ه‍.ش. ۱۳۹۵ مهر ۲۵, یکشنبه

بد نیست بدانیم.شمس و مولانا و نقد عاشورا و عزاداری و موضع مولوی نسبت به ابن ملجم

ملاي رومي در محضر “شمس تبريزى”،عاشورا را به شادي و رقص و پاى‏كوبي مى ‏نشيند، نه به ماتم و اشك و اندوه!!
“شمس تبريزى” مى‏ گويد:“خجندى” بر خاندان پيامبر مى‏گريست، ما بر وي مى‏گريستيم، يكي به خدا پيوست، بر وي مى‏گريد…
!به نقل از خط سوم،دکتر صاحب الزمانی 31]
مولوی نیز عزا و نوحه عاشورا را بر نمی تابد سوگواري شيعيان برای امام حسین را شدیدا مذمت نموده و مى ‏گويد:

 روز عاشورا همه اهل حلب 
 باب انطاكيه اندر تا به شب
 گرد آيد مرد و زن جمعي عظيم 
 ماتم آن خاندان دارد مقيم
 ناله و نوحه كنند اندر بكا
 شيعه عاشورا براي كربلا
 بشمرند آن ظلم‏ها و امتحان 
كز يزيد و شمر ديد آن خاندان
نعره‏ هاشان مى‏رود در ويل و وشت
 پر همي گردد همه صحرا و دشت
 خفته بودستيد تا اكنون شما 
 كه كنون جامه دريديت از عزا
پس عزا بر خود كنيد اي خفتگان 
 زانك بد مرگيست اين خواب گران
روح سلطاني ز زنداني بجست 
جامه چه دْرانيم و چون خاييم دست
چون كه ايشان خسرو دين بوده ‏اند 
 وقت شادي شد چو بشكستند بند

مولوی “ابن ‏ملجم”، قاتل علی ابن ابیطالب را ، آلت حق مى ‏شمارد، و بزرگ جنایت او را ـ  غیر قابل طعن و ملامت مى ‏داند و اینچنین از زبان علی خطاب به “ابن‏ ملجم” مى‏ سرايد :
من همي گويم بر او جف القلم     
ز اين قلم بس سرنگون گردد علم
ليك بیغم شو شفيع تو منم         
خواجه روحم نه مملوك تنم [1]

وی همچنین از زبان علی خطاب به ابن ملجم می گوید:
هیچ بغضی نیست در جانم زتو          
زانک این را من نمی دانم زتو
آلت حقی تو فاعل، دست حق          
چون زنم بر آلت حق طعن و دق
(مثنوی معنوی/ دفتر اول/ص190)

هیچ نظری موجود نیست: