مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۶ مهر ۴, سه‌شنبه

بد نیست بدانیم.شمس و مولانا و نقد عاشورا و عزاداری و موضع مولوی نسبت به ابن ملجم

ملاي رومي در محضر “شمس تبريزى”،عاشورا را به شادي و رقص و پاى‏كوبي مى ‏نشيند، نه به ماتم و اشك و اندوه!!
“شمس تبريزى” مى‏ گويد:“خجندى” بر خاندان پيامبر مى‏گريست، ما بر وي مى‏گريستيم، يكي به خدا پيوست، بر وي مى‏گريد…
!به نقل از خط سوم،دکتر صاحب الزمانی 31] 
مولوی نیز عزا و نوحه عاشورا را بر نمی تابد سوگواري شيعيان برای امام حسین را شدیدا مذمت نموده و مى ‏گويد:
 روز عاشورا همه اهل حلب 
 باب انطاكيه اندر تا به شب

 گرد آيد مرد و زن جمعي عظيم 
 ماتم آن خاندان دارد مقيم

 ناله و نوحه كنند اندر بكا
 شيعه عاشورا براي كربلا

 بشمرند آن ظلم‏ها و امتحان 
كز يزيد و شمر ديد آن خاندان

نعره‏ هاشان مى‏رود در ويل و وشت
 پر همي گردد همه صحرا و دشت

 خفته بودستيد تا اكنون شما 
 كه كنون جامه دريديت از عزا

پس عزا بر خود كنيد اي خفتگان 
 زانك بد مرگيست اين خواب گران

روح سلطاني ز زنداني بجست 
جامه چه دْرانيم و چون خاييم دست

چون كه ايشان خسرو دين بوده ‏اند 
 وقت شادي شد چو بشكستند بند

مولوی “ابن ‏ملجم”، قاتل علی ابن ابیطالب را ، آلت حق مى ‏شمارد، و بزرگ جنایت او را ـ  غیر قابل طعن و ملامت مى ‏داند و اینچنین از زبان علی خطاب به “ابن‏ ملجم” مى‏ سرايد :

من همي گويم بر او جف القلم     
ز اين قلم بس سرنگون گردد علم

ليك بیغم شو شفيع تو منم         
خواجه روحم نه مملوك تنم [1]



وی همچنین از زبان علی خطاب به ابن ملجم می گوید:

هیچ بغضی نیست در جانم زتو          
زانک این را من نمی دانم زتو

آلت حقی تو فاعل، دست حق          
چون زنم بر آلت حق طعن و دق

(مثنوی معنوی/ دفتر اول/ص190)

هیچ نظری موجود نیست: