دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

افتاب خواهد دمید

افتاب خواهد دمید

مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

این است جهان ما در این لحظه

این است جهان ما در این لحظه
روی تابلو کلیک کنید

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۲ آبان ۲۰, دوشنبه

درباره جریان حاکم بر سازمان مجاهدین خلق ایران ـ ...10 ـ تشکیلات آهنین یا مشت آهنین؟ و... «رقص رهایی» 4 سعید جمالی

ماجرای رقص رهائی
حوالی سال 1380 یا 81 بود که یکی از خانم های شورای رهبری... به من گفت که شب به محل یکی از یگانها بروم... شب هنگام به من گفتند که در اتاقک ورودی ساختمان مستقر شوم و نگهبانی بدهم و مواظب اوضاع و تلفن ها باشم و به کسی هم اجازه ورود به محل را ندهم چون خودشان نشست دارند... مدتی بعد صدای جیغ و فریادهای بسیار ناهنجار و کلمات و واژه‌های بسیار زننده ای بگوش میرسید که قابل ذکر نیست اما تا آنجایی که می شد فهمید داستان از این قرار بود ... ادامه‌ی مطلب
*درباره جریان...10 ـ تشکیلات آهنین یا مشت آهنین؟ و... «رقص رهایی» 4*درباره جریان...9 ـ تشکیلات آهنین یا مشت آهنین؟ و مقوله"انقلاب ایدئولوژیک"3*درباره جریان...8 ـ تشکیلات آهنین یا مشت آهنین؟ و مقوله"انقلاب ایدئولوژیک"2*درباره جریان...7 *درباره جریان...6 ـ اشتباه نکنید! اینجا وزارت اطلاعات نیست!*درباره جریان حاکم بر سازمان مجاهدین خلق ایران ـ 5*درباره جریان حاکم ... ـ قسمت چهارم ـ چرخه معیوب*درباره جریان حاکم بر سازمان مجاهدین خلق ایران ـ قسمت سوم*درباره جریان حاکم بر سازمان مجاهدین خلق ایران (2)*درباره جریان حاکم بر سازمان مجاهدین خلق ایران-قسمت اول

۵۲ نظر:

دریچه زرد گفت...

دوستان و کاربران گرامی
اامروز تا الان مجموعا 107 کامنت برای دهمین قسمت نوشته های آقای جمالی نوشته شده که هیچکدام به دلیل توهین و فرهنگ بکار رفته و زوم شدن روی فرد و نه موضوع قابل انتشار نیست. لطفا در نوشتن کامنتها دقت کنید در غیر اینصورت بطور جدی طرف خطاب شما هر کس باشد منتشر نخواهد شد با پوزش و تشکر

یاشار گفت...

ـ در این سالهای اخیر (اواخر دهه 70) خانم های شورای رهبری گاها برای مدت زیادی یگانها را ترک کرده و به محل استقرار "رهبری" میرفتند، گاها برای سر کشی می آمدند و دوباره بر می گشتند، شاید هم برای انجام کارهای فردی وشخصی مراجعه می کردند، اگر چه ما باصطلاح برادران مسئول به روی خودمان نمی آوردیم اما همه متوجه تغییر وضعیت ظاهری این افراد شده بودیم که خلاصه به سر و وضع ظاهری خودشان بسیار بیشتر رسیدگی می کنند. همگی این احساس را داشتیم که دلیل این غیبت ها نمی تواند بحث های تشکیلاتی یا سازماندهی یا سیاسی و امثالهم باشد چرا که اگر چنین بحثهایی مطرح بود بعد بلافاصله نوبت برادران مسئول! بود که در نشست های بعدی شرکت کنند... بخاطر حجب و حیایی که ما برادران داشتیم بقول معروف در آن مناسبات "ذهن خودمان را باز نمی کردیم" و کنجکاوی نمی کردیم فقط گاها بصورت کنایه می گفتیم: "باز رفتند" احساس خوبی نداشتیم و خلاصه به این "غیبت" و رفت و آمدها با دیده شک و کمی چندش آور نگاه می کردیم.
یاشار

افسانه 28 گفت...

چه خبرها چه خبرهای وحشتناک خدا کند زودتر همه چیز روشن شود نخواستیم الترناتیو لعنت بر این چنین فکری

حمید گفت...

بچه ها این همه رزم و از خود گذشتگی در نبرد با خمینی پلید از خودشون به نمایش گذاشتن داخل سیاهچالها ، سلولها ، جوخهای مرگ و دار !
فقط ما نبودیم که با رژیم مبارزه میکردیم افراد ، گروه و جریانات دیگر هم بودن و هستند این شامورتی بازیها، تحقیرات درون تشکیلاتی این آقا و خانوم روی این انسانهای شریف و خانوادهاشون به چه منظورو انگیزه ای بوده ؟
زن و مردها جدا شدن بعدش بچه ها را از آنها جدا کردن که شاهد سرنوشت غم انگیز خیلی از این بچه ها بودیم در خارج و حالا هم زنهای شورای رهبری این آزمایش چندش آور را بدهند این فاکتها نشانی از استیصال و درماندگی این آقا و خانوم است !
این نوشته و کامنت حرف دلم نبود اما متاسفانه طوری نوشتم که دریچه زرد آنرا منتشر کنه !
حمید

حمید گفت...

با درود فروان خدمت مسئولین دریچه زرد !
خواهشن این موضوع مهم که منبع ان فرمانده افشار است وبه پاکیزگی و درست بودن مطالب ایشون شکی نیست!
اشتباه میباشه که کامنتهای که فحاشی در ان نیست از طرف دریچه زرد منتشر نمیشه !
به هر حال ریش و قیچی دست شماست ! پایدار و سلامت باشین
حمید

ناشناس گفت...

ثریا سنجری


این یک اشتباه فاحش است که روی مسائل جلوی دید و دم دست؛ نظیر روابط زن و مرد، زوم شویم. این ها وسیله ای بود برای عملیاتی کردن یک استراتژی ویرانگر؛ در جهت تمایلات فرقه ای گروه رجوی.
خیانت بزرگ را آقای رجوی درابعاد فرا ملی انجام داد. بطور مشخص روی دو مولفه میتوان تا کید کرد:
الف- در هم شکستن زمینه های وحدت نیروهای ترقی خواه ، در ابعاد وسیع ملی .
ب- از محتوا تهی کردن سازمان مجاهدین به عنوان بخشی از نیروهای ترقی خواه و ملی، به گونه ای که این ساختار شکنی؛ سازمان مربوطه، را به یک کالبد فاقد روح تبدیل کرد.
احزاب و گروه های سیاسی در یک جامعه ای پیشرفته، محل تجمع سرمایه های انسانی یک جامعه محسوب می شود، که در جهت ساختن آن جامعه نقش بازی می کنند.
نگاهی به اهم فعالیتهای " گروه رجوی" بعد از کودتای 1364، حاکی از این است که جز شکست های پیاپی استراتژیک، حاصل دیگری نداشته است. نگاه گذرار به این پریود؛ واقعیت ها را بیشتر مشخص می کند
الف- به بن بست رسیدن استراتژی سقوط شش ماهه رژیم؛ و اعزام گروه های عملیاتی به داخل. پاسخ رجوی به این شکست؛ کودتا سال 1364 بود.
ب- آتش بس بین ایران و عراق و پایان جنگ هشت ساله، و به بن بست رسیدن استراتژی " ارتش آزادیبخش". پاسخ رجوی به این شکست استراتژیک؛ عملیات موسوم به فروغ جاویدان بود با 1300 قربانی و تعداد نامعلوم مجروح و مقفود. درود به روان پاک این جانباختگان.
ث- تاکید بر ماندن در عراق؛ بدون هیچ رابطه مستقیمی در ارتباط با مبارزه با رژیم. نتیجه ای یک چنین سیاستی؛ قتل عام های پی آپی در اشرف و لیبرتی بود. درود به روان پاک این جانباختگان.
ج- در فقدان هیچ زمینه ای مساعدی در داخل ایران؛ تبدیل شدن به مخبر؛ در دالانهای سیاسی محافل بین اللملی.
باشد که شخص آقای رجوی در مقابل دادگاه تاریخ پاسخگو باشد .
ثریا سنجری

میرزا گفت...

امروز صبح که نوشته آقای جمالی را در مورد ماجرایی که در واقع قلم و زبان در وصف عمق پوسیده و متعفن آن عاجز است خواندم! دیگر دست و دلم بکار نرفت ! تو گویی چیزی در درونم فرو ریخت! ذهنم به گذشته های دور رفت. مادر را به خاطر آوردم که در اتاق نشیمن به برادر بزرگم التماس میکرد که با خواهرها صحبت کند تا حداقل شبها را به خانه برگردند! برادر که خود چندی پیش در زمستان ٥٧ از زندان آزاد شده بود با لحنی آرام به مادر اطمینان میداد که مادر نگران نباش، این سازمان ادامه دهنده راه حسین است و افرادش به همان پاکی و فدای یاران حسین.
اشک و آه مادر را به به هنگام آخرین خدا حافظی قبل از مخفی شدن به یاد آوردم! التماس میکرد که شما فقط پروین و مریم را به من برگردانید خودتان اگر میخواهید در رکاب حسین باشد بروید خدا به همراهتان! به مادر گفتم حسین که به میدان رفت زینب را هم با خود به میدان برد! این کلام من او را آتش زد اشگ بر پهنای صورتش میریخت و نای ایستادن نداشت. در آغوشش گرفتم و گفتم مادر به تو قول میدهم که ما با بهار باز خواهیم گشت و دوباره خانه مان روی زندگی و شادی را خواهد دید. مادر را با سه نوه کوچکش تنها گذاردیم و به میدان نبرد برای آزادی!! شتافتیم.
به یاد رفیقانی افتادم که در پی من به تشکیلات پیوستند. اصغر، مرتضی، حجت، مهدی، بهنام، صمد، حمید، مهدی با دو خواهرش، کاظم، اشرف، کمال و....
یکی از کارهای من کار توضیحی برای خانواده این دوستان و ریش گرو گذاشتن و اطمینان دادن بدانها در مورد درستی انتخاب فرزندانشان بود! جمعی که همه به جز دوتن در تابستان و پاییزشصت قتل عام شدند. چهره تک تک آنها از جلوی چشمانم رژه میرود. چهره هایی که با خشم و نفرت به من مینگرند و میگویند لعنت خدا بر تو دروغ گوی دجال! میبخشید دیگر باران گریه امانم نمیدهد!
میرزا
١١/١١/٢٠١٣

حمید گفت...

با سلام خدمت جناب وفا یغمائی گرامی !
یک سؤال خدمت شما به عنوان نگارنده ، نویسنده تاریخ ، شعر و ادبیات و .......دارم ؟
آیا همچون پدیده ، اتفاق و گلامور ناهنجاری که این آقا و بانو مبتکرو مجری ان هستند در جریانات و گروهای مذهبی ، سکولار حاکم یا اپوزیسیون دردیار دیگر سراغ دارید ؟

با احترام فراوان حمید

مهران رفیعی گفت...




نیش رهبر نه از ره کین است

اقتضای ولایتش این است

تا که حاکم اما م و شه باشد

سهم ملت همیشه کم باشد

چونکه جنبش تکاملی یابد

ظلم ظالم دمی نمی پاید

میرسد راه مان به پیروزی

روز جشن و سرود نوروزی

ناشناس گفت...

جناب آقای جمالی
با سلام خدمت شما لطفا خوبست توضیح بدهید با چنین رهبر فاسدی چطور این مجاهدین در انجا انواع و اقسام فشارهای وحشتناک را تحمل میکنند و مقاومت میکنند این واقعا یک تناقض ذهنی من هست که امیدوارم شما به ان جواب بدهیدو پیشاپیش از شما تشکر میکنم
محمد حسن ابوئی راد

ناشناس گفت...

هشدار جناب یغمائی و مصداقی و بقیه اگرفردا این اقای جمالی که از بتول سلطانی که مزدور واقعی آخوندهاست نمونه می آورد معلوم شد که حرفهایش بی اساس است شما چه خواهید کرد؟ ایا جوابی دارید؟اصلا چرا باید آقای جمالی از این زن مزدور نمونه بیاورد؟این خودش جای سئوال دارد؟؟؟؟؟؟
شکاک

ناشناس گفت...

سلام بر شما
مضمون و اصل مطلبی را که در سطور زیر می‌نویسم یک زن بیشتر و بهتر حس میکند.

در جامعه مذهبی و مردسالار ایران که با تگزاس و منچستر فرق دارد، یک زن، (که با شوهرش به فرارگاه اشرف رفته) وقتی از آنچه خودش شخصا دیده و بر سرش آمده صحبت میکند باید توجه داشته باشیم که وی ابتدا خودش بالاترین و سنگین ترین فشارها را تحمل میکند.
چون مادر شوهر دارد، خواهر شوهر دارد. عمه و دایی و خاله و عمو و برادر و خواهر و احتمالا پدر بزرگ و مادر بزرگ دارد و آنها سخنان وی را می شنوند یا از آن با خبر می‌شوند و در جامعه مذکور در و همسایه ها هزار حرف برایش درمی آورند. آن زن می‌بایست خیلی خیلی شجاع باشد و مسئله خیلی خیلی واقعی باشد که حاضر شده با چنین واکنشی روبرو شود. مگر شوخی است؟
مگر ساده است یک زن (حالا هر کس که می‌خواهد باشد. در مثال مورد نظر ما خانم بتول سلطانی) مگر ساده است بیاید و از خصوصی ترین مسائلی که در رابطه با شوهر اشرف ربیعی و فیروزه بنی صدر و مهر تابان دیده حرف بزند؟ بخصوص که وی غیرمسقیم نشانیهایی را میدهد که به جز عیال (عیال شده) احدی نمی‌تواند با خبر باشد. نشانی هایی که تنها شهید اشرف ربیعی و خانم فیروزه بنی صدر و مهر تابان خبر دارد و بس.
هیچ نیرویی و هیچ رژیمی نمی تواند و قادر نیست یک فرد را وادار کند تا چنین ریسکی را بپذیرد . یعنی حرفی را بزند و ادعایی را بکند که پای خودش این چنین درگیر شود.
هیچ نیرویی و هیچ رژیمی نمی تواند و قادر نیست یک فرد را وادار کند جز یک چیز و آن واقعیت است. واقعیتی که راوی دیده ، از نزدیک دیده، سمبلیک هم نبوده و منظور از آن اشارات فلسفی و این چیزها هم نبوده، بلکه خود خود واقعیت بوده است. بس کنم. عارفان را همین اشاره کافی است. مرگ بر رژیم فاسد آخوندی و همه کسانیکه عمر آن را طولانی کردند.
شیما (اسم مستعار)

م. ح.خرازی گفت...

سلام اقای شکاک . در اصل قضیه هیچ تغییری نمیکند بدبختانه حرفهای افرادی که مثل بتول سلطانی رفته اند و با رزیم کار میکنند تا اندازه بسیار زیاد درست است ولی البته من هم با این قسمت موافقت دارم که احتیاج نبود از یک چنین افراد نمونه بیاورند چون یک وسیله مناسب به دست میدهد که بکوشند این همه زحمت و رنج را بپوشانند که البته نمی توانند چون اینها واقعی است

ناشناس گفت...

خانم شیماقبول کنم که حرف شما درست و همه حرفهای بتول سلطانی هم درست ولی بین دنیای مبارز و مجاهد و پناهنده سیاسی که با هر مشکل از آخوند جنایت پیشه نفرت دارد با افرادی مثل بتول سلطانی و آن افرادی که یکراست رفته اند و با یک رژیم جنایتکار کم یا زیاد همکاری میکنندخیلی تفاوت وجود دارد واصلا قابل هیچ توجیهی نیست. هر نوعی رابطه داشتن با حکومت آخوند پلید و جنایتکار یک جرم نابخشودنی هست و اتفاقا همین افراد مثل بتول سلطانی بدترین موجبات را فراهم نموده اند تا هیچکس حرف مجاهد بیچاره درد کشیده را که از رجوی جدا شده چون مشابه حرف آنهاست جدی نگیرد و خود تشکیلات رجوی هم خیلی خوب استفاده کرده چون همه را به یک چوب زده است.من در نوشته های آقای جمالی شک ندارم چون هم خودم تجربه ای دارم هم خواهر زاده ام که بیست سال در این تشکیلات بوده برایم خیلی چیزها را روشن نموده ولیباید بگویم خیلی جدی از اینکه از بتول سلطانی نمونه آورده شده است انتقاد دارم و امیدوارم که آقای سعید جمالی هم به این مساله توجهی بکند و هم قدر کار خودش را که برای مرتبه اول یکنفر دارد از حقایق حرف میزند بداند و نگذارد این گزارشات آلوده بشود
شکاک

ناشناس گفت...

فرمانده افشار! می‌گوید که به دقت گزارشات را خوانده است و به یقین رسیده است که آنها دقیق و درست هستند.
من به خیلی‌ از نکاتی‌ که ایشان نوشته و اشاره کرده‌اند کاری ندارم و درمیگذرم اما یک نکته را باید قید کنم که ایشان به قرینه سازی بسیار علاقه‌مند هستند و از قرینه سازی کشف‌های بسیار انجام میدهند. نکته متناقض زیر برای آشنأیی شما با فضایی ‌ست که آبشخور آقای جمالیست.
ایشان در یک مورد نگهبانی می‌دادند و مواظب اوضاع و تلفنها بوده‌اند و در آنجا شاهد داستانی بوده‌اند. اما فرمانده افشار! فراموش می‌کند که منبع گزارشاتی که ایشان دیگران را به آن رجوع میدهد خلاف آنرا بیان می‌کند. یک بار دیگر به گزارش بتول سلطانی همکار وزارت اطلاعات توجه کنید:
"به هیچ عنوان حتی برای حفاظت ورودی مقر هم از برادران با بالاترین رده استفاده نمی‌شد ".
آقای افشار این تناقض را چگونه حل می‌کنید؟ یا هر دوی شما دروغ گو تشریف دارید یا حداقل داستان نویس تان کارش را درست انجام ندیده است.
آقای جمالی با نقل قول کردن از ماموران وزرت اطلاعات چه هدفی را دنبال می‌کنید؟ آیا به دنبال مشروعیت برای آنان هستید و یا برای خود و یا هر دو؟

جمال

احمد رضا گفت...

آقا شکاک زیادی شک نکن. زمین که به اسمون نرفته. سعید جمالیم که نگفته بتول سلطانی رو دوست داره و ستایش میکنه اون یه سری نمونه از خودش آورده یه نمونه هم از یک شورای رهبری آورده که عضو شورای رهبری بوده وبعد گرفتن بیچاره رو عروسش کردن این یک نمونه درشت بوده اونم آورده من تا حدی که خبر دارم تاریخ نویسا و امثال اونا هم از آدمای خوب نمونه میارن هم بد الان مگه خود مجاهدین از فلان مسئول رژیم نمونه نمیارن که فلان چیزو گفته و علیه فلان کس در داخل رژیم حرف زده سعید جمالیم نمونه آورده حالا قضاوتش با شما در ضمن امثال بتول سلطانی یک بار قربانی سیستم اینها شدن و از شدت بدبختی دفعه دوم داره رژیم از اونا استفاده میکنه وزندگی کثیفی براشون درست کرده یعنی قربانی دوباره شدن که واقعا خیلی دردناکه که یک زن بیاد بیست سال علیه یه رژیمی بجنگه بعد بره قربانی همون رژیم بشه

علی آبی گفت...

اقای جمال خیالتان را راحت و اسوده میکنم من حتی اگر فردا صبح معلوم بشود که اقای جمالی خدا ناکرده خودش هم مامور اطلاعات شده هچ چیز عوض نمی شود من خودم در جلسات طلاقهای سال 1370 بودم که بعیان گفته شد زنهای شما بر شما حرام است و در حرم رهبر است بعدش نمی دانم چه شده اما چرا یک عضو شورای رهبری اولا باید برود مزدور آخوند بشود؟ چه بر سرش رسیده؟چکارش کردن؟دوم اینکه چرا باید بیاید این حرفها را بزند؟کدام زن حاضرست از این حرفها بزند که این بلایا بر سرش آمده اصلا شما حساب کنید همه وهمه مزدور شدن ولی در اشرف چه اتفاقاتی افتده است. افتاده یا نیفتاده حالا شما باشید تا بقیه یکروز دهنشان باز شود و حرف بزنند اخر در دنیا دنبال کدام رهبر این حرفها را زده اند همه اش کار رژیم است یا یک چزهائی هم هست؟؟؟؟

منصور لرستانی گفت...

بتول سلطانی دروغ گفته این بدبخت بیچاره که رفته طرف اخوندها همه حرفهای دیکته شده را تحویل داده است. اینها تقسیم کار کرده اند . بتول سلطانی قرار شده است که بیاید و اعلام کند که مرا به رقص رهائی و اتاق خواب دعوت کردند و آن یکی مریم سنجابی آمده به دروغ از کاخهای اقای رجوی صحبت کرده اگر فرض کنیم اقای رجوی چنین علاقه ای به زنها داشت چرا مریم سنجابی را انتخاب نکرده است در حالی که برای یک فرد زنباره این یکی جالب تر است اینها همه در کمال رذالت و شرارت و بفرموده اطلاعات آخوندی دروغ میگویند وسعید جمالی هم از شدت استیصال از بتول سلطانی نمونه می آورد فیا عجبا عجبا

esmail گفت...

آقای حمید سلام
در پاسخ . نخیر در تمام طول تاریخ 2600 ساله ایران حتی یک نمونه شبیه به این وجود ندارد. جریان المقنع و تا حدودی اسماعیلیه و سپید پوشان در قرنهای آغازین اشغال ایران از برخی زوایا شبیه است ولی به اینصورت این یک نمونه منحصر به اینه ست

ناشناس گفت...

این ازمصاحبه بتول سلطانی با انجمن سحراست که کاملا با گفته های این سعید افشار متفاوت است "" آیا این عقد جمعی منجر به رفع سایر محدودیت های دیگری از جمله مثلا لمس کردن و دست دادن با رجوی و کلا هر گونه تماس هم می شد؟
خانم سلطانی: نه در حد تماس و این مسائل نبود. حتی رجوی بعد از نشست ها فرار می کرد و می گفت باید از دست این زنها فرار کرد بعد از هر نشست در اولین فرصت از جلسه خارج می شد. اما شاید اینها هم از شگردها و ترفندهایش بود اما تماس گرفتن و مسائلی از این دست در مناسبات شورای رهبری نبود.
همه تان از بتول سلطانی هم عقب تر رفته اید- حمید س

م. عبدل گفت...

رهبر عقیدتی همان سالی که با همسر نزدیکترین دوستش ازدواج کرد تا ته ته ته خط را رفت و هیچکس نفهمید و اعتراض نکرد بتول سلطانی البته با رزیم خمینی کار میکند و هنوز بطور واقعی نیامده از رزیم دور شود ولیهزار تا نصاحبه هم بکند جواب آن ازدواج وحشتناک و شیادانه سال 1364 را نمی دهد بنابر این هرچه هم میتوانید سعید جمالی را نقدش کنید که چرا از یک مزدور نمونه آورده ولی از یادتان نرود نمونه اصلی نمونه سال 1364 است که راه را برای همه چیز باز کرده وبعد از آن دیگر هر کاری برای رهبر حلال بوده چه کرده باشد چه نکرده باشد.

ناشناس گفت...

اقای اسماعیل یغمایی شما که اینقدر میگوئید خدا را قبول دارید و خدا همیشه دربرابرتان حاظر و ناظر است آیا از اینهمه اتهام زدن واقعا هیچ احساس گناهی و تقصیری نمی کنید؟ بلاخره قبول داشتن خدا باید یک جایی درزندگی ورفتار انسان هم تاثیر بگذارد . خدا به شما اجازه میدهد که درزمانی که درایران اینهمه آدم می کشند شما نشسته اید و اتهامات مجعول و ثابت نشده به یک فرد را مرتب چاپ می کنید ؟ هیچ ناراحتی و جدانی حس نمی کنید/ فریبرز سمندری

ماشالله.ح. گفت...

استفاده از حرفهای دیگران و کسانی که شاهد بوده اند چیز عجیبی نیست دستگاه رهبر عقیدتی و بانو مگر از افرادی مثل تفریشی و یعقوبی و افراد بریده ای که پرونده انها ناجور است مگر استفاده نمی کند الان بروید روی سایت همبستگی ببینید چند تا مقاله از یعقوبی هست که این فرد را کاملا افشا شده و معلوم شده ایران رفته و چکارها کرده است در گزارش تکان دهنده اقای جمالی بنظر من باید از تمام نمونه ها حتی از کسانی که به رزیم پیوسته اند استفاده شود البته باید ذکر بشود این افراد سابق کی بوده اند الان کی هستند و رفته اند با رژیم تا خواننده بخواند و خودش قضاوت بکند دوران اینکه یکی یک نونه بیاورد و داد و هوار کنند که ای دزد آی دزد تمام شده و گند کار دیگر بلند شده در آینده هم باز افراد صحبت میکنند و روشن میشود.

esmail گفت...

