مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۵ مهر ۶, سه‌شنبه

عاطفه اقبال: انتقال پایان یافت! زنده باد انتقال! http://campaignliberty2013.blogspot.fr/

http://campaigneliberty1.blogspot.fr/2016/09/blog-post_24.htmlاز حدود شش سال پیش آرزویم این بود که روزی اتمام انتقال را اعلام کنم و بگویم دیگر نگران جان آنهایی که در عراق در خطر کشتار قرار دارند نیستم. می خواستم آنروز جشنی باشد برای نجات جان این انسانها. روز جمعه 9 سپتامبر خبر اتمام انتقال ساکنان لیبرتی اعلام شد و این پایان قاعدتا می بایست پایانی بر نگرانی   .......انتقال پایان یافت! زنده باد انتقال!

۳۵ نظر:

آذر گفت...

عاطفه عزیز انتقال به پایان رسید ولی من هنوز نام دوستانی را که پیگیری میکردم ندیدم شاید همراه ۶۷۵ نفر لیست منتشر نشده است، از آنجا که هیچگونه نسبت فامیلی با آنها ندارم پیگیری مشگل است یعنی چگونه میتوانم از زنده بودن و سلامت آنها مطلع شوم؟

ناشناس گفت...

مرضیه
دیروز در بین مطالب به مقاله ای تحت عنوان « کوله باری بر دوش» از آقای سامع برخورد کردم، و از این همه عوام فریبی و بلاهت شگفت زده شدم. چگونه می توان سخنگو یک « ارگان سیاسی؟» بود و تا این حد از مرحله پرت.
ظاهرا آقای سامع اسناد منتشره از جانب کمیساریای عالی پناهندگان مبنی بر عدم همکاری سازمان مجاهدین با این کمیساریا را یا ندیده است و یا اینکه عمدا سعی در خاک پاشیدن به چشم دیگران را دارد.
مطلب خانم اقبال برای هزارمین بار به روشنی به این مسئله اشاره می کند.
در این جا باید از خانم اقبال تشکر ویژه کرد که با کارهای روشنگرانه اش توانست بخشی از این کارشکنی های رهبری مجاهدین را افشاء کند.
ولی اقای سامع چه ضرورتی شما را به نوشتن این مطلب وادار کرده است. آیا خود شما در این رابطه مسئله دارید که با نوشتن این مطلب خود را درمان کرده اید؟ چرا بعد از آمدن این افراد به آلبانی رهبری مجاهدین طی یک جمعبندی ؛ آنهم در یک سرفصل بسیار مهم سیاسی یعنی انتقال تمام ارکان این سازمان به اروپا گزارشی دراین زمینه نداده اند.
این صرفا انتقال افراد نیست؛ به انتها رسیدن یک استراتژی و یک خط سیاسی و در عین حال تاریخ مصرف یک متد و روش سیاسی اعمال شده از جانب رهبری مجاهدین است.
بهترین پاسخ به مطلب آقای سامع را مقاله خانم اقبال می دانم برای وی وخانواده اشان آرزوی سلامتی و تندرستی می کنم.

ناشناس گفت...

دست مریزاد خانم اقبال. شما از هیچ چیز فروگزار نکردید و مرعوب طعن طاعنان و مکر ماکران نشدید و تا آخر در برابر همەی تهمت ها و تهدید ها ایستادید. این پیروزی بر شما گوارا باد.
سهراب

خدیجه آجیده گفت...

خانم محترم!! مگر شما وکیل مدافع هزاران رزمنده هستی که اینها را مینویسی انها خودشان زبان دارند شما فضولی نکنید اینها مبارزه کرده اند و به مبارزه شان افتخار میکنند شما اصلا چی میگی

منصور لرستانی گفت...

سالها قبل برادر مسعود گفت از علایم بریدگی در فرنگ لنگ و لگد زدن به مجاهدین است حالا هی لگد بزنید لگدهای شما از آن اخوندهای قاطر که قویتر نیست بزنید تا خسته شوید انقلاب راه خودش را میرود و رو سیاهی برای بریده می ماند

م. ح فرانسه گفت...

درود بر شما خانم اقبال زحمات شما در این چند سال واقعا قابل ستایش است اگر این کمپین و اطلاع رسانیهای فراوانی که افراد مختلف کردند نبود اینها تمام در ان جهنم عراق نابود میشدند البته الان هم اینها واقعا نیاز به رسیدگی های روحی و جسمی و داروئی دارند تا بتوانند زندگی کنند این پیروزی را به شما و نجات یافتگان بخصوص از دست آخوندهای قاتل تبریک میگویم

جاوید. جاوید گفت...

