دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

افتاب خواهد دمید

افتاب خواهد دمید

مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

این است جهان ما در این لحظه

این است جهان ما در این لحظه
روی تابلو کلیک کنید

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۲ دی ۱۰, سه‌شنبه

خاطرات خانه زندگان (۳۳) ذهن ظرفی نیست که باید پر شود، بلکه آتشی است که باید افروخته شود .همنشین بهار

 
پس لرزه‌های به اصطلاح «تحولات درونى سازمان مجاهدین»، مسیر تاریخ ایران را بنفع جریان راست ارتجاعى تغییر داد و در زندان هم روی تنظیم رابطه‌ها اثر ویران کننده گذاشت. الان می‌فهمیم که ملاخورشدن انقلاب بزرگ ضد سلطنتی، حوادثی چون سی ‌خرداد سال پرابتلای ۱۳۶۰، پرپرشدن پاک ترین جوانان این میهن، و جنایاتی که در زندان به نام اسلام و انقلاب روی داد فقط به نتایج کنفرانس گوادلوپ و نقشه های شوم امثال برژینسکی، مربوط نبود، ریشه در مسائل و درگیری‌های زندان شاه نیز داشت. خاطرات خانه زندگان (۳۳)....ذهن ظرفی نیست که باید پر شود، بلکه آتشی است که باید افروخته شود 

۵ نظر:

ناشناس گفت...

همنشین بهار و دوستانش مثل مصداقی همان کاری را دارند میکنند که میگوید درزندان آخوندها علیه مجاهدین کردند . و به نفع ساواک تمام شد . آنچه همه اینها می نویسند فرقی با تبلیغات اخوندها درزندان علیه مجاهدین ندارد . بنابراین برای چه کارآن آخوندها را درزندان محکوم میکند وقتی که خودش کاراینها را تائید میکند واز مصداقی و بقیه کاملا دفاع میکند . آیا این یک بام و دو هوا بود ن نیست . اصلا برای چه اینقدر ازمجاهدین مینویسد درحالیکه کاملا مشخص است درجبهه اضداد آنهاست ؟ علی ج

داود گفت...

سالهاست که به گذشته می‌نگرم و حرکات و رفتار افراد و سازمانها و احزاب اندوران را بررسی می‌کنم میبینم که اکثریت آنها در اشتباه کامل بودند و به دام ارتجاع مذهبی افتاده بودند. فرقی‌ هم نمیکرد که نامشان مجاهد بود یا فدایی و یا پیکاری و هیأت موتلفه وبازاری و ......متاسفانه هرکدامشان هم که به قدرت می‌رسیدند همین آش بود و همین کاسه که الان هست زیرا هیچکدام تحمل مخالف خودشان را نداشتند و حوادث بعد از آنقلاب این مسأله را ثابت کرد. نگاهی‌ به رژیم ملایان و سرگذشت فرقه رجوی و انشعابات جریان فدایی به خوبی نشاندهنده این قضیه است

همنشین بهار گفت...

برادر عزیز
سد دوران ما استعمار و ارتجاع است نه مجاهدین که همیشه قربانی توطئه آنان بوده‌اند. مجاهدین فرزندان مردم ایران هستند.
با کمال احترام: همنشین بهار

ناشناس گفت...

آقای همنشین بهار اگر مجاهدین فرزندان مردم ایران اند پس این چه بساطی است که علیه شان شما و مصداقی و دیگران راه انداخته اید؟ و یک سره کار وزندگی همه تان شده است علیه آنها تبلیغات سوء کردن؟ ایا واقعا باور دارید که نوشته های خود جنابعالی و یا دوستتان ایرج مصداقی و اسماعیل یغمایی به نفع آنهاست ؟علی

داود گفت...

جناب همنشین بهار، شتر سواری که دولا دولا نمیشود!! از قدیم گفته آند که آنچه که عیان است چه حاجت به بیان است. البته من شما را درک می‌کنم که هنوز با خاطرات اندوران زندگی‌ می‌کنید و در آن خاطرات قفل شده اید. دوست گرامی‌ بسیاری از بسیجیان و پاسداران هم فرزندان همین ملت بودند و هستند (اکثریت آنان بچه‌های همین کارگران و کشاورزان بودند و از طبقه فقیر جامعه بودند) و بسیاری از آنان هم قربانی استعمار شدند. اما آیا عملکرد و رفتارشان درست بود؟؟ آیا رهبرانشان درست عمل کردند؟ در بارهٔ مجاهدین هم همین مساله صادق است. آیا عملکرد رهبران مجاهدین درست بود؟ آیا مجاهدین در واقعیت نمونه انسان کامل شدند و توانستند نوک پیکان تکامل جامعه بشری گردند؟؟!! حقیقت را بپذیریم و اعتراف کنیم که استعمار از ساده اندیشی‌ و جهل ما بر علیه خودمان استفاده میکند!!