فریبرز سمندری گرامی
آری من بخدا معتقدم ولی نه خدای خمینی و مجاهدین که انسان در دستگاهشان از گوسفند بی ارزش تر است .در باره اتهام کدام اتهام؟بدون اتهام و با مدرک و سند ثابت کنند اینها اتهام است یا اینکه سعید جمالی وابسته به رزیم است.من روزی به یقین کامل رسیدم که در این دستگاه دروغ و فریب حکم میراند که به خود من اتهام مامور اطلاعات را زدند. دیگر در بیشرفی و بیناموسی سیاسی و عقیدتی اتهام زنندگان تردید هایم تمام شد و فهمیدم روح پلید رژیم خمینی زنده است. من روزی به یقین رسیدم که قصیم و روحانی را با کمال بیشرفی و وقاحت قاتل بچه های اشرف خواندند. من روزی به یقین رسیدم که مصداقی را تالی تلو لاجوردی دانستند.درنگ دیگر کافی است باید صبر کنیم تا در حاکمیت اینها به دار کشیده شویم و در پای دار به شیوه جلسات شبانه و روزانه خودمان بصورت خودمان تف کنیم تا بفهمیم.هر وقت این تشکیلات و رهبرانش زانو زدند و از این لجن پراکنی ها عذر خواستند و گله شغالان زوزه کش را فرمان بخاموشی دادند من هم در یقین خود شک میکنم .لطفا کمی به اتهاماتی که به ما زده شده بیندیشید.منجمله از هضم رابع وزارت اطلاعات گذشتن!من تعویض قدرت نمیخواهم من و امثال من انسانیت و دموکراسی میخواهیم و در این راه در حد توان میجنگیم

ج. عبدی.لیل گفت...

سلام در این دستگاه همه خائن اند از کسانی که واقعا با رزیمند تا کسانی که انتقاد دارند این هم یک نمونه است که خانم شیرین عبادی را خائن میدانند
«نان به نرخ روز»

به تمامی مزدوران خارج کشوری رژیم درماندۀ آخوندها که مبلّغ مماشات و لابی گری اند. ناپاکها، چپ کرده ها و توده نفتی هایی که بیشرمانه یکروز زیر عبای رفسنجانی جنایتکار می خزند و روز دیگر خاتمی شیّاد را حلوا حلوا می کنند و امروز به هوای تکّه استخوانی، دخیل به عبای روحانی دغلکار بسته اند.

بر سر بازارِ مکاره
نان آورده اند، نان تازه به نرخ روز
بشتابید، بشتابید
چپهای دیروز، چپه های امروز
وطن فروشانِ دیروز و امروز و فردا
بشتابید
از توبره ولایت فقیه، غافل نشوید
بخورید و بیاشامید امّا
لگدی بپرانید به هر کس که انکارتان کرد
فحشی، تهمتی، ناسزایی حواله اش کنید
به شما چه مربوط که جانیان در وطن
با زن و مرد و پیر و جوان چه می کنند
شما را با دیرکهای دار و چوبه های اعدام چکار؟!
کودکانِ کار، زنهای خیابانی، معتادان نیمه جان.....
چشمها را باید بست
زندانی ها به دَرَک که زندانی اند
شکنجه جزئی از شرع مبین است
به شما چه که چشم از حدقه در می آورند
دست می بُرّند و انگشت قطع می کنند
راستی!
وقتی به اینهمه نان آنهم به نرخ روز
چوب حراج خورده است
دزدی نان از پیشخوان نانوا
دیگر چه صیغه ای است؟!

لعنت خدا بر فرانسویان غورباقه خور
که در دیگ آش چرب و چلیپِ جوشان شما
موش انداختند
لب و لوچه های آویزانتان
مثل جبیبهای گشادی که دوخته بودید
وکاسه های در صف نوبت
پشتِ در سفارتهای دولت فخیمۀ عالیجناب روحانی
همانند آمال و آرزوهاتان
عجالتا دود شد و به هوا رفت.
خر داغ می کردند
به معده های متعفّن و حریصتان
وعده و وعید کباب می دادید

ننگ و نفرینتان باد
که شرم نمی کنید
آبروی ناداشته را به پشیزی فروخته اید
و هنوز بی شرمتر از آنید که
تابلوهای روشنفکرنمایانه را
از سردر تجارتخانه های بدنامتان
پائین بیاورید
و تابلوی شغل و تجارت واقعی تان
یعنی قوّادی برای رژیم جهل و جنایت و جنون را
جایگزین کنید
ننگتان باد، ننگتان باد، ننگتان باد.
http://www.aftabkaran.com/maghale.php?id=3499

ناشناس گفت...

مریم گفت فلانی تو بمون چون امشب معراج توست!
وای خدا مردم از بس که به اینهمه بلاهت پیشتاز خلق قهرمان خندیدم.
حالا بقول اوشو با چی رفت معراج سوار اسب مثل پیغمبر یا .....
دیگه وقتی یارو بگه ابوالفضل اگر بود ماکزیمم توی ارتش ما مسئول رسته می شد باید هم اسم این کثافت کاریها را معراج بذاره ..

چراغ بدست معراجی

ناشناس گفت...

هیچ
آقا جان یک راه و شیوه ساده هم وجود دارد یک کلام اقای رچوی بنویسد که این داستانها واقعیت نداشته است آنها که به کمترین حرفها و انتقادات واکنش نشان میدن چرا این جا ها سکوت میکنند

ناشناس گفت...

هیچ
آقا جان یک راه و شیوه ساده هم وجود دارد یک کلام اقای رچوی بنویسد که این داستانها واقعیت نداشته است آنها که به کمترین حرفها و انتقادات واکنش نشان میدن چرا این جا ها سکوت میکنند

آنتی مسعود گفت...

من تمام مقاله و کامنتها را خواندم و بعنوان یک ایرانی مخالف رژیم که دوازده سال هم در ارتش آزادی بخش سرباز بوده ام معتقدم
1بتول سلطانی قربانی اعمال رهبر میباشد و همچنین به دلیل پیوستن به رژیم خونخوار خیانت کرده است و باید در اینده جوابگو باشد
2اقای جمالی به دلیل نمونه برداری از حرفهای این فرد رژیمی اشتباه کرده است و به گزارش خود لطمه زده که باید توضیخات لازم را بدهد
3برای حرفهای سازمانی و افرادی که به احمد شاملو متفکر و شاعر ایران لقب بدتر از پاسدار داده اند و به مرحومه مرضیه دشنامهای زشت داده اند و اقایان قصیم و روحانی و یغمائی و هر کس را مخالفت میکند خائن میدانند ذره ای ارزش قائل نیستم و اینها باید دهانشان را ببندند که وضع خودشان در برخورد با مخالف مثل رزیم است

سیما. فرانسه گفت...

من هم همین را میگویم یک اطلاعیه بدهند که تمام این حرفها دروغ است؟چر نمی کنند؟

ناشناس گفت...

ای ننگ بر تمام کسانی که آب در اسیاب آخوند میریزند.درود بر رجوی مرگ بر خامنه ای پست و کثیف
ایرانی

ثریا ریگی گفت...

اقای سعید جمالی با سلام
من تمام گزارشات شما را تا بحال خوانده ام و همه را هم قبول دارم ولی بعنوان یک زندانی سیاسی سابق و کسی که مسائل سیاسی را دنبال میکند از شما می خواهم گزارش بسیار مهم خود را باپشتوانه نوشته های کسانی که متاسفانه به اخوندها وصل شده اند و در هر حال در خدمت دستگاههای جنایت آخوندها هستند لطمه نزنید با تشکر از شما و امیدوارم که این یاد آوری دوستانه باعث رنجش شما نشود

ناشناس گفت...

