیست. حالا یا نامزد بودند یا نبودند. بالاخره آقای مصداقی اقرار کرده که همراه ماموران رژیم به گشت شناسائی میرفته است. این را که دیگر خود مصداقی نوشته است.و معلوم است که ماموران رژیم آن زندانی را برای شناسائی همراه خودشان می برند که قبول کرده باشد همکاری کند و جا و مکان را نشان بدهد. اصل قضییه این هست. حالا چه فرقی میکند که جای غریبه را نشان بدهد یا خودی را. جای برادر را نشان بدهد یا دوست را یا نامزد را؟ اقای مصداقی در این مقاله این همه مطلب بر ضد فریبا هادیخانلو نوشته که هیچکدامشان دامن این خانم را لکه دار نمی کند. به نظرم بهتر است آقای مصداقی سکوت کند ، شاید این سکوت بیشتر از هر کسی به نفع خودش باشد و مردم از یادشان برود که ایشان در لو دادن مبارزان و مجاهدان با دژخیمان رزیم همکاری میکرده است( طبق گفته خودش در کتابش)
سلام اقای مرتضا
ایرج مصداقی خود توضیح داده من توضیحی ندارم فقط میگویم بجز آن دو موجود فرا انسان تقریبا همه در این دستگاه یا مامور اطلاعاتند یا خواهند شد ولیحتی مامور اطلاعات هم باشی اگر در خدمت باشی جزو پاکان و نیکانی.من ایرج مصداقی را میشناسم تا همین لحظه که دارم این را مینویسم میگویم تلاش برای الوده کردن مصداقی بیهوده است اویکی از سمبلهای استوار افشاگری و مبارزه علیه جلادان بوده و هست.این افشاگریهای بی سند و مدرک و یا تکه ای از واقعیت را بدون دو سوی آن بر گرفتن وافراد را متهم کردن دیگر کاربرد ندارد. دستگاهی که قصیم و روحانی را پس از سی سال تبعید یکشبه قاتل بچه های اشرف معرفی میکند و خود مرا مامور اطلاعات دستگاهی در یک کلام پفیوز است برادر من. معذرت میخواهم از کار برد این کلمه از حضورتان ولی مادران ما ما را به دنیا نیاوردند تا پس از سالها رنج در گامی فراتر از خمینی و بدون هیچ شرمی هر نجاستی را میخواهند به دندان کشند. رفیق عزیز آیا در جهان دشنامی بالاتر از قاتل اشرفیان بودن ومامور شکنجه گاههای خکمینی بودن برای ایرانیان وجود دارد . این اشغالهای متعفن سیاسی من و ما را به این آذین کرده اند پس چه انتظاری در مورد مصداقی از انان هست. با درود و پوزش مجدد
پرنده
جناب مرتضی احسانی حق والنصاف دست خمینی وبسیجی های خمینی را از پشت بسته اید کجا اقای مصداقی گفته اند که به همراه ماموران به گشت زنی رفته اند براستی شما جز دروغ ونیرنگ چه کاری بلدید به قول اقا اسماعیل کسی که به بهترین فرزندان ایران زمین همچون اقای قصیم وروحانی ومصداقی وجمالی مزدور واطلاعاتی میگوید حقیقتا از مرزهای انسانی عبور کرده من نمی دانم چه به بی حیا ها بگویم که نه خجالت میکشند و نه حیا دارند فقط دارند عقده رهبر شکست خورده را خالی میکنند تا مردم به جای اینکه از این رهبر پس مانده خمینی بپرسند پس از 34 سال چه کردی به جای اینکار دارد مانور میدهد که مردم بروند ویقه منتقدان همچون اقای مصداقی را بگیرند .واقعا شرمتان باد بی شرمان وبی حیا ها بروید گنداب های درون خودتان را جمع کنید که عالم را برداشته است .در ضمن شما که اسمت را گذاشته ای مرتضی احسانی خودتی و اربابت همین
پرنده
واقعا ادم می ماند به این پس مانده های بسیجی از جنس رجوی چه بگوید تنها چیزی که اینها دارند دروغ است ودروغ ودروغ باور کنید من در عمرم به دروغ گوئی اینها ندیده ام همین فردی که اسمش را گذاشته مرتضی احسانی ببینید چگونه میگوید من 12 بار مطلب اقای مصداقی را خوانده ام وبعد میگوید که مصداقی گفته با ماموران برای شناسائی میرفته است .باور کنید اینها بیمار هستند بیمارانی که توسط رجوی الت دست قرار گرفته اند رجوی برای گریز از پاسخگوئی یقه منتقدین را گرفته است و با بی شرمانه ترین روش ها گوی سبقت را از ارباب عقیدتی اش خمینی ربوده است ولی ما به رجوی وسربازان گمنامش میگوئیم هر چه به دهانتان می اید بگوئید در قانون هستی چیزی وجود دارد به نام پاسخگوئی اگر امام گور به گور شده تان که یازده سال است در زیرزمین و پستوها گم شده است اما روزی باید پاسخ اینهمه نامردی را بدهد .روزگار دروغ گوئی وشیادی پایان یافته عزیزم من و ما نشسته ایم برای ظهور رهبرتان سوال های زیادی داریم سعید جمالی یک نفر نیست صدها سعید جمالی وجود دارند که رجوی به انها خیانت کرده ونه ما بلکه به مردم ایران .
درود بر شما آقای مصداقی تا جائی که من اطلاع دارم این خانم که امروز هوادر مجاهدین شده!! در پروسه جدائی اش ازمجاهدین در آلمان همراه با خانمی بنام سیما که همسر م. بارون شاعری بود که در سال 1365 خود را در بغداد دار زد و خودکشی کرد اتوموبیلی را از انجمن مجاهدین میربایند و فرار میکنند ومیروند دنبال زندگی خودشان و امروز دوباره انقلابی شده اند واقعا چه روزگاری شده است
روزى بند از بند رژيم خواهد گسست
سلام آقای یغمائی. مرسی از جوابتان. ولی با عرض معذرت باید عرض کنم این چیزهائی که نوشته اید ربطی به کامنت من ندارد حتی اگر صد در صد هم درست باشند و به قول معروف مو لای درزشان هم نرود.اظهار نظرتان در ضمن هیچ ربطی به این مقاله مصداقی ندارد.من در کامنتم از هیچ مجاهدی و از هیچ گروه سیاسی دیگری دفاع نکرده ام.دیگرانی هم که زیر کامنت من هر چه توانسته اند بد و بیراه به من گفته اند و من را به مجاهدین چسبانده اند از بیخ و بن به اشتباه رفته اند. من نگفته ام ایرج مصداقی مامور یا مزدور رژیم جمهوری اسلامی هست. من سند معتبری برای این که چنین اتهامی به ایشان بزنم ندارم.اگر هم چنین سندی میداشتم مطمئن باشید آن را در این کامنت نمیاوردم. من حرفم را باز هم تکرار میکنم و میگویم حسین توتونچیان در مقاله خودش با اشاره به صفحه و جلد کتاب خاطرات مصداقی از زندان از قول مصداقی نوشته که ایرج از این که او همراه ماموران رژیم به گشت زنی رفته و نامزد سابق و برادرش را لو داده است شرمسار است. خب ، ما بعدا از طریق همسر ایرج و خود ایرج و خانم قزلو فهمیدیم آن خانم نامزد ایرج نبوده . این که مساله مهمی نیست. حالا یا نامزد بودند یا نبودند. بالاخره آقای مصداقی اقرار کرده که همراه ماموران رژیم به گشت شناسائی میرفته است. این را که دیگر خود مصداقی نوشته است.و معلوم است که ماموران رژیم آن زندانی را برای شناسائی همراه خودشان می برند که قبول کرده باشد همکاری کند و جا و مکان را نشان بدهد. اصل قضییه این هست. حالا چه فرقی میکند که جای غریبه را نشان بدهد یا خودی را. جای برادر را نشان بدهد یا دوست را یا نامزد را؟ اگر آقای مصداقی در کتابش ننوشته است که همراه دژخیمان رژیم به گشت شناسائی میرفته بنده در همین سایت شما هزار بار از او معذرت خواهم خواست و از تهمتی که بر اساس نوشته حسین توتونچیان به مصداقی زده ام از او طلب عفو میکنم.
اقاي يغمائى
چرا كامنت قبلي مرا حذف كرديد؟ من كه از ان خانم و اقاى مصداقى تعريف كردم و گفتم جاي شكرش باقي است كه هر دو انها از وزارت بد نام و بي ناموس وزارت اطلاعات خامنه اي فاصله ميگيرند. همين نوشته ها خود بيانگر اين نكته است. من ان را مثبت و بنفع تعميق مرزبندي مبدانم
با غيرت
با سلام
من مدتها قبل ایمیلی برای مصداقی عزیز زدم. در آن انتقاداتی به ایشان کردم. البته هنوز نیز به این انتقادات و چه بسا فراتر از آنها معتقدم. اما این انتقادات در برابر حرکت عظیمی و کم سابقه ای که کرده اند رنگ می بازد (البته از بین نمی رود). مدتهاست که از ایشان مطلب می خوانم. بعضی مواقع لحن ایشان را نمی پسندم. بعضی مواقع استدلالهای ایشان را کافی و قوی نمی دانم و بسیاری انتقادات دیگر. اما گزارش 92 اگر تنها نوشته ایشان می بود و هیچ نوشته و تلاش دیگری از او وجود نمی داشت برای درخشان بودن یک زندگی کفایت می کرد. همانطور که خود او در نوشته اخیر خود اشاره کرده است او انسان است و ممکن الخطا. اما مطمئن هستم حتی نزدیک ترین مریدان شازده (با اجازه آقای جمالی من بعد از این لفظ استفاده می کنم) نیز در خلوت خود او را تحسین می کنند. به واقع چند نفر را در تاریخ ایران سراغ دارید که چنین شجاعتی را از خود به خرج دهد و در برابر یک سازمان با تشکیلات امنیتی پلیسی بایستد. و چند واقعه را سراغ دارید که این چنین لرزه بر اندام ساختار یک سازمان اندازد و آن را تا مرز فروپاشی پیش ببرد. هر چه بیشتر مریدان می نویسند نوشته بیشتر کار خود را می کند. به گمانم مصداقی اگرچه با آگاهی کامل از تاثیر نوشته اش قلم زد اما این اثر بعد از نوشتن شخصیتی مستقل از نویسنده پیدا کرده است و هر روز رشد می کند. مریدان بی آنکه خود بدانند و بواسطه جهل مرکبی که دارند هر روز به تنومندتر شدن این نوشته و تاثیر بیشتر آن کمک می کنند. قصد بی عیب نشان دادن مصداقی را ندارم. قصد بت کردن ایشان را نیز ندارم. بارها پیش آمده است که نوشته های ایشان مرا رنجانیده است. بارها قضاوتهای ایشان را نادرست ارزیابی کرده ام. اما مریدان کم هوش. با شمایم. کدام یک جرات دارید کوچکترین انتقاد که نه بلکه کوچکترین سوالی از غایب کبری و امام زمان دوران نمایید که او از طرح آن سوال خوشش نیاید. کدام یک شهامت این را دارید که کوچکترین اقدام شازده و حلقه نزدکانش را نه اینکه زیر سوال بلکه تنها کمی و کمی حتی در ذهن خود و یا حتی در خواب خود مورد ارزیابی قرار دهید. به واقع هیچیک. می دانم کار او حسادتها بر انگیخته است. می دانم اگر بتوانید بند بند او از هم جدا می کنید. می دانم نگرانید و می دانم خوابتان آشفته است. اما امروز گزارش 92 خود یک شخصیت و هویت مستقل است. خود یک ندا و صیحه وجدان چند نسل است. بدون مصداقی که امیدوارم سالهای سال در سلامت زندگی کند نیز به عمر خود ادامه خواهد داد. گزارش 92 یاران خاموش را به صدا درآورده است. ترسها را شکسته است و باز هم خواهد شکست. قلمها را به حرکت درآورده است. به یمن وجود اینترنت نمی توان آن را محو کرد و یا آتش زد. زنده است و روزی در تاریخ ایران زمین از آن به عنوانی حرکتی تاریخ ساز یاد خواهد شد البته نه از نوع تاریخ ساز شازده این را مطمئنم. در انتها نیز برای عاقلان می گویم. بروید صفحات قبل و بعد تهمت ناجوانمردانه و رفرنسی که به کتاب او داده اند را از زبان خود او بخوانید. نمی دانم اگر شرم زبان داشت چه می گفت. این رذالت تمامی حقیران تاریخ است که قسمتی از متن را طوری انتخاب کنند که عکس خود معنی دهد. با شمایم که در نوک پیکان تکامل ایستاده اید. با شمایم که بارها در کوره انقلاب ایدئولوژیک و نشستهای دیگ و رقص رهایی و ... هر بار از قبل پاکتر و انسان تر شده اید. با شما که خود را همانند یاران حسین در نظر می گیرد. من زمینی به شما شتاره های کهکشان توصیه می کنم بروید همان صفحات مورد ادعا را بخوانید. شاید خجالت کشیدید. بخوانید که نویسنده حقیر چگونه حسن یک انسان را قبح نشان داده است. به قول یغمایی تا کجا یک ساختار می توان آلوده باشد که خروجی اش چنین افرادی با چنین طرز تفکر آلوده ای تربیت شوند. در آخر نیز به مریدان شازده یادآوری کنم که بدانید همگان از دریچه "ج" مسائل دنیا را تحلیل نمی کنند. کسی که با ذره بین دنبال ارتباطات "ج" دیگر افراد است به احتمال زیاد ذهنش سراسر مملو ز اینگونه افکار است. این را باز مریدان عاقل بروند از عالمان روانشناسی بپرسند.
ارسال یک نظر