مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

ه‍.ش. ۱۳۹۴ دی ۲۳, چهارشنبه

مجموعه 43نوشته. برای اطلاع، آموزش ادبیات ونیز احترام به آزادی بیان .چند مقاله از دوستان و پیروان و نان و نمک خوران رهبر عقیدتی و طرفداران اسلام دموکراتیک!

مجموعا43نوشته.حتما مطالعه کنید و فیض ببرید
تازه ها
 علی خراشادی از زندانیان سیاسی دوران شاه در مشهد بود. جوانی مجاهد و بسیارصمیمی و شریف که در دوران خمینی پلید جانباخت. با نام او کسی مقاله ای نوشته که مرا مورد نقد قرار داده است.خواندن این نوشته را توصیه وبرای نویسنده آرزوی شناخت و موفقیت  میکنم. اسماعیل وفا یغمائی
43-مهدی فیض. حاشیه یی بر یک یادداشت کوتاه
42- علی خراشادی.در ادامه سقوط
41
-علی خراشادی سقوط !
40-دکتر حمید رضا طاهر زاده: واریته مضحک مزدوران ولایت با تقلید از خمینی دجال
39-محمد قرائی:‌ چهارعدد مزدور "با نام" و"نشان"!

قدیمی ترها روی لینک زیر خواندن بقیه مطالب کلیک کنید

22 گرا دادن همزمان به وزارت اطلاعات وسپاه تروریستی قدس جهت کشتار مجاهدین .بهروز شهریاری
21كمپ ليبرتي و قورباغه اي كه وكيل جنايت مٌلاها شده پرواز پرستوها!
20 سخن هفته؛سوزن گیرکرده در گرامافون هیمه آوران تنور ولایت-
19جعل مطلق در پرونده اشرف و لیبرتی پرویز خزائی!
18خطاب به"بی شرفهایی" که دست در خون مجاهدین دارندحسین فرشید

 برای خواندن بقیه مقالات روی ادامه مطالب در زیر کلیک کنید
*لیبرتی نور افشانی میکند سیاوش جعفری
17زگيل هاي بي خاصيتجواد پوینده !
16البطّاط عراقي ، البطّاط ايرانالبطاط ایرانی ي
15 مومن های مسجد ندیده و قافله ی حقوق بشری حمید رضا بهرامی
14حقيقتي كه نمي‌توان پوشاند«سعيد جمالي يك پاسدارولايت»حسین زندگی
13خود فروختگان به وزارت و پس خوری انجمن نجاست محمد اقبال
12واكاواي گفتار وكيلي كه ” هرگز مفت حرف نزده است. محمود پهلوان  

11 جام زهر اتمی و خونبهای آن عارف شیرازی
10*:درد دلی با سعید جان... ميرزا ريز بين
9*حمله موشكي به ليبرتي وعمله هاي برون مرزی... حسن حبیبیي
8رزمگاه " لیبرتی" کانون مبارزه چرا؟...هادی محسنی
7کارزار جهانی آقای رئیس دانا در حمله موشکی به لیبرتی ...حسن افتخاری
6”جنايتكاران“ و ”خيانتكاران ...علیرضا مولانا“
رزیگران فروتن آزادی ، رژیم ومماشات، کفتارها وکرکس ها... مرتضی نامور
4تضمین ازادی و دموکراسی در ایران فردا.... امیر کارگر
3-مجاهدان بخون غلطیده و زاغان پلشت... حسین یعقوبی
2-عقابان سر افراز میهن و کرکسان در انتظار . پرویز خزائی
1- جنایت علیه لیبرتی و میرزا بنویسهای دهان گشاد ... لیلا جدیدی 

برای خواندن

۹۶ نظر:

ناشناس گفت...

حضرت اسماعیل
اینجور موقع ها
فیلت یاد
هندوستان میکنه
دموکراسی شناس میشی
یک هفته است
دارید هر چرتی دلتان
میخواهد مینویسید
میگویید
انتظار دارید
در جوابتان
چیزی نگویند و ننویسند؟

دلسوز

پدر چشم انتظار یکی از ساکنان لییبرتی گفت...

از پیروان و قلمزنان رهبر میشود فهمید که چه خبرست بروید خجالت بکشید دارید از جنازه عزیزان ما در لیبرتی روزی میخورید و در خارج نشسته حرف مفت مینویسید

ناشناس گفت...

تازگی ها
از این پدرها و مادرهای
چشم انتظار
رزمنده سابق
اشرفی سابق
محسن آلبانی
سحر آلبانی
بدون شناسنامه
خوب نظر میدن

پدر چشم انتظار
برای همین مدیون
مجاهدین و رهبری
مجاهدین هستم
باید از خون های ریخته
شده دفاع کرد
هزاران هزارن
نفر آمدن با کیس
مجاهدین به نون و آب رسیدند
از جمله همین حضرت یغمایی
از اعتبار مجاهدین
به همین جا رسیده است
تا قبل از حمله آمریکا
به عراق تا گزینه
ارتش آزادیبخش بود
کسی اگر از جنازه
مجاهدین روزی میخورد
اشکالی نداشت
اما حالا اشکال پیدا کرده است؟

دلسوز

ناشناس گفت...

دلسوز سوخته دل عزیز
از بد بیاری های شما هم پیشرفت تکنولوژی و امکان تبادل اندیشه است والا اگر دست شما بود که" قلمش را می شکستید وپدرش را در می آوردید.". چون شما توان شنیدن حرف و سخن نو ندارید. شما فقط به غرغره هزار باره ی اندیشه های قالبی خودتان قادرید
محسن آلبانی

ناشناس گفت...

پدر جان چرا چشم انتظاری خوب یک لطفی کنید و قبول زحمت تشریف بیارید دم کمپ لیبرتی دست عزیزتئن را بگیرید برید به سلامت هرجایی که شما میپسندید .

اصلل چرا از همین خانم اقبال و کمپینشان نمخواهید که شرایط و ویزای ورود به عراق برای شما تهیه کنند تا شما از نزدیک جریان را ببینید .

ناشناس گفت...

من حالا میفهمم چرا خمینی و خامنه ای دوام اوردند یک مشت لاشخور که فقط به خودشان فکر میکنند و مهم نیست چی بسر بقیه میادباعث دوام اونا میشن یه مشت لاشخور مث شماها
الف. ع. خویشاوند

ستاره شناس گفت...

این حاج ممد قیافه اش مرا بیاد یک ایتالیائی میاندازد. سینیور دودولینا بعد از برانیا خدا نگهش دارد چه لبخندی

ناشناس گفت...

متاسفانه یکی از مقالات آقای سعید جمالی که در آن کلمات هرزه به کار رفته بود، (به بی شرفان...)، باعث سوءاستفاده امثال پرویز خزاعی شده است که بی خیالی مسعود رجوی را ماست مالی کند.
رفیق

شیطان رجیم گفت...

فکر کنم اسم اصلی این موسیو ممد بود سینیوردودولینا چورانیا برانیا چون قیافش عین اون موسیو ایتالیائیه هس

مش باقر گفت...

خیلی عالی میتونین اضافه کنین کاملش کنین شاید اینطور بهتر بشه
سینیور آج ممد دودولینا چرانیا آفتر برانیا

فراری از همه چیز و همه کس گفت...

اقا رفیق تو هم دلت خوش است همینطور مینویس کلمات هرزه بنظر من بهترین کلمات کلمات اقای جمالی بود در رابطه با یک عده که هیچ چیز را رعایت نمی کنند باید همینطور نوشت در ضمن تو مثل اینکه جای ات نرم و گرم است به فکر ادب هستی

ناشناس گفت...

اسمال اقا!!!
بااین سیلی ها صورتت سرخ نخواهد شد!! این مقالات را علنانوشته اند ودر سایتهای مختلف چاپ شده است وهر کس که علاقه داشته است ان را خوانده است .این کار شما یک نوع مقاله دزدی است!!!
اگر راست میگویی بعضی از نظرات مخالفت که موجب سوزشت می شود سانسور نکن سانسور نکن سانسورنکنننننننننننننننننننننن

شیربرنج

esmail گفت...

شیر برنج!
از این به بعد کامنتهای تو منتشر نخواهد شد
کامنتهای تو حاوی نقد نیست عزیز
حاوی دیگر آزاری است
کامنتهای تو موجب پاسخهائی میشود که قابل درج نیست و در مقابل انتشار هر کامنت تو باید ده کامنت را منتشر نکرد
هر وقت حرفی برای گفتن داشتی باز گرد
عجالتا خدا یارت عزیز

..؟ گفت...

درود بر آقای فرشید مقاله اشان پر از غیرت انقلابی است باید همینطور نوشت

ناشناس گفت...

آقای فرشید، شما که می خواستی همراه با دو مستعفی بزرگوار که دست رهبری عقیدتی را خوانده بودند، بیایی بیرون.
خودتان خوب می دانی من چی میگم...
پاسخ نیاز نیست. در خلوت خویش پاسخ بده. درست است یا اتهام؟ فرشاد

ناشناس گفت...

بابا جون دلمون برات تنگ شده خیلی ساله ندیدیمت
خرشنگ. خرشاد.خرگل خرشید.خرناز.

گ.ب گفت...

من یکی کاملا تائید میکنم که آقای فرشید انسان بسیار درست و با شرفی هستند!حاضرم این را اگر لازم باشد توضیح بدهم
گ.ب

ناشناس گفت...

با سلام به آقای یغمایی
از اینکه نظرات شیر برنج را حذف می کنید بسیار سپاسگذارم. حرف منطقی نمیزند و فقط لودگی میکند. بکبار موفق شدم او را به تله بیندازم که پاسخگو باشد که به بهانه ی ضیق وقت (بقول خودش زیق وقت)از زیرش در رفت و بعد دیدم زیق وقت آقا مربوط به دیگر آزاری و طعنه و کنایه یه دیگران و خراب کردن فضای صفحه است. ماموریتش که از اسمش هویدا بود هم همین بود. الان هم اگر سر وکله ی نامی جدید و لوده پیدا شد به اقرب احتمال هموست.
باتشکر
محسن

ناشناس گفت...

شترمرغ را گفتند : بار بردار گفت من مرغم . گفتند پرواز کن؛ گفت شترم. گفتند پس سواری بده گفت من مرغم. ،، گفتند تخم بگزار ؛ گفت شترم. ...بحث با مجاهدین حکایت از این ضرب المثل است. میگوییم چرا آمدید عراق ؛ میگویند خواسته رهبر و دستور تشکیلات بود . میگوییم پس چرا از عراق ناامن نمی روید ؛ میگویند خواسته شخصی خودمانه به شما چه. .یک بار دعوا بود که از اشرف مقدس نروند اسارتگاه لیبرتی؛ خب ،حالا لیبرتی را پس چرا ترک نمیکنید. میگن سنگر مقدس اینجاست . میگویم پس سلاحت کو ؛ تاكتيك و استراتزي كدامه؟ میگن بتو چه ؛ بریده مزدور .///. کوروش پاکزاد

لاشخور شناس گفت...

ارتزاق از جنازه دیگران ممنوع است لاشخورهای سیاسی منفورند

ناشناس گفت...