- فرض کنیم آنطور که مسعود رجوی می‌خواهد، هر منتقدی رژیم مال شد. با «خود سخن و حرفی که می زنند» چه خواهند کرد؟
مهم خود سخن است و حرفی که می‌زنند. سخنگو در مرحله بعدی است.
- بر کدام اساس ما هم باید نظر مسعود رجوی را بپذیریم و این و آن منتقد را وابسته به آخوندها معرفی کنیم؟ اینکه نوشته هایشان را سایت ایران اینترلینک می زند؟ بسیار خوب، سایتهای دیگر بی واهمه از جوسازی مجاهدین نظرات آنان را تمام و کمال منتشر کنند تا سایتهای رو به رژیم از اعتبار بیافتد و تعطیل شود.
- از آقای لرستانی و سمندری و...خواهش میکنم آنچه را پیشتر در همین ستون نظرات نوشته ام (نظر دوازدهم از بالا) یکی دوبار همراه با یک زن (همسر، دختر، خواهر، مادر) بخوانند و روی آن دقیق شوند. مضمون آنرا یک زن بیشتر می‌فهمد. مطمئن هستم خانم مریم رجوی هم متوجه نکته ظریفی که اشاره کرده ام می‌شوند.
شیما (اسم مستعار)

ناشناس گفت...

تریا جون
سعید جمالی میگه من با دقت همه نوشته های این بریده های که بطرف رزیم رفته اند از جمله بتول خانم سلطانی را خوندم و با توجه به فاکت ها یی که خودم شاهدشون بودم مطمئنم که درست گفته!
مهم اینجا اینه که بتول سلطانی درست گفته حالا مزدور رژیم هم شده درست ولی این حرفش ساخته اطلاعات رژیم نیست بلکه واقعا رقص رهایی و معراج و این کثافت کاریها اتفاق افتاده.
لا اله الا الله
آقا صولات بفرستیم
ندارد

حمید گفت...

با سلام و درود فراوان خدمت آقای یغمائی گرامی !
از نوشته و جوابتان سپاسگزارم !
با عزت و پایدار باشین قهرمان

حمید

ثریا ریگی گفت...

سلام اقا یا خانم صلواتی
من با نظر شما مخالفم استفاده از اسناد مزدوران درست نیست همچنین از این کلمه جون من خوشم نمیاد لطفا این راا ننویسید خیلی بیمزه وسبک است

حمید گفت...

من وقتی نقد و نوشته جدید فرمانده افشار خواندم که در پاکیزگی و صداقت مرزبندی ایشون شکی ندارم خیلی تکان دهنده بود . نا آرام و افسرده شدم !
باور کنید این موضوع تمام شب تو خواب و بیداری آویزون ذهنم بود ! مگر این انسانهای شریف و خانواده هاشون چیزی خمینی پلید برایشون باقی گذاشته بود تمام مرزهای فدا ،صداقت را اینها فتح کردن آزمایش در میدانهای نبرد ، حماسه های زندان ، جوخهای دا ر و اعدام که اینچنین تحقیر شوند ودوزخی برایشون درست کردن این فرقه !

متاسفانه از سال ٦٤ این موجود (رجوی ) هر فیلی هوا میکرد همه برا یش دست میزدند جشن ، سرود ، شعرها که نمی سرودن همه کادرهایکه با او موافق یا هم خط نبودن با زشتی و دستگاه بزرگ فریب نیست و نابود کرد !
نمونه اول باید آقای ابریشم چی مریم فدا میکرد که زن ایشون بشه با این همه تناقض و توجیه در عالم پیشرفته امروزی !
نمونه دوم زنها و مردها از همدیگر طلاق داده شدن ! سوم بچه وتنها شیرنیهای زندگیشون را از آنها گرفتن خیلی از این بچه ها با چه سرنوشت رغبت باری که مواجه نشدن و صدمها که ندیدن !
آش و دسرهای دیگر طعمه و پارتی تف باران با حرفهای لمپنی و چندش آور، غسل ، حوض . دیگ . اگر این حمله و کشتارها نمیشود مایتابه برای سرخ کردن این افراد هم تو منو رهبری و مهر تابان بود ه !
این بشر و مهر تابان با این شامورتی بازیها خدمت بزرگی به رژیم پلید خمینی کردن !
نمونش همین خانم سلطانی در این رده و موقعیت چرا باید فرار کند و به رژیم نجس ، پفیوز خمینی پناه ببرد و خیلیهای دیگر ؟
دوستان گرامی که فقط در حد مقالات و نوشته جات در جریان و ماوقع هستند! در عراق زمان صدام حسین بعد از دروغ جاویدان و چند سال بعدش شرایط بیرون آمدن سخت شد ٢سال انفرادی در اشرف و بعدش تحویل زندان ابو غریب که بعد از پایان ٨ سال زندان کشیدن در ان شکنجه گاه تو را تحویل ایران میدادن توا فقی که بین با ند رجوی و حزب بعث عراق !
بعد از اینکه گاو بازهای کانگستر آمریکایی عراق را اشغال کردن شنکنجه گاه و انفرادی به نام تیف باز شد نفراتی که که از باند رجوی جدا میشدن در تیف زندانی میشدن تنها آلترناتیو براداران عمو سام برگشت به ایران که از طرف باند رجوی هم تقویت میشده
از ١٠٠٠ نیروی جدا شده که به تیف آمدن ٨٠٠ نفر از انها جلو تر رفتن ایران که مقدمات رفتن و سخنرانی مهر تابان را در میدان آزادی آماده کنند !٢٠٠ نفر باقیمانده همچنین در زندان و انفرادی تیف و ابو غریب بسر میبردن تا اینکه در اثر مقاومت این افراد و موضع گیری پاک و روشن با رژیم و باند رجوی تیف را بر چیدن
و آنها را درکویر ، بیا بانهای عراق ول کردن و با چه مصیبتی اینها خودشون را به کردستان - ترکیه و اروپا رساندن ! در یویتوب ویدئو این افراد و داستان زندگیشون هست !
حمید

ناشناس گفت...

ویژگی‌های روزنامه نگاری زرد و زرد نویسان:

انتشار اخبار جنجالی و احساسات برانگیز از ویژگی‌‌های رسانه‌های زرد میباشد. استفاده غیر مشروع و دوری از اخلاق حرفه‌ا‌ی روزنامه نگاری یکی‌ دیگر از ویژگی‌های رسانه‌های زرد است.
رسانه‌های زرد و زرد نویسان با استفاده از روش‌های عوام گرایانه می‌کوشند که مخاطبان بیشتری جذب کنند بی‌ آنکه دغدغه‌ایی برای انتقال اطلاعات درست و بیطرف داشته باشند و از معیار‌های علمی به دور هستند. تخریب و ترور شخصیت افراد، داستان‌های شگفت انگیز و درا ماتیک و تکیه بر احساسات زود گذر محور دیگریست که رسانه‌های زرد را از دیگر رسانه‌ها جدا می‌کند. به هر اندازه که فضا تنش زا و غبار آلود گردد، به همان اندازه رسانه‌های زرد و زرد نویسان فعال تر میشوند، چون کانال تغذیه اشان همین است. ابهام و شایع سازی در زرد نویسی از ارزش بالایی بر خوردار است و از همین زاویه است که رسانه‌های زرد و زرد نویسان از عواطف مخاطبان خود بهره‌های فراوان میبرند. رسانه‌های زرد و زرد نویسان بیشتر آسیب رسان هستند تا آگاهی‌ بخش و بیدار کننده. ترویج فرهنگ هتک حرمت، لمپنیزم زبانی‌ و دور نگاه داشتن مردم از اطلاعات درست از آسیب‌های ‌ست که رسانه‌های زرد و زرد نویسان به جامعه منتقل میکنند و ذهن جامعه را به سوی بیراهه می‌‌کشانند و اذهان را مغشوش می‌کنند.

اما بزرگترین آسیبی که رسانه‌های زرد و زرد نویسان به جامعه وارد میکنند این است که اگر صدای حقی‌ هم وجود دارد، آن صدای حق هم در میان گرد و غبار آنان خاموش میشود.


جمال

دریچه زرد گفت...

جناب صلوات جون
از این پس کامنتهائی که جون داشته باشد منتشر نخواهد شد اعتراض خیلی ها را برانگیخته صلوات جون

دریچه زرد گفت...

هفده کامنت به دلیل رعایت نکردن ضوابط منتشر نشد

Unknown گفت...

با سلام اگر فرض بگیریم که خانم سلطانی رژیمی باشد ایشان فرقی‌ با دیگر رژیمی‌ها دارد یا نه‌ چگونه است که برای تحلیل یا گفتن نظر میتونیم از اوباشان فاکت آورد مثال خامنه‌ای می‌گوید اگر شکافی بین مسولین و مردم ایجاد شود دشمن سؤ استفاده خواهد کرد و من یا ما داریم راجع به شکاف در بین رژیم صحبت می‌کنیم و برای اثبات این شکاف از صحبت خامنه‌ای فاکت می‌آوریم چگونه این اشکال ندارد ولی‌ اگر دیگران بگویند اشکالی دارد ...بیش از صد‌ها نمونه روزانه گفته میشود ...جو سازی و هیاهو برای این است که صورت مسلرا میخواهند پاک کنند ...آقای جمالی با فاکت آوردن کاملا برای خودش مشخص بوده چرا چون می‌گوید که این بار دچار شوک نشده و فقط برای اینکه کاملا پرده‌ها بالا برود تاهمه چیز روشن و شفاف گردد اگر به نوشته‌ها ایشان توجّه کافی‌ شود همه چیز شفاف گفته شده است...تا بعد...

بهمن گفت...

نکاتی پیارمون رقص رهایی!!
١- می گویند در جهنم مارهایی هست که آدم از شر آنها به اژدها پناه می برد ! حال حکایت بسیاری از این سربازان فراری مسعود و مریم هم همین است. اگر ذره ای شرف و صداقت نزد هرزه نویسان و سربازان گمنام شازده و بانو بود باید از خود یا مسئولینشان می پرسیدند در درون روابط توحیدی!! و در جهنم اشرف چه بلایی بر سر پاکبازترین جوانان مردم آوردید که آنها ناچار شدند از شر شما به دهان اژدهای رژیم بگریزند.چطور میشود که از محافظ مخصوص خود رجوی گرفته تا عضو شورای رهبری این تشکیلات، باید جان بر کف گرفته و نیمه شبان از چنگ شما بگریزند و به رژیم پناه ببرند.
حتی اگر این افراد کوچکترین حرفی هم نمیزدند نفس عملشان کافی بود که هر کسی که در وجودش ذره ای شرف و انسانیت باقی مانده بود را به اندیشه وادار کند.
٢- در مورد آنچه که خانم بتول سلطانی میگوید باید گفت که یک چنین نمایشات شگفت انگیز و متعفنی به عقل جن هم نمیرسد چه برسد وزارت اطلاعات آخوندها. گفتم به عقل جن هم نمیرسد اما اینها فقط میتواند تراوشات ذهن یک مخلوق عجیب الخلقه و متوهم در جهان باشد و انهم شخص رجوی است. همانطور که سناریونویس آن نمایشات رسوا و حیرت انگیز سال ٦٤، بطور کامل و نقطه به نقطه خود رجوی بود. بیهوده نبود هنگام اعلام خبر ازدواج اولین واکنش بسیاری از بچه ها این بود که " با شنیدن خبر برق از کله ام پرید". و در داخل ایران بسیاری از هواداران و اسرا ابتدا فکر میکردند این خبر را رژیم برای خراب کردن رجوی درست کرده است!! به نظر من در تاریخ ایران مدال طلای شارلاتانیسم حق مسلم ایشان است.
٣- گفته های خود شازده در ارتباط با با این افشاگریها، مصداق اعتراف صریح متهم به ارتکاب جنایت است. بر طبق قانون اقرار صریح متهم خود به تنهایی برای اعلام مجرمیت متهم کافی است. از همین رو به کسانی که هنوز در حال جست و خیز برای انکار این کثافت کاریها هستند، باید گفت خریت هم حدی دارد.

ناشناس گفت...

جناب دریچه زرد جون
حقیر شش ماه آزگاره که اینجا نظر می نویسم و تا بحال کسی ایراد به جون گفتن ام نگرفته بود! اما از بعد ازنظر شماره یازده زیر مطلب مراد علی و مرید علی یه مرتبه شما و دیگران بیاد آخوند بازی و سجاده اب کشیدن افتادید که جون گفتن حقیر زشت است و شگون داره و سبکه و اله و بله
حقیر به همه اونهایی که توی صف مردمند میگم جون و به بقیه نمیگم جون. حالا می خواید منو بندازید توی دیگ و غسل و قیامت ولی فاکت جنسی ازش نمیاد بیرون.
بگذریم.... دریچه جون ما هم از این آخوند بازی و مجاهد بازیهای شما خوشمون نیومد شمایی که بعد شش ماه هنوز نفهمیدید که اسم حقیر ندارد است و نه صلواتی!
اینهم آخرین نظر حقیر بود در این صفحه جناب دریچه زرد جون !
با این آیین مسلمانی شما منبعد ما مشرکیم
صلوات هم دیگه نمی فرستیم
ندارد

ناشناس گفت...

چقدر زود قهر میکنی بابا یک کمی انتقاد پذیر باش
آدم باید حداقل روی فرمها تابع نظر دیگران هم باشه

محمد گفت...

با سلام
به راستی چه کسی گمان می کرد که سازمان مجاهدین از حنیف و یاران صادقش به این مرحله از سقوط اخلاقی برسد که نتوان در تاریخ نمونه ای برایش سراغ یافت. آی کسانی که توجیه گر سیستم آلوده رجوی شده اید؟ آیا اگر ناموس شما نیز در شورای رهبری وجود داشت باز هم وجدانتان را به شیطان می فروختید؟ به راستی چه اتفاق دیگری باید بیفتد تا دست از این حمایت کورکورانه و شرم آور بردارید. تحمل پذیرش و نادیده گرفتن اینهمه پلیدی از طرف بعضی از افراد مدعی باور ناپذیر است. آهای آدمها، ناموس ایرانیان به تاراج رفته است. آهای قدرت طلبان، زورپرستان، منفعت طلبان، مدیحه سرایان، کمی دورتر از دماغتان را بنگرید. بیدار شوید. آینده در مورد این دوره ما چه قضاوتی خواهد کرد؟ حمایت و سکوت شما بر این فاجعه ننگی است ابدی. یاد همه ما باشد با این فجایعی که اتفاق افتاده است تا سالهای سال اعتماد از ایران و ایرانیان رخت برخواهد بست. سکوتی سهمگین بعد از خاکسترهای به جا مانده از خاموش شدن این آتش پلید و تاریخ سوز قلبها را منجمد، شورها را به یاس، مبارزه را به انفعال، آرزوهای نسل های پیاپی را به گورستان، واژه هایی مانند آزادی، شهادت، ایثار و ... را مضحکه عام و خاص و از درون خالی خواهد کرد. آی نامردمان، با شمایم، مغزتان را شستشو داده اند، قلبتان چه شده است؟ آیا می توانید خودتان را انسان نام بگذارید.اف بر شما باد که این فاجعه را چون سلطانی با رژیم نشست و برخاست دارد سرپوش می گذارید. سخنرانی جنسی 5 دی رجوی مهمترین سند اثبات این ماجراست. از قدیم گفته اند آنکس که خوابیده باشد را می توان بیدار کرد اما آنکس که خود را خواب زده باشد خیر.

احمد رضا گفت...

اقا یا خانوم یاد یاران در باره بتول سلطانی فرض نمیکنیم چون او مثل دهها نفر دیگر از اعضا و مسئولین سابق داره با رزیم کار میکنه و بنظر من نه اینکه گناه کبیره باشه ولی بهتره یک انسان والا مثل اقای جمالی که وضعش برای همه روشن است و انسان بسیار با تجربه و توفان دیده ای هست گزارش بسیار جالب و ارزنده خودش را حتی یکذره هم تضعیف نکنه چون این صدای مشترک همه ماهاست که در این تشکیلات پوستمونو کندن البته بگم که امثال بتول سلطانی از اون افراد خارجی که اینا دعوت میکننکمتر پروندهشون سیاهه من تا وقتی بتول سلطانی تکلیف خودشو با رزیم مضخص نکرده اونو فردی الوده میدونم ولی در عین حال دلم براش میسوزه که عمرش اینطور نابود شده و همینطور فکر میکنم خیلی از حرفای بتول سلطانی درسته چون یک زن که نمیاد همینطوری حرف بزنه و ابروی خودشو ببره امیدواره از این به بعد افراد مبارز و با صلاحیت درست و درمونی مثل خود آقای جمالی و حیدر نزاد و خانم اقبال و اقای یغمائی و اقای مصداقی و نظیر اونها بیشتر بنویسن و توضیح بدن و نیازی به افراد الوده نباشه چون دنیای ما با اونا دوتاس دنیای اونا فعلا دنیای اخوندای جلاده دنیای ما دنیای مردمی که دارن بدبختی میکشن
به امید ازادی مردم و تموم شدن این شبهای سیاه ظلم وستم

Unknown گفت...