این وضع میگذرد و ننگ و سرافکندگی برای تواب و مزدور میماند. درود بر رجوی عزیز بدون او و مقاومتش ملت ایران بیدفاع است

ناشناس گفت...

مسعود رجوی در مبارزه اشتباه نکرد و حتی اگر اشتباهی باشد چون در مسیر مبارزه بوده افتخار امیز است ولی شما که اشتباه نکردید چکردید؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مینا. م

ناشناس گفت...

خسرالدنیا والاخرت حالا در این دنیا از عفو رحمت رهبری خیالتان راحت است که آزار خواهر و برادر بمورچه هم نرسید و هی رویتان زیاد شد ولی یک اخرتی هست و خداپی که مو را از ماست میکشدی و میپرسد در فرنگستان چکار کردید جز بخور و بخواب خیالتان راحت باشد آنجا راه گریزی نیست و خدا خداپی میکند حرف کسی را هم گوش نمی کند ای مرگ بر اخوند و اخوند صفت ای ننگ بر جمهوری جنایت اخوند
ط.ح

نگی نگفتی گفت...

آزار خواهر وبرادر ط. ح. به مورچه هم نرسیده...
موش بخورتت که تو نشستهای آقا و بانو نبودی. تو زندانشون نبودی.
موش بخوره تورو که همه رو مثل خودت ... فرض کردی.
اون دنیا اگه یقه ات رو بجرم خونخواری با حماقت مفرط گرفتن نگی نگفتی
زیر چتر رهبری نیست در جهان خوش باش

ناشناس گفت...

علی :‌ سئوال دارد
خانم عاطفه شما که قبل از آمدن مجاهدین لیست در دستتان بود و دائما داشتید لیستها را منتشر میکردید .
خروج این سری را که باید اقرار کنم فقط فقط بخاطر زحمات شخص خودتان و کمپینتان محقق شد را چرا پخش نمیکنید و نمیگوئید که چند نفر را توانستید با مشقات زیاد از جهنم عراق خارج کنید . خواهشا خانم عاطفه هم اسامی را بگید و هم واقعا زحمات خودتان را نپوشانید و حتی مخارج و ملاقاتهایی که کمپین انجام دادند تا همه نفراتی که نمیخواستند با مجاهدین باشند و در عراق سرگردان بودند را یکجا به خارج آوردید لطفا همه را از این همه لطف کمپین آگاه کنید .

ناشناس گفت...

يغمايي
اين خانوم تشكرات شديدي كرده از كمكهايي كه تو بهش كردي، خواستم بپرسم كه از طرف خانواده شما فقط خودت به اين خانوم كمك كردي يا اخوي گرام هم كه متخصص نجات درماندگان و فريب خوردگان هست هم كمك كرد؟ شايد هم كه منظورش اين بوده كه شما به نمايندگي از طرف بريده هاي فاميل به ايشون كمك كردي. كه البته در مورد فاميل بدنام شما همه ذكور زنده بريده و بدنام هستند
شهريار

esmail گفت...

شهریار عزیز
با سلام
این اطلاعات نزد عمه سرکار محفوظ است از ان بزرگوار سئوال کنید دقیق به شما خواهد گفت

ناشناس گفت...

خانم اقبال نوشته تان بسیار عالی و کامل و سرشار از احساسات انسانی است واقعا اگر تلاشهای قلم و اطلاع رسانی شما و یارانتان نبود هنوز اسیران لیبرتی در ان زندان اسیر بودند باشد تا تاریخ اینده در این باره قضاوت کند درود بر شما و شرف و انساندوستی تان
ناصر آذری نسب

jahandid گفت...

