دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

دریچه زرد. اسماعیل وفا یغمائی

افتاب خواهد دمید

افتاب خواهد دمید

مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

این است جهان ما در این لحظه

این است جهان ما در این لحظه
روی تابلو کلیک کنید

کرونا وزمین ما

کرونا وزمین ما
روی تصویر کلیک منید

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۴۰۳ تیر ۲۴, یکشنبه

سلسله امویان و سیمای واقعی معاویه و یزید. بخش اول و دوم. اسماعیل وفا یغمائی

معاویه نخستین خلیفه اموی وششمین(اگر دوره کوتاه خلافت حسن ابن علی را در نظر نگیریم) پنجمین خلیفه امپراطوری اسلام پس از عمری نسبتا طولانی در تاریخ در 12 رجب سال 60 هجری در گذشت. مرگ معاویه در جریان مسافرتش از مکه به شام رخ داد. قیس الفهری، نمازبر جنازه ی معاویه خوانده و او را بین باب «حاجیه» و «باب الصغیر» دفن کردند و گورش با گنبد و بارگاهی،در سوریه امروزی هنوز برجاست.معاویه سالها پیش از مرگ در سال 46 هجری رسما جانشینی یزید را اعلام کرده و زمینه را برای حکومت او آماده ساخته بود. برای درک بهتر دوران یزید ادامه کنکاش در دوران معاویه هنوز ضروری است

۲۰ نظر:

م.ح فرانسه گفت...

استاد گرامی آقای یغمائی.درود بر شما و قلم حقیقت نویس و روشنگر شما امیدوارم در این مبارزه سخت فرهنگی که مشغولید پر توان بمانید واین شعله برافروخته کمک کند تا بتوانیم شپس از قرنها جهل و خرافات حقایق را ببینیم باز هم درود بر شما و مثل همیشه از نوشته پر بارتان استفاده کردم

alborz گفت...

آقای یغمایی یک سئوال داشتم:وضعیت ایران در زمان معاویه چطور بود؟ آیا برده داری که بعد از حمله ی اعراب شروع شده بود متوقف شد؟ آیا سرکوب ایرانی ها زمان معاویه متوقف شد؟

esmail گفت...

البرز گرامی
نه چیزی تغییر نکرد ایران مثل گذشته میدان غارت و چپاول امپراطوری اسلامی اموی بود از این زاویه فرقی با گذشته نداشت کمی کمتر یا بیشتر میدان پول و نیروی انسانی و برده بود ایرانیها هم بقول زرین کوب در میدان دو قرن سکوت بودند از اواخر دوره اموی شورشهای ایرانیان گسترش یافت و در دوران عباسی شاهد شورشهای عظیم و سپس بازگشت زبان و حکومتهای مستقلا هستیم . در این نوشته بیشتر زاویه نوشته متوجه واقعیت تاریخ و جناحهای غالب و مغلوب حاکمان است با درود

ناشناس گفت...

جناب یغمائی دست مریزاد جنایات یزید و معاویه بر سر جای خود وولی این زاویه ای که شما دنبال میکنید زاویه ای بسیار جالب است که تا حال کسی بر روی ان روشنا نینداخته بود کارتان بسیار ارزشمند است و موفق باشید
دوستدار نوشته ها و شعرهای شما گیتی پ

ناشناس گفت...

امیدوارم خوانندگان دریچه بدانند که این بحث به علت اینکه متاسفانه ایران عزیز ما هنوز دچار همین مشکل و یک مشت آخوند کذاب است چقدر اهمیت دارد جناب یغمائی اجرتان با مولا حسین
ارادتمند حسین ب

منصور لرستانی گفت...

استاد اجل اکرم جناب یغمائی وقتی مطالب شما را که بنظر میرسد برای سفید سازی معاویه و یزید جلو میرود میخوانم هیچ تعجب نمیکنم شمائی که سالهاست از امثال مصداقی و عاطفه اقبال و همنشین بهار و امثال اینها دفاع کرده ای حالا رسیده ای به اصل مساله یعنی رهبران عقیدتی خو
دتان یعنی معاویه و یزید امیدوارم که روح انها از شما راضی باشد و اجر شما را بدهند

م. رحمان گفت...

کاش یک مقایسه ای میان این تئوری حق اهلبیت و فاشیسم هیتلری میکردید مطمئنا این تئوری آخوندها از تئوری هیتلر سبقت میگرفت الان هم ایران را نگاه کنید ولی فقیه بعنوان سمبل حق اهلبیت باید سوار باشد

فیروز گفت...