دریچه زرد گفت...
دوستان و کاربران گرامی
اامروز تا الان مجموعا 107 کامنت برای دهمین قسمت نوشته های آقای جمالی نوشته شده که هیچکدام به دلیل توهین و فرهنگ بکار رفته و زوم شدن روی فرد و نه موضوع قابل انتشار نیست. لطفا در نوشتن کامنتها دقت کنید در غیر اینصورت بطور جدی طرف خطاب شما هر کس باشد منتشر نخواهد شد با پوزش و تشکربا سلام مطلب بالا را دیروز خواندم.که فقط طّی ‌یک روز ۱۰۷ کامنت که غیر انتشار بوده چیزی جدیدی به نظرم آمد، که طّی چندین نامه‌های آقای جمالی این همه کامنت آن هم طّی ‌یک روز بی‌ سابقه میباشد. هنوز زیاد مطمئن نیستم. ولی‌ احساس بدی دارم .گویا حضرات خط جدیدی دارند که با حمله و فحاشی و جوّ سازی آقای جمالی را در تنگنا اخلاقی‌ قرار دهند. تا ایشان و دیگران را مجبور به سکوت کنند. تا بتوانند همچنان از پاسخگوی فراری باشند. در چنین شرایط حمایت انسان‌های که دنبال حق و حقیقت هستند. باید به حمایت همه جانبه از کسانی‌ که تصمیم گرفته اند قفل سکوت را شکسته اند تا ماهیت این جریان را افشا کنند برخیزیم...تا بعد.....

دریچه زرد گفت...

با سلام خدمت یاد یاران
توضیح دریچه زرد
کامنتهای فخاشی فقط خطاب به اقای جمالی نبود بخش اعظم ان توهین و بکار بدن کلمات زننده و توهین امیز علیه رهبران مجاهدین بود که کامنت گذاران پس از خواندن مطلب دچار عصبانیت شده بودند حدود یکسوم کامنتها توهین و تهدید آقای جمالی بود که هر دو نوع منتشر نشد تعداد کمتری هم بعد رسید که این چنین بود و در صورت انتشار فی الواقع ستون کامنتها را تبدیل به سر گذر و دعوای دسته ها با یکدیگر میکرد خوشبختانه بعد کامنت گذاران درست برخورد کردند شماری افراد هم همیشه هستند که یا واقعا از سر جهل و یا از سوی اخوندها میخواهند اشفته بازار درست کنند در هرحال دوستانی که علاقه دارند ستون نظرات باز بماند با درست برخورد کردن با موضوع راه سوء استفاده ها را ببندندو با ایده ها برخورد کنیم و نه با افراد توهین و فخاشی و وارد حیطه خصوصی زندگی افراد شدن هیچ دردی را دوا نمیکند با سپاس

یاشار گفت...

آقایان احمد رضا ،محمد ،ندارد بهمن گرامی خسته نباشین !
کامنت و نوشته شما نازنین به قول مشهدیها ٢٠ بود !
سالم و برقرار باشین

یاشار

ناشناس گفت...

مسائلی که آقای جمالی مطرح کرده است، بسیار سنگین است. استناد ایشان به شنیده‌هایش و عمدتا نقل قول از یک همکار فعلی وزارت اطلاعات است. این مطالب باید حداقل از یک منبع بیطرف تایید شود، در غیر اینصورت فعلا در حد اتهام باقی ‌میماند. در هر صورت با فاکتهایی که رجوی در سال ٦٤ درمورد ازدواج پیامبر با همسر سابق فرزند خوانده‌اش می‌آورد، بعید نیست که به این سطح از انحطاط سقوط کرده باشد. معجون مهلک دین و سیاست و امام‌بازی همیشه پدیده‌های متعفن جدیدتری برای نمایش و شکستن تمامی مرزهای انسانی در انبان دارد.
محدث

ناشناس گفت...

جناب یغمایی
سلام
عصبانیت خوانندگان بعد از مطالعه مقاله آقای افشار یک عکس العمل انسانی و طبیعی ست و اینکه به رهبر مجاهدین توهین می کنند نیز قابل درک است و جزو فرهنگ ایرانی است.
شاید بهتر باشد که در صورت امکان که نظر را با نقطه چین گذاشتن در جای توهین ها منتشر کنید.
امروز مقاله اکسلنستی پرویز خزایی را خواندم که در عین اینکه بسیار آشفته و در هم و بر هم نوشته شده پر است از تکرار در تکرار اما در عین حال پر از توهین هایی از نوع کره خر و خر و...!
جناب ییغمایی به نظر شما باید در پاسخ چنین فرد لمپن و دریده ای چگونه عمل کرد؟ اگر مقابله به مثل کنیم شما سانسور می کنید و پاسخ را منسوب به مزدوران ررژیم می کنید؟ اگر هم محترمانه بنویسم برای امثال همین دیپلمات سابق خمینی امر مشتبه می شود و حق مطلب هم برای نویسنده ادا نمی شود! فی الواقع جناب یغمایی به اعتقاد بنده نظر دادن در دریچه زرد دارد پیچیده تر از یک عملیات چریکی می شود تا آنجا که امروز دیدم برای جناب ندارد هم استفاده از کلمه "جون" ممنوع اعلام شده است!
بنده نظرم این است که پا به پای ادبیات بکار گرفته شده از سوی مجاهدین شما نیز موانع و سانسورهای نوشتاری را در دریچه بر دارید تا تعادل "ادبی" بر قرار شود و نیز نسبت به دوستان زیاد سخت نگیرید.
موفق و سر زنده باشید.
تروتسکیست

ناشناس گفت...