جناب خزایی دیپلمات سابق رژیم و دیپلمات فعلی رجوی در یک مقاله مفصل بعد از دوازده سال برای هم میهنان توضیح داده که چرا نمی شود مجاهدین از لیبرتی خارج شوند.
من می خواهم بعنوان یک ایرانی که از نزدیک این موضوع را دنبال کرده است از او بپرسم

فرض کنیم که همه حرفهای تو درست باشد و هیچ کلکی در کار شما نباشد اما راستی بگو ببینم مگر مسعود رجوی و مریم رجوی خودشان در این دوازه سال لالمانی گرفته بودند که نتوانستند این حرفها را خودشان بزنند؟
فرض کنیم حرفهای تو درست باشد پس چرا در تظاهرات ویل پنت هیچگاه مشکل خروج قطره ای توسط سازمان ملل را مطرح نکردند در این دوازده سال که حد اقل فشاری و افشاگریی در اینباره باشد؟
مجاهدین که برای تبلیغات هر جا که لازم باشد کم نمی آورند چطور بعد از هر کشتاری فقط و فقط روی حفاظت از مجاهدین زوم می شوند و نه تسریع انتقال آنها؟
چرا نکردید و نمی کنید که بهانه به دست منتقدین ندهید؟
شما اگر ریگی توی کفشتان نبود و روی تسریع خروج مجاهدین تلاشتان متمرکز بود که همه چیز روشن بود و البته در اینصورت ما هم بقول تو می نشستیم و به ریش اسماعیل یغمایی می خندیدیم که دارد پرت و پلا می گوید.
اما جناب خزاییاز قدیم گفته اند تا نباششد چیزکی مردم نگویند چیزها!من به نجربه سی ساله می دانم که رجوی هیچوقت راست حرف نزده است و بخصوص در باره خروج مجاهدین از لیبرتی .
من می گویم همین حرفهای شما را خود رجوی می توانست در همه این سالها بگوید و ایرانیان را برای بیرون آوردن مجاهدین از لیبرتی بسیج کند که نکرده است و نمی کند و نخواهد کرد. چرا نمی کند؟ چرا بجای بسیج ایرانیان در رابطه با تسریع خروج مجاهدین از لیبرتی فقط شعار برای شهادت و کشته شدن بیشتر می دهد؟
بهر حال یک جایی باید قبول کرد که یا رجوی مغز خر حورده و نمی فهمد چه می گوید و تو درست می گویی و یا اینکه نه اینهم یک سیاست است که ترا بعنوان بلند گو فرستاده جلو برای مقابله با سونامی اعتراض ایرانیان نسیت به سیاست بی تفاوتی و سهل انگاری اش درباره جان مجاهدین ولی خودش همچنان همان خط دشهادت و کشته شدن تا نفر آخر را دنبال می کند.

منصور

نا امید گفت...

ننگ و نفرت بر بیشرفها بر نامردها بر مفتخورها بر بزدلها بر....

قابل توجه گفت...
این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.
قابل توجه گفت...

مسئله 68 رساله آیت الله خمینی بول و غائط (ادرار و مدفوع) حيوانى كه انسان آن را وطى كرده، يعنى با آن نزديكى نموده ، و گوسفندى كه استخوان آن از خوردن شير خوك، محكم شده است نجس است. مسئله 351رساله آیت الله خمینی اگر نعوذ بالله حيوانى را وطى كند يعنى با او نزديكى نمايد و منى از او بيرون آيد غسل تنها، كافى است. و اگر منى بيرون نيايد، چنانچه پيش از وطى وضو داشته باز هم غسل تنها كافى است، و اگر وضو نداشته، احتياط واجب آن است كه غسل كند، وضو هم بگيرد. مسئله 2631رساله آیت الله خمینی خوردن گوشت اسب و قاطر و الاغ مكروه است، و اگر كسى با آنها وطى كند، يعنى نزديكى نمايد، حرام مى‏شود، و بايد آنها را از شهر بيرون ببرند و در جاى ديگر بفروشند. مسئله 2632 رساله آیت الله خمینی اگر با گاو و گوسفند و شتر نزديكى كنند بول و سرگين آنها نجس مى‏شود و آشاميدن شير آنها هم حرام است و بايد بدون آن كه تاخير بيفتد آن حيوان را بكشند و بسوزانند و كسى كه با آن وطى كرده، پول آن را به صاحبش بدهد، بلكه اگر به بهيمه ديگرى هم نزديكى كند، شير آن حرام مى‏شود.

مهتاب گفت...

شما خوب میدانید که رژیم آخوندی است که مانع از این شده که کشورهای اروپایی به مجاهدین لیبرتی ویزا بدهند. شما خوب میدانید که رژیم آخوندی به تبعیت از جد بزرگشان یزید، در واقعه تاریخی عاشورا، تصور می کنند که مجاهدین را در عراق گیرانداخته اند و آنها را مختار به تسلیم و امان نامه گرفتن و رفتن به ایران از یکسو و کشته شدن در قرارگاه های اشرف و لیبرتی از سوی دیگر کرده اند و اینها سالهاست که به تبعیت از پیشوای تاریخی شان امام حسین بارها گفته اند: هیهات من الذله.
شما بیشرفها و خائنین سالهاست تبلیغ می کنید که مجاهدین در عراق از خود اختیاری ندارند و به فرمان رهبرانشان پافشاری می کنند که در عراق بمانند تا کشته شوند. و این همان تبلیغی است که رژیم و عواملش برای توجیه حملات ناجوانمردانه شان به لیبرتی نیاز دارند و این را از زبان آن "جنازه" ای که مسئولیت حمله اخیر را به عهده گرفته گفته اند. گفته اند که چون مجاهدین نمیخواهند از عراق بروند پس ریختن خونشان جایز است. اینگونه است که شما آتش تهیه این حمله و حملات قبل از این را ریخته اید. همانطور که همدستان یزید تبلیغ می کردند که حسین از دین جدش خارج شده و کشتنش واجب است. پس بدانید که بی شرف و خائن شمائید ای قاتلان مجاهدین لیبرتی. و مطمئن باشید که روزی مردم از این بابت از شما حسابرسی خواهند کرد. http://www.hambastegimeli.com

ناشناس گفت...

مهتاب خانم. اشاره به عدم دادن ویزا اروپا برای مجاهدین لیبرتی کردید. خانم گرامی از خواب بیدار شو. یک میلیون پناهجو تو همین چند ماهه وارد اروپا شده. کدامیک ویزا ودعوتنامه داشته. با جوانی افغانی در ایستگاه قطار در سوعد روبرو شدم که با یک پتو و بدون پول و ویزا وارد اینجا شده بود و حتی یک کلمه انگلیسی هم بلد نبود. اینقدر به شعور مردم توهین نکنید. در ضمن شما که به ازدواج تشکیلاتی عادت دیرینه دارید باید بدانید که هر گاه فردی با شخصی که تابعیت کشور اروپایی دارد ازدواج کند بعد از یک پروسه ۶ماهه تا یکساله ویزای قانونی خواهد گرفت. خودت بهتر میدانی که خروج از عراق ساده ترین مسعله است.مشکل شما این حرف ها نیست. بی اعتنایی مردم ایران به مجاهدین کنونی نه بخاطر گذشته پرافتخار این سازمان بلکه بخاطر عدم صداقت رهبریت شماست. کوروش پاکزاد

کژتاب گفت...

برخلاف آنچه که عده ای از مزدوران رژیم منجمله مهتاب و شبتاب و غیره میخواهند وانمود کنند که رژیم وامونده آخوندی سبب شده که کشورهای اروپایی به افراد زندانی در لیبرتی ویزا ندهند, برادر مجاهد ما حسن افتخاری در نوشتار کوبنده ای در سایت افتابکاران, مشت محکمی بر دهان این یاوه گویان زده و نوشته است:
<<"" ... به آقای رئیس دانا و همفکران می بایست یادآور شد که مجاهدین مستقر در لیبرتی کودک کمتراز 18 سال نیستند که ایشان اشک تمساح می ریزد. واقعیت این است که کشته شدن و یا صدمه روحی و جسمی هر کدام از آنان جنایت علیه بشریت است اما سازمان ملل، کمیته پناهندگان و دیگر سازمان های مسئول جهانی به تک تک آنان پیشنهاد ترک لیبرتی و مراجعت به کشورهای دیگر داده اند و آنان با آگاهی کامل از خطرات، ماندن در لیبرتی را ترجیح داده اند. هر کدام که تمایل داشته اند اشرف و لیبرتی را ترک کرده اند. "">>
http://www.aftabkaran.com/maghale.php?id=5142
البته همانطور که مستحضرید چون همه مجاهدین در لیبرتی انقلاب کرده اند و بدون اجازه رهبری آب هم نمی خورند, تصمیمشان برای ماندن در لیبرتی و شهید شدن در زیر بمب و موشک رژیم هم کاملا در راستای اجرای منویات رهبری است. تازه رهبری به باقیمانده نفرات هم گفته است که حمله های بعدی در راه است و فرمان داده است که همه برای کارزارهای بعدی (یعنی کشتارهای بعدی) آماده شوند. به کوری چشم مهتاب و شبتاب و کشورهای اروپایی و کمیساریای پناهندگان و سایر اضداد رهبری انقلاب نوین ایران.

ناشناس گفت...

یک دیوث دیگر از جاکشهای دستگاه رهبر یک مقاله تازه نوشته لطفا این را هم بگذارید
مراد
http://aftabkaran.com/maghale.php?id=5166

احمد رضا.ص گفت...

این دیوث بایس اسمشو میذاش حاجی لاشخور نه پرواز پرستو

ناشناس گفت...

کوروش پاکزاد تو رو نمیشه از خواب بیدار کرد چون خودت رو بخواب زده ای. آدم حسابی مگر مجاهدین در لیبرتی آزادند که هر جا دلشون خواست برند؟ اصلا میتوانند که از لیبرتی برای خرید هم خارج شوند؟ فقط یک مشت دروغ تحویل میدهید و با این حرفها و دروغها برای کشتارهای دیگر زمینه سازی میکنید.
مرتضی ب

ستاره شناس گفت...

پرویز جان گمان نکنم تو هر ماه دویست بار سوار طیاره میشدی اسم آنچه سوارش میشدی طیاره نبود یک چیز دیگر بود و هست ..................خدا قوت وفیروز باشی

ناشناس گفت...

کوروش پاکزاد
منظورت از: "هر گاه فردی با شخصی که تابعیت کشور اروپایی دارد ازدواج کند بعد از یک پروسه ۶ماهه تا یکساله ویزای قانونی خواهد گرفت" چی هست؟ آیا مجاهدین برای خارج شدن از انجا باید با کسی ازدواج کنند؟
تو که خودت رو به خواب زده ای ایا خارج شدن از عراق ساده ترین مسئله است؟ پس مشکلترین چیست؟ ایا وضعیت عراق مثل سوئد است که سوار هواپیما شوی و به خارج عراق بیایی؟ خوب اگر ساده‌ترین مسئله خارج شدن از عراق است راهش را نشون بده. این پیشکش راه خارج شدن از لیبرتی رو نشون بده.
مشکل تو و مصداقی و یغمایی و دیگران اینها نیست مشکل شما این است که چرا مجاهدین مثل شما دست از مبارزه برنمیدارند؟

آرش شادمان .ف گفت...

اقایان و خانمهای منتقد من نمیگویم شما انسانهای بدی هستید ولی اشتباه میکنید جهان عظیم اقای رجوی بعنوان رهبر یک جنبش با جهان کوچک شما خیلی فرق دارد تمام مشکل این است
من از ته دل میگویم درود بر مسعود رجوی

ناشناس گفت...