صلح امام حسن را مرتضا مطهری البته با توجیهات خودش نوشته که نشان میدهد دعوا سر لحاف ملا بوده است
...
پس از شهادت امام علی(ع) شیعیان کوفه با امام حسن مجتبی(ع) پسر ارشد آن حضرت بیعت کرده و او را به خلافت برگزیدند.

امام، لشگری دوازده هزار نفری به رهبری قیس بن سعد به جنگ معاویه فرستاد و خود روانه‏ مداین شد.

هنوز بین سپاه امام و معاویه جنگی روی نداده بود که شایعه‏ کشته شدن قیس بن سعد، شیرازه سپاه حضرت را از هم گسیخت.

در این میان، جمعی حتی سراپرده‏ امام را نیز غارت کرده و یکی از آنان خنجری بر ران حضرت وارد کرد.

با این وضع، مسلّم شد که با چنین مردمی به جنگ معاویه و لشکر منظم او رفتن صلاح نیست. بدین ترتیب، امام حسن(ع) با معاویه وارد مکاتبه و مذاکره شد و قرار بر این شد که امام از خلافت کناره‏گیری کند به شرط این که معاویه پس از خود، فرزندانش را به خلافت معین نکند، از امام علی(ع) به زشتی یاد ننماید و... . امام حسن(ع) علی‏رغم میل باطنی، این صلح را پذیرفت و پس از پنج ماه و نیم، از خلافت کناره گرفت و با اهل بیت خود عازم مدینه شد.



استاد شهید مطهری با توجه به قرارداد صلح امام حسن(ع) معاویه به تحلیل و تبین صلح امام حسن (ع) پرداخت که در ذیل می‌آید: بنابراین به نظر نمى رسد که در صلح امام حسن(ع)، در آن شرایطى که امام حسن(ع) مى زیست ایرادى باشد ، و مقایسه کردن میان صلح امام حسن(ع) در مسند خلافت با قیام امام حسین(ع) به عنوان یک معترض، با اینهمه اختلافات دیگرى که عرض کردم مقایسه صحیحى نیست ، یعنى به نظر اینجور مى رسد که اگر امام حسن(ع) در آنوقت نبود و بعد از شهادت امیرالمؤمنین امام حسین خلیفه شده بود ، قرار داد صلح امضا مى کرد ، و اگر امام حسن تا بعد از معاویه زنده بود ، مثل امام حسین قیام مى‌کرد ، چون شرایط مختلف بوده است .



متن قرارداد امام حسن به شرح ذیل است - حکومت به معاویه واگذار مى شود (7) بدین شرط که به کتاب خدا و سنت پیغمبر و سیره خلفاى شایسته عمل کند.



امیرالمؤمنین یک منطقى دارد و آن منطق این است که مى‌گوید من به خاطر اینکه خودم خلیفه باشم یا دیگرى، با اینکه خلافت حق من است قیام نمى کنم، آن وظیفه مردم است، من آنوقت قیام مى کنم که آن کسى که خلافت را بر عهده گرفته است کارها را از مجرا خارج کرده باشد، در نهج البلاغه است : «و الله لاسلمن ماسلمت امور المسلمین و لم یکن فیها جور الا على خاصة» یعنى مادامى که ظلم فقط بر شخص من است که حق مرا از من گرفته‌اند ، و منهاى این سایر کارها در مجراى خودش است، من تسلیمم، من آنوقت قیام مى کنم که کارهاى مسلمین از مجرا خارج شده باشد .



این ماده قرار داد این است و در واقع امام حسن(ع) اینچنین قرار داد مى بندد: مادامى که ظلم فقط به من است و مرا از حق خودم محروم کرده‌اند ولى آن غاصب متعهد است که امور مسلمین را در مجراى صحیح اداره کند من به این شرط حاضرم کنار بروم .



پس از معاویه حکومت متعلق به حسن است و اگر براى او حادثه اى پیش آمد متعلق به حسین. این جمله مفهومش این است که این صلح یک مدت موقتى دارد ، نه اینکه امام حسن(ع) گفت دیگر ما گذشتیم و رفتیم ، این تو و این خلافت ، تا هر وقت هر کار مى خواهى بکن ، نه ، تا معاویه هست ، این صلح تا زمان معاویه است ، شامل بعد از زمان معاویه نمى شود ، پس معاویه حق ندارد براى بعد از زمان خودش توطئه اى بچیند : و معاویه حق ندارد کسى را به جانشینى خود انتخاب کند.