ﻣﻦ ﺳﺎﻟﻬﺎﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻧﺤﻮﻩ ﻋﻤﻞ ﺁﻗﺎﻱ ﺭﺟﻮﻱ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺯﻧﺎﻥ ﻓﻜﺮ ﻣﻴﻜﻨﻢ.
ﺧﻮاﻫﺸﻤﻨﺪم ﻛﻤﻲ ﺑﺎ ﺩﻗﺖ و ﺁﺭاﻣﺶ ﺑﺨﻮاﻧﻴﺪ. ﻛﺘﺎﺑﻲ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺩﻛﺘﺮ ﻫﺰاﺭ ﺧﺎﻧﻲ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﮔﺬاﺭﺷﻲ اﺯ ﻣﻨﻂﻘﻪ ( اﮔﺮ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮم ﺑﺎﺷﺪ) ﺁﺧﺮ ﻛﺘﺎﺏ ﺩﻭ ﻋﻜﺲ اﺯ ﺯﻧﺎﻥ ﻣﺠﺎﻫﺪ ﻫﻢ ﺑﻮﺩ.
ﻣﺴﻌﻮﺩ ﺭﺟﻮﻱ ﺩﺭ ﺁﻧﺰﻣﺎﻥ ﺟﻮاﻥ ﺑﻮﺩ و ﺑﺎ ﺻﺪاﻱ ﭘﺮ اﺣﺴﺎﺱ ﻛﻪ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﻣﻴﺰﺩ : ﺑﻴﺎﺭﻳﺪ ﮔﻠﻮﻟﻪ ﻫﺎ( ﺳﺨﻨﺮاﻧﻲ اﻣﺠﺪﻳﻪ, ﺑﮕﺬﺭﻳﻢ ﻛﻪ ﻫﺮ ﮔﺎﻩ ﮔﻠﻮﻟﻪ ﺑﺎﺭﺑﺪ اﻭﻝ اﺯ ﻫﻤﻪ ﻓﻠﻨﮓ ﺭاﺑﺴﺖ) ﺑﺮاﻱ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﻱ ﺁﻧﺪﻭﺭاﻥ اﻟﺒﺘﻪ ﺟﺬاﺏ و ﺧﻮاﺳﺘﻨﻲ ﺑﻮﺩ.
اﮔﺮ ﻓﺮﺽ ﺭا ﺑﺮ اﻳﻦ ﺑﮕﻴﺮﻳﻢ ﻛﻪ ﺩﺭ اﺯﺩﻭاﺝ ﻫﺎﻱ ﻓﺮﻣﺎﻳﺶ ﺷﺪﻩ ﻛﻪ اﻧﺠﺎﻡ ﺷﺪ, ﻛﺪاﻡ ﻣﺮﺩ ﺩﺭ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﭘﺎﻱ ﻣﺴﻌﻮﺩ ﻣﻴﺮﺳﻴﺪ ﻛﻪ ﺻﺤﺒﺖ اﺯ ﺭﺿﺎﻳﺖ ﺧﺎﻧﻤﻬﺎ ﻣﻴﺸﻮﺩ? ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻣﺴﻌﻮﺩ ﻫﻤﺮﺩﻳﻒ ﺧﺪاﺳﺖ و ﺯﻧﺎﻧﻲ ﻛﻪ اﻭ ﺭا ﺧﺪا ﻣﻴﺪاﻧﻨﺪ و اﺯ ﻣﺤﻴﻄ ﺧﺎﺭﺝ اﺻﻼ ﺗﺼﻮﻳﺮﻱ ﻧﺪاﺭﻧﺪ ﺑﻪ ﻧﻆﺮ ﻣﻦ ﺟﺎﻱ ﺗﻌﺠﺐ ﻧﺪاﺭﺩ ﻛﻪ ﺩاﻭﻃﻠﺒﺎﻧﻪ ﺑﺮﻭﻧﺪ ﺑﻐﻞ ﺧﺪا.
اﺯ ﺩﻳﺪ ﻣﺬﻫﺒﻲ ﻫﻢ ﻛﻪ ﭘﻴﻮﻧﺪ ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮ ﭘﺲ اﺯ ﺧﺪا ﻣﺤﻜﻤﺘﺮﻳﻦ ﭘﻴﻮﻧﺪ اﺳﺖ, اﻳﻨﺠﺎ ﻛﻪ ﺧﺪا ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮ ﻳﻜﻲ ﻫﻢ ﺷﺪﻩ.
ﺭﺟﻮﻱ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺳﺮﺳﭙﺮﺩﮔﻲ ﻣﻂﻠﻖ ﺯﻧﺎﻥ ﺷﻮﺭاﻱ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﺑﻮﺩﻩ و اﺯﺩﻭاﺝ ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﺿﺎﻣﻦ ﺁﻥ ﻧﺒﻮﺩﻩ, ﺑﻮﺟﻮﺩ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﻭاﺑﺴﺘﮕﻲ ﺟﻨﺴﻲ ﻳﻚ ﺭاﺑﻂﻪ ﺭﻭﺣﻲ ﺭا ﺗﻜﻤﻴﻞ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ. ﭼﻮﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺯﻧﺎﻥ ﻣﺘﺎﻫﻠﻲ ﻛﻪ ﺩﻗﻴﻘﺎ ﺑﻪ ﺩﻟﻴﻞ ﻛﻤﺒﻮﺩ ﺟﻨﺴﻲ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮاﻥ ﺧﻮﺩ ﺧﻴﺎﻧﺖ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ.
ﺩﺭ ﺑﺎﺯﺟﻮﻳﻲ ﺣﻨﻴﻒ ﻧﮋاﺩ ﺧﻮﺩﺵ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻛﻪ ﻓﻼﻥ ﻓﺮﺩ ﺑﻪ ﺩﻟﻴﻞ ﺟﻨﺴﻲ و ﻋﺸﻘﻲ( اﻧﺘﺨﺎﺏ و ﺭﺩﻳﻒ ﻛﻠﻤﺎﺕ ﺟﺎﻟﺐ اﺳﺖ اﻭﻝ ﺟﻨﺴﻲ و ﺑﻌﺪ ﻋﺸﻘﻲ) اﺯ ﻣﺎ ﺟﺪا ﺷﺪ. اﻳﻦ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﻴﺪﻫﺪ ﻛﻪ اﺯ ﺁﻏﺎﺯ اﻳﻦ ﻧﮕﺮاﻧﻲ ﻣﺒﺎﺭﺯاﻥ ﺿﺪ اﻣﭙﺮﻳﺎﻟﻴﺴﻢ و ﻗﻬﺮﻣﺎﻧﺎﻥ ﺟﺎﻥ ﺑﺮ ﻛﻒ ﺑﻮﺩﻩ اﺳﺖ.
اﻳﻨﻜﻪ اﺧﻼﻗﻲ ﺑﻮﺩﻩ ﻳﺎ ﻧﻪ, ﺑﻪ ﺩﻳﺪ ﺩﻳﮕﺮاﻥ ﺑﻪ اﺧﻼﻕ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﻣﻴﺸﻮﺩ, اﺳﻼﻡ ﻋﺰﻳﺰ ﻧﻔﻲ ﻧﻜﺮﺩﻩ, اﻳﺸﺎﻥ ﻣﻴﺘﻮاﻧﻨﺪ ﻫﺰاﺭ ﺗﺎ ﺯﻥ ﺑﮕﻴﺮﺩ, ﭼﻪ ﺑﺴﺎ ﺭﻳﺸﻪ اﻳﻦ ﺷﺠﺮﻩ ﻃﻴﺒﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﺭج اﺯ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻫﻢ ﺳﺮاﻳﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﺩﻳﮕﺮ ﺯﻧﺎﻥ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﻫﻢ اﺯ ﺁﻥ ﺑﻬﺮﻩ ﻣﻨﺪ ﺷﻮﻧﺪ, ﺑﻪ ﻫﺮ ﺣﺎﻝ اﻧﻘﻼﺏ ﺑﺎﻳﺪ ﭘﻮﻳﺎ ﺑﺎﺷﺪ و " ﺭﻳﺸﻪ " ﺑﺪﻭاﻧﺪ, ﻓﻌﻼ" ﻛﻪ ﺩﺭ ﺷﻮﺭاﻱ ﺭﻫﺒﺮﻱ "ﺭﻳﺸﻪ " ﺩﻭاﻧﺪﻩ و ﭼﻪ ﺑﺴﺎ ﻓﺘﺤﻌﻠﻲ ﺷﺎﻩ و ﻧﺎﺻﺮاﻟﺪﻳﻦ ﺷﺎﻩ اﻳﺪﻳﻮﻟﻮﮊﻳﻚ ﻣﻠﺖ ﺷﺮﻳﻒ اﻳﺮاﻥ ﺭا ﺑﺎ " ﺭﻳﺸﻪ " ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺭ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﻪ ﻋﻆﻤﺖ و ﻣﺠﺪ اﻭﻟﻴﻪ اﺳﻼﻡ و ﺳﻨﺖ ﺯﻳﺒﺎﻱ ﭼﻨﺪ ﺻﺪ ﻫﻤﺴﺮﻱ ﺑﺮﺳﺎﻧﺪ.
اﻣﺎ ﺑﺎﺯ ﮔﺮﺩﻳﻢ ﺑﻪ ﻋﻜﺲ ﻫﺎ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﻛﻨﻴﺪ ﻛﻪ ﭼﻪ ﺗﻔﺎﻭﺗﻲ ﻛﺮﺩﻩ ﺯﻥ ﻣﺠﺎﻫﺪ ﺧﻠﻖ, ﺟﺪا" ﭘﺮﺵ اﺳﻼﻣﻲ ﻛﺮﺩﻩ. اﺷﺮﻑ ﺭﺑﻴﻌﻲ و ﻓﺎﻃﻤﻪ اﻣﻴﻨﻲ ﻛﺠﺎ ﻣﻬﺮ ﺗﺎﺑﺎﻥ ﻛﺠﺎ? اﺻﻼ" ﻗﺎﺑﻞ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ اﺳﺖ? ﺷﻜﻨﺠﻪ و ﺗﺠﺎﻭﺯ ﻛﺠﺎ, ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺩﺭ ﻧﺎﺯ و ﻧﻌﻤﺖ و ﺷﻠﻴﻚ ﺗﻮﭖ و ... ﻛﺠﺎ ﮔﻴﺮﻡ ﺧﻮاﻫﺮ و ﻣﺎﺩﺭ ﻣﺎ ﺷﻜﻨﺠﻪ ﺷﺪﻩ اﻧﺪ, ﺧﺐ ﺗﻬﺶ ﺑﺎﻳﺪ اﺯ ﭼﻬﺎﺭﺭاﻩ ﻣﻼﻧﻓﻪ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﺳﺮ ﺩﺭ ﻣﻲ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ, ﭘﺲ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ اﻧﺘﺨﺎﺏ ﻛﺮﺩﻩ اﻧﺪ.
ﺑﻲ ﻃﺮﻑ