تا حالا بیشتر می گفتند که برای مشتی آهن پاره مجاهدین را به کشتن دادید. ولی ایشان می گوید که مطلقا بحث حفاظت و فروش اموال در کار نبوده و تمام داستان این بوده که با نگاه داشتن یک "جای پا" در اشرف تلاش کنند افراد را از لیبرتی به آنجا بازگردانند. به نظر من هم همین است بعد از گذشت دو سال اقامت در لیبرتی روشن شده که آنجا اقامتگاه دائمی مجاهدین است و آنها ار قبل می توانستند که این را تشخیص دهند. در نتیجه چشم به برگشت داشتند.
دست به قلم ایشان خوب است. چه خوب بود که قدری هم به خودشان می پرداختند و از زندگی خود می نوشتند و نامه های خود را تحلیل می کردند. باور کنید که داستان جداشده ها بسیار جذاب است و خواندنی.
۲ نظر:
تا حالا بیشتر می گفتند که برای مشتی آهن پاره مجاهدین را به کشتن دادید. ولی ایشان می گوید که مطلقا بحث حفاظت و فروش اموال در کار نبوده و تمام داستان این بوده که با نگاه داشتن یک "جای پا" در اشرف تلاش کنند افراد را از لیبرتی به آنجا بازگردانند. به نظر من هم همین است بعد از گذشت دو سال اقامت در لیبرتی روشن شده که آنجا اقامتگاه دائمی مجاهدین است و آنها ار قبل می توانستند که این را تشخیص دهند. در نتیجه چشم به برگشت داشتند.
دست به قلم ایشان خوب است. چه خوب بود که قدری هم به خودشان می پرداختند و از زندگی خود می نوشتند و نامه های خود را تحلیل می کردند. باور کنید که داستان جداشده ها بسیار جذاب است و خواندنی.
ارسال یک نظر