مردم. ایران و طبیعت ایران در خطرند

. فراموش نکنیم کورش نماد آغاز تاریخ واقعی ایران در مقابل تاریخ جعلی آخوند و مذهب ساخته است. کورش نماد هویت واقعی ایرانی در دور دست تاریخ است. گرامی اش داریم.بیاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم :در شرایط بسیار خطیر کنونی در گام نخست و در حکومت ملایان و مذهب مجموع جامعه انسانی ایران،تمامیت ارضی ایران،و طبیعت ایران در سراسر ایران در تهاجم و نکبت حکومت آخوندها در خطر است. اختلافات را به کناری بگذاریم، نیروهایمان را در نخستین گام در راستای نجات این سه مجموعه هم جهت کنیم و به خطر اصلی بیندیشیم .

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی

در گذرگاه تاریخ ایران. اسماعیل وفا یغمائی
تاریخ دوران باستانی ایران

۱۳۹۷ تیر ۲۱, پنجشنبه

فریاد اسماعیل وفا یغمائی


 بدون یک تحول و دگرگونی فرهنگی آزادی فریبی بیش نیست
دریغا
در سینه هامان دلی نیست
و در چشمهامان بارقه بینائی
تابمدد عشق ازین لجنزار هفت حصار برآئیم
و ببینیم که در آنسوی کشتارگاه شیخان
ونمایشخانه دلقکان به دریوزگی ازادی یک ملت
چه بر ما آوار شده است



فریاد
اسماعیل وفا یغمائی
بدون یک تحول و دگرگونی فرهنگی آزادی فریبی بیش نیست
***
نیمی مرده ایم 
              و نیمی زنده
و زندگانمان[دیریست دریغا ]نیمی مرده
مگر کلامی از نیم کشته ای برخیزد
تا زیر لب به اظهار حیات!
مبهمانه و هراسان «احسنت» و «مرحبائی» نثار کنند
وباد تلخ وزانست با رشحات خون وخاطره و اشک.



بادست
باد تلخ چهلساله
در امتداد ریشه های خونین هزاروچند صد ساله خود
هر ریشه خنجری تشنه ی خون و مرگ و خفقان
با تابوتها و تکبیرها
و شلاقها و شمشیرها
وندای خوش موذنان
با بشارت نام رسولی
که به گواهی  نفس در نفس به خون نوشته تاریخ
 جز دروازهای رحمت و رهائی را بر این سر زمین نگشود!
تا من وتو مغرور!  سر به سجده خدائی نهیم
که آتش شادی آفرین و مقدس زرتشت را 
درهفت توی دوزخ  مهیبش برافروخت
تا به سوختبار انسان
تا به سوختبار مرتدان و کافران و بد دینان و بی دینان
و مشرکان و محاربان و منافقان وکج اندیشان و بد اندیشان
که آفریدگان اویند
و هرآنکه رسولش بر او انگشت نهد،
گله های شادان و دست افشان مومنان را
 به بهشت جاودانش رهنمون شود.


در شهر میگردم و فریاد بر می آورم:
با موذنان هماوا شویم
با موذنان هماوا شویم
بزرگست خدا
بزرگست آن قهار جبار مکار
بزرگست آن حسیب مهیب
بزرگست آن ذوُالاِنتِقام ذوُالجَلال ­­و الاِکرام
بزرگست آن شَدیدُ العَذاب شَدیدُالعقاب، 
 بزرگست آن شَدیدُالمِحال
بزرگست آنچنان که به یکسان
جلاد و قربانی
در مرکز میدان خونین جدال
که اجساد کودکان ما
بر جسم بیجان ما و پدران و مادران ما
فرو غلتیده است
در پیشگاه عظمت او سر برخاک می نهند
تا چرخ و پر خدایگانیش
هم در جمجمه «تیمور» و «آغامحمد خان» چرخان باشد
و هم درنهانگاه هفت توی اندیشه من و تو
که سرها ی بی چشممان خشت و سنگ مناره ها شد
و چشمهای بی سرمان پیرامون سرهامان برخاک ریخت
ودر آخرین نفس نام او را بر زبان راندیم
و خاموش شدیم...


سیلی خورده خدا و آدمی
در شهر میگردم و مومنانه فریاد بر می آورم:
بزرگست خدا
با موذنان هماوا شویم
و هم با جلادان
و خاشع و منت پذیر بمانیم
که اگر آنان با نام خدا و آئینش
 خون پدر را بر اجساد پدران فرو ریختند
و دختران را بر تابوت مادران سپوختند
سپاس خدا را که اینان
با هفت بشارت پر نیرنگ
و هفتاد جامه رنگارنگ
نه از سرهای ما مناره ساختند
و نه از چشمهایمان مجلس آراستند
اما در رهگذار خونین خفقان
در هر گذر مناره های قلبهای له شده
و چشمانی که در آن فروغ خرد
باخمیر خرافه  
واستفراغ نو اندیشی شده ولایت
[استفراغ  و نجاست خشکیده قرون و اعصار ملایان]
 پوشانده شد
حکایت ما را باز میگوید.
دریغا  
در سینه هامان دلی نیست
و در چشمهامان بارقه بینائی
تابمدد عشق ازین لجنزار هفت حصار برآئیم
و ببینیم که در آنسوی کشتارگاه شیخان
ونمایشخانه دلقکان به دریوزگی ازادی یک ملت
چه بر ما آوار شده است.