با درود،

دلا ياران سه قسمند، گر بدانى
زبانى اند و نانى اند و جانى

به نانى نان بده از در برانش
محبت كن به ياران زبانى

وليكن يار جانى را نگهدار
به پايش جان بده تا ميتوانى
مولانا

انچه را كه مولانا به ما گوش زد ميكند، تمامن از ژرفناى شناخت وى از انسانها ست. در روزگار ما بواقع گستره جنايات اخوندى انقدر گسترده است كه ما را در بسيارى از موارد دچار مشكل ميكند كه كدام، كدام است. در طرف اين جلادان كم نيستند كه با تمام وجودشان با كليدى بر گردن كه درب بهشت را قرار است برايشان باز كند، كفنپوش بر روى مين ميروند و رقص كنان تيكه و پاره ميشوند. در طرف ديگر اين صحنه ادمهاى ديگرى از تن خود بمب ميسازند و باز رقص كنان خود و شمارى چند از ديگر ادمها را تيكه و پاره ميكنند. در ميهن خودمان از هر دو نوع ان بودند و هستند. يكى در قهقراى نادانى و ديگرى "در نوك پيكان تكامل" و اوج اگاهى. ره نمود مولانا را بياوريم و بخواهيم بر اساس ان ما نيز خودمان را محك زده و در يكى از ان "سه قسم" گزاريم. خوب ما در كجا هستيم؟ بدون ترديد چون ازاديخواه هستيم، خود را تلاش ميكنيم در قسم سوم ببينيم و جزو ياران "جانى" باشيم.
ولى براى گزيدن جا در برابر انچه كه ميبينيم، از هر دو سوى اين تابلويى كه از مبارزه در اين برهه از تاريخ ميهن داريم، كار را چندان سخت نميكند. كشتارهاى بى وقفه اخوندا در ان اب و خاك بر هر چشم بينايى خيلى راحت ديدنى ست. با تمام وسعتى كه نادانى موجود در بين كسانى كه اخوند را درب ورودى بهشت تصور ميكنند، براى ذهن و چشم بينا راحت ميشود سمت و سوى رفتن را مشخص كرد. بعبارتى، داشتن اگاهى و ديد باز و ازاديخواه ما را در اتخاذ تصميم دچار كوچكترين ترديدى نميكند كه دشمن ما و ميهن ما فقط و فقط حكومت اخوندى ست و جلادان حاكم بر سرزمين ما. با اين وحوش است كه بايد تا جان در بدن داريم سر ستيز و قصد سرنگونى انان را داشته باشيم. اين را هيچ شخص، گروه، نيروى نظامى غريبه، نيروى اقتصادى غريبه و ... نميتواند براى ما تصميم بگيرد. فقط خود ما هستيم كه با داشتن شعور، شرف، اگاهى و ازاديخواهى خودمان را در اين قسم از انواع نيروها داوطلبانه قرار ميدهيم. هر گاه كه ما در اين روند داراى اين توانمندى شديم، ديگر در اتخاذ تصميمات مان نيز داراى محك سنجش روشنى هستيم. حال با اين محك است كه هر كسى ميتواند خطوط مبارزاتى و سياسى را بهتر ببيند و از درگيرى هاى شخصى و ازردگى هاى شخصى مصون بماند.

بدون شك تلاشى كه براى نجات جان ازادگانى كه در عراق اسير و در دسترس دشمن وحشى و خونخوار بودند، تلاشى ست قابل ستايش و تقدير. و با به نتيجه رسيدن اين تلاشها دفتر ان به نقطه عطفى رسيده است و بايد از اينجا به بعد را در افق ديدمان قرار دهيم. چوب زدن گذشته و ماندن در ان فقط باعث خوشنودى اخوندا خواهد بود. بدون اينكه ما خودمان چنين قصدى در أهداف مان داشته باشيم. بهر حال هر صدايى كه ارزوى ازادى و نابود ديكتاتورى را نجوا ندهد، صداى نادانى و قهقرايى اخوند را به حال خودش رها كرده است.

ناشناس گفت...

جل الخالق
در عجبم که مشتی شعبان بی مخ واقعا بی مخ دمب دراورده و عشوه شتری می ایند و خدا و پیغمبر و اخرت را وعده میدهند و میخواهند مثل رهبر عقیدتی وعده بهشت ان هم با کلیدش را بدهند و مجازات منتقدین
واقعا جل الخا لق که چه جانورانی وقیح تر حیوانات وحشی خلق کرده است
با صراحت تمام با شعور صد در صد و با اشنائی به جنایت های رزیم ملاها این را میگویم باور کنید حرف دلم است دقیق حرف دل
این رزیم جنایتکار و وحشی صدبار مقام و مرتبه بهتری از این جماعت شعبان بی مخ دارد اگر دلیلش را خواستید بگوئید تا دهها فاکت بیاورم و با استدلال منطقی بگویم چرا این رزیم با تمام وحشی گری اش نسبت به جماعت مجاهد بالاتر است
گفتم اگر کسی خواست بگوید تا در وقت مناسب دهها فاکت ردیف کنم

ناشناس گفت...