معاویه در شام لعن و ناسزاى به امیرالمؤمنین را رسم کرده بود . این را در متن صلحنامه قید کردند که باید این عمل زشت موقوف باشد : معاویه باید ناسزا به امیرالمؤمنین و لعنت بر او را در نمازها ترک کند و امام على(ع) را جز به نیکى یاد ننماید که این را هم معاویه تعهد و امضاء کرد.

اینها روى امام على(ع) تبلیغ مى کردند ، مى گفتند على را ما به این دلیل لعنت مى کنیم که - العیاذ بالله - او از دین اسلام خارج شده بود. آدمى که اینجا امضا مى دهد، لااقل این مقدار اتمام حجت بر او شده که تو اگر امام على(ع) را آدمى مى خوانى که واقعا مستحق لعن است پس چرا متعهد مى شوى که او را جز به نیکى یاد نکنى، و اگر مستحق لعن نیست و آن طور که متعهد شده اى درست است پس چرا اینطور عمل مى کنى؟ ! که بعد ، این را هم زیر پا گذاشت و تا نود سال این کار ادامه پیدا کرد.


فیروز گفت...


4- بیت المال کوفه که موجودى آن پنج میلیون درهم است مستثنى است و تسلیم حکومت و شامل آن نمى شود و معاویه باید هر سالى دو میلیون درهم براى حسن بفرستد این قید را کرده بودند براى همین که مى خواستند نیاز شیعیان را از دستگاه حکومت معاویه رفع کنند که اینها مجبور نباشند ، و بدانند اگر نیازى داشته باشند مى شود خود امام حسن(ع) وامام حسین مرتفع کنند . و بنى هاشم را از بخشش‌ها و هدیه ها بر بنى امیه امتیاز دهد و یک میلیون درهم در میان بازماندگان شهدایى که در کنار امیرالمؤمنین در جنگهاى جمل و صفین کشته شده اند تقسیم کند و اینها همه باید از محل خراج «دارابجرد» تأدیه شود . در اطراف شیراز است که خراج و مالیات این نقطه را به بنى هاشم اختصاص دادند .



5- مردم در هر گوشه از زمین‌هاى خدا ، شام یا عراق یا یمن و یا حجاز ، باید در امن و امن باشند و سیاهپوست و سرخپوست از امنیت برخوردار باشند و معاویه باید لغزش‌هاى آنان را نادیده بگیرد مقصود کینه توزیهایى است که به گذشته مربوط مى شود ، چون اینها اغلب کسانى بودند که در گذشته با معاویه در صفین جنگیده‌اند و هیچکس را بر خطاهاى گذشته اش مؤاخذه نکند و مردم عراق را به کینه هاى گذشته نگیرد . اصحاب على در هر نقطه اى که هستند در امن و امان باشند و کسى از شیعیان على مورد آزاد واقع نشود و یاران على بر جان و مال و ناموس و فرزندانشان بیمناک نباشند و کسى ایشان را تعقیب نکند و صدمه اى بر آنان وارد نسازد ، و حق هر حقدارى بدو برسد و هر آنچه در دست اصحاب على است از آنان باز گرفته نشود . به قصد جان حسن بن على و برادرش حسین و هیچیک از اهل بیت رسول خدا توطئه اى در نهان و آشکار چیده نشود این مواد ، مخصوصا ماده 5 و ماده 3 - که مسئله لعن امیرالمؤمنین است - اگر چه از همان شرط اول تأمین شده زیرا وقتى که او متعهد میشود که به کتاب خدا و سنت پیغمبر و سیره خلفاى را شدین عمل کند ، طبعا اینها در آن مستتر است ، ولى معذلک اینها را که مى دانستند مورد توجه خاص معاویه است و بر خلاف عمل مى کند ، براى اینکه بعدها هیچگونه تأویل و توجیهى در خصوص این کارها به کار نبرد ، به طور خصوصى در مواد قرار داد گنجاندند و در هیچیک از آفاق عالم اسلام ارعاب و تهدیدى نسبت به آنان انجام نگیرد. خواستند نشان بدهند که ما از حالا به روش تو بد بین هستیم .



اینها بود مجموع مواد این قرار داد . معاویه نماینده اى داشت به نام عبدالله بن عامر . او را با نامه اى که زیر آن را امضا کرده بود فرستاد نزد امام حسن و گفت شرایط همه همان است که تو مى گویى ، هر چه تو در آن صلحنامه بگنجانى من آن را قبول دارم . امام حسن هم این شرایط را در صلحنامه گنجانید . بعد هم معاویه با قسمتهاى خیلى زیادى که من خدا و پیغمبر را ضامن قرار مى دهم ، اگر چنین نکنم چنان ، اگر چنین نکنم چنان ، همه این شرایط را گفت و این قرار داد را امضا کردند .