ناشناس عزيز، از طريق ازدواج مصلحتي با كسي كه اقامت و يا تبعه يك كشور اروبايي است ميتوان أقامت كرفت، در ضمن نكاه كن به تعداد كساني كه در سالهاي اخير از عراق به أروبا مهاجرت كردند، كوروش

ناشناس گفت...

کوروش پاکزاد
واقعا که خودت رو به خواب زده ای. مرد حسابی برای ازدواج مصلحتی باید پاسپورت داشت. باید توانست که به سفارت کشور مورد نظر رفت. تو واقعا مخاطبانت رو نادان فرض میکنی. به من بگو که چگونه میشود از لیبرتی بیرون آمد؟ برای خرید در بغداد و یا رفتن به بیمارستان.
مرتضی ب

ناشناس گفت...

جناب مرتضی از ۲۰۰۰ نفری که در لیبرتی هستند عده ای پاسپورت دا رند . تعدادی از قبل اقامت کشور های ا روپا را دارند و جمله گی شرایط گرفتن پاس سیاسی سازمان ملل را دارند. شک داری . آیا مدرکی داری که هدف سازمان ملل نگهداری آن عزیزان در عراق ناامن هست. در ضمن برای کسانی که علیرغم خطر اعدام بدون هیچ مدرکی و قاچاقی از ایران خارج شدند حتما خارج شدن از عراق کنونی و بدون در و پیکر راحتتره .یا باز شک داری. در خاتمه باید بگم زمانی که من بدون پول و مدرک وارد دبی شدم چند روزی میهمان بچه های مجاهد بودم و بعد از یک سال با پاس جعلی شاهنشاهی و با کمک دوستان مجاهد از دبی خارج شدم. لازم به تذکره که من هوادار سازمان مارکسیستی مخالف مجاهدین بودم. شاید هم منظورت اینه که مجاهدین نه پول دارند نه امکانات برای خروج هم رزمان خودشان. سعی کن نسبت به خودت صادق باشی. کوروش

ناشناس گفت...

آقای مرتضی ب
آیا شما شکی دارید که اسازمان مجاهدین رجوی میخواهد با شعار لیبرتی پلی به سوی تهران در عراق بماند؟ و باقی فسانه و داستان است؟ از مسوولینی که بهت خط میدن که اینجا مطلب بنویسی در مورد این شعار استراتژیک سوال کن
محسن

ناشناس گفت...

مرتضی ؛ شما که ماشاالله بیدار و هشیار هستید این معما را حل کنید. ؟ مطرح میکنید که ساکنان لیبرتی حتی نمیتونند برند خرید و یا بیمارستان ؛ به عبارت دیگر اسیر و محبوس هستند ؛ پس چطور رهبرعقیدتی از دفاع و مبارزه ازسنگر؟؟ حرف میزند .از کی تا حالا اسارتگاه سنگر شده . ؟ بعد میگویید ساکنان لیبرتی عاقل و بالغند و خودشان نمی خواهند از لیبرتی خارج بشوند. مرد حسابی اگه برادرت در لیبرتی حتی نمیتوانند به بیمارستان بروند پس چرا تلاش نمیکنید که آنها را نجات بدهید .پس دردتان چیه وقتی امثال من آرزوی انتقال سریع و تحت مراقبت پزشکی قرار گرفتن لیبرتی ها در کشور امن را داریم. این خاسته انسانی نجات همرزمان شما چرا همه شما را عصبی و دلسوز و دلواپس کرده. چرا رجوی دستور تشکیلاتی به کسانی که حتی حق بیمارستان رفتن ندارند نمیدهد که ازطریق اعتراض خواهان انتقال سریع خویش بشوند. کوروش

ناشناس گفت...

کوروش و محسن
مطالب من را درست بخوانید. من نوشتم که راه خارج شدن از عراق نه از لیبرتی نشان بده.
ما از نجات اینها عصبی نمیشویم بلکه این مسئله نجات از سوی کسانی مطرح میشود که که انحلال مجاهدین را تحت پوشش این شعار مخفی میکنند. سفیر وقت امریکا چند سال پیش اعلام کرد که اگر مجاهدین میخواهند از عراق بروند باید سازمان خود را منحله اعلام کنند. الان هم سازمان ملل برای پناهندگی دادن باید افراد سازمان اعلام کنند که عضو سازمان نیستند. از این اعتراضات زیاد شده که افراد برای معالجه به سازمان ملل و امریکا و سازماندهی حقوق بشری متوسل شده ولی کمکی از سوی اینها نشده. فقط به مطالب اقای هفت برادران که دخترش صبا که زخمی بود را بعد از ساعتهای متمادی ممانعت از سوی نیروهای عراقی به بیمارستان رساندند ولی دیر شده بود و صبا به شهادت رسید. ایشان توضیح میدهد که نیروهای عراقی مزدور رژیم در قبال سریع رساندن صبا به بیمارستان خواستار بودند که ایشان اعلام خارج شدن از مجاهدین بکند. یا شما از خیلی چیزها بیخبرید یا خود را به بیخبری میزنید.
محسن اینکه لیبرتی پلی به سوی تهران باشد چه ایرادی دارد؟ لیبرتی نه البانی یا پاریس؟ اگر این کشورها مجاهدین لیبرتی را به صورت سازمانی بپذیرند. در ضمن کسی به من خط نمیدهد من خودم به اندازه کافی اگاهی و شعور و سواد و صداقت دارم که خودم فکر کنم بر خلاف بعضیها که شاید سواد داشته باشند ولی صداقت ندارند
مرتضی ب

ناشناس گفت...

مرتضی خان
1- چه کسی به شما گفته که سازمان ملل برای پناهندگی دادن میگوید باید نفرات اعلام کنند که عضو سازمان نیستند. این مطلقا دروغ است.
2- شما که الحمدلله هم شعور دارید هم سواد و هم آگاهی و خوشحال هستید که به این هر سه صداقت را هم اضافه میکنید آیا می دانید که صداقت دارای عمقی است که تا از کوران سختیها و مرارتهای مبارزه نگذشته باشی چه بسا جاهایی که ساده دلانه گمان صداقت بر خودت میبری اما در نهانگاه ضمیرت عنصری ناشناخته از منافع فردی ترا به پیش می راند. عنصری که تنها در شرایط مشخص فدا و گذشت از منافع فردی بارز میشود و خودش را نشان میدهد. تنها در اینصورت است که فرد میتواند میزان صداقتش را بسنجد نه در دستگاه درون کوک فردی بلکه در کنش و واکنش با دنیای واقعی و سرسخت بیرون.بنابراین برای من خیلی سخت است قضاوت در مورد صداقت کسی که دیگران را از ساحل امن به کشته شدن برای یک استراتژی ناروشن فرا میخواند و در حالی که خراشی هم برنمی دارد دیگران را به تکه تکه شدن میخواند.
3- منظورتان از بعضیها که سواد دارند ولی صداقت ندارند را دقیق نمیدانم ولی اگر منظورتان من هستم باید به عرض برسانم که خیر بنده سواد درست وحسابی ندارم چون در سازمان مجاهدین به کسی سواد یاد نمیدهند. ولی در مورد صداقت همین بس که وقتی دانستم آنکه میپرستیدمش به من دروغ میگوید در رها کردنش تردید نکردم هر چند صلاح دنیایم در غیر از این بود. و تا ان زمان که راه را درست می انگاشتم فارغ از هر چاپلوسی و تملق سختیها را پذیرفتم. بله اقای مرتضی ما برای اثبات صداقت خودمان محتاج تایید رجوی و بانو هم نیستیم چه رسد به شما.
4- در مورد لیبرتی نوشته بودید چه اشکالی دارد. اصلا البانی یا پاریس ....
به همین دلیل گفتم بهتر است از آنها سوال کنید. بهتان بر نخورد ولی آخر عزیز مبنای بحث ژئوپولوتیک منطقه و عراق است به زعم خودشان. آلبانی و پاریس چه ربطی به ژیوپلتیک دارد !!!!
5-حالا گیرم حرفتان درست و لیبرتی پلی بسوی تهران خوب چرا اعلام نمی کنند. پس چرا مریم رجوی سخن از این میکند که وعده خیانت شده انتقال که منظورش این است ما میخواهیم برویم قبول نمی کنند. خوب بیایند به صراحت بگویند میخواهیم بمانیم و لیبرتی پلی بسوی تهران . مگر شتر سواری دولا وولا هم میشود.
محسن

ناشناس گفت...

محسن
مبارک است که خودت را دارای صداقت میدانی تبریک بیکران بر تو و امثال تو.
مسئله لیبرتی مسئله مقاومت و تسلیم نشدن است. تو هم که مرا میشناسی که از ساحل امن دیگران را دعوت به کشته شدن میکنم. من به انتخاب خود مجاهدین احترام می‌گذارم.
مرتضی ب

ناشناس گفت...

آقای مرتضی
البته که درود برمن و برما که تا آنجا که مقدورمان بود در راهی که گمان میکردیم مسیر آزادی است از همه چیز خود گذشتیم.
و شرمنده باد عافیت جویانی که بی درد و بی غم مرگ دیگران را در هیاهوی تشویق رهبر جاودان خطاناپذیری و معصومیت دروغین به جشن و پایکوبی نشسته اند و من در این اندیشه ام که نقطه آغاز شما در این میانه چیست.
محسن

ناشناس گفت...

محسن با تبریک مجدد به خاطر کارت تبریک صداقت به خودت
این تو و امثال تو هستید که با علم کردن اینکه مجاهدین مخالف خارج شدن از عراق هستند جاده صافکن کشتار آنها هستید.
مرتضی ب

ناشناس گفت...

مرتضى عزيز، اين بحث بي فايده است، در نهايت تناقضى وجود دارد ، ليبرتي زندان يا رزمكاه، سنكر مبارزه يا اسارتكاه، خواسته يا دستور تشكيلاتي براي ماندن يا تقاضاي أعضاء براي ماندن و در خطر بودن؟؟؟؟؟
، اكه شما از صميم قلب مايليد كه جان همرزمان خويش را از ليبرتي نجات دهيد و از طريق تحصن ،ميتينك ،راهبيمايي براي نجات دوستان اقدام كنيد ، مطمئن باش كه بسياري از منتقدين را در صفوف خود خواهي ديد، به اميد نابودي كل نظام ج٠ إسلامي . كوروش

ناشناس گفت...

مرتضى عزيز، اين بحث بي فايده است، در نهايت تناقضى وجود دارد ، ليبرتي زندان يا رزمكاه، سنكر مبارزه يا اسارتكاه، خواسته يا دستور تشكيلاتي براي ماندن يا تقاضاي أعضاء براي ماندن و در خطر بودن؟؟؟؟؟
، اكه شما از صميم قلب مايليد كه جان همرزمان خويش را از ليبرتي نجات دهيد و از طريق تحصن ،ميتينك ،راهبيمايي براي نجات دوستان اقدام كنيد ، مطمئن باش كه بسياري از منتقدين را در صفوف خود خواهي ديد، به اميد نابودي كل نظام ج٠ إسلامي . كوروش

ناشناس گفت...

مرتضی خان
آیا رژیم جمهوری اسلامی منتظر حرف ماست که حمله بکند اگر سخن گفتن و سئوال کردن از استراتژی رهبر خدایگونه اتان نامش جاده صاف کنی کشتار است پس آنکه نیروها را در عراق نگهداشته را آیا میتوان جلاد نامید؟ برای پاسخ به این سئوال فقط منطق لازم است وبه صواقت نیاز نیست.
محسن

ستاره شناس گفت...