علی سوال دارد ؟‌
آقای یغمایی من سوالاتی در بالا کردم ولی متاسفانه خانم عاطفه اقبال جوابش را ندادند نمیدانم چرا اینقدر بی احترامی کردند میتوانستند مثل شما بنویسند پیش عمه یکی این اسامی محفوظ هست بهرحال شاید شما بتوانید به سوال من جواب بدهید . نکند سوال من خیلی زشت هست که میخواهم ببینیم یکی از عزیزانم که کمپین با این همه زحمت خارج کرده توی آنها هست یا نه ؟‌آیا این از نظر خانم اقبال جرم است که جواب ندادند با تشکر اگر بتوانید شما جوابی بگیرید و منو از نگرانی در بیاورید .

ناشناس گفت...

حالا که انتقال به پایان رسید خانم اقبال لطف کنند و یک بیلانی از فعالیتهای خود ارائه دهند. چند تا ملاقات با نمایندگان سازمان ملل انجام دادند؟ چند تا تظاهرات در کشورهای مختلف برای پذیرش اینها انجام دادند؟ چقدر مذاکره با کشورهای مختلف منجمله آلبانی انجام دادند؟
علیرضا

ناشناس گفت...

سمندر
اقای علیرضا من از طرف خودم جواب میدهم یعنی سوالی که از خانم اقبال کرده اید میخواهم خیالتان را تخت تخت راحت راحت کنم
اولا تلاش گسترده خانم اقبال بعنوان کسی که بطور مستمر با اطلاع رسانی جهانی از طریق دنیای مجازی قابل ستایش است همچنین دورا دور میدانم که در همین راستا ملاقات های بیشماری با ارگان های حقوق بشری صورت گرفته است
اما مهمتر از همه و مهمتر از همه و باز هم مهمتر از همه این فعالیت ها را من خلاصه برمیشمارم
= اگر بخواهیم مهمترین اثر تلاش خانم اقبال را در یک جمله خلاصه کنیم این است زدن پوزه بند به دهانهائی که میگفتند بیا بیا و کوهها بجنبند اشرف نمی جنبد این مهمترین تلاش بین اللملی خانم اقبال بود که اثرش را هم در مردم داشت و هم در باند رهبر عقیدتی که با این شعار میخواستند بیگناهان را در اشرف و لیبرتی به کشتن بدهند یعنی اصل کلام پوزه بند به دهانهائ انها زد تا هی نگویند بیا بیا بچه ها را در اشرف بکش و قتل عام کن
=دوما باز هم اگر بخواهیم خلاصه کنیم اگر این فشارها که از طرف خانم اقبال و منتقدین به این جماعت بیا بیا نبود مطمئن باشید رهبر عقبدتی مفقود الثر تا نفر اخر را هم به کشتن میداد این دقیق است و صد در صد درست
=و باز خلاصه میکنم انهائی که امروز سوال میکنند خانم اقبال شما چه کردید و چند ملاقات داشتید و ووو همانهائی هستند که پوزه بند به دهانشان زده شده است تا فردای روزگار شکر زیادی نخورند یعنی گ ....زیادی نخورند
باز هم درود به همه انهائی که با فشار به این باند فریبکار انها را مجبور کردند تن به خروج از عراق بدهند

ناشناس گفت...

علی گفت :‌ سمندر عزیز
خانم اقبال سخنگوی کمپین هستند اگر سمتشان عوض شده والان شما سخنگو شدید اعلام کنند چون خانم اقبال را همه میشناسند بگذارید روال بحث و رفع ابهام بدون فحش انجام گیرد من شخصا خانم اقبال را تقدیر میکنم حالا که به سوال کردن رسید آنهم سوال حق داریم خوب بابا سمندر ما دنبال عزیزمان هستیم همینجوری هر چه پیگیری میکنم سر در نمیارم خوب خانم اقبال که هم اینکار را کرده و هم از کم و کیف کار خبر دارد در این رابطه اطلاع رسانی کنه چون این عزیز من در همین سری که در هتلها و در بغداد بودند ظاهرا لطفا این لیست آخر را هم بگذارید خانم اقبال بدهد . میدانم اگر آقای وفا خبر داشت حتما جواب میدادند ولی خانم اقبال با بیانیه ای که داده و خبر اتمام را داده مطمئن هستم خبر دارد . خانم اقبال منتظریم لطفا اسامی را اعلام کنید تا همه از نگرانی در بیان .

ناشناس گفت...

سمندر خان حالا که وکیل عاطفه خانم شدی لطف کن یک بیلانی از این ملاقاتهای بیشمار با تاریخ و عکس و پروتکل ارائه بده. وگرنه به قول خودت شکر زیادی است.
علیرضا

ناشناس گفت...

