ه‍.ش. ۱۳۹۵ آبان ۲۰, پنجشنبه

زادروز شیلر اندیشمندی که از حق، تکلیف، عدالت، نکویی ها و زیبایی ها سخن گفت

«فردريك شيلر Johann Christoph Friedrich von Schiller » مورخ، فيلسوف، نويسنده، نمايشنامه نگار و شاعر شهير آلمان و مردي كه از زيبايي ها و نكويي ها سخن گفته است دهم نوامبر 1759 (19 آبان) به دنیا آمد و امروز زادروز اوست.
Friedrich Schiller تاريخ جنگهاي سي ساله [اروپا] را كه پر از پند و اندرز است در نوامبر 1793 منتشر كرد ـ كتابي كه گفته شده است كمك بسيار به اتحاد کنونی اروپاييان كرده است. كتاب «ماري استوارت» و داستان «انسان» از دیگر نوشته های اوست. کتاب «داستان انسان» هنوز پایان نیافته بود که شیلر در نهم ماه می 1805 و
در 49 سالگی درگذشت. نوشته های شیلر حتی براي بشر امروز، از«بي مقام» و «صاحب قدرت» و از فقير تا دارا پند آموزند.



Friedrich Schiller بدون اشاره مستقيم به كارهايي كه به نام انقلاب فرانسه صورت گرفته بود؛ در يك رساله، عدالت را از اراده اكثريت جدا كرد و تاكيد كرد كه صداي اكثريت دليل اثبات عدالت نيست، خواست اكثريت نمي تواند حقي را پايمال كند. هر قانون موضوعه قبلی بايد توسط يك هيات بي طرف (بدون داشتن حُب و بُغض) بررسي همه جانبه و مجدد شود تا حق اقليت ـ حتي اگر اقليت ـ يك فرد باشد از دست نرود، عدالت يعني تضمین و رعایت حقوق فرد و جامعه (افراد). قانون نباید از اصول و حقوق و تکالیف جدا باشد. طرح و لایحه پیش از به صورت قانون درآمدن توسط کارشناسان مربوط و حقوقدانان بررسی و به اطلاع عامه برسد تا اظهار نظر کنند و این اظهار نظرها مورد توجه هیات مقنّن [مجلس، شورا و ...] قرارگیرد و مراحل رسیدگی طرح منظما به اطلاع عامه برسد تا درجریان قرار داشته باشند و نظر بدهند. قانون و ضابطه خلاف منطق و اصول است که به نارضایی های عمومی و بعضا عصیان می انجامد
ماخذ
http://www.iranianshistoryonthisday.com/farsi.asp

______________________________________________-


سرود شادی اثر فردریش شیلر

«سرود شادی» اثر شیلر (1805 – 1759) در کشورهای آلمانی زبان از همان شهرتی برخوردار است که «میازار موری که دانه کش است... » اثر فردوسی در سرزمین‏های فارسی زبان. شیلر این شعر را در سال 1785 سرود و در سال 1803 تغییراتی در آن داد و«سرود شادی» را به گونه‏ای که اکنون ترجمه شده است، در آورد.
بتهوون برای نخستین بار کلام  را وارد سمفونی کرد و چه کلامی برتر از «سرود شادی» برای او بود؟ سرودی که بتهوون از 16 سالگی با آن زیسته و شیفته آن بود. درباره شهرتی که ادغام این کلام و آن موسیقی برای یکدیگر به ارمغان آوردند، باید گفت که هیچ کدام و این دیگری نیست. روی این شعر تاکنون بیش از 40 بار موسیقی تصنیف شده است. فرانتس شوبرت آهنگ ساز بزرگ اتریشی یکی از این چهل نفر بود. ترانه شادی امروز سرود اروپای متحد است:

سرود شادی

شادی!
ای شعله شکوه خدایان!
ای دختر بهشت اساطیر!
ما در حریم قدس تو پا می‏نهیم شاد.
بار دگر فسون تو پیوند می‏دهد
آنچه جمود داد به قهر و غضب به باد؛
انسان شود برادر انسان
هر جا عطوفت تو بال و پر گشاد.
صدها هزار! میلیونها‏! به روی هم
آغوش خویش را بگشاییم
این بوسه‏ای است نثار جهان ما.
آنجا فراز خیمه اختر کو
کردست خانه، آن پدر مهربان ما.
هر کس که کیمیای سعادت- رفیق – یافت
یا آنکه داشت بانوی دلبندی
حتی
آنکس که در تمامی سیاره زمین
تنها
خود را بشناخته است
از شورشادمانی ما بهره یافته است.
اما
باید برون حلقه ما مویه گر شود
آن جانور که روی زشادی بتافتست.
دارد هماره پاس محبت را
هر کس که هست ساکن این حلقه کبیر.
آنگه که محبت است
تا روشنان فلک رهنمون ما
آنجا که
آن ذات ناشناس نشستست بر سریر.
هر که زنده است شادمانی را
نوشد از سینه طبیعت پاک،
هر که نیکوست، هر که بدکاره است
در پی رد سرخ او برخاک
شادی است آنکه بر تمام ما
بوسه‏ها داده است و میوه تاک...
میلیون‏ها!
به ستایش نشسته‏اید او را؟
ای جهان!
می‏شناسی تو خالق خود را؟
پی او باش برفراز سپهر!
خانه‏اش در ورای کوکب‏ها
شادی است نام کلک پراعجاز
نقشی از او، طبیعت جاویدان.
از شادی است گردش هفت اختر
هفت اختر محاط به گردونه زمان.
در این سپهر، تابش خورشیدها از اوست،
از شوق اوست گل شدن هر جوانه‏ای،
از اوست گردش همه اجرام دورکه
اختر شمار هم ندهد زان نشانه‏ای.
همچنان اختران که می‏گردند
بر مدار شکوهمند سپهر
رهسپارید ای برادرها!
در رهی پر مهر
شاد، چون قهرمان به سوی ظفر.
رهروان شکیب آیین را
شادی است آنکه می‏زند لبخند،
از پس پشت آتشین مرآت-
نامه‏اش آینه‏ی حقیقت‏ها.
ره نماید به طالبان آنگه
تا ستیغ همه فضیلت‏ها
بر بلندای کوه ایمان، هان!
بیرق او در اهتزاز است،
وز شکافی که سر زد از تابوت
شد برون، در صف ملایک شد
با ملایک کنون هم آواز است.
رفقا!
هم دلیری و هم شکیبایی
تا جهان بهین شکیبایی
زان فرا زان یکی خدا آخر
می‏دهد اجر این شکیبایی.

۲ نظر:

ناشناس گفت...

آقای یغمایی ترجمه شعر از خود شماست یا نه؟ اگر از کس دیگر است لطف کنید نامش را بنویسید. ممنون از شما

زکریا

esmail گفت...

سلام ترجمه از من نیست و جائی که خواندم نام مترجم نوشته نشده بود ولی میدانم سالها قبل آقای صادق طباطبائی این را ترجمه کرده بود کوشش میکنم نام مترجم را پیدا کنم