به آقای خدائی با کمال ادب عرض میکنم اگر منظورتان از خلیفه خلیفه سابق بغداد است ربطی به جناب روحانی ندارد بلکه فیلم یکخروار دلار گرفتن رهبر عزیز شما از خلیفه روی یوتیوب هست بروید اقا خجالت بکشید اینطور ترهات بر سر هم نکنید که بجائی نمیرسد اگر فیلم را خوب ملاحظه کنید میبینید که رهبر دست در جیب خلیفه ننموده بلکه تا اعماق جیب خلیفه در حال پارو کردن دلارهاست واقعا قبح از قباحت رخت بر بسته است

م.ح فرانسه گفت...

آقای ستاره شناس من اطمینان دارم این آقای خدائی فیلمها را ندیده چون نه در اشرف و نه لیبرتی کسی دسترسی به انترنت آزاد نداشت چه برسد برود روی یوتیوب و فیلم ببیند انها واقعا در یک محیط بسته وتبلیغات دائم واقعا فکر میکنند هرکس به بیرون رفته حتما مزدور شده است فقط وقتی پایشان به فضای ازاد برسد میفهمند چه خبر است و کی دارد مزدوری میکند

همایون بنی آدم گفت...

به به، دوستان بزنید و کوتاه هم نیایید. گور پدر خمینی و جمهوری اسلامی فعلاً مشغول خود زنی باشیم بعدا به مسائل جنبش هم انشاالله خواهیم رسید. بر پدر شهدا لعنت. چشمشان کور که در مقابل ارتجاع ایستادند. هر که خربزه میخورد پای لرزش هم می نشیند. به جهنم که فساد و فحشا و اعتیاد و خشکسالی ایران را نابود کرد، وظیفه اول ما دوستان پیش بردن جنگ حیدر نعمتی است تا انشاالله دهن رفیق سابق را بزنیم و بدنیا اثبات کنیم که این مقاومت هم به همان منجلابی فرو رفت که مشروطه و نهضت جنگل و قیام مرداد رفتند. لعنت بر مصدق درود به بقایی. زنده باد ما، مرگ بر دیگران. کورش آسوده بخواب که ما مردارییم. خسته نباشید.

آدمیت گفت...

جناب آقای مهدی خدایی صفت،
خوشحالم که پس از سالها که هر ایرانی با شرفی به صفت انسانی "رهبر عقیدتی" و "بانو" را مورد سوال قرار داد که چرا فرزندان رشید و شجاع مردم ایران که همه چیزشان را به این رهبری تقدیم کردند به زعم آنکه سریعتر بتوانند ایران را از لوث وجود آخوندها رها کنند، بایستی در گورستان عراق بمانند و توسط موشکهای ولی فقیه در تهران تکه و پاره شوند و رهبری عقیدتی در کنج عافیت مستمرا دستش را در جیب آنها کند و فرمان ماندن در آنجا را با شعارهای چندش آور و مضحک سیاسی بدهد و خواهان تکه پاره شدن آنها البته با پز "مقاومت" شود! بالاخره کسی از مجاهدین پیدا شد که به دفاع بپردازد و با اسم حقیقی تکه پاره شدنها را به انتخاب همان رزمندگان ربط دهد و نه خواست رهبری!!
رژیم آخوندی، رژیمی است قرون وسطایی، ارتجاعی، متعلق به اعماق جهل و فساد تاریخ، جنایتکار و خونخوار و ولی فقیه اش همه این صفات جنایتکارانه را یک جا در خودش متبلور کرده است. کارش نابود کردن ایران و ایرانی بود و هست و در این رابطه بسیار موفق. این رژیم در کشتار مجاهدین لحظه یی به خودش تردید راه نداده و نمی دهد و تا فرق سر آلوده به خون مردم بی گناهمان می باشد و تردیدی نیست که سرانجام بدست قدرتمند مردم ایران هم سرنگون خواهد شد و بایستی در دادگاههای ملی و تحت نظارت بین المللی حساب همه جنایاتش را پس بدهد، اما از شما بعنوان یک مجاهد قدیمی چند سوال دارم:
آیا شما به صفت یک مجاهد به مقوله "رهبر عقیدتی" معتقدید؟ چرا؟
آیا "رهبر عقیدتی و همسرش" خود را بارها و بارها صاحبان اصلی خون و نفس یعنی جان و حاصل کار و عمر هر مجاهدی معرفی نکرده اند؟
آیا این رهبری نظرات و خواسته هایش را با اهرم تشکیلات پیش نمی برد؟
آیا شعارهای سیاسی یی که بدنه تشکیلات می دهد نظیر "اشرف اگر بایستاد دنیا خواهد ایستاد"، "چو اشرف نباشد تن من مباد" و... و بالاخره "بیا بیا" و... ، خواسته رهبری نیست؟
آیا مقوله رهبری عقیدتی همان ولایت مطلقه فقیه نیست؟ آیا این مقوله یک مقوله عقب مانده و متضاد با مقولاتی نظیر آزادی، دموکراسی، حقوق بشر، حق انتخاب و ... و بالاخره کرامت انسانی نیست؟
آیا در دستگاه رهبر عقیدتی و ولایت مطلقه فقیه، مقولاتی نظیر دموکراسی و حقوق بشر مقولات مذموم و متعلق به دنیای غرب و بورژوازی نیست؟
آیا در دستگاه رهبر عقیدتی نباید همه ترمهای تعریف شده و شناخته شده انسانی و پرنسیپهای حقوق بشری ابتدا از کانال دیدگاهی حضرتش بگذرد تا اعتبار پیدا کند؟ و به عبارت دیگر آیا چنین نیست که هر چیزی اصالتش را از رهبر عقیدتی و ولی فقیه می گیرد و الا نه تنها اعتبار ندارد بلکه مذموم و حتی مخرب است؟
آیا رهبری عقیدتی و ولی فقیه می توانند مقولاتی نظیر "کرامت انسانی"، "آزادی بیان"، "حق اندیشه" "حق اما و اگر کردن" و ...را بپذیرند؟

ادامه دارد

آدمیت گفت...

قسمت دوم:
آقای خدایی صفت، من متاسفم که باید بگویم که رهبر عقیدتی شما و ولی فقیه رژیم در طول این سی و چند سال روش و منشی بغایت مشابه داشته اند و گویا هر دو، دو روی یک سکه واحدند و البته این تصادفی نیست، چرا که ریشه و خمیرمایه هر دو تفکر یکی است، استبداد مطلقه دینی و ایدیولوژیک.
اما جنگ آنها در این سالیان فقط و فقط برای حفظ قدرت سیاسی توسط ولی فقیه و کسب قدرت سیاسی توسط رهبر عقیدتی است. هر دو تا بن استخوان از آزادی وحشت دارند و با آن دشمنند، هر دو تا بن استخوان اندیشه غیرخودی را بر نمی تابند و با اهرمهای مختلف آن را نابود می کنند و در این مسیر سواستفاده از هر وسیله ی غیر اخلاقی را مجاز می شمارند.
این رهبری اگر دلش بحال مردم ایران سوخته بود، پس از سی خرداد شصت و تصمیم یک جانبه و عجولانه اش مبنی بر مبارزه مسلحانه با رژیم خمینی که ریشه در اعماق تفکر عقب مانده جامعه مذهبی ایران داشت و هزاران نفر را روزانه تحت لوای دین به جبهه های جنگ اعزام می کرد و از قضا همانند "رهبر عقیدتی" مدعی بود که این جوانان خودشان انتخاب کرده اند که در میادین مین کشته و تکه پاره شوند، از خودش در سازمان انتقاد می کرد که چرا هزاران هوادار سازمان که تماما توسط رژیم خمینی شناخته شده بودند را بدون هیچگونه اطلاعی از قبل و هیچگونه تمهیدی برای حفاظت آنها، با تصمیم نابخردانه و غیرمسولانه "عاشورایی اش" به قربانگاه خمینی فرستاد و یک ماه بعد خودش از مهلکه البته به بهانه تشکیل شورای ملی مقاومت!! خارج شد و صحنه عاشورا را ترک کرد. کار او سواستفاده سخیفی بود از مفاهیم مذهبی نظیر عاشورا، اما از آنجا که او به شعارهای خودش هم متعهد نیست برخلاف حسین بن علی مستمرا صحنه را هنگام خاموش کردن چراغها ترک می کند و رزمندگان را تنها می گذارد.
او بجای انتقاد از خود بخاطر به کشتن دادن هزاران نفر از بهترین جوانان میهنمان، فرصت طلبانه و طلبکارانه سازمان مجاهدین را بعنوان ملک طلق خودش مصادره و با یک چرخش صد و هشتاد درجه یی از "مرکزیت دموکراتیک" که تا قبل از آن بعنوان دستاوردی علمی در مبارزات سازمانیافته مطرح می شد، با کپی برداری از ولایت فقیه، مقوله "رهبر عقیدتی" را علم کرد. بدنبال آن همه ارگانهای سازمان هم که می توانستند نقشی در تصیم گیریها داشته باشند نظیر "دفتر سیاسی" و "کمیته مرکزی" را منحل و با ارگانهای جدیدی که فقط نقش "امربر" "رهبر عقیدتی" را داشتند جایگزین نمود و به این ترتیب نشان داد که اسلام او که آن را "چپ مارکسیسم" می خواند با برده داری تفاوت چندانی ندارد و ارزشهایی هم که بعدها به تدریج مطرح کرد نظیر "ذوب در رهبری"، همه ریشه در همین اندیشه داشت.
شما خیلی بهتر از من در جریان این تحولات بودید و خیلی خوب می دانید که شخص رهبر چطور از شرایط زمانی ناهنجار سیاسی-نظامی-تشکیلاتی که از قضا خودش مسبب اصلی بوجود آمدنش بود، نهایت سواستفاده را کرد تا میخ خودش را سفت کند و مناسبات جدیدی را ایجاد کرد که بدنه تشکیلات هیچگونه اختیاری نداشت جز پیروی بی چون و چرا، و ملاک صلاحیت تشکیلاتی شد حل شدگی و ذوب هر بیشتر در رهبری!!

ادامه دارد

آدمیت گفت...

قسمت سوم:

حالا مجددا وقایع بگونه یی فجیع تر هر روزه در لیبرتی تکرار می شود. رهبری در کنج عافیت سرش را در زیر برف فرو کرده و دم از انتخاب آزاد رزمندگان برای تکه پاره شدن و ماندن در لیبرتی می زند و هربار که عده یی به فرمان خامنه یی جنایتکار کشته می شوند، "بانو" و همنوایانش روضه خوانی راه می اندازند و روضه شجاعت رزمندگان و عزم جزم آنها برای باز هم بیشتر کشته شدن سر می دهند. عجبا که حضرت "رهبر عقیدتی"و "بانو" از شجاعتی دم می زنند که خود سخت از آن بی بهره اند.
در چنین شرایطی هر کس با هر سابقه مبارزاتی علیه دیکتاتوری و رژیم ولایی هم سوال و انتقادی کند که چرا این فرزندان مردم را در لیبرتی رها کرده اید و مستمرا نغمه ماندن در آنجا با رنگ و لعاب مقاومت می خوانید، از آنجا که "رهبر عقیدتی" و "بانو" تا بن استخوان به دموکراسی و آزادی بیان معتقدند!! بدون هیچ پروایی آنها را "گماشتگان ولی فقیه و دستگاه اطلاعاتی" اش می خوانند، بی آنکه توجه کنند که به این ترتیب آب به آسیاب رژیم آخوندی می ریزند و آن را آن چنان توانمند و قدرتمند معرفی می کنند که می تواند، دشمنان خودش را این چنین به استخدام خودش در آورد.
جناب خدایی صفت، باور بفرمایید دوران رمالی دیگر گذشته، دیگر نمی شود با فرار به جلو حقایق و واقعیتها را کتمان کرد. بقول آقای یغمایی اگر این رژیم که منفور اکثریت قریب به اتفاق ملت ایران است، بتواند تمام استان مازندران را هم به آقای محمدرضا روحانی بدهد و اهالی آن خطه را به جنوب کشور کوچ دهد، باز شما نمی توانید گره از کار فروبسته خود بگشایید. مشکل شما مشکل دیدگاهی است. شما علیرغم تمام شعارها و انقلابی نمایی هایتان، سخت پایبند ارزشهایی هستید که رژیم آخوندی در داخل بدان پایبند است. دیگر عصر مار کشیدنها بسر آمده. ایکاش شما در سنین کهولت قدری به تعهداتی که در عهد جوانی با مردم ایران داشتید پایبند می بودید و در اشتباهاتی که امثال من و شما در سال 1363 مرتکب شدیم و پای مقوله "رهبری عقیدتی" امضا گذاشتیم، تجدید نظر می کردید. باور کنید در این کره خاکی هیچکس آسمانی نیست. همه بشرند و می توانند خطا کنند. اما آنکه خود را ولی فقیه یا رهبر عقیدتی می خواند و خطا ناپذیر یا متوهم و خودشیفته و دیکتاتور است و یا شارلاطان. و البته نتیجه عملکردش برای ملا پیرامونش فاجعه بار. به خود آییم!

ناشناس گفت...

آقای بنی آدم
این فرمایشات را برای حسین توتونچی» و «معلم» و «معلمین» با شرم و حیای وی بفرستید. رعنا

ناشناس گفت...

در دستگاه رهبری عقیدتی ، هیچکس «خدایی صفت» نیست و نمی‌تواند باشد. همه «رجوی صفت» اند و باید باشند. ایشان نییز
شیما

ناشناس گفت...

حميد
كسى كه نامه١٥ شهريور ٨٩ روحانى به رجوى را بخواند ميفهمد كه روحانى اصرار دارد به رجوى حالى كند كه عراق امنيت ندارد و نخواهد داشت و اشرفى ها را بايد نجات داد و حاضر نشد راى بدهد به بيانيه انها حالا معلوم ميشود كه اختلافات روى وضع اشرف بود . رجوى ها مى خواستند كه انها بمانند و روحانى اصرار داشت كه بروند. اين نامه منتشر شده ودر مقاله ً اقاى مسعود رجوى رهبر عقيدتى با شرفها " بخوانيد ميفهميد جرا فحش ميدهند . روحانى زِد تو سر شير هميشه غائب . از دو حال خالى نيست يا رجوى رأست ميفرمايد واقايان يغمايى روحانى قصيم همنشين حنيف حيد رى وخانم اقبال منتقد نيستند خاين هستند كه اينها هر كدام حد اقل بيست تا سى سال با مجاهدين ومسعود رجوى كار كردند واى به حال رهبرى كه وقتى رفتند فهميد خاين بودند وأين همه سال براى او كافى نبود كه بفهمد .
يا دروغ مى بأ فد وتهمت ميزند تا دهن انان.ر ا ببندد وبقيه را بترساند. . واى به حال رهبرى كه هنوز سوار قدرت نشده با دروغ و توهين جلوى ازادى را ان هم ًدر تبعيد ميكيرد .

ناشناس گفت...

جواب «رجوی صفت» و رجوی صفتان جز بی اعتنایی نیست. شیما

ناشناس گفت...

جناب مصداقی عزیز یک پیشنهاد داشتم همچون کتاب و گزاشهای ۹۲ و ۹۳ اگر شرایط و مشکلات جسمی و........ مانع نیست کتاب ۹۴ را با جمع آوری تمام رذ التها و دهن دریدگی های و پاچه گیرهای سربازان گمنام و با نام بیت رهبری به مبارزان پاک اقا یان یعقوبی قصیم , روحانی , یغمایی , جمالی , گوران , همنشین بهار , خانم اقبال و حتا حما د شیبانی و
فریبرز رئیس نیا و ................. و خیلیها دیگر پیشنهاد میکنم برای ثبت در تاریخ این فرقه خود فروش به رهبری رجوی و با ندش ! ماجرای حزب توده و خلیل ملکی جلو تهمت ها و دهان دریدگیهای باند رجوی باید لنگ بندازند !


حمید

میرزا گفت...

نوشته مهدی "خدایی صفت" را که آدم میخونه یاد نوشته های برادر حسین بازجو در "روزی نامه" کیهان میافتد. حال شانس آوردیم که این مهدی بلانسبت, "خدایی صفت" است, اگر "شیطان صفت" بود که دیگر واویلا, حتما فحش ناموسی و خواهر و مادر هم میداد. هر چند این اراذل در داخل تشکیلات و برای سرکوب معترضین, از اینگونه لات بازیها هیچ ابایی نداشتند.
البته رهبری عقیدتی با فحاشی علنی به مترجم خودش, تلاش کرد که این لمپنیزم رایج در درون تشکیلات را در عرصه عمومی رونمایی کند اما بدلیل مواجه شدن با اعتراض گسترده بیرونی و بویژه اعتراض و استعفای شجاعانه آقایان روحانی و قصیم, عقب نشینی کرد و از آن پس تلاش میکند با به پیش انداختن عناصر دست چندم و عمدتا ناشناخته خط آلوده کردن فضای سیاسی به لمپنیزم را را پیش ببرد. یکی از شگردهای اصلی جریانات فاشیستی, استفاده از نیروی مخرب لمپنیزم و لمپنها برای سرکوب و ترور شخصیتی و فیزیکی مخالفین است. بیهوده نیست که همانطور که حسین بازجو (سردبیر کیهان) و مسعود ده نمکی به سمبل ذوب شدگی در ولایت فقیه تبدیل میشوند, برادر شریف و محمد اقبال و "شیطان صفت" سمبلهای ذوب شدگی در رهبر عقیدتی هستند.

ناشناس گفت...

جناب صفا فرهادی صفت اصلی رهبر عقیدتی یعنی تفکر و ایدئولوژی فاشیستی را با یک فرار به جلو خواسته است به منتقدان بچسباند.
اینکار حضرت فرهادی آنقدر قیصر است که مرغ پخته را هم به خنده می اندازد.
آخر فاشیست تعریف دارد معنی دارد مشخصه دارد همینطوری که نمی شود بطور دلخواه یک گروه منتقد را باند فاشیستی نامید.
مثلا وقتی می گویید فاشیست من بیاد یک بابایی می افتم که معترضان سازمانش را می برد دم مرز رها می کرد یا تحویل ابوغریب می داد و بعد مدالهایی که عکس خودش روی آن حک شده بود را درست می کرد و به گردن زنها می انداخت.

قیصر

ادم بیکار گفت...

تحلیل اینا واقعن عجیبه دیشب یه چیزی از عارف شیرازی خوندم در باره پیدایش داعش اینقدر خندیدم که نزدیک بود خفه شم این چون میخاد رژیم ایران بیفته و خانم رجوی رئیس جمهور شه همینطور همه چیز را بهم ربط داده آخه درست هم بشار اسد اشغاله هم خامنه ای هردوتا جنایتکارن ولی این تحلیل شد بابا یه کم شعور داشته باشین مردم بلانسبت خر نیسن

ناشناس گفت...

خدای را به می‌ام شستشوی خرقه کنید
که من نمی‌شنوم بوی خیر از این اوضاع

مسئ.لین محترم سازمان
بزرگترین ضربه را به مجاهدین، مداحان بی آبرو و بی‌مقداری چون رضا فلاحی و شرکا زده و کو تا که بزنند. سیمین

پاپیون گفت...

بنده میخواستم به حسین فرشید بگم که اولا بعد از دو ماه در آفتابکاران عکس یکی دیگه رو گذاشتن رو مقاله تو و هیچکس هم نگفته چرا چون هیچکی مقاله رو نخونده دوما اونی که گفت بیشرفها ما زنده ایم پاپیون بود که از جزیره وحشت فرار کرد پس تو که تو جزیره ای نبایس بگی بیشرفها ما زنده ایم چون ما از جزیره ررفتیم سوما شخصیت تو بیشتر شبیه اون زندونی گاو بازه تو کتاب پاپیون که اگه خونده باشی میفهمی بنابراین برو حیا کن مرد به شرافات واقعی فکر کن و کمک کن رفقات بفهمن

esmail گفت...

با سلام خدمت آقای مودت من هم با شما کاملا موافقم واقعا شرم بر خود فروشان!ولی در شناخت خود فروشان مقداری دقت کنید با آرزوی سلامت

ناشناس گفت...

مقاله وزین و باشکوه حضرت طاهر را هم بزنید. در سایت موسوم به همبستگی است.
معلوم نیست ایشان تار می نوازد یا بفرموده هرزه نویسی می کند.
طاهر خیلی طاهر، اگر من جای تو بودم، تارم را می شکستم اما گوش به فرمان ناحبیب ها نمیشدم. رفیق

ناشناس گفت...

جناب طاهر زاده در یک لجن پراکنی مشعشعانه و با دستکاری در بیت حافظ بیادبود قدر خواه از "فروتنی انقلابیش " (می خواسته بنویسد فروتنی انقلابی اش یعنی "فروتنی انقلابی قدر خواه است) صحبت به میان آورده.
قضیه آن ضرب المثل است که می گویند تو اول برادری ات را ثابت کن بعد اداعای ارث کن.
جناب طاهر زاده تو اول انقلابی بودن را تعریف کن بعد انقلابی بودن قدر خواه را ثابت کن و بعد از فروتنی انقلابی او حرف بزن.

منصور

دریچه زرد گفت...

دوستان اقایان جواد و ساعتچی کامنتهای شما حاوی مسائل و اعمال در زندگی خصوصی و اخلاقی خصوصی افراد بود و قابل نشر نیست با پوزش

محسن گفت...

"برادر طاهر هندی"، سابقا ملقب به "مطرب هندی" و "برادر سفیر در کشورهای نورودیک"، دو تن از ثمرات "انقلاب پاک رهایی" هستند. اندکی پس از شروع این انقلاب در سالهای 1363-64، این دو عنصر که پاکی این انقلاب را با مشام فرصت طلبانه خود گرفته بودند، شروع کردند به ذوب شدن در "رهبر عقیدتی" و به تدریج مدارج زیادی کسب کردند. آنها که بواقع از هر عنصر شرافت و خصیصه های اخلاقی پاک پاکند و از هر عنصر انسانی رهای رهایند و به هیچ دوپای مونثی رحم نمی کنند، حالیه به مدارج ذوب شدگی کاملی رسیده اند و زیبنده است که تندیس آنها را در زمان حیاتشان سفارش دهند تا تندیس ساز دستگاه رهبری بسازد و در سردر اتاق "برادر حبیب" که خط دهنده آنهاست نصب کنند. فاعتبروا یا اولی الابصار!!

منصور لرستانی گفت...

یک موی کسانی که در خدمت مقاومت هستند به تمام بریدگان از مقاومت و مردم میارزد عنصر شرافت و عنصر انسانی موقعی که از انقلاب و مردم جدا شوی هیچ ارزش ندارد
درود بر مقاومت ایران و رهبران پولاد عزمش
ننگ و نفرت بر خامنه ای و مزدوران خامنه ای

ناشناس گفت...

منصور جون استاد یه چیزش حرف نداره اونم زخمه عالی میزنه زخمه که میزنه صدای ناله ساز بلند میشه چه ناله ای چه ناله ای! زخمه استاد را در اروپا و امریکا و ای بسا جاهای دیگه خیلیا شنیدن و تجربه کردن نمیدونم شما چی؟
ش. س

محسن گفت...

آقای منصور لرستانی!
من هم دقیقا بخاطر "انقلاب و مردم" این را نوشتم. بهرصورت بایستی هواداران بدانند که اگر یکبار خواستند این حضرات و تنی چند از "حل شدگان دیگر" را بخانه خودشان برای صرف نهار و یا شامی در کشوری دعوت کنند، مراقب اهل و عیال خود باشن. تا نظر شما چه باشد؟

احمد رضا.ص گفت...

اگه مرده خور درس حسابی میخای برو پیش مهر تابونت آقا علیرضا مطمئن باش خود تورم یه روز میخوره یه لیوان ابم روش نمیدونم شماها کی میخاین بفهمین سی چل ساله دارن با مرده خوری اموراتشونو میگذرونن و خجالتم نمیکشن

محمد ش گفت...

من واقعن تعجب مبکنم ابنقدر آدم بد دهن و بیسواد و بیشعور از کجا امدند دور این سازمان مجاهدین جمع شدند یکی نیست به این ها تذکری بده که بدبختها این چیزها چه دردی دوا میکند همه گویا از دست هم تقلب میکنن و مثل هم مینویسند واقعا شماها فکر این مجاهدین بیچاره اید شماها فقط فکر یک تکه نون و کبابتونید تا عمرتون بگذره هر چی هم سر مجاهدین بیاد اصلا مهمتون نیست

esmail گفت...

با سلام خدمت اقای شفائی
دم تکان دادن برای ولی فقیه حتما امریست زشت و خائنانه ولی ایکاش توجه می فرمودید هستند کسانی که از بس دم برای ملک صدام و ملک حسین و شیوخ عرب و نئوکانها تکان دادند دمب مبارکشان یا از کار افتاد و یا از بیخ کنده شد و رفتند و مخفی شدند و احتمالا در خلوت خود به تکان دادن گوش و پراکندن فرهنگی که شما یکی از قلمزنان آن هستید کمر همت بسته اند. موفق باشید و مطمئن باشید خائنان رسوا خواهند شد و شده اند

esmail گفت...

اقای رضوانی گرامی!
ممنون از توجهات سرکار.اگر اسلام دموکراتیکی وجود داشته باشد نخست باید در کارکردهای رهبر عقیدتی و عیالش از سی سال قبل تا حالا دید و نیز در مقاله سرکار که بواقع مانیفستی زیبا از یکی از مدافعان صدیق اسلام دموکراتیک است!! پیشنهاد میکنم مقاله خودت را یکبار درست بخوانی و بعد خودت را تماشا کنی حتما کیف خواهی کرد.
موفق باشی و تا نوشته بعدی سرکار عزت زیاد

احمد رضا.ص گفت...

جدا که در مکتب امام غایب چه دسته گلهائی تربیت شده اینا جون میدن برا وزارت اطلاعات بعدی

م.ح فرانسه گفت...

من نمیدانم این چه سراشیبی هست که هرچه آقای یغمائی میدود به آخرش نمیرسد!!

بهمن گفت...

آقای یغمایی!
امیدوارم که با خواندن نوشته بسیار روشنگرانه!! و آموزنده !! یکی دیگر از بینه های مهر تابان, برادر ابراهیم رضوانی, ابهامات و کج فهمی هایت در مورد اسلام دموکراتیک رهبر عقیدتی, تا حد زیادی رفع شده و به حقانیت این اسلام دموکراتیک!! پی برده باشی. من که واقعا لذت بردم و ارشاد شدم. این برادر مسلمان کاملا دموکرات در یک متن ۴۰ سطری, موفق شده است بیش از هفتاد بار به طور کاملا دموکراتیک!! اتهام بزند و فحاشی کند. بعد از این مقاله بسیار پر محتوا!! هر کس که در دموکراتیک بودن اسلام رهبر عقیدتی و بانو شک کند حتما از مزدوران وزارت اطلاعات است.
میگویند کار هر بز نیست خرمن کوفتن, گاو نر میخواهد و یک رهبر عقیدتی. حال شما خود در این میان نقش برادر ابراهیم رضوانی را پیدا کنید.

ناشناس گفت...

برادر ابراهیم رضوانی خدا و پیغمبری اگر خوب ببینی خودت یک الت فعل بیشتر نیستی بتو دستور دادند بنویس و نوشتی اخر مرد حسابی چرا بجای اثبات اینکه اقای یغمائی نادرست نوشته مزخرفات سر هم کردهای شما اگر به افراد نگوئید اطلاعاتی چه ... می توانید بخورید واقعا باعث تعجب است
داوود نروژ

حمید ع گفت...

زمانی بود که سازمان به دلیل اثبات خود مجموعه نوشته ها و گفته های رجوی و اعضا و هواداران را در نشریه چاپ میکرد. از زمان انتشار گزارش 92 اقای مصداقی و جدا شدن چند عضو شورا در جواب صدها مقاله را سازمان و هواداران سازمان منتشر کردهاند. حیف است این اسناد فراموش شوند. !!!! برای شناخت سازمان و فرهنگ واقعی ان نگهداری این برخوردها لازم هست. همانطور که میدانید سازمان با انکه امکانات زیادی دارد و ارشیو تمام نشریات و مقاله ها و سخنرانی ها سازمان را دارد تا بحال حاضر نشده انها را در یک سایت در اختیار عموم و محققان قرار دهد . دلیل این هم این هست که دست سازمان در هر زمان مطابق نیاز برای تحریف تاریخ و دروغ گوئی باز باشد. من پیشنهاد میکنم از این مقالات کپی کرفته ودر یک سایت نگهداری و با ارشیو ان امکان جستجو و مطالئه فراهم شود.

حمید ع گفت...

این ابراهیم رضوانی بعد از همه فحاشی ها به دو نوع اسلام متضاد اشاره میکند،و هر دو را به سازمان نسبت میدهد و دلیل درستی سازمان!! و جالب اینکه از هر دو برای سازمان به گل نشسته و رهبر فراری میخواهد ماهی بگیرد.

"پرواضح است که مبلغ اسلام دموکراتیک مجاهدین هستند و این شاعرک مفلوک این را به‌خوبی می‌داند، و هیچ ابهامی ندارد که مجاهدین آنچه در مورد اسلام انقلابی به‌عنوان ایدئولوژی می‌گویند برای خودشان است، کما اینکه روسری هم برای خود و اعتقادات خودشان است و در عقیده و دین و ایمان هرکسی آزاد است و این موضوع در اساسنامه شورا نیز آمده و تأکید روی جدایی دین از دولت دارد. "

یکی اسلام انقلابی و دیگری اسلام دمکراتیک. ایشان چون میداند ماهیت سازمان شدیدا ضد دمکراتیک هست و مثلا هر گونه حقوق افراد (سازمان حقوق تعریف شده رسمی عضو و هوادار ندارد ولی تا دلتان بخواهد از حق رهبری دفاع میکند) ازادی بیان و رای و زیر سئوال بردن مسئولین و خطوط و حتی تفکر در درون سازمان ممنوع و به شدت سرکوب میشه این دیکتاتوری و سرکوب را به اسم اسلام انقلابی تعریف میکند و چون قابل دفاع نیست و سازمان نیاز به تبلیقات و بزک کردن خود دارد اسلام دمکراتیک را خلق میکند.!!
ایشان نمی گوید ریشه این دو نوع اسلام از کجاست؟ و وجود دو نوع اسلام که متضاد هم هستند را از کجا اورده؟ از بنیانگزاران سازمان؟؟ از قران؟ چطور میشه یک سازمان به فرض اینکه شارلاتان نیست و دروغ نمیگه در ان واحد دو نوع اسلام را قبول داشته باشد؟ ایا این همان گول زدن مردم و پنهان کردن ماهیت ضد دمکراتیک و ضد ازادی سازمان و رهبری ان نیست؟ اگر اسلام انقلابی خوب است چرا ان را تعریف تشریح و همه را به ان دعوت نمیکنید؟ و اگر اسلام دمکراتیک چیز خوبی است چرا ان را به درون تشکیلات نمی برید تا از مزایای ان استفاده ببرید؟
این تضاد کشنده و مسخره که از سازمان یک شتر مرغ متعفن و پوسیده ساخته که هم ضد امپریالیسم هست و هم نوکر ان، افراد را هم تبدیل به جانوران مضحک و عجیب کرده که در عین داشتن رفتاری غیر دمکراتیک فحاش و سرکوبگر ادعای دمکرات بودن و ازادی خواه بودن هم بکند و خود را پیشتاز راه دمکراسی بداند و ادعا کند جان فدای ازادی میکند !!!!!!

ناشناس گفت...

جناب ابراهیم رضوانی که مطمئنا از آلت فعل های مصرف شده در دم دو دستگاه رهبر عقیدتی نیست در متنی بسیار مستدل و انسانی تلاش کرده است تا با همان فرهنگ ارزشمند رهبر عقیدتی به بحث منطقی مستدل پیرامون اسلام دمکراتیک و مقابله با مقاله اسماعیل وفا یغمایی بپردازد.

مقاله جناب رضوانی برایم تازگی نداشت اما آیه ای که از قرآن در پایان مقاله خود آورده است مرا به فکر فرو برد. البته بنده مفسر قرآن نیستم و بنا بر این به جناب رضوانی در تفسیری که از معنی آیه کرده است اعتماد می کنم. تفسیر جناب رضوانی مرا به فکر فرو برد زیرا در حین خواندن آیه و تفسیر ایشان احساس می کردم که جناب رضوانی نا خود آگاه دقیقا و کلمه به کلمه جناب مسعود رجوی را توصیف می کند. یکبار دیگر همین آیه و تفسیر جناب رضوانی را با چند پرانتز که بنده در لابلای آن برای روشن شدن بیشتر گذاشته ام با هم بخوانیم :
-----------------------------------------------------------------------------
"من الناس من یتخذ من دون الله انداداً / انهم اتخذوا الشیاطین من دون الله اولیاء - یعنی آن کسانیکه معبود دیگری غیر از خدا گرفته‌اند (مسعود رجوی که فراتر ازاین حرفهاست و اصلا خودش را خدا می داند) و مسیر دیگری غیر از راه خدا و خلق را انتخاب کرده ( مسیر نوکری اربابان بی مروت دنیا) و مسحور و مقهور تعادل قوا و یا عبد و عبید تمایلات نفسانی خود ( عاشق همسر رفیق خود شدن و از این حجله به آن حجله و رقص رهایی و همبستر شدن با زنان و دختران خوش سیمای سازمان ..) هستند سرنوشت خود را بازیچه و ملعبه دیکتاتورها ( صدام و عربستان و ملک حسین و روسای سابق سازمان های جاسوسی و وزرای سابق فلان و بهمان ) و نظام‌های جهل و جنایت قرار می‌دهند و در مرداب و لجنزار تباه‌شده ( و غیب شده ) و ذهن و عین آن‌ها، جولانگاه تاخت‌وتاز غوکان و ددان و اهریمنان گردیده و خدا فهم و شعور آن‌ها را زایل، از بینش تهی و از فهم عاری و از اندیشه برهنه خواهد کرد ( بهمین دلیل است که فرمان بر پایی به هسته های ارتش و فلان چهارم و.. می دهد و برای بردن همسرش به تهران و دئیس جمهور کردنش در ذهن علیل خود نقشه مسیر می کشد ) و این‌چنین زبونانه در پای دیکتاتور ضد بشر افتاده و عقده‌گشایی و هرزه‌درایی می‌کند، ( از دست بوسی خمینی و روبوسی با صدام تا دست بوسی منفور ترین اربابان بی مروت ) و نشخوار گر پادوهای دست چندم ارتجاع و استعمار می‌شوند ( وزرای سابق روسای سابق فلان سازمان جاسوسی فلان ژنرال سابق و ... ) و این‌چنین با گردوغبار و تارعنکبوتی کردن تاریخ و تحریف آن نتیجه دلبخواه خود را گرفته و مظاهر جور وستم و استثمار را در طول تاریخ از نوع اموی تا عباسی و شاه سلطان حسین و خمینی را در عداد و ( خودش را ) نماینده اسلام رهای بخش معرفی می‌کند و علیه نمایندگان واقعی ( ئمردم ایران ) ( که به ) اسلام دموکراتیک ( ایراد می گیرند و آنرا با استدلال نقد و رد می کنند ) هرزه‌درایی و عقده‌گشایی می‌کنند ولی این اندیشه ( یعنی نقد اسلام سیاسی و رد مستدل آن ) راه خودش را در میان انبوه ابتلائات بازکرده و برگ زرینی را در تاریخ اندیشه بشری ارائه خواهد کرد، این دست‌وپا زدن‌ها (ی رجوی و آلت فعل هایش هم ) دردی از دردهای بی‌درمان نظام جهل و جنایت ( ولایت فقیه و رهبری عقیدتی ) دوا نخواهد کرد.

منصور

ناشناس گفت...

مریم رجوی در پیام «به جلسه در پارلمان انگلستان به مناسبت روز جهانی حقوق بشر» از جمله گفته است:
این پرسش مدام در ذهن هر ایرانی به ویژه هر جوان ایرانی می‌جوشد که چرا حق اعتراض نداریم؟
پاسخ: پس صحبت دکتر محمد ملکی که با وضوح تمام به لیبرتی و موشکباران لیبرتی اشاره کرد و شعر تیر زدی تبر زدی را شما میگویید خودش خوانده، دروغ بود؟ اعتراض صریح و عریان از این بیشتر؟

مهر تابان ادامه داده:
«حتی زندانیان سیاسی از درون زندانها به مردم پیام مقاومت می‌دهند...به مجاهدان لیبرتی پیام داده اند که شما نوری در تاریکی اختناق هستید و مطمئناً پیروز می‌شوید. »
عجب! پیام از زندان؟ که مقاومت کنید؟ پیام به مجاهدین لیبرتی؟ چدی می‌فرمایین؟
بابا ایوالله.
ما تا حالا خیال می‌کردیم در ایران بگیر و ببند است. تو نگو حتی از درون زندان به مجاهدین پیام داده میشه و دکتر ملکی هم روز با اشاره به لیبرتی شعر تیر زدی تبر زدی را میخونه و همه جا هم پخش میشه

چه رژیم خوبی والله!!
خانم مریم رجوی خودتون می‌فهمین چی عملاً تبلیغ میکنی؟
اگه حرف شما درسته
پس بالا غیرتاً یک دهم آزادیهای رژیم قاتل و فاسد کنونی را شما در خارج کشور به مخالفین و منتقدین خودتان بدهید و دست از پرونده سازی و بد دهنی بردارید. برهان

مش باقر گفت...

مقاله این آقا ابراهیم خیلی تکراریه ولی عکس خوش تیپی انداخته پیشنهادم اینه مقاله رو نخونین ولی عکسو تماشاکنین ماشاله ابهتی داره

منادی گفت...

آقای رضوانی کلمه الت از کلماتی هست که از چند سال قبل بکار بردنش در روابط ممنوع شده است من نمیدانم شما چرا از این کلمه استفاده میکنید مخصوصا وقتی فعل را هم به آلت اضافه میکنید بدجوری بوی بند جیم میدهد از یک کلمه دیگر استفاده کنید

ناشناس گفت...

بابا ایوالله

فردی که چند سال پیش از پیمان-کاران سایت آفتاب و مهتاب بود و دور و بَر حسین توتونچی می‌پلکید و با او و دیگر هرزه نویسان بفرموده، منتقدین سازمان را به آخوندها نسبت می‌داد، در شعر ، یا « مِعر » زیر ، دست فرخی را از پشت بسته و از خجالت اورسورواز بیرون آمده است!
پس از سال ها دیدمش. سلامی و کافه ای و قهوه ای
پرسید: چه می کنی؟
گفتم: باز نشسته ام و بیکار، تو چه می کنی، هنوز قلم می زنی؟
گفت: بالاخره فهمیدم شاعری نان و آب ندارد، ولش کردم.
گفتم: حالا؟
گفت: صلیب می فروشم و کسب و کارم حسابی گرفته،
دوست داری برای کمک خرجت با ما کار کنی؟
گفتم: نه، من به بدهکاری معتادم!
و روی دستمال کاغذی این را برایش نوشتم:

با خودم می گفتم؛
"عیسی می آید و
تهمت تمام می شود".
آه،مریم!
عیسی، تو بودی
هر روزت بر صلیب کشیدند و
هر روزت بر صلیب می کشند و
تهمت تمام نشد.
=========
بابا ایوالله

همایون بنی ادم گفت...

به ابراهیم رضوانی و محمد اقبال
یادم میاید که مجاهد خلق برایم اسطوره ای بود. سیمای مجاهد چه ازبنیان گذارانش و چه افراد مرکزیت و چه شیر زنان و چه کوه مردانش و چه گلسرخهایش از رضایی و فاطمه امینی و ذولانوار و سعادتی و میهندوست و خیابانی و ابریشمچی تا خود مسعود و دیگرانش سمبل معصومییت و مبارزه و انسانیت بودند. مجاهدین را از خاکی بودن و چشمهای پاک و بالاتر از همه از اخلاق و مرام ویژه شان میشناختم. دریایی بود از اخلاق و مرام و کوهمردی و اصالت، چقدر خدا را شکر میکردم که بالاخره از خون جوشان بابک و میرزا و امیرکبیر و مصدق و فاطمی و روزبه و سیامک و جزنی و ستارو احمد زاده صنوبر سرو مجنون درختی سر برآورد که ریشه در اعماق دلها و تاریخمان داشت و سر به آسمان . کوهها میلرزیدند و اینان شمشیر عشق بر سپر بلا خورد میکردند به خاک در میغلتیدن اما خلل ناپذیر و سرفراز میماندند و تعریف عشق به خلق و خدا را در فدای بی پایانشان میدیدی.
هیچوقت فکر نمیکردم از دیدن صورت یک مجاهد خلق حالم بهم بخورد و استفراق کنم تا تصویر این هرزه مردرا چند بار در بالای مقالاتش دیدم. انگار صورت لاجوردی ، نگهدار ، خاتمی ، ثابتی و ازقندی را دیده ام، دلم بهم خورد. گفتم چیزی در جواب آخرین ... خوریش بنویسم که دیدم حالش نیست تا کثافتنامه برادرش رضوانی را خواندم. واقعا انگار آخر زمان شده که کلماتی چون ابراهیم و اقبال و محمد و رضوان اینچنین از معنا خالی شده اند و مصدر دریدگی و بی شرفی و دروغ و دغل و بهتان و افترا.
ازمبارز ملی دکتر محمد ملکی نقل کرده ای. آری این پیر و پدر مبارزه از همان فردای انقلاب گریبان برای آزادی پاره میکرد و هنوز هم. هم برای بختیار اشک ریخت هم برای پیمان هم از نقض حقوق بهایی دفاع کرد و هم توده ای. هیچ فرقی برایش نمی کرد آزادی سعادتی باشد یا سعیدی سیرجانی. اما تو الدنگ خود فروخته دیگر برای آزادی نمی جنگی. تو برای رهبر عقیدتی میجنگی. یار مسعود اگر شیطان آزادی کش باشد یا الهه آزادی تو کفشش را میبوسی اما اگر کسی که سی سال در کنار خودتان صبح تا شب جنگیده و از مال و منال گذشته و جوانیش را در این راه گذاشته یک کلام انتقاد کند تو بیمقدار همچو سگ گله بجان نحیفش می افتی و مزدور و خائن و و طن فروشش میخوانی چنانچه به تمام یاران سابق دکتر ملکی که از شورا بریدند کردی.

همایون بنی ادم گفت...

آری دکتر مرید آزادی هست و تو مرید رجوی. اگر یکروز رجوی خواب نما شود که امپریالیسم شیطان مجسم است صد نفر را بپای تیر اعدام و میله زندان میکشاند و بازرگان ، همان بازرگانی که شش ماه پیشش او را پدر مجاهدین خوانده بود، را خائن به خلق می خواند که چرا اسناد و مدارک قراردادهای امپریالیستی را افشا نمیکند، خود حقیرش و هزار هزار میلیشیا را دو دستی تقدیم امام پاسداران میکند تا در کنار ارتش بیست میلیونی نبرد با آمریکا که "هدف اصلی" انقلاب بود را بپایان ببرد ، جنگ حیدر نعمتی با لیبرالها و امثال بهشتی راه می اندازد و آنچنان الم شنگه ای راه می اندازد که چشم چشم را نمیبیند و برادر در مقابل برادر و مادر بر علیه فرزند می شوراند تا خط خودش و نه خط خلق را پیش ببرد، سر کوچه کمین می نشاند تا قلب آمریکایی را با سرب مذاب پر کنند اما روز دیگر دوباره خواب نما شده و میشود جانشین چلبی در دفتر همان سناتور آمریکایی که تا دیروز شخصاً خلق قهرمان ویتنام را با فانتومهای ناپاک بمباران میکرد و پیام تسلیت برای اربابان پلید و صاحبان چاههای نفت میفرستد.
کور عصا کش کور دگر ، رهبر، جانشین آقا امام زمان ، پیکان تکامل، که بوزینگانی همچو تو شش ساعت در سخنرانی هایش سر پا می ایستید تا مبادا بی احترامی به حرمتش شود، که نوک دماغش را نمی دید اما همچو احمدی نژاد سودای اصلاح جهان داشت و می خواست و می خواهد که با کمک اسلام بعد از شاه امپریالسم ( بخوان آمریکا و اروپا) را هم بنور اسلام منور کند ، آتش بیار مهلکه خمینی شد و بختیار را نوکر بی اختیار خواند و آخرین دریچه امید را بسمت مدرنیته و تمدن را برای امامش گل مال کرد و ملت و جهانی را دچار بدبختی عظیمی نمود. انقلاب سفید را توطئه جارو کشان جهنم اما چاقو کشان خمینی صفت ضد زن ضد تمدن ضد بشر را فرشتگان بهشتی خواند. و خدا را شکر که به همت این دین آسمانی و آیین رهایبخش ، آنقدر خودش و امامش و پیام آورش وقیح و بی چشم رو هستند که حقیر این همه جهنم فساد و فحشا و اعدام و سر بریدن و اسید پاشیدن و رود و دریا و جنگل خشکیدن و خشکانیدن را می بیند اما یکبار ، فقط یکبار به نظر گرامیش نمی اید که از مردم ایران بخاطر .... خوریهای ده سال پیشش معذرتی بخواهد. بفرما، این هم مرگ بر شاه. چطور به جهانیان را بشارت میدهی که آثار ولایت مدار انقلاب قو قو لژیکت را همگان بعد از ده سال خواهند دید و فریاد و فغان که آی جهانیان هیهات که زن رهای مجاهد همچو اهرمی جهان را از این پایه به آن پایه خواهد فرستاد اما یادت میرود آثار ده ساله و بسیت ساله و چهل ساله مرگ بر آمپریالیسمت و مرگ بر شاهت را یادت میرود متر کنی؟


آهای اقبال دکتر ملکی عکس مخالفش را هم بدست میگیرد و روز پشت روز جلوی اوین می ایستد و از حق و حقوق هر زندانی سیاسی با هر عقیده و مرامی دفاع میکند. اما همچون تویی علی ورجه عقیدتی سر به .... ملک سلمان میگذاری و می نوشی اما اسمی از سعیدی سیرجانی و افسانه فروهر و صد هزار کشته و مجروح دگر نمی بری. تو آزادیخواه نیستی بلکه شهید جنگ اسلام خمینی و اسلام رجوی هستی. ملکی در عین ارادت به اسلام یک جهادگرای اسلامی نیست و نبوده و نخواهد بود. نه می خواهد مجاهد بماند و نه مجاهد بمیرد. بلکه آزاد میزید و آزاد هم خواهد مردن.
اما تو علی ورجه عقیدتی آنقدر خود بین و خود محوری که حتی نوشته این مبارز پیر را هم سانسور میکنی که مبادا سر سوزنی از کس و فرد دیگری بجز تو و امامت حرفی مطرح شود. دکتر ملکی در میان حرفش گفت "... یاد یک جمله ای افتادم از حضرت آیت الله عظما منتظری ..." تو الدنگ این چنین درجش داده ای " ... یاد یک جمله ای افتادم از [...] منتظری... " یعنی تو سر سوزنی برای دکتر و نظریاتش احترام قائل نیستی که حتی این دو جمله اش را اجازه چاپ دهی . چرا ؟ چونکه منتظری را حضرت آیت الله عظما خوانده. و در مکتب شتسشوی مغزی شده تو، منتظری نه آیت الله است و نه عظما. هم من، هم سگ همسایه من شاشید به سرتا پای این آزادی و آیین تو. خدمت آن برادر فالانژ حزب الله ای تو هم انشاالله هفته بعد با قلم و کاغذ خواهم رسید.

م. ندیمی گفت...

من پیشنهاد میکنم این اقایانی که اینقدر سینه به تنور میچسبانند بجای این همه حرف مفت بلند شوند و بروند بطور سمبلیک دوماه در لیبرتی زندگی کنند و بعد بیایند این ترهات را ببافند واقعا پر روئی حد دارد یکعده هی کشته شوند و یک عده در مجلسهای مهمانی حی زهر مارشان کنند و بعد بیایند هی مقاله بنویسند

ستاره شناس گفت...

من از مدافعین اقای رجوی وسازمانش میتوانم بفهمم ماهیت این رهبر و سازمانش چی هست. کسانی چون آقایان حسن حبیبی حمید طاهرزاده پرویز خزائی محمد اقبال و... چندین نفر دیگر واقعا در صف اول میجنگند ولی متاسفانه از دهها نفر دیگر از شورائی ها و حتی مجاهدین خبری نیست اسمهای مستعار هم که خیلی برکت دارند اینهاخیلی خوب جنبش آقای رجوی و خود آقای رجوی را معرفی میکنند بنابر این هرچه بیشتر بنویسند بهتر است

ناشناس گفت...

آقای لر جعلی شما به زبان اشهدتان نوشته اید که :
اولویت را برای دور کردن از خطر به کسانی میدهد که از مبارزه خسته شده اند و بخوبی هم میداند که بسیاری از آن‌ها در آینده وفایی به این سازمان نخواهند کرد. اینها که در کنار مقاومت بوده اند وحالا میخواهند بدنبال زندگی خود بروند به کنار،
این کسان که شما اشاره کرده اید از چه تاریخی در اشرف ویا لیرتی تشریف داشته اند وآیا هنوز از این تیپ کسان در لیبرتی وجود دارند،وضمنا علّت عدم وفا چیست ؟
پس این بیاها بیاها به اعتراف خودت در صدیش کشکی و هوار خالی بوده است ای آقای ناشی .
اونجائی که در رابطه با خروج لیست تروریستی نوشته ای که :
و ایضا، به لطف مماشات گرایان، دهها میلیون دلار از اموال مجاهدین در کشورهای اروپایی و آمریکا در کارزار همه جانبه علیه لیست تروریستی و هزینه های مبارزه حقوقی ناشی از آن صرف شده است.
باید گفت که، ای به اصطلاح دیپلمات حواس پرت ،اینرا دیگر هر آدمی که یک بار سروکارش به دادگاه کشیده شده باشد بخوبی میداند که وقتی در یک دعوا طرفی برنده دعوا شود،این به حکم قاضی قانون است که طرف بازنده باید تمامی هزینه های شاکی برنده را بپردازد. ای دیپلمات حواس پرت گفته اند خالی بندی،امّا دیگه نه به این افتضاحی،البته اگر منظورت هزینه هتل های شیک و نوشابه های مارک دار آنچنانی از نوع وعده داده شده در بهشت موعود برای خود ورفقایت باشد ،آری خیلی هزینه شده،البته شاید موقع نوشتن این به اصطلاح مطلب چند لیوان اضافی زده بوده باشی
آقای دیپلمات سابق بی د رد، حواست هست چی گفته ای وچی نوشته ای ؟خودت دوباره جمله زیر را بخوان :
نشستن در ته یک کیچن در اروپا، با یکدست مگس گرفتن و با دست دیگر "آن لاین" بدستور حاجی گشتاپو دروغ، دغل،
از کلمات غیر وطنیت معلوم است که چقدر درد وطن داری و اروپا نشین نیستی، راستی این کلمات در فرهنگ لغت دهخدای ایرانی آمده اند ؟
کیچن---- آن لاین ؟
ولی پرویز جان در یک باری که از نزدیک دیدمت وبا هم رفتیم تو ی یک بار واقعا موجود چندش آوری هستی ،بخصوص وقتی که با گارسن ها ی جوان برخورد می کردی، با آن لبان چندش آورت ،واقعا مبارک رهبری و عیال مربوطه اش باشی .جدیدا هم که انگار اسلام آورده اید وداری یک آیت الله می شوی.به جلال گنجه ای بگو کمی حدیث وروایت هم بهت و بیاموزد .

بایرام گفت...

این پیره کفتار محمد لجن خودش یک نمونه کامل از پیروان امام رذالت پیشگان در اخلاق و رفتار است

ناشناس گفت...


دستگاه مرتجع اورسورواز با سوءاستفاده از دافعه و عملکرد رژیم حاکم بر سوریه، خودش را به عناصر پوسیده و تروریستی چون «بسام حاجی مصطفی»، «زاهر ساکت» و «احمد الجبرا» قلاب کرده‌ است.
احمد الجبرا عروسک کوکی مک کین؛ و نوکر شیوخ فاسد و قاتلی چون ملک سلیمان است و ادای یک اپوزیسیون مردمی را در سوریه درمی‌آورَد.

سال پیش نامبرده به اورسورواز تشریف فرما شد و با سلام و صلوات؛ مریم رجوی و مهدی ابریشمچی با وی قرار و مدار بستند و عکس یادگاری گرفتند!

اگر به نوشته هرزه نویسان سایتهای اورسوروازی دقت کنیم مثلاً مقالات چندش آور کسانی چون «رضا شمس»، «هادی محسنی» و «حمید معاصر» و... متوجه میشویم خطی که آنان نقطه هایی از آن را در مقالاتشان آورده اند چقدر ضد انقلابی و مشمئزکننده است.

برگزاری اجلاس «ده نمکی های سوریه»؛ را در ریاض زیر نظر شیوخ قاتل عربستان، نقطه عطف در مبارزات خونبار مردم سوریه جا می زنند!!

اعتراض رژیم به اینگونه مسائل از موضع راست، با انگیزه های آلوده است و دلیل نمیشود هر اعتراضی از همین جنس باشد.

زمان نشان خواهد داد که آویزان شدن به مشتی تروریست مرتجع چون احمد الجبرا و همفکرانش در سوریه، دستگاه اورسورواز را به چه راست روی هایی خواهد کشید.
توضیح واضحات: افشای احمد الجبرا ، هرگز به معنی تایید بشار اسد نیست. بیدار

ناشناس گفت...

بهتر بود این آقا یا خانم بیدار دلایل خودش را میاورد و همینطور کیلوئی شخصیتهای ارزنده سیاسی را که به انقلاب ایران خدمت میکنند مورد نقد قرار نمیداد شما چه دلیلی دارید که اینها انسانهای بدی هستند. مدارک شما کجاست. همین که اینها با یک سازمان مترقی همکاری و حمایت دارند و از سمبل مقاومت یک ملت یعنی خانم مریم رجوی حمایت میکنند نشان میدهد اینها انسانهای شریف و بزرگی هستند شما اسم خودت را بیدار گذاشته ای ولی بنظر من خیلی در خوابی
درود بر خانم رجوی مصلح و انقلابی کبیر و تمام یارانش
ایرانی

ناشناس گفت...

هیچ بزغاله ای خودخواسته به جهنم لیبرتی نمیرود مگر به اجبار ویا جنون فدایی رهبرعقیدتی

همرزم سابق گفت...

ناشناس همرزم سابق گفت...

آقای قرائی عزیز شما برای ثبت در تاریخ نوشته اید اجازه دهید منهم چند کلام برای ثبت در تاریخ بنویسم .
همانطور که همه میدانیم و سازمان شعار میداد «نفرین برانکه برافروخت نار جنگ » این رژیم تنها با ایجاد بحران خارجی و داخلی توانسته تا به امروز برگرده ملت ایران حکومت کند و اگر یک روز بدون بحران بگذراند همانروز روز مرگش است ولی لطفاً به ما بگوئید آیا سازمان به جز این است؟مگر نه اینکه سازمان مجاهدین بعبارت روشنتر رهبری سازمان با ایجاد بحران در درون نیروهایش آنها را بجای جنگ با رژیم بخود مشغول میدارد تا هرروز بجای تفکر به چگونگی مبارزه و تاکتیکهای نوین و کارساز به خودشان انگ بزنند و به اصطلاع مسائل سازمان ساخته اشان را بعنوان مسئله شخصی و فردیت بالا بیاورند؟مگر همه تلاشش این نیست تا با ریختن خون بیشتری از بچه های لیبرتی بچه ها را تهییج کند و در سازمان نگهدارد؟مگر تلاش نمیکند به هرشکل ممکن آمریکا را به جنگ با ایران گسیل کند؟ آیا حساب نکرده بر سر این خلق خمینی زده چه خواهد آمد؟
حالا لطفاً خودتان بگویید چه فرقی بین این رژیم و سازمان مجاهدین خلق است؟

س.تنگل گفت...

این دو سر قافها اول اسم و رسمشان را روشن کنند بعد شکر خوری کنند واقعا دریدگی و پدر سوختگی را از رهبر آموخته اند