به قول سمندر "درود به همه انهائی که با فشار به این باند فریبکار انها را مجبور کردند تن به خروج از عراق بدهند"! اما من فکر می کنم هنوز رفقای ما اسیر باند رذل رحوی هستند اگرچه امری که نهایتش از سال 2003 مشخص بود؛ یا از بین رفتن برگ برگ حافظه ارزشمند تاریخی سرزمینمون و یا خروج به جایی امنتر و ترجیحاً مکانی آزادتر و نه یه پادگان تازه در آلبانی، بلاخره برخلاف خواست رجوی تاحدودی اتفاق افتاد!

اما رجوی باهاس براستی جواب بده چرا خروج بروبچه ها، "فدیه" های رجوی باشرف چارده سالی با "بیا بیا"، "عاشورا"، "حفظ اموال"، "حمایت چند ملیونی"، "خروج دسته جمعی"، "موسسان" بازی، "چراغ خاموش" بازی و تعهد گرفتن و ... طول کشید و به قیمت جون 130-140 نفری کشته و تعدادی متوفا و ... تموم شد؟!

راستی از اون برگهای زنده حافظه تاریخی سرزمینمون که بیهوده بر زمین زمستون ولایت فقیه و رهبر عقیدتی پرپر شدند و چراییش هم اگه بشه گذشت که نمی شه گذشت! گذشته، بر سر اون هفت نفری که گفته می شد گروگان گرفته شدن، چی اومد؟!

راستی کی جواب همه ظلم و ستم نالازم و نابجایی که بخاطر اعمال دارودسته ... رجوی و ولی فقیه غالب بر این جانهای شیفته آزادی و برابری رفته، رو باید بده؟

راستی حالا دوباره میخواهیم دست روی دست بذاریم و اجازه بدیم "هزار اشرف" اون زن وشوهر باشرف در آلبانی و ... محکم بشه و پا بگیره و بقیه این بروبچه ها توی این پادگانهای جدید هر روز بلاهایی مثل حوض و غسل و جاری و انقلابوندن و تف بارون و فحش بارون و ... توسط عمال ... رجوی سرشون بیاد؟

دوستان، رفقای شفیق پیش از اونکه یه بار دیگه هم بعد از ده سال یادمدون بیفته کمپین و اینجور چیزها لازمه، از همین امروز باید که واسه نجات رفقامون کاری بکنیم. لطفاً تا دوباره به قیمت جون صد/چندصد نفری دیر نشده، کاری کنیم!
آی نفرین بر دجال و دجالیت در همه اشکالش!

مخلص همه جانهای شیفته آزادی و برابری،
بر و بچه های هزار اشرف یادتون نره!

رفیق سائل.

ناشناس گفت...

سمندر
اقای علیرضا خودتی عزیزم نازنین اقا همه چیز به موقع اش ارام باش عزیزم به وقتش همه چیز روشن میشود گفتم به وقتش نگران نباش عجله هم نکن وقتش خواهد رسید اما اگر عجله داشتی و میخواستی زودتر به نتیجه برسی راهنمائی ات میکنم
خوب عزیز دل برادر باند رهبر عقیدتی تمام مدارک مربوط به ملاقات های خانم اقبال و تلاش های گسترده ایشان را دارند میگویم تمامشان را دقیق است کاملا دقیق انها همه فعالیت های منتقدین را رصد میکنند بخصوص تلاش های خانم اقبال را در نتیجه چون تو خیلی عجله دارید بهتر است بروی نزد باند رهبر عقیدتی از انها بخواهی ولی اگر نفر بیرونی باشی و یا هوادار خیالت راحت باشد تف هم در دستت نمی گذارند الان بنظرم خانم اقبال هم کارشان درست است نباید تف هم به دست ایادی این باند گذاشت باید به موقع اش اینکار را کرد تو هم خیالت اسوده باشد و زیاد نگران نباش دنیا اینطوری نبوده اینطوری هم نمی مونه عزیزم رهبر عقیدتی و زنش یک روزی توی عراق زیر سایه برو و بیائی داشت اما راستی الان کجاست ؟ بیا بریم سر اصل مطلب راستی برادر رهبر عقیدتی فرمانده کل قوا فرمانده ارتش ازادیبخش نایب امام زمان و رئیس شورای ملی مقاومت راستی کجاست ؟این مهمتره علیرضا یک جنبش یکطرف و رهبرش یک طرف پیشنهاد میکنم که بگردی رهبر عقیدتی رو پیدا کنی بعد همه چیز خود بخود حل میشه
یادت نره حتما پیگیری کنی که ما هم خیلی منتظر هستیم

ناشناس گفت...

مجید :‌
همیشه سخنگوی کمپین خانم اقبال لیست قبل و بعد داشت و مستمر بروز میکرد و خانواده ها را از نگرانی در میاورد اینبار هم فقط همین انتظارهست که خانم اقبال مثل همیشه یک لیست زحمت و یک لیست خروج بده تنها فکر بدی که میتوانم در حق خانم اقبال بکنم اینکه ممکن است هیچی نداردو همین جور کشکی حرفی زده است والا مطابق برنامه ثابتش وظیفه اش خارج کردن خانواده ها از نگرانی بود چطور اینجا این مسئولیت را فراموش کرده است بقیه هم چیزی اضافه تر از این از خانم اقبال نمیخواهند لطفا لیست را بیرونی کنید تا خانواده ها بتوانند سری آخری را که در عراق سرگردان بودن را نیز ببینند همین و بس آیا این انتظارزیادی است از خانم اقبال والله نه و برایش هم کاری نداره لیست و کار کردهایش تو دستش است چون سخنگو و بنیان گذار کمپین هست همه خانواده ها به ایشان نامه داده و مراجعه میکنند من از روی همین نظرات و نظراتی که در وبلاگ کمپین دیدم میگویم ولی ایشان در این رابطه سکوت میکنند درست نیست خانم اقبال .

جواد گفت...

وای بر سازمانی که کارش به اینجا کشیده. وای بر شما و وای بر ما و وای بر مردم ما، با شما هستم علیرضا و مجید با شما هستم هواداران دیگر نه چندان صادق و بعضا خونخوار مجاهدین . با تو هستم رئیس جمهور ابدی خانم مریم رجوی.
آهای علیرصا و مجید و مریم رجوی و اعوان و انصارها آیا انتظار زیادی از تنها آلترناتیو دمکراتیک است که خواستار اعلان استراتژی جدید و نقد و جمع بندی گذشته شویم، لطفا قبل از اینهمه خیلی ساده زبان به کام بگیرید و بقول معروف خفه شوید.

GHAHREMAN گفت...

تا جایی که من میدونم اگر اسامی را خانم اقبال منتشر میکرد برای رفع نگرانی از خانواده ها بود چون جماعت رجوی امکان تماس افراد با خانواده را بسته بودند و در نتیجه خانواده ها نمیدانستند که فرزندشان منتقل شده یا نه؟ در رابطه با جداشده ها این مشکل وجود ندارد و جداشده ها خودشان که بیرون می آیند به خانواده هایشان اطلاع میدهند و دیگر مشکل عدم اطلاع وجود ندارد. بعد هم من در اطلاعیه های انتقال کمپین دیده ام که نوشته شده قبل از انتشار نامها در سایت های دیگر آنها هیچ اسمی را منتشر نمیکنند. آیا جای دیگری این نامها منتشر شده؟

ناشناس گفت...

جمع كن بابا رفيق ملا
مثل طوطى هى تكرار مى كنى چرنديات توده نفتى خودت را.
بابا اين خانم را اگر تو از دور حلوا حلوا مى كنى، ما او را از نزديك مى شناسيم و همه هوش و ذكاوت و توانبندى او را از بحر هستيم. تو بزار اونهايى كه زنده هستند و اين خانم را مى شناسند سر به زمين بزارند بعد كلاغ را جاى كبوتر غالب كن. بابا عجب بيكارى تو، برو كنار رفيق پيكارى و اكثريتى، حزب اللهى و كشكت را بساز. در آخور ملا چه چپنما هايى پيدا مى شود.
رفيق قابيل

jahandid گفت...

با درود،

از خواندن اين كش و قوسها فقط اين را ميبينم كه بعد از رهايى يك عده كه جانشان زير ضرب و اتش دشمن بوده و توان هيچگونه دفاع از خود را نداشته اند، يك عده ديگر بر سر ان كه چكسى چكار كرده و چگونه كمك كرده است دچار مشكل شده اند! به واقع نميشود تشخيص داد كه اين عده از رژيم اخوندى هستند يا كه از طرفداران ان كسانى كه از رهايى اين اسيران شاد شده اند؟! يك كارى در اين مدت ١٠-١٢ سال صورت گرفته است. در اخر ان منجر به اين گرديده كه يه چند هزار نفر در نهايت بعد از تحمل رنج هاى طاقت فرسا از ان جهنمى كه اخوند در ان جولان ميداد و مانند گرازى وحشى و خونخوار ادمها را به گلوله ميبست و كت بسته با شليك گلوله در مغز انها، انها را به قتل ميرساند، بيرون امده اند و در جايى كه ديگر دست اخوند جنايتكار به انها نميرسد أمان يافته اند. ايا اين چيزى نيست كه بايد هر ازاديخواه را سرشار از شادى بكند؟ ايا اين چيزى نيست كه بيشترين ارزش انسانى را براى اين جانبدربردگان را دارا ميباشد؟ خودمان را براى لحظه اى بگذاريم در جاى انها. چه احساسى پيدا ميكنيم؟ ايا اين چيزى نيست كه همه ما جداى از بازى هاى سياسى و"استراتژى" و "جنگ تمام عيار" و هزاران عنوان ديگر كه در اين مدت ١٠-١٢ سال به اين اوضاع داده شده است، خواهانش بوديم؟ اگر اين است كه منطقن هم بايد باشد، پس چرا با طرح اين بازى هاى اخوند شاد كن (تازه اگر فرض را بر اين نگيريم كه خود لومپن هاى سايبرى اخوندى دستى در ان ندارند!)، باز فضايى الوده به كينه و كينه كشى ايجاد ميشود؟! اخوندها رو تف و لعنت ميكنيم كه چرا براى جان ادمها ذره اى ارزش قائل نيستند و بدرستى هم براى انها ارزوى سرنگونى داريم. از اين سوى هم بايد شاهد اين باشيم كه باز جان ادمها بى ارزش و قابل معامله بشود چون كه "استراتژى" اين را حكم ميكند!

انچه كه جلوى ديد ما قرار دارد و مسلم و محرز است اين است كه بزرگترين برنده بهم ريختگى اوضاع فعلى در ايران و كشورهاى اطراف و تمام خاورميانه اخوندهاى جنايتكار ميباشند. سياست و استراتژى امريكا بمانند نيرويى كه تمام زيربناهاى اين كشورها را نابود كرد و بعد انها را براى كركس ها و كفتارهاى عمامه بسر ول كرد و رفت، ميباشد. و حالا هم اين اخوند جنايتكار است كه جشن خون در اين كشورها گرفته روزانه بيشتر و بيشتر كشتار ميكند. و در ايران خودمان هم كه داريم ميبينيم كه اوضاع از هر نظرى در حال فروپاشى و نابودى ست. در اين اوضاع رو به نابودى هست و نيست تمام ميهن، عده اى در سايت "دريچه" بر سر اينكه چكسى و چه ليستى و ... مشغول جنگ و دعوا ميباشند!!! اخوند داره ميزند و ميبرد و تمام ميهن و مردم ما در معرض نابودى هستند، شما ميخواهيد در برابر اين اوضاع چكار بكنيد؟! بيايد اين بحث را بكنيد كه بواقع چكار بايد كرد؟ اين چند هزار هم كه از دست اخوندها بواقع نجات پيدا كردند را ميخواهيد وارد اين معادلات بكنيد و در برابر اخوند بكار بگيريد. خوب چكار بايد كرد؟ راه كارهاى موجود كدامند؟ جرقه هايى از جنبش هاى دانشجويى و كارگرى جسته و گريخته رو به شكلگيرى هستند. از درون خود حكومت اخوندى زمزمه هايى مبنى بر اينكه كل دستگاه به نقطه فروپاشى خودش رسيده، بلند شده است. همه شواهد حاكى از انند كه زمان كاملن بر عليه اخوند در حال پيشروى ست و به نقطه سرنگونى اخوند هر چه بيشتر نزديك تر ميشويم، حال بايد ديد كه چكار بايد كرد كه اينكار با حداقل كشتار و خون ريزى به سر منزل مقصود برسد. من خود نميدانم كه چكار ميشود كرد ولى اين را ميتوانم بگويم كه اينكارى كه در اينجا داريد ميكنيد را ميشود نكرد! اگر امكانى و نيرويى در اختيار هست را براى اين روزهاى مهم كه به سرنگونى اخوند نزديك ميشويم، بكار بگيريم و انرا نيز اعلام كنيد تا ديگرانى هم كه ارزوى برقرارى ازادى را دارند، بدانند كه چكار ميتوانند بكنند.

ناشناس گفت...