ناشناس گفت...

استاد گرامی الان هم وضعیت همان است پیروان ولایت خامنه ای هر کس را نفسی بر میاورد به معاویه نسبت میدهند از جمله در مقالات فراوانی جنبش سبز و اقای موسوی را به معاویه و شورش او علی مولا علی تشبیه کردند یکی از سلسله مقالات در این مورد را با نام
فتنه گران سبز و مارقین
در این لینک میتوانید ملاحظه بفرمائید
http://golestan.rozblog.com/
محمود ت از هواداران جنبش سبز

esmail گفت...

آقای منصور لرستانی
ممنون از بذل محبت سرکار!
معاویه و یزید احتیاجی به سفید سازی ندارند آخوندها این کار را کاملا انجام داده اند بنابراین این را به گردن بنده نیاندازید قصد من در حد توان نگاهی درست به تاریخ است. در ضمن کار کرد خود شما و برخی رفقایتان می تواند در ادامه سفید سازی اخوندها به معاویه و یزید کمک کند
موفق باشید!

ناشناس گفت...

با سلام خدمت آقای یغمائی و تشکر از مباحث بسیار جالب تاریخ که مینویسند من میخواهم خواهش کنم اگر میشود مقداری بیشتر در رابطه با زندگی واقعی یزید بنویسید که واقعا کی بوده چیزیکه تا حالا ما شنیده ایم و خوانده ایم این بوده که یزید یک ادم الکلیک فاسد و نیمه دیوانه ای بوده که امام حسین را کشته و قتل امام حسین هم توسط پیغمبر پیش بینی شده بود. آیا واقعا اینطور بوده واگر پیش بینی شده بود یزید تبرئه نمیشود خلاصه در این زمینه روشنگری بیشتری بفرمائید با تشکر از شما
مهشاد خ. ف

خلیل .معلم تاریخ گفت...

بسیار جالب و آموزنده است مخصوصا این سخن طلائی که تاریخی که آخوندها میگویند بالکل دروغ است من مسلمان و معلم تاریخ هستم و بسیار علاقمند به مباحث تاریخی ولی مدتهاست که دانسته ام عجیب ترین دروغها را آخوندهل بخورد ما داده اند و از اولاد پیامبر برای رزق و روزی خود استفاده کرده اند لعنت بر انان باد و بامید روزی که مردم ایران هم با دین و هم با بی دینی خودشان در ازادی و برادری زندگی کنند

خلیل .معلم تاریخ گفت...

همچنین من لینکی را که آقای محمود در باره جنبش سبز داده اند دیدم جدا جالب است و نشان میدهد به بهانه حسین ابن علی مریدان ولایت فقیه راه معاویه را میروند

ناشناس گفت...

جناب آقای یغمایی
با درود به شما و زحمتی که در بازخوانی درست تاریخ می کشید.
در قسمت دوم این نوشته ارزشمند در بخش چند سوالی پرسیده اید و ضمن آن آورده اید که "پیامبر بعنوان خرد و شعور مطلق در ارتباط با روح و جان جهان توسط وحی، ..."
جسارتم را می بخشید اما به نظرم تا آنجا که اطلاع دارم نه خود پیامبر و نه خدا در باره او هیچگاه چنین ادعایی نکرده اند که او شعور و خرد مطلق بوده است. در قرآن هم درباره پیامبر تاکید شده است که "بگو من هم بشری هستم مانند شما جز اینکه به من وحی شده است." شعور و خرد مظلق و هر مطلق دیگری تنها در حیطه خداست. از این کادر که بیرون بیاییم همه چیز نسبی می شود از جمله خرد و شعور انسان و پیامبر هم بر مبنی ویژگی انسانی اش خرد و شعورش نسبی است. بنا بر این گفته پیغمبر درباره معاویه بعنوان کاتب وحی در کادر نسبی بودن و در کادر زمان و مکان مشخص خود معنی دارد و می توان گفت معاویه در آن زمان کاتب وحی بود و مشکلی هو پیش رو نبود که مانع گفته پیامبر باشد.

موفق باشید

محسن

esmail گفت...

محسن گرامی
با سلام و سپاس از توجه شما
من این کلام را از زاویه خود بکار نمیبرم
از زاویه جماعتی که تعدادشان بسیار است و منجمله ملایان که پیامبر را چشم و چراغ هستی ودر ارتباط با خدا و معصوم و.... میدانند
سئوال از زاویه آنها مطرح شده است و نه من و شما
برای من پیامبر وجودیاست که باعث یک تحول تاریخی شده است و میتواند اشتباه کند مثلا در مورد معاویه و غیره
طرخ این سئوال برای باز کردن مساله است نه اعتقاد من یا امثال من
و سخن در اینجا این است که ملایان فقط با دشنام و لعنت تحلیل میکنند نه واقعیت تاریخی واقعیت تاریخی چیز دیگریست که باید کشف کرد با سپاس

jahandid گفت...