در سینه هامان دلی نیست
تا با دل خود بطپیم
و در چشمهامان بارقه بینائی
تا با چشمهامان ببینیم
و گرنه میدیدیم
 «سرپوش» زنان و «عمامه »و «مندیل» شیخان
همان قلنسوه ایست
که مهاجمان آغازین! بفرمان آسمان و بر زمین
 در کنار اجساد دریده مردان ایران
بر خاک گستردند
تا اززنان و دختران به فتوای پروردگار کام گیرند
از تهمینه و گرد آفرید و  گردیه
در کنار اجساد سهراب و اسفندیار و سیاوش
و سپس آن را دو پاره کردند
تا یکپاره آن سرپوش زنان باشد
نشان بردگی  و ذلت و نکبت جاودان
و تکه دیگر، عمامه شیخان و ملایان
پاسدارتاریک بردگی و بردگان
تا جاودان....



نیمی مرده ایم و نیمی زنده
و زندگانمان[دیریست دریغا ]نیمی مرده
مگر کلامی از نیم کشته ای برخیزد
تا زیر لب به اظهار حیات!
مبهمانه و هراسان «احسنت» و «مرحبائی» نثار کنند
وباد تلخ وزانست با رشحات خون وخاطره و اشک.

اسماعیل وفا یغمائی
نوزدهم تیر ماه 1397

۳ نظر:

ناشناس گفت...

دوستی میگفت تعجب نکن چون جماعت رجوی عملیات نظامی دهه ۵۰ را در غیاب رهبران سازمان درسته ریختن تو جیب خودشون این که دیگه چهارتا رقصه ! بهش گفتم بحث رقصش نیست بلکه بحث اینه که هشتک برقص تا برقصیم ایده الوژی و دین و ایمانشونو بر باد فنا میدهد ! اخه دقیقا اخونداهم از همین وحشت کردن که ممکنه رقص دختران جوان به اسلام و دین مسلمانان لطمه بزنه و دارن گروگر بازداشت میکنن و مورد ضرب و شتم و زندان و شکنجه قرار میدهند . حتی دختر نوجوان ۱۷ ساله ای را با هزار تهدید و ارعاب انداختن تو پروژه تواب سازی ! واقعا چرا اخوند و مجاهد از رقص دختران جوان وحشت دارند ؟ ایا تا کنون دیده اید که اخوند برای رقص دخترش کف بزنه ؟ ایا تاکنون دیده اید خواهر مجاهد بیاد تو جمع برقصه ؟ وای چی میشه ! ایده الوژی نابود میشه ....

ناشناس گفت...

ای مرده شور این ایده الوژی را ببرن !

ناشناس گفت...

حاکمیت تفکر داعشی :
دزدان و غارتگران و جنایتکاران اسلامی با یه من پینه در پیشانی یک کشور را با همه هستی اش به ورطه نابودی کشانده اند وولی راست راست راه میروند و روزبه روز بر در سایه بیت رهبری بر ثروت و مکنت خود میافزایند و در کنار ان سیل عظیم مردم روزبروز فقیرتر و بی چیزتر میشوند و رقص یک دختربچه ۱۷ ساله با محاکمه و تعزیر مواجه میشود . ای ننگ و نفرت بر حاکمیت اخوندی .
حالا با رقص این دختربچه اپوزوسیونهای مذهبی - ایده الوژیک چگونه میتوانند موضع گیری کنند ؟ اگر بخواهند مانند پدرخوانده ایده الوژیکشان ( اخوندها ) با موضوع برخوردکنتد که ابروریزی است ! اگر بخواهند از وی حمایت کنند که با ایدهالوژی و مناسبات داخلی شان در تضاد قرار میگیرد ! پس چگونه میتوانند از ان بهره برداری به نفع خود بکنند ! انها میایند بدون اشاره به موضوع رقص ( چون برای خودشان منکر است ) با ادبیات خاصی بصورت فرصت طلبانه یکجوری میریزند توی جیب خودشان بطوریکه موضوع اصلی یعنی رقص مورد اشاره قرار نگیرد ! حالا ببینید که این الترناتیوهای خودخوانده تا چه حد شانه به شانه تفکر داعشی یعنی اخوند میسایند که در مسائل حقوق فردی و فردیت کپی برابر با اصل رژیم اخوندی هستند . وقتی درباره فرصت طلبی و روش سوء استفاده از ان صحبت میشود همه خودبخود به یاد جماعت توجیب ریز رجوی میافتند ، چون انان قیام دزدی میکنند و سرود روی کلیپ های قیام میگذارند ! و انرا ضایع میکنند .
این الترناتیو خودخوانده یک چیز برایش اهمیت داشته ودارد وان توجیب ریزی مبارزات مردم و مطرح شدن ولاغیر . این روش ۳۵ ساله شان بوده است . در پنهان نوکری و در عیان ژست و کیش شخصیت ولاغیر . این امر ثابت شده است .