سمندر خان این مثلا جواب بود؟ تو اگر وکیل عاطفه اقبال نیستی چرا جواب میدی؟ اگر وکیل هستی چرا جواب بی سر و ته میدی؟ سوال من در مورد این ملاقاتهای بیشمار و نام این ملاقات شوندگان و پروتکل این ملاقاتها بود. چرا بی سر و ته مینویسی
علیرضا

GHAHREMAN گفت...

علیرضا جان، من که به سئوالت جواب دادم. مصلحتت نبود که به اون جواب بدی ؟ یا واقعا خودتو به کوچه علی چپ زدی؟ یا اینکه سئوالاتت از موضع مشخصی مطرح میشه و دنبال جواب حسابی اصلا نیستی!

صدیقه . م گفت...

خانم اقبال. کار شما کاری بود کارستان. مجاهدین می خواستند به هر قیمت در عراق بمانند همانطور که شما نوشته اند. من در نشست ها بودم و می دانم چه گفتند و ما چه شنیدیم. در مورد شما نیز تا میتوانستند دروغ گفتند و شما را اطلاعاتی وصل کردند و گفتند که چون رژیم میخواهد انتقال صورت گیرد شما خط رژیم را با کمپین پیش می برید. در حالیکه امروز میگویند رژیم خواستار انتقال نبود. دروغ میگویند. همه حرفهایشان طبق معمول دروغ است. به شما به آقای یغمایی به آقایان کریم قصیم و رضا روحانی تمهت های دروغ زدند. ولی خودشان و ما که در نشست ها بودیم خوب می دانستیم که دروغ میگویند. عاقبت هم مجبور شدند به قول شما به انتقال تن دهند وگرنه اگر دست خودشان بود تا ابد هم اینکار را نمیکردند.

جواد گفت...

حرفهای صدیقه خانم صد در صد درست است.احسنت.
فقط این را بگویم که برای رژیم چه ماندن در عراق به دلیل اشتباهات استراتژیک مجاهدین چه آلبانی برد بود.
ولی رژیم ترحیح میداد که مجاهدین در عراق بمانند و بتواند آنها را له کند
در عینحال مجاهدین هم همسو با رژیم همین را میخواستند. الان هم مجبور به ترک عراق شدند والا هنوز لیبرتی ملی بسوی تهران بود

ناشناس گفت...

سمندر
اقا علیرضای عزیز من کی گفتم نماینده خانم اقبال هستم من از طرف خودم جواب دادم در ضمن من یک راهنمائی به تو کردم عزیزم تو خوب متن را نخوندی عزیز گفتم به موقع اش همه چیز روشن میشود و اگر عجله داری برو از فرقه مستقیم بپرس
علیرضا نظرت راجب ناپدید شدن رهبر عقیدتی چیه رهبر سازمان مجاهدین رئیس شورای ملی مقاومت فرمانده ارتش ازادیبخش نایب امام زمان معلم کبیر فرمانده ارتش داخله فرمانده کل قوا همه اینها مربوط به رهبر عقیدتی است راستی مگر جنبش و مقاومت بدون رهبر میشود من مسئله دار شده ام علیرضا صادقانه بگو ایا رهبر دار فانی را وداع کرده و رفته پی کارش یا که هنوز هست بر مسند قدرت اگر رفته جانشینش کیست اگر نرفته کی می اید بنظرم این مهمتر از پیگیری تو باشد نازنین لطفا جواب این موضوعات را بده اقا علیرضا

سروناز گفت...

درود بر شماهایی که با صبوری این کار سنگین را پیش بردید و به ناسزاها بی اعتنا ماندید. این انتقال کار شما بوده و هست. حالا هر چه میخواهند جشن پیروزی بگیرند و جیغ و داد کنند. همه میدانند که چه کسی از ابتدا گفت، انتقال، چه کسی گفت، خروج ممنوع! درودتان باد

ناشناس گفت...

بعنوان پناهنده سیاسی مجاهدین ساکن آلبانی در آینده امکان سفر و یا انتقال به کشور های پیشرفته اروپایی خواهند داشت , اما من یقین دارم که این افراد دوران بازنشستگی خود را در آلبانی عقب افتاده طی خواهند کرد. چرا که ذهن کنترل شده این افراد نباید باز شود. رهبریت حاضره با دینار سعودی ها هر عمله بلوک شرقي را به فلان کنفرانس بکشانه و سیاهی لشکر جور کنه اما غیر ممکنه که اشرفی ها را به اروپای مدرن انتقال بده. کسی هست که شرط ببنده ؟ کوروش پاکزاد