با درود،

هر چقدر ما در تاريخ سير كنيم، بيشتر به ژرف خيانت اخوندى در اين دين پى مى بريم. در اين پژوهش هاى تاريخى ست كه ما بعنوان نسلى كه در لاى چرخدنده هاى گرددش اين تاريخ با پوست و گوشت خود زير ان زجر تمام تاريخ عقب ماندگى ها را لمس ميكنيم. و چقدر جاى تاسف است كه ما خود روزگارى از زمره كسانى بوديم كه براى اين "حق اهل بيت" جان فشانى ها ميكرديم. افسوس از ان همه فدا و جان فشانى كه در همين نسل حاضر شده است و جوانانى كه تا بن استخوان و از روى صادقت و ايمان پا در ركاب كسانى گذاشتند كه باز خواهان همان "حق اهل بيت" بودند!

كار ارزنده اى كه جناب يغمايى بر ان همت نهاده اند را بايد ارج نهاد و انرا براى هر انكس كه خواهان بيرون امدن از دام اخوند و مذهب اخوندى است هم چون ريسمانى كه ادمى را از ته چاهى بيرون ميكشد، داد و او را به دنياى انديشيدن دعوت نمود تا خود او بفهمد كه تاريخ جايى ست كه ادمى را تشويق به ادم شدن و ادم بودن ميكند. پذيرش انچه كه از منبر يا سالن حسينيه ارشاد و يا سالنى در دانشگاه برميخيزد اگر ريشه در گرفتن "حق اهل بيت" دارد، چيزى نبوده و نيست و نخواهد بود جز يك فريبى بزرگ براى پريدن بر روى گرده ما و مردم ما.

با سپاس از كار ارزشمندى كه ميكنيد. از هر چه كه بگذريم، اصالت هميشه در تاريخ عمر بشر با نور و اگاهى ست.

معاویه و یزید ابن معاویه گفت...

سیدی و مولائی یغمائی
شکرا جیدا یا عزیزی. من از شما تشکر میکنم و مسرورم از اینکه یکنفر پیدا شد تا شرح حال من و فرزندم یزید را بنویسد. حقیقت اینکه این آخوندهای ما...ج...... ه. خودشان چندین قرن هست که دارند نان من و یزید را میخورند و بما فحش میدهند اینها در دوران خلافت من و یزید هم از ما مواجب میگرفتند و بعد که ما رفتیم هر چه خواستند گفتند خداوند به شما جزای خیر بدهد که واقعیت را مینویسید ما را هم همان اول پیغمبر خدا به دلیل فامیل بودن و پادرمیانی همشیره که عیال رسولالله بود و هست بخشید و الان در بهشت مشغول باغبانی هستم این یزید بی پدر مادر هم اینجا دائما شرابا طهورا میخورد وبچه باغبان است و با میمونها مشغول بازی است با تشکرات

ناشناس گفت...

تازه دارم میفهمم در طی قرنها چه خزعبلاتی با نام دین اسلام به خوردمون دادند اسلام جز دغل بازی اخوندها و در طی قرون سودجویی عده ای بیشتر نبوده الان هم هرکس بیشتر به این دین پایبنده بیشتر وحشتناکه و هر ادمی که مقید به این دین است یک اخوند در وجود خود دارد و همان عفریت برتری طلبی در وجودش نهان و اشکار وجود دارد . در ارزوی روزیکه دنیا بدون دین اداره بشه و هرکس دین داره فقط برای خودش نگه داره و نخواد به زور همه را به بهشت ببره

ناشناس گفت...

تازه دارم میفهمم در طی قرنها چه خزعبلاتی با نام دین اسلام به خوردمون دادند اسلام جز دغل بازی اخوندها و در طی قرون سودجویی عده ای بیشتر نبوده الان هم هرکس بیشتر به این دین پایبنده بیشتر وحشتناکه و هر ادمی که مقید به این دین است یک اخوند در وجود خود دارد و همان عفریت برتری طلبی در وجودش نهان و اشکار وجود دارد . در ارزوی روزیکه دنیا بدون دین اداره بشه و هرکس دین داره فقط برای خودش نگه داره و نخواد به زور همه را به بهشت ببره